❌ برداشت اشتباه باستانگرایان و کوروش پرستان از شعر فردوسی ❌
⚠️ فردوسی شاعر چیره دست ایرانی که خوبی و بدی را چه از جانب ایرانیان باشد و چه از جانب تورانیان، به گونه ای منصفانه بیان کرده و هیچ تعارفی با هیچ شاهی چه ایرانی چه تورانی نداشته. جریان باستانگرایی و کوروش پرستان اشعار بسیاری را برای فردوسی جعل کردند، نظیر شعر جعلی " عرب هر چه باشد مرا دشمن است " زیرا تلاش دارند فردوسی را شاعری نژاد پرست و اسلامستیز نشان دهند در صورتی که اصلا اینگونه نیست و کافیست یا یک سرچ ساده در گوگل اشعار فردوسی در مدح رسول الله صلی الله علیه و سلم و خلفای راشدین رضی الله عنهم را بخوانیم.
اما اخیرا باستانگرایان و کوروش پرستان روی یک بیت بسیار مانور می دهند در حالیکه معنی آن را و حتی ماجرای مربوط به این بیت را نمی دانند. بیت مشهور: «دریغ است ایران که ویران شود * کنام پلنگان و شیران شود»
این بیت نیز نه در مواجه با دشمنان ایران، که از زبان ایرانیان و علیه کیکاووس شاه ایران گفته شده است. آنان به رستم دستان پناه برده بودند و از او خواسته بودند تا ایران را از نابکاری های کیکاووس نجات دهد. هر چند که این بین نیز الحاقی دانسته شده.
"کنام" به معنای آشیانه و لانه و آرامگاه و خانه می باشد. "شیران و پلنگان" در شاهنامه، استعاره برای توصیف پهلوانان و شجاعان است. در این بیت، کاملا واضح است که منظور از "شیران و پلنگان" مردم ایران نیستند بلکه منظور تورانیان است. کیکاووس ایرانی در جنگ هاماوران شکست می خورد و اسیر می گردد و تورانیان پس از این جنگ طلبی و شکست کیکاووس وارد خاک ایران می شوند و مردم ایران به رستم دستان پناه می برند و بیت فوق بیان کننده استمداد و کمک خواهی مردم ایران از رستم دستان است.
⚠️ اما جدای از ادبیات، آنچه که در تاریخ درباره "کنام شیران" بیان شده به شهری در بین النهرین(عراق امروزی) اشاره دارد. این شهر که "نینوا" نام دارد و کوروش هخامنشی بعدها پس تاسیس سلسله هخامنشیان در آن کشتارهای زیادی انجام داد. شهر نینوا در تاریخ به "کنام شیران" معروف است. در کتاب تاریخ جامع ایران، جلد اول، فصل تاریخ سیاسی ماد می خوانیم: «متحدان یعنی مادی ها و بابلیان، در سال 612 قبل از میلاد، "نینوا" پایتخت آشور و "کنام شیران" را تصرف و تا بیخ و بن ویران نمودند»
📚منبع:
تاریخ جامع ایران، جلد اول، صفحه 439، مرکز نشر دائره المعارف بزرگ اسلامی، بهمن فیروزمندی و جمعی از نویسندگان
✅کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ فردوسی شاعر چیره دست ایرانی که خوبی و بدی را چه از جانب ایرانیان باشد و چه از جانب تورانیان، به گونه ای منصفانه بیان کرده و هیچ تعارفی با هیچ شاهی چه ایرانی چه تورانی نداشته. جریان باستانگرایی و کوروش پرستان اشعار بسیاری را برای فردوسی جعل کردند، نظیر شعر جعلی " عرب هر چه باشد مرا دشمن است " زیرا تلاش دارند فردوسی را شاعری نژاد پرست و اسلامستیز نشان دهند در صورتی که اصلا اینگونه نیست و کافیست یا یک سرچ ساده در گوگل اشعار فردوسی در مدح رسول الله صلی الله علیه و سلم و خلفای راشدین رضی الله عنهم را بخوانیم.
اما اخیرا باستانگرایان و کوروش پرستان روی یک بیت بسیار مانور می دهند در حالیکه معنی آن را و حتی ماجرای مربوط به این بیت را نمی دانند. بیت مشهور: «دریغ است ایران که ویران شود * کنام پلنگان و شیران شود»
این بیت نیز نه در مواجه با دشمنان ایران، که از زبان ایرانیان و علیه کیکاووس شاه ایران گفته شده است. آنان به رستم دستان پناه برده بودند و از او خواسته بودند تا ایران را از نابکاری های کیکاووس نجات دهد. هر چند که این بین نیز الحاقی دانسته شده.
"کنام" به معنای آشیانه و لانه و آرامگاه و خانه می باشد. "شیران و پلنگان" در شاهنامه، استعاره برای توصیف پهلوانان و شجاعان است. در این بیت، کاملا واضح است که منظور از "شیران و پلنگان" مردم ایران نیستند بلکه منظور تورانیان است. کیکاووس ایرانی در جنگ هاماوران شکست می خورد و اسیر می گردد و تورانیان پس از این جنگ طلبی و شکست کیکاووس وارد خاک ایران می شوند و مردم ایران به رستم دستان پناه می برند و بیت فوق بیان کننده استمداد و کمک خواهی مردم ایران از رستم دستان است.
⚠️ اما جدای از ادبیات، آنچه که در تاریخ درباره "کنام شیران" بیان شده به شهری در بین النهرین(عراق امروزی) اشاره دارد. این شهر که "نینوا" نام دارد و کوروش هخامنشی بعدها پس تاسیس سلسله هخامنشیان در آن کشتارهای زیادی انجام داد. شهر نینوا در تاریخ به "کنام شیران" معروف است. در کتاب تاریخ جامع ایران، جلد اول، فصل تاریخ سیاسی ماد می خوانیم: «متحدان یعنی مادی ها و بابلیان، در سال 612 قبل از میلاد، "نینوا" پایتخت آشور و "کنام شیران" را تصرف و تا بیخ و بن ویران نمودند»
📚منبع:
تاریخ جامع ایران، جلد اول، صفحه 439، مرکز نشر دائره المعارف بزرگ اسلامی، بهمن فیروزمندی و جمعی از نویسندگان
✅کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️کنام شیران درتاریخ، شهر نینوا، در بین النهرین(عراق امروزی) می باشد. تاریخ جامع ایران،مرکز نشر دائره المعارف بزرگ اسلامی،بهمن فیروزمندی و جمعی از نویسندگان، ص439
🆔 @IRRealHistory
🆔 @IRRealHistory
❌ آریاییان، اقوامی مهاجم که ساکنان اولیه ایران امروزی را مستهلک کردند و وادار به کوچ اجباری نمودند ❌
⚠️ خاستگاه اصلی اقوام مهاجم آریایی بطور دقیق مشخص نیست برخی کارشناسان، آن را شمال کوههای هندوکش و یا اندکی فراتر از آن در روسیه، حوالی دریاچه آرال و در اطراف رودخانه های جیحون و سیحون تا امتداد شمال خاوری افغانستان امروزی می دانند. تحقیقات اخیر پژوهشگران نشان می دهد که شاخه ای از آریاییان در هزاره دوم پیش از میلاد به منطقه ای وارد شدند که امروزه هندوستان نام گرفته است. شاخه ای دیگر از طرف مغرب وارد فلات مرتفعی که آریانا یا سرزمین آریاها که به فارسی امروز ایران خوانده می شود، شدند. شاخه پیشین هندیان و شاخه اخیر ایرانیان(باستان) هستند. پس از این مهاجرت و استقرار، سرزمین های دیگری نیز از آریاها استقبال کردند و این سرزمین های میزبان، قومیت و زبان آنها را "هند و ژرمنی" نام نهاده اند، از جمله فرانسه و جزایر بریتانیا و سرزمین های شمال اسکاندیناوی و نیمه شمالی روسیه. بخشهایی از آسیای صغیر و آسیای مرکزی ازین جهت اهمیت چندانی ندارند. تحقیقات نشان میدهد که جنوب روسیه هم بعدها مشمول این قاعده شده است و عنوان "هند و ژرمنی" به آن تعلق گرفت. در بررسی مشترکات فرهنگی و اجتماعی این مردمان در پیشینه کهن آنان، باستانشناسان با واژه های همسان برخورد کرده اند. واژه خدا در فارسی ایران باستان "دئوا" (daeva)، در یونانی تئوس و زئوس و در لاتین دئوس در لیتوانی دواس در سانسکریت دئوا، در فارسی باستان عصر هخامنشی، "دیوا" (deiva)، و در زبان پهلوی دو(dev) و در فارسی امروز "دیو" که امروزه به همان دیو و شیطان گفته میشود، در زبان یونانی و لاتین و سانسکریت به معنای خدا و در زبان فارسی عصر هخامنشی، دیوا به معنای بت است. در منابع اسطوره ای و دینی ایران باستان، خاستگاه آریاها، اران وز یا اران وژ یا ائیریانم و اژو ، و به فارسی امروزی ایران ویج دانسته شده.
⚠️ شاخه اصلی آریاها وارد شده به ایران را "هند و ایرانی" خوانده اند. پیش از ورود آریاها، اقوام حوریان، کاسیان، در فلات ایران حضور داشتند و زندگی می کردند که با ورود آریاها به آنجا ناگزیر از ترک فلات ایران شدند و جای خود را به آریاها دادند.
⚠️ آریاییها از دیرباز مظاهر را ستایش می کردند. پرستش و احترام به عناصر اربعه یعنی آب و باد و خاک و آتش در میان آریاییان متداول بوده و بعدها نیز این شیوه احترام در میان ایرانیان حفظ شده. آریاییان به تاثیر نور و تاریکی در حیات اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی انسانها پی برده و نیکی و بدی را در ارتباط با دو نیروی فوق می دانستند. و برای دفع و گریز از نیروهای آسیب رسان به طلسم کردن و بی اثر کردن نیروهای آسیب رسان و بیماری زا می پرداختند. دانه های فیروزه و مهره های گوناگون از شاخ جانواران و گوش ماهی به گردن خود می آویختند.
⚠️ تمدن عیلام در جنوب غربی ایران که پیش از تهاجم آریاییها وجود داشتند، به احتمال زیاد بردگان حبشی بودند. بطور کلی پژوهشگران ساکنان اولیه عیلام را "سیاهان حبشی" می دانسته اند که تمام سواحل خلیج فارس تا مکران و بلوچستان را اشغال کرده و بعدها مردمان این نژاد سرزمین خود را در اختیار فاتحان(اغلب سامی نژاد از بین النهرین) گذاشته و با آنها در آمیخته و نژاد دورگه ای را به وجود آوردند که شامل ساکنین شوش و شاید هم بخشی از کردستان باشد. همه جا در ایران تا خراسان و افغانستان عنصر ایرانی برخاسته از ایران و آنچه را که از آسیای مرکزی به عنوان تعلق به قوم ترک به چشم می خورد. برای مورخین فاکتور دیگری که قومیت سامی باشد نیز مورد توجه قرار گرفته است. ورود معیارهای فرهنگی سامی در ایران را در حریم هنر و خط و زبان و معماری و معتقدات و سایر موارد را می توان برای مثال در نفوذ تمدن سومر بر عیلام می توان جستجو کرد.
📚 منبع:
تاریخ ایران باستان، دکتر اردشیر خدادادیان، صفحه 18 و 19 و 25 و 37 و 55
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ خاستگاه اصلی اقوام مهاجم آریایی بطور دقیق مشخص نیست برخی کارشناسان، آن را شمال کوههای هندوکش و یا اندکی فراتر از آن در روسیه، حوالی دریاچه آرال و در اطراف رودخانه های جیحون و سیحون تا امتداد شمال خاوری افغانستان امروزی می دانند. تحقیقات اخیر پژوهشگران نشان می دهد که شاخه ای از آریاییان در هزاره دوم پیش از میلاد به منطقه ای وارد شدند که امروزه هندوستان نام گرفته است. شاخه ای دیگر از طرف مغرب وارد فلات مرتفعی که آریانا یا سرزمین آریاها که به فارسی امروز ایران خوانده می شود، شدند. شاخه پیشین هندیان و شاخه اخیر ایرانیان(باستان) هستند. پس از این مهاجرت و استقرار، سرزمین های دیگری نیز از آریاها استقبال کردند و این سرزمین های میزبان، قومیت و زبان آنها را "هند و ژرمنی" نام نهاده اند، از جمله فرانسه و جزایر بریتانیا و سرزمین های شمال اسکاندیناوی و نیمه شمالی روسیه. بخشهایی از آسیای صغیر و آسیای مرکزی ازین جهت اهمیت چندانی ندارند. تحقیقات نشان میدهد که جنوب روسیه هم بعدها مشمول این قاعده شده است و عنوان "هند و ژرمنی" به آن تعلق گرفت. در بررسی مشترکات فرهنگی و اجتماعی این مردمان در پیشینه کهن آنان، باستانشناسان با واژه های همسان برخورد کرده اند. واژه خدا در فارسی ایران باستان "دئوا" (daeva)، در یونانی تئوس و زئوس و در لاتین دئوس در لیتوانی دواس در سانسکریت دئوا، در فارسی باستان عصر هخامنشی، "دیوا" (deiva)، و در زبان پهلوی دو(dev) و در فارسی امروز "دیو" که امروزه به همان دیو و شیطان گفته میشود، در زبان یونانی و لاتین و سانسکریت به معنای خدا و در زبان فارسی عصر هخامنشی، دیوا به معنای بت است. در منابع اسطوره ای و دینی ایران باستان، خاستگاه آریاها، اران وز یا اران وژ یا ائیریانم و اژو ، و به فارسی امروزی ایران ویج دانسته شده.
⚠️ شاخه اصلی آریاها وارد شده به ایران را "هند و ایرانی" خوانده اند. پیش از ورود آریاها، اقوام حوریان، کاسیان، در فلات ایران حضور داشتند و زندگی می کردند که با ورود آریاها به آنجا ناگزیر از ترک فلات ایران شدند و جای خود را به آریاها دادند.
⚠️ آریاییها از دیرباز مظاهر را ستایش می کردند. پرستش و احترام به عناصر اربعه یعنی آب و باد و خاک و آتش در میان آریاییان متداول بوده و بعدها نیز این شیوه احترام در میان ایرانیان حفظ شده. آریاییان به تاثیر نور و تاریکی در حیات اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی انسانها پی برده و نیکی و بدی را در ارتباط با دو نیروی فوق می دانستند. و برای دفع و گریز از نیروهای آسیب رسان به طلسم کردن و بی اثر کردن نیروهای آسیب رسان و بیماری زا می پرداختند. دانه های فیروزه و مهره های گوناگون از شاخ جانواران و گوش ماهی به گردن خود می آویختند.
⚠️ تمدن عیلام در جنوب غربی ایران که پیش از تهاجم آریاییها وجود داشتند، به احتمال زیاد بردگان حبشی بودند. بطور کلی پژوهشگران ساکنان اولیه عیلام را "سیاهان حبشی" می دانسته اند که تمام سواحل خلیج فارس تا مکران و بلوچستان را اشغال کرده و بعدها مردمان این نژاد سرزمین خود را در اختیار فاتحان(اغلب سامی نژاد از بین النهرین) گذاشته و با آنها در آمیخته و نژاد دورگه ای را به وجود آوردند که شامل ساکنین شوش و شاید هم بخشی از کردستان باشد. همه جا در ایران تا خراسان و افغانستان عنصر ایرانی برخاسته از ایران و آنچه را که از آسیای مرکزی به عنوان تعلق به قوم ترک به چشم می خورد. برای مورخین فاکتور دیگری که قومیت سامی باشد نیز مورد توجه قرار گرفته است. ورود معیارهای فرهنگی سامی در ایران را در حریم هنر و خط و زبان و معماری و معتقدات و سایر موارد را می توان برای مثال در نفوذ تمدن سومر بر عیلام می توان جستجو کرد.
📚 منبع:
تاریخ ایران باستان، دکتر اردشیر خدادادیان، صفحه 18 و 19 و 25 و 37 و 55
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️آریاییان، اقوامی مهاجم بودند که ساکنان اولیه ایران را وادار به کوچ اجباری نمودند. تاریخ ایران باستان، اردشیر خدادادیان، ص18
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️آریاییان، اقوامی مهاجم بودند که ساکنان اولیه ایران را وادار به کوچ اجباری نمودند. تاریخ ایران باستان، اردشیر خدادادیان، ص19
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️آریاییان، اقوامی مهاجم بودند که ساکنان اولیه ایران را وادار به کوچ اجباری نمودند. تاریخ ایران باستان، اردشیر خدادادیان، ص25
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️آریاییان، اقوامی مهاجم بودند که ساکنان اولیه ایران را وادار به کوچ اجباری نمودند. تاریخ ایران باستان، اردشیر خدادادیان، ص37
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️آریاییان، اقوامی مهاجم بودند که ساکنان اولیه ایران را وادار به کوچ اجباری نمودند. تاریخ ایران باستان، اردشیر خدادادیان، ص55
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ دروغ بزرگ مجوس و کوروش پرستان مبنی بر اینکه، دین زرتشتی کهن ترین دین جهان است
❗️افشای این دروغ👇
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
❗️افشای این دروغ👇
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
❌آیا کهن ترین دین، زرتشتی است?❌
⚠️اگر بخواهیم مبدا ادیان را پیدا کنیم براحتی به جواب میرسیم. ادوارد تیلر جامعه شناس میگوید:«نیاپرستی یا پرستش اجداد، نخستین صورت دین در اقوام اولیه می باشد»(1)
برخی دیگر هم معتقد هستند:«آغاز دین با سحر و جادو بوده»(2)
علیرغم تعاریف جامعه شناسان به منابع محکم و معتبرتری نیازمندیم جهت تعیین مبداء ادیان یا آغاز دین.
آغاز دینداری با آغاز خلقت بشر بوده و در کتب آسمانی مانند قرآن و کتب پیامبران قبل از رسول خاتم بیان شده، و قرآن آن رسولان را تصدیق میکند. قرآن و عهدین(=متون مقدس یهودی و مسیحی) ماجرای خلقت انسان را اینگونه نقل می کنند که "خداوند انسان را از خاک آفرید"، لذا اولین انسان خلق شده که دارای شعور و تعقل و مصداق واقعی انسان است، دیندار بود و دارای مقام نبوت بود. یعنی اولین انسان دارای دین خداپرستی و یکتاپرستی بود، گرچه که در طول زمان برخی ادیان دچار خرافه و تحریفات شدند، ولی بازهم تغییری در اصل قضیه ایجاد نمیشود و خلقت اولین انسان دارای شعور و تعقل، از خاک می باشد و آدم سلام الله علیه است که خود نبی خداوند تعالی و یکتا پرست بود. نکته مهم اینست، دین آدم سلام الله علیه، اسلام بوده چون طبق فرمایش خداوند تعالی در قرآن: إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ ۗ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلَّا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ ۗ وَمَنْ يَكْفُرْ بِآيَاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ(آل عمران 19)
پس کاملا اثبات میشود که دین اولین انسان که آدم سلام الله علیه است و اولین نبی خداوند است و مورد هدایت خداوند تعالی قرار گرفته، همان اسلام است. قُلْنَااهْبِطُوا مِنْها جَمیعَاً فَاِمّا یَأْتِیَنَّكُمْ مِنّى هُدىً فَمَنْ تَبِعَ هُداىَ فَلاخَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لاهُمْ یَحْزَنُونَ * وَالَّذینَ كَفَرُوا وَ كَذَّبوُا بِآیاتِنا اُولئِكَ اَصْحابُ النّارِ هُمْ فیها خالِدُونَ(38و39 بقره)
⚠️با این تفاسیر دین زرتشتی هرگز قدیمیترین دین بشری نیست، خصوصا اینکه بین نظرات کارشناسان اختلاف نظرهای بسیار متفاوتی وجود دارد در مورد زمان زرتشت و نبوتش که تفاوت بین این نظرها تا چند هزار سال متغیر است. جالبتر اینکه اگر ادیان الهی را فاکتور بگیریم، بازهم آیین زرتشتی هرگز قدیمیترین دین بشری محسوب نمی شود، زیرا "آیین ودایی یا ودیک" که مبنای طبیعت پرستی(چند خدایی) آریاییان قدیم بوده و مبداء هندوئیسم می باشد، قبل از آیین زرتشتی وجود داشته. همچنین اگر بازهم ادیان الهی را فاکتور بگیریم عقاید و خدایان مردم تمدنهای عیلام و بین النهرین و مصر و دولت شهرهایی چون شهر سوخته و زیگورات، دینشان بسیار قدیمی تر از دیانت زرتشتی بوده، چون قدمت این تمدنها بسیار بیشتر از زمان ظهور زرتشت است که احتمالا در دوره مادها یا هخامنشیان می زیسته(3)
⚠️دین ایرانیان قبل از دین زرتشتی، دین ودیک قدیم بوده و سالها پس از فراگیر شدن دین زرتشت در ایران باقیماندههایی از پیروان دین ودیک در ایران وجود داشتهاند بطوریکه در کتیبه خشایارشاه از شورش این پرستشگران در غرب ایران نام برده شده. هندوئیسم و مزدیسنا هر دو از دین ودیک منتج شده یا میراث خوار آن هستند(4)
⚠️آیین زرتشتی هرگز یک دین آسمانی نیست، زیرا نبوت زرتشت اثبات نشده، و دیگر اینکه آیین زرتشتی ثنویت و دوگانه پرستی(دوالیسم) و شرک در ذاتش قرار دارد، که وجود خیر و خرد خیر(سپنته مینو)، شر و خرد شر(انگره مینو) در اعتقادات زرتشتی گواه این ادعاست. اهورامزدا خلقت میکند و در نقطه مقابلش اهریمن هم خلقت میکند، برخلاف تمام ادیان الهی. و اینکه بارها در نسک های اوستا و خصوصا یشتها بیان شده که عوامل طبیعی یا ایزدان مورد ستایش و پرستش قرار گرفته اند، برای مثال گیاهی مانند هوم.
حتی در گاتها، یسنا28 بند1 هدف از ستایش خرد مقدس و اهورامزدا این است که روان آفرینش خشنود گردد، روان آفرینش گوشورون یا گئوش ارون، همان روان گاونر است طبق گاتها، یسنا 29 بند1. یعنی غایت عبادات زرتشتیان در گاتها، خشنودی روان گاو است.
📚 منابع:
(1)تاريخ عقايد و مذاهب اهل سنت، یوسف فضایی،ص 35
تاریخ ادیان و مذاهب جهان،عبدالله مبلغی،جلد1،ص 62 تا 64
تاریخ جامع ادیان،جان ناس،ترجمه علی اصغر حکمت،ص 5
(2)بنيان های اجتماعی دين، یوسف فضایی،چاپ تهران، 1356،ص 209
(3)Vedic religion." Encyclopædia Britannica. Ultimate Reference Suite. Chicago: Encyclopædia Britannica,2008
(4)https://www.google.de/url?sa=t&source=web&rct=j&url=https://www.researchgate.net/profile/Subhash_Kak/publication/242275821_Vedic_Elements_in_the_Ancient_Iranian_Religion_of_Zarathushtra/links/56644e5b08ae4931cd607596/Vedic-Elements-in-the-Ancient-Iranian-Religion-of-Zarathushtra
✅کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇
⚠️اگر بخواهیم مبدا ادیان را پیدا کنیم براحتی به جواب میرسیم. ادوارد تیلر جامعه شناس میگوید:«نیاپرستی یا پرستش اجداد، نخستین صورت دین در اقوام اولیه می باشد»(1)
برخی دیگر هم معتقد هستند:«آغاز دین با سحر و جادو بوده»(2)
علیرغم تعاریف جامعه شناسان به منابع محکم و معتبرتری نیازمندیم جهت تعیین مبداء ادیان یا آغاز دین.
آغاز دینداری با آغاز خلقت بشر بوده و در کتب آسمانی مانند قرآن و کتب پیامبران قبل از رسول خاتم بیان شده، و قرآن آن رسولان را تصدیق میکند. قرآن و عهدین(=متون مقدس یهودی و مسیحی) ماجرای خلقت انسان را اینگونه نقل می کنند که "خداوند انسان را از خاک آفرید"، لذا اولین انسان خلق شده که دارای شعور و تعقل و مصداق واقعی انسان است، دیندار بود و دارای مقام نبوت بود. یعنی اولین انسان دارای دین خداپرستی و یکتاپرستی بود، گرچه که در طول زمان برخی ادیان دچار خرافه و تحریفات شدند، ولی بازهم تغییری در اصل قضیه ایجاد نمیشود و خلقت اولین انسان دارای شعور و تعقل، از خاک می باشد و آدم سلام الله علیه است که خود نبی خداوند تعالی و یکتا پرست بود. نکته مهم اینست، دین آدم سلام الله علیه، اسلام بوده چون طبق فرمایش خداوند تعالی در قرآن: إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ ۗ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلَّا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ ۗ وَمَنْ يَكْفُرْ بِآيَاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ(آل عمران 19)
پس کاملا اثبات میشود که دین اولین انسان که آدم سلام الله علیه است و اولین نبی خداوند است و مورد هدایت خداوند تعالی قرار گرفته، همان اسلام است. قُلْنَااهْبِطُوا مِنْها جَمیعَاً فَاِمّا یَأْتِیَنَّكُمْ مِنّى هُدىً فَمَنْ تَبِعَ هُداىَ فَلاخَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لاهُمْ یَحْزَنُونَ * وَالَّذینَ كَفَرُوا وَ كَذَّبوُا بِآیاتِنا اُولئِكَ اَصْحابُ النّارِ هُمْ فیها خالِدُونَ(38و39 بقره)
⚠️با این تفاسیر دین زرتشتی هرگز قدیمیترین دین بشری نیست، خصوصا اینکه بین نظرات کارشناسان اختلاف نظرهای بسیار متفاوتی وجود دارد در مورد زمان زرتشت و نبوتش که تفاوت بین این نظرها تا چند هزار سال متغیر است. جالبتر اینکه اگر ادیان الهی را فاکتور بگیریم، بازهم آیین زرتشتی هرگز قدیمیترین دین بشری محسوب نمی شود، زیرا "آیین ودایی یا ودیک" که مبنای طبیعت پرستی(چند خدایی) آریاییان قدیم بوده و مبداء هندوئیسم می باشد، قبل از آیین زرتشتی وجود داشته. همچنین اگر بازهم ادیان الهی را فاکتور بگیریم عقاید و خدایان مردم تمدنهای عیلام و بین النهرین و مصر و دولت شهرهایی چون شهر سوخته و زیگورات، دینشان بسیار قدیمی تر از دیانت زرتشتی بوده، چون قدمت این تمدنها بسیار بیشتر از زمان ظهور زرتشت است که احتمالا در دوره مادها یا هخامنشیان می زیسته(3)
⚠️دین ایرانیان قبل از دین زرتشتی، دین ودیک قدیم بوده و سالها پس از فراگیر شدن دین زرتشت در ایران باقیماندههایی از پیروان دین ودیک در ایران وجود داشتهاند بطوریکه در کتیبه خشایارشاه از شورش این پرستشگران در غرب ایران نام برده شده. هندوئیسم و مزدیسنا هر دو از دین ودیک منتج شده یا میراث خوار آن هستند(4)
⚠️آیین زرتشتی هرگز یک دین آسمانی نیست، زیرا نبوت زرتشت اثبات نشده، و دیگر اینکه آیین زرتشتی ثنویت و دوگانه پرستی(دوالیسم) و شرک در ذاتش قرار دارد، که وجود خیر و خرد خیر(سپنته مینو)، شر و خرد شر(انگره مینو) در اعتقادات زرتشتی گواه این ادعاست. اهورامزدا خلقت میکند و در نقطه مقابلش اهریمن هم خلقت میکند، برخلاف تمام ادیان الهی. و اینکه بارها در نسک های اوستا و خصوصا یشتها بیان شده که عوامل طبیعی یا ایزدان مورد ستایش و پرستش قرار گرفته اند، برای مثال گیاهی مانند هوم.
حتی در گاتها، یسنا28 بند1 هدف از ستایش خرد مقدس و اهورامزدا این است که روان آفرینش خشنود گردد، روان آفرینش گوشورون یا گئوش ارون، همان روان گاونر است طبق گاتها، یسنا 29 بند1. یعنی غایت عبادات زرتشتیان در گاتها، خشنودی روان گاو است.
📚 منابع:
(1)تاريخ عقايد و مذاهب اهل سنت، یوسف فضایی،ص 35
تاریخ ادیان و مذاهب جهان،عبدالله مبلغی،جلد1،ص 62 تا 64
تاریخ جامع ادیان،جان ناس،ترجمه علی اصغر حکمت،ص 5
(2)بنيان های اجتماعی دين، یوسف فضایی،چاپ تهران، 1356،ص 209
(3)Vedic religion." Encyclopædia Britannica. Ultimate Reference Suite. Chicago: Encyclopædia Britannica,2008
(4)https://www.google.de/url?sa=t&source=web&rct=j&url=https://www.researchgate.net/profile/Subhash_Kak/publication/242275821_Vedic_Elements_in_the_Ancient_Iranian_Religion_of_Zarathushtra/links/56644e5b08ae4931cd607596/Vedic-Elements-in-the-Ancient-Iranian-Religion-of-Zarathushtra
✅کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇
⚠️در آیین زرتشت، افرادی غیر زرتشتی، دیوپرست نامیده میشوند. شورش دیوپرستان(پیروان ودیک) و سرکوب آنها بدست خشایارشا،فرمانهای شاهنشان هخامنشی، رالف ن شاپ،ص121
🆔 @IRRealHistory
🆔 @IRRealHistory
⚠️ گوشورون یا گئوش ارون در گاتهای زرتشت، روان گاو نر می باشد. گاتها، ابراهیم پور داوود، ص 117
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️خدایان آریایی پیشا_زرتشتی، دیو نام داشتند. قبل از دین زرتشت، آریاییان دیوپرست و پیرو دین ودیک بودند.
The Vedic Religion in ancient iran and Zarathushtra,Subhash Kak.
P. 1
🆔 @IRRealHistory
The Vedic Religion in ancient iran and Zarathushtra,Subhash Kak.
P. 1
🆔 @IRRealHistory
⚠️ کوروش پرستان ادعا میکنند، اعراب خط را از ایرانیان آموختند🤣
❗️افشای این دروغ تاریخی👇
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
❗️افشای این دروغ تاریخی👇
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
❌ افشای ادعای دروغین کوروش پرستان مبنی بر اینکه خط عربی از خط پهلوی اقتباس شده و اعراب خط را از ایرانیان آموخته اند❌
⚠️پیدایش خط عربی: اعراب حجاز و نه کل شبه جزیره عربستان، اندکی قبل از ظهور اسلام با خط آشنا شدند. برخی از اعراب برای تجارت به سرزمین برادران شمالی خود(شام و عراق) سفر می کردند، و از مردم متمدن آن مناطق خط را آموختند و با خط "نبطی" و یا "سریانی" آشنا شدند. از خط نبطی، خط "نسخ" به وجود آمد که امروز نیز شناخته شده و در بین اعراب وجود دارد و ازخط سریانی خط "کوفی" نشأت گرفت که خط "حیری" هم نامیده می شد. یعنی به "حیره" که شهری قدیمی و عربی در مجاورت کوفه است، منسوب بود، زیرا تغییر و تحول درخط سریانی در حیره رخ داد و پس از بنای کوفه و انتقال تمدن عرب به این شهر، اسم آن به خط کوفی تغییر کرد. این خط، تا دو قرن بعد از اسلام رواج داشت. اعراب هر دو خط کوفی و نسخ را نخست در نامه ها و نوشته های عادی و سپس در نوشته های مهم، مانند قرآن و حدیث به کار گرفتند. اما زبان عربی هم جزو زبانهای سامی است و دسته بندی زبانهای سامی بر حسب نسبت آن با جزیره العرب انجام میگیرد که شامل: زبانهای شرقی (مانند بابلی و آشوری)، زبانهای غربی (مانند کنعانی، عبری و آرامی) و جنوبی (مانند عربی و حبشی) است.
یک دلیل بر آنکه خط کوفی تحول یافته خط سریانی است، آنکه عرب به جای "کتاب" می نوشت "کتب" بدون الف، و نیز به جای "رحمان" مینوشت "رحمن". این از ویژگی های خط سریانی است که الف ممدود را در اثنای کلمات، نمی آورند. مسلمانان نسبت به دگرگونی و تحسین و تزئین آن دو خط کوشیدند، تا آنکه "ابن مقله"، در آغاز قرن چهارم هجری، در زیبایی خط نسخ کوشید و خط نسخ را به حد اعلای کمال خود به گونه ای که هم اکنون متداول است، رسانید و با گذشت زمان خط کوفی سیر قهقرایی پیدا نمود و از میان رفت. از آن پس مصحف ها با خط زیبای نسخ نوشته می شد(1)
⚠️خطهای نبطی و سریانی هر دو از خط آرامی منشأ گرفته بودند.
الفبای سریانی، خطی است جهت تحریر زبان سریانی از حدود قرن اول میلادی مورد استفاده قرار گرفت. الفبا سریانی یکی از خطوط ابجد سامی محسوب میشود که از الفبای آرامی و الفبای تدمری(سوریه) گرفته شدهاست(2)
⚠️خط پهلوی یا دبیره پهلوی نام یک دستهٔ کلی از خط هایی است که برای نوشتن زبان فارسی میانه و پهلوی اشکانی و پهلوی ساسانی به کار میرفته است. خط پهلوی ریشه در خط و الفبای آرامی دارد و از آن اخذ شده است که مربوط به منطقه بین النهرین و عراق و سوریه می باشد (3)
⚠️ نه پارسها نه نیاکانشان و نه مادها از خود خط نداشتند و پارسها به ناچار از کاتبان عیلامی استفاده می کردند(4)
«عیلامی ها هم خط را از تمدن سومر در بین النهرین(عراق امروزی) آموخته بودند»
📚منابع:
(1) دائرة المعارف القرن العشرین، جلد3، صفحه 621. جرجی زیدان، تاریخ تمدن اسلامی، ترجمه جواهرکلام، جلد 3، صفحه 452 تا 456. ابن خلدون، المقدمة، صفحه 417تا421. خلیل یحیی النامی، اصل الخط العربی، جلد3. ترکی عطیة، الخط العربی الاسلامی، صفحه 22. عبد الفتاح عباده، انتشار الخط العربی، صفحه 13 تا 15. ناجی المصرف، مصور الخط العربی، صفحه 338. محمد طاهر الملکی الکوردی، تاریخ الخط العربی و آدابه، صفحه 54
(2) P. R. Ackroyd,C. F. Evans (1975). https://books.google.nl/books?id=QnG2067meU0C&pg=PA26 p. 26.
(3) راهنمای زبانهای باستانی ایران، جلد 1، محسن ابوالقاسمی، تهران 1375، سازمان و مطالعه و تدوین کتب درسی (سمت)
تاریخ زبان فارسی، پرویز خانلری جلد 1، چاپ هفتم، فرهنگ نشر نو 1382، شابک 964-7443-21-8
زبان پهلوی، ادبیات و دستور آن، ژاله آموزگار و احمد تفضّلی چاپ5، تهران انتشارات معین 1387
فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه دکتر مهشید میرفخرایی، چاپ 4، تهران پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی 1388
گاتها، ابراهیم پور داوود، صفحه 68
(4) داریوش و ایرانیان، والتر هینتس، ترجمه رجبی،نشر ماهی، چاپ2، صفحه37 تا 40
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️پیدایش خط عربی: اعراب حجاز و نه کل شبه جزیره عربستان، اندکی قبل از ظهور اسلام با خط آشنا شدند. برخی از اعراب برای تجارت به سرزمین برادران شمالی خود(شام و عراق) سفر می کردند، و از مردم متمدن آن مناطق خط را آموختند و با خط "نبطی" و یا "سریانی" آشنا شدند. از خط نبطی، خط "نسخ" به وجود آمد که امروز نیز شناخته شده و در بین اعراب وجود دارد و ازخط سریانی خط "کوفی" نشأت گرفت که خط "حیری" هم نامیده می شد. یعنی به "حیره" که شهری قدیمی و عربی در مجاورت کوفه است، منسوب بود، زیرا تغییر و تحول درخط سریانی در حیره رخ داد و پس از بنای کوفه و انتقال تمدن عرب به این شهر، اسم آن به خط کوفی تغییر کرد. این خط، تا دو قرن بعد از اسلام رواج داشت. اعراب هر دو خط کوفی و نسخ را نخست در نامه ها و نوشته های عادی و سپس در نوشته های مهم، مانند قرآن و حدیث به کار گرفتند. اما زبان عربی هم جزو زبانهای سامی است و دسته بندی زبانهای سامی بر حسب نسبت آن با جزیره العرب انجام میگیرد که شامل: زبانهای شرقی (مانند بابلی و آشوری)، زبانهای غربی (مانند کنعانی، عبری و آرامی) و جنوبی (مانند عربی و حبشی) است.
یک دلیل بر آنکه خط کوفی تحول یافته خط سریانی است، آنکه عرب به جای "کتاب" می نوشت "کتب" بدون الف، و نیز به جای "رحمان" مینوشت "رحمن". این از ویژگی های خط سریانی است که الف ممدود را در اثنای کلمات، نمی آورند. مسلمانان نسبت به دگرگونی و تحسین و تزئین آن دو خط کوشیدند، تا آنکه "ابن مقله"، در آغاز قرن چهارم هجری، در زیبایی خط نسخ کوشید و خط نسخ را به حد اعلای کمال خود به گونه ای که هم اکنون متداول است، رسانید و با گذشت زمان خط کوفی سیر قهقرایی پیدا نمود و از میان رفت. از آن پس مصحف ها با خط زیبای نسخ نوشته می شد(1)
⚠️خطهای نبطی و سریانی هر دو از خط آرامی منشأ گرفته بودند.
الفبای سریانی، خطی است جهت تحریر زبان سریانی از حدود قرن اول میلادی مورد استفاده قرار گرفت. الفبا سریانی یکی از خطوط ابجد سامی محسوب میشود که از الفبای آرامی و الفبای تدمری(سوریه) گرفته شدهاست(2)
⚠️خط پهلوی یا دبیره پهلوی نام یک دستهٔ کلی از خط هایی است که برای نوشتن زبان فارسی میانه و پهلوی اشکانی و پهلوی ساسانی به کار میرفته است. خط پهلوی ریشه در خط و الفبای آرامی دارد و از آن اخذ شده است که مربوط به منطقه بین النهرین و عراق و سوریه می باشد (3)
⚠️ نه پارسها نه نیاکانشان و نه مادها از خود خط نداشتند و پارسها به ناچار از کاتبان عیلامی استفاده می کردند(4)
«عیلامی ها هم خط را از تمدن سومر در بین النهرین(عراق امروزی) آموخته بودند»
📚منابع:
(1) دائرة المعارف القرن العشرین، جلد3، صفحه 621. جرجی زیدان، تاریخ تمدن اسلامی، ترجمه جواهرکلام، جلد 3، صفحه 452 تا 456. ابن خلدون، المقدمة، صفحه 417تا421. خلیل یحیی النامی، اصل الخط العربی، جلد3. ترکی عطیة، الخط العربی الاسلامی، صفحه 22. عبد الفتاح عباده، انتشار الخط العربی، صفحه 13 تا 15. ناجی المصرف، مصور الخط العربی، صفحه 338. محمد طاهر الملکی الکوردی، تاریخ الخط العربی و آدابه، صفحه 54
(2) P. R. Ackroyd,C. F. Evans (1975). https://books.google.nl/books?id=QnG2067meU0C&pg=PA26 p. 26.
(3) راهنمای زبانهای باستانی ایران، جلد 1، محسن ابوالقاسمی، تهران 1375، سازمان و مطالعه و تدوین کتب درسی (سمت)
تاریخ زبان فارسی، پرویز خانلری جلد 1، چاپ هفتم، فرهنگ نشر نو 1382، شابک 964-7443-21-8
زبان پهلوی، ادبیات و دستور آن، ژاله آموزگار و احمد تفضّلی چاپ5، تهران انتشارات معین 1387
فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه دکتر مهشید میرفخرایی، چاپ 4، تهران پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی 1388
گاتها، ابراهیم پور داوود، صفحه 68
(4) داریوش و ایرانیان، والتر هینتس، ترجمه رجبی،نشر ماهی، چاپ2، صفحه37 تا 40
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
Google Books
The Cambridge History of the Bible: Volume 1, From the Beginnings to Jerome
Volume 2 of the Cambridge History treats the Bible as a central document of Western civilization, a source of exegesis and of doctrine, an influence on education, on the growth of scholarship, on art and literature, as well as on the liturgy and the life…
⚠️خط عربی اقتباسی از خط نبطی و سریانی است. تاریخ تمدن اسلام، جرجی زیدان، ترجمه جواهرکلام، ج3، ص 452
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️خط عربی اقتباسی از خط نبطی و سریانی است. تاریخ تمدن اسلام، جرجی زیدان، ترجمه جواهرکلام، ج3، ص 453
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️خط عربی اقتباسی از خط نبطی و سریانی است. تاریخ تمدن اسلام، جرجی زیدان، ترجمه جواهرکلام، ج3، ص 455
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️خط عربی اقتباسی از خط نبطی و سریانی است. تاریخ تمدن اسلام، جرجی زیدان، ترجمه جواهرکلام، ج3، ص 456
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ خط میخی پارسی و هخامنشی از خط میخی اکدی اخذ شده که مربوط به بین النهرین(عراق امروزی) است. تاریخ زبان فارسی، پرویز خانلری، جلد1، ص173
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ خط پهلوی اوستایی از خط آرامی اخذ شده که مربوط به عراق و سوریه باستان است. تاریخ زبان فارسی، پرویز خانلری، جلد1، ص179
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory