⚠️ سنگ نگاره تیگلات پالسر سوم(تیگلات پالسیر سوم)، پادشاه آشوری از بین النهرین(عراق امروزی) در موزه بریتانیا(1851,0902.498)
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ سنگ نگاره آشوربانیپال پادشاه آشوری ، در کاخش در شهر نینوا، در حال شکار. تمدن بین النهرین(عراق امروزی)، در موزه بریتانیا
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ سنگ نگاره و کتیبه تیگلات پالسر اول شاه مقتدر دوره آشوری قدیم که هیتی ها را شکست داد.
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️هنر خیره کننده آشوری قبل از آریاییها. ستون هرمی "شلمنسر سوم" شاه دوره نو آشوری از بین النهرین. یافت شده در نمرود عراق. موزه بریتانیا(118885)
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ستون هرمی "شلمنسر سوم" از نمای نزدیک از هنر آشوری بین النهرین. نشان گوی بالدار را ببینید که زرتشتیان امروزه بنام فروهر برای خود جعل کرده اند در حالیکه از خدایان بین النهرین میباشد
🆔 @IRRealHistory
🆔 @IRRealHistory
❌ حکومتهایی که قبل از تهاجم آریایی ها به ایران، در بین النهرین و ایران وجود داشت ❌
7⃣ قسمت هفتم ✅
⚠️ تاریخ عیلام به سه دوره تقسیم میشود:
1_دوره ای که تاریخ عیلام ارتباط کامل با تاریخ اکد و سومر دارد (از زمانهای خیلی قدیم تا 2225 ق. م)
2_دوره ای که عیلام با بابل ارتباط دارد (از 2225 تا 745 ق. م)
3_دوره ای که طرف عیلام دولت آشور است (از 745 تا 645 ق. م)
دوره اول تاریخ عیلام تاریک است و معلوم است که از همسایگان غربی خود یعنی سومریها و سامیها، در تمدن پست تر بوده اند. دوره دوم، جنگ بین عیلامی ها و بابلیها وجود داشته و در دوره کاسیها، "خورباتی لاو" پادشاه عیلام با "کوری کالزو" پادشاه بابل جنگید و شوتروک ناخونتا بابل را گرفت و غارت کرد. و دولت عیلام کاسیها را از پای درآورد. از پادشاهان عیلامی این دوره "شیل خاکین شوشیناک" است که پادشاهی مدبّر بوده و ابنیه بسیار بنا کرد و تاریخ بنای آنها را در کتیبه ای به سامی و انزانی(عیلامی) می نوشت. در این دوره عیلام از نظر صنعت و معماری به اوج ترقی خود رسید. دوره سوم تاریخ عیلام عمدتا شامل جنگهای با آشور است. در زمان "تیگلات پالسر چهارم" آشوری ها با مردم سرزمین بین خود و عیلامیها جنگیدند و آنها را از بین بردند و با عیلامی ها همسایه گشتند.
⚠️ جنگ اول عیلام و آشور در دوره سوم تاریخ عیلام. چون عیلام از تجاوزات آشوریها می هراسید، از نظر دوراندیشی با بابل پیمان اتحاد بست. سارگن، شاه آشور ازین اتحاد مطلع شد و قبل از رسیدن نیروهای کمکی به عیلام حمله کرد، گرچه که در این دوره آشوریها از نظر تمدن و سواره نظام و اسلحه بر عیلامی ها برتری داشتند ولی عیلامیها در دفاع پافشاری کردند و آشوریها مجبور به عقب نشینی شدند، این جنگ در محلی بنام "دوری لو" اتفاق افتاد(722_705ق. م).
سارگن پس از این جنگ با مصریان در افتاد و شکست سختی به ایشان داد. سپس به تسخیر ساماری پایتخت دولت اسراییل پرداخت و سرزمین هیتیها را ضمیمه آشور کرد.
⚠️ جنگ دوم عیلام و آشور در دوره سوم تاریخ عیلام. پس از سارگن دوم، سناخریب بر تخت آشور نشست. در این هنگام عیلامها تحت فرماندهی "کال لودوش"، شمال بابل را عرصه تاخت و تاز قرار دادند و پسر پادشاه را به اسارت بردند. پس از چندی مردم عیلام، علیه کال لودوش شورش کردند و او را کشتند، سناخریب از موقعیت استفاده کرد و از سمت خوزستان وارد جلگه شوش شد و 34 قلعه را ویران کرد و عده ای را به اسارت برد. عیلامی ها "کدورناخوندی" را به شاهی برگزیدند، وی در کوهستان ماند و اقدامی برای جلوگیری از لشکر آشور نکرد. آشوریها به "ماداکتو" که در کوهستان بود حمله بردند و چون دره ها بواسطه برف قابل عبور نبود، به آشور بازگشتند. مردم عیلام بخاطر بی لیاقتی کدورناخوندی بر او شوریدند و او را کشتند(692 ق. م) و بجای او "اومان مینانو" را پادشاه کردند. این پادشاه سر و صورتی به ارتش عیلام داد و با بابل متحد شد و با استفاده از خزاین بابل قشون خود را تجهیز کرد و با آشور جنگید، طرفین تلفات بسیار دادند و سردار عیلامی کشته شد و دو لشکر بدون نتیجه به کشور خود بازگشتند. در سال 689 قبل از میلاد، سناخریب به جنگ بابل رفت و چون پادشاه عیلام بیمار بود، بابل را یاری نکرد و بابل مسخّر آشور شد و شهر را ویران کردند و بر خرابه ها آب بستند. پس از سناخریب، اسرحدّون به تخت نشست و بابل را ترمیم نمود و در 674 ق. م "خوم بان کالداش دوم"، پادشاه عیلام به بابل حمله برد و تا شهر سیپ پار پیش رفت و با غنایمی به شوش بازگشت و پس از مرگش، برادرش "اورتاکو" بتخت نشست و با آشور روابط حسنه داشت و خدایانی که از سیپ پار به غارت برده بودند، مسترد داشت. و در عوض هنگام قحطی، آشور به عیلام کمک کرد. در این زمان آشور در اوج قدرت بود و اسرحدّون در 670 ق. م ، مصر را فتح کرد و تمام دنیای متمدن آن روز به غیر از عیلام، تحت تسلط او درآمد. پس از اسرحدّون، آشوربانیپال به تخت آشور نشست، نخست شورش مصر را سرکوب کرد، عیلامی ها از فرصت استفاده کردند و تحت ریاست اورتاکو به بابل حمله نمودند و حاکم بابل "شمش شوم اوکین" برادر آشوربانیپال بود. چون استحکامات بابل را استوار دیدند، حوالی آن را غارت کردند و به شوش بازگشتند. اورتاکو درگذشت و برادرش "ت اومان" در عیلام برتخت نشست. این پادشاه برصدد برآمد تا برادرزادگان خود و گروهی از شاهزادگان عیلام را بقتل برساند و 65 تن از شاهزادگان از عیلام گریخته و به آشور پناه بردند و آشوربانیپال آنها را گرامی داشت و در این حین آشوربانیپال با لشکری از مجرای نیل بالا رفت و بشهر تب رسید و آن شهر و معبد آمون را غارت کرد. در این زمان ت اومان با "کمبولا" که گذرگاه دجله را در تصرف داشت متحد گردید و قصد بابل کرد و پیش از آنکه از سرحد(مرز) بگذرد، آشوربانیپال را بین جنگ و تسلیم فراریهای عیلامی مخیّر گردانید.
ادامه مطلب👇👇👇👇👇👇👇
7⃣ قسمت هفتم ✅
⚠️ تاریخ عیلام به سه دوره تقسیم میشود:
1_دوره ای که تاریخ عیلام ارتباط کامل با تاریخ اکد و سومر دارد (از زمانهای خیلی قدیم تا 2225 ق. م)
2_دوره ای که عیلام با بابل ارتباط دارد (از 2225 تا 745 ق. م)
3_دوره ای که طرف عیلام دولت آشور است (از 745 تا 645 ق. م)
دوره اول تاریخ عیلام تاریک است و معلوم است که از همسایگان غربی خود یعنی سومریها و سامیها، در تمدن پست تر بوده اند. دوره دوم، جنگ بین عیلامی ها و بابلیها وجود داشته و در دوره کاسیها، "خورباتی لاو" پادشاه عیلام با "کوری کالزو" پادشاه بابل جنگید و شوتروک ناخونتا بابل را گرفت و غارت کرد. و دولت عیلام کاسیها را از پای درآورد. از پادشاهان عیلامی این دوره "شیل خاکین شوشیناک" است که پادشاهی مدبّر بوده و ابنیه بسیار بنا کرد و تاریخ بنای آنها را در کتیبه ای به سامی و انزانی(عیلامی) می نوشت. در این دوره عیلام از نظر صنعت و معماری به اوج ترقی خود رسید. دوره سوم تاریخ عیلام عمدتا شامل جنگهای با آشور است. در زمان "تیگلات پالسر چهارم" آشوری ها با مردم سرزمین بین خود و عیلامیها جنگیدند و آنها را از بین بردند و با عیلامی ها همسایه گشتند.
⚠️ جنگ اول عیلام و آشور در دوره سوم تاریخ عیلام. چون عیلام از تجاوزات آشوریها می هراسید، از نظر دوراندیشی با بابل پیمان اتحاد بست. سارگن، شاه آشور ازین اتحاد مطلع شد و قبل از رسیدن نیروهای کمکی به عیلام حمله کرد، گرچه که در این دوره آشوریها از نظر تمدن و سواره نظام و اسلحه بر عیلامی ها برتری داشتند ولی عیلامیها در دفاع پافشاری کردند و آشوریها مجبور به عقب نشینی شدند، این جنگ در محلی بنام "دوری لو" اتفاق افتاد(722_705ق. م).
سارگن پس از این جنگ با مصریان در افتاد و شکست سختی به ایشان داد. سپس به تسخیر ساماری پایتخت دولت اسراییل پرداخت و سرزمین هیتیها را ضمیمه آشور کرد.
⚠️ جنگ دوم عیلام و آشور در دوره سوم تاریخ عیلام. پس از سارگن دوم، سناخریب بر تخت آشور نشست. در این هنگام عیلامها تحت فرماندهی "کال لودوش"، شمال بابل را عرصه تاخت و تاز قرار دادند و پسر پادشاه را به اسارت بردند. پس از چندی مردم عیلام، علیه کال لودوش شورش کردند و او را کشتند، سناخریب از موقعیت استفاده کرد و از سمت خوزستان وارد جلگه شوش شد و 34 قلعه را ویران کرد و عده ای را به اسارت برد. عیلامی ها "کدورناخوندی" را به شاهی برگزیدند، وی در کوهستان ماند و اقدامی برای جلوگیری از لشکر آشور نکرد. آشوریها به "ماداکتو" که در کوهستان بود حمله بردند و چون دره ها بواسطه برف قابل عبور نبود، به آشور بازگشتند. مردم عیلام بخاطر بی لیاقتی کدورناخوندی بر او شوریدند و او را کشتند(692 ق. م) و بجای او "اومان مینانو" را پادشاه کردند. این پادشاه سر و صورتی به ارتش عیلام داد و با بابل متحد شد و با استفاده از خزاین بابل قشون خود را تجهیز کرد و با آشور جنگید، طرفین تلفات بسیار دادند و سردار عیلامی کشته شد و دو لشکر بدون نتیجه به کشور خود بازگشتند. در سال 689 قبل از میلاد، سناخریب به جنگ بابل رفت و چون پادشاه عیلام بیمار بود، بابل را یاری نکرد و بابل مسخّر آشور شد و شهر را ویران کردند و بر خرابه ها آب بستند. پس از سناخریب، اسرحدّون به تخت نشست و بابل را ترمیم نمود و در 674 ق. م "خوم بان کالداش دوم"، پادشاه عیلام به بابل حمله برد و تا شهر سیپ پار پیش رفت و با غنایمی به شوش بازگشت و پس از مرگش، برادرش "اورتاکو" بتخت نشست و با آشور روابط حسنه داشت و خدایانی که از سیپ پار به غارت برده بودند، مسترد داشت. و در عوض هنگام قحطی، آشور به عیلام کمک کرد. در این زمان آشور در اوج قدرت بود و اسرحدّون در 670 ق. م ، مصر را فتح کرد و تمام دنیای متمدن آن روز به غیر از عیلام، تحت تسلط او درآمد. پس از اسرحدّون، آشوربانیپال به تخت آشور نشست، نخست شورش مصر را سرکوب کرد، عیلامی ها از فرصت استفاده کردند و تحت ریاست اورتاکو به بابل حمله نمودند و حاکم بابل "شمش شوم اوکین" برادر آشوربانیپال بود. چون استحکامات بابل را استوار دیدند، حوالی آن را غارت کردند و به شوش بازگشتند. اورتاکو درگذشت و برادرش "ت اومان" در عیلام برتخت نشست. این پادشاه برصدد برآمد تا برادرزادگان خود و گروهی از شاهزادگان عیلام را بقتل برساند و 65 تن از شاهزادگان از عیلام گریخته و به آشور پناه بردند و آشوربانیپال آنها را گرامی داشت و در این حین آشوربانیپال با لشکری از مجرای نیل بالا رفت و بشهر تب رسید و آن شهر و معبد آمون را غارت کرد. در این زمان ت اومان با "کمبولا" که گذرگاه دجله را در تصرف داشت متحد گردید و قصد بابل کرد و پیش از آنکه از سرحد(مرز) بگذرد، آشوربانیپال را بین جنگ و تسلیم فراریهای عیلامی مخیّر گردانید.
ادامه مطلب👇👇👇👇👇👇👇
⚠️شاه آشور پاسخ داد و به عیلام حمله کرد. این جنگ در محلی بنام "تول لیز" روی داد که شهری نزدیک شوش بود. قبلا عیلام یکی از سردارانش را برای مذاکره صلح فرستاد تا زمان خریداری نماید و سپاه را جمع آوری کند ولی شاه آشور ملتفت شد و فرستاده را کشت و جنگ شروع شد و بسیاری از لشکریان عیلام به کارون ریخته شد،
ت اومان دلیرانه جنگید، مجروح شد و در حین گریختن، بدست یکی از شاهزادگان فراری عیلامی کشته شد و سرش را به نینوا فرستادند(659 ق. م). پس از شکست عیلام، شاه آشور "خوم بان ایگاش" پسر بزرگ اورتاکو را به تخت عیلام نشاند و آشوریها باج از عیلام گرفتند و به نینوا بازگشتند. پس از این فتح آشوربانیپال مغرور شد و برادرش که شاه بابل بود از او برنجید و اتحادیه ای بر ضد او تشکیل داد و پادشاه عیلام بیطرف ماند. هنگامیکه آشوربانیپال از عیلامها خواستار بت نانا، رب النوع شهر ارخ شد، چون این مجسمه قرنها در شوش مانده بود و معتقدان بسیار داشت و استرداد آن موجب سلب حیثیت شاه عیلام میشد، از پس دادن آن امتناع کرد و ناگزیر با بابل متحد شد. در این حین "تام ماری تو" برادر "خوم بان ایگاش" شورید و او را بکشت و شاه عیلام شد ولی سیاست جنگ با آشور را تعقیب کرد. ولی بتحریک شاه آشور این پادشاه نیز گرفتار شورش یکی از زیردستان خود بنام "ایندابوغاش" شد و بطرف خلیج فارس گریخت و اسیر شد و به نینوا برده شد. آشوربانیپال به تام ماری تو روی خوش نشان داد زیرا او را برای انجام مقاصدش میخواست. پس از آنکه کار بابل را یکسره کرد تصمیم گرفت به کار عیلام هم خاتمه دهد و خواهان استرداد کلدانیهایی شد که در زمان شورش بابل به طغیان کمک کرده بودند و به عیلام گریخته بودند. ولی در این هنگام ایندابوغاش بدست شاهزادگان عیلامی کشته شد و بجای او "خوم بان کالداش" به سلطنت رسید. در این هنگام، آشوربانیپال از تام ماری تو حمایت کرد و با قشون آشور او را روانه شوش کرد و شوش را تصرف نمود و بر تخت سلطنت نشست. ولی تام ماری تو تصمیم گرفت سردارانش آشوری که او را در جنگ کمک کرده بودند بقتل برساند ولی افشا شد و او را به زندان انداختند و عیلام را غارت کرده و به نینوا بازگشتند.
⚠️ سقوط عیلام در 645 قبل از میلاد روی داد. آشوربانیپال که از نتیجه جنگ ناراضی بود، برای بهانه مجدد، تام ماری تو خائن را به عیلام فرستاد و خواهان استرداد کلدانیهای فراری و بت نانا شد، خوم بان کالداش امتناع کرد. آشوریها وارد شوش شدند و هرچه دلشان خواست کردند و ثروتها و بتهای معابد عیلام را به نینوا بردند و مردم را کشتند و استخوانهای پادشاهان عیلام و سرداران را از گور بیرون آوردند و به نینوا فرستادند. چنانکه "حزقیل" پیامبر در تورات، درباره سقوط عیلام گوید: «اینست عیلام و تمام جمعیت آن در اطراف قبرهای آنان، همگی کشته شدند و همه از دم شمشیر گذشتند»
⚠️ باری، مجسمه نانا رب النوع ارخ را که 1635 سال در تصرف عیلامها بود، بوسیله آشوریها به شهر ارخ فرستاده شد. خوم بان کالداش که گریخته بود دستگیر شد. آشوربانیپال تصمیم گرفت که خوم بان کالداش و تام ماری تو خائن را به ارابه سلطنتی خود بست و مجبورشان کرد تا ارابه سلطنتی را تا معبد آشور و ایشتار بکشند. این است ترجمه متن کتیبه آشوربانیپال درباره فتح و انقراض عیلام: « خاک شهر شوشان(=شوش) و شهر ماداکتو و شهرهای دیگر را تماما، به آشور به توبره کشیدم و در مدت یکماه و یکروز تمامی زمین کشور عیلام را جاروب کردم. من این کشور را از عبور حشم و گوسفند و نیز از نغمات موسیقی بی نصیب ساختم و به درندگان و مارها و جانوران کویر و آهوان اجازه دادم که آن را فرو گیرند »
📚 منبع:
ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 130 تا 135
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
ت اومان دلیرانه جنگید، مجروح شد و در حین گریختن، بدست یکی از شاهزادگان فراری عیلامی کشته شد و سرش را به نینوا فرستادند(659 ق. م). پس از شکست عیلام، شاه آشور "خوم بان ایگاش" پسر بزرگ اورتاکو را به تخت عیلام نشاند و آشوریها باج از عیلام گرفتند و به نینوا بازگشتند. پس از این فتح آشوربانیپال مغرور شد و برادرش که شاه بابل بود از او برنجید و اتحادیه ای بر ضد او تشکیل داد و پادشاه عیلام بیطرف ماند. هنگامیکه آشوربانیپال از عیلامها خواستار بت نانا، رب النوع شهر ارخ شد، چون این مجسمه قرنها در شوش مانده بود و معتقدان بسیار داشت و استرداد آن موجب سلب حیثیت شاه عیلام میشد، از پس دادن آن امتناع کرد و ناگزیر با بابل متحد شد. در این حین "تام ماری تو" برادر "خوم بان ایگاش" شورید و او را بکشت و شاه عیلام شد ولی سیاست جنگ با آشور را تعقیب کرد. ولی بتحریک شاه آشور این پادشاه نیز گرفتار شورش یکی از زیردستان خود بنام "ایندابوغاش" شد و بطرف خلیج فارس گریخت و اسیر شد و به نینوا برده شد. آشوربانیپال به تام ماری تو روی خوش نشان داد زیرا او را برای انجام مقاصدش میخواست. پس از آنکه کار بابل را یکسره کرد تصمیم گرفت به کار عیلام هم خاتمه دهد و خواهان استرداد کلدانیهایی شد که در زمان شورش بابل به طغیان کمک کرده بودند و به عیلام گریخته بودند. ولی در این هنگام ایندابوغاش بدست شاهزادگان عیلامی کشته شد و بجای او "خوم بان کالداش" به سلطنت رسید. در این هنگام، آشوربانیپال از تام ماری تو حمایت کرد و با قشون آشور او را روانه شوش کرد و شوش را تصرف نمود و بر تخت سلطنت نشست. ولی تام ماری تو تصمیم گرفت سردارانش آشوری که او را در جنگ کمک کرده بودند بقتل برساند ولی افشا شد و او را به زندان انداختند و عیلام را غارت کرده و به نینوا بازگشتند.
⚠️ سقوط عیلام در 645 قبل از میلاد روی داد. آشوربانیپال که از نتیجه جنگ ناراضی بود، برای بهانه مجدد، تام ماری تو خائن را به عیلام فرستاد و خواهان استرداد کلدانیهای فراری و بت نانا شد، خوم بان کالداش امتناع کرد. آشوریها وارد شوش شدند و هرچه دلشان خواست کردند و ثروتها و بتهای معابد عیلام را به نینوا بردند و مردم را کشتند و استخوانهای پادشاهان عیلام و سرداران را از گور بیرون آوردند و به نینوا فرستادند. چنانکه "حزقیل" پیامبر در تورات، درباره سقوط عیلام گوید: «اینست عیلام و تمام جمعیت آن در اطراف قبرهای آنان، همگی کشته شدند و همه از دم شمشیر گذشتند»
⚠️ باری، مجسمه نانا رب النوع ارخ را که 1635 سال در تصرف عیلامها بود، بوسیله آشوریها به شهر ارخ فرستاده شد. خوم بان کالداش که گریخته بود دستگیر شد. آشوربانیپال تصمیم گرفت که خوم بان کالداش و تام ماری تو خائن را به ارابه سلطنتی خود بست و مجبورشان کرد تا ارابه سلطنتی را تا معبد آشور و ایشتار بکشند. این است ترجمه متن کتیبه آشوربانیپال درباره فتح و انقراض عیلام: « خاک شهر شوشان(=شوش) و شهر ماداکتو و شهرهای دیگر را تماما، به آشور به توبره کشیدم و در مدت یکماه و یکروز تمامی زمین کشور عیلام را جاروب کردم. من این کشور را از عبور حشم و گوسفند و نیز از نغمات موسیقی بی نصیب ساختم و به درندگان و مارها و جانوران کویر و آهوان اجازه دادم که آن را فرو گیرند »
📚 منبع:
ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 130 تا 135
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️حکومتهایی که قبل از تهاجم آریایی ها به ایران، در بین النهرین و ایران وجود داشت. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 130 تا 135
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️حکومتهایی که قبل از تهاجم آریایی ها به ایران، در بین النهرین و ایران وجود داشت. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 130 تا 135
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️حکومتهایی که قبل از تهاجم آریایی ها به ایران، در بین النهرین و ایران وجود داشت. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 130 تا 135
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️حکومتهایی که قبل از تهاجم آریایی ها به ایران، در بین النهرین و ایران وجود داشت. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 130 تا 135
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️حکومتهایی که قبل از تهاجم آریایی ها به ایران، در بین النهرین و ایران وجود داشت. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 130 تا 135
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
Forwarded from ناگفتههای ایران باستان و تاریخ
⚠️سنگ نگاره، به توبره کردن خاک و تخریب زیگورات شوش بدست آشوربانیپال از شاهان دوره آشوری نو از تمدن بین النهرین(عراق امروزی)
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ لوح آشوربانیپال پادشاه دوره آشوری نو از تمدن بین النهرین(عراق امروزی)، موزه بریتانیا،(90864)
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ منشور آشوربانیپال شاه دوره نو، آشوری. یافت شده در عراق، شهر نینوا، محل نگهداری موزه لوور پاریس.
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ نگاره "شمش شوم اوکین" حاکم بابل، برادر بزرگتر آشوربانیپال، شاه آشوری، که علیه آشوربانیپال شورش کرد و قصرش و خودش را هنگام شکست به آتش کشید. موزه بریتانیا(90886)
🆔 @IRRealHistory
🆔 @IRRealHistory
⚠️ لوح "شمش شوم اوکین" حاکم بابل، برادر بزرگتر آشوربانیپال، شاه آشوری، که علیه آشوربانیپال شورش کرد و قصرش و خودش را هنگام شکست به آتش کشید. موزه بریتانیا(77611)
🆔 @IRRealHistory
🆔 @IRRealHistory
⚠️ منشور "شمش شوم اوکین" حاکم بابل، برادر بزرگتر آشوربانیپال، شاه آشوری، که علیه آشوربانیپال شورش کرد و قصرش و خودش را هنگام شکست به آتش کشید. موزه بریتانیا(91112)
🆔 @IRRealHistory
🆔 @IRRealHistory
❌ حکومتهایی که قبل از تهاجم آریایی ها به ایران، در بین النهرین و ایران وجود داشت ❌
7⃣ قسمت هشتم ✅
⚠️ تمدن عیلام. عیلامیها تمدن خاصی داشتند و برای خود خط داشتند و همواره به حالت ملوک الطوایفی بودند، چنانکه قسمت کوهستانی آن، مستقل و نیمه مستقل بود، با اینهمه قومیت خود را برای چندهزار سال مقابل اقوام نیرومند سومری، اکدی، آشوری و بابلیها حفظ کردند. و در نهایت به دلیل جنگهای داخلی و خانگی از آشوریها شکست خوردند و دولتشان محو شد. مورخان قدیم چیزی درباره عیلامیها نمیدانستند وگرنه استرابون نمی نوشت: کوروش پایتخت خود را در شهر شوش قرار داد. در مال میر بختیاری و شگفت سلمان، حجاری های برجسته با خطوط میخی مربوط به 12 تا 13 قرن قبل از میلاد است.
⚠️ سقوط آشور. دوره اقتدار آشور، بیش از صد سال دوام نیافت یعنی با جلوس سارگن دوم در سال 722 ق. م و مرگ آشوربانیپال در سال 626 ق. م به پایان رسید. ستم و بیداد دولت آشور به ملل دست نشانده و مغلوب، سبب انقراض آشور شد. آشور پس از جنگ با عیلام و غلبه بر آن، نیروی خود را از دست داد و آشوربانیپال در گذشت و پس از آن "نبو پولاس سار(نبوپلسر)" حاکم آشور در بابل سر به شورش گذاشت و دولت بابل و کلدانی را تاسیس کرد. پس از آشوربانیپال پسرش " آشور اتیل ایلانی ئو کینی" پادشاه شد و شهر کالاه(کالح) را مرمت کرد و پس از او برادرش "سین شاروو کین"(سین شر ایشکون) از 620 تا 612 قبل از میلاد پادشاهی کرد و انقراض آشور در زمان او اتفاق افتاد. در این زمان دولت نوظهور ماد که تازه خود را از سلطه آشور رهانیده بود، دولتی عظیم تشکیل داد و خطر بزرگی برای آشور محسوب میشد. در این زمان "هووخشتره" پادشاه ماد با نبوپولاس سار حاکم بابل متحد شد و در 612 ق. م ، نینوا، پایتخت آشور را محاصره و فتح نمود. سین شاروو کین(=ساراکوس) شاه آشور، چون از مقاومت نا امید شد، آتش روشن کرده، خود و خانواده خویش را در آتش بسوخت و دولت نامی آشور منقرض شد.
درست 40 سال پس از آنکه دولت عیلام بدست دولت آشور از صفحه روزگار محو شد، دولت آشور نیز محو شد.
⚠️ دولت کلده. کلدانیها از نژاد سامی بودند که در آغاز در کنار خلیج فارس جای داشتند و چندین قرن با پادشاهان بابلی در زد و خورد بودند و از قرن 9 قبل از میلاد قدرت یافتند و تا قرن 7 قبل از میلاد، سخت نیرومند شدند و شهر بابل را که سناخریب ویران کرده بود، مرمت کرده و پایتخت خود نمودند و بتدریج بین النهرین را بدست آوردند، ازینرو آن سرزمین از قرن9 قبل از میلاد به کلده معروف شد. کلدانیهای بابل تجارت را رونق دادند و به علم نجوم و حساب اهمیت زیادی میدادند. علوم آنان با عقاید دینی همراه بود و تصور میکردند که سیارات پنجگانه: مشتری و زحل و زهره و مریخ و عطارد، خدایانند. چنانکه زهره را مظهر ایشتار(خدای عشق)، و مشتری را مظهر مردوخ(مردوک) رب الارباب میدانستند. و حرکت و طلوع و غروب این سیارات را در طالع مردم و کشور خود موثر میدانستند. آفتاب و ماه را مظهر خدایان میشمردند. در نجوم ثوابت(ستاره های ثابت) را از سیارات فرق میگذاشتند. آنها ستاره ها را رصد کرده و خسوف و کسوف را تشخیص میدادند. ولی در صنعت و حجاری پیشرفتی نکردند و از آشوریان تقلید میکردند. بنیانگذار دولت کلده، نبوپولاس سار(Nabopolassar) بود که نخست از طرف آشوریها بر بابل حکومت داشت اما یاغی شد و به دستیاری ایرانیان(مادها) نینوا را فتح کردند. از پادشاهان معروف کلده "نبوخود نصر"(نبوکد نصر) یا بخت النصر پسر نبو پولاس سار بود که از 604 تا 561 قبل از میلاد پادشاهی کرد و "نخائو" فرعون مصر را از شامات(سوریه) بیرون کرد و بیت المقدس(اورشلیم) را گرفت و یهودیان را به بابل به اسارت آورد(586 ق. م) و شهر صور را پس از 13 سال محاصره تسخیر کرد. شهر بابل در زمان او به نهایت عظمت و آبادی رسید. گرداگرد شهر 45 کیلومتر مربع وسعت داشت و حصار شهر از آجر و قیر اندود بود. 95 ذراع ارتفاع و 25 ذراع عرض داشت(هر ذراع تقریبا 50 سانتیمتر است) و 150 برج مربع بر روی آن ساخته بودند و صد دروازه مفرغی داشت. از وسط بابل، رود فرات میگذشت و پلی سنگی دو سوی رود را بهم وصل میکرد. خیابانهای شهر بشکل عمودی باهم تقاطع کرده و به قصر شاهی منتهی میشد. خرابه های این قصر شامل 14 هکتار زمین است. بر بام قصر سلطنتی درختها و نباتاتی کاشته بودند، که به حدائق معلقه یا باغهای آویزان معروف بود و از عجایب هفتگانه جهان قدیم به شمار میرفت و ثروت بابل زبانزد مردم آن روزگار بود.
ادامه مطلب 👇👇👇👇👇👇👇
7⃣ قسمت هشتم ✅
⚠️ تمدن عیلام. عیلامیها تمدن خاصی داشتند و برای خود خط داشتند و همواره به حالت ملوک الطوایفی بودند، چنانکه قسمت کوهستانی آن، مستقل و نیمه مستقل بود، با اینهمه قومیت خود را برای چندهزار سال مقابل اقوام نیرومند سومری، اکدی، آشوری و بابلیها حفظ کردند. و در نهایت به دلیل جنگهای داخلی و خانگی از آشوریها شکست خوردند و دولتشان محو شد. مورخان قدیم چیزی درباره عیلامیها نمیدانستند وگرنه استرابون نمی نوشت: کوروش پایتخت خود را در شهر شوش قرار داد. در مال میر بختیاری و شگفت سلمان، حجاری های برجسته با خطوط میخی مربوط به 12 تا 13 قرن قبل از میلاد است.
⚠️ سقوط آشور. دوره اقتدار آشور، بیش از صد سال دوام نیافت یعنی با جلوس سارگن دوم در سال 722 ق. م و مرگ آشوربانیپال در سال 626 ق. م به پایان رسید. ستم و بیداد دولت آشور به ملل دست نشانده و مغلوب، سبب انقراض آشور شد. آشور پس از جنگ با عیلام و غلبه بر آن، نیروی خود را از دست داد و آشوربانیپال در گذشت و پس از آن "نبو پولاس سار(نبوپلسر)" حاکم آشور در بابل سر به شورش گذاشت و دولت بابل و کلدانی را تاسیس کرد. پس از آشوربانیپال پسرش " آشور اتیل ایلانی ئو کینی" پادشاه شد و شهر کالاه(کالح) را مرمت کرد و پس از او برادرش "سین شاروو کین"(سین شر ایشکون) از 620 تا 612 قبل از میلاد پادشاهی کرد و انقراض آشور در زمان او اتفاق افتاد. در این زمان دولت نوظهور ماد که تازه خود را از سلطه آشور رهانیده بود، دولتی عظیم تشکیل داد و خطر بزرگی برای آشور محسوب میشد. در این زمان "هووخشتره" پادشاه ماد با نبوپولاس سار حاکم بابل متحد شد و در 612 ق. م ، نینوا، پایتخت آشور را محاصره و فتح نمود. سین شاروو کین(=ساراکوس) شاه آشور، چون از مقاومت نا امید شد، آتش روشن کرده، خود و خانواده خویش را در آتش بسوخت و دولت نامی آشور منقرض شد.
درست 40 سال پس از آنکه دولت عیلام بدست دولت آشور از صفحه روزگار محو شد، دولت آشور نیز محو شد.
⚠️ دولت کلده. کلدانیها از نژاد سامی بودند که در آغاز در کنار خلیج فارس جای داشتند و چندین قرن با پادشاهان بابلی در زد و خورد بودند و از قرن 9 قبل از میلاد قدرت یافتند و تا قرن 7 قبل از میلاد، سخت نیرومند شدند و شهر بابل را که سناخریب ویران کرده بود، مرمت کرده و پایتخت خود نمودند و بتدریج بین النهرین را بدست آوردند، ازینرو آن سرزمین از قرن9 قبل از میلاد به کلده معروف شد. کلدانیهای بابل تجارت را رونق دادند و به علم نجوم و حساب اهمیت زیادی میدادند. علوم آنان با عقاید دینی همراه بود و تصور میکردند که سیارات پنجگانه: مشتری و زحل و زهره و مریخ و عطارد، خدایانند. چنانکه زهره را مظهر ایشتار(خدای عشق)، و مشتری را مظهر مردوخ(مردوک) رب الارباب میدانستند. و حرکت و طلوع و غروب این سیارات را در طالع مردم و کشور خود موثر میدانستند. آفتاب و ماه را مظهر خدایان میشمردند. در نجوم ثوابت(ستاره های ثابت) را از سیارات فرق میگذاشتند. آنها ستاره ها را رصد کرده و خسوف و کسوف را تشخیص میدادند. ولی در صنعت و حجاری پیشرفتی نکردند و از آشوریان تقلید میکردند. بنیانگذار دولت کلده، نبوپولاس سار(Nabopolassar) بود که نخست از طرف آشوریها بر بابل حکومت داشت اما یاغی شد و به دستیاری ایرانیان(مادها) نینوا را فتح کردند. از پادشاهان معروف کلده "نبوخود نصر"(نبوکد نصر) یا بخت النصر پسر نبو پولاس سار بود که از 604 تا 561 قبل از میلاد پادشاهی کرد و "نخائو" فرعون مصر را از شامات(سوریه) بیرون کرد و بیت المقدس(اورشلیم) را گرفت و یهودیان را به بابل به اسارت آورد(586 ق. م) و شهر صور را پس از 13 سال محاصره تسخیر کرد. شهر بابل در زمان او به نهایت عظمت و آبادی رسید. گرداگرد شهر 45 کیلومتر مربع وسعت داشت و حصار شهر از آجر و قیر اندود بود. 95 ذراع ارتفاع و 25 ذراع عرض داشت(هر ذراع تقریبا 50 سانتیمتر است) و 150 برج مربع بر روی آن ساخته بودند و صد دروازه مفرغی داشت. از وسط بابل، رود فرات میگذشت و پلی سنگی دو سوی رود را بهم وصل میکرد. خیابانهای شهر بشکل عمودی باهم تقاطع کرده و به قصر شاهی منتهی میشد. خرابه های این قصر شامل 14 هکتار زمین است. بر بام قصر سلطنتی درختها و نباتاتی کاشته بودند، که به حدائق معلقه یا باغهای آویزان معروف بود و از عجایب هفتگانه جهان قدیم به شمار میرفت و ثروت بابل زبانزد مردم آن روزگار بود.
ادامه مطلب 👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ سقوط کلده. پس از بخت النصر بمدت شش سال، سه تن در بابل پشت سرهم به تخت نشستند. در سال 555 ق. م. کاهنان بابلی تاجری را که نابونید(نبونید) پسر کاهنه سین(ماه) نام داشت به تخت نشانیدند. اتفاقا زمان او مصادف با زمان ظهور کوروش بزرگ در پارس شد. نابونید مردی نبود که در مقابل کوروش بتواند بابل و سلطنت کلده را حفظ کند(جنگ طلب نبود)، زیرا میل مفرطی به آثار عتیقه داشت و در خرابه های معابد قدیم بابل، به فرمان او کاوش هایی شد، ازین جهت کارهای کشور بدست پسرش "بلشصر" (بالتازار) بود.
⚠️ کوروش در این هنگام به بابل اعلان جنگ داد و سردار دولت کلده در این جنگ بلشصر بود و سرانجام لشکر او شکست خورد و بلشصر بدست ارتش کوروش کشته شد و بابل که آخرین پایتخت با عظمت دنیای قدیم بود در سال 538 ق. م. بدست کوروش هخامنشی سقوط کرد. و ازینجا تسلط سامی ها بر آسیا خاتمه یافت و یکه تاز میدان آریایی ها شدند.
❗️نکته: بعد از تهاجم کوروش به بابل، این شهر دیگر به عظمت گذشته خود بازنگشت و سیر قهقرایی و تنزل را پیدا کرد. این تنها یکی از خیانتهای کوروش و هخامنشیان به تمدن های بشری و شهر با عظمت بابل بود. کافیست تنها، به بخشی از آثار بجای مانده از تمدن بابل بنگرید تا درک کنید که سلسله هخامنشیان مقابل تمدن شکوهمند بابل، حرف چندانی برای گفتن نداشته و ندارد.
📚منبع:
ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 135 تا 137
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ کوروش در این هنگام به بابل اعلان جنگ داد و سردار دولت کلده در این جنگ بلشصر بود و سرانجام لشکر او شکست خورد و بلشصر بدست ارتش کوروش کشته شد و بابل که آخرین پایتخت با عظمت دنیای قدیم بود در سال 538 ق. م. بدست کوروش هخامنشی سقوط کرد. و ازینجا تسلط سامی ها بر آسیا خاتمه یافت و یکه تاز میدان آریایی ها شدند.
❗️نکته: بعد از تهاجم کوروش به بابل، این شهر دیگر به عظمت گذشته خود بازنگشت و سیر قهقرایی و تنزل را پیدا کرد. این تنها یکی از خیانتهای کوروش و هخامنشیان به تمدن های بشری و شهر با عظمت بابل بود. کافیست تنها، به بخشی از آثار بجای مانده از تمدن بابل بنگرید تا درک کنید که سلسله هخامنشیان مقابل تمدن شکوهمند بابل، حرف چندانی برای گفتن نداشته و ندارد.
📚منبع:
ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 135 تا 137
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇