Forwarded from Seyed Ahmad Mirsanei
This is a national forum associated to Iranian Association for Logic (IAL). It is founded to connect the entire community of Iranian logicians inside the country and abroad together.
Invitation link:
https://telegram.me/joinchat/CHCYWj-iwl9AjSGUDR9L3w
Invitation link:
https://telegram.me/joinchat/CHCYWj-iwl9AjSGUDR9L3w
Forwarded from اخبار فلسفه
«مغلطه؛ راهنمای درست اندیشیدن» نوشته جمی وایت با ترجمه مریم تقدیسی در ۱۷۶ صفحه با قیمت ۱۲ هزار تومان توسط انتشارات ققنوس روانه بازار نشر شد
http://yon.ir/3Jmq
@philosophynews
http://yon.ir/3Jmq
@philosophynews
Forwarded from M. M
یک نتیجهی ناپذیرفتنیِ «قاعدهی فرعیه»
منطقدانانِ مسلمان، میانِ قضیهی «سالبهی مُحصّلهالمحمول» و قضیهی «موجبهی معدولهالمحمول» تمایز مینهند. قضیهی نخست، قضیهای سالبه است که حرفِ نفی، در محمولِ آن وجود ندارد. قضیهی دوم، قضیهای موجبه است که حرفِ نفی، در محمولِ آن وجود دارد.
دو مثال برای قضیهی «سالبهی محصلهالمحمول»:
1) برخی انسانها بینا نیستند.
2) پدرِ عیسیبنِمریم غذا نمیخورد. (صادق)
از دیدگاهِ منطقدانانِ مسلمان، این گونه قضایا حتی هنگامی که موضوعِ آنها دارای مصداق نباشد، قضایای صادقی هستند. یا بهاصطلاح، بهانتفای موضوع صادقاند.
دو مثال برای قضیهی «موجبهی معدولهالمحمول»:
3) برخی انسانها نابینا هستند.
4) پدرِ عیسیبنِمریم نخورندهی غذا بود. (کاذب)
از دیدگاهِ منطقدانانِ مسلمان، اینگونه قضایا فقط هنگامی صادقاند که موضوعِ آنها دارای مصداق باشد.
علتِ چنین تمایزی، پذیرشِ قاعدهی معروفی در فلسفه و منطقِ فیلسوفان و منطقدانانِ مسلمان است که به «قاعدهی فرعیه» مشهور است و بیان میکند که ذکرِ حُکمی برای یک چیز، فرع بر ثبوتِ آن چیز است. لذا در قضیهی «موجبهی معدولهالمحمول»، لازم است که موضوع، دارای تحقق باشد تا قضیه، صادق گردد، حال آنکه در قضیهی «سالبهی محصلهالمحمول»، در واقع، حملی صورت نگرفته است و لذا قضیه، با عدمِ وجودِ موضوع نیز، صادق خواهد بود. با قبولِ چنین تمایزی قضیهی 2 صادق و قضیهی 4 کاذب خواهد بود که خلافِ عقلِ سلیم است. اما اگر این دو قضیه چندان برای خواننده روشن نیستند، مثالِ زیر راهگشاست:
با قبولِ تمایزِ ذکر شده، یکی از دو قضیهی زیر صادق و دیگری کاذب خواهد بود که خلافِ شهود است چون در واقع این دو قضیه از نظرِ معنایی همارزند.
5) اجتماعِ دو نقیض، ممکن نیست. (صادق)
6) اجتماعِ دو نقیض، ناممکن است. (کاذب)
دلیلِ رسیدن به این نتیجهی ناپذیرفتنی این است که منطقدانان و فیلسوفانِ مسلمان، میانِ «شکلِ نحویِ قضیه» (به تعبیری، شکلِ صوریِ قضیه) و «شکلِ معناییِ قضیه» خَلط کردهاند. [ادعای دکتر اکبری]
تیدمن و کهین، پل و هاوارد (1383). درآمدی نو به منطق، ترجمهی رضا اکبری، چاپ اول، تهران: انتشارات دانشگاه امام صادق، پاورقی صفحهی 18. (با تغییر و تصرف)
توضیحِ بیشتر در موردِ قاعدهی فرعیه:
قاعدهی فرعیه میگوید در گزارههای (قضایای) موجبهی حملی (البته در حملِ مرکب یا هلیهی مرکبه و نه در حملِ بسیط یا هلیهی بسیطه که محمول خودِ "وجود" است که بر موضوع حمل میشود) وقتی محمولی غیر از "وجود" را بر موضوع حمل میکنیم، موضوع باید ابتدا موجود باشد تا بتوانیم مفهومی را بر آن حمل و بار کنیم، به عبارتی، وجودِ موضوع را در ابتدا فرض میگیریم سپس چیزی را بر آن حمل میکنیم. نمیشود که موضوع وجود نداشته باشد و ما بخواهیم بر چیزی که موجود نیست صفتی را حمل کنیم. اینک قضیهی موجبهی معدولهالمحمول (دارای محمولِ منفی) یک قضیهی حملی است و باید از این قاعده پیروی کند.
در قضایای سالبهی حملی چون ما چیزی را بر چیزی حمل نمیکنیم، بلکه برعکس، چیزی را از چیزی سلب میکنیم و یا اگر به تسامح بگوییم محمولی را از موضوعی سلب میکنیم، پس وجودِ موضوع در ابتدا ضرورتی ندارد و با عدمِ وجودِ موضوع نیز میتوان هر صفتِ عجیب و غریبی را از آن سلب کرد با این حال، قضیه همچنان صادق میباشد. حال قضیهی سالبهی محصلهالمحمول (دارای محمولِ مثبت) یک قضیهی سالبه است و باید از این قاعده پیروی کند.
اما همانطور که در بالا گفته شد این قاعده دارای مثالهای نقض است و مشکل از عدمِ تفکیکِ ساختارِ نحوی و ساختارِ معناییِ قضایا ناشی میشود.
تفاوتِ «ساختارِ نحوی» و «ساختارِ معنایی» را در فرصتی دیگر توضیح خواهم داد. (احمد علیپور)
@daghdaghehayeman
منطقدانانِ مسلمان، میانِ قضیهی «سالبهی مُحصّلهالمحمول» و قضیهی «موجبهی معدولهالمحمول» تمایز مینهند. قضیهی نخست، قضیهای سالبه است که حرفِ نفی، در محمولِ آن وجود ندارد. قضیهی دوم، قضیهای موجبه است که حرفِ نفی، در محمولِ آن وجود دارد.
دو مثال برای قضیهی «سالبهی محصلهالمحمول»:
1) برخی انسانها بینا نیستند.
2) پدرِ عیسیبنِمریم غذا نمیخورد. (صادق)
از دیدگاهِ منطقدانانِ مسلمان، این گونه قضایا حتی هنگامی که موضوعِ آنها دارای مصداق نباشد، قضایای صادقی هستند. یا بهاصطلاح، بهانتفای موضوع صادقاند.
دو مثال برای قضیهی «موجبهی معدولهالمحمول»:
3) برخی انسانها نابینا هستند.
4) پدرِ عیسیبنِمریم نخورندهی غذا بود. (کاذب)
از دیدگاهِ منطقدانانِ مسلمان، اینگونه قضایا فقط هنگامی صادقاند که موضوعِ آنها دارای مصداق باشد.
علتِ چنین تمایزی، پذیرشِ قاعدهی معروفی در فلسفه و منطقِ فیلسوفان و منطقدانانِ مسلمان است که به «قاعدهی فرعیه» مشهور است و بیان میکند که ذکرِ حُکمی برای یک چیز، فرع بر ثبوتِ آن چیز است. لذا در قضیهی «موجبهی معدولهالمحمول»، لازم است که موضوع، دارای تحقق باشد تا قضیه، صادق گردد، حال آنکه در قضیهی «سالبهی محصلهالمحمول»، در واقع، حملی صورت نگرفته است و لذا قضیه، با عدمِ وجودِ موضوع نیز، صادق خواهد بود. با قبولِ چنین تمایزی قضیهی 2 صادق و قضیهی 4 کاذب خواهد بود که خلافِ عقلِ سلیم است. اما اگر این دو قضیه چندان برای خواننده روشن نیستند، مثالِ زیر راهگشاست:
با قبولِ تمایزِ ذکر شده، یکی از دو قضیهی زیر صادق و دیگری کاذب خواهد بود که خلافِ شهود است چون در واقع این دو قضیه از نظرِ معنایی همارزند.
5) اجتماعِ دو نقیض، ممکن نیست. (صادق)
6) اجتماعِ دو نقیض، ناممکن است. (کاذب)
دلیلِ رسیدن به این نتیجهی ناپذیرفتنی این است که منطقدانان و فیلسوفانِ مسلمان، میانِ «شکلِ نحویِ قضیه» (به تعبیری، شکلِ صوریِ قضیه) و «شکلِ معناییِ قضیه» خَلط کردهاند. [ادعای دکتر اکبری]
تیدمن و کهین، پل و هاوارد (1383). درآمدی نو به منطق، ترجمهی رضا اکبری، چاپ اول، تهران: انتشارات دانشگاه امام صادق، پاورقی صفحهی 18. (با تغییر و تصرف)
توضیحِ بیشتر در موردِ قاعدهی فرعیه:
قاعدهی فرعیه میگوید در گزارههای (قضایای) موجبهی حملی (البته در حملِ مرکب یا هلیهی مرکبه و نه در حملِ بسیط یا هلیهی بسیطه که محمول خودِ "وجود" است که بر موضوع حمل میشود) وقتی محمولی غیر از "وجود" را بر موضوع حمل میکنیم، موضوع باید ابتدا موجود باشد تا بتوانیم مفهومی را بر آن حمل و بار کنیم، به عبارتی، وجودِ موضوع را در ابتدا فرض میگیریم سپس چیزی را بر آن حمل میکنیم. نمیشود که موضوع وجود نداشته باشد و ما بخواهیم بر چیزی که موجود نیست صفتی را حمل کنیم. اینک قضیهی موجبهی معدولهالمحمول (دارای محمولِ منفی) یک قضیهی حملی است و باید از این قاعده پیروی کند.
در قضایای سالبهی حملی چون ما چیزی را بر چیزی حمل نمیکنیم، بلکه برعکس، چیزی را از چیزی سلب میکنیم و یا اگر به تسامح بگوییم محمولی را از موضوعی سلب میکنیم، پس وجودِ موضوع در ابتدا ضرورتی ندارد و با عدمِ وجودِ موضوع نیز میتوان هر صفتِ عجیب و غریبی را از آن سلب کرد با این حال، قضیه همچنان صادق میباشد. حال قضیهی سالبهی محصلهالمحمول (دارای محمولِ مثبت) یک قضیهی سالبه است و باید از این قاعده پیروی کند.
اما همانطور که در بالا گفته شد این قاعده دارای مثالهای نقض است و مشکل از عدمِ تفکیکِ ساختارِ نحوی و ساختارِ معناییِ قضایا ناشی میشود.
تفاوتِ «ساختارِ نحوی» و «ساختارِ معنایی» را در فرصتی دیگر توضیح خواهم داد. (احمد علیپور)
@daghdaghehayeman
ISBN: 978-0-268-01159-8
Pub. Year:1986
Notre Dame Press
http://undpress.nd.edu/books/P00201?page=5#description
See your demand at IAL ChatRoom:
https://telegram.me/joinchat/CHCYWj681dAckOj-rGtcVQ
Pub. Year:1986
Notre Dame Press
http://undpress.nd.edu/books/P00201?page=5#description
See your demand at IAL ChatRoom:
https://telegram.me/joinchat/CHCYWj681dAckOj-rGtcVQ
Forwarded from Seyed Ahmad Mirsanei
Paradoxes-Sainsbury.pdf
1.5 MB
Forwarded from Seyed Ahmad Mirsanei
Paradox and Paraconsistency.pdf
1.5 MB
Paradox and Paraconsistency: Conflict Resolution in the Abstract Sciences
John Woods
Cambridge University Press
John Woods
Cambridge University Press
Forwarded from Mathematics Association
💢نظریه مجموعه ها و کاربرد های آن ( لین و لین )
✅ در این كتاب سعی شده است كه برای فهم مطالب آنچه كه مورد نیاز است آورده شود. مواد اصلی لازم برای دانشجویانی كه میخواهند درسهایی نظیر جبر مدرن، آنالیز، توپولوژی و غیره بخوانند در كتاب آورده شود.
✅ یكی از پیشنیازهای این كتاب آشنایی با ریاضیات دبیرستانی است اما به مهارت زیاد در ریاضیات نیازی نیست. بهتر است خواننده با یك درس حساب دیفرانسیل و انتگرال سه ماهه یا نیمساله آشنا شده باشد.
✅ تمام كتاب برای تدریس یک درس نیمساله یا دو درس سه ماهه در نظریه مقدماتی مجموعهها در سطح دوره كارشناسی نوشته شده است.
✅ در این چاپ اشتباههای كوچک و برخی ابهامات موجود در چاپ قبلی تصحیح شده است. همچنین مسائل تمرینی بیشتری در سطحی وسیع تر و متنوع تر نیز آورده شده است.
@qomat
✅ در این كتاب سعی شده است كه برای فهم مطالب آنچه كه مورد نیاز است آورده شود. مواد اصلی لازم برای دانشجویانی كه میخواهند درسهایی نظیر جبر مدرن، آنالیز، توپولوژی و غیره بخوانند در كتاب آورده شود.
✅ یكی از پیشنیازهای این كتاب آشنایی با ریاضیات دبیرستانی است اما به مهارت زیاد در ریاضیات نیازی نیست. بهتر است خواننده با یك درس حساب دیفرانسیل و انتگرال سه ماهه یا نیمساله آشنا شده باشد.
✅ تمام كتاب برای تدریس یک درس نیمساله یا دو درس سه ماهه در نظریه مقدماتی مجموعهها در سطح دوره كارشناسی نوشته شده است.
✅ در این چاپ اشتباههای كوچک و برخی ابهامات موجود در چاپ قبلی تصحیح شده است. همچنین مسائل تمرینی بیشتری در سطحی وسیع تر و متنوع تر نیز آورده شده است.
@qomat
خوشحالم که کانال منطق مرز ۱۵۰ نفر را رد کرده است. با توجه به این که منطق پژوهی در ایران تقریباً غریب است و افراد منطق پژوه و پیرو منطق قلیل ولی در عوض افراد مشتاق مغالطه(البته غالباً از سر ناآگاهی) کثیر هستند. این نتیجه تابدینجا مطلوب ارزیابی می شود.
از عزیزانی که نسبت به سمینارها، کلاس ها و فعالیت های منطقی در دانشگاه ها یا مکان های علمی آگاهی پیدا می کنند تقاضا دارم تا آن را با ما در این کانال به اشتراک بزارند.
کسانی که حداقل دانشجوی منطق هستند که به عنوان مدیر می توانند پیام بزارند، دیگران لطفاً خبر را برای من در همین تلگرام به آیدی @Amer_Amikhteh بفرستند.
تشکر از همکاریتون.
از عزیزانی که نسبت به سمینارها، کلاس ها و فعالیت های منطقی در دانشگاه ها یا مکان های علمی آگاهی پیدا می کنند تقاضا دارم تا آن را با ما در این کانال به اشتراک بزارند.
کسانی که حداقل دانشجوی منطق هستند که به عنوان مدیر می توانند پیام بزارند، دیگران لطفاً خبر را برای من در همین تلگرام به آیدی @Amer_Amikhteh بفرستند.
تشکر از همکاریتون.
رابطه و شباهت یک منطق دان با یک عارف از جهاتی(نکته: در متن زیر با پیام دقیقی روبرو نخواهید بود و صرفاً یک برداشت و تجربه شخصیست که برآمده از درکم از منطق است و می توانید مخالفش باشید، چرا که استدلال قابل قبولی برایش نیافتم):
برای یک منطق دان به جهت منطق دان بودنش برایش محتوای جهان اهمیتی ندارد، بلکه ساختار جهان اهمیت داره. برای او اهمیتی ندارد «خدا وجود دارد» یا «خدا وجود ندارد» برای او اهمیتی ندارد که «باید راست گفت» یا «اینطور نیست که باید راست گفت». برای او این اهمیت دارد که شما استدلال های درست و قوی ارائه دهید و باورهای شما نسبت به باورهای خودتان سازگار باشد. و نه نسبت به باورهای خودش.
یک منطق دان به صرف منطق دان بودنش شما را از زاویه خودتان می بیند، شما را قضاوت نمی کند. نه می گوید تو انسان بدی هستی و تکفیرت می کند و نه تو رو یک انسان خوب و اینقدر خوب که لایق پرستش باشی، می داند.
یک منطق دان با تمام فلسفه ها و مکتب هایی که منطق را رعایت می کنند، دوست است و هیچ ترجیهی قائل نخواهد بود. در نتیجه با دامنه ی وسیعی از اندیشه ها تعامل دارد.
هر چه آزادتر باشی به منطق خالص تری دست پیدا خواهی کرد. این آزاد اندیشی در رفتار نیز می تواند نمایان شود. در نتیجه ویژگی های روانی تعصب، دیکتاتوری بودن و تعیین ارزش ها برای دیگران با منطقی بودن در تعارض است.
ازین جهت یک منطق دان می تواند به تمام هستی عشق ورزد. گرچه او جویای حقیقت است اما ادعای حقیقت ندارد. زین سبب می تونیم شباهت هایی بین یک منطق دان با یک عارف که بی مدعاوار عاشق هستی است و با جهانش در صلح است، پیدا کنیم.
یک منطق دان به تو نخواهد گفت جهان چگونه است، می گوید بگو جهان را چگونه می بینی و من می گویم طبق این باورهایت ملزم هستی که اعتراف کنی جهان فلان گونه نیز هست و تبعات باورهای خودت است و نه من.
به علاوه منطقی بودن برای ما تبعات روانشناختی مطلوبی نیز دارد. او یاد می گیرد که مسئولیت پذیر باشد. چه در افکار و باورها و چه در اعمال. چراکه می داند افکار و اعمالش تبعاتی دارد که نتیجه ی افکار و باورهای خودش است و نه دیگری. و او نمی تواند کس دیگری را برای مشکلاتش مقصر یا گناهکار بگیرد. این هم به او کمک می کند در صلح باشد و نه در جنگ!! و در صلح بودن شاید یکی از مهم ترین ویژگی های یک عارف باشد.
عامر آمیخته
مهر ۹۵
@Amer_Amikhteh
@IRLogic
برای یک منطق دان به جهت منطق دان بودنش برایش محتوای جهان اهمیتی ندارد، بلکه ساختار جهان اهمیت داره. برای او اهمیتی ندارد «خدا وجود دارد» یا «خدا وجود ندارد» برای او اهمیتی ندارد که «باید راست گفت» یا «اینطور نیست که باید راست گفت». برای او این اهمیت دارد که شما استدلال های درست و قوی ارائه دهید و باورهای شما نسبت به باورهای خودتان سازگار باشد. و نه نسبت به باورهای خودش.
یک منطق دان به صرف منطق دان بودنش شما را از زاویه خودتان می بیند، شما را قضاوت نمی کند. نه می گوید تو انسان بدی هستی و تکفیرت می کند و نه تو رو یک انسان خوب و اینقدر خوب که لایق پرستش باشی، می داند.
یک منطق دان با تمام فلسفه ها و مکتب هایی که منطق را رعایت می کنند، دوست است و هیچ ترجیهی قائل نخواهد بود. در نتیجه با دامنه ی وسیعی از اندیشه ها تعامل دارد.
هر چه آزادتر باشی به منطق خالص تری دست پیدا خواهی کرد. این آزاد اندیشی در رفتار نیز می تواند نمایان شود. در نتیجه ویژگی های روانی تعصب، دیکتاتوری بودن و تعیین ارزش ها برای دیگران با منطقی بودن در تعارض است.
ازین جهت یک منطق دان می تواند به تمام هستی عشق ورزد. گرچه او جویای حقیقت است اما ادعای حقیقت ندارد. زین سبب می تونیم شباهت هایی بین یک منطق دان با یک عارف که بی مدعاوار عاشق هستی است و با جهانش در صلح است، پیدا کنیم.
یک منطق دان به تو نخواهد گفت جهان چگونه است، می گوید بگو جهان را چگونه می بینی و من می گویم طبق این باورهایت ملزم هستی که اعتراف کنی جهان فلان گونه نیز هست و تبعات باورهای خودت است و نه من.
به علاوه منطقی بودن برای ما تبعات روانشناختی مطلوبی نیز دارد. او یاد می گیرد که مسئولیت پذیر باشد. چه در افکار و باورها و چه در اعمال. چراکه می داند افکار و اعمالش تبعاتی دارد که نتیجه ی افکار و باورهای خودش است و نه دیگری. و او نمی تواند کس دیگری را برای مشکلاتش مقصر یا گناهکار بگیرد. این هم به او کمک می کند در صلح باشد و نه در جنگ!! و در صلح بودن شاید یکی از مهم ترین ویژگی های یک عارف باشد.
عامر آمیخته
مهر ۹۵
@Amer_Amikhteh
@IRLogic
Springer's 3 New Logical Books:
👇👇👇👇👇
I. Alfred Tarski and the "Concept of Truth in Formalized Languages"
Book Series: Logic, Epistemology, and the Unity of Science, Vol. 39
Gruber, Monika
Link: http://www.springer.com/us/book/9783319326146?wt_mc=Alerts.NBA.Sep-16_EAST_25561697#otherversion=9783319326160
—------------------------------
II.Iconicity and Abduction
Book Series: Studies in Applied Philosophy, Epistemology and Rational Ethics, Vol. 29
Caterina, Gianluca; Gangle, Rocco
Link: http://www.springer.com/us/book/9783319442440?wt_mc=Alerts.NBA.Sep-16_EAST_25561697#otherversion=9783319442457
—------------------------------—
III. Theories of Intensionality
Parsons, David
Link: http://www.springer.com/us/book/9789811024825?wt_mc=Alerts.NBA.Sep-16_EAST_25561697#otherversion=9789811024849
👇👇👇👇👇
I. Alfred Tarski and the "Concept of Truth in Formalized Languages"
Book Series: Logic, Epistemology, and the Unity of Science, Vol. 39
Gruber, Monika
Link: http://www.springer.com/us/book/9783319326146?wt_mc=Alerts.NBA.Sep-16_EAST_25561697#otherversion=9783319326160
—------------------------------
II.Iconicity and Abduction
Book Series: Studies in Applied Philosophy, Epistemology and Rational Ethics, Vol. 29
Caterina, Gianluca; Gangle, Rocco
Link: http://www.springer.com/us/book/9783319442440?wt_mc=Alerts.NBA.Sep-16_EAST_25561697#otherversion=9783319442457
—------------------------------—
III. Theories of Intensionality
Parsons, David
Link: http://www.springer.com/us/book/9789811024825?wt_mc=Alerts.NBA.Sep-16_EAST_25561697#otherversion=9789811024849
Springer
Alfred Tarski and the "Concept of Truth in Formalized | Monika Gruber | Springer
This book provides a
detailed commentary on the classic monograph by Alfred Tarski, and offers a
reinterpretation and retranslation of the work using the...
detailed commentary on the classic monograph by Alfred Tarski, and offers a
reinterpretation and retranslation of the work using the...