⚠️ ازدواج با محارم در ایران باستان و پیش از اسلام. ایران در زمان ساسانیان، کریستین سن، ترجمه یاسمی، ص 234 و 235
🆔 @IRRealHistory
🆔 @IRRealHistory
⚠️ ازدواج نخستین شاه زرتشتی با خواهر خود. متون پهلوی، جاماسب جی دستور منوچهر جی جاماسب، گزارش سعید عریان، ص56، اقتباس از متون پهلوی یادگار زریران.
🆔 @IRRealHistory
🆔 @IRRealHistory
❌ کندن پوست مجرمان، عادتی رایج در حکومت دینی_زرتشتی ساسانیان❌
⚠️ بهرام بن هرمز بن شاپور از شاهان ساسانی مردی بردبار و آرام و نیک رفتار بود. مانی زندیق را بکشت و پوست کند و پوستش را پر از کاه کرد و بر دروازه ای از دروازه های جندی شاپور ( که اینک دروازه مانی خوانده میشود) بیاویخت.
⚠️ عجیب هست که ما از شاهان نیک رفتار و بردبار و آرام ساسانی که به دین زرتشتی بودند چنین جنایات دهشتناکی میبینیم حال اگر شاه ساسانی بردبار نبود یا کمی خشن بود که دیگر تصور جنایاتش واقعا غیر ممکن بود که به چه شکل سبعانه ای باشد.
📚منبع:
تاریخ کامل ابن اثیر، ج2، ص453، ترجمه روحانی
الکامل فی التاریخ، ابن اثیر الجزری، المجلد الاول، دارالفکر العلمیه، لبنان ،بیروت، ص300
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ بهرام بن هرمز بن شاپور از شاهان ساسانی مردی بردبار و آرام و نیک رفتار بود. مانی زندیق را بکشت و پوست کند و پوستش را پر از کاه کرد و بر دروازه ای از دروازه های جندی شاپور ( که اینک دروازه مانی خوانده میشود) بیاویخت.
⚠️ عجیب هست که ما از شاهان نیک رفتار و بردبار و آرام ساسانی که به دین زرتشتی بودند چنین جنایات دهشتناکی میبینیم حال اگر شاه ساسانی بردبار نبود یا کمی خشن بود که دیگر تصور جنایاتش واقعا غیر ممکن بود که به چه شکل سبعانه ای باشد.
📚منبع:
تاریخ کامل ابن اثیر، ج2، ص453، ترجمه روحانی
الکامل فی التاریخ، ابن اثیر الجزری، المجلد الاول، دارالفکر العلمیه، لبنان ،بیروت، ص300
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ کندن پوست مجرمان امری رایج در حکومت زرتشتی ساسانیان. تاریخ کامل ابن اثیر جزری، ترجمه روحانی، ج2، ص 453
🆔 @IRRealHistory
🆔 @IRRealHistory
⚠️ کندن پوست مجرمان امری رایج در حکومت زرتشتی ساسانیان. الکامل فی التاریخ ابن اثیر الجزری، المجلد الاول،دارالفکرالعلمیه،لبنان،بیروت ص 300
🆔 @IRRealHistory
🆔 @IRRealHistory
❌ کشتار ایرانیان و مزدکیان بدست انوشیروان ساسانی ❌
⚠️ خسرو انوشيروان ساسانی فرزند قباد در دوره پادشاهی خود(531-579 میلادی)، بسیاری از جنبش های مردمی را به شکل خشونت باری سرکوب نمود. از آن جمله میتوان به قتل عام مردم بلوچستان و نیز کشتار مردم گیلان و دیلمان اشاره کرد(1)
مزدک پسر بامداد نیز از کسانی بود که جنبشی اجتماعی علیه حکومت قباد (پدر انوشیروان) به راه انداخت و با اعتراض به نظام ظالمانه طبقاتی حاکمان ساسانی، طرفداران و حامیان بسیاری در ایران یافت و سرانجام او و پیروانش بدست انوشیروان ساسانی سرکوب شدند. ناگفته نماند انوشیروان خود از مروّجین و موافقان نظام طبقاتی در ایران بود(2)
ماجرای کشتار بیرحمانه مزدک و پیروانش بدست انوشیروان، در منابع ایرانی، عربی و رومی آمده است. در شاهنامه میخوانیم که قباد در آغاز به مزدک علاقهمند بود، اما پس از گذشت چندی از عقائد وی متنفر شد، لذا مزدک را در اختیار انوشیروان قرار داد تا او و پیروانش را نابود کند(3)
اسناد و گزارشهای تاریخی حاکی از آن است که تنها در نصف روز هشتاد هزار مزدکی (که زندیق نامیده میشدند)، قتل عام شدند و مزدک نیز پوست کنده شد(4)
اسناد و روایات تاریخی، تعداد مزدکیانی که بدست انوشیروان کشته شدند را تا یکصدهزار تن نیز درج کرده اند(5)
برخی منابع تاریخی نیز تعداد ایرانیانی که به جرم پیروی از مزدک کشته شدند، را با عباراتی همچون "بیشمار" و "بسیار" و ... بیان کرده اند(6)
شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی نیز آمار مزدکیان کشته شده بدست انوشیروان را بیش از صدهزار نفر میداند (7)👇
بدو گفت هر كو برين دين اوست
مبادا يكى را بِتَن مغز و پوست
بدان راه بد نامور صدهزار
بفرزند گفت آن زمان شهريار
كه با اين سران هرچ خواهى بكن
ازين پس ز مزدك مگردان سخن
بدرگاه كسرى يكى باغ بود
كه ديوار او برتر از راغ بود
پس از اینکه مردمان مزدکی را در باغی گرد آوردند، همه را قتل عام نمودند:
بكشتندشان هم بسان درخت
ز بر پاى و زيرش سر آگنده سخت
در ادامه، سرانجام مزدک را بیان میکند:
نگون بخت را زنده بر دار كرد
سر مرد بىدين نگون سار كرد
ازآن پس بكشتش بباران تير
تو گر باهشى راه مزدک مگير
‼️ اما جالب است بدانید که نام اصلی انوشیروان، خسرو یا کسری بود. ولی بعد از کشتار و سرکوب مزدکیان، به پاس خدمت به موبدان زرتشتی و اشراف، از سوی آنان "انوشگروان" یعنی روان جاوید نامیده شد که امروزه به صورت انوشیروان تلفظ میشود(8)
‼️اما نکته با اهمیت دیگر این است که بر اساس کتب تاریخی، پس از کشتار مزدکیان، موبدان زرتشتی کتابها و کتابخانههای مزدکی را نیز به آتش کشیدند،( اثبات کتابسوزی بدست زرتشتیان) تا هرگونه عقاید و دانشی که به مزدک و آیینش ربط داشته نابود گردد(9)
موبدان زرتشتی پس از این کتاب سوزی، هر چه توانستند در تحریف و ناپسند جلوه دادن عقاید مزدک کوشیدند. البته منابع رومی نیز از سرکوب و کشتار مزدکیان به دست انوشیروان ساسانی خبر دادهاند. چنانکه بازانس مسیحی صحنه قتل پیروان مزدک را از نزدیک و عیناً دیده و ثبت نمود(10)
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
📚منابع :👇👇👇👇👇
⚠️ خسرو انوشيروان ساسانی فرزند قباد در دوره پادشاهی خود(531-579 میلادی)، بسیاری از جنبش های مردمی را به شکل خشونت باری سرکوب نمود. از آن جمله میتوان به قتل عام مردم بلوچستان و نیز کشتار مردم گیلان و دیلمان اشاره کرد(1)
مزدک پسر بامداد نیز از کسانی بود که جنبشی اجتماعی علیه حکومت قباد (پدر انوشیروان) به راه انداخت و با اعتراض به نظام ظالمانه طبقاتی حاکمان ساسانی، طرفداران و حامیان بسیاری در ایران یافت و سرانجام او و پیروانش بدست انوشیروان ساسانی سرکوب شدند. ناگفته نماند انوشیروان خود از مروّجین و موافقان نظام طبقاتی در ایران بود(2)
ماجرای کشتار بیرحمانه مزدک و پیروانش بدست انوشیروان، در منابع ایرانی، عربی و رومی آمده است. در شاهنامه میخوانیم که قباد در آغاز به مزدک علاقهمند بود، اما پس از گذشت چندی از عقائد وی متنفر شد، لذا مزدک را در اختیار انوشیروان قرار داد تا او و پیروانش را نابود کند(3)
اسناد و گزارشهای تاریخی حاکی از آن است که تنها در نصف روز هشتاد هزار مزدکی (که زندیق نامیده میشدند)، قتل عام شدند و مزدک نیز پوست کنده شد(4)
اسناد و روایات تاریخی، تعداد مزدکیانی که بدست انوشیروان کشته شدند را تا یکصدهزار تن نیز درج کرده اند(5)
برخی منابع تاریخی نیز تعداد ایرانیانی که به جرم پیروی از مزدک کشته شدند، را با عباراتی همچون "بیشمار" و "بسیار" و ... بیان کرده اند(6)
شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی نیز آمار مزدکیان کشته شده بدست انوشیروان را بیش از صدهزار نفر میداند (7)👇
بدو گفت هر كو برين دين اوست
مبادا يكى را بِتَن مغز و پوست
بدان راه بد نامور صدهزار
بفرزند گفت آن زمان شهريار
كه با اين سران هرچ خواهى بكن
ازين پس ز مزدك مگردان سخن
بدرگاه كسرى يكى باغ بود
كه ديوار او برتر از راغ بود
پس از اینکه مردمان مزدکی را در باغی گرد آوردند، همه را قتل عام نمودند:
بكشتندشان هم بسان درخت
ز بر پاى و زيرش سر آگنده سخت
در ادامه، سرانجام مزدک را بیان میکند:
نگون بخت را زنده بر دار كرد
سر مرد بىدين نگون سار كرد
ازآن پس بكشتش بباران تير
تو گر باهشى راه مزدک مگير
‼️ اما جالب است بدانید که نام اصلی انوشیروان، خسرو یا کسری بود. ولی بعد از کشتار و سرکوب مزدکیان، به پاس خدمت به موبدان زرتشتی و اشراف، از سوی آنان "انوشگروان" یعنی روان جاوید نامیده شد که امروزه به صورت انوشیروان تلفظ میشود(8)
‼️اما نکته با اهمیت دیگر این است که بر اساس کتب تاریخی، پس از کشتار مزدکیان، موبدان زرتشتی کتابها و کتابخانههای مزدکی را نیز به آتش کشیدند،( اثبات کتابسوزی بدست زرتشتیان) تا هرگونه عقاید و دانشی که به مزدک و آیینش ربط داشته نابود گردد(9)
موبدان زرتشتی پس از این کتاب سوزی، هر چه توانستند در تحریف و ناپسند جلوه دادن عقاید مزدک کوشیدند. البته منابع رومی نیز از سرکوب و کشتار مزدکیان به دست انوشیروان ساسانی خبر دادهاند. چنانکه بازانس مسیحی صحنه قتل پیروان مزدک را از نزدیک و عیناً دیده و ثبت نمود(10)
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
📚منابع :👇👇👇👇👇
(1) بنگرید به مقاله «قتل عام مردم گیلان و دیلمان به دستور انوشیروان» و «قتل عام مردم بلوچستان به دست انوشیروان» که در کانال ناگفته های ایران باستان بطور مفصل بحث و ارائه اسناد شده.
(2) بنگرید به مقاله «حکومتِ انوشیروان ، بر پایه تبعیض و اختلاف طبقاتی» و «جزئیاتی از نظام طبقاتی ایران باستان، آنچه نمیخواهند ما بدانیم !» و «گاتها و ترویج نظام ظالمانهی طبقاتی» و «نظام طبقاتی و ترویج بردهداری در ایران باستان»
(3) شاهنامه، بر اساس نسخـــهی چاپ مســـکو، بیــت 37480 به بعد...، در فهرست: "آویختـــن خســـرو، مـزدک را و کشتــــــــن وی"
(4) ابوسعيد گرديزى، زين الاخبار، ترجمه و تصحیح عبدالحى حبيبى، تهران: دنياى كتاب، 1363. ص84
(5) سرپرسى سايـــكس، تاريخ ايــران، ترجمه: سيد محمدتقى فخر داعى گيلانى، تهــــــــران: انتشارات افســـــــــــون، 1380. ج1، ص 618
و حسن پیرنیا، تاريخ ايران باستان، تهران: انتشارات دنیای کتاب، 1375. ج4، ص2784
ابن اثير جزرى، تاريخ كامل بزرگ اسلام و ايران، ترجمه: عباس خليلى، ابو القاسم حالت، تهران: مؤسسه مطبوعات علمى، 1371. ج5، ص51
میترا مهرآبادی، شاهنامه فردوسی به نثر پارسی، تهران: نشر روزگار، 1379. ج3، ص 224 به بعد...
(6) احمد بن على ابن مسكويه، تجارب الامم، تهران: سروش، 1369. ج1، ص162و 169 و 170
و احمد بن على ابن مسكويه، تجارب الامم، ج1، علینقی منزوی نشر توس ص 162
محمد بن جرير طبرى، تاريخ طبری، ترجمه: ابو القاسم پاينده، تهران: نشر اساطیر، 1375. ج2، ص 646
ابوحنيفه دينورى،اخبار الطوال،ترجمه محمود مهدوى دامغانى،تهران: نشرنی، 1383،ص 96
مجمل التواريخ و القصص، به تصحیح ملكالشعراء بهار، تهران: کلاله خاور، ص 73 و 74
(7) شاهنامــــــه، بر اساس نسخـــــهی چاپ مســـــکو، بیت 37426-37483، در فهرست: "آویختـــــــن خســــــــرو، مــــزدک را و کشتــــــن وی"
(8) سرپرســـــــى سايـــــــكس، تاريخ ايـــــــران، ترجمــــــه: سيد محــــــــمدتقى فخر داعى گيلانى، تهــــــــران: انتشاراتافســـــــــــون، 1380. ج1، ص 618
و مرتضى راوندى، تاريخ اجتماعى ايران، تهران: انتشارات نگاه، 1382. ج1، ص688
(9) مرتضى راوندى، تاريخ اجتماعى ايران، تهران: انتشارات نگاه، 1382. ج1، ص654
و آرتور كرستينسن، ايران در زمان ساسانيان، ترجمه: رشيد ياسمى، تهران،صدای معاصر1385. ص 260
(10) مرتضى راوندى، تاريخ اجتماعى ايران، تهران: انتشارات نگاه، 1382. ج1، ص654
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
(2) بنگرید به مقاله «حکومتِ انوشیروان ، بر پایه تبعیض و اختلاف طبقاتی» و «جزئیاتی از نظام طبقاتی ایران باستان، آنچه نمیخواهند ما بدانیم !» و «گاتها و ترویج نظام ظالمانهی طبقاتی» و «نظام طبقاتی و ترویج بردهداری در ایران باستان»
(3) شاهنامه، بر اساس نسخـــهی چاپ مســـکو، بیــت 37480 به بعد...، در فهرست: "آویختـــن خســـرو، مـزدک را و کشتــــــــن وی"
(4) ابوسعيد گرديزى، زين الاخبار، ترجمه و تصحیح عبدالحى حبيبى، تهران: دنياى كتاب، 1363. ص84
(5) سرپرسى سايـــكس، تاريخ ايــران، ترجمه: سيد محمدتقى فخر داعى گيلانى، تهــــــــران: انتشارات افســـــــــــون، 1380. ج1، ص 618
و حسن پیرنیا، تاريخ ايران باستان، تهران: انتشارات دنیای کتاب، 1375. ج4، ص2784
ابن اثير جزرى، تاريخ كامل بزرگ اسلام و ايران، ترجمه: عباس خليلى، ابو القاسم حالت، تهران: مؤسسه مطبوعات علمى، 1371. ج5، ص51
میترا مهرآبادی، شاهنامه فردوسی به نثر پارسی، تهران: نشر روزگار، 1379. ج3، ص 224 به بعد...
(6) احمد بن على ابن مسكويه، تجارب الامم، تهران: سروش، 1369. ج1، ص162و 169 و 170
و احمد بن على ابن مسكويه، تجارب الامم، ج1، علینقی منزوی نشر توس ص 162
محمد بن جرير طبرى، تاريخ طبری، ترجمه: ابو القاسم پاينده، تهران: نشر اساطیر، 1375. ج2، ص 646
ابوحنيفه دينورى،اخبار الطوال،ترجمه محمود مهدوى دامغانى،تهران: نشرنی، 1383،ص 96
مجمل التواريخ و القصص، به تصحیح ملكالشعراء بهار، تهران: کلاله خاور، ص 73 و 74
(7) شاهنامــــــه، بر اساس نسخـــــهی چاپ مســـــکو، بیت 37426-37483، در فهرست: "آویختـــــــن خســــــــرو، مــــزدک را و کشتــــــن وی"
(8) سرپرســـــــى سايـــــــكس، تاريخ ايـــــــران، ترجمــــــه: سيد محــــــــمدتقى فخر داعى گيلانى، تهــــــــران: انتشاراتافســـــــــــون، 1380. ج1، ص 618
و مرتضى راوندى، تاريخ اجتماعى ايران، تهران: انتشارات نگاه، 1382. ج1، ص688
(9) مرتضى راوندى، تاريخ اجتماعى ايران، تهران: انتشارات نگاه، 1382. ج1، ص654
و آرتور كرستينسن، ايران در زمان ساسانيان، ترجمه: رشيد ياسمى، تهران،صدای معاصر1385. ص 260
(10) مرتضى راوندى، تاريخ اجتماعى ايران، تهران: انتشارات نگاه، 1382. ج1، ص654
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ کشتار هشتاد هزار مزدکی بدست انوشیروان ساسانی، زین الاخبار ابوسعید گردیزی، ترجمه حبیبی، ص84
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ کشتار یکصد هزار مزدکی بدست انوشیروان ساسانی. تاریخ ایران، سرپرسی سایکس،ترجمه گیلانی ص 618
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ قتل عام مزدکیان بدست انوشیروان ساسانی. تجارب الامم ابن مسکویه، ترجمه علینقی منزوی،ص 162 ج1
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ قتل عام مزدک و پیروانش بدست خسرو انوشیروان ساسانی، مجمل التواریخ و القصص به تصحیح ملک الشعرای بهار،ص73 و 74
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ انجام کتابسوزی بدستور موبدان زرتشتی علیه کتب مزدکیان. ایران در زمان ساسانیان، کریستین سن،ترجمه یاسمی،ص260
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ زن رُبایی فریدون پسر آبتین به کمک یکی از ایزدان زرتشتی بنام آناهیتا❌
⚠️ در ابتدا یک شبهه و یک ادعای باستانگرایان آریایی را جواب میدهیم که ادعا دارند: آستیاگ آخرین پادشاه ماد همان ضحاک ماردوش یا آژی دهاک شاهنامه و اوستاست.
✅ پاسخ به شبهه👇
اولا که آژی دهاک ذکر شده در اوستا طبق یشتها، بخش آبان یشت، کرده نهم بند34 ، دارای سه کله و شش چشم بوده و از دیوها میباشد که آستیاگ آخرین پادشاه ماد هرگز چنین خصوصیتی نداشته و هیچ انسانی با این خصوصیات در تاریخ ثبت نشده.
دوما، ضحاک شاهنامه پسر مرداس است و محل حکومتش بابل بوده در حالیکه محل حکومت آستیاگ پادشاه ماد در همدان ( هگمتانه) بوده و نام پدرش هووخشتره بود.
سوما، ضحاک ماردوش پس از کشتن پدرش به پادشاهی میرسد اما آستیاگ پدرش را به قتل نمی رساند و پس از مرگ هووخشتره به پادشاهی میرسد.
چهارما، نژاد ضحاک ماردوش سامی بوده و پادشاه تازیان در بابل ولی آستیاگ از مادها بوده و پادشاهیش در ایران بوده
پنجما، ضحاک ماردوش پادشاهی افسانه ای بود و هزار سال پادشاهی کرده ولی آستیاگ پادشاهی افسانه ای نبوده و مدت حکومتش 35 سال بوده (بین سالهای 585 تا 550 پیش از میلاد)
ششما، ضحاک ماردوش بدست فریدون پسر آبتین شکست خورد و در کوه دماوند به بند کشیده شده و مرگ اورا به کام خود فرو برد اما آستیاگ پادشاه ماد پس از شکست از کوروش از پادشاهیش خلع شد ولی کوروش اورا نگهداری و مراقبت کرد زیرا که پدربزرگش بود.
هفتما، فریدون که ضحاک را شکست هرگز نمیتواند کوروش باشد که آستیاگ را شکست داد، زیرا که فریدون فرزند آبتین و فرانک بود و کوروش فرزند کمبوجیه اول و ماندانا است. و خنده دار است که باستانگرایان آریایی یکبار ادعا میکنند کیخسرو شاهنامه همان کوروش است، وقتی با دلایل مستند ادعایشان نقض میشود میروند سراغ کوروش یابی در شاهنامه و اینبار تلاش میکنند فریدون را به جای کوروش قالب کنند به افکار عمومی که بازهم تیرشان به سنگ خورد.
هشتما، ضحاک ماردوش شاهنامه بخاطر دو بوسه ای که ابلیس( که آشپز ضحاک بود) بر دو کتفش زد، دو مار از شانه هایش بیرون زد و هر روز باید دو جوان را میکشت تا مغز آن دو جوان خوراک مارها گردد و جان ضحاک حفظ گردد که این خصوصیات در هیچ سند تاریخی برای آستیاگ پادشاه ماد ذکر نشده و عده ای باستانگرای ساده لوح میخواهند اینطور توجیه کنند که چون آستیاگ فرزند هارپارگ را کشت پس ، آستیاگ همان ضحاک است. اما:
فرزند هارپاگ، کودک بود و جوان نبود مانند جوانانی که ضحاک روزی دو نفر از آنها را برای مارهای روی دوشش میکشت.
دیگر اینکه آستیاگ دستور داد با گوشت پسر هارپاگ غذایی درست کنند و به میهمانها بدهند زیرا که کوروش را پیدا شده بود و آستیاگ ازین بابت خوشحال بود. پس ماجرا اینطور نبود که آستیاگ مغز کودکی را به مارهایش بدهد چون که یک مغز کافی نبود و باید دو نفر کشته میشد و علت کشته شدن فرزند هارپاگ به این دلیل بود که از فرمان آستیاگ سرپیچی کرده بود در زمان گذشته. پس باز هم آستیاگ پادشاه ماد ربطی به ضحاک یا آژی دهاک ندارد.
نهما، آستیاگ دینش مزدیسنا بود ولی ضحاک ماردوش یا آژی دهاک دینش مزدیسنا نبود و طبق اوستا از دیوان و دیو پرستان بود.
⚠️دلایل بسیار است، اما اگر شخصی اهل منطق و انصاف و مطالعه باشد درک خواهد کرد که آستیاگ پادشاه ماد نمیتواند آژی دهاک یا ضحاک ماردوش باشد.
باستانگراها خیلی علاقه دارند که اگر کمی شباهت بین دو شخصیت وجود داشت سریعا به نفع خود تاریخ سازی و شخصیت سازی کنند. ادعای آستیاگ بودن ضحاک ماردوش بحدی خنده دار و کوته فکرانه است که ادعا کنیم چنگیز مغول همان اسکندر مقدونی است.
⚠️ عزیزان باستانگرا، هر گردی ، گردو نیست.
‼️ اما خباثتی دیگر از آناهیتا، ایزد زرتشتی در اوستا آبان یشت بیان شده:
«فریدون فرزند آبتین از آناهیتا درخواست کمک میکند تا ضحاک یا همان آژی دهاک را شکست دهد و دو زن ضحاک بنام "سنگهوک" و "ارنوک" را تصاحب کند و برُباید و جالب است که آناهیتا برای این زن رُبایی به فریدون کمک میکند.
📚 منابع:
اوستا ،آبان یشت، کرده نهم بند 34 ص 303 ، ج1، جلیل دوستخواه.
تاریخ ماد دیاکونوف ص 513 الی 521
ایران از آغاز تا اسلام رومن گریشمن 132 و 133
تاریخ ایران باستان، حسن پیرنیا جلد1 ص210 تا 213
شاهنامه فردوسی، پادشاهی ضحاک.
‼️ به علت زیاد شدن صفحات، بخشی از اسکنها نمایش داده میشود لطفا پس از دانلود منابع اشاره شده و صفحاتش مراجعه کنید و مطالعه نمایید.
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ در ابتدا یک شبهه و یک ادعای باستانگرایان آریایی را جواب میدهیم که ادعا دارند: آستیاگ آخرین پادشاه ماد همان ضحاک ماردوش یا آژی دهاک شاهنامه و اوستاست.
✅ پاسخ به شبهه👇
اولا که آژی دهاک ذکر شده در اوستا طبق یشتها، بخش آبان یشت، کرده نهم بند34 ، دارای سه کله و شش چشم بوده و از دیوها میباشد که آستیاگ آخرین پادشاه ماد هرگز چنین خصوصیتی نداشته و هیچ انسانی با این خصوصیات در تاریخ ثبت نشده.
دوما، ضحاک شاهنامه پسر مرداس است و محل حکومتش بابل بوده در حالیکه محل حکومت آستیاگ پادشاه ماد در همدان ( هگمتانه) بوده و نام پدرش هووخشتره بود.
سوما، ضحاک ماردوش پس از کشتن پدرش به پادشاهی میرسد اما آستیاگ پدرش را به قتل نمی رساند و پس از مرگ هووخشتره به پادشاهی میرسد.
چهارما، نژاد ضحاک ماردوش سامی بوده و پادشاه تازیان در بابل ولی آستیاگ از مادها بوده و پادشاهیش در ایران بوده
پنجما، ضحاک ماردوش پادشاهی افسانه ای بود و هزار سال پادشاهی کرده ولی آستیاگ پادشاهی افسانه ای نبوده و مدت حکومتش 35 سال بوده (بین سالهای 585 تا 550 پیش از میلاد)
ششما، ضحاک ماردوش بدست فریدون پسر آبتین شکست خورد و در کوه دماوند به بند کشیده شده و مرگ اورا به کام خود فرو برد اما آستیاگ پادشاه ماد پس از شکست از کوروش از پادشاهیش خلع شد ولی کوروش اورا نگهداری و مراقبت کرد زیرا که پدربزرگش بود.
هفتما، فریدون که ضحاک را شکست هرگز نمیتواند کوروش باشد که آستیاگ را شکست داد، زیرا که فریدون فرزند آبتین و فرانک بود و کوروش فرزند کمبوجیه اول و ماندانا است. و خنده دار است که باستانگرایان آریایی یکبار ادعا میکنند کیخسرو شاهنامه همان کوروش است، وقتی با دلایل مستند ادعایشان نقض میشود میروند سراغ کوروش یابی در شاهنامه و اینبار تلاش میکنند فریدون را به جای کوروش قالب کنند به افکار عمومی که بازهم تیرشان به سنگ خورد.
هشتما، ضحاک ماردوش شاهنامه بخاطر دو بوسه ای که ابلیس( که آشپز ضحاک بود) بر دو کتفش زد، دو مار از شانه هایش بیرون زد و هر روز باید دو جوان را میکشت تا مغز آن دو جوان خوراک مارها گردد و جان ضحاک حفظ گردد که این خصوصیات در هیچ سند تاریخی برای آستیاگ پادشاه ماد ذکر نشده و عده ای باستانگرای ساده لوح میخواهند اینطور توجیه کنند که چون آستیاگ فرزند هارپارگ را کشت پس ، آستیاگ همان ضحاک است. اما:
فرزند هارپاگ، کودک بود و جوان نبود مانند جوانانی که ضحاک روزی دو نفر از آنها را برای مارهای روی دوشش میکشت.
دیگر اینکه آستیاگ دستور داد با گوشت پسر هارپاگ غذایی درست کنند و به میهمانها بدهند زیرا که کوروش را پیدا شده بود و آستیاگ ازین بابت خوشحال بود. پس ماجرا اینطور نبود که آستیاگ مغز کودکی را به مارهایش بدهد چون که یک مغز کافی نبود و باید دو نفر کشته میشد و علت کشته شدن فرزند هارپاگ به این دلیل بود که از فرمان آستیاگ سرپیچی کرده بود در زمان گذشته. پس باز هم آستیاگ پادشاه ماد ربطی به ضحاک یا آژی دهاک ندارد.
نهما، آستیاگ دینش مزدیسنا بود ولی ضحاک ماردوش یا آژی دهاک دینش مزدیسنا نبود و طبق اوستا از دیوان و دیو پرستان بود.
⚠️دلایل بسیار است، اما اگر شخصی اهل منطق و انصاف و مطالعه باشد درک خواهد کرد که آستیاگ پادشاه ماد نمیتواند آژی دهاک یا ضحاک ماردوش باشد.
باستانگراها خیلی علاقه دارند که اگر کمی شباهت بین دو شخصیت وجود داشت سریعا به نفع خود تاریخ سازی و شخصیت سازی کنند. ادعای آستیاگ بودن ضحاک ماردوش بحدی خنده دار و کوته فکرانه است که ادعا کنیم چنگیز مغول همان اسکندر مقدونی است.
⚠️ عزیزان باستانگرا، هر گردی ، گردو نیست.
‼️ اما خباثتی دیگر از آناهیتا، ایزد زرتشتی در اوستا آبان یشت بیان شده:
«فریدون فرزند آبتین از آناهیتا درخواست کمک میکند تا ضحاک یا همان آژی دهاک را شکست دهد و دو زن ضحاک بنام "سنگهوک" و "ارنوک" را تصاحب کند و برُباید و جالب است که آناهیتا برای این زن رُبایی به فریدون کمک میکند.
📚 منابع:
اوستا ،آبان یشت، کرده نهم بند 34 ص 303 ، ج1، جلیل دوستخواه.
تاریخ ماد دیاکونوف ص 513 الی 521
ایران از آغاز تا اسلام رومن گریشمن 132 و 133
تاریخ ایران باستان، حسن پیرنیا جلد1 ص210 تا 213
شاهنامه فردوسی، پادشاهی ضحاک.
‼️ به علت زیاد شدن صفحات، بخشی از اسکنها نمایش داده میشود لطفا پس از دانلود منابع اشاره شده و صفحاتش مراجعه کنید و مطالعه نمایید.
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ کمک آناهیتا ایزد زرتشتیان به فریدون برای زن رُبایی و تصاحب زنان ضحاک. اوستا، آبان یشت، کرده نهم، بند33 الی35، جلیل دوستخواه، ج1
🆔 @IRRealHistory
🆔 @IRRealHistory
⚠️ اثبات اینکه آستیاگ پادشاه ماد شخصیتی متفاوت از ضحاک ماردوش یا آژی دهاک است. ایران از آغاز تا اسلام ،رومن گریشمن، ص132و133
🆔 @IRRealHistory
🆔 @IRRealHistory
⚠️ اثبات اینکه آستیاگ پادشاه ماد شخصیتی متفاوت از ضحاک ماردوش یا آژی دهاک است. ایران از آغاز تا اسلام ،رومن گریشمن، ص132و133
🆔 @IRRealHistory
🆔 @IRRealHistory
⚠️ آستیاگ از تعالیم و دین مغان استفاده میکرد. در واقع به دین مزدیسنا بود. تاریخ ماد دیاکونوف ص511
🆔 @IRRealHistory
🆔 @IRRealHistory
⚠️ازدواج بهمن پسر اسفندیار(پادشاه زرتشتی) با دخترش همای چهرزاد و آبستن شدنش از بهمن. شاهنامه فردوسی،بخش5(پادشاهی بهمن پسر اسفندیار)
🆔 @IRRealHistory
🆔 @IRRealHistory
❌آیا هخامنشیان از خود هنری داشتند؟❌
⚠️با توجه به منابع تاریخی از مورخان و کتیبه های موجود به وضوح مشخص است که هخامنشیان همه چیز را از اقوامی که مسخر آنها بوده اند می آموختند ، افلاطون معتقد است نابودی پارسها که از زمان کمبوجیه شروع شد ، به دلیل تربیت فرزندان کوروش ، به دست زنان یا خواجگان بوده است و اساسا آن را تربیتی فاسد می داند.
⚠️هرودوت علت گرد آمدن پارس ها ، اطراف کوروش را همین موضوع می داند که چون فاتحان پارسی ، پیشرفت و تحول چندانی نداشته اند ، ناچار همه چیز را از اقوامی که مسخر و مغلوب آنها بودند ، می آموختند .
⚠️ویل دورانت نیز می گوید : چنان به نظر میرسد که پارسیان، جز هنر زندگی، هیچ هنری به فرزندان خود نمی آموخته اند. ادبیات در نظر ایشان همچون تجملی بود که به آن کمتر نیازمند بودند، و علوم را همچون کالاهایی میدانستند که وارد کردن آنها از بابل امکان پذیر بود؛ گرچه تمایلی به شعر و افسانه های خیالی داشتند، این کار را بر عهده مزدوران و طبقات پست اجتماع می گذاشتند، و لذت سخن گفتن و نکته پردازي و لطیفه گویی در گفت و شنید را برتر از لذت خاموشی و تنهایی و مطالعه و خواندن کتاب می شمردند. شعر را، بیش از آنکه از روی نوشته بخوانند، از راه آوازخوانی می شنیدند؛ با مردن خنیاگران، شعر نیز از میان رفت.
همچنین برای اثبات علوم وارداتی و مسخر شده از سایر ملل مغلوب بنگرید به کتیبه DSF داریوش در شوش
در بند های 1 تا 7 بعد از تمجید از خود و اهورا مزدا آمده است که :
⚠️8. و زمینی که رو به پایین کنده شد و شنی که ریخته شد و خشتی که زده شد : مردم بابل این کار را کردند.
⚠️9. چوب سدر از کوهی به نام لبنان آورده شد؛ مردم آشور آن را آوردند تا بابل ؛ از بابل ، کاریها و یونانیان آن را تا شوش آوردند
⚠️10. طلایی که در اینجا کار گذاشته شد از لیدی و از باختر (بلخ) آورده شد ؛ لاجورد و عقیقی که در اینجا کار گذاشته شد از سغدیانه آورده شد.
فیروزه ای که در اینجا کار گذاشته شد از خوارزم آورده شد.
⚠️11. نقره و آبنوس از مصر آورده شد ، تزییناتی که با آن دیوارها تزیین شده اند از ایونی آورده شد،
عاجی که در اینجا کار گذاشته شد از حبشه ، هند و ارخوزی آورده شد
⚠️12. ستونهای سنگی که در اینجا گذاشته شدند از روستایی به نام ابیرادو ، از عیلام آورده شدند،
تراشکارانی که سنگ را تراش دادند از یونانیان و لیدیایی ها بودند.
⚠️13. زرگرانی که زرگری کردند از مادها و از مصریان بوده اند ، مردمانی که چوب کار کردند از لیدیایی ها و از مصریان بوده اند ، مردانی که خشت زدند از بابلیان بوده اند ، مردانی که دیوار را تزیین کردند از مادها و مصریان بوده اند
⚠️14. داریوش شاه می گوید: در شوش بسیاری ( کارهای ) زیبا فرمان داده شد ، بسیاری از کارهای زیبا کرده شد، اهورامزدا مرا بپایر و پدرم ویشتاسپه ..
📚منابع :
کتیبه های هخامنشی ، پیر لوکوک ، ص 280 تا 284
تاریخ تمدن ،مشرق زمین گاهواره تمدن، ویل دورانت، ص 32و 33و 293و 294 و 1843
از کوروش تا اسکندر پیر برایان ، ص 12
فرمانهای شاهنشاهان هخامنشی. رالف نورمن شارپ. ص 98و99
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️با توجه به منابع تاریخی از مورخان و کتیبه های موجود به وضوح مشخص است که هخامنشیان همه چیز را از اقوامی که مسخر آنها بوده اند می آموختند ، افلاطون معتقد است نابودی پارسها که از زمان کمبوجیه شروع شد ، به دلیل تربیت فرزندان کوروش ، به دست زنان یا خواجگان بوده است و اساسا آن را تربیتی فاسد می داند.
⚠️هرودوت علت گرد آمدن پارس ها ، اطراف کوروش را همین موضوع می داند که چون فاتحان پارسی ، پیشرفت و تحول چندانی نداشته اند ، ناچار همه چیز را از اقوامی که مسخر و مغلوب آنها بودند ، می آموختند .
⚠️ویل دورانت نیز می گوید : چنان به نظر میرسد که پارسیان، جز هنر زندگی، هیچ هنری به فرزندان خود نمی آموخته اند. ادبیات در نظر ایشان همچون تجملی بود که به آن کمتر نیازمند بودند، و علوم را همچون کالاهایی میدانستند که وارد کردن آنها از بابل امکان پذیر بود؛ گرچه تمایلی به شعر و افسانه های خیالی داشتند، این کار را بر عهده مزدوران و طبقات پست اجتماع می گذاشتند، و لذت سخن گفتن و نکته پردازي و لطیفه گویی در گفت و شنید را برتر از لذت خاموشی و تنهایی و مطالعه و خواندن کتاب می شمردند. شعر را، بیش از آنکه از روی نوشته بخوانند، از راه آوازخوانی می شنیدند؛ با مردن خنیاگران، شعر نیز از میان رفت.
همچنین برای اثبات علوم وارداتی و مسخر شده از سایر ملل مغلوب بنگرید به کتیبه DSF داریوش در شوش
در بند های 1 تا 7 بعد از تمجید از خود و اهورا مزدا آمده است که :
⚠️8. و زمینی که رو به پایین کنده شد و شنی که ریخته شد و خشتی که زده شد : مردم بابل این کار را کردند.
⚠️9. چوب سدر از کوهی به نام لبنان آورده شد؛ مردم آشور آن را آوردند تا بابل ؛ از بابل ، کاریها و یونانیان آن را تا شوش آوردند
⚠️10. طلایی که در اینجا کار گذاشته شد از لیدی و از باختر (بلخ) آورده شد ؛ لاجورد و عقیقی که در اینجا کار گذاشته شد از سغدیانه آورده شد.
فیروزه ای که در اینجا کار گذاشته شد از خوارزم آورده شد.
⚠️11. نقره و آبنوس از مصر آورده شد ، تزییناتی که با آن دیوارها تزیین شده اند از ایونی آورده شد،
عاجی که در اینجا کار گذاشته شد از حبشه ، هند و ارخوزی آورده شد
⚠️12. ستونهای سنگی که در اینجا گذاشته شدند از روستایی به نام ابیرادو ، از عیلام آورده شدند،
تراشکارانی که سنگ را تراش دادند از یونانیان و لیدیایی ها بودند.
⚠️13. زرگرانی که زرگری کردند از مادها و از مصریان بوده اند ، مردمانی که چوب کار کردند از لیدیایی ها و از مصریان بوده اند ، مردانی که خشت زدند از بابلیان بوده اند ، مردانی که دیوار را تزیین کردند از مادها و مصریان بوده اند
⚠️14. داریوش شاه می گوید: در شوش بسیاری ( کارهای ) زیبا فرمان داده شد ، بسیاری از کارهای زیبا کرده شد، اهورامزدا مرا بپایر و پدرم ویشتاسپه ..
📚منابع :
کتیبه های هخامنشی ، پیر لوکوک ، ص 280 تا 284
تاریخ تمدن ،مشرق زمین گاهواره تمدن، ویل دورانت، ص 32و 33و 293و 294 و 1843
از کوروش تا اسکندر پیر برایان ، ص 12
فرمانهای شاهنشاهان هخامنشی. رالف نورمن شارپ. ص 98و99
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
Forwarded from ناگفتههای ایران باستان و تاریخ
⚠️توصیف آریاییها در کتاب تاریخ تمدن ویل دورانت. ص 104وص293 نسخه PDF
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
Forwarded from ناگفتههای ایران باستان و تاریخ
⚠️توصیف آریاییها در کتاب تاریخ تمدن ویل دورانت. ص 105وص294 نسخه PDF
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory