تردیدگاه
از نظر کسانی که به ارادهی آزاد معتقدن، چطوری یک اندیشه و فکر به ذهن انسان میرسه؟ وحی میشه آیا؟ یا از آسمون میفته؟ *دوستان منظورم از اندیشه، یک اندیشهی خاص نیست. منظور همین افکار روزمره که آیا این کنم یا آن کنم.
مسئله اراده آزاد هیچوقت چگونگی شکلگیری اندیشه نبوده!
مسئله اراده آزاد نقش فاعل در انجام یک فعل و امکان انتخاب بین گزینههای فکریه! اینکه آیا انسان میتواند به عنوان یک موجود آگاه و دارای اختیار عرض اندام کند یا خیر...
مسئله اراده آزاد نقش فاعل در انجام یک فعل و امکان انتخاب بین گزینههای فکریه! اینکه آیا انسان میتواند به عنوان یک موجود آگاه و دارای اختیار عرض اندام کند یا خیر...
قطعا عوامل متعددی نظیر طبیعت و جامعه در این اراده تاثیر میذاره و این بر هیچکس پوشیده نیست ولی اینها نباید باعث بشه که اساس آگاهی و دخالت خود شخص در تصمیماتش رو منکر شد و هیچ شخص آگاهی نمیتونه منکر بشه! برای همین پراگماتیستهایی مثل ویلیام جیمز با مفهوم «پشیمانی» سعی در اثبات اراده آزاد داشتند.
تعلیق این اراده آزاد و استناد فعل انسان به طبیعت منجر به شکلگیری تعارضی هم میشه! فرآیند طبیعی قیاس منطقی نیست که بشه «آگاهی» و «اندیشه» انسان رو به اون نسبت داد! طبیعت خودش نهایتا با گذر از دروازهای به نام «ذهن» درک میشه.
اگر این موضوع رو بالعکس فهمید، نسبت دادن «حقیقت» به هر گزارهای مِن جمله به این گزاره که: «تصمیمات انسان چیزی جز فرآیندهای الکتروشیمیایی مغز نیست» ناروا میشه...
اگر این موضوع رو بالعکس فهمید، نسبت دادن «حقیقت» به هر گزارهای مِن جمله به این گزاره که: «تصمیمات انسان چیزی جز فرآیندهای الکتروشیمیایی مغز نیست» ناروا میشه...
𝐋𝐚𝐩𝐮𝐭𝐚 // اتاق شمارهٔ ۶
جالب اینه که حتی همون وحی و الهام و از آسمون نازل شدن هم باز اراده آزاد رو نقض میکنه. کلا اراده آزاد از خدا و پیغمبر هم غیرمنطقیتره
شکل قیاسی ذهن این نویسندهها که منجر به همچین نتیجهای میشه ایجوریه که از همون ابتدا یک اصل متعارف و یک مقدمه ثانی رو پذیرفتن؛ یعنی
مقدمه اول: هر معلولی دارای علت است.
مقدمه دوم: آگاهی انسان معلول است.
پس دارای علت است؛ خواه این علت طبیعی باشد، خواه ماوراطبیعی.
مقدمه اول: هر معلولی دارای علت است.
مقدمه دوم: آگاهی انسان معلول است.
پس دارای علت است؛ خواه این علت طبیعی باشد، خواه ماوراطبیعی.
میشه به مقدمات و مواد خام استدلالشون حمله کرد:
مثلا کانت تحتتاثیر هیوم با تعیین محدودیتهای فکر، مفهوم علیت رو یکی از صور ذهنی تعریف کرد(این جمله از هیوم مشهور هست که در طبیعت جز توالی و تعاقب "علت"ی نمیبیند) و ازین طریق بداهت مقدمه اول رو زیر سوال برد.
کانت از علل اربعه ارسطو، فقط علت غایی رو در حکمت عملیش پذیرفت.
مثلا کانت تحتتاثیر هیوم با تعیین محدودیتهای فکر، مفهوم علیت رو یکی از صور ذهنی تعریف کرد(این جمله از هیوم مشهور هست که در طبیعت جز توالی و تعاقب "علت"ی نمیبیند) و ازین طریق بداهت مقدمه اول رو زیر سوال برد.
کانت از علل اربعه ارسطو، فقط علت غایی رو در حکمت عملیش پذیرفت.
حتی اگر ما فرض بگیریم این شکل از استدلال هم صورت و هم ماده درستی داشته باشه، بازهم نمیشه از نتیجهش به جبرگرایی رسید!
میشه علت بودن انسان در طول اراده خدا باشه:
مثلا بگیم انسان علت افعالشه و خدا هم علت انسان ولی اختیار انسان در تصمیماتش، در عرض علیت خدا تعریف نشه!
این راهحل شاید یکم سخت باشه فهمش ولی کاملا جوابه.
در تاریخ فلسفه اسلامی، اولینبار ملاصدرا بود که این نظریه بدیع حد وسط امر بین الامرین(نه جبر و نه تفویض) رو مطرح کرد.
میشه علت بودن انسان در طول اراده خدا باشه:
مثلا بگیم انسان علت افعالشه و خدا هم علت انسان ولی اختیار انسان در تصمیماتش، در عرض علیت خدا تعریف نشه!
این راهحل شاید یکم سخت باشه فهمش ولی کاملا جوابه.
در تاریخ فلسفه اسلامی، اولینبار ملاصدرا بود که این نظریه بدیع حد وسط امر بین الامرین(نه جبر و نه تفویض) رو مطرح کرد.
اول باید نشون بدید که چطور از موجودی بیشعور، یک موجود ذیشعور به وجود میاد تا با این تناقض مواجه نشید!!
کومار
"شورش شهوت هرگز بر انقلاب شهادت پیروز نخواهد شد." این گزارهای است که احتمالا توسط حامیان حکومت بر روی دیواری از شهر نگاشته شده بود. فارغ از مفاهیم "شورش" و "انقلاب"، توجهمان میبایست به دوگانهی اصلی، دوگانهی "شهوت" و "شهادت" جلب شود. ازقضا این دوگانه دوگانهی دقیقیست. رخداد ژینا واجد شهوتِ زنانگی، زندگی و آزادی است. اصلا شهوت خود رانهی زندگیست:
یادداشتهای مُعَوَّجْ
Photo
برداشت شهید آوینی از متافیزیک غربی کاملا درست بوده!
البته اینکه ایشون اروس رو مظهر شهوت و آزادی میدونه هم اشتباهه!
حتی در یونان باستان اروس مظهر عشق روانیه تا شهوی و اون جوری که از سیاق متنش برمیاد، این لقب بیشتر برازنده آفرودیت هست...
پی نوشت: واقعا افسانه ها بازتابکننده وجهی از حقیقت هستند... آفرودیت همواره با کمربندش، مردان سست عنصر و ضعیف را فریب میدهد...
حتی در یونان باستان اروس مظهر عشق روانیه تا شهوی و اون جوری که از سیاق متنش برمیاد، این لقب بیشتر برازنده آفرودیت هست...
پی نوشت: واقعا افسانه ها بازتابکننده وجهی از حقیقت هستند... آفرودیت همواره با کمربندش، مردان سست عنصر و ضعیف را فریب میدهد...
Forwarded from Delphi🏛️
مفهوم شهادت رو نباید صرفا با خوانش دینیش درک کرد
شهادت یعنی فداکاری
و مرگ فداکاری یعنی مرگ ارزشهای اخلاقی...
مثل مرگ عشق حقیقی/اروسی در مقابل زندگی عشق شهوی/آفرودیتی
مرگ دیگر دوستی در مقابل زندگی خودخواهانه به معنای خاصش...
شهادت یعنی فداکاری
و مرگ فداکاری یعنی مرگ ارزشهای اخلاقی...
مثل مرگ عشق حقیقی/اروسی در مقابل زندگی عشق شهوی/آفرودیتی
مرگ دیگر دوستی در مقابل زندگی خودخواهانه به معنای خاصش...
دوزخ امّا سرد
و جالبتر اینه از طرف بخش بزرگی از مردم تشویق هم میشه این! چهقدر جهل آخه؟ چرا فکر میکنید چون از یه چیزی خوشتون نمیآد برخورد امنیتی باهاش درسته؟ اگر بین توبیخ گالیله در قرن ۱۷ میلادی و وینی در قرن ۲۱ تفاوتی ماهوی قائلید اصلاً سازوکار سیاست مدرن رو نفهمیدید.
چرا برخورد با یک کنش اجتماعی مثل بلایند دیت که کاملا به فرهنگ و هویت خانواده ایرانی تاثیر اخلاقی منفی میذاره رو به سلیقه شخصی و احساسات تقلیل میدن؟
مثال گالیله هم قیاس مع الفارق هست.
مثال گالیله هم قیاس مع الفارق هست.