⚠️ تجاوز خشایار شاه به یونان در نبرد پلاته و شکست خشایارشاه و نیروهای هخامنشی در نبرد پلاته. تاریخ ایران باستان،ج1،حسن پیرنیا،ص702
🆔 @IRRealHistory
🆔 @IRRealHistory
⚠️ تجاوز خشایار شاه به یونان در نبرد پلاته و شکست خشایارشاه و نیروهای هخامنشی در نبرد پلاته. تاریخ ایران باستان،ج1،حسن پیرنیا،ص703
🆔 @IRRealHistory
🆔 @IRRealHistory
⚠️ تجاوز خشایار شاه به یونان در نبرد پلاته و شکست خشایارشاه و نیروهای هخامنشی در نبرد پلاته. تاریخ ایران باستان،ج1،حسن پیرنیا،ص704
🆔 @IRRealHistory
🆔 @IRRealHistory
⚠️ تجاوز خشایار شاه به یونان در نبرد پلاته و شکست خشایارشاه و نیروهای هخامنشی در نبرد پلاته. تاریخ ایران باستان،ج1،حسن پیرنیا،ص705
🆔 @IRRealHistory
🆔 @IRRealHistory
❌ شروع انحطاط و زوال هخامنشیان بعد از مرگ خشایار شاه ❌
⚠️ جدال و رقابت برای کسب قدرت و کشتارهای مرموز و مخفیانه در دربار هخامنشی: در سال 465 پیش از میلاد خشایارشاه و پسر بزرگش دارا طی توطئه ای کشته شدند سپس اردشیر اول ملقّب به اردشیر درازدست به سلطنت نشست، اما ساتراپ های غرب شورش کردند علیه شاه، که سرکوب هم شدند، ولی اردشیر دراز دست بخاطر ترس از توطئه دربار، همه برادرانش را به قتل رساند سپس در سال 460 قبل از میلاد ساتراپ مصر هم قیام کرد جهت استقلال طلبی و آتنی ها از طریق ناوگان خود به مصری ها کمک کردند و در نزدیکی "پاپرمیس" بین پارسیان و مصریان نبردی درگرفت که پارسیان شکست خوردند و "هخامنش" که فرمانروای ساتراپ مصر بود کشته شد. اما "مگابیز" پارسی جنبش آزادی خواهی مردم مصر را سرکوب کرد و "آرشام" فرمانروای ساتراپ مصر شد و رهبران قیام مصر اعدام شدند. اما خود مگابیز پارسی که فرمانروای ساتراپ سوریه بود علیه هخامنشیان قیام کرد و این قیام توسط اردشیر یکم سرکوب شد، اما مگابیز بخشیده شد.
⚠️ در سال 424 پیش از میلاد اردشیر دراز دست درگذشت و دو پسرانش پی درپی کودتا کردند جهت تصاحب قدرت، اما در سال 423 پیش از میلاد فروانروای ساتراپ "گیرکان" بنام "واکوخا" به سلطنت رسید. واکوخا پسر اردشیر اول از یک زن موقت بابلی بود که پس از رسیدن به سلطنت نام خود را داریوش دوم یا دارای دوم نامید. در زمان حکومت داریوش دوم افزایش نفوذ اشراف درباری در دولت، توطئه ها و سوء قصدهاییکه در بیشتر آنها ملکه دربار "پاریساتیدا"(یا پروشات) دست داشت و حتی شورش در ساتراپ ها. در سال 413 پیش از میلاد ساتراپ لیدی به رهبری "پیسوفن" قیام کرد که این قیام بوسیله "تیسافرن" پارسی سرکوب شد.
⚠️ در سالهای 411 تا 408 پیش از میلاد قیام های دیگری در ساتراپ های مصر، ماد و آسیای صغیر صورت گرفت و علت این بود که: دودمان هخامنشی و عاملان پارسی نسبت به مردم سرزمینهای مغلوب بسیار بی رحمانه رفتار میکردند، آنها را به بردگی میگرفتند و خانه هایشان را نابود میکردند. حتی بین خود ساتراپ هم جنگ و خونریزی روی میداد، جدای از قیام مقابل حکومت مرکزی هخامنشی. در سال 408 پیش از میلاد پاریساتیدا موفق شد کوروش کوچک (فرزند داریوش دوم و پاریساتیدا) را به فرمانروایی ساتراپهای آسیای صغیر بگمارد. کوروش کوچک قصد داشت با کمک پاریساتیدا تخت سلطنت را تصاحب کند و قدرت را از دست برادر بزرگش اردشیر دوم خارج نماید، لذا در سال 404 پیش از میلاد به بابل، مقر شاهنشاهی هخامنشی بود، عزیمت کرد ولی مجبور به پذیرش سلطنت اردشیر دوم شد و به آسیای صغیر برگشت و سپاه بزرگی فراهم کرد جهت تصرف تاج و تخت از دست برادرش اردشیر دوم. ولی میدانست که مقابلش مانع محکمی چون تیسافرن قرار داشت و اردشیردوم هم از نیت کوروش کوچک آگاه شد. در سال 401 پیش از میلاد کوروش کوچک از سارد به بابل حرکت کرد و در محلی بنام "کوناکسا" در حوالی بابل رسیدند که جنگ سختی درگرفت و نیروهای یونانی سپاه کوروش کوچک به او توصیه کردند که ازجنگ با اردشیر دوم منصرف شود و جان خود را به خطر نیندازد، اما کوروش کوچک به برادرش اردشیر دوم حمله کردم و او را زخمی نمود ولی خودش کشته شد. پاریساتیدا هم بیکار ننشست و به توطئه علیه قاتلین پسرش پرداخت و به عناوین مختلف آنها را اعدام نمود.
‼️ این تنها بخشی از اوضاع نابسامان حکومت در حال سقوط هخامنشیان بود که منتظر تلنگری از جانب اسکندر مقدونی بود، تا سقوط کامل.
📚 منبع:
تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، گرانتوسکی، ص101 الی 104
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ جدال و رقابت برای کسب قدرت و کشتارهای مرموز و مخفیانه در دربار هخامنشی: در سال 465 پیش از میلاد خشایارشاه و پسر بزرگش دارا طی توطئه ای کشته شدند سپس اردشیر اول ملقّب به اردشیر درازدست به سلطنت نشست، اما ساتراپ های غرب شورش کردند علیه شاه، که سرکوب هم شدند، ولی اردشیر دراز دست بخاطر ترس از توطئه دربار، همه برادرانش را به قتل رساند سپس در سال 460 قبل از میلاد ساتراپ مصر هم قیام کرد جهت استقلال طلبی و آتنی ها از طریق ناوگان خود به مصری ها کمک کردند و در نزدیکی "پاپرمیس" بین پارسیان و مصریان نبردی درگرفت که پارسیان شکست خوردند و "هخامنش" که فرمانروای ساتراپ مصر بود کشته شد. اما "مگابیز" پارسی جنبش آزادی خواهی مردم مصر را سرکوب کرد و "آرشام" فرمانروای ساتراپ مصر شد و رهبران قیام مصر اعدام شدند. اما خود مگابیز پارسی که فرمانروای ساتراپ سوریه بود علیه هخامنشیان قیام کرد و این قیام توسط اردشیر یکم سرکوب شد، اما مگابیز بخشیده شد.
⚠️ در سال 424 پیش از میلاد اردشیر دراز دست درگذشت و دو پسرانش پی درپی کودتا کردند جهت تصاحب قدرت، اما در سال 423 پیش از میلاد فروانروای ساتراپ "گیرکان" بنام "واکوخا" به سلطنت رسید. واکوخا پسر اردشیر اول از یک زن موقت بابلی بود که پس از رسیدن به سلطنت نام خود را داریوش دوم یا دارای دوم نامید. در زمان حکومت داریوش دوم افزایش نفوذ اشراف درباری در دولت، توطئه ها و سوء قصدهاییکه در بیشتر آنها ملکه دربار "پاریساتیدا"(یا پروشات) دست داشت و حتی شورش در ساتراپ ها. در سال 413 پیش از میلاد ساتراپ لیدی به رهبری "پیسوفن" قیام کرد که این قیام بوسیله "تیسافرن" پارسی سرکوب شد.
⚠️ در سالهای 411 تا 408 پیش از میلاد قیام های دیگری در ساتراپ های مصر، ماد و آسیای صغیر صورت گرفت و علت این بود که: دودمان هخامنشی و عاملان پارسی نسبت به مردم سرزمینهای مغلوب بسیار بی رحمانه رفتار میکردند، آنها را به بردگی میگرفتند و خانه هایشان را نابود میکردند. حتی بین خود ساتراپ هم جنگ و خونریزی روی میداد، جدای از قیام مقابل حکومت مرکزی هخامنشی. در سال 408 پیش از میلاد پاریساتیدا موفق شد کوروش کوچک (فرزند داریوش دوم و پاریساتیدا) را به فرمانروایی ساتراپهای آسیای صغیر بگمارد. کوروش کوچک قصد داشت با کمک پاریساتیدا تخت سلطنت را تصاحب کند و قدرت را از دست برادر بزرگش اردشیر دوم خارج نماید، لذا در سال 404 پیش از میلاد به بابل، مقر شاهنشاهی هخامنشی بود، عزیمت کرد ولی مجبور به پذیرش سلطنت اردشیر دوم شد و به آسیای صغیر برگشت و سپاه بزرگی فراهم کرد جهت تصرف تاج و تخت از دست برادرش اردشیر دوم. ولی میدانست که مقابلش مانع محکمی چون تیسافرن قرار داشت و اردشیردوم هم از نیت کوروش کوچک آگاه شد. در سال 401 پیش از میلاد کوروش کوچک از سارد به بابل حرکت کرد و در محلی بنام "کوناکسا" در حوالی بابل رسیدند که جنگ سختی درگرفت و نیروهای یونانی سپاه کوروش کوچک به او توصیه کردند که ازجنگ با اردشیر دوم منصرف شود و جان خود را به خطر نیندازد، اما کوروش کوچک به برادرش اردشیر دوم حمله کردم و او را زخمی نمود ولی خودش کشته شد. پاریساتیدا هم بیکار ننشست و به توطئه علیه قاتلین پسرش پرداخت و به عناوین مختلف آنها را اعدام نمود.
‼️ این تنها بخشی از اوضاع نابسامان حکومت در حال سقوط هخامنشیان بود که منتظر تلنگری از جانب اسکندر مقدونی بود، تا سقوط کامل.
📚 منبع:
تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، گرانتوسکی، ص101 الی 104
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ اوضاع نابسامان و رو به زوال هخامنشیان بعد از مرگ خشایار شاه. تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، گرانتوسکی، ص 101 تا 104
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ اوضاع نابسامان و رو به زوال هخامنشیان بعد از مرگ خشایار شاه. تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، گرانتوسکی، ص 101 تا 104
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ اوضاع نابسامان و رو به زوال هخامنشیان بعد از مرگ خشایار شاه. تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، گرانتوسکی، ص 101 تا 104
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ سقوط امپراتوریٍ کشتار ،تجاوزگری و غارت ❌
⚠️ بعد از مرگ خشایار شاه با بالا گرفتن رقابتهای درون خانوادگیه هخامنشیان برای کسب تاج و تخت و جنگهای داخلی در قلمرو هخامنشی و حتی جنگهای بین ساتراپها ،باعث شد که قیامهای زیادی در سرتاسر قلمرو هخامنشی جهت استقلال طلبی روی دهد که رفتار بد حاکمان پارسی با مردم ساتراپ های این قلمرو بزرگ ، باعث شد که روز به روز هخامنشیان به لبه پرتگاه و سقوط و انحطاط کامل نزدیک شوند، در همین ایام خطری بزرگ و نوظهوری بنام اسکندر مقدونی فرزند فیلیپ دوم ، برای امپراتوری در حال زوال هخامنشی در حال شکل گیری بود. اسکندر در مقدونیه سپاهی منظم و آموزش دیده با شیوه های نوین جنگی با اسلحه و ابزار جدید را سازماندهی و آماده کرده بود.
⚠️ نخستین نبرد اسکندر با نیروی ها متحد ساتراپ های هخامنشی آسیای صغیر در نزدیکی رودخانه گرانیک اتفاق افتاد معروف به نبرد "گرانیک" بود، که نیروهای متحد ساتراپهای هخامنشی را در هم شکست، سپس شهرهای یونانی را تصرف کرد و به آنها خودمختاری داد، البته میزان این خودمختاری بستگی داشت به میزان وفاداری آن شهرها به مقدونی ها. ارتش داریوش سوم چون در خشکی حریف ارتش منظم مقدونی نبود، تلاش کرد که نبرد را به دریا ببرد و ارتباط اسکندر را با مقدونیه و یونان قطع کند و در همین راستا جزایری را در یونان تصرف کرد و حتی تلاش نمود مردم یونان را علیه اسکندر بشوراند که در این زمینه، داریوش سوم به موفقیتی نائل نگشت. در تابستان سال 333 پیش از میلاد اسکندر با عبور از "کیلیکی" وارد شمال سوریه شد و با ارتش هخامنشی به فرماندهی داریوش سوم روبرو گشت و در پاییز همان سال در مکانی بنام "ایس"(نبرد ایسوس) با سپاه هخامنشی نبرد سختی کرد و داریوش سوم از میدان جنگ گریخت و خانواده اش بدست اسکندر اسیر شد( ناگفته نماند که رفتار اسکندر با خانواده داریوش سوم بسیار محترمانه بود) در دمشق خزانه سیّار هخامنشیان به تصرف اسکندر در آمد و بعد از این پیروزی نیروهای مقدونی تمام آسیای صغیر را گرفتند و بعضی شهرها دلخواهانه تسلیم شدند مانند مصر و بعضی دیگر مقاومت سختی کردند مانند صور. اسکندر پس از ورود به معبد آمون توسط، کاهن بزرگ آمون فرمانروای کل جهان نامیده شد و اسکندر را پسر آمون و فرعون مصر لقب دادند و اسکندر هم به پاس این احترام، شهر اسکندریه را در مصر بنا نهاد. سپس نیروی های مقدونی شهرهای ساحلی و ثروتمند سوریه و فینیقه را به تصرف در آورند و اساسا ناوگان پارسی کارایی خود را در دریای اژه از دست داد. ناگفته نماند که داریوش سوم بعد از نبرد ایسوس نامه ای بدست سرادر مقدونی بنام "پارمن یُن" داد که به اسکندر برساند و در ازای دادن امتیازات و باج و دادن دخترش به اسکندر خواهان صلح شد که اسکندر نپذیرفت و خواهان تسلیم بلاشرط داریوش شد.
⚠️ داریوش سوم پس از فرار از میدان جنگ ایسوس ، نیروهای خود را سازماندهی کرد و در شمال بین النهرین موضع گرفت و آن ناحیه را اشغال نمود و خطوط مواصلاتی اسکندر را تهدید کرد، اسکندر خود را به شمال رساند و در نزدیکی گاوگامل یا "گوگمل" نبرد سختی درگرفت که داریوش سوم شکست خورد و دوباره از میدان جنگ گریخت!!
سپس اسکندر بسوی بابل رهسپار شد و بابل بدون جنگ تسلیم گشت و اسکندر دستور داد معابدی که بوسیله خشایار شاه تخریب شده بود را باسازی کنند و پس ازآن اسکندر عازم شوش و پاسارگاد وپرسپولیس شد و آنجا را فتح کرد و ثروت عظیم هخامنشیان( که حاصل باج و خراج و کشورگشایی های آنان بود) را تصرف نمود. داریوش به سمت سرزمین مادها رفت و هنوز امیدوار بود برای کسب پیروزی، و اسکندر در تعقیب او وقتی به نزدیکی دامغان رسید خبری شنید که "بس سوس" والی باختر و "برزانتیس" والی رخّج ، داریوش را اسیر کردند و اسکندر شتاب کرد که به آنجا برسد ولی بس سوس زخم مهلکی بر داریوش زد که پیش از رسیدن اسکندر، هلاک شد. به دستور اسکندر نعش داریوش با تشریفات و احترامات لازم به پاسارگاد برده شد و دفن گردید و این بود سقوط امپراتوری جنگ طلب و متجاوز و غارتگر هخامنشی از دودمان آریایی بدست اسکندر بزرگ.
📚 منابع:
تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، گرانتوسکی، ترجمه کشاورزی، ص113 و 114
تاریخ ایران از مادها تا انقراض ساسانیان،حسن پیرنیا، ص 109 و 111
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ بعد از مرگ خشایار شاه با بالا گرفتن رقابتهای درون خانوادگیه هخامنشیان برای کسب تاج و تخت و جنگهای داخلی در قلمرو هخامنشی و حتی جنگهای بین ساتراپها ،باعث شد که قیامهای زیادی در سرتاسر قلمرو هخامنشی جهت استقلال طلبی روی دهد که رفتار بد حاکمان پارسی با مردم ساتراپ های این قلمرو بزرگ ، باعث شد که روز به روز هخامنشیان به لبه پرتگاه و سقوط و انحطاط کامل نزدیک شوند، در همین ایام خطری بزرگ و نوظهوری بنام اسکندر مقدونی فرزند فیلیپ دوم ، برای امپراتوری در حال زوال هخامنشی در حال شکل گیری بود. اسکندر در مقدونیه سپاهی منظم و آموزش دیده با شیوه های نوین جنگی با اسلحه و ابزار جدید را سازماندهی و آماده کرده بود.
⚠️ نخستین نبرد اسکندر با نیروی ها متحد ساتراپ های هخامنشی آسیای صغیر در نزدیکی رودخانه گرانیک اتفاق افتاد معروف به نبرد "گرانیک" بود، که نیروهای متحد ساتراپهای هخامنشی را در هم شکست، سپس شهرهای یونانی را تصرف کرد و به آنها خودمختاری داد، البته میزان این خودمختاری بستگی داشت به میزان وفاداری آن شهرها به مقدونی ها. ارتش داریوش سوم چون در خشکی حریف ارتش منظم مقدونی نبود، تلاش کرد که نبرد را به دریا ببرد و ارتباط اسکندر را با مقدونیه و یونان قطع کند و در همین راستا جزایری را در یونان تصرف کرد و حتی تلاش نمود مردم یونان را علیه اسکندر بشوراند که در این زمینه، داریوش سوم به موفقیتی نائل نگشت. در تابستان سال 333 پیش از میلاد اسکندر با عبور از "کیلیکی" وارد شمال سوریه شد و با ارتش هخامنشی به فرماندهی داریوش سوم روبرو گشت و در پاییز همان سال در مکانی بنام "ایس"(نبرد ایسوس) با سپاه هخامنشی نبرد سختی کرد و داریوش سوم از میدان جنگ گریخت و خانواده اش بدست اسکندر اسیر شد( ناگفته نماند که رفتار اسکندر با خانواده داریوش سوم بسیار محترمانه بود) در دمشق خزانه سیّار هخامنشیان به تصرف اسکندر در آمد و بعد از این پیروزی نیروهای مقدونی تمام آسیای صغیر را گرفتند و بعضی شهرها دلخواهانه تسلیم شدند مانند مصر و بعضی دیگر مقاومت سختی کردند مانند صور. اسکندر پس از ورود به معبد آمون توسط، کاهن بزرگ آمون فرمانروای کل جهان نامیده شد و اسکندر را پسر آمون و فرعون مصر لقب دادند و اسکندر هم به پاس این احترام، شهر اسکندریه را در مصر بنا نهاد. سپس نیروی های مقدونی شهرهای ساحلی و ثروتمند سوریه و فینیقه را به تصرف در آورند و اساسا ناوگان پارسی کارایی خود را در دریای اژه از دست داد. ناگفته نماند که داریوش سوم بعد از نبرد ایسوس نامه ای بدست سرادر مقدونی بنام "پارمن یُن" داد که به اسکندر برساند و در ازای دادن امتیازات و باج و دادن دخترش به اسکندر خواهان صلح شد که اسکندر نپذیرفت و خواهان تسلیم بلاشرط داریوش شد.
⚠️ داریوش سوم پس از فرار از میدان جنگ ایسوس ، نیروهای خود را سازماندهی کرد و در شمال بین النهرین موضع گرفت و آن ناحیه را اشغال نمود و خطوط مواصلاتی اسکندر را تهدید کرد، اسکندر خود را به شمال رساند و در نزدیکی گاوگامل یا "گوگمل" نبرد سختی درگرفت که داریوش سوم شکست خورد و دوباره از میدان جنگ گریخت!!
سپس اسکندر بسوی بابل رهسپار شد و بابل بدون جنگ تسلیم گشت و اسکندر دستور داد معابدی که بوسیله خشایار شاه تخریب شده بود را باسازی کنند و پس ازآن اسکندر عازم شوش و پاسارگاد وپرسپولیس شد و آنجا را فتح کرد و ثروت عظیم هخامنشیان( که حاصل باج و خراج و کشورگشایی های آنان بود) را تصرف نمود. داریوش به سمت سرزمین مادها رفت و هنوز امیدوار بود برای کسب پیروزی، و اسکندر در تعقیب او وقتی به نزدیکی دامغان رسید خبری شنید که "بس سوس" والی باختر و "برزانتیس" والی رخّج ، داریوش را اسیر کردند و اسکندر شتاب کرد که به آنجا برسد ولی بس سوس زخم مهلکی بر داریوش زد که پیش از رسیدن اسکندر، هلاک شد. به دستور اسکندر نعش داریوش با تشریفات و احترامات لازم به پاسارگاد برده شد و دفن گردید و این بود سقوط امپراتوری جنگ طلب و متجاوز و غارتگر هخامنشی از دودمان آریایی بدست اسکندر بزرگ.
📚 منابع:
تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، گرانتوسکی، ترجمه کشاورزی، ص113 و 114
تاریخ ایران از مادها تا انقراض ساسانیان،حسن پیرنیا، ص 109 و 111
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ سقوط ماشین کشتار، تجاوز و غارتگری هخامنشیان بدست اسکندر بزرگ.
تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، گرانتوسکی، ترجمه کشاورزی ص 113 و 114
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، گرانتوسکی، ترجمه کشاورزی ص 113 و 114
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ سقوط ماشین کشتار، تجاوز و غارتگری هخامنشیان بدست اسکندر بزرگ.
تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، گرانتوسکی، ترجمه کشاورزی ص 113 و 114
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، گرانتوسکی، ترجمه کشاورزی ص 113 و 114
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ صلحی که داریوش پس از فرار از میدان جنگ ایسوس خواهان آن بود و حتی حاضر شد ناموسش را به اسکندر دهد( غیرت آریایی!)، ولی اسکندر بزرگ نپذیرفت و خواهان تسلیم بی قیدو شرط داریوش شد.
🆔 @IRRealHistory
🆔 @IRRealHistory
⚠️ مرگ داریوش سوم بدست حاکمان قلمرو هخامنشی و احترام و رفتار مودبانه اسکندر بزرگ با نعش داریوش.
تاریخ ایران از مادها تا انقراض ساسانیان، حسن پیرنیا، ص111
🆔 @IRRealHistory
تاریخ ایران از مادها تا انقراض ساسانیان، حسن پیرنیا، ص111
🆔 @IRRealHistory
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⚠️بخشی از سخنان زیبای اسکندر مقدونی مقابل جنگ طلبی های داریوش سوم در فیلم اسکندر کبیر. حتما ببینید و باز نشر کنید✅
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⚠️ گریختن داریوش سوم از میدان جنگ و مرگ داریوش بدست حاکمان قلمرو هخامنشی و سپس ادای احترام اسکندر بزرگ به نعش داریوش سوم. فیلم اسکندر کبیر
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ تصویر اسکندر مقدونی بروی سکه مقدونی همراه با دو شاخ نصب شده بر سربندش در دو طرف سر
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ به چه دلیل اسکندر، کاخ پرسپولیس را به آتش کشید ❌
⚠️ روش و مرام اسکندر در عملیات گسترده نظامی که جهت سقوط هخامنشیان انجام داد اولا این بود که به یک امپراتوری بزرگ و ظالم و جنایتکار و کشتارگر پایان دهد ، خب اینکار جز با جنگ انجام پذیر نبود ، اصولا در آن زمان ساقط کردن هر حکومت ظالمی با جنگ و گرفتن قلمرو آن بدست رقیب انجام میشد. اسکندر در فتوحاتش حسن نیتش را نشان داد و مانند هخامنشیان از کشتار مردم لذت نمیبرد، چرا که کشورهایی مانند بابل و مصر طبق در خواست اسکندر تسلیم شدند و هیچ کشتار و تخریبی در آن صورت نگرفت بلکه اسکندر به آبادانی و پیشرفت آنها کمک کرد و معابدشان را بازسازی نمود و شهرهای جدیدی را در آن کشورها بنا نهاد و اگر کشوری خودش طالب و خواستار جنگ بود، اسکندر با آن میجنگید.
دوما،بعضی ادعا دارند که چون بعضی ساتراپ های هخامنشی مثلا صور یا غزه مقاومت کردند و گزینه جنگ را انتخاب کردند ، بخاطر این بوده که علاقه شدیدی به هخامنشیان داشتند، خب کوته فکری تا چه حد?! از زمان داریوش و کمبوجیه و سایر شاهان هخامنشی ساتراپ های هخامنشی چه بابل چه مصر چه شوش و خوزستان و همدان و بلوچستان و ارمنستان و.... بارها و بارها علیه هخامنشیان شوریدند و قیام استقلال طلبی کردند چون نمیخواستند زیر سلطه شاهان ظالم هخامنشی باشند، و سرکوب این قیامها بدست داریوش بزرگ در کتیبه بیستون مستند وجود دارد یا سرکوب قیامهای آزادی خواهی مردم بدست کمبوجیه و سایر شاهان هخامنشی در تاریخ وجود دارد، پس در نفرت مردم ساتراپ ها از هخامنشیان شکی نیست اما فرمانروایان ساتراپ ها طبق نظام اُلیگارشی هخامنشیان از نزدیکان و وابستگان شاه هخامنشی بودند یا از ترس مجبور به اطاعت از هخامنشیان بودند. پس اگر ساتراپی مقابل اسکندر تسلیم نشد، به این دلیل بود که فرمانروای ساتراپ از خود هخامنشیان بود و یا بخاطر ترس از ارتش هخامنشیان خود را تسلیم اسکندر نکرد و گزینه جنگ را انتخاب نمود برای کشتن اسکندر و سپاهش. و این کوروش بود که بطور ناگهانی و غافلگیرانه عادت داشت بر دشمن حمله کند و آن را غارت نماید.
سوما، اسکندر از داریوش سوم خواسته بود که خودش را بلاشرط تسلیم کند و قصد کشتن داریوش را نداشت زیرا که حسن نیتش را در مهربانی به خانواده اسیر شده داریوش نشان داده بود و دیگر اینکه داریوش بدست خود والیان هخامنشی کشته شد، و نه اسکندر. اما عده ای میگویند که کوروش بخاطر صفات اخلاقی برجسته شاهان کشورهای مغلوب را نمیکشت ولی طبق یک متن تاریخی سنتی رومانیایی بنام "رویدادنگاری موکسالیه" دقیقا بیان شده که کوروش پادشاهان اسیر را نمیکشت بلکه بر دهان آنها افسار میزد و آنها را خفت و خواری میداد.
⚠️ اما چرا اسکندر پرسپولیس را آتش زد: اول اینکه بخاطر انتقام از هخامنشیان که معابد یونان را آتش زدند مانند کشتار زنان و کودکانی که به معبد آکروپلیس پناه برده بودند. و دوم اینکه با آتش زدن پرسپولیس که هم پایتخت بود هم مرکز مقدس هخامنشیان بود، تمام مردم مشرق زمین از سقوط هخامنشیان آگاه شوند و کلا قطع امید کنند از دوام هخامنشیان.
‼️ ناگفته نماند که اسکندر، از آتش زدن پرسپولیس پشیمان شدن و خودش معترف بود و این پشیمانی ناشی از انصاف اسکندر است. اما کوروش و داریوش و سایر شاهان هخامنشی هیچگاه از کشتار انسانها و نابودی شهرها اظهار پشیمانی نکردند، چون کشتار و غارتگری را اصولا بد نمیدانستند.
📚 منابع:
تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، گرانتوسکی، ص155
روح القوانین منتسکیو،ص282 و 288 و 289
فرمانهای شاهنشاهان هخامنشی، رالف نورمن شارپ، ترجمه کتیبه بیستون داریوش، ص 40 الی 76
کوروش نامه گزنفون،ترجمه مشایخی ص 214و 215و220و221
تاریخ هرودوت، کتاب اول ، بند 88 و 89 و177 و178
داریوش و ایرانیان ، والتر هینتس ،ترجمه رجبی ص103
رنجهای بشری، غیاث آبادی، ص 36 و 37. به نقل از رویدادنگاری موکسالیه
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ روش و مرام اسکندر در عملیات گسترده نظامی که جهت سقوط هخامنشیان انجام داد اولا این بود که به یک امپراتوری بزرگ و ظالم و جنایتکار و کشتارگر پایان دهد ، خب اینکار جز با جنگ انجام پذیر نبود ، اصولا در آن زمان ساقط کردن هر حکومت ظالمی با جنگ و گرفتن قلمرو آن بدست رقیب انجام میشد. اسکندر در فتوحاتش حسن نیتش را نشان داد و مانند هخامنشیان از کشتار مردم لذت نمیبرد، چرا که کشورهایی مانند بابل و مصر طبق در خواست اسکندر تسلیم شدند و هیچ کشتار و تخریبی در آن صورت نگرفت بلکه اسکندر به آبادانی و پیشرفت آنها کمک کرد و معابدشان را بازسازی نمود و شهرهای جدیدی را در آن کشورها بنا نهاد و اگر کشوری خودش طالب و خواستار جنگ بود، اسکندر با آن میجنگید.
دوما،بعضی ادعا دارند که چون بعضی ساتراپ های هخامنشی مثلا صور یا غزه مقاومت کردند و گزینه جنگ را انتخاب کردند ، بخاطر این بوده که علاقه شدیدی به هخامنشیان داشتند، خب کوته فکری تا چه حد?! از زمان داریوش و کمبوجیه و سایر شاهان هخامنشی ساتراپ های هخامنشی چه بابل چه مصر چه شوش و خوزستان و همدان و بلوچستان و ارمنستان و.... بارها و بارها علیه هخامنشیان شوریدند و قیام استقلال طلبی کردند چون نمیخواستند زیر سلطه شاهان ظالم هخامنشی باشند، و سرکوب این قیامها بدست داریوش بزرگ در کتیبه بیستون مستند وجود دارد یا سرکوب قیامهای آزادی خواهی مردم بدست کمبوجیه و سایر شاهان هخامنشی در تاریخ وجود دارد، پس در نفرت مردم ساتراپ ها از هخامنشیان شکی نیست اما فرمانروایان ساتراپ ها طبق نظام اُلیگارشی هخامنشیان از نزدیکان و وابستگان شاه هخامنشی بودند یا از ترس مجبور به اطاعت از هخامنشیان بودند. پس اگر ساتراپی مقابل اسکندر تسلیم نشد، به این دلیل بود که فرمانروای ساتراپ از خود هخامنشیان بود و یا بخاطر ترس از ارتش هخامنشیان خود را تسلیم اسکندر نکرد و گزینه جنگ را انتخاب نمود برای کشتن اسکندر و سپاهش. و این کوروش بود که بطور ناگهانی و غافلگیرانه عادت داشت بر دشمن حمله کند و آن را غارت نماید.
سوما، اسکندر از داریوش سوم خواسته بود که خودش را بلاشرط تسلیم کند و قصد کشتن داریوش را نداشت زیرا که حسن نیتش را در مهربانی به خانواده اسیر شده داریوش نشان داده بود و دیگر اینکه داریوش بدست خود والیان هخامنشی کشته شد، و نه اسکندر. اما عده ای میگویند که کوروش بخاطر صفات اخلاقی برجسته شاهان کشورهای مغلوب را نمیکشت ولی طبق یک متن تاریخی سنتی رومانیایی بنام "رویدادنگاری موکسالیه" دقیقا بیان شده که کوروش پادشاهان اسیر را نمیکشت بلکه بر دهان آنها افسار میزد و آنها را خفت و خواری میداد.
⚠️ اما چرا اسکندر پرسپولیس را آتش زد: اول اینکه بخاطر انتقام از هخامنشیان که معابد یونان را آتش زدند مانند کشتار زنان و کودکانی که به معبد آکروپلیس پناه برده بودند. و دوم اینکه با آتش زدن پرسپولیس که هم پایتخت بود هم مرکز مقدس هخامنشیان بود، تمام مردم مشرق زمین از سقوط هخامنشیان آگاه شوند و کلا قطع امید کنند از دوام هخامنشیان.
‼️ ناگفته نماند که اسکندر، از آتش زدن پرسپولیس پشیمان شدن و خودش معترف بود و این پشیمانی ناشی از انصاف اسکندر است. اما کوروش و داریوش و سایر شاهان هخامنشی هیچگاه از کشتار انسانها و نابودی شهرها اظهار پشیمانی نکردند، چون کشتار و غارتگری را اصولا بد نمیدانستند.
📚 منابع:
تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، گرانتوسکی، ص155
روح القوانین منتسکیو،ص282 و 288 و 289
فرمانهای شاهنشاهان هخامنشی، رالف نورمن شارپ، ترجمه کتیبه بیستون داریوش، ص 40 الی 76
کوروش نامه گزنفون،ترجمه مشایخی ص 214و 215و220و221
تاریخ هرودوت، کتاب اول ، بند 88 و 89 و177 و178
داریوش و ایرانیان ، والتر هینتس ،ترجمه رجبی ص103
رنجهای بشری، غیاث آبادی، ص 36 و 37. به نقل از رویدادنگاری موکسالیه
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ دلایل سوزانده شده کاخ پرسپولیس بدست اسکندر. تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، گرانتوسکی ،ص115
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
Forwarded from ناگفتههای ایران باستان و تاریخ
⚠️ کوروش هخامنشی دشمن حقوق بشر. روح القوانین، منتسکیو، ترجمه مهتدی، ص 282
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
Forwarded from ناگفتههای ایران باستان و تاریخ
⚠️ برخی از خصوصیات اسکندر مقدونی از زبان منتسکیو. روح القوانین، ترجمه مهتدی، ص 288
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
Forwarded from ناگفتههای ایران باستان و تاریخ
⚠️ کوروش سرزمینها را مانند گل، لگد مال کرد. داریوش و ایرانیان، والتر هینتس، شر ماهی، ترجمه پرویز رجبی ص103
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory