Forwarded from دستیار زیر نویس و هایپر لینک
Karnameh Andishe N1.pdf
5.4 MB
شماره نخست نشریه الکترونیکی «کارنامه اندیشه»
Forwarded from Seyed Ahmad Mirsanei
The Developments of Logical Connectives Symboles from Frege to now
Denis Roegel (2002), Petit panorama des notations logiques du 20e siècle (see chart on page 2)
Denis Roegel (2002), Petit panorama des notations logiques du 20e siècle (see chart on page 2)
http://link.springer.com/journal/11225/104/5?wt_mc=alerts.TOCjournals
Studia Logica, Vol. 104, Issue 5 (October 2016):
List of Articles👇👇👇👇👇
"Semisimples in Varieties of Commutative Integral Bounded Residuated Lattices"
Antoni Torrens
—------------------------------
"Adaptive Logic Characterizations of Input/Output Logic"
Christian Straßer, Mathieu Beirlaen & Frederik Van De Putte
—------------------------------
"Gentzenization of Trilattice Logics"
Mitio Takano
—------------------------------
"A Preliminary Study of MV-Algebras with Two Quantifiers Which Commute"
Aldo Figallo Orellano
—------------------------------
"Intuitionistic Games: Determinacy, Completeness, and Normalization"
Paweł Urzyczyn
—------------------------------
"Natural Deduction Calculi and Sequent Calculi for Counterfactual Logics"
Francesca Poggiolesi
—------------------------------
"Bi-Simulating in Bi-Intuitionistic Logic"
Guillermo Badia
—------------------------------
"The Lambek Calculus Extended with Intuitionistic Propositional Logic"
Michael Kaminski & Nissim Francez
—------------------------------
Studia Logica, Vol. 104, Issue 5 (October 2016):
List of Articles👇👇👇👇👇
"Semisimples in Varieties of Commutative Integral Bounded Residuated Lattices"
Antoni Torrens
—------------------------------
"Adaptive Logic Characterizations of Input/Output Logic"
Christian Straßer, Mathieu Beirlaen & Frederik Van De Putte
—------------------------------
"Gentzenization of Trilattice Logics"
Mitio Takano
—------------------------------
"A Preliminary Study of MV-Algebras with Two Quantifiers Which Commute"
Aldo Figallo Orellano
—------------------------------
"Intuitionistic Games: Determinacy, Completeness, and Normalization"
Paweł Urzyczyn
—------------------------------
"Natural Deduction Calculi and Sequent Calculi for Counterfactual Logics"
Francesca Poggiolesi
—------------------------------
"Bi-Simulating in Bi-Intuitionistic Logic"
Guillermo Badia
—------------------------------
"The Lambek Calculus Extended with Intuitionistic Propositional Logic"
Michael Kaminski & Nissim Francez
—------------------------------
منطق
New Springer Book in Logic: (2016) "Cultures of Mathematics and Logic" Book Series: Trends in the History of Science Editor/s: Ju, Shier; Löwe, Benedikt; Müller, Thomas; Xie, Yun
This book gathers the proceedings of the conference "Cultures of Mathematics and Logic," held in Guangzhou, China. The event was the third in a series of interdisciplinary, international conferences emphasizing the cultural components of philosophy of mathematics and logic. It brought together researchers from many disciplines whose work sheds new light on the diversity of mathematical and logical cultures and practices. In this context, the cultural diversity can be diachronical (different cultures in different historical periods), geographical (different cultures in different regions), or sociological in nature.
http://www.springer.com/gp/book/9783319315003?wt_mc=Alerts.NBA.Aug-16_EAST_24325987#otherversion=9783319315027
http://www.springer.com/gp/book/9783319315003?wt_mc=Alerts.NBA.Aug-16_EAST_24325987#otherversion=9783319315027
Springer
Cultures of Mathematics and Logic - Selected Papers from the | Shier Ju | Springer
This book
gathers the proceedings of the conference "Cultures of Mathematics and
Logic," held in Guangzhou, China. The event was the third in a series...
gathers the proceedings of the conference "Cultures of Mathematics and
Logic," held in Guangzhou, China. The event was the third in a series...
عنوان : سور Quantifier
نویسنده : سيد احمد ميرصانعي (1391)
كلمات كليدي : سور قضيه، سور كلي (سور عمومي)، سور جزئي (سور وجودي)، قضيه محصوره، سورهاي تو در تو، عالم سخن، سور مقيد، سور نامقيد، بسط سورها
متن کامل مقاله در لینک زیر:
http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=46461
نویسنده : سيد احمد ميرصانعي (1391)
كلمات كليدي : سور قضيه، سور كلي (سور عمومي)، سور جزئي (سور وجودي)، قضيه محصوره، سورهاي تو در تو، عالم سخن، سور مقيد، سور نامقيد، بسط سورها
متن کامل مقاله در لینک زیر:
http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=46461
منطق
عنوان : سور Quantifier نویسنده : سيد احمد ميرصانعي (1391) كلمات كليدي : سور قضيه، سور كلي (سور عمومي)، سور جزئي (سور وجودي)، قضيه محصوره، سورهاي تو در تو، عالم سخن، سور مقيد، سور نامقيد، بسط سورها متن کامل مقاله در لینک زیر: http://www.pajoohe.com/f…
Quantifier-Tahoma(1).pdf
482.9 KB
متن مقاله «سور (Quantifier)»
Forwarded from Seyed Ahmad Mirsanei
This is a national forum associated to Iranian Association for Logic (IAL). It is founded to connect the entire community of Iranian logicians inside the country and abroad together.
Invitation link:
https://telegram.me/joinchat/CHCYWj-iwl9AjSGUDR9L3w
Invitation link:
https://telegram.me/joinchat/CHCYWj-iwl9AjSGUDR9L3w
Forwarded from اخبار فلسفه
«مغلطه؛ راهنمای درست اندیشیدن» نوشته جمی وایت با ترجمه مریم تقدیسی در ۱۷۶ صفحه با قیمت ۱۲ هزار تومان توسط انتشارات ققنوس روانه بازار نشر شد
http://yon.ir/3Jmq
@philosophynews
http://yon.ir/3Jmq
@philosophynews
Forwarded from M. M
یک نتیجهی ناپذیرفتنیِ «قاعدهی فرعیه»
منطقدانانِ مسلمان، میانِ قضیهی «سالبهی مُحصّلهالمحمول» و قضیهی «موجبهی معدولهالمحمول» تمایز مینهند. قضیهی نخست، قضیهای سالبه است که حرفِ نفی، در محمولِ آن وجود ندارد. قضیهی دوم، قضیهای موجبه است که حرفِ نفی، در محمولِ آن وجود دارد.
دو مثال برای قضیهی «سالبهی محصلهالمحمول»:
1) برخی انسانها بینا نیستند.
2) پدرِ عیسیبنِمریم غذا نمیخورد. (صادق)
از دیدگاهِ منطقدانانِ مسلمان، این گونه قضایا حتی هنگامی که موضوعِ آنها دارای مصداق نباشد، قضایای صادقی هستند. یا بهاصطلاح، بهانتفای موضوع صادقاند.
دو مثال برای قضیهی «موجبهی معدولهالمحمول»:
3) برخی انسانها نابینا هستند.
4) پدرِ عیسیبنِمریم نخورندهی غذا بود. (کاذب)
از دیدگاهِ منطقدانانِ مسلمان، اینگونه قضایا فقط هنگامی صادقاند که موضوعِ آنها دارای مصداق باشد.
علتِ چنین تمایزی، پذیرشِ قاعدهی معروفی در فلسفه و منطقِ فیلسوفان و منطقدانانِ مسلمان است که به «قاعدهی فرعیه» مشهور است و بیان میکند که ذکرِ حُکمی برای یک چیز، فرع بر ثبوتِ آن چیز است. لذا در قضیهی «موجبهی معدولهالمحمول»، لازم است که موضوع، دارای تحقق باشد تا قضیه، صادق گردد، حال آنکه در قضیهی «سالبهی محصلهالمحمول»، در واقع، حملی صورت نگرفته است و لذا قضیه، با عدمِ وجودِ موضوع نیز، صادق خواهد بود. با قبولِ چنین تمایزی قضیهی 2 صادق و قضیهی 4 کاذب خواهد بود که خلافِ عقلِ سلیم است. اما اگر این دو قضیه چندان برای خواننده روشن نیستند، مثالِ زیر راهگشاست:
با قبولِ تمایزِ ذکر شده، یکی از دو قضیهی زیر صادق و دیگری کاذب خواهد بود که خلافِ شهود است چون در واقع این دو قضیه از نظرِ معنایی همارزند.
5) اجتماعِ دو نقیض، ممکن نیست. (صادق)
6) اجتماعِ دو نقیض، ناممکن است. (کاذب)
دلیلِ رسیدن به این نتیجهی ناپذیرفتنی این است که منطقدانان و فیلسوفانِ مسلمان، میانِ «شکلِ نحویِ قضیه» (به تعبیری، شکلِ صوریِ قضیه) و «شکلِ معناییِ قضیه» خَلط کردهاند. [ادعای دکتر اکبری]
تیدمن و کهین، پل و هاوارد (1383). درآمدی نو به منطق، ترجمهی رضا اکبری، چاپ اول، تهران: انتشارات دانشگاه امام صادق، پاورقی صفحهی 18. (با تغییر و تصرف)
توضیحِ بیشتر در موردِ قاعدهی فرعیه:
قاعدهی فرعیه میگوید در گزارههای (قضایای) موجبهی حملی (البته در حملِ مرکب یا هلیهی مرکبه و نه در حملِ بسیط یا هلیهی بسیطه که محمول خودِ "وجود" است که بر موضوع حمل میشود) وقتی محمولی غیر از "وجود" را بر موضوع حمل میکنیم، موضوع باید ابتدا موجود باشد تا بتوانیم مفهومی را بر آن حمل و بار کنیم، به عبارتی، وجودِ موضوع را در ابتدا فرض میگیریم سپس چیزی را بر آن حمل میکنیم. نمیشود که موضوع وجود نداشته باشد و ما بخواهیم بر چیزی که موجود نیست صفتی را حمل کنیم. اینک قضیهی موجبهی معدولهالمحمول (دارای محمولِ منفی) یک قضیهی حملی است و باید از این قاعده پیروی کند.
در قضایای سالبهی حملی چون ما چیزی را بر چیزی حمل نمیکنیم، بلکه برعکس، چیزی را از چیزی سلب میکنیم و یا اگر به تسامح بگوییم محمولی را از موضوعی سلب میکنیم، پس وجودِ موضوع در ابتدا ضرورتی ندارد و با عدمِ وجودِ موضوع نیز میتوان هر صفتِ عجیب و غریبی را از آن سلب کرد با این حال، قضیه همچنان صادق میباشد. حال قضیهی سالبهی محصلهالمحمول (دارای محمولِ مثبت) یک قضیهی سالبه است و باید از این قاعده پیروی کند.
اما همانطور که در بالا گفته شد این قاعده دارای مثالهای نقض است و مشکل از عدمِ تفکیکِ ساختارِ نحوی و ساختارِ معناییِ قضایا ناشی میشود.
تفاوتِ «ساختارِ نحوی» و «ساختارِ معنایی» را در فرصتی دیگر توضیح خواهم داد. (احمد علیپور)
@daghdaghehayeman
منطقدانانِ مسلمان، میانِ قضیهی «سالبهی مُحصّلهالمحمول» و قضیهی «موجبهی معدولهالمحمول» تمایز مینهند. قضیهی نخست، قضیهای سالبه است که حرفِ نفی، در محمولِ آن وجود ندارد. قضیهی دوم، قضیهای موجبه است که حرفِ نفی، در محمولِ آن وجود دارد.
دو مثال برای قضیهی «سالبهی محصلهالمحمول»:
1) برخی انسانها بینا نیستند.
2) پدرِ عیسیبنِمریم غذا نمیخورد. (صادق)
از دیدگاهِ منطقدانانِ مسلمان، این گونه قضایا حتی هنگامی که موضوعِ آنها دارای مصداق نباشد، قضایای صادقی هستند. یا بهاصطلاح، بهانتفای موضوع صادقاند.
دو مثال برای قضیهی «موجبهی معدولهالمحمول»:
3) برخی انسانها نابینا هستند.
4) پدرِ عیسیبنِمریم نخورندهی غذا بود. (کاذب)
از دیدگاهِ منطقدانانِ مسلمان، اینگونه قضایا فقط هنگامی صادقاند که موضوعِ آنها دارای مصداق باشد.
علتِ چنین تمایزی، پذیرشِ قاعدهی معروفی در فلسفه و منطقِ فیلسوفان و منطقدانانِ مسلمان است که به «قاعدهی فرعیه» مشهور است و بیان میکند که ذکرِ حُکمی برای یک چیز، فرع بر ثبوتِ آن چیز است. لذا در قضیهی «موجبهی معدولهالمحمول»، لازم است که موضوع، دارای تحقق باشد تا قضیه، صادق گردد، حال آنکه در قضیهی «سالبهی محصلهالمحمول»، در واقع، حملی صورت نگرفته است و لذا قضیه، با عدمِ وجودِ موضوع نیز، صادق خواهد بود. با قبولِ چنین تمایزی قضیهی 2 صادق و قضیهی 4 کاذب خواهد بود که خلافِ عقلِ سلیم است. اما اگر این دو قضیه چندان برای خواننده روشن نیستند، مثالِ زیر راهگشاست:
با قبولِ تمایزِ ذکر شده، یکی از دو قضیهی زیر صادق و دیگری کاذب خواهد بود که خلافِ شهود است چون در واقع این دو قضیه از نظرِ معنایی همارزند.
5) اجتماعِ دو نقیض، ممکن نیست. (صادق)
6) اجتماعِ دو نقیض، ناممکن است. (کاذب)
دلیلِ رسیدن به این نتیجهی ناپذیرفتنی این است که منطقدانان و فیلسوفانِ مسلمان، میانِ «شکلِ نحویِ قضیه» (به تعبیری، شکلِ صوریِ قضیه) و «شکلِ معناییِ قضیه» خَلط کردهاند. [ادعای دکتر اکبری]
تیدمن و کهین، پل و هاوارد (1383). درآمدی نو به منطق، ترجمهی رضا اکبری، چاپ اول، تهران: انتشارات دانشگاه امام صادق، پاورقی صفحهی 18. (با تغییر و تصرف)
توضیحِ بیشتر در موردِ قاعدهی فرعیه:
قاعدهی فرعیه میگوید در گزارههای (قضایای) موجبهی حملی (البته در حملِ مرکب یا هلیهی مرکبه و نه در حملِ بسیط یا هلیهی بسیطه که محمول خودِ "وجود" است که بر موضوع حمل میشود) وقتی محمولی غیر از "وجود" را بر موضوع حمل میکنیم، موضوع باید ابتدا موجود باشد تا بتوانیم مفهومی را بر آن حمل و بار کنیم، به عبارتی، وجودِ موضوع را در ابتدا فرض میگیریم سپس چیزی را بر آن حمل میکنیم. نمیشود که موضوع وجود نداشته باشد و ما بخواهیم بر چیزی که موجود نیست صفتی را حمل کنیم. اینک قضیهی موجبهی معدولهالمحمول (دارای محمولِ منفی) یک قضیهی حملی است و باید از این قاعده پیروی کند.
در قضایای سالبهی حملی چون ما چیزی را بر چیزی حمل نمیکنیم، بلکه برعکس، چیزی را از چیزی سلب میکنیم و یا اگر به تسامح بگوییم محمولی را از موضوعی سلب میکنیم، پس وجودِ موضوع در ابتدا ضرورتی ندارد و با عدمِ وجودِ موضوع نیز میتوان هر صفتِ عجیب و غریبی را از آن سلب کرد با این حال، قضیه همچنان صادق میباشد. حال قضیهی سالبهی محصلهالمحمول (دارای محمولِ مثبت) یک قضیهی سالبه است و باید از این قاعده پیروی کند.
اما همانطور که در بالا گفته شد این قاعده دارای مثالهای نقض است و مشکل از عدمِ تفکیکِ ساختارِ نحوی و ساختارِ معناییِ قضایا ناشی میشود.
تفاوتِ «ساختارِ نحوی» و «ساختارِ معنایی» را در فرصتی دیگر توضیح خواهم داد. (احمد علیپور)
@daghdaghehayeman
ISBN: 978-0-268-01159-8
Pub. Year:1986
Notre Dame Press
http://undpress.nd.edu/books/P00201?page=5#description
See your demand at IAL ChatRoom:
https://telegram.me/joinchat/CHCYWj681dAckOj-rGtcVQ
Pub. Year:1986
Notre Dame Press
http://undpress.nd.edu/books/P00201?page=5#description
See your demand at IAL ChatRoom:
https://telegram.me/joinchat/CHCYWj681dAckOj-rGtcVQ