ناگفته‌های ایران باستان و تاریخ
2.94K subscribers
5.34K photos
130 videos
101 files
265 links
انتقاد و پیشنهاد شما👇
https://t.me/HarfBeManBot?start=NTU5NjcyMjIy

حقیقت را فریاد خواهیم زد به مستندترین شکل ممکن، گرچه خفاشان را از نور خوش نیاید.

☑️ عزیزان برای رسیدن به اولین پیام کانال سرچ کنید با واژه "هموطنان عزیزمان"
Download Telegram
⚠️کشتار سینما رکس آبادی، سندی دیگر از جنایت طاغوت پهلوی علیه ملت ایران. درون انقلاب ایران، جان دی استمپل، ترجمه شجاعی، صفحه 159 تا 161

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️کشتار سینما رکس آبادی، سندی دیگر از جنایت طاغوت پهلوی علیه ملت ایران. درون انقلاب ایران، جان دی استمپل، ترجمه شجاعی، صفحه 159 تا 161

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️تلاش حکومت پهلوی برای تروریست بودن مخالفان و یا برای بهره برداری از برخی تندروی های مخالفان. درون انقلاب ایران، جان دی استمپل،ترجمه شجاعی ص 159و160

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
دشمنی آیین زرتشتی و اوستا با رستم دستان، یل سیستان و پهلوان شاهنامه فردوسی


⚠️ ماجرا ازینجا آغاز میشود که چون زرتشت، دین خود را به شاه گشتاسب، عرضه کرد، او پذیرفت و زرتشتی شد. پس ازینکه گشتاسب مزداپرست شد، برای نشر کیش زرتشتی جنگهایی را علیه غیر زرتشتیان انجام داد تا آنها به زور شمشیر به آیین زرتشت در آیند. گشتاسب، فرزندش اسفندیار را برای جنگ به سیستان می فرستد تا مردم سیستان و رستم را مجبور کند که زرتشتی شوند زیرا زرتشتی نبودند و اگر نشدند، به مردم سیستان و زابلستان حمله کند. از قضا اسفندیار به دست رستم دستان، یل سیستان کشته میشود. یعنی پسر اولین شخص ایمان آورده به زرتشت توسط رستم دستان کشته می شود. در اوستایی که توسط گشتاسب بر روی پوست هزاران گاو نوشته میشود، هیچ نامی از رستم دستان، آورده نمیشود. این در حالی است که اوستا از پهلوانان قبل و بعد رستم نام برده ولی نام رستم به عمد از اوستا حذف گردیده است. با اینکه رستم دستان خدمت بسیاری هم به ایرانیان کرده بود. رستم دستان چون مزدا پرست نبوده، از نظر زرتشتیان، دیو پرست می باشد.


⚠️ از کارهای رستم در اوستا هیچ ذکری نشده است. ازین جهت بعضی چون اشپیگل(=Spiegel) آلمانی عقیده دارند که نویسندگان اوستا رستم را میشناخته اند. اما "عمدا" از او نامی به میان نیاورده اند، زیرا رفتار او مطبوع طبع زرتشتیان نبوده است. نخستین عمل مهم رستم که در متون پهلوی به او بر میخوریم، نجات دادن کاووس از بند شاه هاماوران و راندن افراسیاب از ایران است. و روایات دیگر از قبیل: پروردن سیاوش، و گذشتن از هفتخوان و کشتن دیو سفید و خونخواهی سیاوش و جنگ با سهراب، پسرش و غیره، از روایاتی است که بعدها ساخته شده است. بالاخره رستم در زمان بهمن، بدست برادر خودش "شغاد" از بین رفت.

❗️دقت کنید که رستم دستان، شخصیتی متفاوت از رستم فرخزاد سردار سپاه ساسانی، می باشد.

📚 منبع:
ایران در عهد باستان(در تاریخ اقوام و پادشاهان پیش از اسلام)، محمد جواد مشکور، صفحه 108

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ دشمنی آیین زرتشتی و اوستا با رستم دستان، یل سیستان و پهلوان شاهنامه فردوسی. ایران در عهد باستان،محمدجواد مشکور،ص108

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ اینقدر این تن کوروش را در گوری که معلوم نیست کجاست، نلرزانید، ای فرزندان آریایی
❗️افشای این دروغ👇👇👇👇

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
کانالهای کوروش پرستان و باستانگرایان آریایی ادعا میکنند که در سرود ملی تاجیکستان از زرتشت و اوستا و سیاوش نام برده شده


⚠️ باستانگرایان نژاد پرست آریایی که بصورت فله ای در شبانه روز مطالب جعلی و بدون منبع و دروغ در کانالهای خود نشر میدهند، حماسه ای نو آفریدند و سرودی جعلی را به عنوان سرود ملی تاجیکستان به مخاطبان خود معرفی کردند. کوروش پرستان آریایی هیچگاه به شعور مخاطبان کانالهای خود احترام نگذاشته و متاسفانه عده ای از هم_میهنان هم دروغهای این جماعت شیّاد را باور کرده اند.

⚠️ حال، به افشای این دروغ تاریخی درباره سرود ملی تاجیکستان میپردازیم.
کافیست به لینک زیر بروید و متن سرود ملی تاجیکستان را هم در دوران کمونیستی شوروی و هم در دروان بعد از فروپاشی شوروی مطالعه بفرمایید و خواهید دید، سرودی که کوروش پرستان مدعی هستند که سرود ملی تاجیکستان است، کاملا دروغ است. این هم متن سرود ملی تاجیکستان 👇👇


https://www.google.com/url?sa=t&source=web&rct=j&url=https://fa.m.wikipedia.org/wiki/%25D8%25B3%25D8%25B1%25D9%2588%25D8%25AF_%25D9%2585%25D9%2584%25DB%258C_%25D8%25AA%25D8%25A7%25D8%25AC%25DB%258C%25DA%25A9%25D8%25B3%25D8%25AA%25D8%25A7%25D9%2586&ved=2ahUKEwidqqS82YbgAhVMhxoKHUZqCl4QFjAAegQIARAB&usg=AOvVaw2cH6zzxGvnEldt5dHC_W_3


❗️ قضاوت درباره کانالهای باستانگرایان و کوروش پرستان و زرتشتی گرایان با شما.

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
دیو خطاب کردن ساکنان اولیه ایران و غیر زرتشتیان توسط اقوام مهاجم آریایی و متون اوستا دین زرتشتی


⚠️بد نیست، ابتدا با واژه دیو و معنی مفهوم آن آشنا شویم. سردسته موجودات خبیث و مخرب و مضر در اوستا، انگرمینو(=Angra Mainyu) یا اهریمن است و اهریمن اتباع و پیروانی دارد که در اوستا، دئو(=DAEVA) نام دارند، در اوستا دیو به معنی مخلوق خطرناک و آسیب رسان و در ردیف جانوران و پریان است. بعلاوه، دیو به خدایان مذهب غیر ایرانی هم اطلاق میشود. اصطلاح "دیو یسنا" به معنی دیو پرستی از آنجا ناشی شده است و شامل غیر مزدا پرستان می باشد. Deva در سانسکریت و مذهب ودا(= مذهب هندُ آریاییها) به معنی خدا و فروغ و موجود درخشنده می باشد. و اینجا تضاد مذهب آریایی و ودایی با مذهب اوستایی معلوم میشود. زبانشناسان Daeva در اوستا و Deva در سانسکریت را از یک ریشه شمرده اند و دو کلمه زئوس Zeus یونانی و دئوس Daus لاتین را از آن اصل دانسته اند.

⚠️ در رزم نامه های ملی، گرچه دیوان نژادی غیر از آدمیان شمرده شده اند ولی از صفات آدمی بی بهره نبودند. مانند آدمیان شاه و سردار داشتند و سخن میگفتند و چاره اندیشی میکردند. ایرانیان شکل آنان را هیبتی نزدیک به انسان اما با وضعی خارق العاده تصور می نمودند. معمولا دیوها سیاه پوست و نیرومند بودند و دندانهایشان مانند گراز و مویی دراز بر اندام داشتند. دو بیت از فردوسی درباره دیوان شاهد این مدعاست:
سرش چون سر پیل و مویش دراز
دهان پر ز داندانها چون گراز
دو چشمش سفید و لباسش سیاه
تنش را نشایست کردن نگاه
"با توصیفی که در ادبیات ملی شده، دیوان، مردمانی زشت رو و دژم خوی و غیر آریایی و خارج از کیش ایرانیان مزدا پرست بودند."
فردوسی می فرماید
تو مر دیو را مردم بد شناس
کسی کو ندارد ز یزدان سپاس

⚠️ علت آنکه برای دیوان، شاخ و دم تصور میکردند، چنین می نماید که آنان بومیان ایران بوده اند و در تمدن از قوم آریایی فروتر بودند و هنوز از بافتن و دوختن آگاهی نداشتند و پوست حیوانات را بجای لباس بکار میبردند و شاخ گاو را برای زینت بر آن نصب می نمودند. خطرناکترین ایشان دیوان مازندران بودند که در اوستا از ایشان، به نام "مزنه دئو"(=Mazana Daeva) سخن رفته است. حتی طبق روایت پهلوی از متون زرتشتی، مازندران هیچگاه یک ناحیه ایرانی شمرده نمیشده و حتی مردم این سرزمین را از یک جفت پدر و مادر غیر اسلاف ایرانیان دانسته اند.

❗️نکته: آیین زرتشت، یک آیین سراسر نژادپرستی است از همین رو باستان گرایان آریایی اینقدر نژادپرست هستند. زرتشت با آوردن دین جدید یعنی مزدا پرستی، پیروان سایر ادیان غیر از مزدا پرستی را دیو پرست می شمارد. زرتشت در اهانت به اقوام و ساکنان اصیل ایران و غیرآریایی ها پا را هم ازین فراتر نهاده و حتی غیر زرتشتیان طبق اوستا، دیو خطاب میشوند و به آنها خصوصیات زشت و تحقیر آمیز نسبت داده شده و آنان را پیروان اهریمن و مخرب و مضر میدانند. نمونه بارزش توهین آیین زرتشتی به مردم گیلان و مازندران می باشد که طبق اوستا به آنها دیو و دیوپرست گفته شده است. در بُعد اعتقادی، ناگفته نماند که تا قبل از ظهور زرتشت دیو به عنوان خدایان آریایی ها بوده ولی بعد از ظهور زرتشت، دیو جزو موجودات خطرناک و مخرب و افراد غیر زرتشتی محسوب شده است و دشمنان ایران ذکر گردیده اند.

📚 منبع:
ایران در عهد باستان، محمد جواد مشکور، صفحه 110 و 111

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️دیو خطاب کردن غیرزرتشتیان و ساکنان اولیه ایران توسط دین زرتشتی و اقوام مهاجم آریایی. ایران در عهد باستان،محمدجواد مشکور،ص 110و111

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️دیو خطاب کردن غیرزرتشتیان و ساکنان اولیه ایران توسط دین زرتشتی و اقوام مهاجم آریایی. ایران در عهد باستان،محمدجواد مشکور،ص 110و111

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
حکومتهایی که قبل از تهاجم آریایی ها به ایران، در بین النهرین و ایران وجود داشت


1⃣ قسمت اول


⚠️ باستانگرایان آریایی همواره از تهاجم مغول و اسکندر بزرگ و اعراب سخن می گویند اما همواره از پرداختن به تهاجم خود اقوام آریایی به این سرزمین و مستهلک کردن اقوام و ساکنان اولیه این سرزمین و سایر سرزمینها طفره میروند و همواره فراموش می کنند که خودشان از مهاجمان به این سرزمین بودند. باستانگرایان آریایی حمله اسکندر را به ایران نشانه تجاوز میدادند ولی تهاجم کوروش به بابل را اوج افتخار میدانند. حال به اقوامی که قبل از تهاجم آریایی ها، در ایران و بین النهرین ساکن بودند، میپردازیم.

⚠️ در غرب فلات ایران، شبه جزیره عربستان قرار دارد و مردم آن از نژاد سامی هستند که شعبه ای از نژاد سفید پوست است و شامل اقوام عبرانیان، بابلیان، آسوریان، عربها و آرامی ها و فنیقیها و... میباشند(سام یکی از پسران نوح سلام الله علیه می باشد). مردم عربستان از روزگار قدیم چادر نشین بودند و به طلب چراگاه از یک سرزمین به سرزمین دیگر میرفتند. قرنها پیش از میلاد، به نواحی شمالی تر و خوش آب و هواتر رفتند. حدود 3000 سال قبل از میلاد، طوایفی از آنان در منتهای شمال غرب ایران و سواحل مدیترانه و در سرزمین فلسطین مسکن گزیدند. این طایفه کنعانیان بودند که پیش از عبرانیان به آن نواحی مهاجرت کردند. در نواحی شمالی فلسطین قبیله سامی نژادٍ "آموری" ساکن بودند. در همسایگی آنها در طول سواحل سوریه، فنیقی ها مسکن گزیده بودند و آشوریها و بابلیها و اکدیها و آرامیها نیز اقوام سامی نژاد دیگر بودند که از شبه جزیره عربستان مهاجرت کردند و در نواحی بین النهرین ساکن شده بودند.

⚠️ سومری ها، در حدود 4000 سال قبل از میلاد، طوایفی کوهستانی بودند که از کوهستانهای شمالی به سرزمین "شنعار" یا سومر در بین النهرین(عراق امروزی) روی آوردند. نژادشان و حدود کشورشان مشخص نیست. اما شهرهای نامی سومر "اور" و "نیپ پور" و "ارخ" بوده. سومریها بدواً در راس خلیج فارس و دو طرف شط العرب زندگی میکردند. عقیده اکثریت امروزه بر این است که سومریها ساکنان اولیه بابل بودند. نام سرزمین سومر در تورات، شنعار می باشد و خودشان، کشورشان را شومر میخواندند. از آثار مفرغی مکشوفه در سومر، چنین استنباط گردید، که ورود آنان به سواحل فرات، ناگهانی بوده و آنان تمدن خود را از جنوب شرق دریای خزر با خود آورده بودند. برخی هم طبق روایت برس کلدانی، مورخ بابلی، بر این عقیده اند که سومریها از راه دریا به بین النهرین وارد شدند که تاحدی با افسانه آمیخته شده است. سومریها، تیره موی بودند و خدایان خود را بصورت ایستاده روی کوهها نمایش میدادند و بر مساکن خود تیر و الوار قرار میدادند، چنین بر می آید که سرزمین اولیه ای که درآن ساکن بودند دارای جنگل و بیشه بوده.
رؤسای شهرهای سومر، "پاتسی" نام داشتند که پادشاهان محلی بودند و روحانی هم محسوب میشدند. سومریها امور شهر را مطابق میل رب النوع ها اداره میکردند. یکی از پاتسی ها، بنام "ان ناتوم اول" که پاتسی شهر "لاگاش" بود، حدود سه هزار سال قبل از میلاد با عیلامی ها جنگید و شهر "اومّا" را به مستعمره خود ملحق نمود. و بقول خود به عیلامی ها شکست سختی داد زیرا مردم کوهستان عیلام پیوسته به مردم سومر حمله میکردند و پاتسی ها حملات آنان را دفع میکردند. نامه ای درباره این واقعه از کاهن رب النوع "نین مار" که به یکی از دوستان خود نوشته بود بدست آمد که مربوط به 3000 سال قبل از میلاد است و از اسناد بسیار قابل توجه می باشد.

📚منبع:
ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 114 تا 116

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️حکومتهایی که قبل از تهاجم آریایی ها به ایران، در بین النهرین و ایران وجود داشت. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 114 تا 116

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️حکومتهایی که قبل از تهاجم آریایی ها به ایران، در بین النهرین و ایران وجود داشت. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 114 تا 116

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️حکومتهایی که قبل از تهاجم آریایی ها به ایران، در بین النهرین و ایران وجود داشت. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 114 تا 116

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
حکومتهایی که قبل از تهاجم آریایی ها به ایران، در بین النهرین و ایران وجود داشت


2⃣ قسمت دوم


⚠️ در حدود 2000 سال قبل از میلاد، پس از سقوط سلسله سوم "اور"، وقایع نگاران شرح احوال سلسله های اولیه را جمع آوری کرده و مدون ساختند. این فهرست ده پادشاه نشان داده شده که بقول وقایع نگاران، قبل از طوفان نوح سلطنت کرده اند. کشف آثاری نیز، بعضی از اقوال این وقایع نگاران را تایید میکند.
❗️نکته: مزیت دیگر اسناد این وقایع نگاران باستانی، طوفان نوح و حقانیت آیات قرآن، را که قرنها بعد نازل شد اثبات میکند.

⚠️ اطلاعات ما از ارتش سومر مبنی بر یک درفش و یک قطعه خاتم کاری از صدف و سنگ لاجورد و نیز یک قسمتی از افزار جنگ می باشد، که در شهر اور در گور شاهی کشف شده. این درفش باستانی در سه صف مرتب گردیده. در صف پایین عرابه هایی هستند که هر کدام را با چهار الاغ میکشند. در هر عرابه یک راننده و یک سرباز جا دارد و اسلحه او عبارتست از، نیزه های سبک(زوبین) برای پرتاب کردن که آنها در ترکشی که جلوی عرابه نصب است جا دارد و نیز تازیانه هایی برای حمله. در صف میانی، پیاده نظام است که با نظم پیش میرود و دارای کلاه خودهای مخروطی مسی و قبای نظامی با نیزه های دراز برای حمله. در صف بالا، شاه قرار دارد که با تیشه و تازیانه مخصوص سنگین، مسلح است. در آثار مکشوفه، تیر و کمان و پیکان نیز یافت شده است.

⚠️ معبد سومر، زیگورات(=Zigurat) نام داشت و عبارت بود از مکعب های عظیمی که از خشت ساخته و بر روی هم انباشه بودند. و هرچه بالاتر میرفت کوچکتر میشد تا میرسید به عبادتگاه قدسی که از همه جا کوچکتر و در سر بنا قرار داست. این معابد دوام زیادی نداشتند و با معابد سنگی و آهکی مصر باستان قابل قیاس نبود. سومریها چون خدایان را مانند انسان، محتاج میدانستند، معابد را برای ایشان پر از غذا و ذخایر و جواهر میکردند. با وجود آن سه رب النوع بزرگ را میپرستیدند. "آنو(=خدای آسمان)"و"EA TI(ائا=خدای دره ژرف)" و "بل(=خدای زمین)" . بعدها سومریها به تقلید از انسان، برای خدایان خود، زوجه قائل شدند، چنانکه "آنتو" زوجه آنو بود. سومریها گذشته از خدایان به گروهی از ارواح شرور و عفریت و جن معتقد بودند و برای آنکه از شرّ آنها در امان باشند برای ایشان قربانی میکردند. اگر هیکل خدای شهری را به شهر دیگر میبردند، عقیده داشتند که خدای آن شهر را به اسارت برده اند. خدایان در نظر سومریها دارای صفاتی بودند، مانند صفات انسانی، غضب و شهوت و عشق و تنفر و... پاتسی های شهر علاوه بر ریاست جنبه روحانی و اداره امور مذهبی را داشتند. زندگی پس از مرگ را سومریها، عالمی پر از درد و محنت میدانستند و ازین رو برای سلامتی مردگان خود دعا میکردند. بزرگترین خدای سومری، ربه النوع فراوانی بود که به مردم و خلق زمین روزی میداد. این خداوندگار سومریها معمولا به شکل زنیکه پستانش را در دست گرفته و شیر خود را نثار بنماید، مجسم میشد. این ربه النوع در ایران نیز مورد پرستش بود و مجسمه آن در کاشان و دامغان و گرگان و نهاوند دیده شده است. ربه النوع فراوانی بعدها در آسیای صغیر و یونان بنام "زئوس" خوانده شد. در شهرهای مختلف بین النهرین او را "نینا"(اینانا)و "ایشتار" میخواندند. اناتوم پادشاه لاگاش، ربه النوع ماه را بنام گوساله ای پر زور میخواند. ربه النوع "تموز" به شکل ماری بود که در زمین پادشاهی میکرد و "مردوک" گاو نری بود که در مردابهای تاریک بسر میبرد. خورشید را "بابر" و ماه را "نانر" میخواندند و آنها را میپرستیدند.

⚠️ آفرینش در عقاید سومری: ابتدا آپسوتیامات، آب ملایم و آب شور با هم مخلوط بودند و خدایان ازین دو عنصر خلق گردیدند و آنان در اول قدرتی نداشتند. و از نسل آنان خدایان نیرومندی بوجود آمد که آنو و ائا از همه مقتدرتر بودند و سرانجام در بین خدایان جنگ افتاد و تیامات تصمیم گرفت همه آنها را نابود کند. از طرف خدایان دیگر، مردوک به فرماندهی انتخاب شد و جنگ آغاز گشت و مردوک، تیامات را با شمشیر، دو نیم کرد و از یک نیمه آسمان و از نیمه دیگر زمین را خلق کرد. پس از آن مردوک بشر را خلق کرده و شهر بابل را برپا نمود.

📚 منبع:
ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 117 و 118

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️حکومتهایی که قبل از تهاجم آریایی ها به ایران، در بین النهرین و ایران وجود داشت. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 117 و 118

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️حکومتهایی که قبل از تهاجم آریایی ها به ایران، در بین النهرین و ایران وجود داشت. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 117 و 118

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️درفش باستانی تمدن سومر مکشوفه در قبر یک پادشاه در شهر اور در جنوب بغداد، در عراق امروزی مربوط به 2600 سال پیش از میلاد مسیح
Standard of Ur

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️کاسه سامراء از دوره عبید که همزمان باقدرت گرفتن دولت_شهرهای سومری در بین النهرین(عراق امروزی)است مربوط به4000سال قبل از میلاد با نماد سواستیکا یا صلیب شکسته، در موزه پرگامون برلین

🆔 @IRRealHistory
⚠️ اینانا یا نینا، بزرگترین ربه النوع سومریها که در ایران باستان در شهرهای گرگان و دامغان و نهاوند و کاشان نیز، پرستش میشده.

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
حکومتهایی که قبل از تهاجم آریایی ها به ایران، در بین النهرین و ایران وجود داشت


3⃣ قسمت سوم


⚠️ اکدی ها قومی، سامی نژاد بودند که در شمال شرقی سومری ها نشیمن داشتند. غالباً در تاریخ، سومر و اکد باهم ذکر میشود. بعد از سومر نوبت اکد رسید. "سیپ پار" و "کیش" و "بابل" از شهرهای مهم اکد بود. خاندان پادشاهی لاگاش که ذکر آن، در پیش گذشت، بدست "لوگال ز گیسی(=Luggal Zaggissi)" از پا در آمد و از سومر دولتی که دوره اش خیلی کوتاه بود، تاسیس کرد و پایتخت او هم شهر "ارخ" بود. بالاخره سومریان پس از 25 سال حکمرانی بدست سارگن(=Sargon) شکست خوردند و سارگن بانی دولت اکد شد و سومر را هم ضمیمه سلطنت خود کرد. خرابه های اکد، تپه کوچک "الدیر" در چند مایلی جنوب غربی بغداد واقع است. سارگن از غرب تا شامات و از شمال تا کوههای زاگرس را تسخیر کرد و از کارهای او، آن بود که کلیه اسناد مذهبی و قوانین سحر و جادو و غیره، بفرمان او به زبان اکدی که لغتی سامی بود ترجمه شد و در معبد ارخ ضبط گردید، که بعدها ازین نوشته ها "آسوربانیپال(آشوربانیپال) شاه آسور(آشور) نسخه برداشت. سارگن کشور عیلام را غارت کرد و آنرا باجگذار اکد نمود. پس از سارگن، پسرش "ریموش" شاه شد و پس از او "مانشتو" به سلطنت رسید. این دو نفر اشتباها از پادشاهان کیش شمرده شده اند. دمُرگان در حفاریهای خود، ستونی سنگی از "نارامسین" یافته است که آن پادشاه در آن قیافه های سامی دارد و سیاهان را به پیروزی سوق میدهد. این ستون به یادگار فتح "لولوبی" که ناحیه ای بین بغداد و زاگرس بود در کوههای کردستان، هنوز هم موجود است(و در موزه لوور پاریس قرار دارد). نارامسین پادشاه اکد بود و در نقش مزبور به خوبی دیده میشود که در لشکرش یک عده سیاهان بودند. همچنین در دره "حلوان" آثاری از سلاطین دیگر سامی، موسوم به "آنوبانی نی" کشف شده که تاخت و تاز اکدها را به این نواحی ثابت میکند، منظور ازین جنگها نبرد با عیلام بوده.

⚠️ پس از چندی، سلسله سامی دیگری به پایتختی ارخ ایجاد شد که "گوتی" نام داشتند و در مشرق زاب صغیر دولتی تشکیل دادند و به بابل حمله بردند و در صفحات شمالی و جنوبی بابل استیلا داشتند و سومر و اکد بدست آن قوم وحشی افتاد. پس از چندی "توخگال" پادشاه ارخ با "تیریکان" پادشاه گوتی جنگ کرد و او را اسیر نمود و به سلطه گوتی ها پایان داد.

⚠️ در 2500 سال پیش از میلاد، سومر حیات سیاسی خود را از سر گرفت و شهر لاگاش پایتخت پادشاهی بزرگی، موسوم به گُودا گردید. این پادشاه، "انزان" یعنی عیلام را مطیع کرد و به عدل و کشورداری پرداخت. دوره او از دوران درخشان تمدن "اور" است. او ابنیه فراوان ساخت و بنای معبد "نین گیرسو" رب النوع شهر لاگاش را به او نسبت میدهند. در 2450 سال قبل ازمیلاد، حکومت به شهر اور منتقل شد و سلسله سوم اور ایجاد گردید و زبان سومری رواج یافت. "اورانامو" ، پاتسی شهر اور، دولت دیگری از سومر و اکد بوجود آورد. در زمان "دونگی" دومین پادشاه این سلسله، استعمال کمان که مخصوص سامیها بود، بین سومریها معمول شد و بر عیلام و لولوبی تسلط یافت. دونگی معبد"شوشیناک" را در شوش مرمت کرد. بدرفتاری سومریان با عیلامیها باعث شورش شد و عیلامیها پادشاه اور را به انزان(عیلام) به اسارت بردند و در سال 2280 قبل از میلاد "کودورنان خوندی" پادشاه عیلام، اور را گرفت و غارت کرد. و مجسمه نانا رب النوع ارخ را به عیلام برد و مدت 60 سال، سومر جزو عیلام بماند. تا اینکه در سال 2239 پیش از میلاد سلسله "نی سین" در سومر ایجاد شد.

📚منبع:
ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 119 تا 121

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇