❌ میل سیری ناپذیر داریوش هخامنشی به کشورگشایی و باجگیری و تهاجم به سایر ملتها و سرزمینها ❌
2⃣ قسمت دوم ✅
⚠️ مستعمرات یونانی که با تهاجم پارسها جزو قلمرو هخامنشیان شده بودند، دچار شورش یا بهتر بگوییم جنبش استقلال طلبی و رهایی از سلطه شدند و این جنبش ها توسط داریوش بزرگ سرکوب شد. رعب ایران در دل یونانیان افتاده بود، از طرفی بسیاری از یونانیانٍ اشرافی که از حکومت ملی یونان ناراضی بودند به دربار هخامنشی پناهنده شده بودند و وضع یونان را برای داریوش توصیف میکردند. در دربار ایران همه به این عقیده بودند که داریوش بدون جنگ میتواند یونان را مطیع کند. طبق همین عقیده، داریوش جارچیانی به کشورهای یونان فرستاد و اعلام کرد یونانیان باید سر تسلیم فرود آورند !!!
برخی شهرهای یونان پذیرفتند ولی شهرهای آتن و اسپارت(تن به ذلت ندادند و) نپذیرفتند و جارچیان را کشتند. پس، جنگ از نو شروع شد و داریوش، لشکری به فرماندهی یک مادی، به نام "داتیس(=Datis)" تدارک دید که از طریق دریا به آتن هجوم ببرد. نیروی دریایی ایران شامل 600 فروند کشتی جنگی بود و در ابتدا از دریای "ای کاری(=lcarie)" گذشت و به "ناکسوس" رفتند و سکنه آنجا را به بندگی(بردگی) گرفتند. سپس به "دلُس" هجوم بردند ولی بواسطه معبدی که آنجا بود متعرض مردم آنجا نشدند، سپس به سواحل "اوبیا" رفتند. چون کشتیها به نزدیک خشکی رسیدند، نخست، ایرانیها(=پارسها) شهر "اری تره" را محاصره کردند و مسخّر نمودند و بسبب شرکتی که اهالی آن شهر در طغیان(یا جنبش های استقلال طلبانه) آسیای صغیر و حمله به سارد داشتند، آن شهر را آتش زدند و بسیاری از مردم آن را به اسارت(بردگی) گرفته و به سرزمین عیلام تبعید کردند. این کار داتیس خطایی بزرگ بود و آتش خشم همه یونانیان مشتعل شد. یونانیان دانستند که اگر شکست بخورند چه عاقبتی در انتظار آنهاست، لذا تصمیم گرفتند که مردانه از میهن خود دفاع کنند.
⚠️نبرد ماراتُن. 600 کشتی ایرانی به شبه جزیره آتیک رسید و کشتیهای یونانی 353 فروند بود. "هیپ پیاس"، حاکم مخلوع آتن و همدست پارسها، گفته بود که کشتیهای ایرانی نزدیک خلیج ماراتُن توقف کنند چون نزدیک "آکروپولیس" بود و هیپ پیاس امیدوار بود که هوادارانش بتوانند ارگ آتن یا آکروپولیس را تصرف کنند ولی هیچکس هواخواه هیپ پیاس خائن نبود. آتنی ها چون از آمدن لشکر پارس به ماراتن، آگاه شدند به آنجا تاختند. لشکر آتن ده سردار داشت که یکی از آنها، "میل تیادس" پسر "کیمون" از نجبای آتنی بود. آتنی ها، نخست حاضر به جنگیدن نبودند ولی میل تیادس، آنان را به جنگ تحریک کرد. لشکر آتن نُه هزار تن بودند که پیش از جنگ، هزار تن هم از "پلاته" به آنان ملحق شدند ولی قشون اسپارت به عذر غیرموجه، در آمدن به میدان جنگ تاخیر کردند. دو لشکر در ماراتن مقابل هم صف آرایی نمودند و میل تیادس به سبب شناختی که از پارسها داشت، نبرد را شروع کرد. تدبیر او این بود که جناحین را تقویت کند زیرا کثرت پارسها منجر به محاصر آتنی ها نشود و قلب سپاه را هم بسط زیاد داد. او از طرف سرداران یونانی به فرماندهی لشکر انتخاب شد. حمله در زیر دره "ودانا" به وقوع پیوست و پارسها متعجب شدند که یونانیان بدون تقویت سواره نظام، بی پروا به آنان حمله بردند و این واقعه را خفیف شمردند. پارسیان و سکاها که در قلب لشکر هخامنشی بودند خوب مقاومت کردند و غلبه یافتند، لیکن آتنی ها در جناحین غالب شدند و روی به قلب لشکر هخامنشی آوردند و تلفات بسیار بر لشکر ایران(هخامنشی) وارد آوردند که این تلفات بین 4 تا 6 هزار نفر بود.
⚠️ بار دیگر داتیس ازطریق "فالرون(=Phaleron)" تدارک حمله به آتن را دید. ولی لشکر آتن زودتر از نیروهای هخامنشی به آنجا رسید، بنابراین هخامنشیان جرأت حمله نکردند و پس از اندکی توقف به آسیا بازگشتند. تلفات لشکر هخامنشی به نسبت تعدادشان، ناچیز بود و بواسطه شکست ماراتن نباید نااُمید و دلشکسته می شدند، لیکن داتیس، سردار ایران(هخامنشیان)، جبن(=ترس از جنگیدن) بخرج داده بود و عازم آسیای صغیر شد و بدنامی ابدی برای پارسیان فراهم کرد !!!
یونانیان فهمیدند که ایرانیان (=هخامنشیان) را میتوان شکست داد و این فتح باعث قوت قلب آنان شد. 2هزار تن از نیروی اسپارت به آتیک شتافتند ولی جنگ تمام شده بود و افتخار فتح نصیب آتنی ها شده بود.
⚠️هرودوت میگوید: «خبر شکست پارسی ها به گوش داریوش رسید. بر خشم او نسبت به آتنی ها بیفزود. فرمان داد تدارکات بیشتری برای جنگ دیده شود و به این مقصود مأمورانی به ایالات ایرانی برای گردآوری لشکر فرستاد. شکست ایران(هخامنشیان) در ماراتن به حیثیت داریوش در مستعمراتش صدمه وارد آورد و موجب اغتشاش آنها در ایران شد. چنانکه شورش مصریان نیز در اثر این فتح یونانیان بود»
📚 منبع:
ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 208 تا 211
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
2⃣ قسمت دوم ✅
⚠️ مستعمرات یونانی که با تهاجم پارسها جزو قلمرو هخامنشیان شده بودند، دچار شورش یا بهتر بگوییم جنبش استقلال طلبی و رهایی از سلطه شدند و این جنبش ها توسط داریوش بزرگ سرکوب شد. رعب ایران در دل یونانیان افتاده بود، از طرفی بسیاری از یونانیانٍ اشرافی که از حکومت ملی یونان ناراضی بودند به دربار هخامنشی پناهنده شده بودند و وضع یونان را برای داریوش توصیف میکردند. در دربار ایران همه به این عقیده بودند که داریوش بدون جنگ میتواند یونان را مطیع کند. طبق همین عقیده، داریوش جارچیانی به کشورهای یونان فرستاد و اعلام کرد یونانیان باید سر تسلیم فرود آورند !!!
برخی شهرهای یونان پذیرفتند ولی شهرهای آتن و اسپارت(تن به ذلت ندادند و) نپذیرفتند و جارچیان را کشتند. پس، جنگ از نو شروع شد و داریوش، لشکری به فرماندهی یک مادی، به نام "داتیس(=Datis)" تدارک دید که از طریق دریا به آتن هجوم ببرد. نیروی دریایی ایران شامل 600 فروند کشتی جنگی بود و در ابتدا از دریای "ای کاری(=lcarie)" گذشت و به "ناکسوس" رفتند و سکنه آنجا را به بندگی(بردگی) گرفتند. سپس به "دلُس" هجوم بردند ولی بواسطه معبدی که آنجا بود متعرض مردم آنجا نشدند، سپس به سواحل "اوبیا" رفتند. چون کشتیها به نزدیک خشکی رسیدند، نخست، ایرانیها(=پارسها) شهر "اری تره" را محاصره کردند و مسخّر نمودند و بسبب شرکتی که اهالی آن شهر در طغیان(یا جنبش های استقلال طلبانه) آسیای صغیر و حمله به سارد داشتند، آن شهر را آتش زدند و بسیاری از مردم آن را به اسارت(بردگی) گرفته و به سرزمین عیلام تبعید کردند. این کار داتیس خطایی بزرگ بود و آتش خشم همه یونانیان مشتعل شد. یونانیان دانستند که اگر شکست بخورند چه عاقبتی در انتظار آنهاست، لذا تصمیم گرفتند که مردانه از میهن خود دفاع کنند.
⚠️نبرد ماراتُن. 600 کشتی ایرانی به شبه جزیره آتیک رسید و کشتیهای یونانی 353 فروند بود. "هیپ پیاس"، حاکم مخلوع آتن و همدست پارسها، گفته بود که کشتیهای ایرانی نزدیک خلیج ماراتُن توقف کنند چون نزدیک "آکروپولیس" بود و هیپ پیاس امیدوار بود که هوادارانش بتوانند ارگ آتن یا آکروپولیس را تصرف کنند ولی هیچکس هواخواه هیپ پیاس خائن نبود. آتنی ها چون از آمدن لشکر پارس به ماراتن، آگاه شدند به آنجا تاختند. لشکر آتن ده سردار داشت که یکی از آنها، "میل تیادس" پسر "کیمون" از نجبای آتنی بود. آتنی ها، نخست حاضر به جنگیدن نبودند ولی میل تیادس، آنان را به جنگ تحریک کرد. لشکر آتن نُه هزار تن بودند که پیش از جنگ، هزار تن هم از "پلاته" به آنان ملحق شدند ولی قشون اسپارت به عذر غیرموجه، در آمدن به میدان جنگ تاخیر کردند. دو لشکر در ماراتن مقابل هم صف آرایی نمودند و میل تیادس به سبب شناختی که از پارسها داشت، نبرد را شروع کرد. تدبیر او این بود که جناحین را تقویت کند زیرا کثرت پارسها منجر به محاصر آتنی ها نشود و قلب سپاه را هم بسط زیاد داد. او از طرف سرداران یونانی به فرماندهی لشکر انتخاب شد. حمله در زیر دره "ودانا" به وقوع پیوست و پارسها متعجب شدند که یونانیان بدون تقویت سواره نظام، بی پروا به آنان حمله بردند و این واقعه را خفیف شمردند. پارسیان و سکاها که در قلب لشکر هخامنشی بودند خوب مقاومت کردند و غلبه یافتند، لیکن آتنی ها در جناحین غالب شدند و روی به قلب لشکر هخامنشی آوردند و تلفات بسیار بر لشکر ایران(هخامنشی) وارد آوردند که این تلفات بین 4 تا 6 هزار نفر بود.
⚠️ بار دیگر داتیس ازطریق "فالرون(=Phaleron)" تدارک حمله به آتن را دید. ولی لشکر آتن زودتر از نیروهای هخامنشی به آنجا رسید، بنابراین هخامنشیان جرأت حمله نکردند و پس از اندکی توقف به آسیا بازگشتند. تلفات لشکر هخامنشی به نسبت تعدادشان، ناچیز بود و بواسطه شکست ماراتن نباید نااُمید و دلشکسته می شدند، لیکن داتیس، سردار ایران(هخامنشیان)، جبن(=ترس از جنگیدن) بخرج داده بود و عازم آسیای صغیر شد و بدنامی ابدی برای پارسیان فراهم کرد !!!
یونانیان فهمیدند که ایرانیان (=هخامنشیان) را میتوان شکست داد و این فتح باعث قوت قلب آنان شد. 2هزار تن از نیروی اسپارت به آتیک شتافتند ولی جنگ تمام شده بود و افتخار فتح نصیب آتنی ها شده بود.
⚠️هرودوت میگوید: «خبر شکست پارسی ها به گوش داریوش رسید. بر خشم او نسبت به آتنی ها بیفزود. فرمان داد تدارکات بیشتری برای جنگ دیده شود و به این مقصود مأمورانی به ایالات ایرانی برای گردآوری لشکر فرستاد. شکست ایران(هخامنشیان) در ماراتن به حیثیت داریوش در مستعمراتش صدمه وارد آورد و موجب اغتشاش آنها در ایران شد. چنانکه شورش مصریان نیز در اثر این فتح یونانیان بود»
📚 منبع:
ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 208 تا 211
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️میل سیری ناپذیر داریوش هخامنشی به کشورگشایی و باجگیری و تهاجم به سایر ملتها و سرزمینها. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 208 تا 211
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️میل سیری ناپذیر داریوش هخامنشی به کشورگشایی و باجگیری و تهاجم به سایر ملتها و سرزمینها. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 208 تا 211
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️میل سیری ناپذیر داریوش هخامنشی به کشورگشایی و باجگیری و تهاجم به سایر ملتها و سرزمینها. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 208 تا 211
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️میل سیری ناپذیر داریوش هخامنشی به کشورگشایی و باجگیری و تهاجم به سایر ملتها و سرزمینها. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 208 تا 211
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⚠️شبیه سازی نبرد ماراتُن. نبردی که منجر به شکست هخامنشیان شد و در نهایت سرافکندگی به آسیا بازگشتند و صدمه بزرگی به حیثیت داریوش اول وارد آورد.
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ ساحل ماراتُن، جاییکه پارسها(=هخامنشیان) برای تهاجم به آتن وارد خشکی شدند.
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ مکان شروع نبرد ماراتُن بین آتنی ها و هخامنشیان که به شکست مفتضحانه ارتش داریوش بزرگ هخامنشی خاتمه یافت.
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️کلاهخود و مجسمه "میل تیادس" واقع در دشت ماراتُن که فرمانده ارتش آتن بود در جنگ ماراتُن و به شکست تحقیر آمیز ارتش هخامنشی و داتیس و داریوش انجامید.
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⚠️خشم و ترس کشیش فرانسوی از رشد سریع و فزاینده اسلام در غرب. دین رسول خوبیها، محمد صلی الله علیه و سلم در تمام جهان حاکم خواهد شد به اذن الله تعالی
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ریشه تاریخی دوی ماراتُن که از مسابقات المپیک می باشد در چیست? ❌
⚠️ در سال 490 پیش از میلاد مسیح، هنگامیکه ارتش هخامنشی با 600 فروند کشتی جنگی به یونان حمله برد، یکی از تدابیر یونانیها و اهالی آتن این بود که از همسایه خود یعنی اسپارت برای مقابله و دفاع در برابر هجوم هخامنشیان طلب کمک کنند. چون نیروهای هخامنشی در سواحل ماراتُن از کشتی پیاده شدند، یک آتنی به نام فیدیپیدس یا فيليپيدس هنگامیکه از تصرف جزيره "اوبیا" توسط ارتش هخامنشی، آگاه شد و پياده شدن هخامنشیان را از کشتی در "آتيک" و دشت ماراتن دید، مسافت 240 كيلومتر فاصله آتن تا اسپارت را در دو شبانه روز دويد تا از سران اسپارت بخواهد كه نیروی کمکی به آتن بفرستند جهت اقدام دفاعی مقابل متجاوزان هخامنشی. وی دوم سپتامبر سال 490 پيش از ميلاد به اسپارت رسيد و درخواست نیروی کمکی را به اسپارت مطرح ساخت. به نوشته هرودوت، فيديپيدس پس از بازگشت به آتن به ميدان جنگ رفت و هنگامیکه مشاهده کرد پارسها(هخامنشیان) به کشتی های خود باز میگردند تا ازمنطقه خارج شوند مسافت ساحل تا شهر آتن(یعنی عرض ناحيه ماراتن Marathon) را که 40 کيلومتر بود دويد تا مردم آتن را که در نگرانی و وحشت بسر می بردند از خروج و عقب نشینی پارسها آگاه سازد که پس از دادن خبر، بر زمين افتاد و درگذشت. به این خاطر مسابقه دوی طولانی در المپيک را "ماراتن" نامگذاری کرده اند که مسافت آن 42 کيلومتر می باشد. و به نوعی یادآور تجاوز داریوش هخامنشی به یونان و شکست ارتش هخامنشی مقابل نیروهای آتنی در نبرد ماراتُن است.
https://www.google.com/url?sa=t&source=web&rct=j&url=https://www.awesomestories.com/asset/view/Legendary-Runner-of-Marathon-Pheidippides&ved=2ahUKEwiTn7Gq4c_gAhUF1RoKHTH_BWYQFjAAegQIBhAB&usg=AOvVaw2KudaK10YQ_CwKBgN0Fu3L
📚 منبع:
تاریخ هرودوت، جلد ششم، بند 106
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ در سال 490 پیش از میلاد مسیح، هنگامیکه ارتش هخامنشی با 600 فروند کشتی جنگی به یونان حمله برد، یکی از تدابیر یونانیها و اهالی آتن این بود که از همسایه خود یعنی اسپارت برای مقابله و دفاع در برابر هجوم هخامنشیان طلب کمک کنند. چون نیروهای هخامنشی در سواحل ماراتُن از کشتی پیاده شدند، یک آتنی به نام فیدیپیدس یا فيليپيدس هنگامیکه از تصرف جزيره "اوبیا" توسط ارتش هخامنشی، آگاه شد و پياده شدن هخامنشیان را از کشتی در "آتيک" و دشت ماراتن دید، مسافت 240 كيلومتر فاصله آتن تا اسپارت را در دو شبانه روز دويد تا از سران اسپارت بخواهد كه نیروی کمکی به آتن بفرستند جهت اقدام دفاعی مقابل متجاوزان هخامنشی. وی دوم سپتامبر سال 490 پيش از ميلاد به اسپارت رسيد و درخواست نیروی کمکی را به اسپارت مطرح ساخت. به نوشته هرودوت، فيديپيدس پس از بازگشت به آتن به ميدان جنگ رفت و هنگامیکه مشاهده کرد پارسها(هخامنشیان) به کشتی های خود باز میگردند تا ازمنطقه خارج شوند مسافت ساحل تا شهر آتن(یعنی عرض ناحيه ماراتن Marathon) را که 40 کيلومتر بود دويد تا مردم آتن را که در نگرانی و وحشت بسر می بردند از خروج و عقب نشینی پارسها آگاه سازد که پس از دادن خبر، بر زمين افتاد و درگذشت. به این خاطر مسابقه دوی طولانی در المپيک را "ماراتن" نامگذاری کرده اند که مسافت آن 42 کيلومتر می باشد. و به نوعی یادآور تجاوز داریوش هخامنشی به یونان و شکست ارتش هخامنشی مقابل نیروهای آتنی در نبرد ماراتُن است.
https://www.google.com/url?sa=t&source=web&rct=j&url=https://www.awesomestories.com/asset/view/Legendary-Runner-of-Marathon-Pheidippides&ved=2ahUKEwiTn7Gq4c_gAhUF1RoKHTH_BWYQFjAAegQIBhAB&usg=AOvVaw2KudaK10YQ_CwKBgN0Fu3L
📚 منبع:
تاریخ هرودوت، جلد ششم، بند 106
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ریشه تاریخی دوی ماراتُن. فیدیپیدس خبر شکست و خروج هخامنشیان از خاک یونان را با دویدن از میدان نبرد ماراتُن تا آتن به گوش مردم آتن رساند، سپس مُرد.
✅کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ لابد کوروش و داریوش قهرمانند که عمر خود را صرف تجاوز به ملتها و قتل عام انسانهایی کردند که هیچ دشمنی با هخامنشیان نداشتند !
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ غارت و کشتار یونانیان و بردگی کودکان آنها توسط داریوش هخامنشی ❌
⚠️ اکنون به چرایی و ریشه یابی این جنایت فجیع و ضدبشری داریوش هخامنشی می پردازیم:
طبق مطالب هرودوت، داریوش در صدد تسخیر یونان نبود و بسیاری از درباریان ایران بر این عقیده بودند که جنگ با یونان امری بی نتیجه است. اما ولات(=والیان ، حاکمان) ایران در آسیای صغیر، نظرشان غیر از این بود، چون توسعه قلمرو و اقتدار خود را میخواستند از موقعیت استفاده میکردند تا جزایر یونانی را یکی پس از دیگری تحت تابعیت ایران در بیاورند و این روند حاکمان ایرانی و شورشهایی(جنبش های استقلال طلبانه) که در مستعمرات یونانیٍ هخامنشیان در آسیای صغیر روی داد، باعث جنگ داریوش با یونانیان گردید.
❗️نکته: پس عامل اصلی جنگ حاکمان ایرانی بودند که در آسیای صغیر بر مستعمرات یونانیٍ هخامنشیان، حکومت میکردند که میل وافری به تصاحب خاک و شهرهای یونانی داشتند.
⚠️ "هیس تیا" حاکم شهر یونانی نشین "میلت"، شخصی بود که هنگام حمله داریوش به سکاها، به داریوش خوش خدمتی کرد، داریوش هم برای جبران، شهر "میرسین(Myrcin)" را به او بخشید و هیس تیا، پس از چندی استحکاماتی در این شهر بناکرد. بغابوخش(مگابیز)، داریوش را از خیالات هیس تیا آگاه کرد، داریوش او را احضار نمود و حکومت شهر میلت و میرسین را از او گرفت و به "آریستاگُر" داد. هیس تیا در دربار داریوش متوقف شد و بصورت پنهانی آریستاگُر را به شورش تحریک میکرد، لذا شورشهایی در مستعمرات یونانیٍ هخامنشیان روی داد. آریستاگر چون میدانست ارتش هخامنشی بزودی خواهد رسید، از یونانیان استمداد کرد. اسپارتیها حاضر به کمک نشدند ولی آتنی ها 20 فروند کشتی به کمک او فرستادند، در نتیجه شورش به همه بلاد آسیای صغیر سرایت کرد. شورشیان در سال 498 ق. م به شهر سارد حمله بردند و آنرا متصرف شدند و آتش زدند ولی موفق به گرفتن ارگ سارد نشدند زیرا برادر داریوش و آرتافرن حاکم هخامنشیٍ سارد مقاومت کردند و چون این خبر به پارسیها رسید با جمع آوری نیرو، شورشیان یونانی را در شهر "افسوس(Ephesuse)" شکست دادند، پس از شکست یونانی ها، آتنی ها دست از تقویت شورشیان یونانی برداشتند و به آریستاگُر جواب دادند که کمکی نخواهند کرد.
❗️نکته: مستعمرات یونانیٍ هخامنشیان، چون نمیخواستند زیر سلطه هخامنشیان باشند اغلب شورش میکردند و این شورشها توسط هخامنشیان به شکل خشنی سرکوب میشد. البته تحریک داریوش هخامنشی بوسیله مگابیز تا هیس تیا را از قدرت خلع کند هم بی تاثیر نبود در این شورش یونانیان.
⚠️ « دیری نگذشت که لشکر هخامنشیان از هر سو به محل اغتشاش روی آوردند. بالاخره در نزدیکی شهر میلت جنگی در گرفت و یونانیان مضمحل شدند (=سرکوب شدند). میلت و جزیره لاد سقوط کرد و غارت شد و مردم آن کشته شدند و کودکان آنان به اسیری(بردگی) به شهر "آمپه(Ampe)" واقع در دهانه دجله برده شدند.» و این بود پاسخ داریوش هخامنشی به مردمی که نمیخواستند زیر یوغ هخامنشیان زندگی کنند و باجگذار آنها باشند.
📚منبع:
ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 206 و 207
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ اکنون به چرایی و ریشه یابی این جنایت فجیع و ضدبشری داریوش هخامنشی می پردازیم:
طبق مطالب هرودوت، داریوش در صدد تسخیر یونان نبود و بسیاری از درباریان ایران بر این عقیده بودند که جنگ با یونان امری بی نتیجه است. اما ولات(=والیان ، حاکمان) ایران در آسیای صغیر، نظرشان غیر از این بود، چون توسعه قلمرو و اقتدار خود را میخواستند از موقعیت استفاده میکردند تا جزایر یونانی را یکی پس از دیگری تحت تابعیت ایران در بیاورند و این روند حاکمان ایرانی و شورشهایی(جنبش های استقلال طلبانه) که در مستعمرات یونانیٍ هخامنشیان در آسیای صغیر روی داد، باعث جنگ داریوش با یونانیان گردید.
❗️نکته: پس عامل اصلی جنگ حاکمان ایرانی بودند که در آسیای صغیر بر مستعمرات یونانیٍ هخامنشیان، حکومت میکردند که میل وافری به تصاحب خاک و شهرهای یونانی داشتند.
⚠️ "هیس تیا" حاکم شهر یونانی نشین "میلت"، شخصی بود که هنگام حمله داریوش به سکاها، به داریوش خوش خدمتی کرد، داریوش هم برای جبران، شهر "میرسین(Myrcin)" را به او بخشید و هیس تیا، پس از چندی استحکاماتی در این شهر بناکرد. بغابوخش(مگابیز)، داریوش را از خیالات هیس تیا آگاه کرد، داریوش او را احضار نمود و حکومت شهر میلت و میرسین را از او گرفت و به "آریستاگُر" داد. هیس تیا در دربار داریوش متوقف شد و بصورت پنهانی آریستاگُر را به شورش تحریک میکرد، لذا شورشهایی در مستعمرات یونانیٍ هخامنشیان روی داد. آریستاگر چون میدانست ارتش هخامنشی بزودی خواهد رسید، از یونانیان استمداد کرد. اسپارتیها حاضر به کمک نشدند ولی آتنی ها 20 فروند کشتی به کمک او فرستادند، در نتیجه شورش به همه بلاد آسیای صغیر سرایت کرد. شورشیان در سال 498 ق. م به شهر سارد حمله بردند و آنرا متصرف شدند و آتش زدند ولی موفق به گرفتن ارگ سارد نشدند زیرا برادر داریوش و آرتافرن حاکم هخامنشیٍ سارد مقاومت کردند و چون این خبر به پارسیها رسید با جمع آوری نیرو، شورشیان یونانی را در شهر "افسوس(Ephesuse)" شکست دادند، پس از شکست یونانی ها، آتنی ها دست از تقویت شورشیان یونانی برداشتند و به آریستاگُر جواب دادند که کمکی نخواهند کرد.
❗️نکته: مستعمرات یونانیٍ هخامنشیان، چون نمیخواستند زیر سلطه هخامنشیان باشند اغلب شورش میکردند و این شورشها توسط هخامنشیان به شکل خشنی سرکوب میشد. البته تحریک داریوش هخامنشی بوسیله مگابیز تا هیس تیا را از قدرت خلع کند هم بی تاثیر نبود در این شورش یونانیان.
⚠️ « دیری نگذشت که لشکر هخامنشیان از هر سو به محل اغتشاش روی آوردند. بالاخره در نزدیکی شهر میلت جنگی در گرفت و یونانیان مضمحل شدند (=سرکوب شدند). میلت و جزیره لاد سقوط کرد و غارت شد و مردم آن کشته شدند و کودکان آنان به اسیری(بردگی) به شهر "آمپه(Ampe)" واقع در دهانه دجله برده شدند.» و این بود پاسخ داریوش هخامنشی به مردمی که نمیخواستند زیر یوغ هخامنشیان زندگی کنند و باجگذار آنها باشند.
📚منبع:
ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 206 و 207
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️غارت،کشتار و بردگی کودکان یونانی توسط داریوش هخامنشی، بدلیل اینکه نمیخواستند زیریوغ بندگی هخامنشیان باشند. ایران درعهد باستان،محمدجواد مشکور،ص206
✅کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️غارت،کشتار و بردگی کودکان یونانی توسط داریوش هخامنشی، بدلیل اینکه نمیخواستند زیریوغ بندگی هخامنشیان باشند. ایران درعهد باستان،محمدجواد مشکور،ص207
✅کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ ظلم داریوش هخامنشی به ملل مغلوبه، بخاطر گرفتن خراج سنگین از آنان و نزاع فرزندان داریوش بر سر قدرت ❌
⚠️ مصر در زمان کمبوجیه، فرزند کوروش فتح شد و در زمان داریوش، مردم مصر علیه سلطه هخامنشیان بر کشورشان قیام کردند. علت این طغیان و شورش خراج های گزافی(=مالیاتهای سنگین)بود که ازطرف ایران (هخامنشیان) به مصر تحمیل میشد. در سال 487 ق. م شخصی به نام "خبیش" برضدّ داریوش در مصر قیام کرد و خود را پسامتیک چهارم خواند. البته تحریکات یونانیان و خصوصا پیروزی یونانیان در نبرد ماراتُن، سهم بسزایی در شکل گیری قیام مردم مصر داشت. داریوش بر آن شد که شورش مصر را فرونشاند و یونانیان را نیز به سزای خود برساند. ولی از بخت بلند یونانیها، داریوش در سال 486 ق. م یعنی در سی و ششمین سال پادشاهی خود درگذشت.
⚠️ هرودوت میگوید: وقتیکه داریوش در تهیه جنگ با یونان بود، مشکلی پیش آمد و بایستی پیش از حرکت بطرف یونان و مصر، ولیعهد خود را برگزیند. داریوش از زن اول خود که دختر گبریاس بود، سه پسر داشت. داریوش پس از نشستن بر تخت، "آتوس سا" دختر کوروش را گرفت و چهار پسر از او پیدا کرد. ارشد اولاد زن اول، "آرتوبازان"(Artobazan و به روایت دیگر آریارامنه) بود و بزرگترین پسر از زن دوم داریوش، خشایارشا بود. چون این پسران از دو مادر بودند اختلاف در گرفت. آرتوبازان میگفت من ارشد اولادم و ولیعهدی حق من است. خشایارشا پاسخ میداد که مادر من دختر کوروش است و کوروش آزاد کننده پارس است. یکی از اسپارتیان به نام "دمارات"، فصل این نزاع کرد. به خشایارشا گفت: علاوه بر اینکه مادر تو دختر کوروش است، تو وقتی تولد یافتی که داریوش، شاه بود. بنابراین حق به جانب توست. پس از بیان این استدلال داریوش هم خشایارشا را مُحق دانسته و او را ولیعهد خود کرد.
📚 منبع:
تاریخ ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 212
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ مصر در زمان کمبوجیه، فرزند کوروش فتح شد و در زمان داریوش، مردم مصر علیه سلطه هخامنشیان بر کشورشان قیام کردند. علت این طغیان و شورش خراج های گزافی(=مالیاتهای سنگین)بود که ازطرف ایران (هخامنشیان) به مصر تحمیل میشد. در سال 487 ق. م شخصی به نام "خبیش" برضدّ داریوش در مصر قیام کرد و خود را پسامتیک چهارم خواند. البته تحریکات یونانیان و خصوصا پیروزی یونانیان در نبرد ماراتُن، سهم بسزایی در شکل گیری قیام مردم مصر داشت. داریوش بر آن شد که شورش مصر را فرونشاند و یونانیان را نیز به سزای خود برساند. ولی از بخت بلند یونانیها، داریوش در سال 486 ق. م یعنی در سی و ششمین سال پادشاهی خود درگذشت.
⚠️ هرودوت میگوید: وقتیکه داریوش در تهیه جنگ با یونان بود، مشکلی پیش آمد و بایستی پیش از حرکت بطرف یونان و مصر، ولیعهد خود را برگزیند. داریوش از زن اول خود که دختر گبریاس بود، سه پسر داشت. داریوش پس از نشستن بر تخت، "آتوس سا" دختر کوروش را گرفت و چهار پسر از او پیدا کرد. ارشد اولاد زن اول، "آرتوبازان"(Artobazan و به روایت دیگر آریارامنه) بود و بزرگترین پسر از زن دوم داریوش، خشایارشا بود. چون این پسران از دو مادر بودند اختلاف در گرفت. آرتوبازان میگفت من ارشد اولادم و ولیعهدی حق من است. خشایارشا پاسخ میداد که مادر من دختر کوروش است و کوروش آزاد کننده پارس است. یکی از اسپارتیان به نام "دمارات"، فصل این نزاع کرد. به خشایارشا گفت: علاوه بر اینکه مادر تو دختر کوروش است، تو وقتی تولد یافتی که داریوش، شاه بود. بنابراین حق به جانب توست. پس از بیان این استدلال داریوش هم خشایارشا را مُحق دانسته و او را ولیعهد خود کرد.
📚 منبع:
تاریخ ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 212
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ ظلم داریوش هخامنشی به ملل مغلوبه و گرفتن خراج سنگین از آنها و نزاع فرزندان داریوش بر سر قدرت. تاریخ ایران باستان، محمدجواد مشکور، ص212
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ کپی برداری گاو بالدار یا لاماسو توسط هخامنشیان از آثار تمدن آشوری بین النهرین واقع در عراق امروزی !
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ خشایار شاه و سرکوب قیام های استقلال طلبانه مردم مصر و بابل و غارت این شهرها، زیرا که مصر و بابل نمی خواستند خراجگزار و تحت سلطه هخامنشیان باشند ❌
⚠️ خشایار شاه پسر داریوش اول بود، از زن دوم داریوش یعنی آتوس سا(Atossa) که دختر کوروش بزرگ بود و در 35 سالگی به تخت سلطنت نشست(486 ق. م)
⚠️ فرو نشاندن(سرکوب) شورش مصر. خشایار شاه در آغاز پادشاهی خود بر آن شد، شورشی را که در مصر روی داده بود را فرونشاند. پس با لشکری بسوی آن کشور رهسپار شد و شخصی به نام خبیش (Xabish) که سر، بلند کرده و خود را فرعون میخواند، از پیش او بگریخت و ایرانیان(هخامنشیان) همدستان او را کیفر داده و دلتای نیل را غارت کردند !!!
سپس برادر خشایار شاه که هخامنش نام داشت استاندار مصر شد.
⚠️ فرونشاندن(سرکوب) شورش بابل. خشایار شاه سپس به سمت بابل لشکر کشید. بنا به الواح در آنجا چند تن دعوی پادشاهی کرده بودند، که نام دو تن از آنها "بل شیمانا" و "شی کوشتی" بود. پس از آن شخصی به نام "آک شی ماسو" خود را پادشاه بابل دانست و "زوپیر(Zopyre)" از طرف ایران والی بابل گشت و شورش را فرو نشاند، ولی چندی بعد او را کشتند و پسر او "بغابوخش(مگابیز)" بجای او برگزیده شد.
ایرانیان(هخامنشیان) در این باره، بقول هرودوت با بابلی ها به سختی رفتار کردند و دیوار و معابد شهر را به امر خشایار شاه ویران کردند و اهل شهر را به اسیری بردند و مجسمه بل مردوک، رب النوع بابل را به ایران بردند. آریان و استرابون مینویسند که معبد "اساهیل" ویران شد و آن هیکل زرّین که در پیش بابلیان بسیار مقدس بود و هر پادشاه قانونی بابل در آغاز سال دست آن بت را میگرفت. پس از این واقعه، دیگر بابل کمر راست نکرد و ایالتی از ایالات شاهنشاهی ایران(هخامنشیان) گردید و بت زرّین بل مردوک را ذوب کردند. از این زمان خشایار شاه عنوان شاه بابل را ترک گفت و به عنوان شاه پارس و ماد اکتفا کرد.
❗️نکته: شورشها و قیامهای مردم ساتراپها علیه هخامنشیان، گواه با ارزشی است در اثبات تنفر مردم شهرهای مغلوب هخامنشیان، از حکومت هخامنشی. و دیگر اینکه با تخریب معبد اساهیل و ربوده شدن بت مردوک توسط خشایارشاه، اثبات میشود که خشایار شاه، همچون کوروشو داریوش برای اعتقادات دیگران ارزشی قائل نبود.
❗️اما مورد بعدی این است که خشایار شاه یک دزد بود، چرا که مجسمه زرّین بل مردوک را از بابل ربود و ذوب کرد و این طلا که متعلق به بابل بود به مصرف هخامنشیان رسید.
📚 منبع:
تاریخ ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 215 و 216
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ خشایار شاه پسر داریوش اول بود، از زن دوم داریوش یعنی آتوس سا(Atossa) که دختر کوروش بزرگ بود و در 35 سالگی به تخت سلطنت نشست(486 ق. م)
⚠️ فرو نشاندن(سرکوب) شورش مصر. خشایار شاه در آغاز پادشاهی خود بر آن شد، شورشی را که در مصر روی داده بود را فرونشاند. پس با لشکری بسوی آن کشور رهسپار شد و شخصی به نام خبیش (Xabish) که سر، بلند کرده و خود را فرعون میخواند، از پیش او بگریخت و ایرانیان(هخامنشیان) همدستان او را کیفر داده و دلتای نیل را غارت کردند !!!
سپس برادر خشایار شاه که هخامنش نام داشت استاندار مصر شد.
⚠️ فرونشاندن(سرکوب) شورش بابل. خشایار شاه سپس به سمت بابل لشکر کشید. بنا به الواح در آنجا چند تن دعوی پادشاهی کرده بودند، که نام دو تن از آنها "بل شیمانا" و "شی کوشتی" بود. پس از آن شخصی به نام "آک شی ماسو" خود را پادشاه بابل دانست و "زوپیر(Zopyre)" از طرف ایران والی بابل گشت و شورش را فرو نشاند، ولی چندی بعد او را کشتند و پسر او "بغابوخش(مگابیز)" بجای او برگزیده شد.
ایرانیان(هخامنشیان) در این باره، بقول هرودوت با بابلی ها به سختی رفتار کردند و دیوار و معابد شهر را به امر خشایار شاه ویران کردند و اهل شهر را به اسیری بردند و مجسمه بل مردوک، رب النوع بابل را به ایران بردند. آریان و استرابون مینویسند که معبد "اساهیل" ویران شد و آن هیکل زرّین که در پیش بابلیان بسیار مقدس بود و هر پادشاه قانونی بابل در آغاز سال دست آن بت را میگرفت. پس از این واقعه، دیگر بابل کمر راست نکرد و ایالتی از ایالات شاهنشاهی ایران(هخامنشیان) گردید و بت زرّین بل مردوک را ذوب کردند. از این زمان خشایار شاه عنوان شاه بابل را ترک گفت و به عنوان شاه پارس و ماد اکتفا کرد.
❗️نکته: شورشها و قیامهای مردم ساتراپها علیه هخامنشیان، گواه با ارزشی است در اثبات تنفر مردم شهرهای مغلوب هخامنشیان، از حکومت هخامنشی. و دیگر اینکه با تخریب معبد اساهیل و ربوده شدن بت مردوک توسط خشایارشاه، اثبات میشود که خشایار شاه، همچون کوروشو داریوش برای اعتقادات دیگران ارزشی قائل نبود.
❗️اما مورد بعدی این است که خشایار شاه یک دزد بود، چرا که مجسمه زرّین بل مردوک را از بابل ربود و ذوب کرد و این طلا که متعلق به بابل بود به مصرف هخامنشیان رسید.
📚 منبع:
تاریخ ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 215 و 216
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️خشایارشاه و سرکوب قیام استقلال طلبانه مصر و بابل و غارت آن شهرها، زیرا مصر و بابل نمیخواستند خراجگزار و تحت سلطه هخامنشیان باشند. تاریخ ایران در عهد باستان،مشکور،ص215 و 216
🆔 @IRRealHistory
🆔 @IRRealHistory