There's nothing worse in this world than this feeling of freedom and weightlessness; because u never really know if it's active or passive...
Apart from all this, I want u to know that I can't speak English very well irl, and I really don't have a particular interest in it...
But I need to give voice to my feelings in different languages... Maybe this need itself is just a cry for attention...
خیلی بدم میاد همه از نقد روانکاوی سنتی فرویدی حرف میزنن ولی سهوا یا عمدا هیچ اشارهای به عامل پدیدار شدن این نوع روانکاوی در نگاه دلوز(منظورم از روانکاوی فرویدی تقلیل امیال به تئاتر خانوادگی پدر، مادر و فرزند هست) نمیکنن...
خیلی بدم میاد همه از «بدن بیاندام»(حقیقتا لفظ دهنپرکنی هم هست) حرف میزنن ولی سهوا یا عمدا هیچ اشارهای به ماهیت دوگانه این مفهوم در نزد دلوز(هم تولیدگر و هم نابودگر) نمیکنن...
خیلی بدم میاد همه از «بدن بیاندام»(حقیقتا لفظ دهنپرکنی هم هست) حرف میزنن ولی سهوا یا عمدا هیچ اشارهای به ماهیت دوگانه این مفهوم در نزد دلوز(هم تولیدگر و هم نابودگر) نمیکنن...
انگار که دلشون بخواد از دلوز یک چهره آنارشیک، ضد خانواده، ضد سنت و ضد ساختار نشون بدن...
بله دلوز مخالف ثبات ساختاری است و دلوز مخالف "سنت" به معنای انجماد در ساختارهاست ولی این سنت از نظر دلوز خطی و تاریخی نیست! چون زمان در چارچوبش یک مفهوم "کلی" و خطی نیست...
یک "سنت" منجمد میتواند خود ایده و بت «سنت شکنی» باشد!
دلوز صرفا به دنبال راهحل متعادلی بین این دو است... دنبال شکار هر شکلی از فاشیسم...
یک "سنت" منجمد میتواند خود ایده و بت «سنت شکنی» باشد!
دلوز صرفا به دنبال راهحل متعادلی بین این دو است... دنبال شکار هر شکلی از فاشیسم...
برای همین خاطره که "تغییرات" همواره براش پیوستار تعریف میشده و قرار هم نیست این تغییرات به نقطه و نتیجهای از پیش مشخص(منطبق با یک مفهوم "کلی" مثلا فرهنگ غربی) حرکت کند...
یادداشتهای مُعَوَّجْ
عامل پدیدار شدن
همه سرمایهداری و مدرنیته غربی رو جا میندازن...
ته همه این سادهسازیها این میشه که میگن جنبش ژینایی که تماما قوامش به تئوری توطئه و هویتسازیهای کاذب(ارزشی، بسیجی، لباسشخصی و ساندیسی) بود یک جنبش دلوزیه...
یادداشتهای مُعَوَّجْ
تئوری توطئه
الانم که این شروین ترانهسراشونم مهره خود نظام شده...
منطق اینا حکم میکنه به کسی که همزمان با سیگار کشیدن، با باد معدهش روی بوم نقاشی اثر خلق میکنه یک برچسب هنرمند خلاق، انقلابی و دلوزی نسبت بدیم...
منطق اینا حکم میکنه به کسی که همزمان با سیگار کشیدن، با باد معدهش روی بوم نقاشی اثر خلق میکنه یک برچسب هنرمند خلاق، انقلابی و دلوزی نسبت بدیم...
بنده تفکرات امروزم رو مدیون اساتید و روشنفکرای ایرانی میدونم...
شاید اگه اونها نبودن، هیچوقت آنتی روشنفکر نمیشدم...
شاید اگه اونها نبودن، هیچوقت آنتی روشنفکر نمیشدم...
«نه تو دلوز رو نفهمیدیها، نه تو فوکو رو نفهمیدیها» بحثهایی هست که فقط به درد کافه نشینها میخوره...
مسئله اصلی اینه که با اراجیف این بزرگواران چه اراجیفی میشه تولید کرد که به درد امروز ایران ما میخوره.
مسئله اصلی اینه که با اراجیف این بزرگواران چه اراجیفی میشه تولید کرد که به درد امروز ایران ما میخوره.
یادداشتهای مُعَوَّجْ
«نه تو دلوز رو نفهمیدیها، نه تو فوکو رو نفهمیدیها» بحثهایی هست که فقط به درد کافه نشینها میخوره... مسئله اصلی اینه که با اراجیف این بزرگواران چه اراجیفی میشه تولید کرد که به درد امروز ایران ما میخوره.
واقعا تو این فضای آنتاگونیستی ارزشی-براندازی(که نیازی نمیبینم یادآوری کنم چه چیز یا چیزهایی همچین دوگانه نادرستی رو القا کرد) و بازی مضحک چپ و راستهای ایرانی(ترجیح میدم اسمش رو جنگ برچسبها بذارم) نیاز به متفکرین پساساختارگرا حس میشه...
البته همین که میفهمید مغرور شدید شما رو خیلی از دیگران جلو میندازه.
یادداشتهای مُعَوَّجْ
از منظر میرچا الیاده، اسطورهها نقشی بنیادین در ارتباط انسان با امر قدسی و خلق فضایی معنابخش ایفا میکنند - در این چارچوب، روایت زک اسنایدر از سوپرمن را باید کوششی برای «قدسیسازی» (Sacralization) و ظهور امر قدسی (Hierophany) در زمان و مکان عرفی، که جهان…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یادداشتهای مُعَوَّجْ
اگر ناچار به انتخاب بین دو جبهه باشیم، باز هم این سرسپردگی دومی بهتر از اولی است...
Staying stratified -organized, signified, subjected- is not the worst that can happen; the worst that can happen is if you throw the strata into demented or suicidal collapse, which brings them back down on us heavier than ever.
A thousand Plateaus/D&G
ماندن در حالت لایهبندیشده -سازمانیافته، مدلول، سوژهشده(فرمانبردار)- بدترین چیزی نیست که ممکن است رخ دهد؛ بدترین حالت زمانی است که لایهها را در فروپاشی دیوانهوار یا خودکشی بیفکنی، که آنها را سنگینتر از پیش بر سرمان فرود میآورد...
یادداشتهای مُعَوَّجْ
عنصر مقوم میل به برخی "تغییرات" زمانی که در اذهانمان یک مفهوم ایدهآل میسازیم چیست؟ امر منفی، نگاتیو یا به تعبیر بهتر فقدان، کمبود و پوچی..
زن شرقیای که پیشاپیش خودش رو از نیروهای اطرافش(چه رسانه، چه سینما و غیره و ذالک) منتزع میکنه و در ناخودآگاهش چیزی جز یک تصویر ایدهآل از «زن آزاد، مترقی، غربی(یا هر کوفت و زهرمار دیگری)» نیست، میلش رو پر کردن همون خلاء تعریف کرده! ولی این میل خلاء نیست! تماما سیاسیه! سود کسانی در سوق پیدا کردن زنان ایرانی به همچین چیزاهاییست...
چپهای عاقلتر میگن جنبش ژینا رو راستها تصاحب کردن.
ولی عاقلتر از اونا کساییاند که میدونن چرا نتانیاهو خیلی قبلتر از این رخداد در کنگره از لزوم توسعه شبکههای ماهوارهای و رسانهایشون در ایران صحبت میکنه...
ولی عاقلتر از اونا کساییاند که میدونن چرا نتانیاهو خیلی قبلتر از این رخداد در کنگره از لزوم توسعه شبکههای ماهوارهای و رسانهایشون در ایران صحبت میکنه...