⚠️ لوح پیروزی نارامسین پادشاه اکد، نوه سارگن بر لولوبی ها که در موزه لوور پاریس نگهداری میشود، مربوط به تقریبا 2500 سال پیش از میلاد مسیح
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ حکومتهایی که قبل از تهاجم آریایی ها به ایران، در بین النهرین و ایران وجود داشت ❌
4⃣ قسمت چهارم ✅
⚠️ سلسله های سامی نژاد "نیسین" توسط مردی به نام "ایشبی ایرا(=Ishbi Irra) تاسیس شد. او بر سومر و اکد حکومت داشت و ظاهرا 16 پادشاه در آن سلسله سلطنت کردند. در عین حال دولتی در "لارسا" انتهای باتلاقهای فرات تاسیس شد که رقیب دولت نیسین بود. "ریمسین" پادشاه عیلام، دولت نیسین را در سال 2115 قبل از میلاد منقرض کرد. و پس از این انقراض ملت سومر و اکد قومیت خود را از دست داد و در سایر ملل حل شد. دمُرگان عقیده دارد که غلبه عیلامیها بقدری با خشونت بود که مردم سومر مجبور به ترک وطن خود شدند. و بالاخره مهاجرت حضرت ابراهیم سلام الله علیه با قوم خود به فلسطین و هجوم قوم هیکسوس به مصر در نتیجه غلبه عیلامی ها بر ملل سامی نژاد بود. و در همین زمان گروهی از سامی ها به سواحل مدیترانه رفتند و شهرهای فنیقی را تاسیس کردند.
⚠️ خط میخی برای اولین بار توسط سومری ها اختراع شد و قوانین را آنها برای نخستین بار وضع کردند و علوم و صنایع از ایشان به دیگر ملل راه یافت.
تقسیم ساعت به 60 دقیقه و 60 ثانیه و تقسیم سال به 12 ماه و 365 روز از کارهای سومری است. اوزان را آنها معمول کردند، واحد وزن را مینا میگفتند که همان من باشد. "وولی" میگوید تمدن مصر به تمام معنا مدیون تمدن سومر است و سومری ها در تمدن معلم بشر قدیم بودند.
❗️نکته: این در حالی بود که هزاران سال بعد، که آریایی ها به فلات ایران حمله کردند نه خط داشتند و نه دانش و نه تمدن. آریاییها در زمان داریوش اول خط را از تمدنهای بین النهرین(عراق امروزی) آموختند. آریایی ها به رشد تمدن کمکی نکردند بلکه با تهاجمات کوروش به سرزمینها از سال 559 تا 529 پیش از میلاد، باعث نابودی تمدنهای بسیاری از جمله بابل، هم شدند. این یعنی خیانت آریایی ها به بشریت.
⚠️ دولت بابل یکی دیگر از تمدنهای سامی نژاد و غیر آریایی بین النهرین(عراق امروزی) بود. هنگامیکه عیلامیها از مشرق حمله میکردند، از جانب مغرب قومی به نام "آموری ها" که سامی نژاد بودند، به سال 2050 قبل از میلاد، شهر کوچک بابل را تسخیر کردند و آن را آنقدر رونق بخشیدند که پس از مدتی جای سومر را گرفت. آموری ها 300 سال بر بابل حکومت کردند و بتدریج سراسر سومر و اکد را تصرف نمودند. بابلی ها چون سومریان به خدایان مختلف که هر کدام مظهر نیروی از طبیعت بود اعتقاد داشتند. بزرگترین خدایان ایشان، "مردوک یا مردوخ" نام داشت و ایشتار رب النوع عشق بود. شمشا(شمش) خدای آفتاب بود. طالع گویی و علم ستاره شناسی در بابل رواج داشت ولی بابل در معماری و حجاری ترقیات زیادی نکرد و صنعت آن از دوره سومری پست تر بود. پادشاهان سلسله اول آموری بودند که تعداد آنها 15 تن بودند. که ششمین آنها "حمورابی" بود که از 2123 تا 2080 قبل از میلاد به اصلاح امور کشور پرداخت و قوانین را وضع کرد. وی فرمانهایی روی لوحه های گلی به فرمانداران خود صادر کرد و برای اینکه الواح بهم نچسبد، شن ریزه بر آن می پاشید و روی آن را بایک پوشه از گل، مانند پاکت میپوشانید و سپس روی آن نام و نشان مخاطب را می نوشت. ((به جرأت میتوان گفت اولین نامه نویسی به شکل استاندارد، در جهان توسط حمورابی در بین النهرین(عراق امروزی) صورت گرفت)). غیر از نامه های مزبور استوانه ای از حمورابی بر روی سنگ در شهر شوش کشف شد و در بالای آن نقش حمورابی دیده میشود که در برابر شمشا(شمش) خدای خورشید با فروتنی ایستاده و مجموعه ای از قوانین را دریافت میدارد. لوح حمورابی به طول 2 متر و 25 سانتیمتر است و قوانین حمورابی بر آن نوشته شده است و مرکب از 3600 سطر و 282 بند است. قانون حمورابی چندین قرن پیش از شریعت موسی سلام الله علیه تدوین شد و بعقیده برخی دانشمندان اساس و ماخذ شریعت موسی شد(که البته قابل پذیرش نیست).
لوح حمورابی بوسیله دمرگان کشف شد و در موزه لوور پاریس نگهداری میشود. قانون حمورابی، کهن ترین قانونی است که بدست ما رسیده و خود آن مبنی بر قوانین قدیمیتری است که قبل از سومری ها وجود داشت. این قانون حاکی از تمدن عالی بابل در 4000 سال قبل از میلاد است.
📚منبع:
ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 121 تا 124
ادامه 👇👇👇👇👇👇👇👇
4⃣ قسمت چهارم ✅
⚠️ سلسله های سامی نژاد "نیسین" توسط مردی به نام "ایشبی ایرا(=Ishbi Irra) تاسیس شد. او بر سومر و اکد حکومت داشت و ظاهرا 16 پادشاه در آن سلسله سلطنت کردند. در عین حال دولتی در "لارسا" انتهای باتلاقهای فرات تاسیس شد که رقیب دولت نیسین بود. "ریمسین" پادشاه عیلام، دولت نیسین را در سال 2115 قبل از میلاد منقرض کرد. و پس از این انقراض ملت سومر و اکد قومیت خود را از دست داد و در سایر ملل حل شد. دمُرگان عقیده دارد که غلبه عیلامیها بقدری با خشونت بود که مردم سومر مجبور به ترک وطن خود شدند. و بالاخره مهاجرت حضرت ابراهیم سلام الله علیه با قوم خود به فلسطین و هجوم قوم هیکسوس به مصر در نتیجه غلبه عیلامی ها بر ملل سامی نژاد بود. و در همین زمان گروهی از سامی ها به سواحل مدیترانه رفتند و شهرهای فنیقی را تاسیس کردند.
⚠️ خط میخی برای اولین بار توسط سومری ها اختراع شد و قوانین را آنها برای نخستین بار وضع کردند و علوم و صنایع از ایشان به دیگر ملل راه یافت.
تقسیم ساعت به 60 دقیقه و 60 ثانیه و تقسیم سال به 12 ماه و 365 روز از کارهای سومری است. اوزان را آنها معمول کردند، واحد وزن را مینا میگفتند که همان من باشد. "وولی" میگوید تمدن مصر به تمام معنا مدیون تمدن سومر است و سومری ها در تمدن معلم بشر قدیم بودند.
❗️نکته: این در حالی بود که هزاران سال بعد، که آریایی ها به فلات ایران حمله کردند نه خط داشتند و نه دانش و نه تمدن. آریاییها در زمان داریوش اول خط را از تمدنهای بین النهرین(عراق امروزی) آموختند. آریایی ها به رشد تمدن کمکی نکردند بلکه با تهاجمات کوروش به سرزمینها از سال 559 تا 529 پیش از میلاد، باعث نابودی تمدنهای بسیاری از جمله بابل، هم شدند. این یعنی خیانت آریایی ها به بشریت.
⚠️ دولت بابل یکی دیگر از تمدنهای سامی نژاد و غیر آریایی بین النهرین(عراق امروزی) بود. هنگامیکه عیلامیها از مشرق حمله میکردند، از جانب مغرب قومی به نام "آموری ها" که سامی نژاد بودند، به سال 2050 قبل از میلاد، شهر کوچک بابل را تسخیر کردند و آن را آنقدر رونق بخشیدند که پس از مدتی جای سومر را گرفت. آموری ها 300 سال بر بابل حکومت کردند و بتدریج سراسر سومر و اکد را تصرف نمودند. بابلی ها چون سومریان به خدایان مختلف که هر کدام مظهر نیروی از طبیعت بود اعتقاد داشتند. بزرگترین خدایان ایشان، "مردوک یا مردوخ" نام داشت و ایشتار رب النوع عشق بود. شمشا(شمش) خدای آفتاب بود. طالع گویی و علم ستاره شناسی در بابل رواج داشت ولی بابل در معماری و حجاری ترقیات زیادی نکرد و صنعت آن از دوره سومری پست تر بود. پادشاهان سلسله اول آموری بودند که تعداد آنها 15 تن بودند. که ششمین آنها "حمورابی" بود که از 2123 تا 2080 قبل از میلاد به اصلاح امور کشور پرداخت و قوانین را وضع کرد. وی فرمانهایی روی لوحه های گلی به فرمانداران خود صادر کرد و برای اینکه الواح بهم نچسبد، شن ریزه بر آن می پاشید و روی آن را بایک پوشه از گل، مانند پاکت میپوشانید و سپس روی آن نام و نشان مخاطب را می نوشت. ((به جرأت میتوان گفت اولین نامه نویسی به شکل استاندارد، در جهان توسط حمورابی در بین النهرین(عراق امروزی) صورت گرفت)). غیر از نامه های مزبور استوانه ای از حمورابی بر روی سنگ در شهر شوش کشف شد و در بالای آن نقش حمورابی دیده میشود که در برابر شمشا(شمش) خدای خورشید با فروتنی ایستاده و مجموعه ای از قوانین را دریافت میدارد. لوح حمورابی به طول 2 متر و 25 سانتیمتر است و قوانین حمورابی بر آن نوشته شده است و مرکب از 3600 سطر و 282 بند است. قانون حمورابی چندین قرن پیش از شریعت موسی سلام الله علیه تدوین شد و بعقیده برخی دانشمندان اساس و ماخذ شریعت موسی شد(که البته قابل پذیرش نیست).
لوح حمورابی بوسیله دمرگان کشف شد و در موزه لوور پاریس نگهداری میشود. قانون حمورابی، کهن ترین قانونی است که بدست ما رسیده و خود آن مبنی بر قوانین قدیمیتری است که قبل از سومری ها وجود داشت. این قانون حاکی از تمدن عالی بابل در 4000 سال قبل از میلاد است.
📚منبع:
ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 121 تا 124
ادامه 👇👇👇👇👇👇👇👇
❌حکومتهایی که قبل از تهاجم آریایی ها به ایران، در بین النهرین و ایران وجود داشت ❌
4⃣ قسمت چهارم ✅
⚠️ استوانه یا لوح حمورابی که نخستین منشور حقوق بشری است. در واقع به هیچوجه منشور کوروش، که شرح تهاجم کوروش به بابل است و یک فتح نامه جنگی محسوب میشود، هرگز منشور حقوق بشری نیست و اصلا استوانه کوروش مقابل استوانه حمورابی هیچ حرفی برای گفتن ندارد و نشان میدهد که تمدنهای سامی نژاد بین النهرین همواره جایگاه بالاتری از تمدنهای آریایی داشتند و اگر آریاییها چیزی هم از تمدن در خود داشتند آن را از بین النهرین(عراق امروزی) اقتباس کردند.
⚠️ استوانه حمورابی ابتدا در "سیپ پار" از شهرهای بابل بود و یکی از فاتحان عیلامی به نام "شوتروک ناخونتا" پس از تهاجم به بابل، آنرا به غنیمت به شوش برد. مفاد لوح حمورابی شامل قوانین مدنی و جزایی است و راجع به اقرار سوگند دروغ و رشوه به قاضی و بی عدالتی قضات و مالکیت و روابط ارباب و رعیت و حقوق تجارتی و حقوق خانواده و تعدی و تجاوز بحق غیر و حق الزحمه طبیب و معمار و کشتی سازی و اجاره سفاین(=کشتیها) و کرایه چهارپایان و حتی تکالیف آقا نسبت به بنده و میراث. در قانون حمورابی آزادها در برابر قانون برابرند و فرقی بین بابلی و غیر بابلی نیست.
❗️نکته: در کل حکومت هخامنشی ما فقط یک استوانه گلی، آنهم از کوروش داریم که شرح تجاوز کوروش به شهر بابل است. اما براحتی میتوان گفت هخامنشیان در کل دوران حکومتشان از نظر قانونگذاری، هیچ قانون مدونی ایجاد نکردند. کوروش حتی سواد نداشت و کاتبان عیلامی برایش می نوشتند. در توصیف ارزش لوح حمورابی میتوان گفت که این لوح ارزشش و اعتبارش و حقوق بشری بودنش از کل حکومت هخامنشیان بیشتر و معتبرتر و با ارزش تر است.
🌐 ترجمه فارسی 282 بند لوح حمورابی حاکم بابل در بین النهرین(عراق امروزی)
https://www.google.fr/url?sa=t&source=web&rct=j&url=https://www.parsi.wiki/fa/amp/wiki/topicdetail/be7b9ae017f943b6b962e5db467d09c2&ved=2ahUKEwiNkd6B9qDeAhUIVhoKHSrTCwoQFjAAegQIAxAB&usg=AOvVaw3I3HFrsvblX7Tnyzu0suCh&cf=1
⚠️ حمورابی پسر "شمشو ایلوانا" بود(یعنی شمس خدای هااست) که پادشاه عیلام موسوم به "کودور مابوک" را شکست داد ولی باز عیلام استقلال خود را بدست آورد و توسط شاهی بنام
" خون بان نومی نا" دوباره دولتی در عیلام تشکیل شد. ولی در ناحیه جنوبی بابل به سر دودمانی "ایلو ما ایلو" سومری که معاصر شمشوایلوانا بود، سلطنتی تشکیل گردید که موسوم به کشور دریایی بود و اسامی یازده تن از پادشاهان این سلسله معلوم شده. سلسله اول بواسطه فشار و هجوم قوم "هیت" از بین رفت. و تسلط هیتی بر بابل دوام زیادی نداشت، زیرا مردم دیگر موسوم به "کاسی ها" تحت قیادت پیشوای خود موسوم به "گانداش" سلطنتی را در بابل تشکیل دادند که به سلسله سوم معروف است (1760_1185 ق. م). سلاطین اولیه کاسی ها با حکمرانان آخری سلسله دوم که در صفحات دریایی بودند معاصر بوده اند. ولی "ایگامیل" از آخرین شاهان سلسله جنوبی از صفحات دریا به عیلام لشکرکشی کرد، اما بعد بدست کاسی ها مغلوب شد و از میان رفت و کشور جنوبی نیز بدست کاسی ها افتاد. در این زمان دولت آشور قدم به عرصه وجود نهاد و دوباره بابل را تسخیر کرد(1275_1100 ق. م). ولی این تسلط موقتی بود و سرانجام به شکست آشور منتهی گشت. در زمان این سلسله یعنی کاسی ها، روابط بین مصر و بابل حسنه بود. باز، در این دوره، شاه عیلام "شوتروک ناخونتا" بابل را تسخیر و ثروت آن را غارت کرد و به شوش برد، از جمله ستون نارامسین بود که در حفریات شوش بدست آمد و همچنین لوح حمورابی و دیگر، پیکر خدای بزرگ بابلیها "بلمردوک" که 30 سال در شوش بماند و سپس به بابل وارد شد. تاخت و تاز عیلامی ها بالاخره سلسله کاسی را از پای در آورد و منقرض ساخت.
📚منبع:
ایران در عهد باستان، محمد جواد مشکور، صفحه 121 تا 124
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
4⃣ قسمت چهارم ✅
⚠️ استوانه یا لوح حمورابی که نخستین منشور حقوق بشری است. در واقع به هیچوجه منشور کوروش، که شرح تهاجم کوروش به بابل است و یک فتح نامه جنگی محسوب میشود، هرگز منشور حقوق بشری نیست و اصلا استوانه کوروش مقابل استوانه حمورابی هیچ حرفی برای گفتن ندارد و نشان میدهد که تمدنهای سامی نژاد بین النهرین همواره جایگاه بالاتری از تمدنهای آریایی داشتند و اگر آریاییها چیزی هم از تمدن در خود داشتند آن را از بین النهرین(عراق امروزی) اقتباس کردند.
⚠️ استوانه حمورابی ابتدا در "سیپ پار" از شهرهای بابل بود و یکی از فاتحان عیلامی به نام "شوتروک ناخونتا" پس از تهاجم به بابل، آنرا به غنیمت به شوش برد. مفاد لوح حمورابی شامل قوانین مدنی و جزایی است و راجع به اقرار سوگند دروغ و رشوه به قاضی و بی عدالتی قضات و مالکیت و روابط ارباب و رعیت و حقوق تجارتی و حقوق خانواده و تعدی و تجاوز بحق غیر و حق الزحمه طبیب و معمار و کشتی سازی و اجاره سفاین(=کشتیها) و کرایه چهارپایان و حتی تکالیف آقا نسبت به بنده و میراث. در قانون حمورابی آزادها در برابر قانون برابرند و فرقی بین بابلی و غیر بابلی نیست.
❗️نکته: در کل حکومت هخامنشی ما فقط یک استوانه گلی، آنهم از کوروش داریم که شرح تجاوز کوروش به شهر بابل است. اما براحتی میتوان گفت هخامنشیان در کل دوران حکومتشان از نظر قانونگذاری، هیچ قانون مدونی ایجاد نکردند. کوروش حتی سواد نداشت و کاتبان عیلامی برایش می نوشتند. در توصیف ارزش لوح حمورابی میتوان گفت که این لوح ارزشش و اعتبارش و حقوق بشری بودنش از کل حکومت هخامنشیان بیشتر و معتبرتر و با ارزش تر است.
🌐 ترجمه فارسی 282 بند لوح حمورابی حاکم بابل در بین النهرین(عراق امروزی)
https://www.google.fr/url?sa=t&source=web&rct=j&url=https://www.parsi.wiki/fa/amp/wiki/topicdetail/be7b9ae017f943b6b962e5db467d09c2&ved=2ahUKEwiNkd6B9qDeAhUIVhoKHSrTCwoQFjAAegQIAxAB&usg=AOvVaw3I3HFrsvblX7Tnyzu0suCh&cf=1
⚠️ حمورابی پسر "شمشو ایلوانا" بود(یعنی شمس خدای هااست) که پادشاه عیلام موسوم به "کودور مابوک" را شکست داد ولی باز عیلام استقلال خود را بدست آورد و توسط شاهی بنام
" خون بان نومی نا" دوباره دولتی در عیلام تشکیل شد. ولی در ناحیه جنوبی بابل به سر دودمانی "ایلو ما ایلو" سومری که معاصر شمشوایلوانا بود، سلطنتی تشکیل گردید که موسوم به کشور دریایی بود و اسامی یازده تن از پادشاهان این سلسله معلوم شده. سلسله اول بواسطه فشار و هجوم قوم "هیت" از بین رفت. و تسلط هیتی بر بابل دوام زیادی نداشت، زیرا مردم دیگر موسوم به "کاسی ها" تحت قیادت پیشوای خود موسوم به "گانداش" سلطنتی را در بابل تشکیل دادند که به سلسله سوم معروف است (1760_1185 ق. م). سلاطین اولیه کاسی ها با حکمرانان آخری سلسله دوم که در صفحات دریایی بودند معاصر بوده اند. ولی "ایگامیل" از آخرین شاهان سلسله جنوبی از صفحات دریا به عیلام لشکرکشی کرد، اما بعد بدست کاسی ها مغلوب شد و از میان رفت و کشور جنوبی نیز بدست کاسی ها افتاد. در این زمان دولت آشور قدم به عرصه وجود نهاد و دوباره بابل را تسخیر کرد(1275_1100 ق. م). ولی این تسلط موقتی بود و سرانجام به شکست آشور منتهی گشت. در زمان این سلسله یعنی کاسی ها، روابط بین مصر و بابل حسنه بود. باز، در این دوره، شاه عیلام "شوتروک ناخونتا" بابل را تسخیر و ثروت آن را غارت کرد و به شوش برد، از جمله ستون نارامسین بود که در حفریات شوش بدست آمد و همچنین لوح حمورابی و دیگر، پیکر خدای بزرگ بابلیها "بلمردوک" که 30 سال در شوش بماند و سپس به بابل وارد شد. تاخت و تاز عیلامی ها بالاخره سلسله کاسی را از پای در آورد و منقرض ساخت.
📚منبع:
ایران در عهد باستان، محمد جواد مشکور، صفحه 121 تا 124
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️حکومتهایی که قبل از تهاجم آریایی ها به ایران، در بین النهرین و ایران وجود داشت. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 121 تا 124
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️حکومتهایی که قبل از تهاجم آریایی ها به ایران، در بین النهرین و ایران وجود داشت. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 121 تا 124
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️حکومتهایی که قبل از تهاجم آریایی ها به ایران، در بین النهرین و ایران وجود داشت. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 121 تا 124
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
Forwarded from ناگفتههای ایران باستان و تاریخ
⚠️ حمورابی اولین فرمانروای قانونگذار در جهان که منشور حقوق بشری او معروف به لوح حمورابی با 282 بند وجود دارد که تقریبا 1400 سال پیش از کوروش می زیست
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
Forwarded from ناگفتههای ایران باستان و تاریخ
⚠️ اگر معماری برای کسی خانه ای بسازد و آن خانه را محکم نسازد و خانه فرو ریزد و صاحبخانه را بکُشد، آن معمار محکوم به مرگ است. بند 229 منشور حقوق بشری حمورابی.
🆔 @IRRealHistory
🆔 @IRRealHistory
Forwarded from ناگفتههای ایران باستان و تاریخ
⚠️ حمورابی اولین فرمانروای قانونگذار در جهان که منشور حقوق بشری او معروف به لوح حمورابی با 282 بند و 2/5 متر ارتفاع در موزه لوور پاریس وجود دارد.
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ حکومتهایی که قبل از تهاجم آریایی ها به ایران، در بین النهرین و ایران وجود داشت ❌
5⃣ قسمت پنجم ✅
⚠️ سلسله چهارم که بر بابل حکومت کردند "پاش ها" بودند. در سال 1184 قبل از میلاد، خاندانی تازه بنام پاش ها که نام یکی از محلات بابل بود، بر عیلامی ها غلبه کرد و مجسمه بل_مردوک را از آن قوم باز گرفت. از پادشاهان معروف این سلسله، "نبوکد نصر" یعنی "بخت النصر اول" بود که حدود کشور بابل را تا دریای مدیترانه رسانید(1053 ق. م)
⚠️ سلسله پنجمی که بر بابل حکومت کرد "بازی ها" نام داشتند و از حدود 1052 تا 1032 قبل از میلاد در صفحات دریایی پادشاهی میکردند و آنان سلسله دوم دریایی هستند. در این دوره عیلام مجدداً بر بابل سلطه یافت، ولی این تسلط بیش از شش سال دوام پیدا نکرد. این سلسله در اثر هجوم گوتی ها از شمال و عیلامی ها از مشرق ناتوان گشت. گوتی ها مزارع بابل را ویران و شهرها را غارت کردند. در این احوال "ادادا پلوودین" که تخت سلطنت بابل را غصب کرده بود، از پادشاه آسور(آشور) کمک خواست، و دختر خود را به او داد. عیلامی ها فرصت را غنیمت دانستند و بر بابل مسلط شدند و شاه عیلامی در بابل به تخت نشست و نام بابلی بر خود نهاد. در این هنگام که عیلامیها بابل را غارت کرده و آشوری ها نیز چشم طمع بر آن دوخته بودند، قبایلی سامی نژاد موسوم به "کلدانی" از شمال شرقی عربستان به بابل حمله کرده و به دو مدعی سابق(=یعنی عیلام و آشور)، مدعی ثالث افزوده شد. این دوره که از 970 تا 732 قبل از میلاد طول کشید، دوره اغتشاش و هرج و مرج بود و کلدانیها به کمک عیلامیها میخواستند تخت سلطنت بابل را اشغال کنند و آشوریها، مانع بودند. بالاخره در دوره سلطنت نبوکد نصر از 747 تا 732 قبل از میلاد، بابل به استیلای دولت آشور در آمد و پس از انقراض آشور، دولتی در بابل پیدا شد، موسوم به بابل و کلدانی که وقایع آن در ادامه گفته خواهد شد.
⚠️ دولت موقت آشور که از مردم سامی نژاد بودند و با مردم سامی نژاد دیگر در بابل می زیستند و بعد مهاجرت کرده و به قسمت میانه رود دجله و کوهستانهای مجاور آن رفتند و دولتی کوچک بنام آشور یا آسور تشکیل دادند که از نام رب النوع آنها یعنی آشور گرفته شده است. شهر آشور نخست، پایتخت آنان بود. اولین بار که ازین شهر ذکری به عمل می آید در نامه ای از زمان حمورابی است. بین سالهای 1800 تا 1500 قبل از میلاد، که کشور آشور به استقلال نایل شد، شهر آشور کم کم متروک گردید و شهر "کالاه" (در تورات کالح)، که امروز، محل نمرود است، پایتخت آشور قرار گرفت. و بالاخره نینوا که نزدیک موصل است پایتخت اخیر آشوریان قرار گرفت. آشوریها مردمی کشاورز و آزاد بودند و چون به سرزمین تازه آمدند و آنرا کم حاصل یافتند، بر آن شدند که از دسترنج دیگران استفاده کنند. در بهار هر سال، آشوریها به تاخت و تاز در سرزمینهای همسایه می پرداختند، به این منظور که کشوری را غارت و اهالی آن را باجگذار خود کنند. یکی از خصایص آشوریها، شقاوت و بی رحمی آنان نسبت به شکست یافتگان بود. آنان می پنداشتند که هرچه بی رحم تر و شقی تر باشند بیشتر در نزد خدایانشان مقرّب هستند، و دیگر اینکه چون جمعیتشان کم بود برای اینکه در ملل مجاور که از حیث عده بر آنان فزونی داشتند، نفوذ کنند و ایشان را مرعوب خود سازند، به شقاوت و بیرحمی و قتل و غارت متوسل میشدند. باری این دولت هزار سال دوام یافت و حدود خود را از هر طرف توسعه داد. از غرب و جنوب غربی، دولت هیتی را معدوم و فلسطین را مطیع کرد و به مصر دست انداخت. و از مشرق و جنوب تا کوه دماوند و کویر لوت پیش رفت و ماد و پارس(=اقوام آریایی) را مطیع کرد و عیلام را چنان برانداخت که دیگر آن کشور چندین هزار ساله، کمر راست نکرد.
📚منبع:
ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 124 تا 126
ادامه مطلب 👇👇👇👇👇👇👇
5⃣ قسمت پنجم ✅
⚠️ سلسله چهارم که بر بابل حکومت کردند "پاش ها" بودند. در سال 1184 قبل از میلاد، خاندانی تازه بنام پاش ها که نام یکی از محلات بابل بود، بر عیلامی ها غلبه کرد و مجسمه بل_مردوک را از آن قوم باز گرفت. از پادشاهان معروف این سلسله، "نبوکد نصر" یعنی "بخت النصر اول" بود که حدود کشور بابل را تا دریای مدیترانه رسانید(1053 ق. م)
⚠️ سلسله پنجمی که بر بابل حکومت کرد "بازی ها" نام داشتند و از حدود 1052 تا 1032 قبل از میلاد در صفحات دریایی پادشاهی میکردند و آنان سلسله دوم دریایی هستند. در این دوره عیلام مجدداً بر بابل سلطه یافت، ولی این تسلط بیش از شش سال دوام پیدا نکرد. این سلسله در اثر هجوم گوتی ها از شمال و عیلامی ها از مشرق ناتوان گشت. گوتی ها مزارع بابل را ویران و شهرها را غارت کردند. در این احوال "ادادا پلوودین" که تخت سلطنت بابل را غصب کرده بود، از پادشاه آسور(آشور) کمک خواست، و دختر خود را به او داد. عیلامی ها فرصت را غنیمت دانستند و بر بابل مسلط شدند و شاه عیلامی در بابل به تخت نشست و نام بابلی بر خود نهاد. در این هنگام که عیلامیها بابل را غارت کرده و آشوری ها نیز چشم طمع بر آن دوخته بودند، قبایلی سامی نژاد موسوم به "کلدانی" از شمال شرقی عربستان به بابل حمله کرده و به دو مدعی سابق(=یعنی عیلام و آشور)، مدعی ثالث افزوده شد. این دوره که از 970 تا 732 قبل از میلاد طول کشید، دوره اغتشاش و هرج و مرج بود و کلدانیها به کمک عیلامیها میخواستند تخت سلطنت بابل را اشغال کنند و آشوریها، مانع بودند. بالاخره در دوره سلطنت نبوکد نصر از 747 تا 732 قبل از میلاد، بابل به استیلای دولت آشور در آمد و پس از انقراض آشور، دولتی در بابل پیدا شد، موسوم به بابل و کلدانی که وقایع آن در ادامه گفته خواهد شد.
⚠️ دولت موقت آشور که از مردم سامی نژاد بودند و با مردم سامی نژاد دیگر در بابل می زیستند و بعد مهاجرت کرده و به قسمت میانه رود دجله و کوهستانهای مجاور آن رفتند و دولتی کوچک بنام آشور یا آسور تشکیل دادند که از نام رب النوع آنها یعنی آشور گرفته شده است. شهر آشور نخست، پایتخت آنان بود. اولین بار که ازین شهر ذکری به عمل می آید در نامه ای از زمان حمورابی است. بین سالهای 1800 تا 1500 قبل از میلاد، که کشور آشور به استقلال نایل شد، شهر آشور کم کم متروک گردید و شهر "کالاه" (در تورات کالح)، که امروز، محل نمرود است، پایتخت آشور قرار گرفت. و بالاخره نینوا که نزدیک موصل است پایتخت اخیر آشوریان قرار گرفت. آشوریها مردمی کشاورز و آزاد بودند و چون به سرزمین تازه آمدند و آنرا کم حاصل یافتند، بر آن شدند که از دسترنج دیگران استفاده کنند. در بهار هر سال، آشوریها به تاخت و تاز در سرزمینهای همسایه می پرداختند، به این منظور که کشوری را غارت و اهالی آن را باجگذار خود کنند. یکی از خصایص آشوریها، شقاوت و بی رحمی آنان نسبت به شکست یافتگان بود. آنان می پنداشتند که هرچه بی رحم تر و شقی تر باشند بیشتر در نزد خدایانشان مقرّب هستند، و دیگر اینکه چون جمعیتشان کم بود برای اینکه در ملل مجاور که از حیث عده بر آنان فزونی داشتند، نفوذ کنند و ایشان را مرعوب خود سازند، به شقاوت و بیرحمی و قتل و غارت متوسل میشدند. باری این دولت هزار سال دوام یافت و حدود خود را از هر طرف توسعه داد. از غرب و جنوب غربی، دولت هیتی را معدوم و فلسطین را مطیع کرد و به مصر دست انداخت. و از مشرق و جنوب تا کوه دماوند و کویر لوت پیش رفت و ماد و پارس(=اقوام آریایی) را مطیع کرد و عیلام را چنان برانداخت که دیگر آن کشور چندین هزار ساله، کمر راست نکرد.
📚منبع:
ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 124 تا 126
ادامه مطلب 👇👇👇👇👇👇👇
❌ حکومتهایی که قبل از تهاجم آریایی ها به ایران، در بین النهرین و ایران وجود داشت ❌
5⃣ قسمت پنجم ✅
⚠️ پادشاهان آشور، نخستین پادشاهانی بودند که به ساختن راهها و جاده ها همت گماشتند. و برای رسانیدن اخبار، پیکهای مخصوصی داشتند، چنانکه نامه های گلی از آن روزگار بدست آمده که از شهری به شهری فرستاده اند. از آن جمله نامه خود "سناخریب" است که به پدرش "سارگُن" نوشته است.
❗️نکته: باستانگرایان آریایی تلاش دارند که سیستم چاپار و چاپارخانه را برای خود جعل کنند در حالیکه تقریبا 1000 سال قبل از داریوش اول که چاپار و پیکهای انتقال پیامهای حکومتی را به او نسبت میدهند، این پادشاهان آشوری بودند که ابتدائا جاده سازی را ابداع کردند و سپس انتقال نامه های حکومتی را از طریق این جاده ها بوسیله پیکهایی، پایه گذاری نمودند.
⚠️ نیروی نظامی آشور معروف بود و سپاه ایشان از هولناکترین لشکرهای روزگار بودند. بیشتر جنگاوران، تیراندازانی بودند که گروهی زوبین افکن و سپردار هم پشتیبان آنان بودند. آشوریها از "میتانیها" اسب سواری آموختند. ارابه جنگی هم بکار میبردند در جنگ خیلی ویران کننده بودند. همه مغلوبین را میکشتند و سرزمینشان را ویران میکردند و اموالشان را غارت می نمودند. در فن معماری و حجاری، استاد بودند و در پیکر نگاری دست داشتند ولی پیکرهای انسان را معمولا بیروح و خالی از علائم حرکت و عاطفه میساختند، چنانکه مجسمه های آنان فاقد علائم شادی و اندوه است. در برخی از حجاریها شکار شاهان دیده میشود و جانوران درنده را بهتر تراشیده اند. آشوریها از موسیقی نیز اطلاع داشتند. آنان در کاشتن نباتات نیز مهارت به خرج میدادند و تخم بعضی از گیاهان را از کشورهای دور می آوردند. خواندن و نوشتن را میدانستند و حتی کتابخانه ترتیب میدادند. چنانکه کتابخانه آشوربانیپال که از آن حدود 29 هزار لوح کشف شده و اکنون در موزه بریتانیاست، شاهد این مدعی است. آنان نوشته های خود را بر لوحه های گلی نوشته و سپس بصورت سفال می پختند. قدیمی ترین این الواح در زمان سارگن نوشته شده است.
❗️نکته: جالب است بدانید که پادشاهان هخامنشی، کتابخانه نداشتند و آنقدر سرگرم جنگ و کشتار و غارت و زنبارگی و حرمسرای خویش بودند که با چیزی بنام کتاب و کتابخانه بیگانه بودند. در کل دوره هخامنشیان، هیچ مورخی از آنان دیده نمیشود و دانشمند و دستاورد علمی هم نداشتند. میشود گفت هخامنشیان تمدنی بیسواد بودند.
📚منبع:
ایران در عهد باستان، محمد جواد مشکور، صفحه 124 تا 126
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
5⃣ قسمت پنجم ✅
⚠️ پادشاهان آشور، نخستین پادشاهانی بودند که به ساختن راهها و جاده ها همت گماشتند. و برای رسانیدن اخبار، پیکهای مخصوصی داشتند، چنانکه نامه های گلی از آن روزگار بدست آمده که از شهری به شهری فرستاده اند. از آن جمله نامه خود "سناخریب" است که به پدرش "سارگُن" نوشته است.
❗️نکته: باستانگرایان آریایی تلاش دارند که سیستم چاپار و چاپارخانه را برای خود جعل کنند در حالیکه تقریبا 1000 سال قبل از داریوش اول که چاپار و پیکهای انتقال پیامهای حکومتی را به او نسبت میدهند، این پادشاهان آشوری بودند که ابتدائا جاده سازی را ابداع کردند و سپس انتقال نامه های حکومتی را از طریق این جاده ها بوسیله پیکهایی، پایه گذاری نمودند.
⚠️ نیروی نظامی آشور معروف بود و سپاه ایشان از هولناکترین لشکرهای روزگار بودند. بیشتر جنگاوران، تیراندازانی بودند که گروهی زوبین افکن و سپردار هم پشتیبان آنان بودند. آشوریها از "میتانیها" اسب سواری آموختند. ارابه جنگی هم بکار میبردند در جنگ خیلی ویران کننده بودند. همه مغلوبین را میکشتند و سرزمینشان را ویران میکردند و اموالشان را غارت می نمودند. در فن معماری و حجاری، استاد بودند و در پیکر نگاری دست داشتند ولی پیکرهای انسان را معمولا بیروح و خالی از علائم حرکت و عاطفه میساختند، چنانکه مجسمه های آنان فاقد علائم شادی و اندوه است. در برخی از حجاریها شکار شاهان دیده میشود و جانوران درنده را بهتر تراشیده اند. آشوریها از موسیقی نیز اطلاع داشتند. آنان در کاشتن نباتات نیز مهارت به خرج میدادند و تخم بعضی از گیاهان را از کشورهای دور می آوردند. خواندن و نوشتن را میدانستند و حتی کتابخانه ترتیب میدادند. چنانکه کتابخانه آشوربانیپال که از آن حدود 29 هزار لوح کشف شده و اکنون در موزه بریتانیاست، شاهد این مدعی است. آنان نوشته های خود را بر لوحه های گلی نوشته و سپس بصورت سفال می پختند. قدیمی ترین این الواح در زمان سارگن نوشته شده است.
❗️نکته: جالب است بدانید که پادشاهان هخامنشی، کتابخانه نداشتند و آنقدر سرگرم جنگ و کشتار و غارت و زنبارگی و حرمسرای خویش بودند که با چیزی بنام کتاب و کتابخانه بیگانه بودند. در کل دوره هخامنشیان، هیچ مورخی از آنان دیده نمیشود و دانشمند و دستاورد علمی هم نداشتند. میشود گفت هخامنشیان تمدنی بیسواد بودند.
📚منبع:
ایران در عهد باستان، محمد جواد مشکور، صفحه 124 تا 126
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️حکومتهایی که قبل از تهاجم آریایی ها به ایران، در بین النهرین و ایران وجود داشت. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 124 تا 126
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️حکومتهایی که قبل از تهاجم آریایی ها به ایران، در بین النهرین و ایران وجود داشت. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 124 تا 126
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️سنگ نگاره آشوربانیپال فرزند اسرحدّون، شاه آشور از بین النهرین، جدال با شیر در شهر نینوا، 685_627 قبل از میلاد. موزه بریتانیا(16722368932)
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️سنگ نگاره سارگن دوم برادر شلمنسر پنجم، پادشاه آشور تمدن بین النهرین، مربوط به 745_705 قبل از میلاد. موزه بریتانیا(1847,0702.1-2)
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️سنگ نگاره سناخریب فرزند سارگن دوم، پادشاه آشور تمدن بین النهرین، مربوط به 704_681 قبل از میلاد. موزه بریتانیا(1856,0909.14)
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️سنگ نگاره نبوکدنصر اول یا بخت النصر نشسته در حال دعا، پادشاه بابل سلسله دوم ایسن، تمدن بین النهرین، حکومت از 1126_1103قبل از میلاد.
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ حکومتهایی که قبل از تهاجم آریایی ها به ایران، در بین النهرین و ایران وجود داشت ❌
6⃣ قسمت ششم ✅
⚠️دولت قدیم آشور، مربوط به 1500تا900 ق. م. چون دبیران شاهی به امر آشوربانیپال وقایع مهم آشور و بابل را در دفاتر و سالنامه مرتب کرده اند، لذا، میتوان گفت که تاریخ آشور از 1500ق. م تقریبا مدوّن است. اولین واقعه ذکر شده معاهده ای میان "کارا اینداشی"(Karaindashi) پادشاه کاسیتها و شاه آشور "ریمنی ششو" و دوره بعد ارتباط بین آشور و پادشاهان مصر است، و نیز در 1300ق. م "اداد نیراری اول" دولت میتانی را منقرض کرد و پسرش شلمنسر اول(شلمانصر اول) در 1270ق. م، فتوحات پدر را ادامه داد. در دوره او، پایتخت دوم آشور یعنی کالاه(کالح)، بین دجله و فرات ساخته شد. تقریبا در 1100ق. م،"تیگلات پالسر اول" به تخت نشست. فتوحات بسیار کرد و کشورش را تا سرچشمه دجله بسط داد و تصویر و کتیبه وی هنوز در آنجاست، و هیتیها را شکست داد و تا دریای مدیترانه راند و با فرعون مصر روابط حسنه یافت. سپس به بابل لشکر کشید و آنرا متصرف شد. ولی بابل دوباره کمر راست کرد و کشور آشور را دست نشانده خود کرد. از وقایع مهم این عهد، هجوم و مهاجرت آرامیها از عربستان به نواحی بابل و آشور بود(1500تا1300ق. م). فشار آرامیها بحدی بود که دولت آشور را برانداختند و به سوریه و دمشق و حلب رفته و آنجا را تسخیر کردند و دولتها تشکیل دادند(1100ق. م)
⚠️دولت آشور میانه. این دوره از 900تا 745ق. م امتداد داشت. این دولت بر آرامیها فائق آمد و از نو، دولت آشور را تشکیل داد. بزرگترین پادشاه آن،"آشور نصیرپال" بود(884تا860ق. م).
وی حدود آشور را به زمان، تیگلات پالسر رسانید. وی مردی سفّاک و خونریز بود. اسیران و کودکان مغلوب را در آتش میسوزانید. پسرش"شلمنسر دوم"(شلمه نصر دوم)، بر بابل تسلط یافت. دولت آشور در این عصر، قوی ترین دولت آسیای غربی بود. ولی در این هنگام دولت نوظهوری در ارمنستان و وان بنام "اورارتو" یا آرارات طلوع کرد. حاصل آنکه، باز کشورهای تابع آشور از هم متلاشی شدند و شورشها پدید آمد.
⚠️دولت آشور جدید از 745تا607 ق. م. بالاخره رییس شورشیان بنام "تیگلات پالسر چهارم" بر تخت نشست. وی آرامیان و کلدانیان را در بابل شکست داد و نبوکدنصر پادشاه بابل به اطاعت آشور درآمد. تیگلات پالسر با دولت اورارتو جنگید گرچه نتوانست آنرا شکست دهد، ولی ولایات جنوبی آن را متصرف شد و دولت دمشق را برانداخت. از دیگر پادشاهان این سلسله، سارگن دوم بود از 722تا705ق. م. در زمان او ارتش آشور از حالت ملی خارج شد. چون پیش از او روحانیونی که اراضی زیادی داشتند از مالیات معاف بودند و نمیخواستند زارعین در قشون داخل شوند، بالاخره مقرر شد که اسرا را بکارهای کشاورزی درآورند تا زارعین بتوانند بخدمت لشکر درآیند، روحانیون ناراضی شورش کردند و در نهایت سارگن مجبور شد برای ارتش مزدور استخدام کند و چون این مزدوران، سپاهیان ملی نبودند در مواقع سخت، میگریختند، لذا پایه های دولت آشور متزلزل گشت. در این دوره جنگهای آشور با عیلام آغاز گشت که به انقراض دولت عیلام منتهی شد.
⚠️آگاهی ما تا 60سال پیش، از عیلام منوط به متون تورات بود که از پادشاهی بنام "کدرلاعومر" یاد شده بود، اما در نتیجه حفریات شوش اطلاعات زیادی درمورد عیلام بدست آمد. تمدن عیلام در حوزه رود کارون ایجاد شد و کشور عیلام شامل این سرزمینها بود: خوزستان، لرستان، پشتکوه و کوههای بختیاری و حدود آن مغرب دجله و از مشرق قسمتی از پارس و از شمال راهی که از بابل به همدان میرفت و از جنوب از خلیج فارس تا بوشهر. شهرهای عمده آن شامل: شوش، ماداکتو، خایدالو و اهواز بود. عیلام یعنی کوهستان و اهالی عیلام دولت خود را از "انزان سوسونکا" میخوانده اند. نژاد این قوم بخوبی معلوم نیست و ساکنان اولیه آنرا از نژاد سیاهان دانسته اند. قدیمیترین زبانشان، انزانی بود که بنظر دمرگان در 3هزار سال قبل میلاد متروک شد. پس از آن زبانهای سومری و سامی رواج یافت. سپس در 1500ق. م زبان انزانی زنده شد ولی کتیبه ها به زبان سومری و بابلی نوشته میشد. خط عیلامی از انواع خط میخی است که با خط بابلی و آشوری تفاوت دارد. یکی از شاهان عیلام بنام "باشاشوشیناک" که قبل از غلبه سومریها برعیلام، سلطنت میکرد، کتیبه ای از سنگ یافت شده که سمت راست پادشاه خط عیلامی و در سمت چپ خط بابلی نوشته شده.
⚠️از مذهب عیلام آگاهی کمی داریم، همینقدر که مانند سومریها عالم را پر از ارواح میدانستند و خدای بزرگ را "شوشیناک" می نامیدند ولی پرستش او فقط مختص پادشاهان و کاهنان بود و مکان او در جای متبرکی از جنگل. 6 رب النوع دیگر با شوشیناک در خدایی شریک بودند و بدو دسته 3تایی تقسیم میشدند. بخشی از ادعیه و رسوم مذهبی آنها از بابل گرفته شده، مانند صفحه برنجی شلخاکین شوشیناک شاه، که از زیر خاک بدست و ادعیه غسل بود که وقت طلوع آفتاب انجام میدادند.
ادامه مطلب👇👇👇👇
6⃣ قسمت ششم ✅
⚠️دولت قدیم آشور، مربوط به 1500تا900 ق. م. چون دبیران شاهی به امر آشوربانیپال وقایع مهم آشور و بابل را در دفاتر و سالنامه مرتب کرده اند، لذا، میتوان گفت که تاریخ آشور از 1500ق. م تقریبا مدوّن است. اولین واقعه ذکر شده معاهده ای میان "کارا اینداشی"(Karaindashi) پادشاه کاسیتها و شاه آشور "ریمنی ششو" و دوره بعد ارتباط بین آشور و پادشاهان مصر است، و نیز در 1300ق. م "اداد نیراری اول" دولت میتانی را منقرض کرد و پسرش شلمنسر اول(شلمانصر اول) در 1270ق. م، فتوحات پدر را ادامه داد. در دوره او، پایتخت دوم آشور یعنی کالاه(کالح)، بین دجله و فرات ساخته شد. تقریبا در 1100ق. م،"تیگلات پالسر اول" به تخت نشست. فتوحات بسیار کرد و کشورش را تا سرچشمه دجله بسط داد و تصویر و کتیبه وی هنوز در آنجاست، و هیتیها را شکست داد و تا دریای مدیترانه راند و با فرعون مصر روابط حسنه یافت. سپس به بابل لشکر کشید و آنرا متصرف شد. ولی بابل دوباره کمر راست کرد و کشور آشور را دست نشانده خود کرد. از وقایع مهم این عهد، هجوم و مهاجرت آرامیها از عربستان به نواحی بابل و آشور بود(1500تا1300ق. م). فشار آرامیها بحدی بود که دولت آشور را برانداختند و به سوریه و دمشق و حلب رفته و آنجا را تسخیر کردند و دولتها تشکیل دادند(1100ق. م)
⚠️دولت آشور میانه. این دوره از 900تا 745ق. م امتداد داشت. این دولت بر آرامیها فائق آمد و از نو، دولت آشور را تشکیل داد. بزرگترین پادشاه آن،"آشور نصیرپال" بود(884تا860ق. م).
وی حدود آشور را به زمان، تیگلات پالسر رسانید. وی مردی سفّاک و خونریز بود. اسیران و کودکان مغلوب را در آتش میسوزانید. پسرش"شلمنسر دوم"(شلمه نصر دوم)، بر بابل تسلط یافت. دولت آشور در این عصر، قوی ترین دولت آسیای غربی بود. ولی در این هنگام دولت نوظهوری در ارمنستان و وان بنام "اورارتو" یا آرارات طلوع کرد. حاصل آنکه، باز کشورهای تابع آشور از هم متلاشی شدند و شورشها پدید آمد.
⚠️دولت آشور جدید از 745تا607 ق. م. بالاخره رییس شورشیان بنام "تیگلات پالسر چهارم" بر تخت نشست. وی آرامیان و کلدانیان را در بابل شکست داد و نبوکدنصر پادشاه بابل به اطاعت آشور درآمد. تیگلات پالسر با دولت اورارتو جنگید گرچه نتوانست آنرا شکست دهد، ولی ولایات جنوبی آن را متصرف شد و دولت دمشق را برانداخت. از دیگر پادشاهان این سلسله، سارگن دوم بود از 722تا705ق. م. در زمان او ارتش آشور از حالت ملی خارج شد. چون پیش از او روحانیونی که اراضی زیادی داشتند از مالیات معاف بودند و نمیخواستند زارعین در قشون داخل شوند، بالاخره مقرر شد که اسرا را بکارهای کشاورزی درآورند تا زارعین بتوانند بخدمت لشکر درآیند، روحانیون ناراضی شورش کردند و در نهایت سارگن مجبور شد برای ارتش مزدور استخدام کند و چون این مزدوران، سپاهیان ملی نبودند در مواقع سخت، میگریختند، لذا پایه های دولت آشور متزلزل گشت. در این دوره جنگهای آشور با عیلام آغاز گشت که به انقراض دولت عیلام منتهی شد.
⚠️آگاهی ما تا 60سال پیش، از عیلام منوط به متون تورات بود که از پادشاهی بنام "کدرلاعومر" یاد شده بود، اما در نتیجه حفریات شوش اطلاعات زیادی درمورد عیلام بدست آمد. تمدن عیلام در حوزه رود کارون ایجاد شد و کشور عیلام شامل این سرزمینها بود: خوزستان، لرستان، پشتکوه و کوههای بختیاری و حدود آن مغرب دجله و از مشرق قسمتی از پارس و از شمال راهی که از بابل به همدان میرفت و از جنوب از خلیج فارس تا بوشهر. شهرهای عمده آن شامل: شوش، ماداکتو، خایدالو و اهواز بود. عیلام یعنی کوهستان و اهالی عیلام دولت خود را از "انزان سوسونکا" میخوانده اند. نژاد این قوم بخوبی معلوم نیست و ساکنان اولیه آنرا از نژاد سیاهان دانسته اند. قدیمیترین زبانشان، انزانی بود که بنظر دمرگان در 3هزار سال قبل میلاد متروک شد. پس از آن زبانهای سومری و سامی رواج یافت. سپس در 1500ق. م زبان انزانی زنده شد ولی کتیبه ها به زبان سومری و بابلی نوشته میشد. خط عیلامی از انواع خط میخی است که با خط بابلی و آشوری تفاوت دارد. یکی از شاهان عیلام بنام "باشاشوشیناک" که قبل از غلبه سومریها برعیلام، سلطنت میکرد، کتیبه ای از سنگ یافت شده که سمت راست پادشاه خط عیلامی و در سمت چپ خط بابلی نوشته شده.
⚠️از مذهب عیلام آگاهی کمی داریم، همینقدر که مانند سومریها عالم را پر از ارواح میدانستند و خدای بزرگ را "شوشیناک" می نامیدند ولی پرستش او فقط مختص پادشاهان و کاهنان بود و مکان او در جای متبرکی از جنگل. 6 رب النوع دیگر با شوشیناک در خدایی شریک بودند و بدو دسته 3تایی تقسیم میشدند. بخشی از ادعیه و رسوم مذهبی آنها از بابل گرفته شده، مانند صفحه برنجی شلخاکین شوشیناک شاه، که از زیر خاک بدست و ادعیه غسل بود که وقت طلوع آفتاب انجام میدادند.
ادامه مطلب👇👇👇👇
⚠️ عیلامیها مانند بابلیها عقیده داشتند که وقتی بت شهری را به شهر دیگر میبرند، خدای آن شهر نیز به شهر دیگر میرود. شوش پایتخت عیلام بود و عیلامیها شاهان خود را پیامبر خدا، پدر و شاه میخواندند. ربه النوع "شالا" و همسرش "این شوشی ناک" مورد پرستش بودند
📚منبع:
ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 127 تا 129
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
📚منبع:
ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 127 تا 129
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️حکومتهایی که قبل از تهاجم آریایی ها به ایران، در بین النهرین و ایران وجود داشت. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 127 تا 129
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️حکومتهایی که قبل از تهاجم آریایی ها به ایران، در بین النهرین و ایران وجود داشت. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 127 تا 129
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory