ناگفته‌های ایران باستان و تاریخ
2.93K subscribers
5.34K photos
130 videos
101 files
265 links
انتقاد و پیشنهاد شما👇
https://t.me/HarfBeManBot?start=NTU5NjcyMjIy

حقیقت را فریاد خواهیم زد به مستندترین شکل ممکن، گرچه خفاشان را از نور خوش نیاید.

☑️ عزیزان برای رسیدن به اولین پیام کانال سرچ کنید با واژه "هموطنان عزیزمان"
Download Telegram
⚠️ دیکتاتوری و بی کفایتی محمدرضا شاه پهلوی. درون انقلاب ایران، جان دی استمپل، ترجمه منوچهر شجاعی، ص 37 تا 39

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ دیکتاتوری و بی کفایتی محمدرضا شاه پهلوی. درون انقلاب ایران، جان دی استمپل، ترجمه منوچهر شجاعی، ص 37 تا 39

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
دیکتاتوری و بی کفایتی محمدرضا شاه پهلوی


3⃣ قسمت سوم


⚠️ ظاهر شدن شهبانو فرح در صحنه فعالیت، هنگام برگزاری کنفرانس آموزشی رامسر در اوت 1975 آغاز شد، وقتی که فرح در زمینه سیاست آموزشی شاه و رفتار او با دانشجویان "ناسپاس" که از آموزش رایگان بهره مند بودند و از رژیم انتقاد می کردند، محتاطانه به مخالفت برخاست. و اما از بقیه اعضا خاندان سلطنتی، فقط شاهزاده اشرف، خواهر توأمان شاه بود که خود را در امور سیاسی درگیر کرده بود. اشرف همیشه از برادرش شخصیتی قوی تر داشت و در امر بازگرداندن شاه در سال 1953 از خارج، اعتباری هم شأن ژنرال زاهدی کسب کرده بود، اگر در حضور دیگران با فروتنی چنین نفوذ و اعتباری را انکار می کرد. راز داران دربار معتقد بودند که شاه در اوایل سال 1970 به اشرف دستور داده بود که از دخالت در امور مملکتی خود داری به عمل آورد وگرنه به تبعید او اقدام خواهد شد. در حدود 60 نفر از اعضا خاندان سلطنتی که از زندگی خوب برخوردار بودند، از دخالت در امور مملکتی برکنار شده بودند. بسیاری از این افراد، درآمد خوبی از طریق رشوه خواریهای آشکار، نظیر گرفتن حق و حساب برای جوش دادن قراردادها و پیچ و خم دستگاه دیوان سالاری افزایش داده بودند. علت غمض عین(=چشم پوشی) شاه نسبت به فساد اعضا فامیل خود این بود که می خواست بدینوسیله آنها را به اموری جز امور سیاسی مملکت سوق دهد. در 1978_1977 این مسئله به یکی از موضوعات عمده ای بدل شد که مخالفین شاه علیه رژیم بکار گرفتند. دسته ای دیگر از مشاورین بودند که برای شاه اهمیت داشتند، این مشاورین گرچه از شاه مسن تر بودند اما با شاه درس خوانده یا با او بزرگ شده بودند. این افراد در دورانهای مختلف، مقامهای گوناگون داشتند و همیشه صاحب نفوذ و قدرتمند باقی مانده بودند. نصرت الله معینیان رییس دفتر مخصوص، حسین فردوست رییس بازرسی شاهنشاهی و ژنرال نعمت الله نصیری که بیش از 15 سال رییس ساواک بود، میتوانستند بدون تشریفات و قید و بند رسمی، با شاه ملاقات داشته باشند، اینها "دولت واقعی" شاه بودند. به این افراد میتوان نامهایی را افزود مانند، اسدالله علم که ده سال وزیر دربار بود، امیرعباس هویدا که 12 سال نخست وزیر بود و منوچهر اقبال نخست وزیر پیشین و مدیر عامل شرکت ملی نفت ایران تا قبل از انقلاب. یکی از مواردی که در زمینه سقوط کشور به دامان هرج و مرج کمتر مورد توجه قرار گرفته، این بود که شاه بعلت بیماری، فرار یا مرگ همکاران نزدیک خویش تماس خود را با کشور از دست داد. در سال 1978 علم به علت سرطان درگذشت، سالها بود که معینیان بیمار بود، اقبال هم فوت کرده بود و هویدا هم به دلیل اختلاف با شاه از کار برکنار شده بود. جالبتر از همه قضیه فردوست است که در 16 ژانویه 1979 که شاه و یاران وفادارش تهران را ترک کردند، همراه شاه نبود و در تهران باقی ماند تا مدیریت "ساواما" که جانشین ساواک بود را بعهده گیرد. تاجگذاری پرشکوه 1967 و جشنهای 2500 ساله در 1971 و استفاده و نصب عکسهای شاه در همه جا، گواه آشکاری بود بر تلاش شاه، تا خود را بعنوان سمبل ملّت تثبیت کند. علیرغم این تلاشها شاه هرگز نتوانست از وابستگی خود به آمریکا که از 1953شروع شده بود، رها شود. در 1978 همچنان که قدرت شاه افول میکرد، تجملات سلطنت، چاپلوسی های مستمر و مناسبات خاص با خداوند، در نظر ایرانیان غرب گرا چیزی چون اشتباه تاریخی جلوه گر شد و همین امر احساس بیگانگی را تشدید کرد. از 1963 هیچ گونه مبارزه مهمی با رژیم وجود نداشت لذا توان و مهارتهای سیاسی شاه رو به فساد گذاشت، شاه به اجبار و اعمال فشار روی آورد، پس از سالهای دراز که "شاهنشاه" و "آریامهر" خوانده شده بود بتدریج رسالت الهی خود را باور کرد. همانطور که یکی از شخصیتهای سیاسی و زیرک کشور گفته بود: "از همان ابتدا شاه نباید بریده روزنامه ها درباره خودش را می خواند"
(یعنی شاه در اوهام و تعریف و تمجیدهای چاپلوسان و پاچه خواران به سر می برد، نه در واقعیات)

📚 منبع:
درون انقلاب ایران، جان دی استمپل، ترجمه منوچهر شجاعی، صفحه 41 و 42

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ دیکتاتوری و بی کفایتی محمدرضا شاه پهلوی. درون انقلاب ایران، جان دی استمپل، ترجمه منوچهر شجاعی، ص 41 تا 42

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ دیکتاتوری و بی کفایتی محمدرضا شاه پهلوی. درون انقلاب ایران، جان دی استمپل، ترجمه منوچهر شجاعی، ص 41 تا 42

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
بین النهرین گاهواره تمدن


⚠️ کهن ترین تمدنهای جهان در بین النهرین ایجاد شدند نظیر تمدنهای کلدانی، آکدی، آشوری و بابلی و سومری. این تمدنهای سامی و غیر آریایی تاثیر بسزایی در رشد و توسعه جوامع همجوار خود داشتند. برای مثال آریایی ها حتی از خود "خط" هم نداشتند و برای نوشتن از کاتبان عیلامی استفاده می کردند که خود عیلامی ها نیز، خط را از تمدن سومری بین النهرین یا همان عراق امروزی آموختند (داریوش و ایرانیان، والتر هینتس، ترجمه پرویز رجبی، چاپ دوم، صفحه 37 تا 40)
آریایی ها در زمان داریوش بزرگ دارای خط شدند که نامش خط میخی هخامنشی یا پارسی بود و از خط میخی اکدی از تمدنهای بین النهرین یا همان عراق امروزی است اخذ گردید (تاریخ زبان فارسی، پرویز خانلری، جلد1، صفحه 173)

⚠️ اما موردی دیگر از دستاوردهای تمدنهای سامی و غیرآریایی بین النهرین(عراق امروزی) که زیربنای ارتباطات و حمل و نقل در جوامع بشری گردید، ایجاد راههای خشکی می باشد. این راهها برای ارتباط بین شهرها در زمان پادشاهان "آگاده" در حدود 2725 سال قبل از میلاد مسیح ایجاد شد. این راهها باعث ایجاد روابط منظم بین پایتخت کشور آگاده(Agadee) و شهرهای دیگر گردید. آگاده نام پایتخت تمدن اکدی بود در حوالی تمدن سومری در بین النهرین. موسس حکومت اکد، "سارگون اول" نام داشت. اکدی ها بعد از 300 سال حکمرانی در سال 1750 پیش از میلاد مسیح، توسط "کاسی ها" به رهبری "گانداش" سقوط کردند.

‼️لازم به ذکر است که کهن ترین تمدنهای ایران چون سیلک، شوش و شهر سوخته و مکران و.. هیچکدام از اقوام آریایی نبودند و پیش تهاجم آریایی ها در ایران حضور داشتند.

📚 منبع:
ایران در عهد باستان در تاریخ اقوام و پادشاهان پیش از اسلام، محمد جواد مشکور(مدرس دانشگاه)، انتشارات اشرفی، چاپ چهارم 1363، صفحه 25 و 26 و 32 تا 34

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ بین النهرین گاهواره تمدن. ایران در عهد باستان در تاریخ اقوام و پادشاهان پیش از اسلام، محمد جواد مشکور، نشر اشرفی، ص 25 و 26

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️بین النهرین گاهواره تمدن. ایران در عهد باستان در تاریخ اقوام و پادشاهان پیش از اسلام، محمد جواد مشکور، نشر اشرفی، ص 32 تا 34

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️کوروش بزرگ قبل از فتح مصر در جنگ با ماساژتها کشته شد. کوروش پرستان شیّاد ادعا می کنند: لیبی که آنسوی مصر است بدست کوروش فتح شده آنهم در سال 510 ق.م که کوروش زنده نبوده!!

🆔 @IRRealHistory
محمدرضا شاه پهلوی، شاهی متکبر و مغرور


⚠️ محمدرضا شاه پهلوی در اوایل سالهای 1970 مناسبات شخصی خود را با "ریچارد نیکسون" رئیس جمهور و "هنری کیسینجر" وزیر امور خارجه آمریکا گسترش داد، ولی نفوذ آمریکا در سراشیبی زوال بود. در سال 1976 "ریچارد هلمز" ، سفیر آمریکا، که شخصیتی مقتدر بود به پیشنهاد آمریکا جهت مذاکره با شاه در زمینه آزادسازی چنین پاسخ داد که « اولین بار که کوشش کنم به شاه بگویم که چه کارهایی باید انجام بدهد، آخرین دیدار من با او خواهد بود ». این امر، تفاوت را با گذشته ها که شاه همیشه به مشورت های آمریکا گوش می داد بخوبی نشان می دهد. این امر همچنان شاهی را نشان می دهد، مقتدر تر و قوی تر از آنچه او در برابر بحران رو به افزایش در تهران، بعنوان یک رهبر عملا از خود نشان داد.

⚠️ رابطه شاه با مردم پیچیده بود و مردم هرگز او را دوست نداشتند، اما بسیاری، اگر نگوییم همه، او را پذیرفتند، تا وقتی که طومار نظام سیاسی کشور از هم پاشیده شد. اگر چه نزدیکان او احساسی با آمیزه ای از عشق و نفرت نسبت به پدر ملت، داشتند. ولی بدین نتیجه رسیده بودند که شاه برای ثبات مملکت لازم است. در اواخر سپتامبر و اکتبر 1978 بسیاری از رهبران مخالف عقیده داشتند که وجود شاه بعنوان یک شاه مشروطه(نه یک فعال مایشاء) برای حفظ وحدت ایران از تجاوز بیگانگان ضروری است. یکی از مخالفان برجسته اظهار داشته بود که ادامه سلطنت به مثابه چتری است تا نظام سیاسی مملکت بتواند در زیر آن فرصت گام برداشتن در راه دموکراسی و آزادی داشته باشد.

⚠️ رفتار شاه متکبرانه و غیر صمیمی بود. او هرگز سعی نکرد مستقیما به جلب حمایت توده مردم برخیزد تا پادشاهی مردمی شود. او یک نخبه، ناامید از استقرار دموکراسی بود و مثل "ژنرال دوگل"، غالبا خویشتن را با "ملیّت" درهم می آمیخت. شاه علیرغم رفتار متکبرانه اش هنوز تحت تاثیر نفوذهای دیگر بود. سالهای 1970 شهبانو فرح در پشت جریانات، در زمینه امور اجتماعی، نقش روز افزونی اجرا می کرد.


📚 متبع:
درون انقلاب ایران، جان دی استمپل، ترجمه منوچهر شجاعی، صفحه 40

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ محمدرضا شاه پهلوی، شاهی متکبر و مغرور. درون انقلاب ایران، جان دی استمپل، ترجمه منوچهر شجاعی، ص 40

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
ناگفته ای دیگر از زرتشت


⚠️ نام زرتشت به معنایی که بیشتر حدس زده می شود، "زرد و زرین" و پس از آن "پیر و خشمگین" است. دارمستتر جزء اول را "زراتو" دانسته و به معنی زرد گرفته است، بارتلومه "زرنت" ضبط نموده و "دارنده شتر پیر" معنی کرده است، شاید هیچکدام درست نباشد، چه کلمه زر در خود اوستا "زیریت(zairita)" می باشد، راست است زرنت به معنی پیر آمده است ولی چطور شد که در ترکیب با "اشترا زرت" شد، در جزء دومی این اسم اشکالی نیست، چه هنوز کلمه شتر یا اشتر در زبان فارسی باقی هست و هیچ شکی نیست که اسم پیغمبر(=زرتشت)، مانند "بسیاری از اسامی ایرانی که با اسب و شتر و گاو مرکب است"، با کلمه شتر ترکیب یافته و به معنی دارنده شتر زرد یا شتر خشمگین است. البته اسم پدر زرتشت، "پوروش اسپ" مرکب از پوروش که به معنی دورنگ یا ابلق یا سیاه و سفید و پیر است بعلاوه اسب. پوروش اسپ میشود دارنده اسب پیر (1)
❗️قابل توجه کوروش پرستان و باستانگرایی آریایی نژادپرست که اسامی عربی و اسلامی را تمسخر می کنند. کسیکه در خانه شیشه ای نشسته به سمت دیگران سنگ پرتاب نمی کند.


⚠️زرتشت مدعی دروغین پیامبری بود و مجوس را فریب داد(آثارالباقیه، ابوریحان بیرونی، ترجمه دانا سرشت، فصل 8، صفحه 293 تا 328)

⚠️ نام زرتشت در اوستا، "زرتوشترا(Zarathostera)" آمده است به معنی "دارنده اشتر زرد" است. نکته مهم دیگری که درباره زرتشت و تبلیغ آیینش می توان گفت است که: « زرتشت در اواخر عمر به جنگهای مذهبی برای اشاعه دین خود پرداخت » (2)
❗️یعنی نشر آیین زرتشتی در بین ایرانیان به زور شمشیر بوده است.

📚 منبع:
(1) گاتها. ابراهیم پورداود، نشر اساطیر 1384، صفحه 43
(2) ایران در عهد باستان در تاریخ اقوام و پادشاهان پیش از اسلام. محمد جواد مشکور، نشر اشرفی 1363، صفحه 66

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️نام زرتشت یعنی دارنده شتر زرد. زرتشت در اواخر عمر به جنگهای مذهبی برای "اشاعه" دین خود پرداخت. ایران در عهد باستان. محمدجواد مشکور، ص 66

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️زرتشت یعنی دارنده شتر زرد یا شتر خشمگین. هیچ شکی نیست که اسم زرتشت مانند بسیاری از اسامی ایرانی با اسب و شتر و گاو مرکب است. گاتها، پورداود، ص 43

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
ضدیت حکومت پهلوی با دین اسلام، دین رسمی مردم ایران

⚠️ تلاش برای بازگشت به آیین باستان و ایجاد باستانگرایی در ایران، در دوره پهلوی بشدت، قوّت یافت و در کنار ترویج باستانگرایی و زرتشتی گری توسط حکومت پهلوی، تلاش برای مقابله با اسلام به هر نحو و شکلی در حال انجام بود. از دادن پستهای کلیدی به افراد بهایی و زرتشتی تا رفع حجاب و رشد فحشاء و کاباره داری و عمومی کردن مصرف مشروبات الکلی و مشروب فروشی در جامعه و تبلیغ فروش البسه و مُدهای عموما غربی که فاقد موازین شرعی برای پوشاندن مناسب بدن بودند. اما تنها به اینجا ختم نمی شد، بلکه اسلام ستیزی حتی در کتابهای رمان و داستان هم نفوذ پیدا کرده بود. داستانهای روابط عشقی و عادی نشان دادن روابط نامشروع در قالب رمانهای عاشقانه. حتی فیلم و سریالهای تلویزیونی هم سرشار از صحنه های بی حجابی و سکسی و رقاصی و میگساری بود که بنوعی در اشاعه فرهنگ غیر اسلامی غرب حرکت می کرد. در این میان همراه با کاباره ها، سینما سردمدار مقابله با شئونات اسلامی جامعه بود. براحتی در فیلمهای سینما، فرهنگ بی حجابی، کاباره نشینی، مصرف مشروبات الکلی و جا انداختن عرق خوری به عنوان رفتار مردان واقعی، روابط نامشروع و ایجاد فرزندهای نامشروع، عادی سازی خیانت در زناشویی، حشر و نشر با فاحشه ها و خواننده ها و رقاصه ها را ترویج می کرد. عموما تبلیغات سردر سینماها از تصاویر زنان نیمه عریان استفاده میشد تا جوانان راحت تر برای دیدن فیلم های ساده و بی محتوا که معروف به "فیلم فارسی" بودند تشویق و جذب شوند که هدف این فیلم ها در اصل زدودن اخلاقیات اسلامی و نشر فرهنگ غرب و طبیعی جلوه دادن این فسادهای اخلاقی بود. جالب است بدانید که خود حکومت کاملا تمایل داشت این ضد اخلاقیات در جامعه ترویج و گسترش یابد و این رفتار ها را نوعی پیشرفت و ترقی جامعه ایران تلقی میکرد. یکی از دلایل انقلاب مردم ایران در 22 بهمن سال 1357 یا 1979 همین بیزاری اکثر آحاد جامعه از فساد اخلاقی در حال ترویج در کشور توسط حکومت پهلوی بود.


⚠️ اما لازمه ترویج فساد این بود که در ابتدا جامعه روحانیت و علمای مذهبی خلع ید شوند و منع گردند از ورود به مقوله قانونگذاری، یا نظارت بر قوانین و حکومت، تا اگر قوانین مصوب در تعارض با عقاید اسلامی مردم باشد، اصلاحی صورت نگیرد و حکومت پهلوی براحتی و با ملایمت از جامعه، اسلام زدایی کند. «در همین راستا در قانون اساسی مصوب سال 1906، ماده ای گنجانده شده بود که به موجب آن یک شورای مذهبی می باید قوانین مصوب مجلس بررسی و مفاد آنها را با اصول مذهبی تطبیق دهد. اولین شورای مذهبی تشکیل گردید اما در دوران سلطنت "رضا شاه" ازبین رفت و دیگر هرگز تشکیل نشد»
عدم نظارت دین بر قوانین باعث شد که حکومت پهلوی با سرعت و صراحت هرچه بیشتر به ترویج اخلاقیات خلاف شرع و تصویب قوانین متعارض با اسلام بپردازد و با اینکار طرفداران خود را در بین مذهبیون که جمعیت حداکثری کشور را داشتند، از دست داد و به سقوط خود شتاب بیشتری بخشید.

📚 منبع:
درون انقلاب ایران، جان دی استمپل، ترجمه منوچهر شجاعی، صفحه 43

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ ضدیت حکومت پهلوی با دین رسمی مردم ایران یعنی اسلام. درون انقلاب ایران. جان دی استمپل، ترجمه شجاعی، ص 43

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ضدیت حکومت پهلوی با دین رسمی مردم ایران یعنی اسلام با استفاده از ابزار فرهنگی سینما. درون انقلاب ایران. جان دی استمپل، ترجمه شجاعی، ص 43

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ضدیت حکومت پهلوی با دین رسمی مردم ایران یعنی اسلام با استفاده از ابزار فرهنگی کتاب. درون انقلاب ایران. جان دی استمپل، ترجمه شجاعی، ص 43

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ضدیت حکومت پهلوی با دین رسمی مردم ایران یعنی اسلام از طریق ابزار فرهنگی تلویزیون و پخش سریال. درون انقلاب ایران. جان دی استمپل، ترجمه شجاعی، ص 43

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ضدیت حکومت پهلوی با دین رسمی مردم ایران یعنی اسلام با استفاده از ابزار فرهنگی مجلات. درون انقلاب ایران. جان دی استمپل، ترجمه شجاعی، ص 43

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
ساواک سازمان مخوف ٍ دیکتاتوری پهلوی برای سرکوب و کشتار و شکنجه ملت ایران

⚠️ ساواک مخفف "سازمان اطلاعات و امنیت کشور" است که در دوران حکومت محمدرضا شاه پهلوی تاسیس شد. ساواک نیروی موثری بود با مجموعه ای از وظایف FBI و CIA و تا تظاهرات تبریز در روزهای 19 و 20 فوریه که زمان شکستش بود، همیشه برای تعقیب و مراقبت و درهم کوبیدن تظاهرات مردم، همه جا حاضر بود. مثل سایر سازمانهای اطلاعاتی تعمدا شایع کرده بودند که ساواک سازمانی است نیرومند. ساواک در سال 1957 با همکاری "سیا" و "موساد اسراییل" ایجاد گردید و پانزده سال پس از تاسیس با این دو سازمان همکاری بسیار نزدیکی داشت. در سالهای 1961 و 1962 که ناآرامی های سیاسی در ایران بروز کرد، شاه وحشت کرد که مبادا این اقدامات با تشویق دولت پرزیدنت "کندی" بمنظور آزادسازی فضای باز سیاسی انجام گرفته باشد. ازینرو شاه تصمیم گرفت تا ساواک هرگونه فعالیت آمریکاییها و سایر قدرتهای دوست را در کشور، از نزدیک زیر نظر بگیرد و همکاری سازمانهای اطلاعاتی کشورهای خارجی را با ساواک کاهش داد. رابطه کاری بین ساواک و سیا تا سرنگونی شاه ادامه داشت، زیرا این همکاری به دوطرف برای مقابله با دشمن مشترک یعنی شوروی، کمک میکرد. ولی نفوذ آمریکاییها بخصوص از زمان "کارتر" کاهش یافت که بیشتر نگران پایمال شدن حقوق بشر و آزادیهای سیاسی در ایران بود تا نفوذ کمونیسم. در سال 1970 هنگامیکه ساواک برای مقابله با شورشهای اولیه چریکی به اقداماتی دست زد، کارکنان آمریکایی که با ساواک همکاریهای نزدیک داشتند برای تعدیل و جلوگیری از رفتار وحشیانه ساواک در شکنجه دادن به تروریستهای دستگیر شده، دخالتی نکردند (به ظن آمریکاییها انقلابیون تروریست خطاب می شدند ولی شکنجه گران و قاتلین ساواکی تروریست نبودند) سرانجام نعمت الله نصیری که از سال 1963 رییس ساواک بود (بخاطر اعمال روشهای وحشیانه و جنایات) در ماه مه 1978 برای آرام کردن مخالفین رژیم که پیوسته از روشهای ساواک انتقاد میکردند، سفیر کبیر ایران در پاکستان منصوب گردید.

⚠️ از سال 1970 نوعی ذهنیت "حکومت پلیسی" در مملکت گسترش یافت. حکومت ایران به هیچ عنوان یک حکومت مطلقه نبود، "دیکتاتوری شلخته" تعبیر نزدیکتری است. کوشش ساواک برای اینکه خود را قدرت مطلق نشان دهد و از طرفی رفتار آرام سازمان بازرسی شاهنشاهی بر تردید مردم افزود. در تمام وزارتخانه ها و سازمانهای نیمه دولتی و دانشگاهها، هرکس که رابطه ای با امور سیاسی داشت فشارهای امنیتی را احساس می کرد. در واقع سال 1977 طی یک دوره یکی_دو ماهه، 23 نفر از مدیران و مقامات ارشد دولتی این قدرت نامرئی را تایید کردند. از طرف ساواک و یا افسران امنیتی به برخی از آنها درباره امور مربوط به کار و اختیاراتشان تلفن هایی شده بود. بعلاوه روزنامه نگاران و سردبیران می دانستند که کارشان سانسور می شود. ویرایشگران مطبوعات از مقامات ساواک بودند تا حوادث روز و مقالات را بررسی کنند. بیش از 30 تن از استادان دانشگاههای تهران، اصفهان و شیراز در نوشته های خود و نیز هنگام تدریس از وقایع مربوط به دخالت کارکنان ساواک سخن گفته اند. برخی از استادان تلاش می کردند تا دانشجویانی که در استخدام ساواک بودند را شناسایی کنند. سرانجام اینگونه اطلاعات مبنایی برای پاره ای از اعدام های بعد از پیروزی انقلاب شد.

❗️شکنجه های ساواک، دقیقا شکنجه های موبدان زرتشتی زمان ساسانیان علیه مخالفان را در ذهن تداعی می کند.

📚 منبع:
درون انقلاب ایران. جان دی استمپل، ترجمه منوچهر شجاعی، صفحه 44 و 47 و 48

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇