یادداشتهای مُعَوَّجْ
واقعا نمیدونن دارن براچی میجنگن
اسم این نادانی رو هم میذارن آزادی!
یادداشتهای مُعَوَّجْ
(...) جذابیت نقد پساساختارگرایانه از «سوژه» دو وجهی است. نخست، به نظر میرسد وعده آزادی بیشتر برای زنان دربردارد(...) دوم، این نقد به شکلی قاطعانهتر فراتر از فمینیسم فرهنگی و فمینیسم لیبرال حرکت میکند و آن چیزی را بیشتر بسط نظری میدهد که آنها دستنخورده…
Cultural_Feminism_versus_Post_Structural.pdf
3.5 MB
یادداشتهای مُعَوَّجْ
(...) جذابیت نقد پساساختارگرایانه از «سوژه» دو وجهی است. نخست، به نظر میرسد وعده آزادی بیشتر برای زنان دربردارد(...) دوم، این نقد به شکلی قاطعانهتر فراتر از فمینیسم فرهنگی و فمینیسم لیبرال حرکت میکند و آن چیزی را بیشتر بسط نظری میدهد که آنها دستنخورده…
من نومینالیسم(اسمیگرایی) رو معادل ذات گریزی گرفتم چون فکر میکنم منظورش همین بوده.
یادداشتهای مُعَوَّجْ
هرچند قبلتر هم گفته بودم نه دلوز نه کریستوا مبلغ نوع خاصی از "زن" نیستند! فمینیستهایی نظیر آلیس جاردین و لوس ایریگاره خودشون به مفهوم زن-شدن دلوز(مچکرم از راد بابت اصلاح) حملهور شدن! اونها این مفهوم رو به درستی نماینده سوژهزدایی در قاموس فلسفه دلوز فهم…
به نظرم کسی که فکر میکنه دلوز از همجنسگرایی و زن به خاطر حقوق "فردی"شون حمایت میکنه اصلا متوجه دلوز نشده.
یادداشتهای مُعَوَّجْ
به نظرم کسی که فکر میکنه دلوز از همجنسگرایی و زن به خاطر حقوق "فردی"شون حمایت میکنه اصلا متوجه دلوز نشده.
چیزی که من فهمیدم ازش به طور خیلی خیلی خلاصه اینه که شیزوفرنی محصول درونماندگار سرمایهداریه و سرمایهداری حق نداره فرزندانش رو پس بزنه...
یادداشتهای مُعَوَّجْ
جریانی که تنها ماهیهای مرده در آن شناورند... ¹ عنصر مقوم میل به برخی "تغییرات" زمانی که در اذهانمان یک مفهوم ایدهآل میسازیم چیست؟ امر منفی، نگاتیو یا به تعبیر بهتر فقدان، کمبود و پوچی... نام این مفهوم ایدهآل هرچیزی میتواند باشد؛ مثلا زن "مترقی"... گرسنگانی…
پس چرا باوجودی که مفاهیم دلوز رو استخدام میکردم مخالف جنبش ژینام؟ چون مطمئنم دیگری بزرگ به خصوص در عصر رسانه هیچگاه ج.ا نبوده! دیگری بزرگ همون سرمایهداریه که واحدهای این جنبش از اون تبعیت کور کردن... این رو میشه فقط به دلایلی که تو این سه متن عرض کردم فهمید.
یادداشتهای مُعَوَّجْ
سوژههای بدوا سیاسی شده
خیلی عجیبه یک مرتبه معترضها با چندتا خبر مبهم از یه خواسته اجتماعی به خواسته سیاسی استحاله پیدا میکنن... تئوری توطئه میچینن و با وجود تکذیب شدن برخی ادعاهای اغراقآمیز رسانه سعی میکنن حرارتشون با فحاشی و ایجاد چنددستگی در جامعه حفظ کنن...
یادداشتهای مُعَوَّجْ via @DeezerMusicBot
Ash – Thoughts
آهنگای بیکلام مصری فوقالعادهس!
یادداشتهای مُعَوَّجْ via @DeezerMusicBot
Ash – Thoughts
تفکرات من جدا همچین صدایی میدن.
دوستان من تمام این حرفها رو نزدم که بگم پس بهرهکشی از زنان جایزه... به اعتقاد من باید از فمنیست، فمینیستی استفاده کرد؛ یک فمینیست خوب فمینیستی هست که دائما خودش رو نقد و لایههای پنهانتری از سلطه و روابط قدرت رو مکشوف میکنه... امروز زیاد ما میبینیم کسانی رو که آب دهنشون با دلوز آویزون میشه و در عین حال دشمن اندیشه دلوزن. چرا؟ دقیقا میان الگوهای ثابت غربی رو با برچسب "ترقی"، جهانیسازی و بازنمایی میکنند.(دلوز شدیدا با بازنمایی مخالفه) تعلق اینها بیشتر به مارکسیسم هست تا مارکسیسم مینور دلوز!
-زن آزاد اینه!
-جامعه آزاد اینه!
-فرهنگ آزاد اینه!
-خانواده برنهادی پدرسالارانهس!
و...
اینها از همین ابتدا دشمنیشون رو با کثرتها و تفاوتهای فرهنگی اعلام کرده بودن و کاملا به جزماندیشی رسیدن...
-زن آزاد اینه!
-جامعه آزاد اینه!
-فرهنگ آزاد اینه!
-خانواده برنهادی پدرسالارانهس!
و...
اینها از همین ابتدا دشمنیشون رو با کثرتها و تفاوتهای فرهنگی اعلام کرده بودن و کاملا به جزماندیشی رسیدن...
یادداشتهای مُعَوَّجْ
یا حتی اهالی مکتب فرانکفورت، چپگراهای انتقادی و نئومارکسیستها! اونها هم باوجودی که آماج حملاتشون رو به سوژه استعلایی کانت میبردند و دنبال رابطهای دو سویه بین سوژه و ابژه بودند، باز هم به شکل دیگری این انسان منتقد غربی رو بر قله ترقی جهان گذشتند... فوکو…
رویکرد انتقادی اگر به نظریههای پسااستعمارگرا نرسه یه جا دچار تقلیلگرایی شده.
یادداشتهای مُعَوَّجْ
فمینیسم هم. آزادی برای همه زنان جهان معنای یکسانی نداره.
با متفکرین پستمدرن قاعدتا باید به همچین نتیجهای رفته رفته میل کنید.
یادداشتهای مُعَوَّجْ
هرچند قبلتر هم گفته بودم نه دلوز نه کریستوا مبلغ نوع خاصی از "زن" نیستند! فمینیستهایی نظیر آلیس جاردین و لوس ایریگاره خودشون به مفهوم زن-شدن دلوز(مچکرم از راد بابت اصلاح) حملهور شدن! اونها این مفهوم رو به درستی نماینده سوژهزدایی در قاموس فلسفه دلوز فهم…
بیشتر خوشحالم/ناراحتم میکنید(نمیدونم مخاطبم موافق مواضعمه یا مخالف) که به جای فور زدن این
یادداشتهای مُعَوَّجْ
اجازه نمیدیم ذهن منقاد و بردهوار عدهای(که توان افتراق از خیال را هم ندارد) با "کلی"سازی و کپی از ارزشهای فرهنگی غربی برای ما مسیر "ترقی" و "انقلابی" تعیین کنند!
بله... اقلیت همیشه ما بودیم که تا یه اتفاق مبهمی در جامعهمون میوفته، تمام دوربینهای رسانهای و خبرگزاریها، واقعیت و ارزشهای مدنظرشون رو به مخاطب میخورانند. نباید راهکار رو «گفتوگو» عنوان کنند! فقط انقلاب! نباید هیچ "چرا"یی ته اکتهای انقلابیشون قرار بدن! که یه وقت خدایی نکرده اتحادشون بهم نخوره! که یه وقت این سوالات اسم رمزی نشه برای ادامه مردم کُشی...