⚠️ خیانت پهلوی دوم در تخریب بافت اسلامی پاسارگاد و زمینه سازی برای جعل این مکان به مقبره کوروش برای جشنهای 2500 ساله
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ خیانت پهلوی دوم در تخریب بافت اسلامی پاسارگاد و زمینه سازی برای جعل این مکان به مقبره کوروش برای جشنهای 2500 ساله
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ خیانت پهلوی دوم در تخریب بافت اسلامی پاسارگاد و زمینه سازی برای جعل این مکان به مقبره کوروش برای جشنهای 2500 ساله
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ خیانت پهلوی دوم در تخریب بافت اسلامی پاسارگاد و زمینه سازی برای جعل این مکان به مقبره کوروش برای جشنهای 2500 ساله
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ بالاخره کوروش هخامنشی در کدام گور است؟ ❌
1⃣ قسمت اول ✅
⚠️ مدتی است در مورد اینکه آیا مقبره موسوم به قبر کوروش در پاسارگاد، آرامگاه کوروش است یا نه، در فضاهای مجازی و غیر مجازی اختلافات زیادی رایج شده است. باستانگرایان و کوروش پرستان و مورخین متاثر از باستانگرایی با اطمینان قریب به یقین و بیشتر مواقع با یقینی بالاتر از هر اطمینانی، مدعی هستند که قبر کوروش همان بنایی است که در گذشته معروف به مشهد مادر سلیمان در پاسارگاد بوده. حمایت تمام قد رژیم پهلوی اول که اشتهای سیری ناپذیری برای ترویج باستانگرایی و هویت سازی شوینیستی داشت، باعث ثبت این مکان به عنوان اولین پایتخت هخامنشیان و محل قبر کوروش کبیر در سال 1310 شمسی صورت گرفت. بعد از تاسیس یونسکو در سال 1945 بالاخره دولت ایران موفق شد که این مکان را در یونسکو در سال 2004 به همین عنوان ثبت نماید یعنی بعد از 72 سال از زمان ثبت ملی اش!!!
⚠️اما مکان مذکور فاقد هرگونه بقایای یک شهر باستانی در دوره هخامنشی است. به جز بقایای ناچیز یک کاخ موسوم به کاخ کوروش که بر جعلی بودن آن استنادات فراوان است که خیانت باستان شناسان غربی و کاخ سازی برای کوروش را در دوره پهلوی اول به اثبات میرساند. جالب است بدانید که هیچ نشانه ای از شهر بودن پاسارگاد و حتی پایتخت بودن این شهر در دوره هخامنشی وجود ندارد. این چه پایتختی است که مردم روزگار کوروش در آن خانه نداشته اند؟
⚠️همچنین نشان می دهیم ادله و اسناد لازم برای ادعای وجود قبر کوروش در این مکان بسیار مخدوش و بی اعتبارند، و هیچ زمان سنجی تشعشعات کربنی(رادیو کربن) از این مکان تاکنون صورت نگرفته است.
اما وقتی به منابع تاریخی نگاه می کنیم هر چه بیشتر می خوانیم بیشتر بر تردید ها اضافه میشود در مورد وجود شهری یا پایتخت هخامنشیان در پاسارگاد و همچنین منسوب کردن مقبره موسوم به مادر سلیمان را برای کوروش .
⚠️ با توجه به اهمیت موضوع وتشدید اختلافات بنیادین، این نوشته دعوتی است از محققین و دولت و مجلس ایران تا با تشکیل یک تیم تحقیقاتی متشکل از محققین داخلی و خارجی و با نظارت سازمان های بی طرف بین المللی مانند یونسکو با استفاده از آخرین فن اوری های موجود و با اتخاذ بی طرفی کامل تکلیف این بنا را برای همیشه روشن کنند. ❗️آن را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است؟
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
1⃣ قسمت اول ✅
⚠️ مدتی است در مورد اینکه آیا مقبره موسوم به قبر کوروش در پاسارگاد، آرامگاه کوروش است یا نه، در فضاهای مجازی و غیر مجازی اختلافات زیادی رایج شده است. باستانگرایان و کوروش پرستان و مورخین متاثر از باستانگرایی با اطمینان قریب به یقین و بیشتر مواقع با یقینی بالاتر از هر اطمینانی، مدعی هستند که قبر کوروش همان بنایی است که در گذشته معروف به مشهد مادر سلیمان در پاسارگاد بوده. حمایت تمام قد رژیم پهلوی اول که اشتهای سیری ناپذیری برای ترویج باستانگرایی و هویت سازی شوینیستی داشت، باعث ثبت این مکان به عنوان اولین پایتخت هخامنشیان و محل قبر کوروش کبیر در سال 1310 شمسی صورت گرفت. بعد از تاسیس یونسکو در سال 1945 بالاخره دولت ایران موفق شد که این مکان را در یونسکو در سال 2004 به همین عنوان ثبت نماید یعنی بعد از 72 سال از زمان ثبت ملی اش!!!
⚠️اما مکان مذکور فاقد هرگونه بقایای یک شهر باستانی در دوره هخامنشی است. به جز بقایای ناچیز یک کاخ موسوم به کاخ کوروش که بر جعلی بودن آن استنادات فراوان است که خیانت باستان شناسان غربی و کاخ سازی برای کوروش را در دوره پهلوی اول به اثبات میرساند. جالب است بدانید که هیچ نشانه ای از شهر بودن پاسارگاد و حتی پایتخت بودن این شهر در دوره هخامنشی وجود ندارد. این چه پایتختی است که مردم روزگار کوروش در آن خانه نداشته اند؟
⚠️همچنین نشان می دهیم ادله و اسناد لازم برای ادعای وجود قبر کوروش در این مکان بسیار مخدوش و بی اعتبارند، و هیچ زمان سنجی تشعشعات کربنی(رادیو کربن) از این مکان تاکنون صورت نگرفته است.
اما وقتی به منابع تاریخی نگاه می کنیم هر چه بیشتر می خوانیم بیشتر بر تردید ها اضافه میشود در مورد وجود شهری یا پایتخت هخامنشیان در پاسارگاد و همچنین منسوب کردن مقبره موسوم به مادر سلیمان را برای کوروش .
⚠️ با توجه به اهمیت موضوع وتشدید اختلافات بنیادین، این نوشته دعوتی است از محققین و دولت و مجلس ایران تا با تشکیل یک تیم تحقیقاتی متشکل از محققین داخلی و خارجی و با نظارت سازمان های بی طرف بین المللی مانند یونسکو با استفاده از آخرین فن اوری های موجود و با اتخاذ بی طرفی کامل تکلیف این بنا را برای همیشه روشن کنند. ❗️آن را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است؟
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
⚠️ مستند افشای کاخ سازی برای کوروش توسط باستانشناسان غربی زمان پهلوی اول جهت ایجاد جریان باستانگرایی بوسیله خیانت و تحریف تاریخ
❗️ببینید و بازنشر کنید
🆔 @IRRealHistory
❗️ببینید و بازنشر کنید
🆔 @IRRealHistory
❌ بالاخره کوروش هخامنشی در کدام گور است? ❌
2⃣ قسمت دوم ✅
⚠️ آیا روی مقبره موسوم به کوروش (در اصل مشهد مادر سلیمان) یا جایی از آن نوشته ای یا کتبیه ای مبنی بر این که این گور متعلق به کوروش است وجود دارد? یا آیا حوالی این بنا اشیا مربوط به دوره کوروش پیدا شده است؟ پاسخ: نه!
⚠️سرنخ همه گمانه زنی ها به وجود یک کتیبه ای در عهد باستان در این مکان منتهی می شود که در زمان اسکندر دیده شده و گزارش شده است. اسکندرحدودا دویست سال بعد ازمرگ کورش ایران را فتح کرد.
اما ماجرای فرستادن کسانی به مقبره یا مشاهده مقبره توسط اسکندر را دو مورخ نقل کرده اند. یکی آریانوس یا آریان رومی و دیگری استرابوی یونانی
آریان ژنرال و مورخ رومی که حدود 100 تا 150 سال بعد از مسیح و حدودن 450 سال بعد از اشغال ایران توسط اسکندر در روم باستان زندگی می کرده متنی در مورد فتوحات اسکندر نوشته وگفته که اسکندر بعد از فتح ایران به محلی به نام پاسارگاد رفت و مقبره ای را یافت با کتیبه ای که در آن که معرف مقبره کوروش بود.
‼️ این مورخ رومی به هیچ سند یا مورخ قبلی ارجاع نمی دهد مگر نقل قول از یکی از ماموران اسکندرکه ۴۵۰ سال قبل از خودش درمورد قبر کوروش عنوان شده است!
‼️استرابو مورخ یونانی هم حدود 20 الی 60 سال بعد از مسیح می زیست یعنی حدود 370 سال بعد از اشغال ایران توسط اسکندر و باز براساس نقل قول نوشته است.
⚠️آریان و استرابو نوشته اندکه اریستوبولس از جانب اسکندر مامور می شود که به آرامگاه کوروش برود. وی می گوید که ارامگاه اتاقی با در ورودی بسیار باریکی بود که یک نفر به زور می توانست وارد شود. اتاقک روی یک پایه سنگی مستطیل شکل بناشده بود که متشکل از قطعات سنگ مربعی بریده شده بود. اتاقک داری سقف سنگی بود
‼️چنین توصیفی با قبر موجود تطابق کامل ندارد. اولا قبر کوروش روی یک پایه سنگی نیست بلکه روی یک سری پلکان سنگی است. ثانیا هرچند بنا مستطیلی است اما سنگهای زیر بنا هم مستطیلی بریده شده اند و درب وردی آن به آن تنگی توصیف شده نیست.
‼️آریان از شاهد مذکور نقل قول می کند که روی آرامگاه کوروش نوشتهای به خط میخی پارسی باستان وجود داشت به این مضمون:
ای انسان. من کوروش پسر کمبوجیه هستم، که شاهنشاهی پارس را بنیاد کردم و شاه (کل) آسیا بودم. پس به این آرامگاه بر من رشک مبر.
اما تحقیقات جدید درستی وجود چنین نوشتهای در آرامگاه کوروش را زیر سؤال بردهاست!!
‼️داندامایف مورخ مشهور روسی که به تازگی درسال 2017 فوت شد معتقد است که جملهٔ «بر من رشک مبر» به وضوح دلالت دارد بر اینکه کتیبهٔ مزبور از آرامگاه کوروش اخذ نشده است. به گفتهٔ وی در هیچ یک از کتیبههای هخامنشیان نظیر چنین مطلبی دیده نمیشود ولی از طرف دیگر «رشک میبرم» غالباً بر سنگ آرامگاههای یونانی دیده میشود. وانگهی به نظر داندامایف اصلاً این عبارات مخالف تصور پارسیان قرن ششم(پیش از میلاد) دربارهٔ ناپایداری و عدم ثبات عظمت و بزرگی زمین است، در حالیکه مولفان یونانی برای این مطلب اهمیت خاصی قائلاند.
اما استرابون:
استرابون متن کتیبهٔ دیگری در آرامگاه کوروش را به نقل از اُنِسیکْریت آوردهاست: «اینجا آرامگاه من کوروش شاهنشاه است» . در روایت انسیکریت این کتیبه به دو زبان فارسی [باستان] و یونانی ولی هر دو به خط فارسی آمده بود!!! داندامایف مضمون و اسلوب این کتیبه را که خالی از نظرات فلسفی یونانیان است به آنِ کتیبههای سایر پادشاهان هخامنشی نزدیک میداند. ولی در وجودش — بدان نحو که توصیف شدهاست — تردید میکند. چه به عقیدهٔ وی به خط میخی نمیتوان زبان یونانی را نوشت! به علاوه، او انسیکریت را با توجه به روایت هایش از عجایب هند، نظیر داستان اسب آبی و مارهایی به طول ۴ متر، راوی موثقی نمیداند.(پس انسیکریت فاقد اعتبار است)
⚠️دیوید استروناخ باستان شناس اسکاتلندی از دانشگاه برکلی کالیفرنیا در کتاب پاسارگاد به یونانی بودن قبر منسوب به کوروش اعتراف می کند.
مهندسان یونانی سبک خاصی براي ابنیه هاي خود به کار میبردند که یکی از آنها علامتگذاري سنگهاي ابنیه بوده است. به متن زیر توجه کنید:
«در دیدارهاي تل تخت بیش از 70 علامت مربوط به سنگتراشان تقابل جالبی را با علائم » شناخته شده در تخت جمشید ارائه میکند… جالب است که علائم سنگتراشان در تل شروع میشوند، ساختار تختگاه به دو گروه وسیع تقسیم شده. علائمی که با حرف U مشخص شده اند در نیمه جنوبی دیده میشوند، در نیمه شمالی تختگاه و علائمی که با حرف H دیده میشوند.» ( آستروناخ، پاسارگاد، ص 38 )
ویلهلم بارتفلد در کتاب جغرافیای تاریخی ایران صفحه 190 می نویسد که پژوهشگران در این که این جا آرامگاه کوروش ست اتفاق نظر ندارند. بنا از نظر تزئینات داخلی شبیه گورهای لیکیه و پامفیلیاست و در مشخصات بیرونی آن آثار معماری یونانی دیده می شود.
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇
2⃣ قسمت دوم ✅
⚠️ آیا روی مقبره موسوم به کوروش (در اصل مشهد مادر سلیمان) یا جایی از آن نوشته ای یا کتبیه ای مبنی بر این که این گور متعلق به کوروش است وجود دارد? یا آیا حوالی این بنا اشیا مربوط به دوره کوروش پیدا شده است؟ پاسخ: نه!
⚠️سرنخ همه گمانه زنی ها به وجود یک کتیبه ای در عهد باستان در این مکان منتهی می شود که در زمان اسکندر دیده شده و گزارش شده است. اسکندرحدودا دویست سال بعد ازمرگ کورش ایران را فتح کرد.
اما ماجرای فرستادن کسانی به مقبره یا مشاهده مقبره توسط اسکندر را دو مورخ نقل کرده اند. یکی آریانوس یا آریان رومی و دیگری استرابوی یونانی
آریان ژنرال و مورخ رومی که حدود 100 تا 150 سال بعد از مسیح و حدودن 450 سال بعد از اشغال ایران توسط اسکندر در روم باستان زندگی می کرده متنی در مورد فتوحات اسکندر نوشته وگفته که اسکندر بعد از فتح ایران به محلی به نام پاسارگاد رفت و مقبره ای را یافت با کتیبه ای که در آن که معرف مقبره کوروش بود.
‼️ این مورخ رومی به هیچ سند یا مورخ قبلی ارجاع نمی دهد مگر نقل قول از یکی از ماموران اسکندرکه ۴۵۰ سال قبل از خودش درمورد قبر کوروش عنوان شده است!
‼️استرابو مورخ یونانی هم حدود 20 الی 60 سال بعد از مسیح می زیست یعنی حدود 370 سال بعد از اشغال ایران توسط اسکندر و باز براساس نقل قول نوشته است.
⚠️آریان و استرابو نوشته اندکه اریستوبولس از جانب اسکندر مامور می شود که به آرامگاه کوروش برود. وی می گوید که ارامگاه اتاقی با در ورودی بسیار باریکی بود که یک نفر به زور می توانست وارد شود. اتاقک روی یک پایه سنگی مستطیل شکل بناشده بود که متشکل از قطعات سنگ مربعی بریده شده بود. اتاقک داری سقف سنگی بود
‼️چنین توصیفی با قبر موجود تطابق کامل ندارد. اولا قبر کوروش روی یک پایه سنگی نیست بلکه روی یک سری پلکان سنگی است. ثانیا هرچند بنا مستطیلی است اما سنگهای زیر بنا هم مستطیلی بریده شده اند و درب وردی آن به آن تنگی توصیف شده نیست.
‼️آریان از شاهد مذکور نقل قول می کند که روی آرامگاه کوروش نوشتهای به خط میخی پارسی باستان وجود داشت به این مضمون:
ای انسان. من کوروش پسر کمبوجیه هستم، که شاهنشاهی پارس را بنیاد کردم و شاه (کل) آسیا بودم. پس به این آرامگاه بر من رشک مبر.
اما تحقیقات جدید درستی وجود چنین نوشتهای در آرامگاه کوروش را زیر سؤال بردهاست!!
‼️داندامایف مورخ مشهور روسی که به تازگی درسال 2017 فوت شد معتقد است که جملهٔ «بر من رشک مبر» به وضوح دلالت دارد بر اینکه کتیبهٔ مزبور از آرامگاه کوروش اخذ نشده است. به گفتهٔ وی در هیچ یک از کتیبههای هخامنشیان نظیر چنین مطلبی دیده نمیشود ولی از طرف دیگر «رشک میبرم» غالباً بر سنگ آرامگاههای یونانی دیده میشود. وانگهی به نظر داندامایف اصلاً این عبارات مخالف تصور پارسیان قرن ششم(پیش از میلاد) دربارهٔ ناپایداری و عدم ثبات عظمت و بزرگی زمین است، در حالیکه مولفان یونانی برای این مطلب اهمیت خاصی قائلاند.
اما استرابون:
استرابون متن کتیبهٔ دیگری در آرامگاه کوروش را به نقل از اُنِسیکْریت آوردهاست: «اینجا آرامگاه من کوروش شاهنشاه است» . در روایت انسیکریت این کتیبه به دو زبان فارسی [باستان] و یونانی ولی هر دو به خط فارسی آمده بود!!! داندامایف مضمون و اسلوب این کتیبه را که خالی از نظرات فلسفی یونانیان است به آنِ کتیبههای سایر پادشاهان هخامنشی نزدیک میداند. ولی در وجودش — بدان نحو که توصیف شدهاست — تردید میکند. چه به عقیدهٔ وی به خط میخی نمیتوان زبان یونانی را نوشت! به علاوه، او انسیکریت را با توجه به روایت هایش از عجایب هند، نظیر داستان اسب آبی و مارهایی به طول ۴ متر، راوی موثقی نمیداند.(پس انسیکریت فاقد اعتبار است)
⚠️دیوید استروناخ باستان شناس اسکاتلندی از دانشگاه برکلی کالیفرنیا در کتاب پاسارگاد به یونانی بودن قبر منسوب به کوروش اعتراف می کند.
مهندسان یونانی سبک خاصی براي ابنیه هاي خود به کار میبردند که یکی از آنها علامتگذاري سنگهاي ابنیه بوده است. به متن زیر توجه کنید:
«در دیدارهاي تل تخت بیش از 70 علامت مربوط به سنگتراشان تقابل جالبی را با علائم » شناخته شده در تخت جمشید ارائه میکند… جالب است که علائم سنگتراشان در تل شروع میشوند، ساختار تختگاه به دو گروه وسیع تقسیم شده. علائمی که با حرف U مشخص شده اند در نیمه جنوبی دیده میشوند، در نیمه شمالی تختگاه و علائمی که با حرف H دیده میشوند.» ( آستروناخ، پاسارگاد، ص 38 )
ویلهلم بارتفلد در کتاب جغرافیای تاریخی ایران صفحه 190 می نویسد که پژوهشگران در این که این جا آرامگاه کوروش ست اتفاق نظر ندارند. بنا از نظر تزئینات داخلی شبیه گورهای لیکیه و پامفیلیاست و در مشخصات بیرونی آن آثار معماری یونانی دیده می شود.
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇
⚠️ عدم همخوانی مقبره فعلی با توصیفات آریانوس و استرابو از مقبره کوروش.
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ ساختار جنوبی تختگاه مقبره دارای سنگهایی با حروف یونانی U. آستورناخ، پاسارگاد ص 38
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ ساختار شمالی تختگاه مقبره دارای سنگهایی با حروف یونانی H. آستورناخ، پاسارگاد ص 38
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ بالاخره کوروش هخامنشی در کدام گور است? ❌
3⃣ قسمت سوم ✅
⚠️همه شاهان هخامنشی که قبرشان را می دانیم، در مقبره های کنده شده داخل کوه در نقش رستم و تخت جمشید مدفون شده اند. اینکه فقط کوروش جداگانه و برخلاف سنت مقبره های هخامنشی در چنین مقبره ای متفاوت دفن شده باشد که شاهان قبل و بعد از کوروش هیچکدام چنین مقبره ای نداشتند. در اینکه کوروش زرتشتی نبوده است هیچ شکی نیست چون مطالب منشور عقیده مردوک پرستی(خدایان بابل) کوروش را به اعتراف خود کوروش بیان میکند. همچنین هیچ پادشاه بابلی در چنین مقبره ای دفن نشده است.
⚠️ معلوم نیست چرا وقتیکه اثبات شده که کوروش زرتشتی نبوده چرا باستانگرایان به هر دری می زنند که توجیه کنند چرا وی به جای دخمه در آرامگاهی روی زمین دفن شده است. و ادعاهای فرضی شان به قدری مضحک می شود که حتی جنبه ی داستان پردازی پیدا می کند و مدعی می شوند با گذاشتن جسد کوروش در اتاقک یا لای جرز بین اتاقک و سقف از تماس بدنش با خاک جلوگیری شده است. مشخص نیست گندیدگی و تعفن جنازه را چه گونه تحمل کرده اند! در حالیکه هیچ شاهدی از وجود چنین چیزی وجود ندارد. حداقل در سنگهاباید علائم نگه دارنده تابوت و سوراخهایی یا شکافی وجود داشته باشد! (طبق عقیده زرتشتیان دفن مردگان در خاک گناه بزرگی است و جزایش مرگ ارزان است)
⚠️هنوز هم ادله هاي دیگري براي اثبات یونانی بودن بناي پاسارگاد وجود دارد. اما چرا، اشیاء هخامنشی از میان خاكها و خرابه های پاسارگاد یافته نشده و بیرون کشیده نشده اند! و در مقابل آن تعداد بسیاري سکه با نامهای اسکندر، فیلیپ و تصاویر خدایان یونانی یافته شده است که در واقع حتی یک سکه هخامنشی در پاسارگاد یافت نشده است! آیا عجیب نیست که آستروناخ، هرتسفلد، سامی و دیگران، با تمام دقتی که در تشریح بناهای پاسارگاد به کار برده اند، آنگاه این علائم یونانی مانده بر گور کوروش را ندیده اند؟! براي توضیح بیشتر متن زیر را بخوانید:👇
⚠️ سکه های هلنی بدست آمده در کاوشهاي سال 1962 در تل تخت در پاسارگاد گویای یونانی بودن این بنا و متعلق بودن آن به دوره بعد از اسکندر مقدونی است. دو گروه اصلی سکه ها شامل دفینه 1 که همراه با جواهرات متفرقه در اتاق 82 بدست آمده و دفینه 2 که در دالان اتاق 187 پیدا شده که شامل: الف) سکه های ضرب شده برای اسکندر مقدونی که در خلال و بلافاصله بعد از مرگ وی ضرب شده. ب) سکه های سلوکوس اول ( آستروناخ – پاسارگاد ص 28 ) « که عمدتاً در تخت جمشید ضرب شده است در واقع این باستان شناس ما که در کتاب خود به صورت پراکنده اذعان میکند که یافته های پاسارگاد یونانی میباشد، آنگاه به چه دلیل این بنا را هخامنشی معرفی میکند؟؟؟؟
سکه هایی که در پاسارگاد کشف شده همه یونانی بوده. تاکنون هیچ سکه هخامنشی در پاسارگاد پیدا نشده است.
خب، پس چطور ادعا میکنند که این بنا مربوط به هخامنشیان است??!!!!
⚠️در نظریه، معیار و شاخص، تعیین قدمت اشیا است. که آیا کوزه و پیه سوز های سفالی پیدا شده مربوط به دوره هخامنشی هستند؟
تصاویری قدیمی از پیه سوز و کوزه های سفالی پیدا شده در منطقه پاسارگاد منتشر شده است که به دروه هخامنشی منسوب شده است در سایت جعل پرداز خردگان. سوال این که آیا از این سفالها زمان سنجی تشعشعی(رادیوکربن) شده است?? چه علامت یا نشانه ای در مورد هخامنشی بودن آنها وجود دارد؟ پیه سوز و سفال ها که قرنها بلکه هزاران سال بدون تغییر بوده اند چه گونه تعلق خود به یک دوره خاص را اثبات می کنند. آیا وقتی اسکندر به ایران لشکر کشیده ایرانی ها ناگهان شیوه پیه سوز و شکل کوزه درست کردن خود را عوض کرده اند؟!
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
3⃣ قسمت سوم ✅
⚠️همه شاهان هخامنشی که قبرشان را می دانیم، در مقبره های کنده شده داخل کوه در نقش رستم و تخت جمشید مدفون شده اند. اینکه فقط کوروش جداگانه و برخلاف سنت مقبره های هخامنشی در چنین مقبره ای متفاوت دفن شده باشد که شاهان قبل و بعد از کوروش هیچکدام چنین مقبره ای نداشتند. در اینکه کوروش زرتشتی نبوده است هیچ شکی نیست چون مطالب منشور عقیده مردوک پرستی(خدایان بابل) کوروش را به اعتراف خود کوروش بیان میکند. همچنین هیچ پادشاه بابلی در چنین مقبره ای دفن نشده است.
⚠️ معلوم نیست چرا وقتیکه اثبات شده که کوروش زرتشتی نبوده چرا باستانگرایان به هر دری می زنند که توجیه کنند چرا وی به جای دخمه در آرامگاهی روی زمین دفن شده است. و ادعاهای فرضی شان به قدری مضحک می شود که حتی جنبه ی داستان پردازی پیدا می کند و مدعی می شوند با گذاشتن جسد کوروش در اتاقک یا لای جرز بین اتاقک و سقف از تماس بدنش با خاک جلوگیری شده است. مشخص نیست گندیدگی و تعفن جنازه را چه گونه تحمل کرده اند! در حالیکه هیچ شاهدی از وجود چنین چیزی وجود ندارد. حداقل در سنگهاباید علائم نگه دارنده تابوت و سوراخهایی یا شکافی وجود داشته باشد! (طبق عقیده زرتشتیان دفن مردگان در خاک گناه بزرگی است و جزایش مرگ ارزان است)
⚠️هنوز هم ادله هاي دیگري براي اثبات یونانی بودن بناي پاسارگاد وجود دارد. اما چرا، اشیاء هخامنشی از میان خاكها و خرابه های پاسارگاد یافته نشده و بیرون کشیده نشده اند! و در مقابل آن تعداد بسیاري سکه با نامهای اسکندر، فیلیپ و تصاویر خدایان یونانی یافته شده است که در واقع حتی یک سکه هخامنشی در پاسارگاد یافت نشده است! آیا عجیب نیست که آستروناخ، هرتسفلد، سامی و دیگران، با تمام دقتی که در تشریح بناهای پاسارگاد به کار برده اند، آنگاه این علائم یونانی مانده بر گور کوروش را ندیده اند؟! براي توضیح بیشتر متن زیر را بخوانید:👇
⚠️ سکه های هلنی بدست آمده در کاوشهاي سال 1962 در تل تخت در پاسارگاد گویای یونانی بودن این بنا و متعلق بودن آن به دوره بعد از اسکندر مقدونی است. دو گروه اصلی سکه ها شامل دفینه 1 که همراه با جواهرات متفرقه در اتاق 82 بدست آمده و دفینه 2 که در دالان اتاق 187 پیدا شده که شامل: الف) سکه های ضرب شده برای اسکندر مقدونی که در خلال و بلافاصله بعد از مرگ وی ضرب شده. ب) سکه های سلوکوس اول ( آستروناخ – پاسارگاد ص 28 ) « که عمدتاً در تخت جمشید ضرب شده است در واقع این باستان شناس ما که در کتاب خود به صورت پراکنده اذعان میکند که یافته های پاسارگاد یونانی میباشد، آنگاه به چه دلیل این بنا را هخامنشی معرفی میکند؟؟؟؟
سکه هایی که در پاسارگاد کشف شده همه یونانی بوده. تاکنون هیچ سکه هخامنشی در پاسارگاد پیدا نشده است.
خب، پس چطور ادعا میکنند که این بنا مربوط به هخامنشیان است??!!!!
⚠️در نظریه، معیار و شاخص، تعیین قدمت اشیا است. که آیا کوزه و پیه سوز های سفالی پیدا شده مربوط به دوره هخامنشی هستند؟
تصاویری قدیمی از پیه سوز و کوزه های سفالی پیدا شده در منطقه پاسارگاد منتشر شده است که به دروه هخامنشی منسوب شده است در سایت جعل پرداز خردگان. سوال این که آیا از این سفالها زمان سنجی تشعشعی(رادیوکربن) شده است?? چه علامت یا نشانه ای در مورد هخامنشی بودن آنها وجود دارد؟ پیه سوز و سفال ها که قرنها بلکه هزاران سال بدون تغییر بوده اند چه گونه تعلق خود به یک دوره خاص را اثبات می کنند. آیا وقتی اسکندر به ایران لشکر کشیده ایرانی ها ناگهان شیوه پیه سوز و شکل کوزه درست کردن خود را عوض کرده اند؟!
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ آیا شاهان هخامنشی در چنین مقبره های دفن میشدند به سبک یونانی?! که در هیچ جای سرزمین پارس چنین مقبره ای برای هیچ شاه هخامنشی ثبت نگردیده?☝️
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ شکل و سبک مقبره های شاهان هخامنشی در ایران در اصل به این شکل است( مقبره شاهان هخامنشی در نقش رستم)☝️
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRea
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRea
⚠️شیّادی و دروغپردازی سایت خردگان که سفالهای فاقد نوشتار و نقش را که هیچ آزمایش رادیو کربن رویشان انجام نشده را به دوره هخامنشی و پاسارگاد نسبت میدهد
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️شیّادی و دروغپردازی سایت خردگان که سفالهای فاقد نوشتار و نقش را که هیچ آزمایش رادیو کربن رویشان انجام نشده را به دوره هخامنشی و پاسارگاد نسبت میدهد
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️سکه های یافت شده درپاسارگاد که یونانی بوده با نقش اسکندر و فیلیپ و اصلا سکه هخامنشی در پاسارگاد یافت نشده.
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️سکه های یافت شده درپاسارگاد که یونانی بوده با نقش اسکندر و فیلیپ و اصلا سکه هخامنشی در پاسارگاد یافت نشده.
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ بالاخره کوروش هخامنشی در کدام گور است ? ❌
4⃣ قسمت چهارم ✅
⚠️ با توجه به معماری مقبره موسوم به مقبره کوروش آیا سبک مشابه این بنا در سایر ابنیه هخامنشی در فارس یا حتی در بین النهرین وجود دارد؟ نه!
⚠️این سبک مربعی پلکانی با سقف شیروانی را در منطقه یونان و رم و فینیقیه و غرب ترکیه و یک مورد در ارمنستان به وفور می توان یافت و همه به سبک هلنیستی یا یونانی معروف اند. یک نمونه مشابه «گوردختر دشتستان» است. این بنا نیز معلوم نیست متعلق به چه کسی است و اگر در مورد گور کوروش روایاتی هست در مورد این بنا هیچ چیزی وجود ندارد.
و اختلاف در انتساب بنا که درون آن حوضچه ای است (چرا حوضچه ؟) تنها براثر شباهت آن با قبر کوروش صورت گرفته است. عده ای گفته اند مال خواهر کورش است و به علت ابتدایی تر بودن گفته اند زودتر درست شده است. عده ای هم مانند شهبازی آن را به کوروش کوچک یا جوان پسر داریوش دوم منتسب کرده اند که به پادشاهی نرسید. حالا چرا کسی که به پادشاهی نرسیده است را باز در تخالف و تضاد با سایر گورهای دخمه ای شاهان هخامنشی در چنین ساختمانی جا داده اند معلوم نیست؟! همه این گمانه زنی ها که هیچ چیزی را ثابت نمی کند صرفا به خاطر تشابه موجود بین دوبناست.( خصوصا اینکه هیچ کتیبه ای دال بر هخامنشی بودن این مقبره ها وجود ندارد چه در گوردختر و چه در پاسارگاد)
⚠️ اما کسی نمی پرسد اگر سلوکی ها بنای پاسارگاد را به سبک یونانی برای یکی از حکام خود ساخته باشند چرا نباید بنای دیگری هم برای حاکم دیگری ساخته باشند؟ یعنی باز نظریه واقعیت را شکل داده نه برعکس!
⚠️وجود اختلافات فراوان و شدیدا متفاوت در مورد این بناها هرگز هیچ گونه اعتباری را برای فرضیات خیالی باستانگرایان فراهم نمی کند. آنها آن روایتی را که به نظراتشان نزدیکتر است را با مقداری پیچ و خم دادن می پسندند و معتبر تر می دانند. اما اگر اندک اختلافی در مورد مسائل بعد از ورود اسلام باشد تمامیت ماجرا را زیر سوال می برند‼️
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
4⃣ قسمت چهارم ✅
⚠️ با توجه به معماری مقبره موسوم به مقبره کوروش آیا سبک مشابه این بنا در سایر ابنیه هخامنشی در فارس یا حتی در بین النهرین وجود دارد؟ نه!
⚠️این سبک مربعی پلکانی با سقف شیروانی را در منطقه یونان و رم و فینیقیه و غرب ترکیه و یک مورد در ارمنستان به وفور می توان یافت و همه به سبک هلنیستی یا یونانی معروف اند. یک نمونه مشابه «گوردختر دشتستان» است. این بنا نیز معلوم نیست متعلق به چه کسی است و اگر در مورد گور کوروش روایاتی هست در مورد این بنا هیچ چیزی وجود ندارد.
و اختلاف در انتساب بنا که درون آن حوضچه ای است (چرا حوضچه ؟) تنها براثر شباهت آن با قبر کوروش صورت گرفته است. عده ای گفته اند مال خواهر کورش است و به علت ابتدایی تر بودن گفته اند زودتر درست شده است. عده ای هم مانند شهبازی آن را به کوروش کوچک یا جوان پسر داریوش دوم منتسب کرده اند که به پادشاهی نرسید. حالا چرا کسی که به پادشاهی نرسیده است را باز در تخالف و تضاد با سایر گورهای دخمه ای شاهان هخامنشی در چنین ساختمانی جا داده اند معلوم نیست؟! همه این گمانه زنی ها که هیچ چیزی را ثابت نمی کند صرفا به خاطر تشابه موجود بین دوبناست.( خصوصا اینکه هیچ کتیبه ای دال بر هخامنشی بودن این مقبره ها وجود ندارد چه در گوردختر و چه در پاسارگاد)
⚠️ اما کسی نمی پرسد اگر سلوکی ها بنای پاسارگاد را به سبک یونانی برای یکی از حکام خود ساخته باشند چرا نباید بنای دیگری هم برای حاکم دیگری ساخته باشند؟ یعنی باز نظریه واقعیت را شکل داده نه برعکس!
⚠️وجود اختلافات فراوان و شدیدا متفاوت در مورد این بناها هرگز هیچ گونه اعتباری را برای فرضیات خیالی باستانگرایان فراهم نمی کند. آنها آن روایتی را که به نظراتشان نزدیکتر است را با مقداری پیچ و خم دادن می پسندند و معتبر تر می دانند. اما اگر اندک اختلافی در مورد مسائل بعد از ورود اسلام باشد تمامیت ماجرا را زیر سوال می برند‼️
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ مکان موسوم به گور دختر که سبک معماری هلنی و یونانی در آن کاملا بارز،و مشخص است. که نظایرش در روم، فینیقیه و یونان و ترکیه قابل مشاهده است
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ مقبره پادشاه فینیقی که سبک معماری هلنی و یونانی در آن کاملا بارز،و مشخص است. که نظایرش در روم، ایران و یونان و ترکیه قابل مشاهده است
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ بالاخره کوروش هخامنشی در کدام گور است ? ❌
5⃣ قسمت پنجم ✅
⚠️چه کسی اول ادعا کرد که بنای پاسارگاد و مقبره مادر سلیمان، مقبره کوروش است؟
⚠️جیمز موریه دیپلمات بریتانیایی (که باستان شناس نیست!) در زمان فتحعلی شاه احتمال داده که این بنا قبر کوروش باشد اما بعد خودش این احتمال را منتفی دانسته به سال 1809 بعد در سال 1818 یک دیپلمات بریتانیایی دیگر به اسم رابرت کرپورتر ادعای قبر کوروش بودن را کرده است. علاقه این دیپلمات هایی که باستان شناس هم نیستند به یافتن قبر کوروش خیلی جالب است. گویا ماموریت یافته بودند برای شروع یک جریان جدید علیه اسلام بنام باستانگرایی!
⚠️اما علاقه اینها به دو علت بوده است. در انجیل و تورات کوروش نجات دهنده بنی اسراییل و حتی فرستاده یهوه و حتی مسیح یا نجات دهنده انهاست. از اینرو حتما باید قبرش پیدا می شده! در قرن 19م اروپایی ها(نه فقط آلمانی ها) خود را از بقایای آریاییها دانسته که از قفقاز یا سیبری به اروپا و هند و ایران رفته اند. پس اثبات اینکه کوروش مقدس و آریایی بوده و در این سرزمین دفن بوده به تفکران نژاد پرستی شان کمک می کرده. به این جملات دقت کنید:👇
«من دوبار از این آرامگاه بازدید کردهام. و هر بار احساس کردهام که دیدن اصلِ مقبرهٔ کوروش «شاه جهان، شاه بزرگ» چه افتخار بزرگی برایم بودهاست. وانگهی شک دارم که هیچ بنایی باشد که بهلحاظ اهمیت تاریخی برای ما آریاییها، از آرامگاه بنیانگذار شاهنشاهی ایران، که ۲۴۴۰ سال پیش در اینجا دفن شدهاست، در گذرد.»
⁉️فکر می کنید این جمله از کیست؟
پرسی سایکس مورخ و ژنرال«انگلیسی» در مورد آن گفته است!
⚠جیمز موریه بعدها از نظریه مقبره کوروش خود، پشیمان می شود، دلایلی را برای آن بیان می کند که به اهم آنها اشاره می کنیم:
الف) در منابع تاریخی (در گفتار امثال پلینی و…) آمده است که پاسارگاد و مقبره کوروش، در مشرق تخت جمشید قرار دارد و یک مغ (از مغان) نگهبان آن است. برخی از منابع تاریخی از جمله بطلمیوس نیز گفتهاند که پاسارگاد در جنوب شرقی تخت جمشید قرار دارد. از این دو حرف چنین نتیجه میشود که پاسارگاد واقعی در حدفاصل شرقی و جنوب شرقی تخت جمشید بوده است. در حالیکه مقبره مشهور امروزی، در شمال شرقی تخت جمشید قرار دارد. هرچند جورج کرزن تلاش کرده که این ایرادات مهم را کماهمیت جلوه دهد اما وقتی خودش متوجه میشود که این ایراد چه اندازه مهم و اساسی است، مدعی میشود که شاید منظور بطلمیوس، یک پاسارگاد دیگر بوده است! (که برای این ادعا، دلیل قانع کننده ای نیست)
ب) بنا به گزارشهای مورخان یونانی بنای آرامگاه منسوب به کوروش، پادشاه هخامنشی، بایستی در یک منطقه کوهستانی واقع شده باشد. اما مقبره کنونی در منطقه موسوم به مادر سلیمان واقع شده که هموار ومسطح است(دشت مرغاب)
ج) بنابر همان نوشته های یونانی، مقبره کوروش بایستی با کتیبه و ده سکوی مطبق و اطاق بزرگی که بتواند تابوت و تخت و میز و ساغرها و هدایای گوناگون را در خود جای دهد، توصیف شده که این توصیفات با مقبره فعلی که با شش سکوی مطبق و اطاق بسیارکوچک و بدون کتیبه یا بدون جای کتیبه دیده می شود، سازگاری ندارد.
د)برخی مورخان یونانی همچون آریانوس و استرابون گزارش کردهاند که در آرامگاه کوروش، کتیبهای وجود دارد.آنان همچنین وضعیت داخل مقبره را نیز به اختصار توصیف کردهاند. بر پایه گفتار آنان در اطاق آرامگاه تخت و تابوتی زرین و میز و ساغرها و هدایایی وجود داشته است. اما در مقبره فعلی در پاسارگاد، دیوارهای اطاق بسیار ضخیم ساخته شدهاند. بطوری که پس از ورود به اطاق در مییابیم که اندازههای داخلی آن کمی بیشتر از دو متر در سه متر است. جای پاشنه درها نشان میدهد که این اطاق با دو در سنگی بزرگ که بر روی همدیگر قرار میگرفتهاند، بسته میشده است. چنین درهایی که به سختی باز و بسته می شوند، معمولاً برای بناهایی بکار میرفته است که قرار نبوده رفت و آمدهای زیادی به درون آن انجام پذیرد. این درها نزدیک به ۱۳۰ سانتیمتر بلندی داشته و ورود به اطاق با خم شدن امکان پذیر میشده است. داخل اطاق بسیار ساده و کف و سقف آن هر کدام از دو قطعه سنگ بزرگ و ضخیم پوشیده شده است و این مسائل با هم سازگاری ندارد.
⚠️باستان شناسان و مورخان و همچنین سفرنامه نویسانی از جمله پیترو دلاواله (جهانگرد ایتالیایی)،سر ویلیام اوزلی (ایران شناس و فراماسون انگلیسی)، لاسِن،اوپرت(زبان شناس آلمانی)، سایس (نویسنده کتاب امپراتوری باستان در شرق) و دیولافوآ(باستان شناس فرانسوی)، براساس نظریه دوم موریه، آرامگاه کوروش و پاسارگاد را در اطراف فسا دانستند. علاوه براین، عدهای دیگر نیز نظرات متفاوتی داشتهاند. آلبرشت فون ماندِلسو در سال ۱۶۳۸ میلادی و به تأسی از روحانیون مسیحی مقیم شیراز، این مقبره را مدفن مادر سلیمان دانسته است.
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
5⃣ قسمت پنجم ✅
⚠️چه کسی اول ادعا کرد که بنای پاسارگاد و مقبره مادر سلیمان، مقبره کوروش است؟
⚠️جیمز موریه دیپلمات بریتانیایی (که باستان شناس نیست!) در زمان فتحعلی شاه احتمال داده که این بنا قبر کوروش باشد اما بعد خودش این احتمال را منتفی دانسته به سال 1809 بعد در سال 1818 یک دیپلمات بریتانیایی دیگر به اسم رابرت کرپورتر ادعای قبر کوروش بودن را کرده است. علاقه این دیپلمات هایی که باستان شناس هم نیستند به یافتن قبر کوروش خیلی جالب است. گویا ماموریت یافته بودند برای شروع یک جریان جدید علیه اسلام بنام باستانگرایی!
⚠️اما علاقه اینها به دو علت بوده است. در انجیل و تورات کوروش نجات دهنده بنی اسراییل و حتی فرستاده یهوه و حتی مسیح یا نجات دهنده انهاست. از اینرو حتما باید قبرش پیدا می شده! در قرن 19م اروپایی ها(نه فقط آلمانی ها) خود را از بقایای آریاییها دانسته که از قفقاز یا سیبری به اروپا و هند و ایران رفته اند. پس اثبات اینکه کوروش مقدس و آریایی بوده و در این سرزمین دفن بوده به تفکران نژاد پرستی شان کمک می کرده. به این جملات دقت کنید:👇
«من دوبار از این آرامگاه بازدید کردهام. و هر بار احساس کردهام که دیدن اصلِ مقبرهٔ کوروش «شاه جهان، شاه بزرگ» چه افتخار بزرگی برایم بودهاست. وانگهی شک دارم که هیچ بنایی باشد که بهلحاظ اهمیت تاریخی برای ما آریاییها، از آرامگاه بنیانگذار شاهنشاهی ایران، که ۲۴۴۰ سال پیش در اینجا دفن شدهاست، در گذرد.»
⁉️فکر می کنید این جمله از کیست؟
پرسی سایکس مورخ و ژنرال«انگلیسی» در مورد آن گفته است!
⚠جیمز موریه بعدها از نظریه مقبره کوروش خود، پشیمان می شود، دلایلی را برای آن بیان می کند که به اهم آنها اشاره می کنیم:
الف) در منابع تاریخی (در گفتار امثال پلینی و…) آمده است که پاسارگاد و مقبره کوروش، در مشرق تخت جمشید قرار دارد و یک مغ (از مغان) نگهبان آن است. برخی از منابع تاریخی از جمله بطلمیوس نیز گفتهاند که پاسارگاد در جنوب شرقی تخت جمشید قرار دارد. از این دو حرف چنین نتیجه میشود که پاسارگاد واقعی در حدفاصل شرقی و جنوب شرقی تخت جمشید بوده است. در حالیکه مقبره مشهور امروزی، در شمال شرقی تخت جمشید قرار دارد. هرچند جورج کرزن تلاش کرده که این ایرادات مهم را کماهمیت جلوه دهد اما وقتی خودش متوجه میشود که این ایراد چه اندازه مهم و اساسی است، مدعی میشود که شاید منظور بطلمیوس، یک پاسارگاد دیگر بوده است! (که برای این ادعا، دلیل قانع کننده ای نیست)
ب) بنا به گزارشهای مورخان یونانی بنای آرامگاه منسوب به کوروش، پادشاه هخامنشی، بایستی در یک منطقه کوهستانی واقع شده باشد. اما مقبره کنونی در منطقه موسوم به مادر سلیمان واقع شده که هموار ومسطح است(دشت مرغاب)
ج) بنابر همان نوشته های یونانی، مقبره کوروش بایستی با کتیبه و ده سکوی مطبق و اطاق بزرگی که بتواند تابوت و تخت و میز و ساغرها و هدایای گوناگون را در خود جای دهد، توصیف شده که این توصیفات با مقبره فعلی که با شش سکوی مطبق و اطاق بسیارکوچک و بدون کتیبه یا بدون جای کتیبه دیده می شود، سازگاری ندارد.
د)برخی مورخان یونانی همچون آریانوس و استرابون گزارش کردهاند که در آرامگاه کوروش، کتیبهای وجود دارد.آنان همچنین وضعیت داخل مقبره را نیز به اختصار توصیف کردهاند. بر پایه گفتار آنان در اطاق آرامگاه تخت و تابوتی زرین و میز و ساغرها و هدایایی وجود داشته است. اما در مقبره فعلی در پاسارگاد، دیوارهای اطاق بسیار ضخیم ساخته شدهاند. بطوری که پس از ورود به اطاق در مییابیم که اندازههای داخلی آن کمی بیشتر از دو متر در سه متر است. جای پاشنه درها نشان میدهد که این اطاق با دو در سنگی بزرگ که بر روی همدیگر قرار میگرفتهاند، بسته میشده است. چنین درهایی که به سختی باز و بسته می شوند، معمولاً برای بناهایی بکار میرفته است که قرار نبوده رفت و آمدهای زیادی به درون آن انجام پذیرد. این درها نزدیک به ۱۳۰ سانتیمتر بلندی داشته و ورود به اطاق با خم شدن امکان پذیر میشده است. داخل اطاق بسیار ساده و کف و سقف آن هر کدام از دو قطعه سنگ بزرگ و ضخیم پوشیده شده است و این مسائل با هم سازگاری ندارد.
⚠️باستان شناسان و مورخان و همچنین سفرنامه نویسانی از جمله پیترو دلاواله (جهانگرد ایتالیایی)،سر ویلیام اوزلی (ایران شناس و فراماسون انگلیسی)، لاسِن،اوپرت(زبان شناس آلمانی)، سایس (نویسنده کتاب امپراتوری باستان در شرق) و دیولافوآ(باستان شناس فرانسوی)، براساس نظریه دوم موریه، آرامگاه کوروش و پاسارگاد را در اطراف فسا دانستند. علاوه براین، عدهای دیگر نیز نظرات متفاوتی داشتهاند. آلبرشت فون ماندِلسو در سال ۱۶۳۸ میلادی و به تأسی از روحانیون مسیحی مقیم شیراز، این مقبره را مدفن مادر سلیمان دانسته است.
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory