International professional Hand-woven Carpet clinic
126 subscribers
257 photos
57 videos
19 files
64 links
کانال کلینیک تخصصی بین المللی فرش دستباف
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❊ در محضر استاد

#صوتی ۶

کانال کلینیک تخصصی بین المللی فرش دستباف
https://t.me/IPHCC
🔹دوازدهمين المپياد فرش دستباف در گام پايانى

🔻برای مطالعه متن کامل و فهرست برگزيدگان بر لینک زیر كليک کنید:
https://torreh.net/olampyad12/

@Torrehmag
#طره مجله تخصصی #فرش دست‌باف ایران
www.Torreh.net
طره؛ مجله فرش دست‌باف
🔹دوازدهمين المپياد فرش دستباف در گام پايانى 🔻برای مطالعه متن کامل و فهرست برگزيدگان بر لینک زیر كليک کنید: https://torreh.net/olampyad12/ @Torrehmag #طره مجله تخصصی #فرش دست‌باف ایران www.Torreh.net
🔹پاسخنامه !

♦️هی با خود عهد میبندم بیخیال باشم و در مورد گفته ها ، نوشته ها و شنیده ها در مورد فرش دستباف ایران حساس نبوده و یا حداقل آنکه دست بقلم نشوم ، اما گویا شدنی نیست و این عادت ، من المهد الی اللحد است .
درآئین پایانی المپیاد فرش دستباف !؟ که دراصل خلقت این پدیده مجهول المنفعه سخن فراوان است ، دوست گرامی ام جناب کارگر باز افاضاتی فرموده اند که خواندم و ناگزیر از پاسخم :
🔻فرموده اند :
« خروجی دانشگاه های ما و رشته فرش بعد از دو دهه چیست؟ طراح شرکتهای فرش ماشینی؟ کارمند مرکز ملی فرش؟ مدرس رشته فرش؟ مرکز ملی فرش به عنوان متولی این هنر- صنعت چقدر از این خروجی ها بهره برده است؟ و پاسخ داد: شاید اگر فارغ از جانبدارى و با نگاهى منصفانه بنگریم، کمى بیشتر از هیچ! »
🔻عرض میشود :
اولا این را باید از اساتید پروازی این مراکز دانشگاهی پرسید !
وانگهی ،
ـ فارغ التحصیلان دانشگاهی تا کی باید منتظر بثمر نشستن پروژه های مرکز ملی باشند ! تا در سایه این پروژه ها جذب حوزه میدانی فرش دست باف شوند ؟
ـ ایا فکر نمیکنید قصور مرکز ملی و عدم توان در جهت اشتغال افرینی در حوزه فرش دستباف است که دانش آموختگان این رشته را بسمت فرش ماشینی سوق داده است ؟
ـ آیا تقصیر عدم توان بهره وری از دانش آموختگان رشته دانشگاهی فرش توسط مرکز ملی ، بعهده دانشگاه است ؟
وقتی مرکزملی فرش در پیله خود تنیده ، دربسیاری از حوزه ها از دانش آموختگان دانشگاهی فرسخ ها عقب مانده باشد ، طبیعی است که توان بهره وری از این استعدادها ، کمی بیش از هیچ خواهد بود !
🔻فرموده اند :
« چقدر در رشته فرش کلاسهای پویا، کتابخانه های غنی، کارگاه های فعال و ارتباط زنده و کنشگرانه استادان و گروه ها را شاهدیم؟ محتوای پژوهش ها و پایان نامه های این رشته چقدر کارآمد هستند؟ »
🔻عرض میشود :
ـ فارغ از اینکه آیا مرکز ملی فرش توان و صلاحیت ارزیابی و ارزش گذاری فعالیت های مراکز اموزش عالی را دارد یا نه ، باید پرسید : مرکز ملی فرش ایران ، بعنوان متولی و مجری ملی ، مطابق اهداف اساسنامه ای خود ، کدام مشکل واقعی فرش دستباف ایران را بعنوان پروژه به این مراکز محول نموده و نتیجه نگرفته است ؟
ـ مرکز ملی فرش ایران ، بعنوان متولی و مجری ملی ، کدام پژوهش یا پایان نامه ها را تا اخذ نتیجه و وصول به هدف ، ساپورت همه جانبه نموده است ؟آیا واقعا همه پژوهش ها و پایان نامه ها ، و بقولی زحمات همه عزیزان دانشجو « کشک » است ؟
ـ ایا وظیفه مرکز ملی فرش نیست که دست فارغ التحصیلان را از در دانشگاه بگیرد و در دست حوزه میدانی قرار دهد و بسوی اهداف مندرج در اساسنامه مرکز ملی هدایت کند؟
🔻فرموده اند :
« دلخوش کردن به آمار تعداد مقالات و نمودارهای کذایی رشد علم که راهگشا نیست. اسیر ISI شدن و توهم توسعه و رشد علمی یافتن به استناد افزایش تعداد مقالات که حلال مشکلات نیست.
کارگر افزود: اصلاً انگیزه این پژوهش ها چیست؟ مقاله دادن و نمره گرفتن؟ فربه کردن رزومه ها؟ یا درمان دردها؟ چه کسی گفته که مقاله بیشتر یعنی علم بیشتر و رشد علمی بیشتر یعنی جامعه بهتر و پیشرفته تر؟! »
🔻عرض میشود :
صبح بخیر !
بقول معروف ؛ اونروزیکه جیک جیک مستونت بود یاد زمستونت نبود !
ـ گیرم همه آمارها بدرد نخور ،آیا مرکز ملی فرش ایران ، یک آمار واقعی و راست آزمایی شده از حوزه فعالیت خود دارد ؟ تعدادنیروی فعال ماهر؟ میزان تفکیک شده مواد اولیه مصرفی ؟ متراژ دقیق انواع تولید؟ رقم گردش مالی ؟و.....آیا در این همه مدت نمیشد این آمارها را بشکل مستند تدوین نمود ؟ تا آمار نیروی فعال این حوزه بین ارقام دو میلیون تا ده میلیون نفر سرگردان نباشد !؟
ـ آیا کم پرسیدیم و پرسیدند که انگیزه این پژوهش ها و المپیادها و جشنواره ها و ......چیست ، پاسخی فرمودید که اینک انتظار پاسخ دارید؟
🔻فرموده اند:
« از شمارپرتعداد پایان نامه های دانشجویان فرش ومقالات پرشمارترشان چه تحولی در فرش ایجاد شده است؟ اگر کارآمد واثربخش بودند که باید خروجی محسوسی می داشت. باید تحول و بهبودی حاصل می شد. گویى تنها شاهد تورم ناکارآمد مقالات هستیم وخروجی این مقالات مشهود نیست. »
🔻عرض میشود:
البته تعدد مقاله در هیچ حوزه ای عیب محسوب نمیشود ، بلکه بر عکس موجب گستردگی دایره گفتمان موضوعی شده و این انباشت در طی زمان غربال گردیده و موجب انباشت تاریخی و فربهی علمی میشود .
ثانیا،
ـ با کدام منطقی میتوان اثبات نمودتعدد مقالات در موضوعی ، علت ناکارآمدی آنهاست !؟ آیا نمیتوان متصور بود که بخشی از عدم اثر بخشی مقالات در حوزه فرش به ناکارآمدی مرکز ملی برمیگردد؟
ـ آیا نباید انتظار داشت که اثر این مقالات در خروجی مرکز ملی فرش ایران روئیت شود؟


بیخیال ،....... دوباره سعی خواهم داشت ، بلکه توانستم کمی بیخیال باشم .
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❊ در محضر استاد

#صوتی ۷

کانال کلینیک تخصصی بین المللی فرش دستباف
https://t.me/IPHCC
❊ بوته مادر بچه
International professional Hand-woven Carpet clinic
❊ بوته مادر بچه
❊ بوته مادر بچه

طرح بوته یکی از طرح های پرکاربرد در حوزه طراحی فرش دستباف ایران است که میتوان انواع مختلف آن را در قالی مناطق مختلف از شرق تا غرب ایران ملاحظه نمود و همانند بسیاری از نگاره های دیگر، تعابیر و تفاسیر مختلفی نیز در ارتباط با شکل ، فرم و مفهوم هر کدام از انواع این نگاره تاکنون ارائه شده است .
از میان انواع مختلف این طرح ، طرح معروف به « بوته مادربچه » قطعا یکی از زیباترین هاست ، که مصادیق مختفلی در وجه تسمیه آن تعریف شده است .
اما تاکنون هیچ مصداقی همانند نگاره فوق مرا در ارتباط با وجه تسمیه عبارت « بوته مادر بچه » اقناع ننموده است .

کانال کلینیک تخصصی بین المللی فرش دستباف
https://t.me/IPHCC
International professional Hand-woven Carpet clinic
مارک جعلی !
■ قالی زیگلر

یکی از کمپانی های مشهور درحوزه تولید فرش دستباف شرقی ، کمپانی معروف《 زیگلر » میباشد که تقریبا همه فعالان حوزه فرش دستباف با سوابق آن آشنا و بر دوره تاریخی و نحوه فعالیت شان واقف اند .
نکته ای که شاید تا به امروز بدان اشاره نشده باشد اینکه ، کمپانی فرش زیگلر بر روی هیچکدام از تولیدات ایرانی اش مارک و نشانی نبافته است و همه انها با لیبل الصاقی صادر شده اند که امروزه نمونه هایی از آن لیبل ها وجود دارد .
علت این تذکر ، کلیپی بود که اخیرا در کانال دوست ارجمند جناب سبحه دیدم که در آن یک فرش ساروق با مارک « عمل کارخانه زیقلر » مشاهده میشود ، این مارک بدلایل فنی و تاریخی ، جعلی است .
البته در حوزه فرش دستباف ، متاسفانه عمل غیر اخلاقی ، جعل نام و نشان ، از دیر باز متداول بوده است که شخصا نمونه های متعددی را کارشناسی نموده ام .
با تشکر از همکار ارجمند جناب سبحه که هر از گاهی ، بهانه چنین نکات آموزشی را فراهم میکنند .

https://t.me/IPHCC
Forwarded from فرهیختگان
🔹قالی نو🔹

همۀ ما از کودکی به «تازگی» توجه نشان می‌دهیم. سرمان به سوی هر چیز نو می‌چرخد، نگاهمان سر می‌خورد روی اسباب‌بازی‌‌های تازه و کفش و لباس نو و چشمانمان بر هرچه می‌لغزد آن را چون شیر تازه می‌نوشد. این نوخواهی تا به حدّی ست که ممکن است یواشکی وسایل و اسباب‌بازی‌های گرانقیمت‌مان را با خنزر پنزرهای دوستمان تاخت بزنیم فقط برای اینکه آنچه او دارد برایمان «تازه» است.
همین رویّه ادامه پیدا می‌کند. ما بزرگ می‌شویم و این شوق نوخواهی هم با ما بزرگ می‌شود و تبدیل می‌شود به اشتیاق برای داشتن ماشین نو، اثاث نو و هر چیز تازۀ دیگر. اما دیگر کودک نیستیم و می‌توانیم این نوجویی را کنترل کنیم، می‌توانیم چرتکه بیندازیم، حساب کتاب کنیم و ببینیم آنچه خودمان داریم بیشتر می‌ارزد یا آنچه به ما عرضه شده و البته «نو» است. واقعیّت این است که در بزرگسالی، اغلب ما دیگر آنقدر ساده نیستیم که فرش دست‌باف ابریشمی را که از مادربزرگمان به ما به ارث رسیده، با فرش ماشینی‌ای که همان روز با طرحی تازه تولید شده تاخت بزنیم. ما دیگر حساب‌گر شده‌ایم و خانۀ دنگالِ کلنگی پدربزرگمان را به یک واحد آپارتمان نوساز در مجتمع مسکونی بغلی‌اش نمی‌دهیم. قیمت اجناس را می‌دانیم. گول نمی‌خوریم و فریفتۀ «نو» بودن چیزی نمی‌شویم.
این به آن معنی نیست که دیگر تازگی را دوست نداریم که اگر چنین باشد نشانه‌ی بی‌ذوقی و مرده‌دلی ماست. ما هنوز هم تازگی را دوست داریم اما به این سطح از بلوغ فکری و عاطفی رسیده‌ایم که اگر چه تازگی ممکن است در نگاه اول جذّاب باشد اما کافی نیست. نو بودن فقط یک عامل از عوامل متعددی است که قیمت یک کالا را نشان می‌دهد.
همین امر در ساحتهای دیگر مانند هنر و ادبیات نیز صادق است. بدین معنی که خامان و تازه‌‌ از راه رسیدگان چو کودکی که شادمانه ساعت مچی‌اش را با مدادتراش خرگوشی نویی تاخت می‌زند و با چشمان گشاده و دهان بازمانده پی بانگ هر جرس می‌رود، در مواجهه با هر حرف تازه یا سبک و قالب و ایده نویی، از خود بی‌خود و مسحور می‌شوند اما پختگان و استخوان خورد کرده‌ها که عیار کار دستشان است قیمت حقیقی هر جنسی را می‌دانند و گوششان به این حرفها بدهکار نیست.‌ آنها نو بودن را فقط یکی از امتیازهای اثر می‌دانند و بیش از آنچه باید، به آن وقعی ‌نمی‌نهند.

خلاصۀ یادداشتی را که #پرویز_ناتل_خانلری سال ۱۳۳۵ نوشته و در #هفتاد_سخن، جلد اول، صص ۱۰۹ _ ۱۱۳ چاپ شده است، بخوانیم👇

به دیدن دوستی رفتم که هنر دوست و صاحب ذوق است. چشمم به قالی اتاق افتاد. قالی نوی بود. غرضم از نو این نیست که آن را تازه بافته بودند. البته بافت آن تازه بود اما شیوۀ بافت آن تازه‌تر بود. این قالی، مستطیلی سه در چهار بود که خط وتر آنرا به دو مثلث قسمت می‌کرد. یک مثلث به رنگ سبز چمنی بود و مثلث دیگر به رنگ سرخ خونی. میان مثلث سبز چیزی شبیهِ گل و بته به رنگ زرد و قرمز کشیده بودند و میان قسمت سرخ هم نظیر همان چیز با رنگهای سبز و سفید دیده می‌شد. همۀ آنچه دربارۀ آن قالی می‌توان گفت همین است.
دوستم گفت: این قالی سبک تازه‌ای است. تا کی می‌توان با آن قالی‌هایی که هزاران سال است با یک رنگ و طرح در خانۀ اجداد ما افتاده‌ بسر برد؟!
گفتم: آری، در تازگی آن هیچ شک ندارم. اما در ارزش آن جای گفتگوست. من یک قالی تبریزی در اطاقم دارم. چندان فرش گران‌بهایی نیست. از همین قالی‌هایی است که شما دوست ندارید و مبتذل و معمول می‌خوانید. اما من هر شب که به خانه می‌روم و از قیل و قال بیرون فراغتی می‌یابم، چشم به آن می‌دوزم. در رنگهای گوناگون و نقش‌های درهم پیچیدۀ آن‌ باریک می‌شوم از هر رنگ و هر نقش نکته‌ها درمی‌یابم، یا می‌پندارم که باید دریافت. تناسب رنگهای آن که حاصل تجربه و ذوق نسل‌های متوالی است چنان در من اثر می‌کند که هیچ امری دلکش‌تر و زیباتر از آن در نظرم نمی‌آید. شما یک قالی نو سفارش داده‌اید که نیمی از آن سبز و نیم دیگر سرخ است. بسیار هنر کرده‌اید. اما این هنر شما اگر هم مایه لذّت بیننده باشد، بیش از چند دقیقه ذهن را مشغول نمی‌کند. هنر قدیم، راست می‌گویید، بسیار مکرّر و مبتذل شده است. اما هنر شما هم گمان نمی‌کنید که بسیار ساده و بی‌بنیاد باشد؟

#عاطفه_طیه


.جان آگه با #فرهیختگان
t.me/IRANIntellectuals
Audio
ایلین تحویل دوعاسی.
باهارین گئلمه سین تبریک دییرم و برکت دولو ،سلامت لیق سیزه و ساواش سیز بیر دنیا آرزو ائدیرم
سعید رونقیان تبریزی
International professional Hand-woven Carpet clinic
Photo
طرح بندی اسلیمی

واقعا باید اذعان نمود که طراحان فرش دستباف تبریز در زمینه نقش و رنگ، میدان ناآزموده ای باقی نگذاشته اند.
🔻تا راستی و درستی در میان نباشد، گویی بارگذاری کج رخ داده است و دستیابی به مقصود حاصل نمی‌شود. تا اطلاعات واقعی و صحیح در کار نباشد، تحلیل‌ها و نتیجه‌گیری‌ها همه به بیراهه خواهند رفت و بدون داشتن داده‌های روا، راه برای یافته‌های ناروا باز خواهد بود.

🔻در حوزه فرش دست‌باف نیز ماجرا همین‌گونه است. بن‌مایه‌ای از اطلاعات درست لازم است تا پژوهش‌ها، برنامه‌ریزی‌ها و تصمیم گیری‌ها خروجی مناسبی داشته باشند، وگرنه نافرجام یا بدفرجام خواهند بود.

🔻شوربختانه در دنیای فرش دست‌باف ایران آنچه مشهود است آمار و اطلاعاتی بدون مطالعه، ذهنی، تخیلی و بدون مستندات کافی است که گاه از سر دلسوزی بر زبان اهالی فرش جاری یا بر قلم پژوهشگران و نویسندگان این وادی روان می‌شود.

🔻طره به همراهی همراه ارجمند خود و پیشکسوت اهل مطالعه و موشکاف فرش دست‌باف جناب آقای «مقصود فراش توسی» بر آن است تا در اقدامی تازه به «راستی آزمایی» گفته‌ها و نوشته‌ها درباره فرش ایران بپردازد.

🔻از اين پس راستى آزمايى طره را در نشانى زير دنبال كنيد:
🔗http://fact.torreh.net

@Torrehmag
#طره مجله تخصصی #فرش دست‌باف ایران
www.Torreh.net
طره؛ مجله فرش دست‌باف
🔻تا راستی و درستی در میان نباشد، گویی بارگذاری کج رخ داده است و دستیابی به مقصود حاصل نمی‌شود. تا اطلاعات واقعی و صحیح در کار نباشد، تحلیل‌ها و نتیجه‌گیری‌ها همه به بیراهه خواهند رفت و بدون داشتن داده‌های روا، راه برای یافته‌های ناروا باز خواهد بود. 🔻در حوزه…
انتظاری عبث !

سالهاست در هر مجلس و محفلی میگوییم ، اصلاح و هدایت امور فرش دستباف نیازمند اطلاعات دقیق از وضعیت میدانی است و نمیتوان با استناد به آمار و ارقام بی مبنا و احساسی ( بخوانید : کشکی ) ، برای فرش دستباف کاری انجام داد و البته بیش و پیش از همه ، این وظیفه متوجه مرکز ملی فرش ایران بوده و هست که مع الاسف علیرغم تذکرات مکرر ، اشتغال به تعارفات متداول ( بخوانید : نوشابه بازکنی ) و سفر های پر بار! داخلی و خارجی متعدد و سرگرم بودن به جلسات و کلاس های پروازی ، فرصت نداده است تا امر مهم تهیه و تدوین داده های اطلاعات پایه ای فرش دستباف ایران ، همانند بسیاری از وظایف دیگر ، تا به امروز به انجام برسد .
اینک عکس العمل 《طره 》بعنوان بدل نشریه رسمی مرکز ملی فرش ایران ، در قبال اظهار آمار و اطلاعات متناقض ، نشان از آن دارد که امید به انجام وظایف مرکز ملی فرش ایران ، انتظاری عبث است .
♦️قابل توجه مرکز ملی فرش ایران

🔹در سال ۹۶ بیش از ۱۳۰ میلیون دلار بستنی (فقط بستنی و نه همه محصولات لبنی) از ایران به کشورهای دیگر صادر شده که عمده آن به کشور عراق بوده در رقابت با محصولات ترک.
🔹صادرات شکلات و شیرنی در سال گذشته نیز بیش از ۲۲۰ میلیون دلار بوده باز هم با وجود رقبای جدی در جهان و منطقه و در نظر گرفتن ضعف بازاریابی خارجی شرکت های ایرانی.
🔹این در حالیست که صادرات فرش که به طور سنتی بعد از پسته بیشترین صادرات را داشته و تولید آن ریشه دارتر و صادرکنندگان آن حرفه ای ترند و سالیان سال با بازارهای هدف در ارتباط بوده اند تنها ۹۷ میلیون دلار (کمتر از ۱۰۰ میلون) بوده است.

@IPHCC
International professional Hand-woven Carpet clinic
Photo
🔷 صدبار بدی کردی و...... !؟

🔻بلاخره بعد از چند سال نقد و تذکر ، مرکز ملی فرش ایران از خر شیطان پیاده شد !و آن پوستر کذایی چند سال گذشته که نه بویی از حرفه گرافیک برده بود و نه رنگی از فرش دستباف ، و در نگاهی خوش بینانه نهایت بدسلیقه گی بود ، بکناری نهاد ،اماچه سود که بدسلیقه گی همچنان ادامه دارد .
🔻ایا پوستر جدید در حد و شآن یک نمایشگاه ملی برای فرش دستباف ایران هست ؟
قطعا خیر .
🔻پوسترنمایشگاه بیست وهفتم ، در تقلیدی ناشیانه از نشریات مطرح خارجی ، فارغ از عدم رعایت تناسبات موضوعی و نکات حرفه ای ، بیش از آنکه حس یک رویداد اقتصادی و فرهنگی _ هنری را القا نماید ، انتظار برای رخدادی تراژدیک را تداعی میکند!!!
♦️البته دیر زمانیست که ما دندان طمع از مدیریت مرکز ملی فرش ایران کشیده ایم و همچنان اصرار داریم که :
ما را بخیر تو امید نیست شر مرسان .

@IPHCC