یادداشتهای مُعَوَّجْ
عنصر مقوم میل به برخی "تغییرات" زمانی که در اذهانمان یک مفهوم ایدهآل میسازیم چیست؟ امر منفی، نگاتیو یا به تعبیر بهتر فقدان، کمبود و پوچی..
زن شرقیای که پیشاپیش خودش رو از نیروهای اطرافش(چه رسانه، چه سینما و غیره و ذالک) منتزع میکنه و در ناخودآگاهش چیزی جز یک تصویر ایدهآل از «زن آزاد، مترقی، غربی(یا هر کوفت و زهرمار دیگری)» نیست، میلش رو پر کردن همون خلاء تعریف کرده! ولی این میل خلاء نیست! تماما سیاسیه! سود کسانی در سوق پیدا کردن زنان ایرانی به همچین چیزاهاییست...
چپهای عاقلتر میگن جنبش ژینا رو راستها تصاحب کردن.
ولی عاقلتر از اونا کساییاند که میدونن چرا نتانیاهو خیلی قبلتر از این رخداد در کنگره از لزوم توسعه شبکههای ماهوارهای و رسانهایشون در ایران صحبت میکنه...
ولی عاقلتر از اونا کساییاند که میدونن چرا نتانیاهو خیلی قبلتر از این رخداد در کنگره از لزوم توسعه شبکههای ماهوارهای و رسانهایشون در ایران صحبت میکنه...
یادداشتهای مُعَوَّجْ
نیروهای اطرافش
در کارخونه ناخودآگاه دلوز، حتی عبور یه مگس هم در انفصالات و اتصالات ماشین میل تاثیر میذاره... من نمیفهمم اینا چطور خودشون رو رها شده میدونن! واقعا این حد از همپوشانی سوژههای جنبش با تصویرسازی رسانهای، هویتسازیها، دیگرسازیها و... شگفتآوره! چطور میتونیم ادعا کنیم که خطوط گریزی در جنبش مشاهده کردیم؟ یا بگیم جنبش دلوزیه؟
یادداشتهای مُعَوَّجْ
ا کمترین سوگیری شناختی(حذف کاملش ناممکنه) اعم از اخلاقی، تجویزی، سیاسی و... تحلیل کنیم،
همونطور که اینجا اشاره کردم، من نمیتونم خود جنبش رو در چارچوب فکری دلوز قضاوت ارزششناختی کنم. نه تنها این جنبش(که سویههای فاشیستی اون شاید زیاد محرز نبوده باشه)، که حتی یه جنبش فاشیستی هم نمیتونم قضاوت کنم! بیشتر سعی کردم با یه نگاه کلان، مقصد تبعاتش رو(شکاف اجتماعی بین مردم و فضای آنتاگونیستیای که الان ملایمتر شده) فروپاشی ترسیم کنم.
یادداشتهای مُعَوَّجْ
زن شرقیای که پیشاپیش خودش رو از نیروهای اطرافش(چه رسانه، چه سینما و غیره و ذالک) منتزع میکنه و در ناخودآگاهش چیزی جز یک تصویر ایدهآل از «زن آزاد، مترقی، غربی(یا هر کوفت و زهرمار دیگری)» نیست، میلش رو پر کردن همون خلاء تعریف کرده! ولی این میل خلاء نیست!…
دستکم میتونیم بگیم جنبش سوای تمام دستاوردهای منفیای که داشته، از این جهت که حساسیت جامعه ایران رو نسبت به زنستیزی افزایش داده، مثبت بوده.
یادداشتهای مُعَوَّجْ
دستکم میتونیم بگیم جنبش سوای تمام دستاوردهای منفیای که داشته، از این جهت که حساسیت جامعه ایران رو نسبت به زنستیزی افزایش داده، مثبت بوده.
و فکر میکنم اینه نگاهی که دلوز ازمون میخواد داشته باشیم... بدون صفبندی ایدئولوژیک تحرکات، بدون مقولهبندی اونا ذیل مفاهیم کلی(چپ، راست، ارزشی، براندازی و سایر برچسبها) به این توجه کنیم که ازش میتونیم چه چیزهای نوینی تولید کنیم؟ چه خطوط گریزی رو کشف کنیم؟ و نهایتا تفاوتها رو تکرار کنیم...
یادداشتهای مُعَوَّجْ
از زاویه دیگری، چپها با "انتزاعِ" ارزشهای فرهنگی اروپایی از شدنها و فرآیندها و بستر اجتماعی-تاریخیشان و سپس جهانیسازی آنها، یک پیرو و مقلدی کور از غرب محسوب میشوند نه یک مُکَرِّری خلاق به معنای دلوزیاش! در واقع به لسان میشل فوکو: جهان سوم جایی است…
باید مراقب مواجهات بود.. بیش از متون باید از خیالات ترسید! بیش از اصوات از "تصاویر"... بنابراین بیش از کتاب باید در تماشای فیلم محتاط بود... فیلمها این استعداد را دارند که ایده مقاومت را در یک "تصویر" متجلی کنند! آنها مخاطب را مجاب میکنند که در آن "تصویر" آزادی را بجوید... خودش را با آن "تصویر" تطابق دهد! مخاطب ضابطه و خطکشاش را در قضاوتهایش همان "تصویر" قرار میدهد... اما مقاومت هیچ الگوی جهانشمولی ندارد! آنچه در فرانسه مقاومت خوانده میشود در تهران چیزی جز بردگی نیست! امروزه و در زمانه درنوردیده شدن فرهنگها با واسطهای به نام تکنولوژی، باید بیش از روزهای دیگر بر تکینگی موقعیتها تاکید کرد... بر این نکته که: «مقاومت کالا نیست که بتوان آن را کپی کرد!»
در کتابخوانی هم باید محتاط بود! به اعتقاد من کتاب تنها برای شخصی مفید است که قبلتر خودش را ساخته باشد! به بیان تولستوی، همواره قبل از تغییر جهان، به تغییر خودش فکر میکند!
از هر کتابی میتوان سواستفاده کرد! چه مقدس باشد چه فلسفه و چه علم...
از هر کتابی میتوان سواستفاده کرد! چه مقدس باشد چه فلسفه و چه علم...
یادداشتهای مُعَوَّجْ
در کتابخوانی هم باید محتاط بود! به اعتقاد من کتاب تنها برای شخصی مفید است که قبلتر خودش را ساخته باشد! به بیان تولستوی، همواره قبل از تغییر جهان، به تغییر خودش فکر میکند! از هر کتابی میتوان سواستفاده کرد! چه مقدس باشد چه فلسفه و چه علم...
کتاب ماده ارسطویی است و جسارت تغییر کردن صورت ارسطویی.
یادداشتهای مُعَوَّجْ
یا رجوع به مفاهیم این بزرگواران هم نوعی بازتولید همان استعمار غربی است؟
مطمئنم این ایده از اول هم اشتباه بود که با دلوز جواب چپولهای منفعل غربزده رو بدم.
یادداشتهای مُعَوَّجْ
زن شرقیای که پیشاپیش خودش رو از نیروهای اطرافش(چه رسانه، چه سینما و غیره و ذالک) منتزع میکنه و در ناخودآگاهش چیزی جز یک تصویر ایدهآل از «زن آزاد، مترقی، غربی(یا هر کوفت و زهرمار دیگری)» نیست، میلش رو پر کردن همون خلاء تعریف کرده! ولی این میل خلاء نیست!…
مشکل دوستانم همیشه این بوده به راحتی جواز قضاوت رو برا خودشون صادر میکنن... انگار که با ضمیمه کردن این نیروها بخوام "واقعیت" موردعلاقه حاکمیت رو بازنمایی کنم...
نخیر آقایون! این شمایید که جریانها رو از روابطشون قطع میکنید! این شمایید که مرتکب تقلیلگرایی میشید و آگاهانه یا ناآگاهانه "واقعیت" دلخواه کسانی رو بازنمایی میکنید! در چارچوب فکری دلوز اصلا "واقعیت" ناب و پیشینیای وجود نداره که یه شخص بیطرف(؟) بتونه تجربهش کنه و بعد به راحتی به تفسیر و تاویلهای مخالفش نسبت حکومتی یا بسیجی بودن بزنه!(چقدر محضکه بدون هیچ سوالی یک هویت ساختگی به بقیه میدید) "واقعیت" همواره تولید میشده! واقعیتی که در گذشته از خلال اتصالات ماشین چشم و گوش در کارخونه ناخودآگاه تولید میشد، الان توسط اتصالات همین ماشینها به گوشی هوشمندی که شما در شیرینترین خوابتون اون رو دستگاه ثبت و ضبط صادقانه حقیقت(؟) میبینید، "تولید" میشه!
نخیر آقایون! این شمایید که جریانها رو از روابطشون قطع میکنید! این شمایید که مرتکب تقلیلگرایی میشید و آگاهانه یا ناآگاهانه "واقعیت" دلخواه کسانی رو بازنمایی میکنید! در چارچوب فکری دلوز اصلا "واقعیت" ناب و پیشینیای وجود نداره که یه شخص بیطرف(؟) بتونه تجربهش کنه و بعد به راحتی به تفسیر و تاویلهای مخالفش نسبت حکومتی یا بسیجی بودن بزنه!(چقدر محضکه بدون هیچ سوالی یک هویت ساختگی به بقیه میدید) "واقعیت" همواره تولید میشده! واقعیتی که در گذشته از خلال اتصالات ماشین چشم و گوش در کارخونه ناخودآگاه تولید میشد، الان توسط اتصالات همین ماشینها به گوشی هوشمندی که شما در شیرینترین خوابتون اون رو دستگاه ثبت و ضبط صادقانه حقیقت(؟) میبینید، "تولید" میشه!
یادداشتهای مُعَوَّجْ
لان توسط اتصالات همین ماشینها به گوشی هوشمندی که شما در شیرینترین خوابتون اون رو دستگاه ثبت و ضبط صادقانه حقیقت(؟) میبینید، "تولید" میشه!
همین دستگاه هوشمنده که این ظرفیت دهشتناک رو داره با انتشار و بازنشر حداکثری چندتا ویدئو و عکس از یه عده ارتشی معلومالحال، جوری "واقعیت" رو بازنمایی کنه که انگار ج.ا در حال از دست دادن کامل نیروهاشه! شاید اگر واسطهای بنام گوشی وجود نمیداشت، این واقعیت حتی خندهدار جلوه میکرد!
بله فرآیند خودشناسی کاری بیاندازه دردناکه! اصلا شبیه کتابهای زرد روانشناسی نیست! اینکه شما بخواید از روابطی که "هویت"تون ساخته کنده شید بینهایت سخت و عذابآوره...
یادداشتهای مُعَوَّجْ
زن مسلمان در سه راهی سنت، فمینیسم و استعمار
پوشش خودش نمادی از مقاومت است! مقاومت در برابر مغزهای استعمارزده...
این همون موقعیت تکین ماست! پوشش به مثابه مقاومت در برابر دستگاه هژمونیک غرب، سرمایهداری و بدنهای اسیر ایرانیاش...