ناگفته‌های ایران باستان و تاریخ
2.93K subscribers
5.34K photos
130 videos
101 files
265 links
انتقاد و پیشنهاد شما👇
https://t.me/HarfBeManBot?start=NTU5NjcyMjIy

حقیقت را فریاد خواهیم زد به مستندترین شکل ممکن، گرچه خفاشان را از نور خوش نیاید.

☑️ عزیزان برای رسیدن به اولین پیام کانال سرچ کنید با واژه "هموطنان عزیزمان"
Download Telegram
⚠️ازدواج نکردن اعراب با مادر و خواهر که اسلام هم موافق آن بود و زشت ترین چیزها جمع بین دو خواهر بود. ابوالفداء، اسماعیل بن کثیر، المختصر فی اخبار البشر، ج1، ص 99

🆔 @IRRealHistory
⚠️ازدواج نکردن اعراب با محارمشان در دوره جاهلی پیش از اسلام. اعراب ازدواج با زن پدر را جزو زشت ترین کارها میدانستند،محمد بن حبیب بغدادی، المحبر،ص325

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ازدواج نکردن اعراب جاهلی پیش از اسلام با محارمشان. جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج5، ص 529

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
دیکتاتوری و بی کفایتی محمدرضا شاه پهلوی


1⃣ قسمت اول


⚠️ ساده انگاری است اگر تصور کنیم در دوران پیش از انقلاب یک نظام کارآمد سیاسی در ایران وجود داشته است. بین سالهای 1974 و 1978، هنگامیکه دولت از انجام توقعات درماند، ابتدا به تدریج و سپس بطور ناگهانی همه چیز از هم فروپاشید. در سالهای 1960 رژیم شاه بیشتر بسوی دیکتاتوری گرایید. یک مرد بر جریان امور مخفی و سیاسی و حرکت نوسازی کشور حاکم شد. همه سازمانها حتی مجلس و دادگستری، قدرت و استقلال خود را از دست دادند. آشفتگی های سیاسی و اقتصادی، شرایطی انقلابی ایجاد نمود که منتهی به تظاهرات، حمله به پلیس، نافرمانی های عمومی و کارهای افراطی گردید. در پایان سال 1976 و سرتاسر 1977 کارگران بیکار، در شهرها اجتماع می کردند و علیه بیکاری به اعتراض می پرداختند. جرائم خیابانی، دزدی، تجاوز، نا امنی و رفتارهای بی نظم و قاعده افزایش یافت و صفحات روزنامه ها را پر کرد. در پایان سال 1977، تظاهرات دانشجویان دانشگاههای بزرگ که بطور متوسط هر ماه یکبار انجام میشد، به هفته ای یکبار بدل گردید. نتایج این آشفتگی ها، فروپاشی تدریجی مکانیزم حکومت شاه و ظهور گروههای بالنده مخالف بود که پس از پانزده سال امکان تظاهرات و خودنمایی یافته بودند. شاه که سالهای متمادی با تکیه بر ارتش و ساواک و مداخله در امور، در برابر گروههای مخالف، قدرت و مهارت سیاسی خود را نشان داده بود، در آغاز سال 1977 با آزاد سازی فضای سیاسی، برای از بین بردن نارضایتی ها به چاره جویی برخاست. این درست است که شاه مردم را به شرکت در امور سیاسی تشویق میکرد، اما این مشارکت، از چارچوب حزب رستاخیز، حزب واحدی که در سال 1975 بوجود آمده بود فراتر نمی رفت.

⚠️اگرچه شاه ادعای آزادسازی فضای سیاسی میکرد، اما اجازه نمیداد که حزب رستاخیز از قدرت واقعی برخوردار باشد. بسیاری از ایرانیان و بخصوص روحانیت بنیادگرا علیه پافشاری حاکمیت در اجرای برنامه های نوسازی، واکنش شدید نشان دادند. شاه در سال 1977 تاکید کرد که مقام "وزیر مشاور در امور زنان" به کابینه اضافه شود این پست به "مهناز افخمی" داده شد که از دوستان نزدیک "اشرف پهلوی بود"، گرچه که فرهنگ اسلامی جامعه به کارکردن زن در بیرون از جامعه و آمیختن آزادانه زنان و مردان در اجتماع، حساسیت نشان میداد. اما در اوت 1978 پست "وزیر مشاور زنان" اولین پستی بود که از کابینه حذف شد. قشرهای میانه و فرودست جامعه که سالهای گذشته، مشتاقانه از شاه حمایت می کردند، حالا این آمادگی را یافته بودند تا بوسیله مخالفین جذب شوند... طبیعت نظام حکومتی شاه کاملا به شخص وی متکی بود. پس از 1963 رهبران سیاسی کشور قادر نبودند با زیاده طلبی های شاهانه به مبارزه برخیزند و یا به او اعتراض کنند. شاه که داروهای سرطان شخصیتش را دگرگون کرده بود، وقتی درباره آنچه که می بایست، تردید کرد، دیگر کسی نبود تا او را متوقف سازد. بدین ترتیب همچنان نا آرامی های انقلاب فزونی می گرفت، نظام سیاسی ایران توان خود را از دست میداد و دیگر قادر نبود با درایت سیاسی و قدرت سالهای قبل از 1978 نقش مناسبی ایفا کند.

📚 منبع:
درون انقلاب ایران، جان دی استمپل، ترجمه منوچهر شجاعی، صفحه 35 و 36

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ دیکتاتوری و بی کفایتی محمدرضا شاه پهلوی. درون انقلاب ایران، جان دی استمپل، ترجمه منوچهر شجاعی، ص 35 و 36

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ دیکتاتوری و بی کفایتی محمدرضا شاه پهلوی. درون انقلاب ایران، جان دی استمپل، ترجمه منوچهر شجاعی، ص 35 و 36

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
دیکتاتوری و بی کفایتی محمدرضا شاه پهلوی

2⃣ قسمت دوم

⚠️در طول سالهای 1963تا1978 شاه موفق شد که خود را در ایران بعنوان فعال مایشاء مستقر کند. در حقیقت تنها تعیین کننده خطوط اساسی و تصمیم گیرنده در کلیه امور مملکتی شخص شاه بود. چنین تسلطی موجب میشد تا دیگران از امکان هرگونه شرکت فعالانه در امور اجرایی و یا قانونگذاری محروم گردند، ترس از دست دادن مقام و اختیارات دیرینه، نخبگان سیاسی ایران را که مورد عنایت شاه بودند و به یک نظام سلطنتی موروثی تعلق داشته، بیمناک میکرد. شاه با مهارت سیاسی فوق العاده، موفق شد تا عدم وابستگی آنها را اعلام و زمام امور کشور را مستبدانه بدست گیرد. تاریخ 37 ساله حکومت شاه را از کوششهایی که برای تحکیم موقعیت خود، پس از دست یافتن به سلطنت متزلزلی که در سال 1941 از پدرش بجا مانده بود، بهتر میتوان درک کرد. نکته دیگر، احساس شخصی شاه از "مأموریت الهی" خود بود. او همیشه میگفت که "خدا یار و یاور اوست و تا روز مرگ ظاهرا همین باور را داشت"

⚠️در یک چنین نظام سیاسی که "شخصیت ها" حکومت میکردند، شاه ایران به چنان مقامی رسیده بود که نخبگان کشور، در اداره امور مملکت، خود بخود تحت الشعاع او قرار میگرفتند. عباس خلعتبری که سالهای 1979_1972 وزیر امورخارجه بود، غالبا به سفیران کشورهای دیگر میگفت: که او"صرفا یک پیام آور است. در تمام موارد مهم و نیز غالب امور کم اهمیت، شخص اعلیحضرت تصمیم میگیرد". میرعباس هویدا، نخست وزیر سالهای 1965 تا 1977 و جمشید آموزگار که مدت ده سال "تکنوکرات برجسته" دولت ایران بود و از سال 1977تا1978 ریاست دولت را برعهده داشت نیز از هرگونه اتخاذ تصمیم در زمینه درگیری با گروههای مذهبی، امور مربوط به ساواک و اداره دوم ارتش محروم بودند. زمینه و اساسی وجود نداشت که شخص یا اشخاصی معینی از جامعه نخبگان بتوانند در عین حفظ استقلال خود در امور سیاسی کشور شرکت کنند. از سال 1965تا1978 در ایران هیچ گروهی توانایی آن را نداشت که بنام قدرت جداگانه ای مطرح باشد. البته نخست وزیران پیشین بخصوص دو نفر برای دفاع از نظریات سیاسی خود به مجادله برخاستند. این دو نفر یکی علی امینی بود که در سال 1962 پس از 14 ماه صدارت بعلت ناسازگاری با شاه از مقام خود کناره گیری کرد و دیگری حسنعلی منصور بود که در سال 1965 توسط مذهبیون افراطی به قتل رسید.

⚠️شاه مسئولیت را بین افراد تقسیم میکرد، اما با متمرکز کردن کار نظارت در شخص خود به تحکیم قدرت خویشتن پرداخت که این امر اثرات جنبی تأسف آوری داشت. لازم بود که با حفظ مرکزیت بالا درباره برنامه های مهم مملکتی اتخاذ تصمیم و نظارت بر آنها بین مسئولین تقسیم شود. برای مثال سیاست نفتی در طول سالهای 1970 توسط شاه و جمشید آموزگار انجام میشد. شرکت ملی نفت ایران که بیشتر، نقشی فرعی داشت، توسط دکتر پرویز مینا که مدیری فوق العاده شایسته و شخصیتی بین المللی در این عرصه بود اداره میگردید. تقسیم مسئولیتها بدین کیفیت موجبات برخورد و عدم اطمینان مقاماتی که قبلا بدگمان شده بودند را فراهم آورد و این امر سبب گردید که این مقامات از همکارانشان فاصله بگیرند. این موضوع بوروکراسی را در سطوح دیگر مشاغل سرایت داد. زیرا مدیران جوان بعلت وابستگی به مقامات بالاتر ارتقاء می یافتند و رابطه بیش از ضابطه و لیاقت و استعداد، کارآمدی داشت. اداره امور سیاسی مملکت بدین گونه باعث کاهش اعتراض به برتری جویی های شاه شد ولی نظام را از کار می انداخت. توسعه اقتصادی نیاز به سیاستهای غیر متمرکز دارد، در حالیکه شاه به تنهایی(و بصورت متمرکز) درباره کلیه امور مهم مملکت تصمیم میگرفت و این با اصول سیاست موجود تعارض داشت. از سال 1972 تصمیم گیری و سیاستگذاری شاه مانع از رشد اقتصادی پیچیده گردید و این امر موجب افزایش مشکلات در امور صنعتی و تجاری شد. بخصوص در سالهای1976 تا1978 همچنانکه فشار افزون شد، بدگمانی ها نیز فزونی گرفت و درنتیجه وفاداری به شاه کاهش یافت. حکومت کاملا به شکل "شاه سالار" عمل میکرد و این برای شاه زنگ خطری جدی بود. زیرا اگر بحرانی پیش می آمد ممکن بود شاه نتواند بخوبی عمل کند و شخص یا اشخاص دیگری جای اورا بگیرند. تا بحران مصدق در سال 1953 شاه قوی ترین و با ثبات ترین رهبر جهان نبود. بلکه جوانی بود عیّاش که به امور مملکتی علاقه کمی داشت. او به دیپلماتهای خارجی و سفرای زیرک آمریکایی و مشاوران کهنسالی که اغلب برای پدرش کار کرده بودند متکی بود. دگرگونی در شخصیت شاه از "جوانی عیّاش" به شاهی موثر از اواسط دهه 1950 آغاز شد. زمانیکه که سپهبد زاهدی را که بسیار قدرتمند شده بود از نخست وزیری برکنار کرد و از سال 1963 با "راهنمایی آمریکاییان" تکان خورد تا با عنوان آزادی و انقلاب سفید برنامه های اصلاحی را آغاز کند اقتدارش(=دیکتاتوریش)کامل شد.

📚منبع:
درون انقلاب ایران،جان دی استمپل، ترجمه شجاعی،ص37تا39

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ دیکتاتوری و بی کفایتی محمدرضا شاه پهلوی. درون انقلاب ایران، جان دی استمپل، ترجمه منوچهر شجاعی، ص 37 تا 39

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ دیکتاتوری و بی کفایتی محمدرضا شاه پهلوی. درون انقلاب ایران، جان دی استمپل، ترجمه منوچهر شجاعی، ص 37 تا 39

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
دیکتاتوری و بی کفایتی محمدرضا شاه پهلوی


3⃣ قسمت سوم


⚠️ ظاهر شدن شهبانو فرح در صحنه فعالیت، هنگام برگزاری کنفرانس آموزشی رامسر در اوت 1975 آغاز شد، وقتی که فرح در زمینه سیاست آموزشی شاه و رفتار او با دانشجویان "ناسپاس" که از آموزش رایگان بهره مند بودند و از رژیم انتقاد می کردند، محتاطانه به مخالفت برخاست. و اما از بقیه اعضا خاندان سلطنتی، فقط شاهزاده اشرف، خواهر توأمان شاه بود که خود را در امور سیاسی درگیر کرده بود. اشرف همیشه از برادرش شخصیتی قوی تر داشت و در امر بازگرداندن شاه در سال 1953 از خارج، اعتباری هم شأن ژنرال زاهدی کسب کرده بود، اگر در حضور دیگران با فروتنی چنین نفوذ و اعتباری را انکار می کرد. راز داران دربار معتقد بودند که شاه در اوایل سال 1970 به اشرف دستور داده بود که از دخالت در امور مملکتی خود داری به عمل آورد وگرنه به تبعید او اقدام خواهد شد. در حدود 60 نفر از اعضا خاندان سلطنتی که از زندگی خوب برخوردار بودند، از دخالت در امور مملکتی برکنار شده بودند. بسیاری از این افراد، درآمد خوبی از طریق رشوه خواریهای آشکار، نظیر گرفتن حق و حساب برای جوش دادن قراردادها و پیچ و خم دستگاه دیوان سالاری افزایش داده بودند. علت غمض عین(=چشم پوشی) شاه نسبت به فساد اعضا فامیل خود این بود که می خواست بدینوسیله آنها را به اموری جز امور سیاسی مملکت سوق دهد. در 1978_1977 این مسئله به یکی از موضوعات عمده ای بدل شد که مخالفین شاه علیه رژیم بکار گرفتند. دسته ای دیگر از مشاورین بودند که برای شاه اهمیت داشتند، این مشاورین گرچه از شاه مسن تر بودند اما با شاه درس خوانده یا با او بزرگ شده بودند. این افراد در دورانهای مختلف، مقامهای گوناگون داشتند و همیشه صاحب نفوذ و قدرتمند باقی مانده بودند. نصرت الله معینیان رییس دفتر مخصوص، حسین فردوست رییس بازرسی شاهنشاهی و ژنرال نعمت الله نصیری که بیش از 15 سال رییس ساواک بود، میتوانستند بدون تشریفات و قید و بند رسمی، با شاه ملاقات داشته باشند، اینها "دولت واقعی" شاه بودند. به این افراد میتوان نامهایی را افزود مانند، اسدالله علم که ده سال وزیر دربار بود، امیرعباس هویدا که 12 سال نخست وزیر بود و منوچهر اقبال نخست وزیر پیشین و مدیر عامل شرکت ملی نفت ایران تا قبل از انقلاب. یکی از مواردی که در زمینه سقوط کشور به دامان هرج و مرج کمتر مورد توجه قرار گرفته، این بود که شاه بعلت بیماری، فرار یا مرگ همکاران نزدیک خویش تماس خود را با کشور از دست داد. در سال 1978 علم به علت سرطان درگذشت، سالها بود که معینیان بیمار بود، اقبال هم فوت کرده بود و هویدا هم به دلیل اختلاف با شاه از کار برکنار شده بود. جالبتر از همه قضیه فردوست است که در 16 ژانویه 1979 که شاه و یاران وفادارش تهران را ترک کردند، همراه شاه نبود و در تهران باقی ماند تا مدیریت "ساواما" که جانشین ساواک بود را بعهده گیرد. تاجگذاری پرشکوه 1967 و جشنهای 2500 ساله در 1971 و استفاده و نصب عکسهای شاه در همه جا، گواه آشکاری بود بر تلاش شاه، تا خود را بعنوان سمبل ملّت تثبیت کند. علیرغم این تلاشها شاه هرگز نتوانست از وابستگی خود به آمریکا که از 1953شروع شده بود، رها شود. در 1978 همچنان که قدرت شاه افول میکرد، تجملات سلطنت، چاپلوسی های مستمر و مناسبات خاص با خداوند، در نظر ایرانیان غرب گرا چیزی چون اشتباه تاریخی جلوه گر شد و همین امر احساس بیگانگی را تشدید کرد. از 1963 هیچ گونه مبارزه مهمی با رژیم وجود نداشت لذا توان و مهارتهای سیاسی شاه رو به فساد گذاشت، شاه به اجبار و اعمال فشار روی آورد، پس از سالهای دراز که "شاهنشاه" و "آریامهر" خوانده شده بود بتدریج رسالت الهی خود را باور کرد. همانطور که یکی از شخصیتهای سیاسی و زیرک کشور گفته بود: "از همان ابتدا شاه نباید بریده روزنامه ها درباره خودش را می خواند"
(یعنی شاه در اوهام و تعریف و تمجیدهای چاپلوسان و پاچه خواران به سر می برد، نه در واقعیات)

📚 منبع:
درون انقلاب ایران، جان دی استمپل، ترجمه منوچهر شجاعی، صفحه 41 و 42

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ دیکتاتوری و بی کفایتی محمدرضا شاه پهلوی. درون انقلاب ایران، جان دی استمپل، ترجمه منوچهر شجاعی، ص 41 تا 42

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ دیکتاتوری و بی کفایتی محمدرضا شاه پهلوی. درون انقلاب ایران، جان دی استمپل، ترجمه منوچهر شجاعی، ص 41 تا 42

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
بین النهرین گاهواره تمدن


⚠️ کهن ترین تمدنهای جهان در بین النهرین ایجاد شدند نظیر تمدنهای کلدانی، آکدی، آشوری و بابلی و سومری. این تمدنهای سامی و غیر آریایی تاثیر بسزایی در رشد و توسعه جوامع همجوار خود داشتند. برای مثال آریایی ها حتی از خود "خط" هم نداشتند و برای نوشتن از کاتبان عیلامی استفاده می کردند که خود عیلامی ها نیز، خط را از تمدن سومری بین النهرین یا همان عراق امروزی آموختند (داریوش و ایرانیان، والتر هینتس، ترجمه پرویز رجبی، چاپ دوم، صفحه 37 تا 40)
آریایی ها در زمان داریوش بزرگ دارای خط شدند که نامش خط میخی هخامنشی یا پارسی بود و از خط میخی اکدی از تمدنهای بین النهرین یا همان عراق امروزی است اخذ گردید (تاریخ زبان فارسی، پرویز خانلری، جلد1، صفحه 173)

⚠️ اما موردی دیگر از دستاوردهای تمدنهای سامی و غیرآریایی بین النهرین(عراق امروزی) که زیربنای ارتباطات و حمل و نقل در جوامع بشری گردید، ایجاد راههای خشکی می باشد. این راهها برای ارتباط بین شهرها در زمان پادشاهان "آگاده" در حدود 2725 سال قبل از میلاد مسیح ایجاد شد. این راهها باعث ایجاد روابط منظم بین پایتخت کشور آگاده(Agadee) و شهرهای دیگر گردید. آگاده نام پایتخت تمدن اکدی بود در حوالی تمدن سومری در بین النهرین. موسس حکومت اکد، "سارگون اول" نام داشت. اکدی ها بعد از 300 سال حکمرانی در سال 1750 پیش از میلاد مسیح، توسط "کاسی ها" به رهبری "گانداش" سقوط کردند.

‼️لازم به ذکر است که کهن ترین تمدنهای ایران چون سیلک، شوش و شهر سوخته و مکران و.. هیچکدام از اقوام آریایی نبودند و پیش تهاجم آریایی ها در ایران حضور داشتند.

📚 منبع:
ایران در عهد باستان در تاریخ اقوام و پادشاهان پیش از اسلام، محمد جواد مشکور(مدرس دانشگاه)، انتشارات اشرفی، چاپ چهارم 1363، صفحه 25 و 26 و 32 تا 34

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ بین النهرین گاهواره تمدن. ایران در عهد باستان در تاریخ اقوام و پادشاهان پیش از اسلام، محمد جواد مشکور، نشر اشرفی، ص 25 و 26

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️بین النهرین گاهواره تمدن. ایران در عهد باستان در تاریخ اقوام و پادشاهان پیش از اسلام، محمد جواد مشکور، نشر اشرفی، ص 32 تا 34

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️کوروش بزرگ قبل از فتح مصر در جنگ با ماساژتها کشته شد. کوروش پرستان شیّاد ادعا می کنند: لیبی که آنسوی مصر است بدست کوروش فتح شده آنهم در سال 510 ق.م که کوروش زنده نبوده!!

🆔 @IRRealHistory
محمدرضا شاه پهلوی، شاهی متکبر و مغرور


⚠️ محمدرضا شاه پهلوی در اوایل سالهای 1970 مناسبات شخصی خود را با "ریچارد نیکسون" رئیس جمهور و "هنری کیسینجر" وزیر امور خارجه آمریکا گسترش داد، ولی نفوذ آمریکا در سراشیبی زوال بود. در سال 1976 "ریچارد هلمز" ، سفیر آمریکا، که شخصیتی مقتدر بود به پیشنهاد آمریکا جهت مذاکره با شاه در زمینه آزادسازی چنین پاسخ داد که « اولین بار که کوشش کنم به شاه بگویم که چه کارهایی باید انجام بدهد، آخرین دیدار من با او خواهد بود ». این امر، تفاوت را با گذشته ها که شاه همیشه به مشورت های آمریکا گوش می داد بخوبی نشان می دهد. این امر همچنان شاهی را نشان می دهد، مقتدر تر و قوی تر از آنچه او در برابر بحران رو به افزایش در تهران، بعنوان یک رهبر عملا از خود نشان داد.

⚠️ رابطه شاه با مردم پیچیده بود و مردم هرگز او را دوست نداشتند، اما بسیاری، اگر نگوییم همه، او را پذیرفتند، تا وقتی که طومار نظام سیاسی کشور از هم پاشیده شد. اگر چه نزدیکان او احساسی با آمیزه ای از عشق و نفرت نسبت به پدر ملت، داشتند. ولی بدین نتیجه رسیده بودند که شاه برای ثبات مملکت لازم است. در اواخر سپتامبر و اکتبر 1978 بسیاری از رهبران مخالف عقیده داشتند که وجود شاه بعنوان یک شاه مشروطه(نه یک فعال مایشاء) برای حفظ وحدت ایران از تجاوز بیگانگان ضروری است. یکی از مخالفان برجسته اظهار داشته بود که ادامه سلطنت به مثابه چتری است تا نظام سیاسی مملکت بتواند در زیر آن فرصت گام برداشتن در راه دموکراسی و آزادی داشته باشد.

⚠️ رفتار شاه متکبرانه و غیر صمیمی بود. او هرگز سعی نکرد مستقیما به جلب حمایت توده مردم برخیزد تا پادشاهی مردمی شود. او یک نخبه، ناامید از استقرار دموکراسی بود و مثل "ژنرال دوگل"، غالبا خویشتن را با "ملیّت" درهم می آمیخت. شاه علیرغم رفتار متکبرانه اش هنوز تحت تاثیر نفوذهای دیگر بود. سالهای 1970 شهبانو فرح در پشت جریانات، در زمینه امور اجتماعی، نقش روز افزونی اجرا می کرد.


📚 متبع:
درون انقلاب ایران، جان دی استمپل، ترجمه منوچهر شجاعی، صفحه 40

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ محمدرضا شاه پهلوی، شاهی متکبر و مغرور. درون انقلاب ایران، جان دی استمپل، ترجمه منوچهر شجاعی، ص 40

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
ناگفته ای دیگر از زرتشت


⚠️ نام زرتشت به معنایی که بیشتر حدس زده می شود، "زرد و زرین" و پس از آن "پیر و خشمگین" است. دارمستتر جزء اول را "زراتو" دانسته و به معنی زرد گرفته است، بارتلومه "زرنت" ضبط نموده و "دارنده شتر پیر" معنی کرده است، شاید هیچکدام درست نباشد، چه کلمه زر در خود اوستا "زیریت(zairita)" می باشد، راست است زرنت به معنی پیر آمده است ولی چطور شد که در ترکیب با "اشترا زرت" شد، در جزء دومی این اسم اشکالی نیست، چه هنوز کلمه شتر یا اشتر در زبان فارسی باقی هست و هیچ شکی نیست که اسم پیغمبر(=زرتشت)، مانند "بسیاری از اسامی ایرانی که با اسب و شتر و گاو مرکب است"، با کلمه شتر ترکیب یافته و به معنی دارنده شتر زرد یا شتر خشمگین است. البته اسم پدر زرتشت، "پوروش اسپ" مرکب از پوروش که به معنی دورنگ یا ابلق یا سیاه و سفید و پیر است بعلاوه اسب. پوروش اسپ میشود دارنده اسب پیر (1)
❗️قابل توجه کوروش پرستان و باستانگرایی آریایی نژادپرست که اسامی عربی و اسلامی را تمسخر می کنند. کسیکه در خانه شیشه ای نشسته به سمت دیگران سنگ پرتاب نمی کند.


⚠️زرتشت مدعی دروغین پیامبری بود و مجوس را فریب داد(آثارالباقیه، ابوریحان بیرونی، ترجمه دانا سرشت، فصل 8، صفحه 293 تا 328)

⚠️ نام زرتشت در اوستا، "زرتوشترا(Zarathostera)" آمده است به معنی "دارنده اشتر زرد" است. نکته مهم دیگری که درباره زرتشت و تبلیغ آیینش می توان گفت است که: « زرتشت در اواخر عمر به جنگهای مذهبی برای اشاعه دین خود پرداخت » (2)
❗️یعنی نشر آیین زرتشتی در بین ایرانیان به زور شمشیر بوده است.

📚 منبع:
(1) گاتها. ابراهیم پورداود، نشر اساطیر 1384، صفحه 43
(2) ایران در عهد باستان در تاریخ اقوام و پادشاهان پیش از اسلام. محمد جواد مشکور، نشر اشرفی 1363، صفحه 66

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️نام زرتشت یعنی دارنده شتر زرد. زرتشت در اواخر عمر به جنگهای مذهبی برای "اشاعه" دین خود پرداخت. ایران در عهد باستان. محمدجواد مشکور، ص 66

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️زرتشت یعنی دارنده شتر زرد یا شتر خشمگین. هیچ شکی نیست که اسم زرتشت مانند بسیاری از اسامی ایرانی با اسب و شتر و گاو مرکب است. گاتها، پورداود، ص 43

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory