ناگفته‌های ایران باستان و تاریخ
2.94K subscribers
5.34K photos
130 videos
101 files
265 links
انتقاد و پیشنهاد شما👇
https://t.me/HarfBeManBot?start=NTU5NjcyMjIy

حقیقت را فریاد خواهیم زد به مستندترین شکل ممکن، گرچه خفاشان را از نور خوش نیاید.

☑️ عزیزان برای رسیدن به اولین پیام کانال سرچ کنید با واژه "هموطنان عزیزمان"
Download Telegram
⚠️ اصرار و پافشاری هیربد زرتشتی که انجام خویدوده، امری دانشمندانه است. دینکرد سوم، ص149

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ازدواج با محارم در ایران تا قرن 3 و 4 هجری قمری یعنی بعد از اسلام در میان زرتشتیان انجام میشده. تاریخ ایران در قرون نخست اسلامی،اشپولر،ج2،ص181

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
ازدواج با محارم یا خویدوده در اوستا زرتشتیان و رواج خویدوده بین شاهان ساسانی


⚠️ طبق وندیداد اوستا، مُرده کش ها پس از اتمام کار، می بایست موها و تن خود را با ادرار(شاش) برخی حیوانات بشویند اما نمی توانند از ادرار انسان استفاده کنند مگر اینکه آن انسان ازدواج با محارم(خویدوده) انجام داده باشد. زیرا این نوع ازدواج، مقدس است و اهریمن نمی تواند در شخصی که این نوع ازدواج را کرده، نفوذ کند و بخاطر همین شاش زن و مردی که خویدوده یا ازدواج با محارم کرده اند توسط اوستای زرتشتیان برای انجام غسل مُرده کش ها امر شده. در واقع این حکم، تأیید و فضیلت دادن به ازدواج با محارم است. و به همین دلیل در وندیداد اوستا سخن از "خیتودث" است(1)
چنانکه امید اشوهیشتان در قرن چهارم تصریح کرده، این کلمه خویدوده به معنای ازدواج با محارم است. چرا که در توضیح "خویدوده" سخن از آمیزش و ازدواج با خواهر و فرزند دار شدن است(2)

⚠️ ناگفته نماند که در حکومت زرتشتی ساسانیان، عمل به خویدوده یا ازدواج با محارم بطور گسترده ای توسط شاهان ساسانی انجام میشده.
اردشیر بابکان با دخترش دینَک ازدواج کرد.
شاپور یکم دختر ارشدش آذرناهید را به همسری گرفت.
بهرام دوم با خواهرش شاپور دُختک ازدواج کرد.(3)
قباد با دخترش سَمبوک(سمبیکه) و خواهرش ازدواج کرد.
یزدگرد دوم دختر خود را به زنی گرفت و بعد او را به قتل رساند. موبد ارداویراف(ارداویراز) هم با هفت خواهر خود خویدوده کرد.
بهرام چوبین خواهرش گردیه (گردیگ) را به زنی گرفت(4)

📚 منابع:
(1) وندیداد ، هاشم رضی، جلد 2، صفحه 867 و 868 ، فرگرد 8 ، شماره 12و 13
(2) روایت امید اشوهیشتان، به اهتمام دکتر نزهت صفای اصفهانی، پرسش شماره 24
(3) وندیداد، هاشم رضی، جلد 2، صفحه 970 ، قسمت شرح از کتیبه شاپور در کعبه زرتشت.
(4) وضع ملت و دولت و دربار در دوره شاهنشاهی ساسانیان، صفحه 77 و 78، تهران 1314، کریستین سن، ترجمه مجتبی مینوی. ایران در زمان ساسانیان، کریستین سن ترجمه یاسمی، صفحه 234 و 235

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ اصطلاح خویدوده(خیتودث) یا ازدواج با محارم در اوستا زرتشتیان. وندیداد، هاشم رضی، جلد دوم، ص 867 و 868

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ واژه خویدوده به معنی ازدواج با خواهر و محارم است. روایت امید اشوهیشتان، فرزند موبد زرتشتی اشوهیشت، ترجمه دکتر نزهت صفای اصفهانی، پرسش 24

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ خویدوده یا ازدواج با محارم، امری رایج بین شاهان ساسانی و موبدان زرتشتی. وضع ملت و دولت و دربار در دوره شاهنشاهی ساسانیان،کریستین سن،ص77و78

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
داریوش و سرکوب خوزیان(خوزستان) و سکاییان به گناه نپرستیدن اهورامزدا


⚠️ برای پی بردن به میزان آزادی یا خفقان دینی در عصر هخامنشی یکی از سندهای معتبر و دسته اول، کتیبه بیستون داریوش هخامنشی است. داریوش در این کتیبه ضمن شرح وقایع سالهای دوم و سوم پادشاهی خود (ستون پنجم کتیبه بیستون) به شرح سرکوب خوزیان(خوزستان) و سکاییان می پردازد، او در بندهای اول و دوم ستون پنجم کتیبه بیستون میگوید:
« پس از آن (گئوبًروُوً) خوزیان را بزد و تارومار کرد و سردار آنان را گرفت و به نزد من آورد و من اورا کشتم و پس از آن کشور از آن من شد، داریوش شاه میگوید: این خوزیان بی وفا بودند و اهورامزدا از طرف آنان پرستش نمیشد، من اهورامزدا را می پرستیدم، بخواست اهورامزدا، هرطور میل من بود با آنها رفتار کردم». سپس داریوش در بندهای چهارم تا ششم ستون پنجم کتیبه بیستون گفته است:
« با سپاهیانش به سکا حمله برده و عده زیادی از سکاییان را "آنگونه که مرا کام بود" کشته است. حال پرسش اینجاست که این سکاییان به کدامین گناه کشته شدند? داریوش، خود به این پرسش پاسخ داده. پاسخی که بهترین سند برای میزان آزادی یا خفقان دینی در عصر هخامنشی است:
« از آن رو که این سکاییان بی وفا و خائن بودند و اهورامزدا را نمی پرستیدند، اما من اهورامزدا را می پرستیدم، پس به خواست اهورامزدا چنانکه کام من بود با آنان عمل کردم» سپس یک نتیجه گیری اخلاقی هم میکند! : « کسیکه اهورامزدا را بپرستد، چه در زندگی و چه بعد از مرگ رستگار خواهد شد»


📚 منابع:
رنجهای بشری، غیاث آبادی، ص 28 و 29
کتیبه های هخامنشی، لوکوک پییر، ترجمه نازیلا خلخالی،زیر نظر ژاله آموزگار، تهران 1382، صفحه 254 تا 256
فرمانهای شاهنشاهان هخامنشی ،رالف نورمن شارپ، صفحه 74 تا 77

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ داریوش و سرکوب سکاییان بخاطر نپرستیدن اهورامزدا. رنجهای بشری، غیاث آبادی، ص 28 و 29

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ داریوش و سرکوب خوزیان(خوزستان) بخاطر نپرستیدن اهورامزدا. فرمانهای شاهنشان هخامنشی، رالف نورمن شارپ،ص 75

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ داریوش و سرکوب سکاییان بخاطر نپرستیدن اهورامزدا. فرمانهای شاهنشان هخامنشی، رالف نورمن شارپ،ص 76 و 77

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
وضع تاسف بار ملت و دولت و دربار ایران در دوره شاهنشاهی و حکومت زرتشتی ساسانی


⚠️ آرتور کریستین سن در کتاب خود بنام "وضع دولت و ملت و دربار در دوره شاهنشاهی ساسانیان" مینویسد:«طبق نظر آمیانوس مارسلینوس در دوره ساسانیان، میل ایرانیان به پسر بارگی(بچه بازی)و شوق مفرطشان به عیش و عشرتهای شهوانی را ذکر می نماید و میگوید که غالب آنان چنان اند که به آسانی اکتفا به کنیزکان فراوانی هم که برای همخوابگی دارند نمی نمایند.
از جانب دیگر امساک ایشان را در امر طعام و لذت ذائقه میستاید، مع هذا این گفته آمیانوس که ایرانیان در بزم و سور و ضیافت خوددار و معتدل اند و از زیاده روی خاصّه از حرص به میگساری چنان مپرهیزند که گویی از طاعون میگریزند، کاملا اشتباه است. اینجا آمیانوس بی شک فریب گفته ایرانیانی را خورده که مأخذ اقوال او بوده اند»

⚠️آگائیاس حکایت میکند که فلاسفه افلاطونی جدید، ایران را از آن سبب ترک کردند که سنگدلی و ستمگری عموم ارباب اقتدار(حاکمان) و شهوت پرستی بیرون از حساب و اوضاع شبستان(اندرون و حرم) ایشان، آنان را خوش نمی آمد، و این گفته او نزدیک به حقیقت و قابل قبول است. "الیشاؤس" میگوید: که یک نفر مرزبان برای جلب ارمنیان به سوی خویش برشکوه و جلال بزم ضیافت روز بروز بیفزود و ساعات خوشی و عشرت را دوام میداد، شبهای دراز را به سروده های مستانه و رقصهای هرزه میگذرانید، میکوشید که نواها و سروده های کافران را برآنان مطبوع سازد.

⚠️حبس تادیبی بنظر میرسد که در میان ایرانیان متعارف بوده باشد اما توقیف قبل از اجرای محاکمه و تعیین جزا ممکن بود که ماهها و حتی سالها طول بکشد. بعلاوه حبس در حکم وسیله ای بوده است برای سر، زیر آب کردن کسانی که ازیشان بیم ضرر و خطری میرود، چنانکه با اشخاص عالی نژاد در قلعه مسمّی به "انوش برد"(=فراموش خانه) که در نزدیکی گُندی شاپور در خوزستان واقع بوده، زندانی مانده اند. این اسم نحس برای این قلعه از آنجا آمده است که غدغن بود نام آنها که در آن محبوس شده اند در حضور شاه گفته شود.
در میان شکنجه ها، کور کردن نیز عقابی بسیار متداول بوده است، خاصّه برای ملکزادگانی که طغیان کنند و اجرای آن بوسیله میله سرخ شده بود و یا ریختن روغن داغ در چشم شخص. بنابه نوشته "موسی خورنی"، شاپور دوم یک نفر سردار خود را که از خود بیدلی بروز داده بود به این طریق کشت که خون گاو بدو نوشانید و این قٍسم مجازات در ازمنه متقدّم تاریخ ایران نیز نظیر بسیار داشته.
گذشته از اینها جزای به قتل عموما به شمشیر انجام میگرفت. بعضی جنایات مانند خیانت به دولت یا دین را به صلب جزا میدادند. "مانی" را به صلیب کشیدند و برای تکمیل عذاب قتل، پوستش را کنده و به کاه انباشتند و بر یکی از دروازه های گندی شاپور آویختند و ازین قسم مجازاتها مثالهای دیگری نیز داریم مثلا یکی از سرداران ارمنی را پوست کندند و پر از کاه کردند و بر یکی از درختان بلند آویختند و آمیانوس مارسلینوس حکایت میکند که ایرانیان عادت داشتند پوست مردان را زنده زنده بکنند، خواه از تمام بدنشان خواه از بعضی اعضا بدن. همچنین رجم(سنگسار) نیز بین ایرانیان مجهول نبوده.

⚠️اما شکنجه. ایرانیان هوش و مهارتی غریب در اختراع انواع شکنجه های عجیب داشتند. یکی از آلات بسیار پر کاربرد شانه آهنی بود که بوسیله آن گوشت بدن محبوس بخت برگشته را شرحه شرحه میکردند و اگر لازم میبود عذاب را سخت تر کنند، نفت بر استخوانی که از زیر گوشت پیدا شده می ریختند و آنرا آتش میزدند.
زندانیان را به سرازیر، گاهی به یک پا می آویختند و به ضرب تازیانه ایشان را شل و پل میکردند، اندامهای ایشان را می بریدند یا بندهای اعضا بدن را یک به یک جدا میساختند، پوست از سرشان می کندند و سُرب مذاب در چشم و گوششان میریختند و بدن ایشان را دو نیم میکردند. دو مورد از دژخیمی های دیگر را نیز بیان میکنیم: یکی آنکه بدن مقصّر را چندان با شمشیر میکوفتند که استخوانهایش بشکند و نرم شود آنگاه آن را بر روی چرخی که مرکزش بر سر چوب عمودی منصوب بود می افکندند تا بمیرد. دیگری آنکه خرمنی از هیزم برپا کرده و آنرا از نفت خورش میدادند و آتش می زدند و بدن مقصّر را در آن میسوختند، لکن دهشتناک تر از اینها هم بوده و آن " نُه مرگ" است و شرح آن بدینگونه است که جلاد اول انگشتان دستها را قطع میکرد، دوم انگشتان پا را قطع میکرد، سوم دستها را از مچ قطع میکرد، چهارم پاها را از کعب(تقریبا مچ)
قطع میکرد، پنجم دو ساعد را از آرنج قطع میکرد، ششم دو ساق را از زانو قطع میکرد، هفتم گوشها را میبرید، هشتم بینی را میبرید و نهم و آخرالامر سر را قطع میکرد. جثه مقتولین را پیش ددان(حیوانات وحشی) می افکندند.


📚منبع:
وضع ملت و دولت و دربار در دوره شاهنشاهی ساسانیان، پروفسور کریستین سن،ترجمه مجتبی مینوی، تهران 1314
ص 105 ،106 ،171 ،172

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️وضع تاسف بار ایرانیان در دوره ساسانی. وضع ملت و دولت و دربار در دوره شاهنشاهی ساسانیان،کریستین سن،ص 105

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️وضع تاسف بار ایرانیان در دوره ساسانی. وضع ملت و دولت و دربار در دوره شاهنشاهی ساسانیان،کریستین سن،ص 105، 106

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️وضع تاسف بار ایرانیان در دوره ساسانی. وضع ملت و دولت و دربار در دوره شاهنشاهی ساسانیان،کریستین سن،ص 171،172

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
‍ ‍ طبق گفته موبد اردشیر خورشیدیان، اوستا چیست?


⚠️دکتر اردشیر خورشیدیان، رئیس انجمن موبدان تهران ، در کتاب "دهش فرهنگی یا لُرک مینوی"، صفحه 42 تمامی کتاب های موبدان برجسته را، که برحسب ضرورت تا زمان ما نوشته شده اند، جزئی از اوستا به شمار آورده است! وی می نویسد:
«کتاب هایی که از زمان اشوزرتشت، تاکنون توسط موبدان بزرگ از روی ضرورت اجتماعی و سیاسی زمانه نوشته شده را مجموعاً "اوستا" می نامند»
این سخن یعنی کتابهایی که موبدانی چون رستم شهزادی، جهانگیر اوشیدری و خود او نوشته اند، جزئی از اوستا هستند!
این در حالیست که زرتشتی ها و زرتشتی زدگان در بسیاری از بحث ها منکر انتساب بخش هایی اصلی به اوستا مانند وندیداد میشوند منتظر توضیح زرتشتیان گرامی هستیم. رییس انجمن موبدان، اذعان دارد که کتب موبدان از زمان زرتشت تا کنون، جزو اوستا هستند و این نوشته ها، مجموعا اوستا نامیده میشوند.

📚 منبع:
دهش فرهنگی یا لُرک مینوی. دکتر موبد اردشیر خورشیدیان رییس انجمن موبدان تهران، صفحه 42

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ کتابهایی که از زمان اشوزرتشت تا کنون توسط موبدان نوشته شده است را مجموعا "اوستا" می نامند. دهش فرهنگی یا لُرک مینوی، موبد اردشیر خورشیدیان،ص42

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
تناقض در نسکهای اوستا و نفرین اهورامزدا بر زرتشتیان و سایر انسانها


⚠️ در کتاب اوستا در بخش گاتهای یسنا، زرتشت میگوید: «اهورامزدا مرا برای راهنمایی در این جهان برانگیخت و من از برای رسالت خویش از منش پاک تعلیم یافتم» که نشان دهنده این است که زرتشت دعوی پیامبری داشته ولی خب هیچ سندی دال بر اثبات نبوت زرتشت نیست و ابوریحان رحمه الله در کتاب آثارالباقیه زرتشت را مدعی دروغین پیامبری میداند که مجوس را فریب داد.
زرتشت در آیین ساده و بی آلایش خویش، بر ضد "قربانی" و فدیه و میزد و استعمال مسکرات که در مراسم مذهبی رواج تمام داشت می باشد، از جمله جاهائیکه در گاتها از قربانی منع میشود در گاتها 32 قطعه 12 و 14 میباشد که گفته شده: « نفرین تو باد ای مزدا بکسانیکه با فریاد شادمانی گاو را قربانی میکنند» . یعنی علنا کسانیکه گاو را قربانی میکنند مورد نفرین زرتشت و اهورامزدا هستند چه زرتشتی و چه غیر زرتشتی. سپس در قطعه 14 میگوید:
« دیر زمانی است که گرهما و کاویها تمام فکر و ذکر خود را برای ستم گماشته اند چه میپندارید که از این راه دروغ پرستان را یاری کنند و میگویند که گاو برای قربانی است» . که باز هم میبینید که اوستا و زرتشت، قربانی کردن گاو را جزو اعمال ستمکاران و یاری کنندگان دروغ پرستان میداند و آن را رفتاری زشت در آیین زرتشتی معرفی میکند.

⚠️ اما در تناقضی فاحش و آشکار در یشت های اوستا سخن از قربانی کردن گاو و گوسفند و اسب، توسط هوشنگ و فریدون و کی گشتاسب که اولین شاه زرتشتی است نموده. در گوش یشت اوستا کرده یک بند 3 بیان شده: « از برای او هوشنگ پیشدادی در بالای کوه زیبای مزدا آفریده، صد اسب، هزار گاو و ده هزار گوسفند قربانی کرد»
سپس در کرده سوم گوش یشت بند 13 بیان شده: « از برای او فریدون پسر آثویه از خاندان توانا در (مملکت) چهار گوشه (ورنه) صد اسب، هزار گاو و ده هزار گوسفند قربانی کرد.. » و سپس در کرده هفتم گوش یشت در بند 29 بیان شده: « از برای او کی گشتاسب بلند همت روبروی آب دائیتیا، صد اسب، هزار گاو و ده هزار گوسفند قربانی کرد...»
اما در تیر یشت اوستا بند 58 هم بیان شده: « آنگاه اهورامزدا گفت از برای او ممالک آریایی باید زًور نثار کنند و برسم بگسترانند و از برای او ممالک آریایی باید یک گوسفند بریان کنند.. »

⚠️پرودز شروو (Prods Oktor Skjaervo) در ترجمه اوستا، گاتها، هات 28، بند 8 آورده است: «تو ای بهترین، که تمایل به بهترین نظم کیهانی را داری. من بهترین‌ها را می‌خواهم... اکنون از تو می‌خواهم پاداش را به فْرَشَئوشترَه قهرمان و به من و به همهٔ کسانی که از آنان (قربانی) دریافت می‌کنی، بِدَهی...» حتی در نگاه دکتر شِروو، که استاد دانشکدهٔ زبان‌ها و تمدن خاور نزدیکِ دانشگاه هاروارد ایالات متحده آمریکاست، زرتشت طبق متن اوستا، نخستین کسی است که از سوی اهورامزدا مأمور به قربانی کردنِ حیوانات شد. (مقدمه هات 29)
حتی زرتشت اعلام می‌دارد که حاضر است همه چیز را برای اهورامزدا قربانی کند (هات 34، بند 6)

⚠️ اما روش وحشیانه و غیر انسانی قربانی کردن گاو توسط موبدان قابل توجه است که با چوب دستی به قدری بر سر گاو می کوبیدند تا بمیرد!
(پس نفرین اهورامزدا بر موبدان که گاو را قربانی میکنند طبق گاتهای اوستا)
ترجمه و شرح وندیداد، جلد 2، صفحه 613 از هاشم رضی (قسمت شرح) بیان شده.

‼️ این تناقض فاحش در اوستا و آیین زرتشت را چگونه میشود انکار کرد!!
از جهتی نفرین اهورامزدا را بر کسی میداند که گاو قربانی کند از طرفی اولین پادشاه زرتشتی طبق یشتهای اوستا هزار گاو قربانی میکند و حتی خود زرتشت اعتراف میکند که حاضر است برای اهورامزدا همه چیز را قربانی کند و حتی موبدان به طرزی دهشتناک گاو را قربانی میکنند. با این حساب نفرین اهورامزدا، هم شامل خود زرتشت است هم کی گشتاسب و هم موبدان و سایر زرتشتیان و حتی سایر انسانها که گاو را قربانی میکنند.


📚منابع:
گاتهای اوستا، ابراهیم پورداود، صفحه 91 و گاتهای 32 قطعه 12 و 14، صفحه 165 و 166
یشتهای اوستا، ابراهیم پورداود، گوش یشت، کرده 1 بند 3 صفحه 377 و کرده 3 بند 13 صفحه 381 و کرده 7 بند 29 صفحه 387. تیریشت اوستا، بند 58، صفحه 369
ترجمه و شرح وندیداد، هاشم رضی، جلد 2 ، صفحه 613 (قسمت شرح)
ترجمه اوستا، گاتها، پرودز شروو، هات 28 بند 8 و مقدمه هات 29 و هات 34 بند 6


ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ اهورمزدا زرتشت را برانگیخت تا آئینش بر ضد قربانی کردن گاو و.... باشد. گاتهای اوستا، پورداود، ص91

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ نفرین اهورامزدا بر کسانی که گاو را قربانی می کنند. گاتهای اوستا، پورداود، ص165

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ قربانی کردن گاو از اخلاقیات ستمکاران و یاری کنندگان دروغ پرستان. گاتهای اوستا، پورداود، ص166

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ قربانی کردن هزار گاو برای اهورمزدا بوسیله هوشنگ پیشدادی. یشتهای اوستا، گوش یشت، کرده 1 بند3، ص 377، ابراهیم پورداود

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory