❌ گاتها سروده هایی که مال زرتشت نیست و کپی برداری شده از آیین ودایی هندیان است و وندیداد جزو لاینفک اوستا و آیین زرتشت است❌
2⃣ قسمت دوم ✅
4⃣ اولا اسوره ها که در دین ودایی نام هفت رب النوع هست و وارونا و میترا از آنها هستند، در کیش زرتشتی تبدیل به یک خدا شده اند به نام اهورا. ثانیا دیوها یا ارباب انواع خیر و نورانی هندی ها در اوستا تبدیل به ارواح بد و اهریمنی شده اند. البته تمام دیوهای ودای هندی در اوستا بد و مردود شناخته نشده اند و از اوستا بر می آید بعضی از دیوهای ودایی هندی در اوستا مورد ستایش و احترام آریاهای ایرانی بوده اند، مانند
"وراتراهن verathrahen" که صفت ایندرا رب النوع رعد و جنگ بود و اژدهایی که "وراترا Vratra" نام داشت را بکُشت و نام او در اوستا "وراتراغن" آمده است و بجای رب النوع جنگ یعنی ایندرا(تندر) مورد ستایش و احترام ایرانیان بود و نام دیگر آن بهرام(ورهرام) که ایزد پیروزی است و در زبان لاتین به "مارس" تعبیر میشود. موکل آتش مقدس را هندیان "آتروان" میگفتند و ایرانیان هم همین نام را استفاده کردند البته با کمی تغییر بصورت "آتربان" استفاده کردند. تعداد "اسوره ها" در ودا بغیر از "وارونا" شش عدد بوده است، در اوستا نیز تعداد "امشاسپندان" پس از "هرمز" شش عدد است. آریاهای هندی و آریاهای ایرانی در قرون قبل از تاریخ مدتها باهم و یکجا زندگی میکردند و دارای معتقدات واحدی بودند و بعدها بین آنها جدایی افتاد و زمان این افتراق معلوم نیست.
5⃣ همانطور که می دانید آیین ودا بسیار کهن تر از کیش زرتشتی هست و کاملا اثبات شد کپی برداری کیش زرتشتی از آیین ودا و کپی برداری اوستا و واژگان و ایزدان و خدای زرتشت از متون ودایی. پس کاملا واضح هست که زرتشت سراینده گاتها و سایر قسمتهای اوستای 21 نسکی نبوده بلکه فقط کپی پیست کرده و کمی هم واژگان و مفاهیم را تغییر داده تا با متون ودا و آیین ودایی هندی کاملا یکسان نباشد. گاتها به هیچ وجه مال زرتشت نیست زیرا متون اوستا کپی برداری شده از متون ودا هندیان است.
6⃣ مورد قابل اهمیت بعدی این است که تمام کارشناسان اذعان دارند که اطلاع دقیقی از مکان و زمان ظهور زرتشت در دست نیست و نظرات متفاوت و مختلفی وجود دارد. لذا این رفتار مجوس و باستانگرایان آریایی کاملا ساده لوحانه است، درحالیکه زمان و مکان دقیق زرتشت مشخص نیست ولی بطور دقیق ادعا می کنند که گاتها مال زرتشت است. زرتشت شخصیتی مبهم در تاریخ است چطور اینها ادعا میکنند که گاتها اصالتش اصلا مبهم نیست و به نام زرتشت سند زده اند !!!
7⃣ زرتشتیان حتی از اثبات نبوت و پیامبری زرتشت عاجرند چطور ادعا دارند که گاتها برای زرتشت اثبات شده است در حالیکه ژان کلنز و پرودوز شروو با دلایل بسیار کارشناسانه ، گاتها را متعلق به زرتشت نمی دانند.
❗️کافیست کمی اندیشه کنیم و جعلیات را از ذهن پاک کنیم و اسیر فریبکاری ها نشویم
📚 منابع:
ایران در عهد باستان(در تاریخ اقوام و پادشاهان پیش از اسلام)، محمد جواد مشکور، صفحه 69 و 70
گاتها ابراهیم پور داوود، صفحه 44
دیانت زرتشتی، پروفسور کاربار، ترجمه فریدون وهمن، صفحه 99 و 100
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
2⃣ قسمت دوم ✅
4⃣ اولا اسوره ها که در دین ودایی نام هفت رب النوع هست و وارونا و میترا از آنها هستند، در کیش زرتشتی تبدیل به یک خدا شده اند به نام اهورا. ثانیا دیوها یا ارباب انواع خیر و نورانی هندی ها در اوستا تبدیل به ارواح بد و اهریمنی شده اند. البته تمام دیوهای ودای هندی در اوستا بد و مردود شناخته نشده اند و از اوستا بر می آید بعضی از دیوهای ودایی هندی در اوستا مورد ستایش و احترام آریاهای ایرانی بوده اند، مانند
"وراتراهن verathrahen" که صفت ایندرا رب النوع رعد و جنگ بود و اژدهایی که "وراترا Vratra" نام داشت را بکُشت و نام او در اوستا "وراتراغن" آمده است و بجای رب النوع جنگ یعنی ایندرا(تندر) مورد ستایش و احترام ایرانیان بود و نام دیگر آن بهرام(ورهرام) که ایزد پیروزی است و در زبان لاتین به "مارس" تعبیر میشود. موکل آتش مقدس را هندیان "آتروان" میگفتند و ایرانیان هم همین نام را استفاده کردند البته با کمی تغییر بصورت "آتربان" استفاده کردند. تعداد "اسوره ها" در ودا بغیر از "وارونا" شش عدد بوده است، در اوستا نیز تعداد "امشاسپندان" پس از "هرمز" شش عدد است. آریاهای هندی و آریاهای ایرانی در قرون قبل از تاریخ مدتها باهم و یکجا زندگی میکردند و دارای معتقدات واحدی بودند و بعدها بین آنها جدایی افتاد و زمان این افتراق معلوم نیست.
5⃣ همانطور که می دانید آیین ودا بسیار کهن تر از کیش زرتشتی هست و کاملا اثبات شد کپی برداری کیش زرتشتی از آیین ودا و کپی برداری اوستا و واژگان و ایزدان و خدای زرتشت از متون ودایی. پس کاملا واضح هست که زرتشت سراینده گاتها و سایر قسمتهای اوستای 21 نسکی نبوده بلکه فقط کپی پیست کرده و کمی هم واژگان و مفاهیم را تغییر داده تا با متون ودا و آیین ودایی هندی کاملا یکسان نباشد. گاتها به هیچ وجه مال زرتشت نیست زیرا متون اوستا کپی برداری شده از متون ودا هندیان است.
6⃣ مورد قابل اهمیت بعدی این است که تمام کارشناسان اذعان دارند که اطلاع دقیقی از مکان و زمان ظهور زرتشت در دست نیست و نظرات متفاوت و مختلفی وجود دارد. لذا این رفتار مجوس و باستانگرایان آریایی کاملا ساده لوحانه است، درحالیکه زمان و مکان دقیق زرتشت مشخص نیست ولی بطور دقیق ادعا می کنند که گاتها مال زرتشت است. زرتشت شخصیتی مبهم در تاریخ است چطور اینها ادعا میکنند که گاتها اصالتش اصلا مبهم نیست و به نام زرتشت سند زده اند !!!
7⃣ زرتشتیان حتی از اثبات نبوت و پیامبری زرتشت عاجرند چطور ادعا دارند که گاتها برای زرتشت اثبات شده است در حالیکه ژان کلنز و پرودوز شروو با دلایل بسیار کارشناسانه ، گاتها را متعلق به زرتشت نمی دانند.
❗️کافیست کمی اندیشه کنیم و جعلیات را از ذهن پاک کنیم و اسیر فریبکاری ها نشویم
📚 منابع:
ایران در عهد باستان(در تاریخ اقوام و پادشاهان پیش از اسلام)، محمد جواد مشکور، صفحه 69 و 70
گاتها ابراهیم پور داوود، صفحه 44
دیانت زرتشتی، پروفسور کاربار، ترجمه فریدون وهمن، صفحه 99 و 100
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ مبهم بودن زمان زرتشت و زمان نوشتن اوستا در تاریخ. گاتها،ابراهیم پورداوود، ص 44
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
Forwarded from ناگفتههای ایران باستان و تاریخ
⚠️ زرتشت، شخصیتی مبهم در تاریخ. دیانت زرتشتی. پروفسور کاربار، پروفسور آسموسن، دکتر مری بویس، ترجمه فریدون وهمن، ص 99 ، 100
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ مقبره داریوش بزرگ در نقش رستم در دل کوه. نحوه دفن داریوش(که اهورامزدا را میپرستید) و عدم دفن او درخاک طبق دستور وندیداد کاملا قدمت وندیداد اوستا را اثبات می کند.
🆔 @IRRealHistory
🆔 @IRRealHistory
❌ اثبات محکم دیگری بر ازدواج با محارم در آیین زرتشتی(مجوسی)❌
⚠️ اولین شخص یا اولین پادشاهی که به زرتشت ایمان آورد، گشتاسب بود. گشتاسب بازوی قدرتمند زرتشت بود تا با جنگ و به زور شمشیر ایرانیان را به آیین زرتشت در آورد. گشتاسب فرزندی داشت به نام اسفندیار که به دستور پدر، به جنگ رستم در سیستان رفت تا او را وادار به پذیرش آیین زرتشت کند، ولی اسفندیار شکست خورد. دو تن از پسران اسفندیار به نام های "مهرنوش" و "نوش آذر" نیز در این جنگ کشته شدند و پسر سوم اسفندیار به نام "بهمن" زنده ماند. اسفندیار، پسرش بهمن را به "رستم دستان" سپرد تا به او رسم شاهی بیاموزد، خود اسفندیار هم کشته شد. چون مدتی گذشت گشتاسب نبیره خود را که بهمن باشد از رستم دستان، بازپس گرفت و او را به پادشاهی نشاند و او را "اردشیر" خواند. البته منظور اردشیر هخامنشی نیست، چون اردشیر هخامنشی هم طبق تاریخ پلوتارک با دخترش آتُسا ازدواج کرد. بهمن پسری به نام "ساسان" و دختری به نام "همای ملقب به چهرزاد" داشت. همای از پدرش بهمن، آبستن شد و بهمن درگذشت و همای بر تخت پادشاهی نشست. (1)
⚠️ نام بهمن در کتاب "زند وهومن یسن" یا همان "بهمن یشت" بیان شده است. کتاب زند وهومن یسن در اواخر پادشاهی خسرو اول(=انوشیروان) یا کمی بعد از او، از روی اوستا ترجمه شده است، زیرا از پادشاهان بعدی ساسانی اسمی نبرده.
اما در کتاب زند وهومن یسن(بهمن یشت) بیان شده که گشتاسب اولین پادشاهی است که به زرتشت ایمان آورد و اردشیر کسی هست که "بهمن پسر سپنداد"(=بهمن پسر اسفندیار) خوانده میشود. لذا در اینکه بهمن از خاندان گشتاسب است هیچ شکی نیست و دیگر اینکه این خاندان اولین خاندانی بودند که آیین زرتشت را پذیرفتند و به کیش زرتشتی عمل می کردند و آن را نشر دادند هم هیچ شکی نیست. (2)
⚠️ جالب است بدانید که گشتاسب اولین شخص و اولین پادشاهی که به زرتشت ایمان آورد خودش هم طبق آیین زرتشت با خواهرش "هوتُس" ازدواج کرد، که به ازدواج یا همخوابگی با محارم و اقارب در آیین زرتشت "خویدوده یا خوی تودس" گفته میشود (3)
📚 منابع :
(1) ایران در عهد باستان( در تاریخ اقوام و پادشاهان قبل از اسلام) ، محمد جواد مشکور، صفحه 100
(2) زند وهومن یسن(بهمن یشت)، ترجمه صادق هدایت، نشر امیرکبیر 1342، صفحه 36
(3) اقتباس از متون پهلوی یادگار زریران، جاماسب جی دستور منوچهر جی جاماسب، گزارش سعید عریان، صفحه 56
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ اولین شخص یا اولین پادشاهی که به زرتشت ایمان آورد، گشتاسب بود. گشتاسب بازوی قدرتمند زرتشت بود تا با جنگ و به زور شمشیر ایرانیان را به آیین زرتشت در آورد. گشتاسب فرزندی داشت به نام اسفندیار که به دستور پدر، به جنگ رستم در سیستان رفت تا او را وادار به پذیرش آیین زرتشت کند، ولی اسفندیار شکست خورد. دو تن از پسران اسفندیار به نام های "مهرنوش" و "نوش آذر" نیز در این جنگ کشته شدند و پسر سوم اسفندیار به نام "بهمن" زنده ماند. اسفندیار، پسرش بهمن را به "رستم دستان" سپرد تا به او رسم شاهی بیاموزد، خود اسفندیار هم کشته شد. چون مدتی گذشت گشتاسب نبیره خود را که بهمن باشد از رستم دستان، بازپس گرفت و او را به پادشاهی نشاند و او را "اردشیر" خواند. البته منظور اردشیر هخامنشی نیست، چون اردشیر هخامنشی هم طبق تاریخ پلوتارک با دخترش آتُسا ازدواج کرد. بهمن پسری به نام "ساسان" و دختری به نام "همای ملقب به چهرزاد" داشت. همای از پدرش بهمن، آبستن شد و بهمن درگذشت و همای بر تخت پادشاهی نشست. (1)
⚠️ نام بهمن در کتاب "زند وهومن یسن" یا همان "بهمن یشت" بیان شده است. کتاب زند وهومن یسن در اواخر پادشاهی خسرو اول(=انوشیروان) یا کمی بعد از او، از روی اوستا ترجمه شده است، زیرا از پادشاهان بعدی ساسانی اسمی نبرده.
اما در کتاب زند وهومن یسن(بهمن یشت) بیان شده که گشتاسب اولین پادشاهی است که به زرتشت ایمان آورد و اردشیر کسی هست که "بهمن پسر سپنداد"(=بهمن پسر اسفندیار) خوانده میشود. لذا در اینکه بهمن از خاندان گشتاسب است هیچ شکی نیست و دیگر اینکه این خاندان اولین خاندانی بودند که آیین زرتشت را پذیرفتند و به کیش زرتشتی عمل می کردند و آن را نشر دادند هم هیچ شکی نیست. (2)
⚠️ جالب است بدانید که گشتاسب اولین شخص و اولین پادشاهی که به زرتشت ایمان آورد خودش هم طبق آیین زرتشت با خواهرش "هوتُس" ازدواج کرد، که به ازدواج یا همخوابگی با محارم و اقارب در آیین زرتشت "خویدوده یا خوی تودس" گفته میشود (3)
📚 منابع :
(1) ایران در عهد باستان( در تاریخ اقوام و پادشاهان قبل از اسلام) ، محمد جواد مشکور، صفحه 100
(2) زند وهومن یسن(بهمن یشت)، ترجمه صادق هدایت، نشر امیرکبیر 1342، صفحه 36
(3) اقتباس از متون پهلوی یادگار زریران، جاماسب جی دستور منوچهر جی جاماسب، گزارش سعید عریان، صفحه 56
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️اثبات محکم دیگری بر ازدواج با محارم در آیین زرتشت. ازدواج بهمن بن اسفندیار بن گشتاسب با دخترش همای چهرزاد. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور،ص100
✅کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️اثبات دیگری بر ازدواج با محارم در آیین زرتشت. بهمن پسر اسفندیار پسر گشتاسب اولین پادشاه زرتشتی بود. زند وهومن یسن(بهمن یشت)، ترجمه صادق هدایت، ص36
✅کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
Forwarded from ناگفتههای ایران باستان و تاریخ
⚠️ ازدواج نخستین شاه زرتشتی با خواهر خود. متون پهلوی، جاماسب جی دستور منوچهر جی جاماسب، گزارش سعید عریان، ص56، اقتباس از متون پهلوی یادگار زریران.
🆔 @IRRealHistory
🆔 @IRRealHistory
❌ رفتار تبعیض آمیز محمدرضا شاه در ارتش باعث هرج و مرج و عدم وفاداری ارتشیان شد و اداره نمودن ارتش بصورت فامیلی ❌
⚠️ محمدرضاه شاه پهلوی همواره به ارتشیان بهای بسیار میداد، زیرا یکی از ابزارهای اقتدارش همین ارتش بود که در سرکوب اعتراضات و کشتار مردم ایران در 17 شهریور یا 15 خرداد و...، در کنار ساواک و شهربانی نقش فعالی داشت. اما همین ارتش با آنهمه خوش خدمتی در نهایت مورد بی مهری شاه قرار گرفت. هر چند تمام ارتشیان دارای امتیازاتی بودند، اما امتیازات برخی بیش از دیگران بود. "گارد شاهنشاهی" نیروی 8000 نفری نخبه ای بود که افسران و افراد آن بخصوص برای این انتخاب شده بودند که امنیت شخص شاه و حراست داخلی تهران را به عهده داشته باشند. با اینکه حقوق و مزایای ارتش ایران 50 درصد بیشتر از کشورهای همسایه بود، افراد گارد شاهنشاهی 20 درصد از نیروهای عادی ارتش بیشتر دریافت می کردند. در سال 1977 یک ستوان دوم ارتش ایران، ماهانه 221 دلار حقوق ثابت به اضافه فوق العاده های زیاد دریافت می کرد. همتای این ستوان در گارد شاهنشاهی 270 دلار دریافت میکرد و مزایای او نیز بیشتر بود. علاوه بر این افسران ارتش ایران، در دوره بازنشستگی، معمولا در شرکتهای دولتی، مثل شرکت ملی نفت ایران یا مجلس سنا که نیمی از اعضایش توسط شاه منصوب می شدند، مشغول می گردیدند. به افسرانی که از رژیم طرفداری نمیکردند ترفیع داده نمیشد و در بعضی موارد بلادرنگ از ارتش اخراج می گردیدند. اینگونه ملاحظات خاص و طولانی در اعطای ترفیع درجه به افسران، کمک میکند تا روش شود که چرا در دوران آشفتگی سیاسی 1978 نیروهای مسلح ارتش بعنوان عاملی تقریبا غیر فعال در وفاداری به شاه نمودار شدند.
⚠️ بالاخره ساختار فرماندهی ارتش ایران، غیرمتمرکز و فاقد کارائی بود و چنانکه بایسته است منطبق با نوسازی سریع و دارای قابلیت بالایی در نبرد نبود. افسران شخصا، روشی را که فرماندهانشان وضع کرده بودند، مضحک میدانستند. اگرچه شاه از لحاظ سیاسی چنین عدم تمرکزی را در فرماندهی یک ضرورت میدانست تا بدینوسیله از توطئه افسرانی که رژیم را تهدید میکردند، جلوگیری بعمل آورد. نیروهای سه گانه ارتش در یک ساختار فرماندهی بهم نمی پیوستند. ستاد فرماندهی عالی ایران که همطراز رییس ستاد مشترک ایالات متحده بود، آن قدرت و اختیار را نداشت تا مثل کشورهای دیگر فعالیت ها را هماهنگ کند. فرمانده هریک از نیروهای سه گانه همیشه ملاقات جداگانه با شاه داشت. حتی رییس ستاد کل، اختیارات چندانی برای هماهنگ ساختن فعالیت نیروها نداشت. از سوی دیگر انتصاب نزدیکان خانواده شاه، وضعیت را بغرنج تر ساخته بود. ژنرال محمد خاتمی شوهر خواهر شاه تا سپتامبر 1975 که بعلت سقوط "کایت" کشته شد، فرماندهی نیروی هوایی را بر عهده داشت. پسر شاهزاده اشرف، ناخدا شهریار شفیق(که 7 نوامبر 1979 در یکی از خیابانهای پاریس به قتل رسید) قائم مقام فرماندهی اسکادران دریایی اقیانوس هند بود و روشن بود که فرمانده آینده نیروی دریایی ایران می باشد. صاحبان عناوین نیروهای نظامی، رضا عظیمی وزیر جنگ و غلامرضا ازهاری رییس ستاد ارتش شخصیتهای پر قدرتی نبودند و مانند بسیاری از مهره های رده بالای رژیم، مستقل و مبتکر نبودند و اساسا معتقد به اجرای خط مشی تعیین شده از جانب شاه بودند. و افسران جوانتر مانند ژنرال امیرحسین ربیعی فرمانده جدید نیروی هوایی، ژنرال غلامعلی اویسی فرمانده نیروی زمینی، فرمانده گارد شاهنشاهی که در اوج انقلاب بدست افراد خود به قتل رسید، بیشتر موافق با ملاحظات سیاسی بودند و به هنگام انقلاب از مافوقان خود نقش بیشتری ایفا کردند.
❗️شاه برای تقویت دیکتاتوری خود مشتی پاچه خوار میخواست و تقسیم پستهای رده بالا بین خانواده اش بدون در نظر گرفتن شایستگی ها بود. ضوابط را فدای روابط کرد.
📚 منابع:
درون انقلاب ایران، جان دی استمپل، ترجمه منوچهر شجاعی، صفحه 51 و 52
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ محمدرضاه شاه پهلوی همواره به ارتشیان بهای بسیار میداد، زیرا یکی از ابزارهای اقتدارش همین ارتش بود که در سرکوب اعتراضات و کشتار مردم ایران در 17 شهریور یا 15 خرداد و...، در کنار ساواک و شهربانی نقش فعالی داشت. اما همین ارتش با آنهمه خوش خدمتی در نهایت مورد بی مهری شاه قرار گرفت. هر چند تمام ارتشیان دارای امتیازاتی بودند، اما امتیازات برخی بیش از دیگران بود. "گارد شاهنشاهی" نیروی 8000 نفری نخبه ای بود که افسران و افراد آن بخصوص برای این انتخاب شده بودند که امنیت شخص شاه و حراست داخلی تهران را به عهده داشته باشند. با اینکه حقوق و مزایای ارتش ایران 50 درصد بیشتر از کشورهای همسایه بود، افراد گارد شاهنشاهی 20 درصد از نیروهای عادی ارتش بیشتر دریافت می کردند. در سال 1977 یک ستوان دوم ارتش ایران، ماهانه 221 دلار حقوق ثابت به اضافه فوق العاده های زیاد دریافت می کرد. همتای این ستوان در گارد شاهنشاهی 270 دلار دریافت میکرد و مزایای او نیز بیشتر بود. علاوه بر این افسران ارتش ایران، در دوره بازنشستگی، معمولا در شرکتهای دولتی، مثل شرکت ملی نفت ایران یا مجلس سنا که نیمی از اعضایش توسط شاه منصوب می شدند، مشغول می گردیدند. به افسرانی که از رژیم طرفداری نمیکردند ترفیع داده نمیشد و در بعضی موارد بلادرنگ از ارتش اخراج می گردیدند. اینگونه ملاحظات خاص و طولانی در اعطای ترفیع درجه به افسران، کمک میکند تا روش شود که چرا در دوران آشفتگی سیاسی 1978 نیروهای مسلح ارتش بعنوان عاملی تقریبا غیر فعال در وفاداری به شاه نمودار شدند.
⚠️ بالاخره ساختار فرماندهی ارتش ایران، غیرمتمرکز و فاقد کارائی بود و چنانکه بایسته است منطبق با نوسازی سریع و دارای قابلیت بالایی در نبرد نبود. افسران شخصا، روشی را که فرماندهانشان وضع کرده بودند، مضحک میدانستند. اگرچه شاه از لحاظ سیاسی چنین عدم تمرکزی را در فرماندهی یک ضرورت میدانست تا بدینوسیله از توطئه افسرانی که رژیم را تهدید میکردند، جلوگیری بعمل آورد. نیروهای سه گانه ارتش در یک ساختار فرماندهی بهم نمی پیوستند. ستاد فرماندهی عالی ایران که همطراز رییس ستاد مشترک ایالات متحده بود، آن قدرت و اختیار را نداشت تا مثل کشورهای دیگر فعالیت ها را هماهنگ کند. فرمانده هریک از نیروهای سه گانه همیشه ملاقات جداگانه با شاه داشت. حتی رییس ستاد کل، اختیارات چندانی برای هماهنگ ساختن فعالیت نیروها نداشت. از سوی دیگر انتصاب نزدیکان خانواده شاه، وضعیت را بغرنج تر ساخته بود. ژنرال محمد خاتمی شوهر خواهر شاه تا سپتامبر 1975 که بعلت سقوط "کایت" کشته شد، فرماندهی نیروی هوایی را بر عهده داشت. پسر شاهزاده اشرف، ناخدا شهریار شفیق(که 7 نوامبر 1979 در یکی از خیابانهای پاریس به قتل رسید) قائم مقام فرماندهی اسکادران دریایی اقیانوس هند بود و روشن بود که فرمانده آینده نیروی دریایی ایران می باشد. صاحبان عناوین نیروهای نظامی، رضا عظیمی وزیر جنگ و غلامرضا ازهاری رییس ستاد ارتش شخصیتهای پر قدرتی نبودند و مانند بسیاری از مهره های رده بالای رژیم، مستقل و مبتکر نبودند و اساسا معتقد به اجرای خط مشی تعیین شده از جانب شاه بودند. و افسران جوانتر مانند ژنرال امیرحسین ربیعی فرمانده جدید نیروی هوایی، ژنرال غلامعلی اویسی فرمانده نیروی زمینی، فرمانده گارد شاهنشاهی که در اوج انقلاب بدست افراد خود به قتل رسید، بیشتر موافق با ملاحظات سیاسی بودند و به هنگام انقلاب از مافوقان خود نقش بیشتری ایفا کردند.
❗️شاه برای تقویت دیکتاتوری خود مشتی پاچه خوار میخواست و تقسیم پستهای رده بالا بین خانواده اش بدون در نظر گرفتن شایستگی ها بود. ضوابط را فدای روابط کرد.
📚 منابع:
درون انقلاب ایران، جان دی استمپل، ترجمه منوچهر شجاعی، صفحه 51 و 52
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️رفتار تبعیض آمیز محمدرضا شاه در ارتش باعث هرج ومرج و عدم وفاداری ارتشیان شد و اداره کردن ارتش بصورت فامیلی. درون انقلاب ایران،جان دی استمپل،ترجمه شجاعی،ص51
🆔 @IRRealHistory
🆔 @IRRealHistory
⚠️رفتار تبعیض آمیز محمدرضا شاه در ارتش باعث هرج ومرج و عدم وفاداری ارتشیان شد و اداره کردن ارتش بصورت فامیلی. درون انقلاب ایران،جان دی استمپل،ترجمه شجاعی،ص52
🆔 @IRRealHistory
🆔 @IRRealHistory
❌ حزب رستاخیز ابزاری جهت فریب مردم ایران و تقویت دیکتاتوری و یکه تازی سیاسی محمدرضا شاه پهلوی❌
1⃣ قسمت اول ✅
⚠️ شاه بین سالهای 1960 تا 1970 شیوه حکومتی خود را اصلاح کرد و تلاش کرد یا دست کم خواست اینگونه وانمود کند که تمرکز قدرت، در دست شاه کم شود و به مردم و نخبگان قدرت داده شود در مدیریت کشور. در سال 1957 نظام دو حزبی در کشور حاکم بود، حزب ملّیون که "ایران نوین" نام گرفت، و مخالف دولت بود و حزب مردم که حزبی مخالف و وفادار بود. این ساختار دو حزبی تا مارس سال 1975 که حزب "رستاخیز" بدستور شاه تاسیس شد، وجود داشت. ولی با ایجاد حزب رستاخیز، کشور تک حزبی شد و سایر احزاب به حزب رستاخیز پیوستند. شاه می خواست با عضویت همه مردم در حزب رستاخیز، کنترل و نظارتش بر پیشرفت امور و بدون ایجاد مخاطره بر سرعت نوسازی کشور، مردم را در کارهای دولتی مشارکت دهد. فعالیتهای سیاسی، به شاه و جمع محدودی از مشاورین شاه و حمایت گروهی 300 تا 400 نفره از نخبگان محدود شد که حتی این گروه محدود هم، قادر به اظهار مخالفت نبود. هیچ سازمان مستقلی وجود نداشت. شاه احزاب سیاسی را فقط برای سازمان بخشیدن به افکار و عقاید عمومی ایجاد بحساب می آورد، نه یک سازمان دولتی. اگرچه شاه روشی کاملا دیکتاتوری اتخاذ کرده بود، اما وجود احزاب سیاسی برای اصلاح تدریجی این روش بود. بخاطر ابراز نگرانی نخبگان از وضعیت کشور، شاه برای ایجاد یک سیستم تک حزبی تحت فشار قرار گرفت تا مردم در امور سیاسی مشارکت داشته باشند و قانون اساسی تقویت شود. اما دلیل دیگر برای ایجاد نظام تک حزبی این بود که "هویدا" در مقام دوگانه خود، یعنی هم نخست وزیر و هم دبیرکل حزب ایران نوین بسیار قدرتمند شده بود، لذا برای مهار هویدا فقط باید یک حزب بنام رستاخیز در کشور وجود میداشت تا باقی احزاب به این حزب ملحق شوند و شاه تبدیل میشد به یک مافوق سیاسی و رهبر مطلق، رهبری که نه کسی بر او نظارت میکرد و نه مسوول شکستها بود. دلیل دیگر انحلال نظام دو حزبی این بود که نیروهای جایگزین نباید مطرح گردند. انحلال نظام دوحزبی دست کم پرده تظاهر به این امر، که برای مردم حق انتخابی وجود دارد را به کنار زد. این اعتقاد عموم مردم بود که در انتخابات ژوئن 1975، حزب ایران نوین پیروز خواهد شد و در نتیجه اتهامات فساد و نادرستی سیستم بیشتر در ذهن مردم قوت میگرفت و ساختار سیاسی کشور را بیشتر بی اعتبار میکرد. اما هدف اصلی از ایجاد نظام تک حزبی و حزب رستاخیز این بود که، سازمانی فراگیر ایجاد شود تا توده مردم را، آنچنان که نخبگان آموخته بودند، در جهت تایید رژیم، تبلیغ و هدایت کند. در پس ایجاد نظام تک حزبی شاه هیچگونه استراتژی دراز مدتی برای نوسازی برمبنای ترتیبات جدید پیش بینی نکرده بود. ساختار سیاسی کشور هنوز برمبنای نظارت و کنترل و نه بر مبنای چانه زنی های سیاسی و مشارکت مردم، اداره میشد. علاوه بر این سست کردن قدرت دولت مستبد شاه و مشارکت توده مردم در امور سیاسی این احتمال را می پروراند که مردم برای تغییر رژیم اقدام کنند. مکانیزم حزب رستاخیز چنان طراحی شده بود که رضایت مردم با مشارکت "کنترل شده" و "حداقل فعالیتهای سیاسی" بدست آید.
📚 منبع:
درون انقلاب ایران. جان دی استمپل، ترجمه منوچهر شجاعی، صفحه 53 تا 55
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
1⃣ قسمت اول ✅
⚠️ شاه بین سالهای 1960 تا 1970 شیوه حکومتی خود را اصلاح کرد و تلاش کرد یا دست کم خواست اینگونه وانمود کند که تمرکز قدرت، در دست شاه کم شود و به مردم و نخبگان قدرت داده شود در مدیریت کشور. در سال 1957 نظام دو حزبی در کشور حاکم بود، حزب ملّیون که "ایران نوین" نام گرفت، و مخالف دولت بود و حزب مردم که حزبی مخالف و وفادار بود. این ساختار دو حزبی تا مارس سال 1975 که حزب "رستاخیز" بدستور شاه تاسیس شد، وجود داشت. ولی با ایجاد حزب رستاخیز، کشور تک حزبی شد و سایر احزاب به حزب رستاخیز پیوستند. شاه می خواست با عضویت همه مردم در حزب رستاخیز، کنترل و نظارتش بر پیشرفت امور و بدون ایجاد مخاطره بر سرعت نوسازی کشور، مردم را در کارهای دولتی مشارکت دهد. فعالیتهای سیاسی، به شاه و جمع محدودی از مشاورین شاه و حمایت گروهی 300 تا 400 نفره از نخبگان محدود شد که حتی این گروه محدود هم، قادر به اظهار مخالفت نبود. هیچ سازمان مستقلی وجود نداشت. شاه احزاب سیاسی را فقط برای سازمان بخشیدن به افکار و عقاید عمومی ایجاد بحساب می آورد، نه یک سازمان دولتی. اگرچه شاه روشی کاملا دیکتاتوری اتخاذ کرده بود، اما وجود احزاب سیاسی برای اصلاح تدریجی این روش بود. بخاطر ابراز نگرانی نخبگان از وضعیت کشور، شاه برای ایجاد یک سیستم تک حزبی تحت فشار قرار گرفت تا مردم در امور سیاسی مشارکت داشته باشند و قانون اساسی تقویت شود. اما دلیل دیگر برای ایجاد نظام تک حزبی این بود که "هویدا" در مقام دوگانه خود، یعنی هم نخست وزیر و هم دبیرکل حزب ایران نوین بسیار قدرتمند شده بود، لذا برای مهار هویدا فقط باید یک حزب بنام رستاخیز در کشور وجود میداشت تا باقی احزاب به این حزب ملحق شوند و شاه تبدیل میشد به یک مافوق سیاسی و رهبر مطلق، رهبری که نه کسی بر او نظارت میکرد و نه مسوول شکستها بود. دلیل دیگر انحلال نظام دو حزبی این بود که نیروهای جایگزین نباید مطرح گردند. انحلال نظام دوحزبی دست کم پرده تظاهر به این امر، که برای مردم حق انتخابی وجود دارد را به کنار زد. این اعتقاد عموم مردم بود که در انتخابات ژوئن 1975، حزب ایران نوین پیروز خواهد شد و در نتیجه اتهامات فساد و نادرستی سیستم بیشتر در ذهن مردم قوت میگرفت و ساختار سیاسی کشور را بیشتر بی اعتبار میکرد. اما هدف اصلی از ایجاد نظام تک حزبی و حزب رستاخیز این بود که، سازمانی فراگیر ایجاد شود تا توده مردم را، آنچنان که نخبگان آموخته بودند، در جهت تایید رژیم، تبلیغ و هدایت کند. در پس ایجاد نظام تک حزبی شاه هیچگونه استراتژی دراز مدتی برای نوسازی برمبنای ترتیبات جدید پیش بینی نکرده بود. ساختار سیاسی کشور هنوز برمبنای نظارت و کنترل و نه بر مبنای چانه زنی های سیاسی و مشارکت مردم، اداره میشد. علاوه بر این سست کردن قدرت دولت مستبد شاه و مشارکت توده مردم در امور سیاسی این احتمال را می پروراند که مردم برای تغییر رژیم اقدام کنند. مکانیزم حزب رستاخیز چنان طراحی شده بود که رضایت مردم با مشارکت "کنترل شده" و "حداقل فعالیتهای سیاسی" بدست آید.
📚 منبع:
درون انقلاب ایران. جان دی استمپل، ترجمه منوچهر شجاعی، صفحه 53 تا 55
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️حزب رستاخیز ابزاری جهت فریب مردم ایران و تقویت دیکتاتوری و یکه تازی سیاسی محمدرضا شاه پهلوی. درون انقلاب ایران، جان دی استمپل،ترجمه شجاعی،ص53 و 54
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️حزب رستاخیز ابزاری جهت فریب مردم ایران و تقویت دیکتاتوری و یکه تازی سیاسی محمدرضا شاه پهلوی. درون انقلاب ایران، جان دی استمپل،ترجمه شجاعی،ص55
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ حزب رستاخیز ابزاری جهت فریب مردم و تقویت دیکتاتوری و یکه تازی سیاسی محمدرضا شاه پهلوی ❌
2⃣ قسمت دوم ✅
⚠️ ساختار حزب رستاخیز، شاه را برتر از کشش های سیاسی قرار می داد. اما شیوه های نظارتی را که قبلا مورد استفاده بود نفی نمی کرد. تنها راه از بین بردن اوضاع سیاسی پیشین، دادن امکان فعالیت به مخالفان، اعضاء جبهه ملی مصدق، نهضت آزادی ایران، و گروههای کوچکی مثل حزب پان ایرانیست بود. همه این گروهها از مشارکت در سیاستهای حزبی(=حزب رستاخیز) مورد قبول دستگاه، امتناع ورزیده بودند. موضوعات مربوط به تشکیلات و نحوه اداره امور در حزب رستاخیز هرگز مطرح نشد یا اگر شد بطور اتفاقی بود. نتیجه این شد که نظارتها سست گردید یعنی آسان گیری ساواک نسبت به مخالفان و سیاست توام با تساهل نسبت به انتقادات زمانی آغاز شد که پایه و اساس اجتماعی وجود نداشت... بدون تردید شاه فکر میکرد که با کمک گرفتن از ارتش بعنوان نگهبان نهایی نظام، قادر خواهد بود مشکلات را حل کند اما زمانی که ظرفیت انقلابی مردم بالا گرفت شاه دچار تردید شد و در عمل از قدرت و مهارتهای سیاسی خود کمتر بهره گرفت. شاه ایده روشنی برای حزب رستاخیز نداشت و رهبران حزب دچار سردرگمی بودند و هر مقامی فهرستی که از نظر خودش در زمینه توسعه اولویت داشت ارائه می داد. طبعا پاره ای از فعالیتها برای پیشبرد مقاصد متضاد شخصی و فعل و انفعلات سیاسی نیز انجام گرفت. در سال 1978 شاه تصور روشنی از راهی که پیش رو بود نداشت و پایه اعمال او بر اساس توجیهات خلق الساعه بود. شاه پس از آنکه ایران را ترک کرد هنگام بیان مسائل با تامید بر وقایع شخصی،معضلات معین و نقش نفوذ بیگانگان، بر پنهان کردن آنچه که رخ داده بود ادامه داد.
⚠️ در سال 1978 حزب رستاخیز در امور سیاسی ایران هیچ نقشی بازی نکرد. البته حزب در سالهای 1976 و 1977 در بعضی استانها مانند اصفهان و شیراز عملکرد مناسبی داشت. آخرین خیانت نسبت به اعضاء وفادار حزب رستاخیز این بود که متوجه شدند، شرکت فعالانه و صمیمانه آنها در امور حزبی کمترین اثری ندارد. در اواخر سال 1977 شاه اعلام کرد که عضویت فعال در حزب رستاخیز، نه راه دستیابی به مقامات بالای دولتی است و نه اینکه حزب به عنوان یک گروه فشار در راه رسیدن به مقاصد سیاسی خاصی عمل میکند. اعضا حزب صرفا نگهبان هستند. احمد قریشی رییس اجرایی حزب و دیگر مقامات ارشد حزب هنگامیکه دریافتند این تفسیر باید در بیانیه ای که توسط کنگره حزب در ژانویه به تصویب می رسید، باید گنجانده شود، حیرت زده شدند.
❗️یعنی طبق دستور شاه حزب رستاخیز هیچگونه بازدهی و خروجی نمیتوانست داشته باشد و مشارکت مردم در سیاست و مدیریت کشور فقط بطور اسمی بود.
⚠️مسئله این بود که شاه مایل نبود چه حزب رستاخیز، چه مجلس، چه ترکیبی از مجلس و حزب در قدرت سیاسی و تصمیم گیریهای او سهیم باشد. گرچه در سال 1977 آمار اعضاء حزب در سطح بالای بین 5 تا 6 میلیون نفر باقی ماند، اما بعد بتدریج اشتیاق برای عضویت در حزب رستاخیز، حتی برای کسانیکه متعهد بودند رو به کاهش گذاشت، در ژانویه 1978 علیرغم امیدها و انتظارات دو سال قبل، به استثنای چند تن کارگزار، بقیه همگی اسماً عضو حزب رستاخیز بودند.
📚 منبع:
درون انقلاب ایران. جان دی استمپل، ترجمه منوچهر شجاعی، صفحه 56 و 61 و 62
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
2⃣ قسمت دوم ✅
⚠️ ساختار حزب رستاخیز، شاه را برتر از کشش های سیاسی قرار می داد. اما شیوه های نظارتی را که قبلا مورد استفاده بود نفی نمی کرد. تنها راه از بین بردن اوضاع سیاسی پیشین، دادن امکان فعالیت به مخالفان، اعضاء جبهه ملی مصدق، نهضت آزادی ایران، و گروههای کوچکی مثل حزب پان ایرانیست بود. همه این گروهها از مشارکت در سیاستهای حزبی(=حزب رستاخیز) مورد قبول دستگاه، امتناع ورزیده بودند. موضوعات مربوط به تشکیلات و نحوه اداره امور در حزب رستاخیز هرگز مطرح نشد یا اگر شد بطور اتفاقی بود. نتیجه این شد که نظارتها سست گردید یعنی آسان گیری ساواک نسبت به مخالفان و سیاست توام با تساهل نسبت به انتقادات زمانی آغاز شد که پایه و اساس اجتماعی وجود نداشت... بدون تردید شاه فکر میکرد که با کمک گرفتن از ارتش بعنوان نگهبان نهایی نظام، قادر خواهد بود مشکلات را حل کند اما زمانی که ظرفیت انقلابی مردم بالا گرفت شاه دچار تردید شد و در عمل از قدرت و مهارتهای سیاسی خود کمتر بهره گرفت. شاه ایده روشنی برای حزب رستاخیز نداشت و رهبران حزب دچار سردرگمی بودند و هر مقامی فهرستی که از نظر خودش در زمینه توسعه اولویت داشت ارائه می داد. طبعا پاره ای از فعالیتها برای پیشبرد مقاصد متضاد شخصی و فعل و انفعلات سیاسی نیز انجام گرفت. در سال 1978 شاه تصور روشنی از راهی که پیش رو بود نداشت و پایه اعمال او بر اساس توجیهات خلق الساعه بود. شاه پس از آنکه ایران را ترک کرد هنگام بیان مسائل با تامید بر وقایع شخصی،معضلات معین و نقش نفوذ بیگانگان، بر پنهان کردن آنچه که رخ داده بود ادامه داد.
⚠️ در سال 1978 حزب رستاخیز در امور سیاسی ایران هیچ نقشی بازی نکرد. البته حزب در سالهای 1976 و 1977 در بعضی استانها مانند اصفهان و شیراز عملکرد مناسبی داشت. آخرین خیانت نسبت به اعضاء وفادار حزب رستاخیز این بود که متوجه شدند، شرکت فعالانه و صمیمانه آنها در امور حزبی کمترین اثری ندارد. در اواخر سال 1977 شاه اعلام کرد که عضویت فعال در حزب رستاخیز، نه راه دستیابی به مقامات بالای دولتی است و نه اینکه حزب به عنوان یک گروه فشار در راه رسیدن به مقاصد سیاسی خاصی عمل میکند. اعضا حزب صرفا نگهبان هستند. احمد قریشی رییس اجرایی حزب و دیگر مقامات ارشد حزب هنگامیکه دریافتند این تفسیر باید در بیانیه ای که توسط کنگره حزب در ژانویه به تصویب می رسید، باید گنجانده شود، حیرت زده شدند.
❗️یعنی طبق دستور شاه حزب رستاخیز هیچگونه بازدهی و خروجی نمیتوانست داشته باشد و مشارکت مردم در سیاست و مدیریت کشور فقط بطور اسمی بود.
⚠️مسئله این بود که شاه مایل نبود چه حزب رستاخیز، چه مجلس، چه ترکیبی از مجلس و حزب در قدرت سیاسی و تصمیم گیریهای او سهیم باشد. گرچه در سال 1977 آمار اعضاء حزب در سطح بالای بین 5 تا 6 میلیون نفر باقی ماند، اما بعد بتدریج اشتیاق برای عضویت در حزب رستاخیز، حتی برای کسانیکه متعهد بودند رو به کاهش گذاشت، در ژانویه 1978 علیرغم امیدها و انتظارات دو سال قبل، به استثنای چند تن کارگزار، بقیه همگی اسماً عضو حزب رستاخیز بودند.
📚 منبع:
درون انقلاب ایران. جان دی استمپل، ترجمه منوچهر شجاعی، صفحه 56 و 61 و 62
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️حزب رستاخیز ابزاری جهت فریب مردم ایران و تقویت دیکتاتوری و یکه تازی سیاسی محمدرضا شاه پهلوی. درون انقلاب ایران، جان دی استمپل،ترجمه شجاعی،ص56
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️حزب رستاخیز ابزاری جهت فریب مردم ایران و تقویت دیکتاتوری و یکه تازی سیاسی محمدرضا شاه پهلوی. درون انقلاب ایران، جان دی استمپل،ترجمه شجاعی،ص61 و 62
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
بسم الله الرحمن الرحیم
بعضی از نااهلان مدعی شدهاند که تمامی گروههای اهل سنت حامیِ دوستانِ ملحدانی که رسول الله صلی الله علیه وسلم را دشنام دادهاند هستند، و حاشا اهل سنت که از چنین نااهلانی طرفداری کنند، بنابراین گروه «ناگفتههای ایران باستان...» به نوبهی خود هرگونه ائتلافی را با هتاکان به خالق یکتا و پیامبران برگزیده محکوم کرده و تحت هیچ شرایطی آن را جائز نمیگوید، و از اهل سنت در سایر گروهها دعوت میکند که سریعاً غیرت دینی خود را اظهار کرده و موقف معلومی در مقابل این دشمنان دین و دعوت اتخاذ کنند.
بعضی از نااهلان مدعی شدهاند که تمامی گروههای اهل سنت حامیِ دوستانِ ملحدانی که رسول الله صلی الله علیه وسلم را دشنام دادهاند هستند، و حاشا اهل سنت که از چنین نااهلانی طرفداری کنند، بنابراین گروه «ناگفتههای ایران باستان...» به نوبهی خود هرگونه ائتلافی را با هتاکان به خالق یکتا و پیامبران برگزیده محکوم کرده و تحت هیچ شرایطی آن را جائز نمیگوید، و از اهل سنت در سایر گروهها دعوت میکند که سریعاً غیرت دینی خود را اظهار کرده و موقف معلومی در مقابل این دشمنان دین و دعوت اتخاذ کنند.
❌ آنچه که یک مسلمان در مورد شب یلدای مجوس و میترا پرستان باید بداند ❌
⚠️یلدا طولانی ترین شب سال می باشد که معمولا یک دقیقه طولانی تر است و در لغت به معنای "زایش" و "میلاد" است. طبق اعتقادات اقوام آریایی، شب یلدا، شب زایش و میلاد خورشید یا مهر یا همان میترا(=الهه پرتو خورشید) است و در حقیقت بخشی از آیین میترائیسم (مهر پرستی) می باشد. ابوریحان بیرونی ، یلدا را به عنوان میلاد اکبر نام برده که آن را میلاد خورشید ذکر کرده و در آثار الباقیه دی ماه با نام "خور"(=خورشید) بیان شده است(1)
میترا یکی از خدایان پیشا زرتشتی است که بعدها با آمدن آیین زرتشت وارد کیش زرتشتی شد و یکی از ایزدان زرتشتی نام گرفت که دشمن اهریمن و تاریکی بود. سپس نام میترا وارد اوستا و آیین مجوس(زرتشتی) شد و بخش "مهر یشت" اوستا مربوط به میترا یا میثره می باشد(2)
ایزد میترا(=خدای آفتاب) به شکل یک مرد است که برای قربانی کردن یک گاو نر بر پشت آن ایستاده، این گاو مخلوق اهورامزدا می باشد. قبل از زرتشت، آریاییان دینشان چند ایزدی بود و یکی از خدایان مهم هندُ آریایی"میترا" نام داشت. در عهدنامه ای که بین "هیتیها" و "میتانیها" در 1500 سال پیش از میلاد که به خط میخی بر روی یک کتیبه نقر شده، سوگند به میترا ذکر گردیده(3)
نماد اصلی میتراپرستان، صلیب شکسته یا گردونه مهر می باشد. نظیر گردنبند ایرانی "گردونه مهر" که در "کلورز" گیلان کشف شد و مشهور به گرنبند مارلیک است مربوط به 1000 سال پیش از میلاد. http://www.museumsyndicate.com/item.php?item=54852
تاریکی نماینده اهریمن بود و چون در طولانیترین شب سال، تاریکی اهریمنی بیشتر میپاید، این شب برای ایرانیان باستان نحس بود و چون فرا میرسید، آتش میافروختند تا تاریکی و عاملان اهریمنی و شیطانی نابود شده و بگریزند، مردم گرد هم جمع شده و شب را با خوردن، نوشیدن، شادی و پایکوبی و گفتگو به سر میآوردند و خوانی(=سفره) ویژه میگستردند، هرآنچه میوه تازه فصل که نگاهداری شده بود و میوههای خشک در سفره مینهادند. سفره شب یلدا، «میَزد» Myazd نام داشت و شامل میوههای تر و خشک، آجیل یا به اصطلاح زرتشتیان، «لُرک» Lork که از لوازم این جشن و ولیمه بود، به افتخار و ویژگی «اورمزد(=اهورامزدا)» و «مهر(=میترا)» یا خورشید برگزار میشد(4)
⚠️یک مسلمان موحد طبق دستور قرآن باید عمل کند، یعنی اطیعوا الله و اطعیوا الرسول و...، نه اینکه از رسوم مجوس و کفار و میتراپرستان پیروی و اطاعت نماید، یلدا هیچ جایگاهی در دین اسلام ندارد.
⚠️جشن گرفتن یک مسلمان در شب یلدا که طبق عقیده مجوس شب میلاد و زایش میترا(=یکی از ایزدان مجوسی) است، چیزی جز به جا آورد و عمل به آیین مجوس(=زرتشتیان)نیست. صله رحم را نباید بهانه ساخت برای تعظیم رسوم خرافی مجوس، شبهای بسیاری وجود دارد برای بجا آوردن صله رحم.
⚠️بریز و بپاش ها و اسرافکاریهای شب یلدای مجوسی مورد تایید اسلام و هیچ منطق منصفی نیست، کمی اندیشه کنید.
⚠️بیاد داشته باشید که رسول الله صلی الله علیه و سلم و صحابه رضی الله عنهم و اولیاء رحمهم الله رنجهای بسیاری کشیدند برای نشر اسلام و توحید و زدودن خرافات مجوس و جاهلیت. طوری رفتار کنیم که شرمنده و گنهکار نباشیم در پیشگاه الله تعالی.
⚠️رسول الله صلی الله علیه و سلم: «من تشبه بقوم فهو منهم» هرکس خود را شبیه قومی سازد، از آنهاست.
آیا مسلمانان میخواهند خود را از مجوس یا میترا پرستان بدانند?! هوشیار باشید و دین خدا را یاری کنید و یاری گر آیین مجوس و میترا پرستی نباشید ای اهل ایمان!!!(5)
⚠️یا ایها الذین آمنوا ان تطیعوا الذین کفروا یردوکم علی اعقابکم فتنقلبوا خاسرین«ای کسانیکه ایمان آورده اید، اگر از کسانی که کفر ورزیده اند، اطاعت کنید شما را به گذشته هایتان باز می گردانند و سرانجام زیانکار خواهید شد» (6)
⚠️میترا پرستی(مهرپرستی) آیینی بود که چه در ایران و چه در روم، انسانها در آن برای خدایان قربانی می شدند. آمستریس همسر خشایار شاه، دو بار، 7 نوجوان نجیب زاده ایرانی را در خاک زنده بگور کرد (7)
‼️بهوش باشید این امتحانیست برای اهل ایمان، که آیا میخواهند یلدا بگیرند و پیرو مجوس و میترا پرستان باشند یا پیرو اسلام و کتاب قرآن و رسول الله صلی الله علیه وسلم
📚منابع:
(1)آثارالباقیه، ابوریحان بیرونی، ترجمه دانا سرشت،ص344
(2)اوستا، جلیل دوستخواه،مهر یشت، ص353 تا 388
(3)http://www.britannica.com/eb/article-9053039/Mithraism
(4)گاهشماری و جشنهای ایران باستان، هاشم رضی، ص554و 559
(5)صحیح الجامع الالبانی ش2831، سنن ابی داود ش4031، بلوغ المرام ابن حبان ش437، مجموع الفتاوی ابن تیمیه ش25331
(6)سوره آل عمران، آیه149
(7)آیین میترا، مارتین ورمازرن،ترجمه نادر زاده، ص202 و 203
✅کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️یلدا طولانی ترین شب سال می باشد که معمولا یک دقیقه طولانی تر است و در لغت به معنای "زایش" و "میلاد" است. طبق اعتقادات اقوام آریایی، شب یلدا، شب زایش و میلاد خورشید یا مهر یا همان میترا(=الهه پرتو خورشید) است و در حقیقت بخشی از آیین میترائیسم (مهر پرستی) می باشد. ابوریحان بیرونی ، یلدا را به عنوان میلاد اکبر نام برده که آن را میلاد خورشید ذکر کرده و در آثار الباقیه دی ماه با نام "خور"(=خورشید) بیان شده است(1)
میترا یکی از خدایان پیشا زرتشتی است که بعدها با آمدن آیین زرتشت وارد کیش زرتشتی شد و یکی از ایزدان زرتشتی نام گرفت که دشمن اهریمن و تاریکی بود. سپس نام میترا وارد اوستا و آیین مجوس(زرتشتی) شد و بخش "مهر یشت" اوستا مربوط به میترا یا میثره می باشد(2)
ایزد میترا(=خدای آفتاب) به شکل یک مرد است که برای قربانی کردن یک گاو نر بر پشت آن ایستاده، این گاو مخلوق اهورامزدا می باشد. قبل از زرتشت، آریاییان دینشان چند ایزدی بود و یکی از خدایان مهم هندُ آریایی"میترا" نام داشت. در عهدنامه ای که بین "هیتیها" و "میتانیها" در 1500 سال پیش از میلاد که به خط میخی بر روی یک کتیبه نقر شده، سوگند به میترا ذکر گردیده(3)
نماد اصلی میتراپرستان، صلیب شکسته یا گردونه مهر می باشد. نظیر گردنبند ایرانی "گردونه مهر" که در "کلورز" گیلان کشف شد و مشهور به گرنبند مارلیک است مربوط به 1000 سال پیش از میلاد. http://www.museumsyndicate.com/item.php?item=54852
تاریکی نماینده اهریمن بود و چون در طولانیترین شب سال، تاریکی اهریمنی بیشتر میپاید، این شب برای ایرانیان باستان نحس بود و چون فرا میرسید، آتش میافروختند تا تاریکی و عاملان اهریمنی و شیطانی نابود شده و بگریزند، مردم گرد هم جمع شده و شب را با خوردن، نوشیدن، شادی و پایکوبی و گفتگو به سر میآوردند و خوانی(=سفره) ویژه میگستردند، هرآنچه میوه تازه فصل که نگاهداری شده بود و میوههای خشک در سفره مینهادند. سفره شب یلدا، «میَزد» Myazd نام داشت و شامل میوههای تر و خشک، آجیل یا به اصطلاح زرتشتیان، «لُرک» Lork که از لوازم این جشن و ولیمه بود، به افتخار و ویژگی «اورمزد(=اهورامزدا)» و «مهر(=میترا)» یا خورشید برگزار میشد(4)
⚠️یک مسلمان موحد طبق دستور قرآن باید عمل کند، یعنی اطیعوا الله و اطعیوا الرسول و...، نه اینکه از رسوم مجوس و کفار و میتراپرستان پیروی و اطاعت نماید، یلدا هیچ جایگاهی در دین اسلام ندارد.
⚠️جشن گرفتن یک مسلمان در شب یلدا که طبق عقیده مجوس شب میلاد و زایش میترا(=یکی از ایزدان مجوسی) است، چیزی جز به جا آورد و عمل به آیین مجوس(=زرتشتیان)نیست. صله رحم را نباید بهانه ساخت برای تعظیم رسوم خرافی مجوس، شبهای بسیاری وجود دارد برای بجا آوردن صله رحم.
⚠️بریز و بپاش ها و اسرافکاریهای شب یلدای مجوسی مورد تایید اسلام و هیچ منطق منصفی نیست، کمی اندیشه کنید.
⚠️بیاد داشته باشید که رسول الله صلی الله علیه و سلم و صحابه رضی الله عنهم و اولیاء رحمهم الله رنجهای بسیاری کشیدند برای نشر اسلام و توحید و زدودن خرافات مجوس و جاهلیت. طوری رفتار کنیم که شرمنده و گنهکار نباشیم در پیشگاه الله تعالی.
⚠️رسول الله صلی الله علیه و سلم: «من تشبه بقوم فهو منهم» هرکس خود را شبیه قومی سازد، از آنهاست.
آیا مسلمانان میخواهند خود را از مجوس یا میترا پرستان بدانند?! هوشیار باشید و دین خدا را یاری کنید و یاری گر آیین مجوس و میترا پرستی نباشید ای اهل ایمان!!!(5)
⚠️یا ایها الذین آمنوا ان تطیعوا الذین کفروا یردوکم علی اعقابکم فتنقلبوا خاسرین«ای کسانیکه ایمان آورده اید، اگر از کسانی که کفر ورزیده اند، اطاعت کنید شما را به گذشته هایتان باز می گردانند و سرانجام زیانکار خواهید شد» (6)
⚠️میترا پرستی(مهرپرستی) آیینی بود که چه در ایران و چه در روم، انسانها در آن برای خدایان قربانی می شدند. آمستریس همسر خشایار شاه، دو بار، 7 نوجوان نجیب زاده ایرانی را در خاک زنده بگور کرد (7)
‼️بهوش باشید این امتحانیست برای اهل ایمان، که آیا میخواهند یلدا بگیرند و پیرو مجوس و میترا پرستان باشند یا پیرو اسلام و کتاب قرآن و رسول الله صلی الله علیه وسلم
📚منابع:
(1)آثارالباقیه، ابوریحان بیرونی، ترجمه دانا سرشت،ص344
(2)اوستا، جلیل دوستخواه،مهر یشت، ص353 تا 388
(3)http://www.britannica.com/eb/article-9053039/Mithraism
(4)گاهشماری و جشنهای ایران باستان، هاشم رضی، ص554و 559
(5)صحیح الجامع الالبانی ش2831، سنن ابی داود ش4031، بلوغ المرام ابن حبان ش437، مجموع الفتاوی ابن تیمیه ش25331
(6)سوره آل عمران، آیه149
(7)آیین میترا، مارتین ورمازرن،ترجمه نادر زاده، ص202 و 203
✅کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
Encyclopedia Britannica
Mithraism
Mithraism, the worship of Mithra, the Iranian god of the sun, justice, contract, and war in pre-Zoroastrian Iran. Known as Mithras in the Roman Empire during the 2nd and 3rd centuries CE, this deity was honored as the patron of loyalty to the emperor.
⚠️ دی ماه که روز اولش روز زایش میترا(مهر) است، خور(=خورشید) ماه نام داشته. روز اول دی ماه به نام اهورامزدا نامیده شده. آثارالباقیه، ابوریحان، ترجمه دانا سرشت، ص344
🆔 @IRRealHistory
🆔 @IRRealHistory
⚠️ سنگ نگاره میترا(مهر) مربوط به دوره ساسانی در تاق بستان کرمانشاه. یلدا شب زایش میترا است، میترا از خدایان ایران باستان و مجوس است.
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory