⚠️یک بابلی وقتیکه با زنش مقاربت میکند، کندر میسوزاندو تا وقتیکه غسل نکرده به ظروف مشترک دست نمیزنندو اینکار در میان اعراب هم مرسوم است. تاریخ هرودوت،ترجمه مازندرانی،ص132
🆔 @IRRealHistory
🆔 @IRRealHistory
Forwarded from ناگفتههای ایران باستان و تاریخ
⚠️درآیین زرتشتی اگر زن حامله یاحایض زنا کند پاک نمیشود،مگر اینکه بدین آتشکده بیایدو درنزد آتشبان و هیربد برهنه شود،با پیشاب(شاش)گاو پاکش گرداند. سفرنامهٔ ابن حوقل،ترجمهٔ جعفرشعار،ص43
🆔 @IRRealHistory
🆔 @IRRealHistory
Forwarded from ناگفتههای ایران باستان و تاریخ
⚠️ کاربرد گسترده ادرار (شاش) گاو، گوسفند، و حتی انسان در رسوم زرتشتیان. وندیداد اوستا، جیمز دارمستتر،فرگرد8،بند 10 الی 13،ص160
🆔 @IRRealHistory
🆔 @IRRealHistory
Forwarded from ناگفتههای ایران باستان و تاریخ
⚠️ بخشی از رسوم عجیب و شگفت انگیز زرتشتیان در زمان صفویه از قول جهانگرد فرانسوی. سفرنامه تاورنیه ص 105
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
Forwarded from ناگفتههای ایران باستان و تاریخ
⚠️ گزارش جکسن از اجرای مراسم زرتشتی برشنوم در یزد که نه شبانه روز طول میکشد و بوسیله غسلهای مکرر با شاش گاو صورت میگیرد.
سفرنامه جکسن، صفحه ۴۳۵
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
سفرنامه جکسن، صفحه ۴۳۵
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
Forwarded from ناگفتههای ایران باستان و تاریخ
⚠️ مرده کش ها برای پاکی باید با ادرار گاو غسل کنند. وندیداد اوستا فرگرد8 بند 12 تا15،جلیل دوستخواه(گومیز یعنی ادرار گاو)
🆔 @IRRealHistory
🆔 @IRRealHistory
❌ تجاوز کمبوجیه، فرزند کوروش هخامنشی به مصر و کشتار و اسارت و تحقیر مصریان ❌
⚠️ باستانگرایان آریایی هیچگاه نمی گویند که شاهان هخامنشی به چه حقّی به ملل و سرزمینهای دیگر حمله میکردند که هیچ کاری هم با ایرانیان نداشتند و در کمال تعجب تسلیم شدن سرزمین های فتح شده را ناشی از خوبی و مقبول بودن هخامنشیان میدانند در حالیکه اصلا اینگونه نبوده، این سرزمین ها از روی ترس تسلیم میشدند و از روی ترس باج و خراج میدادند.
⚠️ در تهاجم هخامنشیان به مصر، کمبوجیه قاصدی ایرانی به "منفیس" فرستاد و مصریان را دعوت به تسلیم کرد. ولی چون هیچ ملتی نمیخواهد که زیر سلطه و اسارت دشمن باشد، مصریان همینکه ورود آن کشتی را به شهر دیدند به تصور تهاجم ارتش کمبوجیه بر آن کشتی حمله کردند و کشتی را نابود کرده و سرنشینانش را کشتند. پس ازآن منفیس به محاصره در آمد و مجبور به تسلیم شد. لیبی ها هم از ترس تسلیم شدند و پذیرفتند که مرتبا برای کمبوجیه باج و هدایا بفرستند. "سیرنیها" و "بارکها" نیز از روی ترس، مانند لیبی ها قبول کردند که باج و خراج دهند به کمبوجیه. حتی کمبوجیه، از میزان باج و خراج سیرنیها راضی نبود زیرا، آن را اندک می پنداشت.
⚠️ پس از فتح منفیس کمبوجیه تصمیم گرفت پادشاه مصر که "پسامنیتوس" نام داشت را تحقیر کند لذا پادشاه و عده ای از مصریان را به یکی از نقاط شهر برد و اهانات زیادی بر آنها روا داشت. کمبوجیه، لباس کنیزی بر تن دختر پسامنیتوس کرد و دستور داد که برود از چاه بیرون شهر برایش آب بکشد و با سایر دوشیزگان و اعیان زادگان نیز، چنین رفتاری کرد تا مقابل چشم مردم شهر تحقیر شوند، سپس کمبوجیه پدران این دختران را در گوشه ای جمع کرد تا تحقیر دخترانشان را نظاره گر باشند و همه گریستند بجز پسامنیتوس. سپس پسر پسامنیتوس بهمراه دو هزار نفر از مصریان را با طناب به هم بستند و بر دهان آنان افسار زدند و از مقابل چشم پدرانشان عبور دادند. دادستانهای کمبوجیه رای دادند که: « در ازای جان هر یک از میلت ها که در کشتی کشته شده بودند ده نفر از اعیان زادگان مصری باید کشته شوند». پسامنیتوس و سایر پدران میدیدند که پسرانشان را برای اعدام میبرند دوباره همه گریستند بجز پسامنیتوس. سپس پیرمردی کهنسال که تمام داراییش بدست کمبوجیه تصاحب شده بود، جهت جمع آوری صدقه برای سربازانی که به اعدام میرفتند گدایی می کرد. پسامنیتوس با دیدن این ذلت و خواری پیرمرد مصری که دوستش بود، به گریه افتاد و شیون کرد و دوستش را به اسم صدا کرد و بر سر خود میزد.
‼️میتوان درک کرد که هخامنشیان چقدر بی رحم و خونریز بوده اند، زیرا این رفتار کمبوجیه با مللی بود که تسلیم می شدند. حال تصور کنید رفتار کمبوجیه با مللی که حاضر به تسلیم و پذیرش ذلت نبودند چگونه بود!!!!
هیچ انسان منصف و با وجدانی هرگز به هخامنشیان افتخار نخواهد کرد با وجود اینهمه جنایات و کشتار و بیرحمی و تحقیر انسانها.
📚 منبع:
تاریخ هرودوت، ترجمه وحید مازندرانی، ص 192 و 193
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ باستانگرایان آریایی هیچگاه نمی گویند که شاهان هخامنشی به چه حقّی به ملل و سرزمینهای دیگر حمله میکردند که هیچ کاری هم با ایرانیان نداشتند و در کمال تعجب تسلیم شدن سرزمین های فتح شده را ناشی از خوبی و مقبول بودن هخامنشیان میدانند در حالیکه اصلا اینگونه نبوده، این سرزمین ها از روی ترس تسلیم میشدند و از روی ترس باج و خراج میدادند.
⚠️ در تهاجم هخامنشیان به مصر، کمبوجیه قاصدی ایرانی به "منفیس" فرستاد و مصریان را دعوت به تسلیم کرد. ولی چون هیچ ملتی نمیخواهد که زیر سلطه و اسارت دشمن باشد، مصریان همینکه ورود آن کشتی را به شهر دیدند به تصور تهاجم ارتش کمبوجیه بر آن کشتی حمله کردند و کشتی را نابود کرده و سرنشینانش را کشتند. پس ازآن منفیس به محاصره در آمد و مجبور به تسلیم شد. لیبی ها هم از ترس تسلیم شدند و پذیرفتند که مرتبا برای کمبوجیه باج و هدایا بفرستند. "سیرنیها" و "بارکها" نیز از روی ترس، مانند لیبی ها قبول کردند که باج و خراج دهند به کمبوجیه. حتی کمبوجیه، از میزان باج و خراج سیرنیها راضی نبود زیرا، آن را اندک می پنداشت.
⚠️ پس از فتح منفیس کمبوجیه تصمیم گرفت پادشاه مصر که "پسامنیتوس" نام داشت را تحقیر کند لذا پادشاه و عده ای از مصریان را به یکی از نقاط شهر برد و اهانات زیادی بر آنها روا داشت. کمبوجیه، لباس کنیزی بر تن دختر پسامنیتوس کرد و دستور داد که برود از چاه بیرون شهر برایش آب بکشد و با سایر دوشیزگان و اعیان زادگان نیز، چنین رفتاری کرد تا مقابل چشم مردم شهر تحقیر شوند، سپس کمبوجیه پدران این دختران را در گوشه ای جمع کرد تا تحقیر دخترانشان را نظاره گر باشند و همه گریستند بجز پسامنیتوس. سپس پسر پسامنیتوس بهمراه دو هزار نفر از مصریان را با طناب به هم بستند و بر دهان آنان افسار زدند و از مقابل چشم پدرانشان عبور دادند. دادستانهای کمبوجیه رای دادند که: « در ازای جان هر یک از میلت ها که در کشتی کشته شده بودند ده نفر از اعیان زادگان مصری باید کشته شوند». پسامنیتوس و سایر پدران میدیدند که پسرانشان را برای اعدام میبرند دوباره همه گریستند بجز پسامنیتوس. سپس پیرمردی کهنسال که تمام داراییش بدست کمبوجیه تصاحب شده بود، جهت جمع آوری صدقه برای سربازانی که به اعدام میرفتند گدایی می کرد. پسامنیتوس با دیدن این ذلت و خواری پیرمرد مصری که دوستش بود، به گریه افتاد و شیون کرد و دوستش را به اسم صدا کرد و بر سر خود میزد.
‼️میتوان درک کرد که هخامنشیان چقدر بی رحم و خونریز بوده اند، زیرا این رفتار کمبوجیه با مللی بود که تسلیم می شدند. حال تصور کنید رفتار کمبوجیه با مللی که حاضر به تسلیم و پذیرش ذلت نبودند چگونه بود!!!!
هیچ انسان منصف و با وجدانی هرگز به هخامنشیان افتخار نخواهد کرد با وجود اینهمه جنایات و کشتار و بیرحمی و تحقیر انسانها.
📚 منبع:
تاریخ هرودوت، ترجمه وحید مازندرانی، ص 192 و 193
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ تجاوز کمبوجیه به مصر و قتل عام و اسارت و تحقیر مصریان بدست کمبوجیه فرزند کوروش هخامنشی. تاریخ هرودوت، ترجمه مازندرانی، ص 192 و 193
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ تجاوز کمبوجیه به مصر و قتل عام و اسارت و تحقیر مصریان بدست کمبوجیه فرزند کوروش هخامنشی. تاریخ هرودوت، ترجمه مازندرانی، ص 192 و 193
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌بخشی از اعمال زشت و شنیع و سفاکی کمبوجیه فرزند کوروش هخامنشی❌
⚠️ چیزی که از خصایص کمبوجیه در تاریخ معروف است، نیمه دیوانه بودن کمبوجیه است که همین نیمه دیوانه بودنش باعث بروز اعمال شنیعی از جانب کمبوجیه گشته و از نگاه تاریخ دور نمانده. هرودوت، پدر تاریخ جهان در تاریخش نقل میکند: کمبوجیه پس از تصرف "منفیس" در مصر به "سائیس" رفت و داخل قصر آمازیس، فرعون مصر شد و فرمان داد که نعش پادشاه را از درون قبر بیرون بیاورند، سپس کمبوجیه دستور داد بخشی از جسد را بسوزانند و با سوزن آن را سوراخ کنند و مو از تن جسد بکنند و هرگونه بی حرمتی به نعش آمازیس بنمایند. کمبوجیه در نهایت امر داد که جسد را بکلی بسوزانند، این در واقع امری خلاف مذهب بود،👈زیرا ایرانیان آتش را خدا میپندارند و به هیچوجه مردگان خود را نمیسوزانند👉
⚠️ سفاکی و توحش دیگر کمبوجیه این بود که: پس از اینکه کمبوجیه از طٍبس(Tebs) عبور کرد و پنجاه هزار تن از سپاهیان خود را علیه "امونی ها" فرستاد و دستور داد که آن قوم را به بندگی در آورند و غیب گوی معبد ژوپیتر را بسوزانند و در عین حال با بقیه لشکریان خود به حبشه هجوم برد. در طول مسیر به سمت حبشه، آذوقه لشکر به پایان رسید که لشکریانش حتی علف و گیاه میخوردند اما این میل به تهاجم در کمبوجیه چنان بالا بود که به جای برگرداندن ارتشی که آذوقه نداشت، تصمیم به ادامه پیشروی گرفت تا اینکه کار به جایی رسید که، ایرانیان کار دهشتناکی کردند و از هر ده نفر یکی را از میان خود انتخاب میکردند و قربانی می نمودند تا غذای دیگران شود و این نمونه ای از آدمخواری در ایران باستان بود!!!!!
اما سرگذشت آن عده ای که به دستور کمبوجیه برای تهاجم به امونی ها حرکت کرده بودند در بیابان گرفتار طوفان شن شدند و دیگر هیچکسی از آنها خبری نداشت زیرا که این لشکر نه به سرزمین آمونی رسید و نه به مصر برگشت!
و به این ترتیب این لشکر گم شده، قربانی هوسهای جنگ طلبانه و کشورگشایی های کمبوجیه شد.
‼️ناگفته نماند که در سالهای اخیر، باستان شناسان مصری بقایای اجساد و لوازم این لشکر ناپدید شده هخامنشی را در بیابانهای مصر کشف کردند.
⚠️ اما رذالت دیگر کمبوجیه این بود که: چون کمبوجیه به مصر رسید "آپیس" بر مصریان ظهور کرد و مردم مصر لباسهای نو به تن کرده بودند و جشن میگرفتند. آپیس یا به قول یونانیان "آپافوس" از خدایان مصریان بود. چون کمبوجیه شادی مصریان را دید، حتم کرد که بخاطر عقب نشینی و بقولی شکستش خوشحال هستند. لذا از فرمانداران علت شادی مصریان را پرسید و آنها گفتند بخاطر ظهور آپیس است. کمبوجیه باور نکرد و به زعم خودش دستور داد تمام آن دروغگویان را قتل عام کنند. سپس کمبوجیه دستور داد آپیس را به حضورش بیاورند. مصریان میگویند که آتشی از آسمان بر گاو فرود می آید و در نتیجه آپیس میشود که علائمش چنین است: رنگش سیاه، نشانه سفید رنگی بر پیشانی دارد و در پشت آن صورت عقاب و موهای دم آن دو شقه است و خالی بر زبان دارد. بعد ازینکه روحانیان، آپیس را به حضور کمبوجیه آوردند و کمبوجیه خدای مصریان را تمسخر کرد سپس خنجر کشید و ضربه ای میخواست بر شکم آپیس بزند ولی به ران حیوان خورد و سپس شروع به خندیدن کرد. بعد از آن کمبوجیه دستور داد، روحانیان را شلاق بزنند و اگر کسی از مصریان دوباره جشن گرفت بخاطر آپیس، او را در همان حال جشن و شادی به قتل برسانند. (( واضح هست که کمبوجیه به اعتقادات مصریان و دیگر ملل احترامی نگذاشت همانطور که پدرش کوروش به اعتقادات دیگران احترام نگذاشت، زیرا نبونید پادشاه بابل خدای سین را میپرستید و مردوک را پرستش نمیکرد و کوروش طبق 16 بند نخست استوانه گلی خود به این دلیل به بابل حمله کرد))
📚 منبع:
تاریخ هرودوت، ترجمه وحید مازندرانی، ص 196، ص 203 الی 206
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ چیزی که از خصایص کمبوجیه در تاریخ معروف است، نیمه دیوانه بودن کمبوجیه است که همین نیمه دیوانه بودنش باعث بروز اعمال شنیعی از جانب کمبوجیه گشته و از نگاه تاریخ دور نمانده. هرودوت، پدر تاریخ جهان در تاریخش نقل میکند: کمبوجیه پس از تصرف "منفیس" در مصر به "سائیس" رفت و داخل قصر آمازیس، فرعون مصر شد و فرمان داد که نعش پادشاه را از درون قبر بیرون بیاورند، سپس کمبوجیه دستور داد بخشی از جسد را بسوزانند و با سوزن آن را سوراخ کنند و مو از تن جسد بکنند و هرگونه بی حرمتی به نعش آمازیس بنمایند. کمبوجیه در نهایت امر داد که جسد را بکلی بسوزانند، این در واقع امری خلاف مذهب بود،👈زیرا ایرانیان آتش را خدا میپندارند و به هیچوجه مردگان خود را نمیسوزانند👉
⚠️ سفاکی و توحش دیگر کمبوجیه این بود که: پس از اینکه کمبوجیه از طٍبس(Tebs) عبور کرد و پنجاه هزار تن از سپاهیان خود را علیه "امونی ها" فرستاد و دستور داد که آن قوم را به بندگی در آورند و غیب گوی معبد ژوپیتر را بسوزانند و در عین حال با بقیه لشکریان خود به حبشه هجوم برد. در طول مسیر به سمت حبشه، آذوقه لشکر به پایان رسید که لشکریانش حتی علف و گیاه میخوردند اما این میل به تهاجم در کمبوجیه چنان بالا بود که به جای برگرداندن ارتشی که آذوقه نداشت، تصمیم به ادامه پیشروی گرفت تا اینکه کار به جایی رسید که، ایرانیان کار دهشتناکی کردند و از هر ده نفر یکی را از میان خود انتخاب میکردند و قربانی می نمودند تا غذای دیگران شود و این نمونه ای از آدمخواری در ایران باستان بود!!!!!
اما سرگذشت آن عده ای که به دستور کمبوجیه برای تهاجم به امونی ها حرکت کرده بودند در بیابان گرفتار طوفان شن شدند و دیگر هیچکسی از آنها خبری نداشت زیرا که این لشکر نه به سرزمین آمونی رسید و نه به مصر برگشت!
و به این ترتیب این لشکر گم شده، قربانی هوسهای جنگ طلبانه و کشورگشایی های کمبوجیه شد.
‼️ناگفته نماند که در سالهای اخیر، باستان شناسان مصری بقایای اجساد و لوازم این لشکر ناپدید شده هخامنشی را در بیابانهای مصر کشف کردند.
⚠️ اما رذالت دیگر کمبوجیه این بود که: چون کمبوجیه به مصر رسید "آپیس" بر مصریان ظهور کرد و مردم مصر لباسهای نو به تن کرده بودند و جشن میگرفتند. آپیس یا به قول یونانیان "آپافوس" از خدایان مصریان بود. چون کمبوجیه شادی مصریان را دید، حتم کرد که بخاطر عقب نشینی و بقولی شکستش خوشحال هستند. لذا از فرمانداران علت شادی مصریان را پرسید و آنها گفتند بخاطر ظهور آپیس است. کمبوجیه باور نکرد و به زعم خودش دستور داد تمام آن دروغگویان را قتل عام کنند. سپس کمبوجیه دستور داد آپیس را به حضورش بیاورند. مصریان میگویند که آتشی از آسمان بر گاو فرود می آید و در نتیجه آپیس میشود که علائمش چنین است: رنگش سیاه، نشانه سفید رنگی بر پیشانی دارد و در پشت آن صورت عقاب و موهای دم آن دو شقه است و خالی بر زبان دارد. بعد ازینکه روحانیان، آپیس را به حضور کمبوجیه آوردند و کمبوجیه خدای مصریان را تمسخر کرد سپس خنجر کشید و ضربه ای میخواست بر شکم آپیس بزند ولی به ران حیوان خورد و سپس شروع به خندیدن کرد. بعد از آن کمبوجیه دستور داد، روحانیان را شلاق بزنند و اگر کسی از مصریان دوباره جشن گرفت بخاطر آپیس، او را در همان حال جشن و شادی به قتل برسانند. (( واضح هست که کمبوجیه به اعتقادات مصریان و دیگر ملل احترامی نگذاشت همانطور که پدرش کوروش به اعتقادات دیگران احترام نگذاشت، زیرا نبونید پادشاه بابل خدای سین را میپرستید و مردوک را پرستش نمیکرد و کوروش طبق 16 بند نخست استوانه گلی خود به این دلیل به بابل حمله کرد))
📚 منبع:
تاریخ هرودوت، ترجمه وحید مازندرانی، ص 196، ص 203 الی 206
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️بخشی از اعمال زشت و سفاکی کمبوجیه. تاریخ هرودوت، ترجمه وحید مازندرانی، ص196
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️بخشی از اعمال زشت و سفاکی کمبوجیه. تاریخ هرودوت، ترجمه وحید مازندرانی، ص 203 الی 206
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️بخشی از اعمال زشت و سفاکی کمبوجیه. تاریخ هرودوت، ترجمه وحید مازندرانی، ص 203 الی 206
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️بخشی از اعمال زشت و سفاکی کمبوجیه. تاریخ هرودوت، ترجمه وحید مازندرانی، ص 203 الی 206
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️بخشی از اعمال زشت و سفاکی کمبوجیه. تاریخ هرودوت، ترجمه وحید مازندرانی، ص 203 الی 206
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
base.apk
6.2 MB
⚠️ قوی ترین فیلتر شکن برای دسترسی راحت به تلگرام
👌 بسیار عالی و پرسرعت
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👌 بسیار عالی و پرسرعت
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ نیمه دیوانه بودن کمبوجیه فرزند کوروش هخامنشی از همان دوران کودکی به گواهی تاریخ. تاریخ هرودوت، ترجمه مازندرانی، ص 210
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ چگونگی مرگ کمبوجیه پسر کوروش هخامنشی ❌
⚠️ زمانیکه کمبوجیه در مصر حکمرانی میکرد و به حالت دیوانگی افتاده بود. او خوابی دید که برادرش بردیا (سمردیس) بر تخت شاهی نشسته و سرش به آسمان خواهد شد و بخاطر همین خواب برادرش بردیا (سمردیس) را به قتل رساند. سپس دو مُغ برای تصاحب تاج و تخت علیه او شورش کردند. و اتفاقا یکی از این دو مُغ شورشی، منصوب شده کمبوجیه بود برای نظارت بر دربار در ایران که نامش "پاتی زیت" بود. زمانیکه کمبوجیه بخاطر ترس از دست دادن قدرت، برادرش بردیا یا همان سمردیس (سمردیز) را بقتل رساند و اکثر ایرانیان ازین ماجرا بی خبر بودند، پاتی زیت که از اصل ماجرا و برادر کشی کمبوجیه آگاه بود، شورش کرد و تاج و تخت را در ایران تصرف نمود. برادر دیگر پاتی زیت شباهت بسیاری به بردیا (سمردیس) داشت که نامش گئومات بود. کمبوجیه بعد از مدتی دانست که بی دلیل برادرش بردیا را به قتل رسانده، در مرگ برادر بسیار گریست و تاسف خود و در یکی از شبها که در بستر خوابیده بود بخاطر فشار بدبختی هایش با عجله از بستر برخاست تا هرچه زودتر علیه مُغ های شورشی لشکر کشی کند. چون با تندی برخاست، دکمه شمشیربند او افتاد و نوک شمشیر در رانش فرو رفت و درست در همانجایی زخم برداشت که خود کمبوجیه، روزی گاو آپیس، گاو مقدس مصریان را مجروح کرده بود. غیب گوی دربار بنام "بوتو" به کمبوجیه خبر داده بود که بر اثر همان زخم در اگباتانه خواهد مُرد. ولی مقصود، اگباتانه مادی ها نبود بلکه شهری در سوریه بود. چون کمبوجیه دید که پیشگویی کاهن در حال تحقق است با خود گفت: پس در اینجاست که کمبوجیه پسر کوروش محکوم به مرگ است. کمبوجیه در حال اشک ریختن و جامه از تن دریدن بود، و ایرانیانی که شاهد ماجرا بودند، شیون و زاری کردند.
⚠️ زخمی که کمبوجیه بواسطه شمشیرش بر ران خودش وارد کرده بود، فاسد شد و عفونت کرد و ران او از کار افتاد و در نهایت کمبوجیه درگذشت. او هفت سال و پنج ماه حکمرانی کرد و هیچ فرزندی از خود خواه دختر یا پسر باقی نگذاشت.
اما بعضی ایرانیان حرف کمبوجیه را باور نکردند که گفته بود: مغ ها قدرت سلطنت را تصاحب کرده بودند بلکه می پنداشتند که کمبوجیه بخاطر کینه ای که به برادرش بردیا (سمردیس) داشته این دروغ را بیان کرده تا ایرانیان بر ضد مغ شورشی سلاح بردارند و قیام کنند. و عده ای از ایرانیان یقین داشتند، آن کسیکه شورش کرده برادر واقعی کمبوجیه یعنی بردیا (سمردیس) پسر کوروش است، زیرا "پراکزاسپ" جدا تکذیب کرده بود که کمبوجیه برادرش بردیا (سمردیس) را کشته باشد زیرا برای پراکزاسپ خطرناک بود که بعد از مرگ کمبوجیه اعتراف کند که یکی از فرزندان کوروش بدست فرزند دیگرش بقتل رسیده است. به هرحال کمبوجیه درگذشت و آن مغ برای مدتی سلطنت کرد.
📚 منبع:
تاریخ هرودوت، ترجمه وحید مازندرانی، ص 220 الی 224
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ زمانیکه کمبوجیه در مصر حکمرانی میکرد و به حالت دیوانگی افتاده بود. او خوابی دید که برادرش بردیا (سمردیس) بر تخت شاهی نشسته و سرش به آسمان خواهد شد و بخاطر همین خواب برادرش بردیا (سمردیس) را به قتل رساند. سپس دو مُغ برای تصاحب تاج و تخت علیه او شورش کردند. و اتفاقا یکی از این دو مُغ شورشی، منصوب شده کمبوجیه بود برای نظارت بر دربار در ایران که نامش "پاتی زیت" بود. زمانیکه کمبوجیه بخاطر ترس از دست دادن قدرت، برادرش بردیا یا همان سمردیس (سمردیز) را بقتل رساند و اکثر ایرانیان ازین ماجرا بی خبر بودند، پاتی زیت که از اصل ماجرا و برادر کشی کمبوجیه آگاه بود، شورش کرد و تاج و تخت را در ایران تصرف نمود. برادر دیگر پاتی زیت شباهت بسیاری به بردیا (سمردیس) داشت که نامش گئومات بود. کمبوجیه بعد از مدتی دانست که بی دلیل برادرش بردیا را به قتل رسانده، در مرگ برادر بسیار گریست و تاسف خود و در یکی از شبها که در بستر خوابیده بود بخاطر فشار بدبختی هایش با عجله از بستر برخاست تا هرچه زودتر علیه مُغ های شورشی لشکر کشی کند. چون با تندی برخاست، دکمه شمشیربند او افتاد و نوک شمشیر در رانش فرو رفت و درست در همانجایی زخم برداشت که خود کمبوجیه، روزی گاو آپیس، گاو مقدس مصریان را مجروح کرده بود. غیب گوی دربار بنام "بوتو" به کمبوجیه خبر داده بود که بر اثر همان زخم در اگباتانه خواهد مُرد. ولی مقصود، اگباتانه مادی ها نبود بلکه شهری در سوریه بود. چون کمبوجیه دید که پیشگویی کاهن در حال تحقق است با خود گفت: پس در اینجاست که کمبوجیه پسر کوروش محکوم به مرگ است. کمبوجیه در حال اشک ریختن و جامه از تن دریدن بود، و ایرانیانی که شاهد ماجرا بودند، شیون و زاری کردند.
⚠️ زخمی که کمبوجیه بواسطه شمشیرش بر ران خودش وارد کرده بود، فاسد شد و عفونت کرد و ران او از کار افتاد و در نهایت کمبوجیه درگذشت. او هفت سال و پنج ماه حکمرانی کرد و هیچ فرزندی از خود خواه دختر یا پسر باقی نگذاشت.
اما بعضی ایرانیان حرف کمبوجیه را باور نکردند که گفته بود: مغ ها قدرت سلطنت را تصاحب کرده بودند بلکه می پنداشتند که کمبوجیه بخاطر کینه ای که به برادرش بردیا (سمردیس) داشته این دروغ را بیان کرده تا ایرانیان بر ضد مغ شورشی سلاح بردارند و قیام کنند. و عده ای از ایرانیان یقین داشتند، آن کسیکه شورش کرده برادر واقعی کمبوجیه یعنی بردیا (سمردیس) پسر کوروش است، زیرا "پراکزاسپ" جدا تکذیب کرده بود که کمبوجیه برادرش بردیا (سمردیس) را کشته باشد زیرا برای پراکزاسپ خطرناک بود که بعد از مرگ کمبوجیه اعتراف کند که یکی از فرزندان کوروش بدست فرزند دیگرش بقتل رسیده است. به هرحال کمبوجیه درگذشت و آن مغ برای مدتی سلطنت کرد.
📚 منبع:
تاریخ هرودوت، ترجمه وحید مازندرانی، ص 220 الی 224
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ چگونگی مرگ کمبوجیه پسر کوروش هخامنشی. تاریخ هرودوت، ترجمه مازندرانی ص220 الی 224.
سمردیز یا سمردیس همان بردیا پسر کوروش و برادر کمبوجیه است
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
سمردیز یا سمردیس همان بردیا پسر کوروش و برادر کمبوجیه است
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ چگونگی مرگ کمبوجیه پسر کوروش هخامنشی. تاریخ هرودوت، ترجمه مازندرانی ص 220 الی 224
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ چگونگی مرگ کمبوجیه پسر کوروش هخامنشی. تاریخ هرودوت، ترجمه مازندرانی ص 220 الی 224
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory