ناگفته‌های ایران باستان و تاریخ
2.93K subscribers
5.34K photos
130 videos
101 files
265 links
انتقاد و پیشنهاد شما👇
https://t.me/HarfBeManBot?start=NTU5NjcyMjIy

حقیقت را فریاد خواهیم زد به مستندترین شکل ممکن، گرچه خفاشان را از نور خوش نیاید.

☑️ عزیزان برای رسیدن به اولین پیام کانال سرچ کنید با واژه "هموطنان عزیزمان"
Download Telegram
فرجام دیکتاتورهای پهلوی و تناقضات رفتاری و فکری باستانگرایان آریایی و کوروش پرستان ایرانی


⚠️ امروزه، کوروش پرستان و باستانگرایان آریایی چنان شیفته و خودباخته دیکتاتورهای پهلوی هستند که حتی با یک عکس از این دیکتاتورها خمار اندیشه و باور خود را به نشئه دیدار پهلوی صفا می دهند. اما عجیب است که با اینهمه عشق ورزی به دیکتاتورهای پهلوی و الگو قرار دادن سخنان و عملکرد آنان، اما بسیاری از رفتارهای کوروش پرستان امروزی در تناقض کامل با شاهان معاصر محبوبشان دارد.

⚠️ تاریخ معاصر از علاقه وافر پهلوی ها به اعراب سخن گفته. از اولین ازدواج شاه با ملکه فوزیه مصری(=خواهر ملک فاروق پادشاه مصر) که اگر طلاق نمی گرفت، اکنون "ربع پهلوی" یک رگ از اعراب داشت و در حقیقت اعراب بر ایران پادشاهی می کردند. محمدرضا پهلوی با انتخاب اولین همسر خود از اعراب، شیفتگی و علاقه خود را به اعراب نشان داد. شاه مخلوع حتی، در دوران حکومتش بخاطر فوت "ملک فیصل"(=پادشاه سابق عربستان) 7 روز عزای عمومی در ایران اعلام کرد که نشان از محبت عمیق شاه مخلوع به اعراب است. محمدرضا پهلوی پس از فرار از ایران در 26 دی 1357 دست به دامان اعراب شد و به کشور عربی مصر رفت و در "اسوان" مورد استقبال رسمی "انور سادات"(=رییس جمهور مصر) قرار گرفت و در ادامه سرگردانی پس از 2 بهمن به مراکش، دیگر کشور عربی رفت. جالب است بدانید که حتی اربابان محمدرضا پهلوی همچون انگلیس و آمریکا، به وی پناهندگی ندادند و باعث آوارگی بیشتر خادم سابق خود شدند. حتی اسراییل و یهود که همچون محمدرضا پهلوی، شیفته کوروش و هخامنشیان بود، و با آنهمه خدمات محمدرضا پهلوی در بزرگنمایی کوروش و هخامنشیان بوسیله جشنهای 2500 ساله، آنها هم به او پناه ندادند. محمدرضا پهلوی پس از بی سرزمینی و آوارگی های فراوان، در نهایت از انورسادات و کشور عربی مصر پناهندگی دریافت کرد و مدتی کمی در آنجا تحت درمان بود و سپس درگذشت. جسد او توسط یک عرب بنام "سید طالب الرفاعی" در مسجد الرفاعی مصر در قاهره دفن شد، حتی نماز جنازه هم توسط همین شخص عرب خوانده شد.

⚠️ اما علاقه به اعراب تنها به محمدرضا پهلوی ختم نمی شد، اشرف پهلوی(=خواهر دوقلوی محمدرضا) هم رابطه بسیار گرمی با پادشاه اردن داشت و شاه اردن رفت و آمدهای زیادی در پی این رابطه به ایران داشت.
حتی فرح دیبا(=آخرین همسر محمدرضا پهلوی) هم به کرّات نسبت به قبر انور سادات با حالت تعظیم و احترام و پیشانی بر گور ساییدن، رفتار نموده، که ناشی از علاقه و شیفتگی خاندان پهلوی به اعراب می باشد. ناگفته نماند که کوروش پرستان نژادپرست آریایی، امروز در کنار اهانت به اعراب به اقوام ترک هم اهانت می کنند در حالیکه رضاخان پهلوی روابط بسیار گرم و صمیمی با ترکها و کمال آتاتورک داشت. اما سوال کلیدی اینجاست که چرا با اینکه کوروش پرستان و باستانگرایان آریایی علاقه و محبت شاهان محبوشان را به اعراب و ترکها، می دانند، اینگونه افسار گسیخته و نژادپرستانه به اعراب و ترکها و... اهانت می کنند.
این تناقض بزرگ کوروش پرستان امروزی جامعه ماست که ناشی از جهل و تعصب و عدم اندیشه است.

⚠️ وقتی همه انسان هستیم و از یک پدر و مادر و نهایتا از یک خانواده چرا کوروش پرستان آریایی این قدر نسبت به نژادهای دیگر توهین می کنند و نژاد پرست هستند ?!
آیا این رفتار کوروش پرستان آریایی در توهین به اعراب(که به شاه پناه دادند و شاه به آنها محبت بسیاری داشت) و اقوام ترک، نشان از نمک نشناسی و بی شرافتی کوروش پرستان آریایی امروزی نیست ?!


📚 منبع:
محمدرضا پهلوی، The Shah(به انگلیسی)، عباس میلانی، مورخ معاصر و سایر تواریخ معاصر

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ باستانگرایان آریایی که برای خاندان پهلوی له له میزنند، چرا مانند خاندان پهلوی عرب دوست نیستند و اینهمه نژاد پرست و عرب ستیزند !!!

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ روابط محترمانه و گرم رضاخان با کمال آتاتورک. پس چرا کوروش پرستان امروزی به اقوام ترک اهانت میکنند و مانند شاه محبوبشان رفتار نمیکنند?!

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ باستانگرایان آریایی که برای خاندان پهلوی له له میزنند، چرا مانند خاندان پهلوی به اعراب احترام نمیگذارند و اینهمه نژاد پرست و عرب ستیزند !!!

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ شیفتگی اشرف پهلوی و روابط گرم!!!! او با پادشاه اردن. کوروش پرستان امروزی چرا برخلاف خاندان پهلوی اینهمه با اعراب اهانت می کنند!!

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ کوروش آسوده بخواب، ما هم در دامان اعراب خوابیدیم. (شاه متوهم)

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️جسد رضا خان(فرعون ایران)، در مصر، سرزمین "اعراب"، همانند فراعنه مومیایی شد و جسد برای مدتی در سرداب "مسجد الرفاعی" در قاهره دفن گردید.

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
تمایلات آریایی گرایانه رضاشاه پهلوی و علاقه او به تفکرات نژادپرستانه هیتلر باعث اشغال و غارت کشور توسط شوروی و انگلیس شد


⚠️ رضاخان در ابتدای به قدرت رسیدن از نخبگانی استفاده کرد که کشور را به سبک غرب توسعه دهد، البته خودش ترجیح می داد برخلاف دموکراسی غربی، همچنان رییس سنتی و فرمانده در کشور باشد، او ترجیح داد افرادی را در امر سازندگی کشور به خدمت گیرد که مومن(=به کار خود ایمان داشته باشند) باشند، ولی رشد سیاسی کشور(به جهت تمایل رضاخان به دیکتاتوری) همچنان متوقف ماند. اگر چه مالکان بزرگ ، هزار فامیل ، همچنان سلطه خود را بر مجلس ادامه می دادند و رهبران مذهبی خواه با تطمیع یا با تهدید مجبور به سکوت و از صحنه سیاسی رانده شده بودند.

⚠️ در اواخر دهه 1930 رضاشاه به این نتیجه رسید که استفاده از تجدید حیات آلمان به رهبری هیتلر بهترین راه خنثی کردن نفوذ انگلستان و شوروی است. متعاقب این نتیجه گیری حجم تجارت ایران با آلمان افزایش یافت و تعداد قابل توجهی آلمانی وارد ایران شد و نفوذ نازیها توسعه یافت. هرچند این اقدام مایه ناراحتی انگلستان بود، اما تا زمان حمله آلمان به شوروی در 1941، شوروی در،این زمینه حساسیتی نشان نداد. در اواخر تابستان 1941 هم انگلستان هم اتحاد جماهیر شوروی برای ارسال مواد حیاتی مورد لزوم جنگ از انگلستان به جنوب شوروی از طریق بنادر ایران در خلیج فارس، نیاز به دستیابی به ایران را بشدت احساس کردند، چون بیم داشتند که حضور آلمانها در کشور مانع اجرای چنین برنامه ای گردد، یادداشت مشترکی به دولت ایران تسلیم کرده و درخواست نمودند که اتباع آلمان را از کشور خارج نماید. چون رضاشاه از انجام این امر امتناع ورزید هردو کشور در 25 اوت همان سال ایران را اشغال کردند. ارتش ایران بدون هیچگونه مقاومتی از هم پاشید و تنها مقاومتی که بعمل آمد از سوی نیروی دریایی بود. کشور به چند منطقه تحت اشغال تقسیم شد: شمال به اشغال شوروی ها و جنوب به اشغال انگلیسی ها در آمد و تهران بین آنها تقسیم شد. اقدام بعدی انگلستان و شوروی این بود که رضاشاه را مجبور به کناره گیری از سلطنت به نفع پسر 22 ساله خود بنمایند. رضاشاه اگر چه قدرت کشور را افزایش داده بود اما این قدرت به حدی نبود که مانع از سقوط وی گردد و در 18 سپتامبر 1941 به جزیره موریس واقع در اقیانوس هند تبعید شد و در 26 ژوئیه 1944 در شهر ژوهانسبورگ واقع در آفریقای جنوبی درگذشت. تا پایان جنگ جهانی دوم، اختیار سرنوشت کشور بدست بیگانگان بود. محمد رضا پهلوی که پس از این، شاه شد، بعد از جنگ جهانی دوم به اتفاق مشاوران برجسته خود فروغی و احمد قوام، ایالات متحده آمریکا را ترغیب کرد که نقش بیشتری در ایران ایفا کند (یعنی در واقع کشور از دامان انگلیس و شوروی به دامان آمریکا افتاد)

⚠️ جان دی استمپل نویسنده کتاب فوق، وابسته سیاسی سفارت آمریکا، بیش از 4 سال در ایران ماموریت داشته که شش ماه آن، پس از پیروزی انقلاب بوده است. ازین جهت، او از نزدیک شاهد بسیاری از وقایع پشت پرده روابط شاه ایران با آمریکا و همچنین برخوردهای متفاوت دولتمردان آمریکایی با انقلابیون بوده است.

❗️اینکه رضاشاه، ایران و مردم ایران را فدای مطامع و امیال شخصی و گرایشات آریایی خود نمود، آیا خیانت نیست?!


📚 منبع:
درون انقلاب ایران، جان دی استمپل، ترجمه منوچهر شجاعی، صفحه 16 و 17

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️تمایلات آریاگرایانه رضاشاه و علاقه او به هیتلر و نازیها باعث اشغال و غارت کشور توسط انگلیس و شوروی شد. درون انقلاب ایران، جان دی استمپل،ترجمه شجاعی،ص16

🆔 @IRRealHistory
⚠️تمایلات آریاگرایانه رضاشاه و علاقه او به هیتلر و نازیها باعث اشغال و غارت کشور توسط انگلیس و شوروی شد. درون انقلاب ایران، جان دی استمپل،ترجمه شجاعی،ص17

🆔 @IRRealHistory
سرنگونی مصدق با کمک آمریکا و نقش موثر انگلیس، محمدرضا شاه را به یک، آلت دست آمریکا و انگلیس تبدیل کرد و کشتار و سرکوب مردم با اتکا به همین اربابان غربی


⚠️ محمدرضا پهلوی تا اوایل دهه 1960 شخصیتی ضعیف بود. حتی زمانیکه در چهره یک رهبر واقعی بر صحنه سیاست ظاهر شد، هنوز بصورت شخصیتی متکی به غرب، خاصه ایالات متحده آمریکا شناخته می شد. درباره سالهای 1950 تا 1953 که دکتر محمد مصدق نخست وزیر بود، شاه برای مدتی کوتاه مجبور به ترک کشور شد، و سپس با کمک مخفیانه ایالات متحده آمریکا در رأس یک ائتلاف پیروز، به قدرت بازگشت، مطالب فراوانی نوشته شده است (قابل توجه است با وجود اینکه انگلیسیها در کودتای 28 مرداد نقش اصلی را داشته اند ولی همواره خود را در پس چهره آمریکا مخفی کرده اند و کمتر کسی است که آنها را در کودتا شریک نداند). از کودتای 28 مرداد دو نکته می توان درباره محمدرضا شاه نتیجه گرفت و این دو نکته به فهم برخوردهای سیاسی که بعدها به بار آمد کمک می کند.
1⃣ نخست اینکه مشارکت ایالات متحده در عمل هرچه بوده باشد در سرتاسر ایران اعتقادی به وجود آورد مبنی بر اینکه، شرکت آمریکا در جریان امر بسیار مهم بوده و بنابراین شاه آلت دست آمریکا است.
2⃣ دوم اینکه در سال 1953 عملا نیروهای عظیمی در ایران وجود داشت که از حکومت سلطنتی حمایت می کردند. بخشهای بزرگ و با نفوذی از جمعیت کشور، خواه به علت نارضایتی از سیاستهای مصدق که موجب تضعیف اقتصاد و بهم ریختگی آن گشته بود و یا به علت ترس از اینکه مصدق راه را برای بقدرت رسیدن کمونیستها(حزب توده) هموار می کند، خواهان بازگشت شاه بودند. امروز روند انقلاب ایران این نکته اخیر را نفی میکند.

⚠️ رویدادهای سال 1953 بر سالهای بعدی زندگی شاه اثرگذار بود. هرچند در اواخر دهه پنجاه هم در وضع و موقع او، هم در وضع کشور بهبودی چشمگیری حاصل بود، بخصوص 1955 تا 1963 که شاه ارتش را از 300 تا 400 افسر هواخواه حزب توده تصفیه کرد. شاه سازمان اطلاعات و امنیت کشور(=ساواک) را که آمیزه ای از FBI و CIA آمریکا بود و برای گردآوری اطلاعات داخلی و خارجی و سرکوب مخالفین و آگاهی از وضع گروههای مخالف و نظارت بر فعالیت آنها، تاسیس کرد...
در سال 1963 شاه آماده بود تا در اقتصاد کشور یک رشته تغییرات بنیادی ایجاد کند. برنامه او در آغاز انقلاب سفید بود و سپس گسترش یافت و در 9 ژانویه 1963 زیر نام انقلاب شاه و مردم اعلام شد و در 28 ژانویه با مراجعه به آراء مردم به تصویب همگانی رسید. این برنامه شامل اصلاحات جامع ارضی، ملی کردن و توسعه جنگلها و مراتع و اصلاح قانون انتخابات، سهیم کردن کارگران در سود کارخانه و تشکیل سپاه دانش از معلمان برای مناطق روستایی، اما به هرحال این برنامه نتایج کاملا مثبتی به بار نیاورد !!!
ناگفته نماند که در سال 1962 به علت ظنّ به مخدوش بودن انتخابات نارضایتی بالا گرفت. کینه روحانیون به برنامه اصلاحات ارضی که املاک پُردرآمد را از حیطه نظارت سازمانهای مذهبی خارج می کرد، این نارضایتی را دامن زد.
(ناگفته نماند منظور، نظارت بر زمین دارانی است که وجوهات خود را نظیر زکات و... به روحانیت پرداخت می کردند یعنی تضعیف بنیه مالی مراجع و حوزه های علمیه که اساسا نشانه دشمنی شاه علیه علمای اسلامی و جامعه دینی کشور بود)

⚠️ طی شش ماه اول سال 1963 برنامه های شاه کم کم نظر عامه را جلب کرده بود، روحانیون بنیادگرا توده مردم را برانگیختند، اینان مدعی بودند تغییرات انجام شده حمله ایست به اسلام و مراد ازین برنامه ها آزاد کردن مردم نیست بلکه به بردگی کشیدن آنهاست. در ژوئن 1963 آشوبهایی شروع شد که به مدت 2 تا 3 روز در تهران و سایر شهرهای بزرگ ادامه یافت. این آشوبها موجب سرنگونی سلطنت نشد زیراکه امیر اسدالله علم(=نخست وزیر) و شاه به این نتیجه رسیدند که باید شدت عمل به خرج داد و برای فرونشاندن شورش از ازتش استفاده کرد. دولت تلفات ناشی از شورش را 86 کشته و 100 تا 200 مجروح اعلام میکرد در حالیکه مخالفین تعداد تلفات را چند صد نفر و شمار زخمیان را 1500 نفر ذکر می کردند.


📚 منبع:
درون انقلاب ایران، جان دی استمپل، ترجمه منوچهر شجاعی، صفحه 19 و 20

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️سرنگونی مصدق با کمک آمریکا و انگلیس و برگشت دوباره شاه به قدرت. درون انقلاب ایران، جان دی استمپل، ترجمه شجاعی، ص19

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️تاسیس ساواک و اجرای برنامه های اسلام ستیزانه شاه و کشتار مردم معترض به این برنامه ها بدستور شاه. درون انقلاب ایران، جان دی استمپل، ترجمه شجاعی،ص20

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
اوضاع آشفته اقتصادی و بی کفایتی سیاستهای محمدرضا شاه پهلوی

1⃣قسمت اول

⚠️ همواره بخش اعظمی از هزینه های حکومت پهلوی دوم صرف خرید تجهیزات نظامی و ایجاد مسکن برای نظامیان بود. سیاست توسعه اقتصادی آشفته سالهای 1974 تا 1978 پایه ای منطقی نیز داشت، شاه علاوه بر اینکه می خواست سطح زندگی مردم را بهبود بخشد احساس میکرد که برای حمایت از خطوط کشتیرانی که نفت ایران را به بازارها میرساند، باید نیروهای خود را تقویت کند و شکافی را که در سال 1971 با خروج بریتانیا از خلیج فارس ایجاد شده بود را پر نماید.
اقدامات شدید عمرانی که در سال 1974 آغاز شد و هدف آن افزایش سریع رشد توسعه بود انتظارات زیادی را برانگیخت و در نتیجه موجب افزایش "تورم" گردید. همینکه درآمدهای زیاد حاصل از نفت به بازار سرازیر شد، بهای تمام کالاها به شدت بالا رفت. طبق آرماهای رسمی نرخ تورم که در سال 1947 بیش از 18 درصد نبود، در سالهای 1975 تا 1978 به متوسط 25 تا 35 درصد رسید. قیمتها بطور سرسام آوری بالا رفت و هزینه مسکن در صدر آن جای داشت. اجاره یک آپارتمان در سال 1976، به میزان 70 درصد گرانتر از سال 1973 بود، هرچند که بعدها، قیمت ها به 50 درصد که هنوز غیر قابل قبول بود کاهش یافت. تاثیر درونی و متقابل عوامل مختلف اقتصادی در این عرصه فوق العاده شدید و مخرب بود. در سال 76_1975 افزایشی که در میزان خریدهای خارجی حاصل شده بود موجباتی پدید آورد تا تخلیه کالا در بنادر جنوبی کشور در مدتی کمتر از 160 تا 200 روز غیر مقدور باشد. به این ترتیب طرحهای ساختمانی با تاخیر فوق العاده مواجه گردید. وقتی هم ظرفیت بنادر بهبود یافت، کالا در باراندازها ضایع می شد، چراکه شبکه حمل و نقل داخلی قادر به توزیع آنها نبود. قیمتها بیش از آنچه انتظار می رفت افزایش یافت و میزان دستمزدها نیز ناگزیر بالا رفت. آشفتگی وضع اقتصادی به واقعیت مهمی از زندگی بدل گردید. در اواخر سال 1976 یک مقام وزارت دارایی اوضاع را چنین توصیف کرد: «سیستم اداری ما، صاف و ساده برای مقابله با این جریان عظیم کالا آمادگی نداشت. بعلاوه افزایش بیش از حد پول به معنای سرازیر شدن پول بیشتر به جیب مامورین بود، با اینهمه و با وجود فساد، باز میشد دستگاه را گرداند. منتها آنهایی که در رأس بودند کم کم حرص بیشتری نشان دادند و گل سر کیک را برای خود میخواستند. دولت انگیزه و دلیلی نداشت که دستمزدها را پایین نگهدارد زیرا این امر موجب نا آرامی میشد.... »

⚠️ شاه مرتکب تکرار میکرد که مشغول ساختن چیزی بنام "تمدن بزرگ" است که این سطح توقع مردم را بالا برد. از 1974 تا 1978 اوضاع اقتصادی بهبود یافت ولی در وضع اقتصادی اکثریت مردم بهبود چشمگیری حاصل نشد. "باریکه ای" ازین جریان توسعه به طبقات پایین تر نشت میکرد که این کافی نبود و طبق آمار رسمی 15 تا 20 درصد جامعه ازین اقتصاد داغ بهره مند شدند. حال آنکه 30 میلیون ایرانی باقی مانده که بهبود ناچیزی در زندگیشان ایجاد شده بود با حسرت فزاینده به این جریان می نگریستند و کم کم ناراحتی هایی را برای حکومت فراهم کرد. برای مثال برنامه پنجم عمرانی مقرر کرده بود که 1/050/000 واحد مسکونی ساخته شود طی پنج سال، در حالیکه هیچگاه، حتی در اوج فعالیتهای ساختمانی بیش از 100/000 واحد مسکونی ساخته نشد. نیاز به خانه های مسکونی پس از 1973 با مهاجرت روستاییان به شهرها افزایش یافت. جمعیت تهران در 1971 بالغ بر 2/8 میلیون نفر بود که در سال 1978 به 5/9 میلیون نفر رسید و در سایر شهرهای بزرگ نیز، وضع چنین بود. وجود تکنسینهای خارجی در شهرهای بزرگ فشار بر خدمات محلی را افزایش داد و در سال 1977 اولین آشوب در تهران در واکنش به کمبود مسکن روی داد. در سایر شهرها هم ناآرامی های خفته وجود داشت. ایرانیها، خارجیها را مسوول این گرفتاریها میدانستند، بخصوص بالا بودن اجاره بها و راه بندانها و بسیاری مشکلات را به آنها نسبت میدادند.

📚منبع:
درون انقلاب ایران، جان دی استمپل،ترجمه شجاعی، صفحه 24 تا 26

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️اوضاع آشفته اقتصادی و بی کفایتی سیاستهای محمدرضا شاه پهلوی. درون انقلاب ایران، جان دی استمپل، ترجمه شجاعی، ص 24 تا 26

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️اوضاع آشفته اقتصادی و بی کفایتی سیاستهای محمدرضا شاه پهلوی. درون انقلاب ایران، جان دی استمپل، ترجمه شجاعی، ص 24 تا 26

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
اوضاع آشفته اقتصادی و بی کفایتی سیاستهای محمدرضا شاه پهلوی

2⃣قسمت دوم

⚠️ فشارهای ناشی از توسعه سریع(به علت نبود زیرساختهای مناسب و کافی) با مشکلات ناشی از "تخصیص بودجه" شدیدتر شد. پس از سال 1974 سازمان برنامه و بودجه دیگر آن کارایی سابق را نداشت، چرا که جذب پول نفت و اقدامات مربوط به هزینه کردن آن، آشکارا در پیرامون پارامترهای برنامه ریزی شده یا فراز آن جریان داشت. با توجه به مشکلات دائم التزاید داخلی، تخصیص تنها 21 درصد از بودجه به خدمات اجتماعی مقرون به احتیاط نبود. تورم فزاینده نیز بیداد می کرد و اثر آن بر طبقات پایین، بخصوص کارگران و مهاجران شهری و کشاورزان بسیار بد و زیانبار بود. در اوایل سال 1977 ناآرامی در حال گسترش بود. اقداماتی که در جهت تخفیف فشار تورم بعمل آمد برای دیگران ایجاد اشکال کرد. در پاییز 1975 دولت به تجّار گرانفروش اعلان جنگ داد. در ابتدا، با واسطه حزب جدید التاسیس "رستاخیز" مامورانی را به مراقبت و نظارت بر قیمتها گمارد. قریب به 8000 نفر به عنوان گرانفروش دست چین گردیدند که از آن میان دوتن(حبیب ثابت و حبیب القانیان) از بزرگترین صاحبان صنایع کشور بودند و روابط سیاسی نزدیکی با شاه و مشخصا دربار داشتند. متهم کردن این دو تن به گرانفروشی نشان میداد که شاه دست کم در بدو امر، در صدد مبارزه جدی با فساد می باشد. ثابت به پاریس تبعید شد و القانیان، ناگزیر شرکت تولید فرآورده های پلاستیکی را تعطیل کرد، نغمه شومی که ازین اقدامات به گوش می رسید این بود که، ثابت بهایی مذهب بود و این مذهبی است که سخت مورد تنفر شیعه است. در حالیکه القانیان یک بازرگان معتبر یهودی بود. جنگ بر سر قیمت گذاری موجب تردید و تزلزل در میان محافل بازرگانی گردید که تا آن زمان از حامیان سرسخت تجدد بودند. تجار بازار(=بازرگانان سنتی که سابقا بر اقتصاد ایران مسلط بودند) اقدامات دولت را تهدیدی نسبت به بقای خود تلقی کردند و آنرا نخستین حرکت برای خرد کردن قدرت خود به شمار آوردند.

⚠️ طی سالهای 77_1976 بعلت فروپاشی تدریجی زیربنای اقتصاد کشور، بسیاری از کسانیکه در بدو امر از جریان توسعه حمایت کرده بودند، از آن بیگانه شدند. بازرگانان و سوادگران خرده پا، دستگاه را نه به چشم تسهیل کننده برنامه های خود، بلکه به چشم مانعی در راه توسعه می دیدند. تنگناهای موجود در بنادر موجب شد که شرکتها برای دستیابی فوری به مصالح ساختمانی به رشوه دادن متوسل شوند. نرخ بهره وام برای بازرگانان دو برابر شد. در واقع عده کسانیکه خواستار "مساعده" بودند به اندازه ای بود که همیشه پول کافی در دسترس نبود و این امر بخصوص در حوالی سه ماهه آخر سالی که طی آن عواید نفت تحصیل میشد چشمگیرتر بود. حاصل این کمبودها بالا رفتن قیمتها بود که سرعتش از سرعت بالا رفتن دستمزدها بسی بیشتر بود. کنترل قیمتها بلادرنگ به رونق بازار سیاه منتهی شد که ظاهرا همیشه کالای فراوان در اختیار داشت. حتی "زمینداران" جدید نیز ازین رونق اقتصادی صدمه دیدند. کشاورزان خرده پا که سازمانهای حمایتی نظیر بانکهای کشاورزی و تعاونی ها و خدمات توسعه را در پشت سر نداشتند به حال خود واگذاشته شدند تا هرطور که خود می توانند با کمبود بذر و کود و نبود سرمایه با بهره معقول دست و پنجه نرم کنند. از اینرو، گروهی که اساسا حامی و هواخواه تجدد محسوب می شدند سرخورده و مأیوس گردیدند. این شرایط و اوضاع طبعا موجب پدید آمدن ناآرامی ها می گردد لکن بخودی خود علت اساس برپز طغیانهای اخیر را روشن نمی کند.


📚 منبع:
درون انقلاب ایران، جان دی استمپل، ترجمه منوچهر شجاعی، صفحه 26 و 27

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️اوضاع آشفته اقتصادی و بی کفایتی سیاستهای محمدرضا شاه پهلوی. درون انقلاب ایران، جان دی استمپل، ترجمه شجاعی، ص 26 و 27

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️اوضاع آشفته اقتصادی و بی کفایتی سیاستهای محمدرضا شاه پهلوی. درون انقلاب ایران، جان دی استمپل، ترجمه شجاعی، ص 26 و 27

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
رد نکاح با محارم در بین اعراب جاهلی قبل از اسلام


⚠️ اخیرا باستانگرایان آریایی، جهت ماله کشی و سرپوش گذاشتن بر ازدواج با محارم در ایران باستان و دیانت زرتشتی، دروغی جدید بافته اند مبنی بر اینکه: اعراب با محارم خود ازدواج می کردند. حال، افشای این دروغ👇
در میان اعراب پسر میتوانست با زن پدرش البته بشرطی که مادر اصلی خودش نباشد ازدواج کند که این هم شروطی داشت یعنی این زن طلاق گرفته باشد یا شوهرش فوت کرده باشد و نام دیگر این ازدواج "ضیزن" نام داشت ولی ازدواج با زنان پدر جزو زشت ترین اعمال نزد اعراب بود و 👈البته این نوع ازدواج در بین ایرانیان زشت نبوده و مرسوم بوده، چنانکه شاعری گفته است: «الفارسيه فيهم غير منكرة *** فكلّهم لأبيهم ضيزن سلف
چنين نكاحى در ميان پارسها(=ایرانیان) زشت نيست و همه آنها "ضيزن" و مشارک با پدرشانند»(1)👉
مورد بعدی ازدواج "جمع بین الاختین" هست یعنی با دو دختر که خواهر هم هستند همزمان ازدواج کند که هیچکدام از دو نوع ازدواج بالا را در قالب ازدواج با محارم نمی توان گنجاند در قبل از اسلام. البته این نوع ازدواجها با ظهور اسلام، حرام اعلام شد. در حالیکه اسلام ازدواجهای نادرست را حرام اعلام می کرد، اما دیانت زرتشتی در ایران باستان در کنار فرهنگ آریایی ازدواج با محارم را ترویج می نمود. ازدواج با محارم خارج از دین زرتشتی وجود داشت مانند ازدواج کوروش بزرگ با خاله اش آمیتیس و ازدواج کمبوجیه با دو خواهرش آتوسا و رکسانا. همچنین استنادات بسیاری داریم از ازدواج سایر شاهان هخامنشی و اشکانی و ساسانی با محارمشان(خواهر، مادر و دختر و خاله و خواهرزاده و برادر زاده و....)
اما در دیانت زرتشتی ازدواج با محارم اجر بالایی داشت و باعث نابودی دیوها و جادوگران می شد. ازدواج با محارم در وندیداد اوستا ذکر شده( دانشنامه ایران باستان، هاشم رضی، تهران، انتشارات سخن، 1381 شمسی، جلد5، صفحه 2693، مقاله مفصل در جلد 2، صفحه 825 تا 837)، همچنین در مهمترین کتاب زرتشتیان بعد از اوستا یعنی دینکرد به صراحت از تایید ازدواج با محارم سخن گفته شده، سپس در سایر متون پهلوی همانند: ارداویرافنامه(ارداویراف، موبدی بود که با هفت خواهر خود ازدواج کرد)، روایت پهلوی، مینوی خرد و روایت امید اشوهیشتان و روایت آذرفرنبغ فرخزادان ذکر گردید.

⚠️ همچنین برای رد ازدواج با محارم در میان اعراب به مستندات زیر توجه کنید:
❗️«اما بايد دانست كه مردم عرب در دوران پيش از اسلام، در كنار تمام "جاهليت ها"، به آيين و عرفى نيز پاى بند بودند، چنان كه ايشان در همان دوران، ازدواج با شمارى از زنان را حرام مى دانستند كه اسلام نيز حرمت آن را امضا و تقرير نمود» (2)
❗️«مرد عرب با دختر، مادر، خواهر، خاله يا عمه خويش ازدواج نمى كرد» (3)
❗️«و اساساً نزد عرب، اصل بر اين بود كه نكاح با محارم، حرام باشد» (4)


📚منابع:
(1)محمّدبن حبيب بغدادى، المحبر، صفحه 325
(2) ابوالفداء، اسماعیل بن کثیر، المختصر فی اخبارالبشر ، جلد 1، صفحه 99 و على هاشمى، المرأه فی شعر الجاهلی، صفحه 163
(3) محمّدبن حبيب بغدادى، المحبر، صفحه 325
(4) جوادعلى، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام ، جلد 5، صفحه 529

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ازدواج نکردن اعراب با مادر و خواهر که اسلام هم موافق آن بود و زشت ترین چیزها جمع بین دو خواهر بود. ابوالفداء، اسماعیل بن کثیر، المختصر فی اخبار البشر، ج1، ص 99

🆔 @IRRealHistory