ناگفته‌های ایران باستان و تاریخ
2.93K subscribers
5.34K photos
130 videos
101 files
265 links
انتقاد و پیشنهاد شما👇
https://t.me/HarfBeManBot?start=NTU5NjcyMjIy

حقیقت را فریاد خواهیم زد به مستندترین شکل ممکن، گرچه خفاشان را از نور خوش نیاید.

☑️ عزیزان برای رسیدن به اولین پیام کانال سرچ کنید با واژه "هموطنان عزیزمان"
Download Telegram
حزب رستاخیز ابزاری جهت فریب مردم ایران و تقویت دیکتاتوری و یکه تازی سیاسی محمدرضا شاه پهلوی


1⃣ قسمت اول


⚠️ شاه بین سالهای 1960 تا 1970 شیوه حکومتی خود را اصلاح کرد و تلاش کرد یا دست کم خواست اینگونه وانمود کند که تمرکز قدرت، در دست شاه کم شود و به مردم و نخبگان قدرت داده شود در مدیریت کشور. در سال 1957 نظام دو حزبی در کشور حاکم بود، حزب ملّیون که "ایران نوین" نام گرفت، و مخالف دولت بود و حزب مردم که حزبی مخالف و وفادار بود. این ساختار دو حزبی تا مارس سال 1975 که حزب "رستاخیز" بدستور شاه تاسیس شد، وجود داشت. ولی با ایجاد حزب رستاخیز، کشور تک حزبی شد و سایر احزاب به حزب رستاخیز پیوستند. شاه می خواست با عضویت همه مردم در حزب رستاخیز، کنترل و نظارتش بر پیشرفت امور و بدون ایجاد مخاطره بر سرعت نوسازی کشور، مردم را در کارهای دولتی مشارکت دهد. فعالیتهای سیاسی، به شاه و جمع محدودی از مشاورین شاه و حمایت گروهی 300 تا 400 نفره از نخبگان محدود شد که حتی این گروه محدود هم، قادر به اظهار مخالفت نبود. هیچ سازمان مستقلی وجود نداشت. شاه احزاب سیاسی را فقط برای سازمان بخشیدن به افکار و عقاید عمومی ایجاد بحساب می آورد، نه یک سازمان دولتی. اگرچه شاه روشی کاملا دیکتاتوری اتخاذ کرده بود، اما وجود احزاب سیاسی برای اصلاح تدریجی این روش بود. بخاطر ابراز نگرانی نخبگان از وضعیت کشور، شاه برای ایجاد یک سیستم تک حزبی تحت فشار قرار گرفت تا مردم در امور سیاسی مشارکت داشته باشند و قانون اساسی تقویت شود. اما دلیل دیگر برای ایجاد نظام تک حزبی این بود که "هویدا" در مقام دوگانه خود، یعنی هم نخست وزیر و هم دبیرکل حزب ایران نوین بسیار قدرتمند شده بود، لذا برای مهار هویدا فقط باید یک حزب بنام رستاخیز در کشور وجود میداشت تا باقی احزاب به این حزب ملحق شوند و شاه تبدیل میشد به یک مافوق سیاسی و رهبر مطلق، رهبری که نه کسی بر او نظارت میکرد و نه مسوول شکستها بود. دلیل دیگر انحلال نظام دو حزبی این بود که نیروهای جایگزین نباید مطرح گردند. انحلال نظام دوحزبی دست کم پرده تظاهر به این امر، که برای مردم حق انتخابی وجود دارد را به کنار زد. این اعتقاد عموم مردم بود که در انتخابات ژوئن 1975، حزب ایران نوین پیروز خواهد شد و در نتیجه اتهامات فساد و نادرستی سیستم بیشتر در ذهن مردم قوت میگرفت و ساختار سیاسی کشور را بیشتر بی اعتبار میکرد. اما هدف اصلی از ایجاد نظام تک حزبی و حزب رستاخیز این بود که، سازمانی فراگیر ایجاد شود تا توده مردم را، آنچنان که نخبگان آموخته بودند، در جهت تایید رژیم، تبلیغ و هدایت کند. در پس ایجاد نظام تک حزبی شاه هیچگونه استراتژی دراز مدتی برای نوسازی برمبنای ترتیبات جدید پیش بینی نکرده بود. ساختار سیاسی کشور هنوز برمبنای نظارت و کنترل و نه بر مبنای چانه زنی های سیاسی و مشارکت مردم، اداره میشد. علاوه بر این سست کردن قدرت دولت مستبد شاه و مشارکت توده مردم در امور سیاسی این احتمال را می پروراند که مردم برای تغییر رژیم اقدام کنند. مکانیزم حزب رستاخیز چنان طراحی شده بود که رضایت مردم با مشارکت "کنترل شده" و "حداقل فعالیتهای سیاسی" بدست آید.

📚 منبع:
درون انقلاب ایران. جان دی استمپل، ترجمه منوچهر شجاعی، صفحه 53 تا 55

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️حزب رستاخیز ابزاری جهت فریب مردم ایران و تقویت دیکتاتوری و یکه تازی سیاسی محمدرضا شاه پهلوی. درون انقلاب ایران، جان دی استمپل،ترجمه شجاعی،ص53 و 54

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️حزب رستاخیز ابزاری جهت فریب مردم ایران و تقویت دیکتاتوری و یکه تازی سیاسی محمدرضا شاه پهلوی. درون انقلاب ایران، جان دی استمپل،ترجمه شجاعی،ص55

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
حزب رستاخیز ابزاری جهت فریب مردم و تقویت دیکتاتوری و یکه تازی سیاسی محمدرضا شاه پهلوی


2⃣ قسمت دوم


⚠️ ساختار حزب رستاخیز، شاه را برتر از کشش های سیاسی قرار می داد. اما شیوه های نظارتی را که قبلا مورد استفاده بود نفی نمی کرد. تنها راه از بین بردن اوضاع سیاسی پیشین، دادن امکان فعالیت به مخالفان، اعضاء جبهه ملی مصدق، نهضت آزادی ایران، و گروههای کوچکی مثل حزب پان ایرانیست بود. همه این گروهها از مشارکت در سیاستهای حزبی(=حزب رستاخیز) مورد قبول دستگاه، امتناع ورزیده بودند. موضوعات مربوط به تشکیلات و نحوه اداره امور در حزب رستاخیز هرگز مطرح نشد یا اگر شد بطور اتفاقی بود. نتیجه این شد که نظارتها سست گردید یعنی آسان گیری ساواک نسبت به مخالفان و سیاست توام با تساهل نسبت به انتقادات زمانی آغاز شد که پایه و اساس اجتماعی وجود نداشت... بدون تردید شاه فکر میکرد که با کمک گرفتن از ارتش بعنوان نگهبان نهایی نظام، قادر خواهد بود مشکلات را حل کند اما زمانی که ظرفیت انقلابی مردم بالا گرفت شاه دچار تردید شد و در عمل از قدرت و مهارتهای سیاسی خود کمتر بهره گرفت. شاه ایده روشنی برای حزب رستاخیز نداشت و رهبران حزب دچار سردرگمی بودند و هر مقامی فهرستی که از نظر خودش در زمینه توسعه اولویت داشت ارائه می داد. طبعا پاره ای از فعالیتها برای پیشبرد مقاصد متضاد شخصی و فعل و انفعلات سیاسی نیز انجام گرفت. در سال 1978 شاه تصور روشنی از راهی که پیش رو بود نداشت و پایه اعمال او بر اساس توجیهات خلق الساعه بود. شاه پس از آنکه ایران را ترک کرد هنگام بیان مسائل با تامید بر وقایع شخصی،معضلات معین و نقش نفوذ بیگانگان، بر پنهان کردن آنچه که رخ داده بود ادامه داد.

⚠️ در سال 1978 حزب رستاخیز در امور سیاسی ایران هیچ نقشی بازی نکرد. البته حزب در سالهای 1976 و 1977 در بعضی استانها مانند اصفهان و شیراز عملکرد مناسبی داشت. آخرین خیانت نسبت به اعضاء وفادار حزب رستاخیز این بود که متوجه شدند، شرکت فعالانه و صمیمانه آنها در امور حزبی کمترین اثری ندارد. در اواخر سال 1977 شاه اعلام کرد که عضویت فعال در حزب رستاخیز، نه راه دستیابی به مقامات بالای دولتی است و نه اینکه حزب به عنوان یک گروه فشار در راه رسیدن به مقاصد سیاسی خاصی عمل میکند. اعضا حزب صرفا نگهبان هستند. احمد قریشی رییس اجرایی حزب و دیگر مقامات ارشد حزب هنگامیکه دریافتند این تفسیر باید در بیانیه ای که توسط کنگره حزب در ژانویه به تصویب می رسید، باید گنجانده شود، حیرت زده شدند.
❗️یعنی طبق دستور شاه حزب رستاخیز هیچگونه بازدهی و خروجی نمیتوانست داشته باشد و مشارکت مردم در سیاست و مدیریت کشور فقط بطور اسمی بود.

⚠️مسئله این بود که شاه مایل نبود چه حزب رستاخیز، چه مجلس، چه ترکیبی از مجلس و حزب در قدرت سیاسی و تصمیم گیریهای او سهیم باشد. گرچه در سال 1977 آمار اعضاء حزب در سطح بالای بین 5 تا 6 میلیون نفر باقی ماند، اما بعد بتدریج اشتیاق برای عضویت در حزب رستاخیز، حتی برای کسانیکه متعهد بودند رو به کاهش گذاشت، در ژانویه 1978 علیرغم امیدها و انتظارات دو سال قبل، به استثنای چند تن کارگزار، بقیه همگی اسماً عضو حزب رستاخیز بودند.

📚 منبع:
درون انقلاب ایران. جان دی استمپل، ترجمه منوچهر شجاعی، صفحه 56 و 61 و 62

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️حزب رستاخیز ابزاری جهت فریب مردم ایران و تقویت دیکتاتوری و یکه تازی سیاسی محمدرضا شاه پهلوی. درون انقلاب ایران، جان دی استمپل،ترجمه شجاعی،ص56

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️حزب رستاخیز ابزاری جهت فریب مردم ایران و تقویت دیکتاتوری و یکه تازی سیاسی محمدرضا شاه پهلوی. درون انقلاب ایران، جان دی استمپل،ترجمه شجاعی،ص61 و 62

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
بسم الله الرحمن الرحیم

بعضی از نااهلان مدعی شده‌اند که تمامی گروه‌های اهل سنت حامیِ دوستانِ ملحدانی که رسول الله صلی الله علیه وسلم را دشنام داده‌اند هستند، و حاشا اهل سنت که از چنین نااهلانی طرفداری کنند، بنابراین گروه «ناگفته‌های ایران باستان...» به نوبه‌ی خود هرگونه ائتلافی را با هتاکان به خالق یکتا و پیامبران برگزیده محکوم کرده و تحت هیچ شرایطی آن را جائز نمی‌گوید، و از اهل سنت در سایر گروه‌ها دعوت می‌کند که سریعاً غیرت دینی خود را اظهار کرده و موقف معلومی در مقابل این دشمنان دین و دعوت اتخاذ کنند.
آنچه که یک مسلمان در مورد شب یلدای مجوس و میترا پرستان باید بداند


⚠️یلدا طولانی ترین شب سال می باشد که معمولا یک دقیقه طولانی تر است و در لغت به معنای "زایش" و "میلاد" است. طبق اعتقادات اقوام آریایی، شب یلدا، شب زایش و میلاد خورشید یا مهر یا همان میترا(=الهه پرتو خورشید) است و در حقیقت بخشی از آیین میترائیسم (مهر پرستی) می باشد. ابوریحان بیرونی ، یلدا را به عنوان میلاد اکبر نام برده که آن را میلاد خورشید ذکر کرده و در آثار الباقیه دی ماه با نام "خور"(=خورشید) بیان شده است(1)
میترا یکی از خدایان پیشا زرتشتی است که بعدها با آمدن آیین زرتشت وارد کیش زرتشتی شد و یکی از ایزدان زرتشتی نام گرفت که دشمن اهریمن و تاریکی بود. سپس نام میترا وارد اوستا و آیین مجوس(زرتشتی) شد و بخش "مهر یشت" اوستا مربوط به میترا یا میثره می باشد(2)
ایزد میترا(=خدای آفتاب) به شکل یک مرد است که برای قربانی کردن یک گاو نر بر پشت آن ایستاده، این گاو مخلوق اهورامزدا می باشد. قبل از زرتشت، آریاییان دینشان چند ایزدی بود و یکی از خدایان مهم هندُ آریایی"میترا" نام داشت. در عهدنامه ای که بین "هیتیها" و "میتانیها" در 1500 سال پیش از میلاد که به خط میخی بر روی یک کتیبه نقر شده، سوگند به میترا ذکر گردیده(3)
نماد اصلی میتراپرستان، صلیب شکسته یا گردونه مهر می باشد. نظیر گردنبند ایرانی "گردونه مهر" که در "کلورز" گیلان کشف شد و مشهور به گرنبند مارلیک است مربوط به 1000 سال پیش از میلاد. http://www.museumsyndicate.com/item.php?item=54852

تاریکی نماینده اهریمن بود و چون در طولانی‌ترین شب سال، تاریکی اهریمنی بیشتر می‌پاید، این شب برای ایرانیان باستان نحس بود و چون فرا می‌رسید، آتش می‌افروختند تا تاریکی و عاملان اهریمنی و شیطانی نابود شده و بگریزند، مردم گرد هم جمع شده و شب را با خوردن، نوشیدن، شادی و پایکوبی و گفتگو به سر می‌آوردند و خوانی(=سفره) ویژه می‌گستردند، هرآنچه میوه تازه فصل که نگاهداری شده بود و میوه‌های خشک در سفره می‌نهادند. سفره شب یلدا، «میَزد» Myazd نام داشت و شامل میوه‌های تر و خشک، آجیل یا به اصطلاح زرتشتیان، «لُرک» Lork که از لوازم این جشن و ولیمه بود، به افتخار و ویژگی «اورمزد(=اهورامزدا)» و «مهر(=میترا)» یا خورشید برگزار می‌شد(4)

⚠️یک مسلمان موحد طبق دستور قرآن باید عمل کند، یعنی اطیعوا الله و اطعیوا الرسول و...، نه اینکه از رسوم مجوس و کفار و میتراپرستان پیروی و اطاعت نماید، یلدا هیچ جایگاهی در دین اسلام ندارد.

⚠️جشن گرفتن یک مسلمان در شب یلدا که طبق عقیده مجوس شب میلاد و زایش میترا(=یکی از ایزدان مجوسی) است، چیزی جز به جا آورد و عمل به آیین مجوس(=زرتشتیان)نیست. صله رحم را نباید بهانه ساخت برای تعظیم رسوم خرافی مجوس، شبهای بسیاری وجود دارد برای بجا آوردن صله رحم.

⚠️بریز و بپاش ها و اسرافکاریهای شب یلدای مجوسی مورد تایید اسلام و هیچ منطق منصفی نیست، کمی اندیشه کنید.

⚠️بیاد داشته باشید که رسول الله صلی الله علیه و سلم و صحابه رضی الله عنهم و اولیاء رحمهم الله رنجهای بسیاری کشیدند برای نشر اسلام و توحید و زدودن خرافات مجوس و جاهلیت. طوری رفتار کنیم که شرمنده و گنهکار نباشیم در پیشگاه الله تعالی.

⚠️رسول الله صلی الله علیه و سلم: «من تشبه بقوم فهو منهم» هرکس خود را شبیه قومی سازد، از آنهاست.
آیا مسلمانان میخواهند خود را از مجوس یا میترا پرستان بدانند?! هوشیار باشید و دین خدا را یاری کنید و یاری گر آیین مجوس و میترا پرستی نباشید ای اهل ایمان!!!(5)

⚠️یا ایها الذین آمنوا ان تطیعوا الذین کفروا یردوکم علی اعقابکم فتنقلبوا خاسرین«ای کسانیکه ایمان آورده اید، اگر از کسانی که کفر ورزیده اند، اطاعت کنید شما را به گذشته هایتان باز می گردانند و سرانجام زیانکار خواهید شد» (6)

⚠️میترا پرستی(مهرپرستی) آیینی بود که چه در ایران و چه در روم، انسانها در آن برای خدایان قربانی می شدند. آمستریس همسر خشایار شاه، دو بار، 7 نوجوان نجیب زاده ایرانی را در خاک زنده بگور کرد (7)

‼️بهوش باشید این امتحانیست برای اهل ایمان، که آیا میخواهند یلدا بگیرند و پیرو مجوس و میترا پرستان باشند یا پیرو اسلام و کتاب قرآن و رسول الله صلی الله علیه وسلم


📚منابع:
(1)آثارالباقیه، ابوریحان بیرونی، ترجمه دانا سرشت،ص344
(2)اوستا، جلیل دوستخواه،مهر یشت، ص353 تا 388
(3)http://www.britannica.com/eb/article-9053039/Mithraism
(4)گاهشماری و جشن‌های ایران باستان، هاشم رضی، ص554و 559
(5)صحیح الجامع الالبانی ش2831، سنن ابی داود ش4031، بلوغ المرام ابن حبان ش437، مجموع الفتاوی ابن تیمیه ش25331
(6)سوره آل عمران، آیه149
(7)آیین میترا، مارتین ورمازرن،ترجمه نادر زاده، ص202 و 203

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ دی ماه که روز اولش روز زایش میترا(مهر) است، خور(=خورشید) ماه نام داشته. روز اول دی ماه به نام اهورامزدا نامیده شده. آثارالباقیه، ابوریحان، ترجمه دانا سرشت، ص344

🆔 @IRRealHistory
⚠️ سنگ نگاره میترا(مهر) مربوط به دوره ساسانی در تاق بستان کرمانشاه. یلدا شب زایش میترا است، میترا از خدایان ایران باستان و مجوس است.

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ علامت صلیب شکسته یا گردونه مهر، نماد اصلی میترا پرستان

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ یلدا شب زایش این الهه خرافی باستان و مجوس است. آیا یک مسلمان باید یلدا بگیرد برای زایش این خدایان باطل? پس توحید چه میشود? جاهلیت را زنده نکنید ای اهل ایمان !

🆔 @IRRealHistory
⚠️ گردونه مهر(میترا) یا گردونه خورشید مهمترین نماد میترا پرستان بر روی جام زرین کلاردشت.

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ گردونه مهر(میترا) یا گردونه خورشید(swastika) مهمترین نماد میترا پرستان بر روی جام زرین کلاردشت. نشان راز آمیز، نصرت الله بختور تاش، ص 158

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️نام ایزد میترا(مهر) درمعاهده بین هیتیها و میتانیها در یک کتیبه نقر شده، همچنین در متون ودا متعلق به هند باستان و در اوستا مجوس، بخش مهر یشت بیان شده. آیین میترا،مارتین ورمازرن،ص16
🆔 @IRRealHistory
⚠️ قربانی کردن انسانها در آیین میترا پرستی(مهر پرستی) در دوره باستان در ایران و روم. آیین میترا، مارتین ورمازرن، ترجمه نادر زاده، ص202

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ قربانی کردن انسانها در آیین میترا پرستی(مهر پرستی) در دوره باستان در ایران و روم. آیین میترا، مارتین ورمازرن، ترجمه نادر زاده، ص203

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
فرشته بالدار یا ترکیبی از بت های عیلامی و مصری و آشوری

⚠️نماد فرشته بالدار (نه کوروش) که بر روی دروازه R حکاکی شده است و مرد ریشداری را با چهار بال نشان می دهد که جامه ای عیلامی در بر و تاجی چند طبقه از نوع مصری بر سر دارد و خود فرشته بالدار یک نماد آشوری است . در گذشته نوشته هایی بر فراز سر (فرشته بالدار) بوده است که بر آن این متن بسیار ساده حک شده بود : من ، کوروش شاه، یک هخامنشی. تاج مصری که بر سر این مجسمه وجود دارد یک نماد شیطانی و تاج بت سوبک یکی از خدایان مصری است که در این جا آقای پییر برایان به عنوان فرشته بالدار معرفی کرده است و می گوید: آیا می شود گفت که ، همانطور که فرض کرده اند ، این کوروش است؟ هیچ معلوم نیست !!!
این نگاره را اگر بخواهیم با تاریخ هرودوت مقایسه کنیم (کتاب 1 بند 209) مربوط به رویای کوروش است که با این عبارت آن را برای ویشتاسپ، پدر داریوش نقل میکند: «ارشد پسرانت را دیدم که بالهایی بر شانه ها داشت، یکی بر آسیا و دیگری بر اروپا سایه افکنده بود». رویایی در توصیف داریوش شاید باشد و ربطی به کوروش ندارد. جناب پییر برایان در ادامه میگوید اما نه با یقین: اما بیشتر وسوسه میشویم که بپنداریم که فرشته بالدار بازنمایی استعاری قدرت پارس بر مناطقی است که به لحاظ فرهنگی بسیار گوناگون هستند.... و تا وقتی یک تصویر مشابه و قابل قیاس با آن پیدا نشده باشد، همچنان حل نشده بماند.

‼️پییر برایان این نماد را مربوط به کوروش نمی داند. جالب است بدانید که ابوالکلام آزاد که هیچگاه به پاسارگاد نیامده بود و اصلا باستانشناس نبود، ادعا کرد که این نماد فرشته بالدار، همان کوروش است. که این ادعای ابوالکلام آزاد کاملا بی اساس و باطل می باشد. همچنین ابوکلام آزاد در کتاب خود ادعا کردند، که کوروش همان ذوالقرنین است، این ادعا زمانی مطرح شد که هنوز منشور ترجمه نشده بود، پس از ترجمه منشور، بت پرستی و مردوک پرستی کوروش کاملا اثبات گردید و ذوالقرنین بودن کوروش نقض شد. زیرا ذوالقرنین ذکر شده در قرآن بنده صالح خداوند بود ولی کوروش بت پرست بود و در منشورش اعتراف نمود که خدایش بت مردوک بوده و او را پرستش میکرده.

📚منبع:
امپراتوری هخامنشی، پییر برایان، ترجمه مهدی سمسار، صفحه 136 و 137

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️فرشته بالدار که ترکیبی از بت های عیلامی و مصری است، کوروش نیست. امپراتوری هخامنشی، پییر برایان، ترجمه مهدی سمسار، ص 136 و 137

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
محمد رضا شاه پهلوی، شاهی که با کمک زنان بدکاره و صاحبان روسپی خانه های تهران و اوباش و ارازل باعث سقوط مصدق شد و دوباره به قدرت بازگشت


⚠️ مخالفت با قدرت(شاهان) بخصوص پس از پیروزی اعراب بر ایران(حکومت ساسانی) در قرن هفتم میلادی بخشی از سنتهای ایرانیان بوده است. حمله علیه رژیم پهلوی با پیوستن به رویدادهای تاریخی اوج گرفت. در سالهای 1950، مبارزان اصلی، حزب توده و جبهه ملی بودند. محمد مصدق که نخست وزیر بود با ایجاد جبهه ملی، تقریبا شاه(=محمد رضا شاه پهلوی) را کنار زد، اما در سال 1953 بوسیله یک کودتا که شاه را به تخت برگرداند، اقتدارش فرو ریخت. حزب توده غیر قانونی بود و مخفی شد و بار دیگر در دوران انقلاب و پس از پیروزی انقلاب، در سال 1979 در صحنه پدیدار گردید. در وقایع و رویدادهای سال 1953 بسیاری از رهبران مذهبی و تجار بازار و دانشجویان دانشگاه و روشنفکران، تا کسب قدرت، در کنار شاه ایستادند، یعنی اینکه در کودتای 28 مرداد 1332 که با همکاری انگلستان و آمریکا و دربار (و لیدری مخفیانه یک زرتشتی بنام شاپور ریپورتر) انجام شد و دولت ملی مصدق برکنار گردید، مردم حالت منفعل و بی تفاوت داشتند، زیرا مردم بر اثر اختلافات داخلی و جوسازی حزب توده، بویژه در روزهای 25 تا 28 مرداد حالت تحیّر(=سردرگمی) و بی تفاوت داشتند. در چنین شرایطی بعضی از واحدهای ارتش با کمک معدودی ارازل و زنان بدکاره که با دریافت پول مختصری جلب شده بودند سبب سقوط دولت دکتر مصدق گردیدند. تشکیل نهضت مقاومت ملی بلافاصله بعد از کودتا با مشارکت دانشگاهیان، بازاریان، اصناف، و برخی روحانیون آگاه و متعهد بخوبی نشان داد که عموم مردم مبارز ایران خواهان آزادی و مخالف با کودتا و شاه هستند.

⚠️ به هرحال برنامه های اصلاحی شاه تاثیر معکوسی بر روی روحانیت گذاشت، و با تحریک مردم بطور جدی علیه حکومت به مبارزه پرداختند. جبهه مخالف، ترکیبی بود از گروههایی که نفرتشان از شاه و راهی را که شاه برای تغییر مملکت در پیش گرفته بود آنها را به یکدیگر پیوند می داد. رهبران ناراضیان سالها در میان خود نزاع داشتند و گروههای کوچکی پدید آمده بودند که رهبران آنها با همان خصومتی که از شاه بدگویی میکردند از همدیگر نیز انتقاد میکردند در حالیکه تا سال 1963 روحانیت در فعالیتهای سیاسی شرکت نداشتند، فقط به شاه که به اعتقاد روحانیت با نوسازی مملکت، ایران را از اسلام دور می کرد، شدیدا انتقاد میکردند. مدتی بعد همچنانکه در سرتاسر سال 1978 وضع انقلاب در کشور گسترش می یافت و تمام گروهها به تدریج در اطراف آیت الله خمینی بهم می پیوستند یک شبکه کوچک از روحانیون سیاسی متنفذ به وجود آمد.

‼️ از چهرهای شاخص ارازل و اوباش تهران می توان به "شعبان بی مخ" (شعبان جعفری) اشاره کرد و از زنان بدکاره که در شهر نو تهران صاحب خانه های فساد بسیاری شد بعدها می توان از "پری بلنده" (سکینه قاسمی) نام برد. واقعا یک شاه باید به چه درجه ای از فلاکت رسیده باشد که بوسیله زنان روسپی و بدکاره و ارازل و اوباش و لمپن ها(=لات و چاقوکش) کودتا کند و به قدرت برسد. محمدرضا شاه اسلامستیز بود هم بواسطه اینکه در دوره او همانند دوره پدرش دین زدایی مانند کشف حجاب و... و جریان باستانگرایی رشد داده شد و هم اینکه او را از روی حامیانش که صاحبان روسپی خانه ها و کاباره ها بودند میتوان شناخت. همین روسپی خانه ها و کاباره ها نقش پر رنگی داشت در ابتذال جامعه و فساد جوانان من جمله زنان و دختران جوان و گسترش مصرف مشروبات و مواد مخدر، بی بندباری، طبیعی جلوه دادن فحشا و فریب دختران و زنان برای تن فروشی در روسپی خانه ها و.... ، تمام این موارد هدفش ضدیت با احکام اسلام و نشر بی ناموسی، بی غیرتی و فساد و فرهنگ منحط غرب و زدودن اخلاقیات در جامعه بود.

📚 منبع:
درون انقلاب ایران، جان دی استمپل، ترجمه شجاعی ، صفحه 63 تا 65

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇