❌ جشن سده مجوسیان(زرتشتیان) یا جشن زنده زنده سوزاندن حیوانات بی گناه در آتش برای مبارزه با اهریمن❌
⚠️جشن سَده چیست؟
جشن سَده، یکی از جشنهای ایران باستان و آیین زرتشت است، که در آغاز شامگاه دهم بهمنماه یعنی آبان روز از بهمن ماه برگزار میشود که مردم دسته های هیزم را جمع میکنند و سپس آتش میزنند و به پایکوبی و لهو و لعب می پردازند.
⚠️بعضی دانشمندان نام سده را گرفته شده از صد میدانند. ابوریحان بیرونی مینویسد: «سده گویند یعنی صد و آن یادگار اردشیر بابکان است و در علت و سبب این جشن گفتهاند که هرگاه روزها و شبها را جداگانه بشمارند، میان آن و آخر سال عدد صد بدست میآید و برخی گویند علت این است که طبق آیین زرتشت در این روز زادگان کیومرث - پدر نخستین - درست صدتن شدند و یکی از خود را بر همه پادشاه گردانیدند و برخی برآنند که در این روز فرزندان مشی و مشیانه به صد رسیدند و نیز آمده: “شمار فرزندان آدم ابوالبشر در این روز به صد رسید.»
⚠️یکی دیگر از دلایل گرامیداشت این شب این است که ایرانیان دو ماه میانی زمستان را، همان دی و بهمن را، بسیار سخت و هنگام نیرومند گشتن اهریمن میدانستند، به سبب اینکه آتش (مظهر گرما و نور و زندگی) در روز سده کشف شده بود و وسیله دیگری بود برای مبارزه با اهریمن.
⚠️‼️اخبار موجود از این دوره نشانگر آن است که جشن سده در آن زمان با شکوه تمام برگزار می شده و حتی شاعرانی چون عنصری، فرخی، منوچهری، عسجدی در توصیف چگونگی و چون و چندی آتش آن داد سخن داده و نیز از پرندگان و جانورانی که به آتش می انداختند، یاد کرده اند.
✅ در اینجا به گزارشی در این زمینه اشاره می شود:👇
✍گزارش از آثار الباقیه ، ابوریحان بیرونی صفحه 350 و351
آتش افروزند تا شر آن "جهنم" بر طرف گردد و گیاه خوشبو تبخیر میکنند تا مضرات آن را برطرف کنند. در خانه ملوک رسم شده که آتش بیافروزند و چون شعله ور گردد، جانوران وحشی را به آتش می اندازند و مرغ ها در شعله آن می پرانند و درکنار این آتش می نشینندو به لهو ولعب مشغول میشوند(خداوند از هر کس که از ایلام و ایذای حیوانات غیر موذی لذت می برد انتقام بکشد)👉 این کلام و دعای ابوریحان که داخل پرانتز است خطاب به زرتشتیان ( مجوس) است که حیوانات بی گناه را زنده زنده در آتش میاندازند‼️
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️جشن سَده چیست؟
جشن سَده، یکی از جشنهای ایران باستان و آیین زرتشت است، که در آغاز شامگاه دهم بهمنماه یعنی آبان روز از بهمن ماه برگزار میشود که مردم دسته های هیزم را جمع میکنند و سپس آتش میزنند و به پایکوبی و لهو و لعب می پردازند.
⚠️بعضی دانشمندان نام سده را گرفته شده از صد میدانند. ابوریحان بیرونی مینویسد: «سده گویند یعنی صد و آن یادگار اردشیر بابکان است و در علت و سبب این جشن گفتهاند که هرگاه روزها و شبها را جداگانه بشمارند، میان آن و آخر سال عدد صد بدست میآید و برخی گویند علت این است که طبق آیین زرتشت در این روز زادگان کیومرث - پدر نخستین - درست صدتن شدند و یکی از خود را بر همه پادشاه گردانیدند و برخی برآنند که در این روز فرزندان مشی و مشیانه به صد رسیدند و نیز آمده: “شمار فرزندان آدم ابوالبشر در این روز به صد رسید.»
⚠️یکی دیگر از دلایل گرامیداشت این شب این است که ایرانیان دو ماه میانی زمستان را، همان دی و بهمن را، بسیار سخت و هنگام نیرومند گشتن اهریمن میدانستند، به سبب اینکه آتش (مظهر گرما و نور و زندگی) در روز سده کشف شده بود و وسیله دیگری بود برای مبارزه با اهریمن.
⚠️‼️اخبار موجود از این دوره نشانگر آن است که جشن سده در آن زمان با شکوه تمام برگزار می شده و حتی شاعرانی چون عنصری، فرخی، منوچهری، عسجدی در توصیف چگونگی و چون و چندی آتش آن داد سخن داده و نیز از پرندگان و جانورانی که به آتش می انداختند، یاد کرده اند.
✅ در اینجا به گزارشی در این زمینه اشاره می شود:👇
✍گزارش از آثار الباقیه ، ابوریحان بیرونی صفحه 350 و351
آتش افروزند تا شر آن "جهنم" بر طرف گردد و گیاه خوشبو تبخیر میکنند تا مضرات آن را برطرف کنند. در خانه ملوک رسم شده که آتش بیافروزند و چون شعله ور گردد، جانوران وحشی را به آتش می اندازند و مرغ ها در شعله آن می پرانند و درکنار این آتش می نشینندو به لهو ولعب مشغول میشوند(خداوند از هر کس که از ایلام و ایذای حیوانات غیر موذی لذت می برد انتقام بکشد)👉 این کلام و دعای ابوریحان که داخل پرانتز است خطاب به زرتشتیان ( مجوس) است که حیوانات بی گناه را زنده زنده در آتش میاندازند‼️
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ انداختن حیوانات وحشی و پرندگان در جشن سده آیین زرتشت. آثار الباقیه ابوریحان بیروی ترجمه داناسرشت ص 350 و 351
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ مراسم جشن سده و نقش موبدان زرتشتی در برافروختن آتش. در این روز، زادگان کیومرث درست صدتن شدند یا همان فرزندان مشی و مشیانه به صدتن رسیدند.
🆔 @IRRealHistory
🆔 @IRRealHistory
⚠️دختره میگه چرا پسرها فقط پیشنهادای اونجوری بهم میدن؟!جوابش معلومه👇
لباست داد میزنه.. وقتی هدفت نمایش اندام جنسی ته.. توقع دیگه داری؟
🆔 @IRRealHistory
لباست داد میزنه.. وقتی هدفت نمایش اندام جنسی ته.. توقع دیگه داری؟
🆔 @IRRealHistory
⚠️عکس بالا، ازطاق بستان، توسط آنتوان سوروگین روس زمان قاجار گرفته شده وعکسی پایین جدید است.
این آثارجعلی، سند باستانگرایان درمورد تاریخ ایران است و وظیفه ما قبول چشم بسته این تاریخ!
🆔 @IRRealHistory
این آثارجعلی، سند باستانگرایان درمورد تاریخ ایران است و وظیفه ما قبول چشم بسته این تاریخ!
🆔 @IRRealHistory
❌ اوستای بیشناسنامه ❌
1⃣ قسمت اول ✅
⚠️در نگاه اوستاشناسان بزرگ جهان، به ویژه ژان کلنز، نه منشأ جغرافیایی اوستا مشخص است، نه ریشه تاریخی آن روشن است، نه حتی هویت راستین سرایندگان آن معیّن است... پس سزاوار است که آن را «بیشناسنامه» بنامیم...
👈ژان کلنز، استاد ایرانشناس دانشگاه کُلِژدوفرانس و یکی از بزرگترین اوستاشناسان حال حاضر دنیا، درباره ریشههای اوستا (کتاب مقدس زرتشتیان) میگوید: «عقیده بر آن است که آنچه دینکرد و ارداویرافنامه در باب پیشینه اوستا نوشته اند افسانه است و اعتبار چندانی ندارد. در زمان هخامنشیان هرگز اوستایی وجود نداشته تا یونانیان متجاوز آن را از بین برده باشند. نه میتوان متون اوستایی را به درستی تاریخگذاری کرد و نه میشود به مکانیابی جغرافیایی زبان آنها دست زد. ویژگیهای آوایی این متون تنها این نکته را با قطعیت ثابت میکند که به گویش پارسی نیست! و به آسانی میتوان این گویش را به هرجایی نسبت داد، بی آنکه جدلی برانگیزد. از این رو، پژوهشگران آن را به جاهای مختلف ایران، شمال غربی، شمال شرقی، خوارزم، مرگیانه، باکتریا یا سیستان منسوب دانسته اند.» (1)
👈به راستی، اوستا که نه منشأ جغرافیایی آن مشخص است، نه ریشه تاریخی آن روشن است، نه حتی هویت راستین سرایندگان آن معیّن است... پس سزاوار است که آن را «بیشناسنامه» بنامیم... (2)
📚منابع:
(2)ژان کلنز، اوستا، ترجمه عسکر بهرامی، نشریه معارف، مرداد و آبان 1381، شماره 56.
(1) همان منبع ص 160
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
1⃣ قسمت اول ✅
⚠️در نگاه اوستاشناسان بزرگ جهان، به ویژه ژان کلنز، نه منشأ جغرافیایی اوستا مشخص است، نه ریشه تاریخی آن روشن است، نه حتی هویت راستین سرایندگان آن معیّن است... پس سزاوار است که آن را «بیشناسنامه» بنامیم...
👈ژان کلنز، استاد ایرانشناس دانشگاه کُلِژدوفرانس و یکی از بزرگترین اوستاشناسان حال حاضر دنیا، درباره ریشههای اوستا (کتاب مقدس زرتشتیان) میگوید: «عقیده بر آن است که آنچه دینکرد و ارداویرافنامه در باب پیشینه اوستا نوشته اند افسانه است و اعتبار چندانی ندارد. در زمان هخامنشیان هرگز اوستایی وجود نداشته تا یونانیان متجاوز آن را از بین برده باشند. نه میتوان متون اوستایی را به درستی تاریخگذاری کرد و نه میشود به مکانیابی جغرافیایی زبان آنها دست زد. ویژگیهای آوایی این متون تنها این نکته را با قطعیت ثابت میکند که به گویش پارسی نیست! و به آسانی میتوان این گویش را به هرجایی نسبت داد، بی آنکه جدلی برانگیزد. از این رو، پژوهشگران آن را به جاهای مختلف ایران، شمال غربی، شمال شرقی، خوارزم، مرگیانه، باکتریا یا سیستان منسوب دانسته اند.» (1)
👈به راستی، اوستا که نه منشأ جغرافیایی آن مشخص است، نه ریشه تاریخی آن روشن است، نه حتی هویت راستین سرایندگان آن معیّن است... پس سزاوار است که آن را «بیشناسنامه» بنامیم... (2)
📚منابع:
(2)ژان کلنز، اوستا، ترجمه عسکر بهرامی، نشریه معارف، مرداد و آبان 1381، شماره 56.
(1) همان منبع ص 160
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ اوستای بی شناسنامه ❌
1⃣ قسمت دوم ✅
✅ بتازگی آقای احمدرضا قائممقامی، نخستین کتاب از آثار کلنز را با نام «مقالاتی در باره زرتشت و دین زرتشتی» به فارسی ترجمه و انتشارات فرزان روز آنرا در «مجموعه مطالعات ایران باستان» منتشر کرده است. ترجمه کتاب بر اساس متنی از آثار کلنز انجام شده که پیش از این پرادْز اکتور شروُو، ایرانشناس نروژی و استاد دانشگاه هاروارد، آنرا برای شاگردان خود در درس دینهای کهن ایرانی به انگلیسی ترجمه کرده بوده است (ترجمه فارسی آنرا در اثر «گاتهای زرتشت- ترجمه و توضیحات» ببینید.
⚠️کلنز روحیهای بسیار جستجوگر و شکاک دارد و همواره بدون هیچ اکراهی، نظریات بدیعی را عرضه میدارد و در آرای پیشین خود تجدیدنظر میکند. نظریات او که معمولاً با آرای دیگران بکلی متفاوت است، همواره موجب انتقادها و جنجالهای فراوانی در جهان اوستاشناسی شده (از جمله توسط گراردو نیولی و شائول شاکد)، در حالیکه بسیاری نیز او را پیشتاز دانش و آگاهیهای نوین در این رشته میدانند.
از آنجا که آثار کلنز در ایران تا اندازهای ناشناخته است، خلاصهای از نظرات او را بر مبنای همین کتاب در اینجا میآورم. ژان کلنز در کتاب «مقالاتی در باره زرتشت و دین زرتشتی از احمدرضا قائم مقامی» (خلاصه و نقل به مضمون) چنین نظر دارد که:👇
❗️زرتشت، خالق و نویسنده گاتها نیست (ص۸)
❗️در واقعیت داشتن اصلاحات دینی او تردید وجود دارد (ص۵)
❗️و سرایش گاتها کار یک گروه دینی بوده است که از دو مکتب گوناگون برخواسته بودهاند (ص۱۰۹ و ۱۱۲)
❗️ زرتشت نه یک شخصیت تاریخی که یک افسانه است و در گاتها هم نام او همواره با صیغه سوم شخص آمده است (ص۱۱۳)
❗️ نام پدر زرتشت، پوروشسپ نیست و در گاتها اشارهای به نام او نشده است (ص۱۱۴)
❗️ مطالعه مزدیسنا، هنگامی به نتایج بسیار دست مییابد که خود را از دست وجود بنیانگذار یا پیامبر رها کند، این شخص پیوسته اسباب دردسر بوده و مانعی در راه مطالعات است. او چیزی جز زیان ندارد و محققان را به دنبال نخود سیاه فرستاده است (ص۴۱)
❗️ اهورامزدا تنها خدای مزدیسنا نیست (ص۶۳)
❗️ثنویت، پیش از توحید به وجود نیامده، بلکه محصول توحید و پس از آن پدیدار شده (ص۲۶)
❗️ و نمیتوان ثابت کرد که در گاتها، اهورامزدا بر دیگر خدایان تفوق و تقدم داشته باشد (ص۳۹)
❗️ گاتها، سرودها و راز و نیازهای یک شخص با خدا نیست، بلکه آنرا برای اجرا در مناسک مذهبی سروده بودهاند (ص۳۹ و ۸۱ و۹۳)
❗️ همچنین هیچ نشانی از دعوت مردمان برای گرویدن به دین در آن نیست (ص۴۱)
❗️بعید است که در گاتها سخنی از اخلاقیات شده باشد (ص۳۹)
❗️در گاتها هیچ شاهدی بر تضاد خیر و شر نیست (ص۱۴)
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇ادامه نظرات ژان کلنز از اوستا شناسان بزرگ جهان در باره ماهیت گاتها و زرتشت
1⃣ قسمت دوم ✅
✅ بتازگی آقای احمدرضا قائممقامی، نخستین کتاب از آثار کلنز را با نام «مقالاتی در باره زرتشت و دین زرتشتی» به فارسی ترجمه و انتشارات فرزان روز آنرا در «مجموعه مطالعات ایران باستان» منتشر کرده است. ترجمه کتاب بر اساس متنی از آثار کلنز انجام شده که پیش از این پرادْز اکتور شروُو، ایرانشناس نروژی و استاد دانشگاه هاروارد، آنرا برای شاگردان خود در درس دینهای کهن ایرانی به انگلیسی ترجمه کرده بوده است (ترجمه فارسی آنرا در اثر «گاتهای زرتشت- ترجمه و توضیحات» ببینید.
⚠️کلنز روحیهای بسیار جستجوگر و شکاک دارد و همواره بدون هیچ اکراهی، نظریات بدیعی را عرضه میدارد و در آرای پیشین خود تجدیدنظر میکند. نظریات او که معمولاً با آرای دیگران بکلی متفاوت است، همواره موجب انتقادها و جنجالهای فراوانی در جهان اوستاشناسی شده (از جمله توسط گراردو نیولی و شائول شاکد)، در حالیکه بسیاری نیز او را پیشتاز دانش و آگاهیهای نوین در این رشته میدانند.
از آنجا که آثار کلنز در ایران تا اندازهای ناشناخته است، خلاصهای از نظرات او را بر مبنای همین کتاب در اینجا میآورم. ژان کلنز در کتاب «مقالاتی در باره زرتشت و دین زرتشتی از احمدرضا قائم مقامی» (خلاصه و نقل به مضمون) چنین نظر دارد که:👇
❗️زرتشت، خالق و نویسنده گاتها نیست (ص۸)
❗️در واقعیت داشتن اصلاحات دینی او تردید وجود دارد (ص۵)
❗️و سرایش گاتها کار یک گروه دینی بوده است که از دو مکتب گوناگون برخواسته بودهاند (ص۱۰۹ و ۱۱۲)
❗️ زرتشت نه یک شخصیت تاریخی که یک افسانه است و در گاتها هم نام او همواره با صیغه سوم شخص آمده است (ص۱۱۳)
❗️ نام پدر زرتشت، پوروشسپ نیست و در گاتها اشارهای به نام او نشده است (ص۱۱۴)
❗️ مطالعه مزدیسنا، هنگامی به نتایج بسیار دست مییابد که خود را از دست وجود بنیانگذار یا پیامبر رها کند، این شخص پیوسته اسباب دردسر بوده و مانعی در راه مطالعات است. او چیزی جز زیان ندارد و محققان را به دنبال نخود سیاه فرستاده است (ص۴۱)
❗️ اهورامزدا تنها خدای مزدیسنا نیست (ص۶۳)
❗️ثنویت، پیش از توحید به وجود نیامده، بلکه محصول توحید و پس از آن پدیدار شده (ص۲۶)
❗️ و نمیتوان ثابت کرد که در گاتها، اهورامزدا بر دیگر خدایان تفوق و تقدم داشته باشد (ص۳۹)
❗️ گاتها، سرودها و راز و نیازهای یک شخص با خدا نیست، بلکه آنرا برای اجرا در مناسک مذهبی سروده بودهاند (ص۳۹ و ۸۱ و۹۳)
❗️ همچنین هیچ نشانی از دعوت مردمان برای گرویدن به دین در آن نیست (ص۴۱)
❗️بعید است که در گاتها سخنی از اخلاقیات شده باشد (ص۳۹)
❗️در گاتها هیچ شاهدی بر تضاد خیر و شر نیست (ص۱۴)
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇ادامه نظرات ژان کلنز از اوستا شناسان بزرگ جهان در باره ماهیت گاتها و زرتشت
❌ اوستای بی شناسنامه ❌
3⃣ قسمت سوم ✅
☝️☝️ادامه نظرات ژان کلنز از اوستا شناسان بزرگ جهان درباره ماهیت اوستا و زرتشت که در کتاب «مقالاتی درباره زرتشت و دین زرتشتی از احمد رضا قائم مقامی» بیان شد:👇👇
❗️وجه معادی دین مزدایی مذکور در اوستا، تا حد انکار ناچیز است (ص۵)
❗️ چرا که هیچ کلمهای بر ثواب و عقاب و داوری پس از مرگ در آن وجود ندارد (ص۲۳)
❗️همچنین هیچ اشارهای در گاتها در محکوم کردن خشونت و ستایش صلح طلبی وجود ندارد (ص۶۶)
❗️ در گاتها منظور از سوشیانت کسی است که از راه قربانی کردن به توانگری برسد (ص۲۱)
❗️ و نیز همه کسانی که در کار قربانی شریکند (ص۱۰۹)
❗️ وهومنه یا بهمن، نیرو و عاملی آیینی است برای آوردن گاو به قربانگاه و آماده کردن آن برای ذبح (ص۸۴ تا ۸۶)
❗️ منیو یا مینو، فعالیتی است که مؤمنان بتوانند مناسک مذهبی را اجرا کنند (ص۹۴)
❗️پیروان دروگه یا دروج، بد آیینهایی هستند که بجای روز در شب نیایش میکنند و نمونهای از آنان جم یا جمشید است (ص۹۸)
❗️ چینود پل، نام کسی است که با چیدن سنگها بر روی هم، گذرگاهی میسازد (ص۲۳ و ۱۲۲)
❗️اشی، به معنای سهم یا هر چیز تقسیم شدنی، و منظور از مگه یا مغ، اندام زنانگی است (ص۲۳)
❗️در گاتها، گشتاسپ نام یک شاه نیست، بلکه نام پسر زرتشت بوده (ص۱۰۵)
❗️ و به احتمال شاعر هم بوده است (ص۱۰۹)
❗️ فرشوشتر و جاماسپ نیز وزیران گشتاسپ نبودهاند (ص۱۰۶)
❗️بلکه اثر خلاقیت نویسندهای متفنن هستند تا نامهایی واقعی (ص۱۱۴)
❗️اعمال نیایشی گاتهاخوانان، برگزاری مراسم نیایشی در روشنایی روز بوده و نیایشهای شبانه عمل دیوان دانسته میشده است (ص۹۲)
❗️در مراسم گاتهاخوانان، نه تنها آزار رساندن به گاو نهی نشده است، بلکه گاو را قربانی و ذبح میکردهاند (ص۹۲)
❗️بحث در باره زرتشتی بودن یا نبودن هخامشیان نادرست است، چرا که در آغاز باید بدانیم دین زرتشتی چیست (ص۳۸)
❗️ و آیا اصلاً چنین دینی وجود داشته است؟ (ص۴۰)
❗️آگاهیهای ما از دین هخامنشیان- علیرغم کمبود- بیشتر از دین زرتشتی است (ص۴۰)
❗️کلنز معتقد است که مترجمان گاتها- به دلیل پی نبردن به مفهوم واژگان دشوار آن- اصطلاحات و معانی آنها را آنطور که پیش زمینهای در ذهن خود داشتهاند، نوشتهاند تا بتوانند جملهای معنادار بدست دهند (ص۴۱)
❗️ او میگوید: باید پذیرفت که ما قادر به شناسایی هیچیک از خصوصیات اصلی مزدیسنای گاتها نیستیم (ص۴۰)
✅روزگار غریبی است. در جهانی که دهها و گاه صدها مقاله در باره معنای یک واژه گاتها نوشته میشود، در میهن ما بجای توجه به مباحث و تردیدهای رو به فزونی در جهان و کوشش برای زدودن ابهامها، تنها هر از گاهی به یک نقل قول خیالی و ذوقی و شاعرانه از گاتها بسنده میشود.
💻 منبع: وبسیایت تخصصی رضا مرادی غیاث آبادی کارشناس وپژوهشگر تاریخ باستان www.ghiasabadi.com
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
3⃣ قسمت سوم ✅
☝️☝️ادامه نظرات ژان کلنز از اوستا شناسان بزرگ جهان درباره ماهیت اوستا و زرتشت که در کتاب «مقالاتی درباره زرتشت و دین زرتشتی از احمد رضا قائم مقامی» بیان شد:👇👇
❗️وجه معادی دین مزدایی مذکور در اوستا، تا حد انکار ناچیز است (ص۵)
❗️ چرا که هیچ کلمهای بر ثواب و عقاب و داوری پس از مرگ در آن وجود ندارد (ص۲۳)
❗️همچنین هیچ اشارهای در گاتها در محکوم کردن خشونت و ستایش صلح طلبی وجود ندارد (ص۶۶)
❗️ در گاتها منظور از سوشیانت کسی است که از راه قربانی کردن به توانگری برسد (ص۲۱)
❗️ و نیز همه کسانی که در کار قربانی شریکند (ص۱۰۹)
❗️ وهومنه یا بهمن، نیرو و عاملی آیینی است برای آوردن گاو به قربانگاه و آماده کردن آن برای ذبح (ص۸۴ تا ۸۶)
❗️ منیو یا مینو، فعالیتی است که مؤمنان بتوانند مناسک مذهبی را اجرا کنند (ص۹۴)
❗️پیروان دروگه یا دروج، بد آیینهایی هستند که بجای روز در شب نیایش میکنند و نمونهای از آنان جم یا جمشید است (ص۹۸)
❗️ چینود پل، نام کسی است که با چیدن سنگها بر روی هم، گذرگاهی میسازد (ص۲۳ و ۱۲۲)
❗️اشی، به معنای سهم یا هر چیز تقسیم شدنی، و منظور از مگه یا مغ، اندام زنانگی است (ص۲۳)
❗️در گاتها، گشتاسپ نام یک شاه نیست، بلکه نام پسر زرتشت بوده (ص۱۰۵)
❗️ و به احتمال شاعر هم بوده است (ص۱۰۹)
❗️ فرشوشتر و جاماسپ نیز وزیران گشتاسپ نبودهاند (ص۱۰۶)
❗️بلکه اثر خلاقیت نویسندهای متفنن هستند تا نامهایی واقعی (ص۱۱۴)
❗️اعمال نیایشی گاتهاخوانان، برگزاری مراسم نیایشی در روشنایی روز بوده و نیایشهای شبانه عمل دیوان دانسته میشده است (ص۹۲)
❗️در مراسم گاتهاخوانان، نه تنها آزار رساندن به گاو نهی نشده است، بلکه گاو را قربانی و ذبح میکردهاند (ص۹۲)
❗️بحث در باره زرتشتی بودن یا نبودن هخامشیان نادرست است، چرا که در آغاز باید بدانیم دین زرتشتی چیست (ص۳۸)
❗️ و آیا اصلاً چنین دینی وجود داشته است؟ (ص۴۰)
❗️آگاهیهای ما از دین هخامنشیان- علیرغم کمبود- بیشتر از دین زرتشتی است (ص۴۰)
❗️کلنز معتقد است که مترجمان گاتها- به دلیل پی نبردن به مفهوم واژگان دشوار آن- اصطلاحات و معانی آنها را آنطور که پیش زمینهای در ذهن خود داشتهاند، نوشتهاند تا بتوانند جملهای معنادار بدست دهند (ص۴۱)
❗️ او میگوید: باید پذیرفت که ما قادر به شناسایی هیچیک از خصوصیات اصلی مزدیسنای گاتها نیستیم (ص۴۰)
✅روزگار غریبی است. در جهانی که دهها و گاه صدها مقاله در باره معنای یک واژه گاتها نوشته میشود، در میهن ما بجای توجه به مباحث و تردیدهای رو به فزونی در جهان و کوشش برای زدودن ابهامها، تنها هر از گاهی به یک نقل قول خیالی و ذوقی و شاعرانه از گاتها بسنده میشود.
💻 منبع: وبسیایت تخصصی رضا مرادی غیاث آبادی کارشناس وپژوهشگر تاریخ باستان www.ghiasabadi.com
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
Forwarded from ناگفتههای ایران باستان و تاریخ
⚠️ تمسک جستن باستانگرایان به روایات ضعیف تا برای کوروش کسب وجهه کنند، اگر آیه و سوره هم بنام کوروش درست کردند تعجب نکنید
‼️پاسخ این شبهه👇👇👇
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
‼️پاسخ این شبهه👇👇👇
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌چندی پیش تصویری از صفحۀ یک مجله به دستم رسید که محتوای آن مقداری عجیب بود. در ابتدای آن نوشتار کوتاه، روایتی از پیامبر (صلی الله علیه وسلم) در تفسیر امام طبری (رحمه الله) ذکر شده بود، که در آن کوروش به عنوان فردی مؤمن معرفی شده بود که بر او وحی نازل میشده است! پیش از این روایت مذکور را ندیده بودم، بنابراین روایت را یافتم و آن را بررسی کردم ...❌
⚠️روایت اینگونه است: «حدثنا عصام بن رواد بن الجراح، قال: ثنا أبي، قال: ثنا سفيان بن سعيد الثوري، قال: ثنا منصور بن المعتمر، عن ربعي بن حراش، قال: سمعت حذيفة بن اليمان يقول: قال رسول الله صلى الله عليه وسلم: ... تعذبهم المجوس وأبناء المجوس، فيهم الأنبياء وأبناء الأنبياء، ثم إن الله رحمهم، فأوحى إلى ملك من ملوك فارس يقال له: كورس، وكان مؤمنا، أن سر إلى بقايا بني إسرائيل حتى تستنقذهم، فسار كورس ببني إسرائيل وحلي بيت المقدس حتى رده إليه...» [1]
یعنی: زرتشتیها آنان را عذاب می دادند که در میانشان پیامبرانی و فرزندان آنان نیز بودند، سپس خداوند آنان را مورد رحمت خویش قرار داد و به یکی از پادشاهان ایران بنام کوروش که مؤمن بود، وحی نمود بسوی جمعیت باقی ماندۀ بنی اسرائیل برو و آنان را نجات بده، پس کوروش بنی اسرائیل را حرکت داد و در بیت المقدس ساکن نمود تا آنرا بسویش بازگرداند...
✅میگویم: سند این روایت ضعیف است، زیرا از جمله رواة آن رواد بن الجراح میباشد:
أبو عبد الله الحاكم النيسابوري: تغير بآخرة، فحدث بأحاديث لم يتابع عليها
أحمد بن حنبل: لا بأس به صاحب سنة إلا أنه حدث عن سفيان أحاديث مناكير
أحمد بن شعيب النسائي: ليس بالقوي، روي غير حديث منكر، وكان قد اختلط
يعقوب بن سفيان الفسوي: ضعيف الحديث
محمد بن إسماعيل البخاري: اختلط، لا يكاد يقوم حديثه
زكريا بن يحيى الساجي: عنده مناكير
امام ذهبی (رحمه الله) در ترجمۀ او میگوید: «له مناكير، ضعف» [2]
همچنین امام ابن حجر عسقلانی (رحمه الله) در مورد او میگوید: «صدوق اختلط بأخرة فترك، و فى حديثه عن الثورى ضعف شديد» [3]
✅بنابراین ابن الجراح در احادیثی که از سفیان الثوری (رحمه الله) نقل کرده است نیز دچار ضعف شدید میباشد، و مشاهده شد که این روایت را نیز از سفیان روایت کرده است. اما با این حال ممکن است افرادی ایراد وارد کنند که چگونه علما این روایت مربوط به کوروش را علیرغم ضعف سندی نقل کرده اند، در پاسخ میگوییم: بسیاری از بزرگان در کتابشان شرط صحت کلیۀ مطالب را قرار نداده اند و تنها ناقل بوده اند، و از جملۀ آنها میتوان به منهج امام طبری (رحمه الله) در کتاب تفسیر و تاریخ اش اشاره کرد. همچنین در موضع نقد علما نیز اینگونه نیست که بگوییم کسی بر این روایت خرده نگرفته باشد ...
✅علامه ابن کثیر دمشقی (رحمه الله) دربارۀ این روایت فرموده است: «وقد روى ابن جرير في هذا المكان حديثا أسنده عن حذيفة مرفوعا مطولا وهو حديث موضوع لا محالة لا يستريب في ذلك من عنده أدنى معرفة بالحديث والعجب كل العجب كيف راج عليه مع جلالة قدره وإمامته وقد صرح شيخنا الحافظ العلامة أبو الحجاج المزي رحمه الله بأنه موضوع مكذوب.» [4]
یعنی: ابن جریر در این مورد حدیثی را روایت نموده که آن را بصورت مرفوع و مطول به حذیفه اسناد داده و بدون شک حدیثی موضوع (ساختگی) است که در این مورد هر کسی که ذره ای با علم حدیث آشنایی دارد در ساختگی بودنش تردید نمی کند. بسیار تعجب آور است که شخصی با این بزرگی و پیشوایی چگونه چنین حدیثی را منتشر ساخته است، و استاد حافظ و علامه ما ابوالححاج مزی رحمه الله به صراحت فرموده که این حدیث ساختگی و دروغین میباشد.
✅👈پروندۀ نزول وحی بر کوروش مؤمن نیز در همین محل بسته میشود، زیرا روایت از نظر سندی اشکال دارد و امام ابن کثیر و امام مزی (رحمة الله علیهما) آن را موضوع و ساختگی دانسته اند.
✍وآخر دعوانا أن الحمدلله ربّ العالمین، والسلام علیکم ورحمه الله وبرکاته
کتبه أخوکم، محمد الکوردي
📚پی نوشت ها:
[1] تفسیر الطبری، أبوجعفر محمد بن جریر بن یزید الطبري، دار هجر، ج 14، ص 458
[2] الکاشف، أبوعبدالله محمد بن أحمد بن عثمان الذهبي، دار القبلة للثقافة الإسلامية، ج 1لإ ص 398
[3] تقریب التهذیب، أبوالفضل أحمد بن علي بن حجر العسقلاني، دار الرشید، ص 211
[4] تفسیر القرآن العظیم، ابوالفداء إسماعیل بن عمر بن کثیر الدمشقي، دار الکتب العلمیة، ج 3، ص 27-28
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️روایت اینگونه است: «حدثنا عصام بن رواد بن الجراح، قال: ثنا أبي، قال: ثنا سفيان بن سعيد الثوري، قال: ثنا منصور بن المعتمر، عن ربعي بن حراش، قال: سمعت حذيفة بن اليمان يقول: قال رسول الله صلى الله عليه وسلم: ... تعذبهم المجوس وأبناء المجوس، فيهم الأنبياء وأبناء الأنبياء، ثم إن الله رحمهم، فأوحى إلى ملك من ملوك فارس يقال له: كورس، وكان مؤمنا، أن سر إلى بقايا بني إسرائيل حتى تستنقذهم، فسار كورس ببني إسرائيل وحلي بيت المقدس حتى رده إليه...» [1]
یعنی: زرتشتیها آنان را عذاب می دادند که در میانشان پیامبرانی و فرزندان آنان نیز بودند، سپس خداوند آنان را مورد رحمت خویش قرار داد و به یکی از پادشاهان ایران بنام کوروش که مؤمن بود، وحی نمود بسوی جمعیت باقی ماندۀ بنی اسرائیل برو و آنان را نجات بده، پس کوروش بنی اسرائیل را حرکت داد و در بیت المقدس ساکن نمود تا آنرا بسویش بازگرداند...
✅میگویم: سند این روایت ضعیف است، زیرا از جمله رواة آن رواد بن الجراح میباشد:
أبو عبد الله الحاكم النيسابوري: تغير بآخرة، فحدث بأحاديث لم يتابع عليها
أحمد بن حنبل: لا بأس به صاحب سنة إلا أنه حدث عن سفيان أحاديث مناكير
أحمد بن شعيب النسائي: ليس بالقوي، روي غير حديث منكر، وكان قد اختلط
يعقوب بن سفيان الفسوي: ضعيف الحديث
محمد بن إسماعيل البخاري: اختلط، لا يكاد يقوم حديثه
زكريا بن يحيى الساجي: عنده مناكير
امام ذهبی (رحمه الله) در ترجمۀ او میگوید: «له مناكير، ضعف» [2]
همچنین امام ابن حجر عسقلانی (رحمه الله) در مورد او میگوید: «صدوق اختلط بأخرة فترك، و فى حديثه عن الثورى ضعف شديد» [3]
✅بنابراین ابن الجراح در احادیثی که از سفیان الثوری (رحمه الله) نقل کرده است نیز دچار ضعف شدید میباشد، و مشاهده شد که این روایت را نیز از سفیان روایت کرده است. اما با این حال ممکن است افرادی ایراد وارد کنند که چگونه علما این روایت مربوط به کوروش را علیرغم ضعف سندی نقل کرده اند، در پاسخ میگوییم: بسیاری از بزرگان در کتابشان شرط صحت کلیۀ مطالب را قرار نداده اند و تنها ناقل بوده اند، و از جملۀ آنها میتوان به منهج امام طبری (رحمه الله) در کتاب تفسیر و تاریخ اش اشاره کرد. همچنین در موضع نقد علما نیز اینگونه نیست که بگوییم کسی بر این روایت خرده نگرفته باشد ...
✅علامه ابن کثیر دمشقی (رحمه الله) دربارۀ این روایت فرموده است: «وقد روى ابن جرير في هذا المكان حديثا أسنده عن حذيفة مرفوعا مطولا وهو حديث موضوع لا محالة لا يستريب في ذلك من عنده أدنى معرفة بالحديث والعجب كل العجب كيف راج عليه مع جلالة قدره وإمامته وقد صرح شيخنا الحافظ العلامة أبو الحجاج المزي رحمه الله بأنه موضوع مكذوب.» [4]
یعنی: ابن جریر در این مورد حدیثی را روایت نموده که آن را بصورت مرفوع و مطول به حذیفه اسناد داده و بدون شک حدیثی موضوع (ساختگی) است که در این مورد هر کسی که ذره ای با علم حدیث آشنایی دارد در ساختگی بودنش تردید نمی کند. بسیار تعجب آور است که شخصی با این بزرگی و پیشوایی چگونه چنین حدیثی را منتشر ساخته است، و استاد حافظ و علامه ما ابوالححاج مزی رحمه الله به صراحت فرموده که این حدیث ساختگی و دروغین میباشد.
✅👈پروندۀ نزول وحی بر کوروش مؤمن نیز در همین محل بسته میشود، زیرا روایت از نظر سندی اشکال دارد و امام ابن کثیر و امام مزی (رحمة الله علیهما) آن را موضوع و ساختگی دانسته اند.
✍وآخر دعوانا أن الحمدلله ربّ العالمین، والسلام علیکم ورحمه الله وبرکاته
کتبه أخوکم، محمد الکوردي
📚پی نوشت ها:
[1] تفسیر الطبری، أبوجعفر محمد بن جریر بن یزید الطبري، دار هجر، ج 14، ص 458
[2] الکاشف، أبوعبدالله محمد بن أحمد بن عثمان الذهبي، دار القبلة للثقافة الإسلامية، ج 1لإ ص 398
[3] تقریب التهذیب، أبوالفضل أحمد بن علي بن حجر العسقلاني، دار الرشید، ص 211
[4] تفسیر القرآن العظیم، ابوالفداء إسماعیل بن عمر بن کثیر الدمشقي، دار الکتب العلمیة، ج 3، ص 27-28
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ ملحدین نماز باران مسلمانان را به تمسخر گرفتند اما نتیجه دعای خالصانه مردم ایران از زبان معروفترین روزنامه آمریکا.
✨وانزلنا من السّماء ماء طهورا(فرقان48)✨
🆔 @IRRealHistory
✨وانزلنا من السّماء ماء طهورا(فرقان48)✨
🆔 @IRRealHistory
⚠️تعبیر و تفسیر چندش آور آزادی در غرب. تمدن بی بندوباری
مردان زن نما
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
مردان زن نما
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ تلاش نویسندگان باستانگرا برای خوب جلوه دادن جنایات شاهان هخامنشی ❌
⚠️ خنجی یک از نویسندگان کتب تاریخی و محقق تاریخ می باشد البته با گرایش باستان گرایی و تعصب بسیار نسبت به باستان در کتاب شاهنشاهی هخامنشی بطور کاملا واضح و آشکار تلاش میکند که از یک شاه جنایتکار و نیمه دیوانه (به قول تاریخ هرودوت) یک کمبوجیه عادل بسازد. خنجی در ابتدا ازکوروش تعریف و تمجید کرده و او را با بزرگنمایی معرفی مینماید و سپس تلاش میکند که در سایه این تعریفات کمبوجیه را هم بزرگمنش نشان دهد. و قتل فجیع یک قاضی گناهکار و کندن پوست این بیچاره را نشان از عدالت کمبوجیه بداند و آن را به مخاطب با آب و تاب منتقل نماید. اما در باب نیمه دیوانه بودن و جنایتکار بودن کمبوجیه همین بس که خواهر خود، که زنش هم بوده را به قتل میرساند و در جنایتی دیگر برادرش بردیا را به قتل میرساند حتی در مجلسی که مست از شرابخواری بوده فرزند یکی از خادمان خود را با تیروکمان هدف قرار میدهد و تیری بر قلبش می زند که کودک بینوا در جا کشته میشود و در نهایت بی شرافتی از پدر آن کودک میخواهد که نظرش را درباره هدفی گیری دقیقش بگوید. که در کتاب تاریخ هرودوت ترجمه وحید مازندرانی فصل مربوط به کمبوجیه بطور مفصل این جنایات بیان شده.
⚠️ حال یک نویسنده باستانگرای متعصب به شکل کاملا ساده انگارانه و سطحی سعی در جعل و تحریف خصایص کمبوجیه دارد و عجیب است که از تاریخ هرودت اقتباس کرده ولی سایر جنایات کمبوجیه را که در تاریخ هرودوت بیان شده را، جناب خنجی در کتابش سانسور کرده و حتی پوست کردن یک قاضی را، تلاش میکند عملی موجه و عادلانه جلوه دهد.
‼️ حال اگر همین رفتار کمبوجیه را یک مسلمان انجام میداد همین جناب خنجی متعصب باستانگرا، دهها جلد کتاب فقط برای همان مورد می نوشت تا بغض و دشمنی خود را به اسلام نشان دهد و آن را به عنوان فجیع ترین جنایت در طول تاریخ بشر معرفی میکرد.
✅ هوشیار باشیم کسانی که قلم خود را فروخته اند، شرافت را زودتر به فروش گذاشته اند.
📚منبع:
کتاب شاهنشاهی هخامنشی، خنجی، جلد 2 ص 179
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ خنجی یک از نویسندگان کتب تاریخی و محقق تاریخ می باشد البته با گرایش باستان گرایی و تعصب بسیار نسبت به باستان در کتاب شاهنشاهی هخامنشی بطور کاملا واضح و آشکار تلاش میکند که از یک شاه جنایتکار و نیمه دیوانه (به قول تاریخ هرودوت) یک کمبوجیه عادل بسازد. خنجی در ابتدا ازکوروش تعریف و تمجید کرده و او را با بزرگنمایی معرفی مینماید و سپس تلاش میکند که در سایه این تعریفات کمبوجیه را هم بزرگمنش نشان دهد. و قتل فجیع یک قاضی گناهکار و کندن پوست این بیچاره را نشان از عدالت کمبوجیه بداند و آن را به مخاطب با آب و تاب منتقل نماید. اما در باب نیمه دیوانه بودن و جنایتکار بودن کمبوجیه همین بس که خواهر خود، که زنش هم بوده را به قتل میرساند و در جنایتی دیگر برادرش بردیا را به قتل میرساند حتی در مجلسی که مست از شرابخواری بوده فرزند یکی از خادمان خود را با تیروکمان هدف قرار میدهد و تیری بر قلبش می زند که کودک بینوا در جا کشته میشود و در نهایت بی شرافتی از پدر آن کودک میخواهد که نظرش را درباره هدفی گیری دقیقش بگوید. که در کتاب تاریخ هرودوت ترجمه وحید مازندرانی فصل مربوط به کمبوجیه بطور مفصل این جنایات بیان شده.
⚠️ حال یک نویسنده باستانگرای متعصب به شکل کاملا ساده انگارانه و سطحی سعی در جعل و تحریف خصایص کمبوجیه دارد و عجیب است که از تاریخ هرودت اقتباس کرده ولی سایر جنایات کمبوجیه را که در تاریخ هرودوت بیان شده را، جناب خنجی در کتابش سانسور کرده و حتی پوست کردن یک قاضی را، تلاش میکند عملی موجه و عادلانه جلوه دهد.
‼️ حال اگر همین رفتار کمبوجیه را یک مسلمان انجام میداد همین جناب خنجی متعصب باستانگرا، دهها جلد کتاب فقط برای همان مورد می نوشت تا بغض و دشمنی خود را به اسلام نشان دهد و آن را به عنوان فجیع ترین جنایت در طول تاریخ بشر معرفی میکرد.
✅ هوشیار باشیم کسانی که قلم خود را فروخته اند، شرافت را زودتر به فروش گذاشته اند.
📚منبع:
کتاب شاهنشاهی هخامنشی، خنجی، جلد 2 ص 179
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ تعریف و تجمید دروغین از کمبوجیه و عادلانه جلوه دادن جنایات این شاه هخامنشی در قتل فجیع سیسامن. شاهنشاهی هخامنشی ج2 ص179
🆔 @IRRealHistory
🆔 @IRRealHistory
Forwarded from ناگفتههای ایران باستان و تاریخ
⚠️ اولین سفاکی کمبوجیه(فرزند کوروش)کشتن برادرش، دومین سفاکی کمبوجیه کشتن خواهرش که زنش هم بود. تاریخ هردوت ترجمه وحید مازندرانی ص207
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
Forwarded from ناگفتههای ایران باستان و تاریخ
⚠️ بخشی از سفاکی و دیوانگی کمبوجیه فرزندش کوروش به روایت تاریخ هرودوت ترجمه وحید مازندرانی ص211
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
Forwarded from ناگفتههای ایران باستان و تاریخ
⚠️ بخشی از سفاکی و دیوانگی کمبوجیه فرزندش کوروش به روایت تاریخ هرودوت ترجمه وحید مازندرانی ص212
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ توصیه زرتشت به زنای با محارم(مادر). آثار الباقیه، ابوریحان بیرونی ترجمه دانا سرشت ص 299 و 300
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ پیامبران دروغین و کسانی که به دروغ دعوی پیامبری کردند و مردم را فریب دادند❌
⚠️ امروزه میبینیم که عده ای از روی عدم مطالعه و عدم سواد کافی یا بخاطر شستشوی مغزی بخاطر جعلیاتی که به آنها ارائه شده زرتشت را پیامبری از پیامبران خداوند میدانند و دینی زرتشتی(مجوسی) را از ادیان آسمانی و ابراهیمی میدانند. در پاسخ به این افراد باید گفت که:👇
1⃣ هیچ دلیل و استنادی برای اثبات نبوت زرتشت وجود ندارد.
2⃣ هیچ دلیل و استنادی حتی برای آسمانی بودن دین مجوسی و کتابش یعنی گاتهای اوستا وجود ندارد.
3⃣ هیچ وعده ای در هیچ کتابی از ادیان آسمانی در مورد نبوت زرتشت و یا خبری در مورد شرحال آن بیان نشده در حالیکه سرگذشت طوفان نوح و اقوام و ملل بسیاری در کتب ادیان ابراهیمی به شکلی یکسان تقریبا بیان شده ولی از زرتشت خبری نیست.(البته کتب نصارا و یهود دستخوش تحریفات فراوان شده که آن را اثبات هم کردیم )
4⃣ هیچ شباهت و یا همخوانی بین کتاب زرتشت و ادیان ابراهیمی وجود ندارد چه در لغات چه در مفهوم و محتوا.
5⃣ عده ای مدعی هستند که سراینده گاتها زرتشت است در حالیکه هیچ دلیلی و هیچ سندی بر تعلق گاتها به زرتشت نیست همانطور که ژان کلنز از بزرگترین اوستا شناسان جهان با دلایل محکم این ادعا را رد کرده و حتی ابراهیم پور داوود هم در کتاب گاتها اعلام کرده که تعیین زمان و قدمت اوستا به تعیین زمان زرتشت است چون هنوز هیچ یک از مستشرقین و دانشمندان تاکنون موفق نشده اند زمان و مکان دقیق زرتشت را با دلایل تاریخی اثبات کنند لاجرم زمان اوستا نامعلوم است.
خب وقتی نبوت زرتشت اثبات نشده و دروغین است و زمان و مکان دقیق پیامبری این مدعی نبوت هم مشخص نیست و تاریخ اوستا هم مشخص نیست و طبق نظر بسیاری کارشناسان چون ژان کلنز و ماریان موله گاتها مال زرتشت نیست پس، در نهایت شکی نمی ماند که این شخصیت مبهم و گمنام باستان پیامبر نمیتواند باشد حتی بعضی کارشناسان عقیده دارند که زرتشت شخصیتی افسانه ای و خیالی بوده.
6⃣ در کتاب آثار الباقیه از ابوریحان بیرونی هم نام پیامبران دروغین آماده که به ترتیب عبارتنداز
بودا
زرتشت
مانی
مزدک
مسیلمه
و......
حال میبینیم که استناد برای دروغین بودن پیامبری زرتشت وجود دارد ولی استناد برای پیامبر بودنش وجود ندارد.
7⃣ اما جالب است بدانید در گاتهایی که به زرتشت نسبت میدهند گاو روان آفرینش بیان شده و همچنین سخن از ایزدان و خدایان بسیاری آمده. یک سوال در ذهن ایجاد میگردد: چطور میشود که ادیان ابراهیمی که برای یکتا پرستی تلاش میکنند و سخنی از ایزدان و خدایان در آنها نشده و اساسا این ایزدان در ادیان ابراهیمی مردود است، پس چطور میشود آیین زرتشت را دینی آسمانی حساب کرد با اینهمه ایزدان موجود در گاتهای منسوب به زرتشت⁉️
✅ لذا با توجه به تفاسیر فوق زرتشت همان مدعی دروغین پیامبری است.
📚منابع:
گاتها ،ابراهیم پور داوود
آثار الباقیه، ابوریحان بیرونی، ترجمه دانا سرشت فصل هشتم ص 293 الی 328
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ امروزه میبینیم که عده ای از روی عدم مطالعه و عدم سواد کافی یا بخاطر شستشوی مغزی بخاطر جعلیاتی که به آنها ارائه شده زرتشت را پیامبری از پیامبران خداوند میدانند و دینی زرتشتی(مجوسی) را از ادیان آسمانی و ابراهیمی میدانند. در پاسخ به این افراد باید گفت که:👇
1⃣ هیچ دلیل و استنادی برای اثبات نبوت زرتشت وجود ندارد.
2⃣ هیچ دلیل و استنادی حتی برای آسمانی بودن دین مجوسی و کتابش یعنی گاتهای اوستا وجود ندارد.
3⃣ هیچ وعده ای در هیچ کتابی از ادیان آسمانی در مورد نبوت زرتشت و یا خبری در مورد شرحال آن بیان نشده در حالیکه سرگذشت طوفان نوح و اقوام و ملل بسیاری در کتب ادیان ابراهیمی به شکلی یکسان تقریبا بیان شده ولی از زرتشت خبری نیست.(البته کتب نصارا و یهود دستخوش تحریفات فراوان شده که آن را اثبات هم کردیم )
4⃣ هیچ شباهت و یا همخوانی بین کتاب زرتشت و ادیان ابراهیمی وجود ندارد چه در لغات چه در مفهوم و محتوا.
5⃣ عده ای مدعی هستند که سراینده گاتها زرتشت است در حالیکه هیچ دلیلی و هیچ سندی بر تعلق گاتها به زرتشت نیست همانطور که ژان کلنز از بزرگترین اوستا شناسان جهان با دلایل محکم این ادعا را رد کرده و حتی ابراهیم پور داوود هم در کتاب گاتها اعلام کرده که تعیین زمان و قدمت اوستا به تعیین زمان زرتشت است چون هنوز هیچ یک از مستشرقین و دانشمندان تاکنون موفق نشده اند زمان و مکان دقیق زرتشت را با دلایل تاریخی اثبات کنند لاجرم زمان اوستا نامعلوم است.
خب وقتی نبوت زرتشت اثبات نشده و دروغین است و زمان و مکان دقیق پیامبری این مدعی نبوت هم مشخص نیست و تاریخ اوستا هم مشخص نیست و طبق نظر بسیاری کارشناسان چون ژان کلنز و ماریان موله گاتها مال زرتشت نیست پس، در نهایت شکی نمی ماند که این شخصیت مبهم و گمنام باستان پیامبر نمیتواند باشد حتی بعضی کارشناسان عقیده دارند که زرتشت شخصیتی افسانه ای و خیالی بوده.
6⃣ در کتاب آثار الباقیه از ابوریحان بیرونی هم نام پیامبران دروغین آماده که به ترتیب عبارتنداز
بودا
زرتشت
مانی
مزدک
مسیلمه
و......
حال میبینیم که استناد برای دروغین بودن پیامبری زرتشت وجود دارد ولی استناد برای پیامبر بودنش وجود ندارد.
7⃣ اما جالب است بدانید در گاتهایی که به زرتشت نسبت میدهند گاو روان آفرینش بیان شده و همچنین سخن از ایزدان و خدایان بسیاری آمده. یک سوال در ذهن ایجاد میگردد: چطور میشود که ادیان ابراهیمی که برای یکتا پرستی تلاش میکنند و سخنی از ایزدان و خدایان در آنها نشده و اساسا این ایزدان در ادیان ابراهیمی مردود است، پس چطور میشود آیین زرتشت را دینی آسمانی حساب کرد با اینهمه ایزدان موجود در گاتهای منسوب به زرتشت⁉️
✅ لذا با توجه به تفاسیر فوق زرتشت همان مدعی دروغین پیامبری است.
📚منابع:
گاتها ،ابراهیم پور داوود
آثار الباقیه، ابوریحان بیرونی، ترجمه دانا سرشت فصل هشتم ص 293 الی 328
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ فصل هشتم از کتاب آثارالباقیه ابوریحان به معرفی پیامبران دروغین میپردازد که بعد از بودا(بوذاسف) زرتشت را پیامبری دروغین معرفی کرده است.
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory