میون شلوغی شهر، یه مردی پیدا شد که گفت ده دقیقه وقتشو میده تا باهاش حرف بزنم.
ظاهرش جوری بود که شاید خیلیها نگاه کنن و بگن «این معتاده»… شاید هم بود، نمیدونم.
ولی چیزی که دیدم، آدمی بود که از خیلی چیزها بیخبر بود؛ اصطلاح و کنایهها رو نمیفهمید، انگار دنیا براش یه جور دیگه میگذشت.
تنها چیزی که بلد بود، شاهنامه بود.
هر وقت سوالی میپرسیدم و جواب نداشت، شروع میکرد به خوندن دو بیت از فردوسی؛ از خدا، از زندگی درست، از نیکی و راستی.
آخر سر هم گفت:
«برام دعا کن… سلامتی، نون حلال، عاقبت بخیری.»
جالب بود… با اون وضعیتی که داشت، دم از نون حلال، عدالت، راستی و خدای یگانه میزد.
شاید همون خدایی که کمکش نکرد از این وضعیت بیرون بیاد، تنها دلخوشی و پناهش بود.
آدم میمونه چطور تو همین شهری که زندگی میکنیم، فقط چند خیابون اونطرفتر، زندگیها اینقدر فرق دارن.
خیلیها به یه تار مو بندن، خیلیها هیچ پشت و پناهی ندارن و خیلی ها شاید برای هیچ زنده اند ...
هیچ چیز سر جای خودش نیست ، همهچی قاطی شده .
این تضادها آدمو میسوزونه .
از یه طرف ، مردی که تنها سرمایهاش شعره و دعا.
از یه طرف، سیستمی که آدمها رو به این نقطه میرسونه.
لعنت به باعث و بانیاش.
اما همزمان، دل آدم میلرزه برای اون دلهای ساده و پاکی که هنوز تو این همه بیعدالتی، به شاهنامه و دعا پناه میبرن .
امروز ، بیشتر از هر پرسشنامه و مصاحبهای، ی روایت شخصی شد ؛
روایتی از شهری که توش امید و ناامیدی، شعر و فقر، کنار هم نفس میکشن.
شهری که بعضی از آدمهاش با همه سختی ، هنوز به نیکی و دعا دل بستهان ، حتی وقتی هیچ چیز سر جاش نباشه .
(سه شنبه - ۲۵ آذر - ۱۴۰۴ - ..ز - دانشجوی جامعه شناسی و مطالعات فرهنگی )
حتی نمیخوام هیچ کاری کنم
کلی کار دارم
کلی برنامه عقب افتاده
کلی کتاب نخونده
کلی فیلم ندیده
کلی پروژه برای اجرا
کلی درس نخونده
کلی پیام ارسال نشده
کلی جای نرفته
هزاررررررر تا کار دارم
خدایا نوکرتم ی معجزه ای چیزی
𝙎𝙃𝘼𝙉𝙄
Photo
از دیکتاتوری تا دموکراسی
چارچوبی نظری برای کسب آزادی
اثر : جین شارپ ـ ۶ اکتبر ۱۹۹۳
مترجم : جادی ـ انجمن بدون مرز
در ادامه، چند جمله ای از این کتاب رو آوردم تا یک نگاه کلی به محتوای کتاب داشته باشید .
چارچوبی نظری برای کسب آزادی
اثر : جین شارپ ـ ۶ اکتبر ۱۹۹۳
مترجم : جادی ـ انجمن بدون مرز
برای درس جامعهشناسی سیاسی، استاد از ما خواسته هر گروه یک کتاب رو تا پایان ترم به صورت دستنویس خلاصه کنه. من کلی کتاب باز کردم و ورق زدم تا بالاخره به این مورد رسیدم و خلاصهش رو هم دستنویس نوشتم.
انتخاب این کتاب نتیجهی جستوجوی من برای منبعی بود که علاوه بر ارزش علمی، جذابیت و کاربرد عملی در حوزهی سیاست و جامعهشناسی داشته باشه. به همین خاطر، هم نسخهی خلاصهی دستنویس آمادهست و هم فایل اصلی کتاب برای کسانی که علاقهمند باشن.
در ادامه، چند جمله ای از این کتاب رو آوردم تا یک نگاه کلی به محتوای کتاب داشته باشید .
«قدرت دیکتاتورها از اطاعت مردم سرچشمه میگیرد؛ اگر اطاعت نباشد، قدرتی هم باقی نمیماند.»
هیچ دیکتاتوری شکستناپذیر نیست، حتی قدرتمندترینشان هم به همکاری مردم وابستهاند.
خشونت میدانِ دیکتاتورهاست؛ اگر وارد آن شوی، در زمینِ آنها بازی کردهای.
آزادی هدیهای نیست که کسی به ما بدهد؛ آزادی را باید خودمان بسازیم.
نباید تنها هدف، نابودی دیکتاتوری باشد؛ باید به جایگزینی آن با نظامی دموکراتیک اندیشید.
امید بستن به منجیان خارجی خطاست؛ تنها نیروی واقعی برای تغییر، مردم خودِ کشورند.
برنامهریزی استراتژیک، کلید گذار از دیکتاتوری به دموکراسی است.
و در نهایت، حتی در تاریکترین شرایط، امید و قدرت مردم میتواند چراغ آینده باشد.
𝙎𝙃𝘼𝙉𝙄
ترانه یِ عزیزم ترانه یِ ایران 💫🩵
فقط دوست دارم ساعت ها بشینم گریه کنم
هیچ حرفی نمیمونه :)