ناگفته‌های ایران باستان و تاریخ
2.94K subscribers
5.34K photos
130 videos
101 files
265 links
انتقاد و پیشنهاد شما👇
https://t.me/HarfBeManBot?start=NTU5NjcyMjIy

حقیقت را فریاد خواهیم زد به مستندترین شکل ممکن، گرچه خفاشان را از نور خوش نیاید.

☑️ عزیزان برای رسیدن به اولین پیام کانال سرچ کنید با واژه "هموطنان عزیزمان"
Download Telegram
هخامنشیان، سلسله ای ویرانگر و نابود کننده


⚠️ در فاصله زمانی بین ساخت شهر هگتمانه (همدان) بدست تمدن ماد و آخرین پادشاه ماد(آستیاگ) تا ساخت شهر سلوکیه بدست اولین پادشاه سلوکیان که این بازه زمانی دقیقا برابر است با زمان شروع پادشاهی کوروش و تاسیس هخامنشیان که با نابودی مادها بدست کوروش انجام شد تا پایان سلسله هخامنشی، نه تنها هیچ شهر یا روستایی ساخته نشد بلکه هیچ شهر و روستایی در ایران شناسایی نشده که در زمان هخامنشیان ساخته شده باشد و سکونتگاه انسان بوده باشد.

⚠️ یکی از نشانه های مدنیت و تفاوت میان غارتگری و حکومت، وجود قوانین موضوعه و مدوّن است اعم از جزایی یا مدنی. هخامنشیان فاقد چنین قوانینی بودند یا دست کم خبری از آن به گوش ما نرسیده. در زمان هخامنشی دستور پادشاه و خواست او جایگزین قانون بوده، و این در حالی است که بسیاری از حکومتهای باستان دارای قوانین مصوب کشوری بودند. برای مثال قوانین مشهور حمورابی و قوانین متعاقب آن برای کشور بابل در بین النهرین(عراق امروزی) پس از سلطه کوروش بر بابل تا حد زیادی از بین رفت و قانون دیگری جایگزین آن نشد. حتی چنگیز خان مغول هم دارای قوانین موضوعه و سراسری بود که "یاسا" نام داشت، مثلا معافیت دانشمندان از مالیات، آزادی ادیان برای همه مردم و لزوم احترام به پیروان همه آنها، برابری همه اقوام و مذاهب و انسانها و برتری نداشتن هیچکس بر دیگری، ممنوعیت مدح و استفاده از القاب تشریفاتی، ممنوعیت دروغگویی، دزدی، زنا، هتاکی و هرگونه آسیب رساندن مردم به یکدیگر. از سراسر دوره هخامنشی هیچ قانونی مدون حتی در اندازه یاسا چنگیز خان مغول یا لوح حمورابی کشف نشد، تنها اثر منسوب به کوروش همان استوانه گلی است که آن هم یک فتح نامه و شرح تجاوز به بابل و بت پرستی کوروش و عدم احترام کوروش به عقاید مردم و شاه بابل می باشد و در حقیقت سندی است علیه خود کوروش.

⚠️ ساخت بناهای عام المنفعه حتی بدست کسانی چون اسکندر که شهر اسکندریه مصر را ساخت و همچنین چنگیز خان و تیمورلنگ گزارش شده اما شاهدی که دلالت کند کوروش بناهای عام المنفعه درست کرده باشد وجود ندارد. و هیچ گزارش تاریخی وجود ندارد که نشان دهد کوروش هخامنشی بنایی از قبیل خانه و شهر، کاروانسرا، مدرسه ، بیمارستان، آب ابنار، حمام، بازار برای ایرانیان ساخته باشد و بناهای ساخته شده کاخ سلطنتی یا دژهای نظامی بوده.

⚠️ آیا کوروش سازنده بود یا ویرانگر?
پاسخ ساده است، با توجه به اینکه از زمان فرمانروایی کوروش، آثار سازندگی بدست نیامده اما آثار نابودی تمدن ها و تهاجم به سرزمین ها بسیار دیده می شود لذا میتوان گفت کوروش شخصیتی ویرانگر داشته. کوروش و هخامنشیان توانستند در مدت کوتاهی تمامی تمدنهای بشری از هند و سُغد و ماد تا لیدی و بابل و حبشه و مصر را تصرف و نابود کنند. در این میان، یونان تنها تمدن شهرنشینی در منطقه بود که به رغم هجوم هخامنشیان و غارت و سوزاندن آتن، توانست در آخرین لحظات و با شجاعت آخرین نفرات بر آنان پیروز شود و جان سالم به در برد، اگر چنین مقاومتی روی نداده بود آخرین بازمانده های تمدن بشری نیز نابود شده بود.

⚠️ اگر ملکه توموروس پادشاه ماساژتها تجاوز کوروش هخامنشی را دفع نکرده بود و اورا که قصد تصرف خودش و کشورش را داشت، نکشته بود، میتوان احتمال داد که دامنه ویرانگری و نابودی تمدنها بدست کوروش و هخامنشیان بسا گسترده تر بود.

⚠️ حمله اسکندر مقدونی به سرزمینی که بعدها ایران نامیده شد، بازتاب طبیعی حملات و تجاوزات پادشاهان هخامنشی به بابل و لیدی و مصر و یونان بود و سوزاندن تخت جمشید به تلافی سوزاندن "آکروپلیس" آتن می باشد. چنانکه گفته اند: « از هر دست که بدهی از همان دست میگیری »


📚 منابع:
رنجهای بشری، رضا مرادی غیاث آبادی، صفحه 25 و 26 و 27
برای آگاهی از متن یاسا چنگیز خان مغول رجوع کنید به: السلوک المعرفه دول الملوک، تقی الدین احمد بن علی مقریزی، تصحیح محمد مصطفی زیاده، قاهره 1941 و تاریخ جهانگشای جوینی،تصحیح محمد قزوینی، چاپ دوم تهران 1366 و جامع التواریخ، رشیدالدین فضل الله، به اهتمام دانش پژوه و زنجانی، تهران 1338 و سفرنامه ابن بطوطه، ترجمه موحد، تهران 1361 و تاریخ مغول در ایران، برتولد اشپولر، ترجمه میرآفتاب، چاپ پنجم، تهران 1374

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️هخامنشیان سلسله ای ویرانگر و حکومتی بدون قانون. رنجهای بشری، غیاث آبادی، ص 25 تا 27

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️هخامنشیان سلسله ای ویرانگر و حکومتی بدون قانون. رنجهای بشری، غیاث آبادی، ص 25 تا 27

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️هخامنشیان سلسله ای ویرانگر و حکومتی بدون قانون. رنجهای بشری، غیاث آبادی، ص 25 تا 27

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
خویدوده یا ازدواج با محارم امری غیر قابل انکار در آیین زرتشتی و ایران باستان


⚠️ یکی از منابع معتبر زرتشتی، در اثبات ازدواج با محارم در این آیین کتاب دینکرد سوم است. که این کتاب از مهمترین متون پهلوی بوده و تخلیص شده اوستا و رفتار زرتشتیان در زمان ساسانیان است. ابراهیم پورداود، پدر اوستاشناسی ایران درباره اهمیت و اعتبار دینکرد (دینکرت) می‌گوید: «به خصوصه مندرجات دینکرد راجع به اوستا بسیار مهم است. از حیث مطالب علمی سرآمد کتب پهلوی است» و همچنین می‌گوید: «دینکرد ابداً در امور دینی مرمّت‌کاری ندارد. پایبند تعصب هم نیست».

⚠️ اما بخش مربوط به ازدواج با محارم در کتاب سوم دینکرد، باب 80 است. عنوانِ کرده‌ (باب) هشتادم، از کتاب سوم دینکرد چنین است: «اعتراض یک یهودی بر هیربد در عیب دانستن خُـوَیدودَه یا اعتراض یک یهودی بر هیربد درباره‌ بن‌انگیزه‌ خویدوده و چرایی آن را از وی خواستار شدن، و پاسخ هیربد برابر آموزه‌ دین بهی(زرتشتی) .
در ادامه روشن می‌گردد که «خُـوَیدودَه» که یهود بر آن اعتراض نمود، همان رسم «ازدواج با محارم» است. نگارنده‌ دینکرد در ابتدا «خُـوَیدودَه» را تعریف می‌کند که عبارت است از «دَهشی از خویش به خویش در میان» و پیوند با خویشان برای رستگاری دوده و اینکه «خویشانِ هم‌خون با خویشان طبقه‌ اول و هرچه نزدیک‌تر پیوند بندند». در ادامه می‌گوید: «من (منِ هیربد) به ویژه سه گونه همپیوندی (از گونه‌ی خویدوده) را در نظر گرفته‌ام که اینانند: همپیوندی پدر با دختر، همپیوندی پسر با مادر، همپیوندی برادر با خواهر»
توجیه هیربد بر خویدوده چنین است که ازدواج با محارم، سبب می‌شود ویژگی‌های اخلاقی و جسمی در خانواده پاک بماند، نه اینکه با دیگر نژادها و دودمان‌ها ادغام و ضعیف گردد. سپس دینکرد برای اثبات حقانیت این کردار، مثالی عجیب می‌زند و آن اینکه اگر گرگ با سگ ازدواج کند، نتیجه‌ی این ازدواج موجودی خواهد بود که نه مانند گرگ است و نه مانند سگ! همچنین اگر کرّه‌ اسب شهری با کره اسب تازی وصلت کند، حاصل این پیوند، اسبی ناتوان خواهد بود. و نمونه دیگر استر(قاطر) (زاییده شده از نزدیکی) اسب و خر است که به هیچ یک از زایندگان خود همانسته نیست و به سبب این (ناخویدودهی) نطفه اش سترون (عقیم) است و نتواند که ( دوده و تبار) به پسینیان پیوند دهد.

⚠️هیربد در دینکرد با تحریک «عواطف ناموسی» مردم سعی می‌کند به توجیه کودکانه ای برای ازدواج با محارم بپردازد! و در گفتاری عجیب می‌گوید: «اگر کسی بگوید این کار در نهاد خود زشت است، و در همان زمان زخمی بر آلت مادر یا خواهر یا دختر خویش ببیند، و ببیند که هیچ چاره‌ای نیست جز آنکه مرد پزشکی، زخم‌بند بر آن زخم نهد، (آیا مرد بیگانه) سزاوارتر است یا که پدر، پسر یا برادرش در امر پزشکی به فریاد رسند؟ دراین میان کدام (گزینه) در نهاد خویش زشت‌تر است؟ که آن جای (زخمین) را (پدر یا پسر یا برادر) با دست بپرماسند و زخم‌بند بر آن جا نهند، یا آنکه یک مرد (یا پزشک) بیگانه؟ » یعنی هیربد می‌گوید در هنگام نهادن پانسمان بر دستگاه تناسلی مادر، خواهر و یا دختر، شخص مَحرم (پسر،برادر و پدر) نزدیک‌تر هستند و تا وقتی این افراد هستند، کدام مرد باغیرتی! حاضر می‌شود که یک پزشک بیگانه دستگاه تناسلی ناموس او را مداوا کند؟ چون پدر و برادر و پسر در مداوای دستگاه تناسلی ناموس خود ترجیح و اولویت دارند، پس در ازدواج هم ترجیح و اولویت دارند

⚠️حتی هیربد در پاسخ به کسی که گفت: «ایزد پس از آن فرموده است: خویدوده نورزید»، پاسخ داد: «هرکس چنین فرمانی را دانشمندانه بداند و رواج دهد، ما آن فرمان را دانشمندانه نه، که پوچ و بی‌ارزش می‌دانیم»! در پایان نیز می‌گوید که «جرثومه‌ هر زایشی که (در سرتاسر گیهان) از آیین خویدودهی سرباز زند (پی‌آمدی) جز سربه آشفتگی گذاردن ندارد»

⚠️برتولد اشپولر در تأیید رسم ازدواج با محارم در ایران باستان می‌گوید که نوعی خاصی از ازدواج‌های ایرانِ عصر ساسانی، با آمدن اسلام ممنوع شد: «ازدواج شاید با نوع متداول آن در عصر ساسانى، یعنى ازدواج موروثى و قدیمی با خویشاوندان ‏ارتباط داشت، كه در اسلام، حداقل تا مرتبه خاصى ممنوع است». که دقیقا ممنوعیت اسلام مربوط به ذات ازدواج نیست بلکه مربوط به ازدواج ناشایستی است که قبل از اسلام در ایران انجام میشده که همان خویدوده می باشد.

📚 منابع:
گاتها، ابراهیم پورداود، صفحه 71
دینکرد سوم، دفتر اول، به اهتمام فریدون فضیلت،تهران نشر دهخدا 1381،ص 143تا150
تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی، برتولد اشپولر، ترجمه جواد فلاطوری و مریم میراحمدی، تهران نشر علمی و فرهنگی 1373، جلد2، صفحه 181

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️اعتبار بالای دینکرد که سرآمد کتب پهلوی است، غالب مطالبش راجع به اوستا درست است و دینکرد ابدا در امور دینی مرمت کاری وتعصب ندارد. گاتها، پورداود،ص71

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ انواع خویدوده یا ازدواج با محارم طبق آیین زرتشتی در ایران باستان. دینکرد سوم، ص143، به اهتمام فریدون فضیلت

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ توجیهی کودکانه از جانب هیربد زرتشتی برای انجام خویدوده یا ازدواج با محارم در آیین زرتشتی، دینکرد سوم ص 145 و 146

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ توجیهی جاهلانه از جانب هیربد زرتشتی برای انجام خویدوده یا ازدواج با محارم در آیین زرتشتی، دینکرد سوم ص 147

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ اصرار و پافشاری هیربد زرتشتی که انجام خویدوده، امری دانشمندانه است. دینکرد سوم، ص149

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ازدواج با محارم در ایران تا قرن 3 و 4 هجری قمری یعنی بعد از اسلام در میان زرتشتیان انجام میشده. تاریخ ایران در قرون نخست اسلامی،اشپولر،ج2،ص181

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
ازدواج با محارم یا خویدوده در اوستا زرتشتیان و رواج خویدوده بین شاهان ساسانی


⚠️ طبق وندیداد اوستا، مُرده کش ها پس از اتمام کار، می بایست موها و تن خود را با ادرار(شاش) برخی حیوانات بشویند اما نمی توانند از ادرار انسان استفاده کنند مگر اینکه آن انسان ازدواج با محارم(خویدوده) انجام داده باشد. زیرا این نوع ازدواج، مقدس است و اهریمن نمی تواند در شخصی که این نوع ازدواج را کرده، نفوذ کند و بخاطر همین شاش زن و مردی که خویدوده یا ازدواج با محارم کرده اند توسط اوستای زرتشتیان برای انجام غسل مُرده کش ها امر شده. در واقع این حکم، تأیید و فضیلت دادن به ازدواج با محارم است. و به همین دلیل در وندیداد اوستا سخن از "خیتودث" است(1)
چنانکه امید اشوهیشتان در قرن چهارم تصریح کرده، این کلمه خویدوده به معنای ازدواج با محارم است. چرا که در توضیح "خویدوده" سخن از آمیزش و ازدواج با خواهر و فرزند دار شدن است(2)

⚠️ ناگفته نماند که در حکومت زرتشتی ساسانیان، عمل به خویدوده یا ازدواج با محارم بطور گسترده ای توسط شاهان ساسانی انجام میشده.
اردشیر بابکان با دخترش دینَک ازدواج کرد.
شاپور یکم دختر ارشدش آذرناهید را به همسری گرفت.
بهرام دوم با خواهرش شاپور دُختک ازدواج کرد.(3)
قباد با دخترش سَمبوک(سمبیکه) و خواهرش ازدواج کرد.
یزدگرد دوم دختر خود را به زنی گرفت و بعد او را به قتل رساند. موبد ارداویراف(ارداویراز) هم با هفت خواهر خود خویدوده کرد.
بهرام چوبین خواهرش گردیه (گردیگ) را به زنی گرفت(4)

📚 منابع:
(1) وندیداد ، هاشم رضی، جلد 2، صفحه 867 و 868 ، فرگرد 8 ، شماره 12و 13
(2) روایت امید اشوهیشتان، به اهتمام دکتر نزهت صفای اصفهانی، پرسش شماره 24
(3) وندیداد، هاشم رضی، جلد 2، صفحه 970 ، قسمت شرح از کتیبه شاپور در کعبه زرتشت.
(4) وضع ملت و دولت و دربار در دوره شاهنشاهی ساسانیان، صفحه 77 و 78، تهران 1314، کریستین سن، ترجمه مجتبی مینوی. ایران در زمان ساسانیان، کریستین سن ترجمه یاسمی، صفحه 234 و 235

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ اصطلاح خویدوده(خیتودث) یا ازدواج با محارم در اوستا زرتشتیان. وندیداد، هاشم رضی، جلد دوم، ص 867 و 868

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ واژه خویدوده به معنی ازدواج با خواهر و محارم است. روایت امید اشوهیشتان، فرزند موبد زرتشتی اشوهیشت، ترجمه دکتر نزهت صفای اصفهانی، پرسش 24

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ خویدوده یا ازدواج با محارم، امری رایج بین شاهان ساسانی و موبدان زرتشتی. وضع ملت و دولت و دربار در دوره شاهنشاهی ساسانیان،کریستین سن،ص77و78

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
داریوش و سرکوب خوزیان(خوزستان) و سکاییان به گناه نپرستیدن اهورامزدا


⚠️ برای پی بردن به میزان آزادی یا خفقان دینی در عصر هخامنشی یکی از سندهای معتبر و دسته اول، کتیبه بیستون داریوش هخامنشی است. داریوش در این کتیبه ضمن شرح وقایع سالهای دوم و سوم پادشاهی خود (ستون پنجم کتیبه بیستون) به شرح سرکوب خوزیان(خوزستان) و سکاییان می پردازد، او در بندهای اول و دوم ستون پنجم کتیبه بیستون میگوید:
« پس از آن (گئوبًروُوً) خوزیان را بزد و تارومار کرد و سردار آنان را گرفت و به نزد من آورد و من اورا کشتم و پس از آن کشور از آن من شد، داریوش شاه میگوید: این خوزیان بی وفا بودند و اهورامزدا از طرف آنان پرستش نمیشد، من اهورامزدا را می پرستیدم، بخواست اهورامزدا، هرطور میل من بود با آنها رفتار کردم». سپس داریوش در بندهای چهارم تا ششم ستون پنجم کتیبه بیستون گفته است:
« با سپاهیانش به سکا حمله برده و عده زیادی از سکاییان را "آنگونه که مرا کام بود" کشته است. حال پرسش اینجاست که این سکاییان به کدامین گناه کشته شدند? داریوش، خود به این پرسش پاسخ داده. پاسخی که بهترین سند برای میزان آزادی یا خفقان دینی در عصر هخامنشی است:
« از آن رو که این سکاییان بی وفا و خائن بودند و اهورامزدا را نمی پرستیدند، اما من اهورامزدا را می پرستیدم، پس به خواست اهورامزدا چنانکه کام من بود با آنان عمل کردم» سپس یک نتیجه گیری اخلاقی هم میکند! : « کسیکه اهورامزدا را بپرستد، چه در زندگی و چه بعد از مرگ رستگار خواهد شد»


📚 منابع:
رنجهای بشری، غیاث آبادی، ص 28 و 29
کتیبه های هخامنشی، لوکوک پییر، ترجمه نازیلا خلخالی،زیر نظر ژاله آموزگار، تهران 1382، صفحه 254 تا 256
فرمانهای شاهنشاهان هخامنشی ،رالف نورمن شارپ، صفحه 74 تا 77

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ داریوش و سرکوب سکاییان بخاطر نپرستیدن اهورامزدا. رنجهای بشری، غیاث آبادی، ص 28 و 29

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ داریوش و سرکوب خوزیان(خوزستان) بخاطر نپرستیدن اهورامزدا. فرمانهای شاهنشان هخامنشی، رالف نورمن شارپ،ص 75

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ داریوش و سرکوب سکاییان بخاطر نپرستیدن اهورامزدا. فرمانهای شاهنشان هخامنشی، رالف نورمن شارپ،ص 76 و 77

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
وضع تاسف بار ملت و دولت و دربار ایران در دوره شاهنشاهی و حکومت زرتشتی ساسانی


⚠️ آرتور کریستین سن در کتاب خود بنام "وضع دولت و ملت و دربار در دوره شاهنشاهی ساسانیان" مینویسد:«طبق نظر آمیانوس مارسلینوس در دوره ساسانیان، میل ایرانیان به پسر بارگی(بچه بازی)و شوق مفرطشان به عیش و عشرتهای شهوانی را ذکر می نماید و میگوید که غالب آنان چنان اند که به آسانی اکتفا به کنیزکان فراوانی هم که برای همخوابگی دارند نمی نمایند.
از جانب دیگر امساک ایشان را در امر طعام و لذت ذائقه میستاید، مع هذا این گفته آمیانوس که ایرانیان در بزم و سور و ضیافت خوددار و معتدل اند و از زیاده روی خاصّه از حرص به میگساری چنان مپرهیزند که گویی از طاعون میگریزند، کاملا اشتباه است. اینجا آمیانوس بی شک فریب گفته ایرانیانی را خورده که مأخذ اقوال او بوده اند»

⚠️آگائیاس حکایت میکند که فلاسفه افلاطونی جدید، ایران را از آن سبب ترک کردند که سنگدلی و ستمگری عموم ارباب اقتدار(حاکمان) و شهوت پرستی بیرون از حساب و اوضاع شبستان(اندرون و حرم) ایشان، آنان را خوش نمی آمد، و این گفته او نزدیک به حقیقت و قابل قبول است. "الیشاؤس" میگوید: که یک نفر مرزبان برای جلب ارمنیان به سوی خویش برشکوه و جلال بزم ضیافت روز بروز بیفزود و ساعات خوشی و عشرت را دوام میداد، شبهای دراز را به سروده های مستانه و رقصهای هرزه میگذرانید، میکوشید که نواها و سروده های کافران را برآنان مطبوع سازد.

⚠️حبس تادیبی بنظر میرسد که در میان ایرانیان متعارف بوده باشد اما توقیف قبل از اجرای محاکمه و تعیین جزا ممکن بود که ماهها و حتی سالها طول بکشد. بعلاوه حبس در حکم وسیله ای بوده است برای سر، زیر آب کردن کسانی که ازیشان بیم ضرر و خطری میرود، چنانکه با اشخاص عالی نژاد در قلعه مسمّی به "انوش برد"(=فراموش خانه) که در نزدیکی گُندی شاپور در خوزستان واقع بوده، زندانی مانده اند. این اسم نحس برای این قلعه از آنجا آمده است که غدغن بود نام آنها که در آن محبوس شده اند در حضور شاه گفته شود.
در میان شکنجه ها، کور کردن نیز عقابی بسیار متداول بوده است، خاصّه برای ملکزادگانی که طغیان کنند و اجرای آن بوسیله میله سرخ شده بود و یا ریختن روغن داغ در چشم شخص. بنابه نوشته "موسی خورنی"، شاپور دوم یک نفر سردار خود را که از خود بیدلی بروز داده بود به این طریق کشت که خون گاو بدو نوشانید و این قٍسم مجازات در ازمنه متقدّم تاریخ ایران نیز نظیر بسیار داشته.
گذشته از اینها جزای به قتل عموما به شمشیر انجام میگرفت. بعضی جنایات مانند خیانت به دولت یا دین را به صلب جزا میدادند. "مانی" را به صلیب کشیدند و برای تکمیل عذاب قتل، پوستش را کنده و به کاه انباشتند و بر یکی از دروازه های گندی شاپور آویختند و ازین قسم مجازاتها مثالهای دیگری نیز داریم مثلا یکی از سرداران ارمنی را پوست کندند و پر از کاه کردند و بر یکی از درختان بلند آویختند و آمیانوس مارسلینوس حکایت میکند که ایرانیان عادت داشتند پوست مردان را زنده زنده بکنند، خواه از تمام بدنشان خواه از بعضی اعضا بدن. همچنین رجم(سنگسار) نیز بین ایرانیان مجهول نبوده.

⚠️اما شکنجه. ایرانیان هوش و مهارتی غریب در اختراع انواع شکنجه های عجیب داشتند. یکی از آلات بسیار پر کاربرد شانه آهنی بود که بوسیله آن گوشت بدن محبوس بخت برگشته را شرحه شرحه میکردند و اگر لازم میبود عذاب را سخت تر کنند، نفت بر استخوانی که از زیر گوشت پیدا شده می ریختند و آنرا آتش میزدند.
زندانیان را به سرازیر، گاهی به یک پا می آویختند و به ضرب تازیانه ایشان را شل و پل میکردند، اندامهای ایشان را می بریدند یا بندهای اعضا بدن را یک به یک جدا میساختند، پوست از سرشان می کندند و سُرب مذاب در چشم و گوششان میریختند و بدن ایشان را دو نیم میکردند. دو مورد از دژخیمی های دیگر را نیز بیان میکنیم: یکی آنکه بدن مقصّر را چندان با شمشیر میکوفتند که استخوانهایش بشکند و نرم شود آنگاه آن را بر روی چرخی که مرکزش بر سر چوب عمودی منصوب بود می افکندند تا بمیرد. دیگری آنکه خرمنی از هیزم برپا کرده و آنرا از نفت خورش میدادند و آتش می زدند و بدن مقصّر را در آن میسوختند، لکن دهشتناک تر از اینها هم بوده و آن " نُه مرگ" است و شرح آن بدینگونه است که جلاد اول انگشتان دستها را قطع میکرد، دوم انگشتان پا را قطع میکرد، سوم دستها را از مچ قطع میکرد، چهارم پاها را از کعب(تقریبا مچ)
قطع میکرد، پنجم دو ساعد را از آرنج قطع میکرد، ششم دو ساق را از زانو قطع میکرد، هفتم گوشها را میبرید، هشتم بینی را میبرید و نهم و آخرالامر سر را قطع میکرد. جثه مقتولین را پیش ددان(حیوانات وحشی) می افکندند.


📚منبع:
وضع ملت و دولت و دربار در دوره شاهنشاهی ساسانیان، پروفسور کریستین سن،ترجمه مجتبی مینوی، تهران 1314
ص 105 ،106 ،171 ،172

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️وضع تاسف بار ایرانیان در دوره ساسانی. وضع ملت و دولت و دربار در دوره شاهنشاهی ساسانیان،کریستین سن،ص 105

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory