یادداشتهای مُعَوَّجْ
(خود را روی بالش ولو میکند.) «وه، هی میگویند : خیر و صلاح بشر... بله، آسان است که آدم دوستدار بشر به طور کلّی، دوستدار تودهٔ بینام و نشان، دوستدار کسانی که هرگز رنج آنها را نمیبیند بشود!» (خنده عصبی.) «ولی اینکه چیزی نیست، نه. همنوع حقیقی خود را دوست…
مطمئن نیستم این متن از کدوم رمان بود.(شاید ژان باروا؟)
ولی مطمئنم که نطفه کینه و نفرت از چپها موقع خوندن رمانش در ذهنم بسته شد...
یادداشتهای مُعَوَّجْ
(خود را روی بالش ولو میکند.) «وه، هی میگویند : خیر و صلاح بشر... بله، آسان است که آدم دوستدار بشر به طور کلّی، دوستدار تودهٔ بینام و نشان، دوستدار کسانی که هرگز رنج آنها را نمیبیند بشود!» (خنده عصبی.) «ولی اینکه چیزی نیست، نه. همنوع حقیقی خود را دوست…
هم خیلی زیباست هم خیلی غمانگیز...
یادداشتهای مُعَوَّجْ
«دوست داشتن» در هیچ تلقی راست و چپی در مختصات سیاسی مدرن جایگاهی ندارد.
فقط زمانی که نسبت به عاقبت افراد جامعهت بیتفاوت باشی بهشون آزادی فردی بیحدوحصر میدی...
تنها پدر و مادری که فرزندشون رو «دوست ندارند» براشون مهم نیست که فرزندشون با کیا میگرده، به چیا فکر میکنه و دنبال چه کاریه...
یادداشتهای مُعَوَّجْ
ضرورت دیدم چند نکته رو در ادامه همین متن بگم: نکته اول اینکه مرادم در اینجا از «صور جزئی» همون صور ذهنی(=تصورات) بود. مفهوم "صورت"(μορφή) در خوانشهای مدنظرم از ارسطو، یعنی چیزی که جوهریت شیء به آن بستهست. واژه "جزئی"(با جزئی در مقابل کلی خلط نشود) رو همونطور…
مغز ورزیدهای میخواد خواندن ارسطو!
کاپلستون هم این سادهانگاری رو کرد... ارسطو هیچگاه توری برای شکار ذوات از پیش تعیین شدهای نینداخته بود... نه فقط کاپلستون!(که ایشون صرفا یه پژوهشگر تاریخ فلسفه بود) فیلسوفان بزرگی توهم گذار از ارسطو رو داشتن...
کاپلستون هم این سادهانگاری رو کرد... ارسطو هیچگاه توری برای شکار ذوات از پیش تعیین شدهای نینداخته بود... نه فقط کاپلستون!(که ایشون صرفا یه پژوهشگر تاریخ فلسفه بود) فیلسوفان بزرگی توهم گذار از ارسطو رو داشتن...
یکی دیگه از مصاعب تعریف اشیا، تمیز امر ذاتی از عرَضی است. خوانساری در کتاب منطق صوری دستکم چهار خصیصه برای تشخیصشون ذکر کرده که این خصائص حصر عقلی ندارن! و جز خصیصه سوم(تقدم منطقی ذاتی بر ماهیت)، عرضیاتی هم هستند که برخی اوصاف ذاتی رو دارا باشن و ذاتی نباشن!
یادداشتهای مُعَوَّجْ
« فمینیسم واقعی نفی مردانگی نیست، بلکه کشف و احترام به زنانگی است. » هر شخصی اگر منصفانه در ذهنش کندوکاو کنه متوجه میشه که حتی تصور شبحوار مفاهیم «زن» و «مرد» در ذهن ما متمایز صورت میگیرند. توجه به این «صور جزئی» متمایز خواسته یا ناخواسته ما رو به دو…
تو همین متن
اگر بخوایم به یکی از کلیشههای جنسی(برای مثال کند ذهن بودن زنان) بپردازیم، به راحتی میشه با «اصل امتناع انفکاک امر ذاتی از افراد خارجی و ذهنی» حکم به بیاعتبار بودنش داد.
یا «اصل معلل نبودن امر ذاتی»؛
چه عارض شدن «کمسوادی» به "زن" در مقاطع زمانی و مکانی مختلف دلایل جامعهشناختی و روانشناختی مختلفی داشته...
اگر بخوایم به یکی از کلیشههای جنسی(برای مثال کند ذهن بودن زنان) بپردازیم، به راحتی میشه با «اصل امتناع انفکاک امر ذاتی از افراد خارجی و ذهنی» حکم به بیاعتبار بودنش داد.
یا «اصل معلل نبودن امر ذاتی»؛
چه عارض شدن «کمسوادی» به "زن" در مقاطع زمانی و مکانی مختلف دلایل جامعهشناختی و روانشناختی مختلفی داشته...
از جمادی مُردم و نامی شدم
وز نما مُردم به حیوان سرزدم
مُردم از حیوانی و آدم شدم
پس چه ترسم؟ کِی ز مُردن کم شدم؟!
وز نما مُردم به حیوان سرزدم
مُردم از حیوانی و آدم شدم
پس چه ترسم؟ کِی ز مُردن کم شدم؟!
به نظرم شعر خوندن خیلی انسانها رو از آدمایی که فقط کتابای فلسفی عجیب و غریب میخونن جلو میندازه.
یادداشتهای مُعَوَّجْ
به نظرم شعر خوندن خیلی انسانها رو از آدمایی که فقط کتابای فلسفی عجیب و غریب میخونن جلو میندازه.
چرا؟ چون کسی که کوچکترین آشناییای با اشعار ایرانی داشته باشه هیچوقت برای فرهنگ غربی تره هم خرد نمیکنه!
هیچوقت غربزده نمیشه!
پدر آقای سادی(سعدی) کارنو - فیزیکدان و مبدع پربازدهترین چرخه ترمودینامیکی - به قدری شیفته سعدی شیرازی شده بود که به جای گزینش از میان انبوهی از اسامی مفاخر ادبی فرانسه، اسم سعدی رو برای پسرش برگزید...
هیچوقت غربزده نمیشه!
پدر آقای سادی(سعدی) کارنو - فیزیکدان و مبدع پربازدهترین چرخه ترمودینامیکی - به قدری شیفته سعدی شیرازی شده بود که به جای گزینش از میان انبوهی از اسامی مفاخر ادبی فرانسه، اسم سعدی رو برای پسرش برگزید...
بعد میبینی نسل جدید فرهیخته(؟!) ما چطور زورشون میاد دوتا کلمه فارسی در یه جمله سادهشون بکار ببرن...
یادداشتهای مُعَوَّجْ
بعد میبینی نسل جدید فرهیخته(؟!) ما چطور زورشون میاد دوتا کلمه فارسی در یه جمله سادهشون بکار ببرن...
همینجا میشه قرابت شگفتانگیز سبک زندگی جماعت نوکیسه، دگوری، لمیززاده و متمول ایرانی رو با ادبیات و لحن صحبت کردنشون مشاهده کرد.
یادداشتهای مُعَوَّجْ
دوست داشتن(حتی به غلط) مغتنمتر از بیتفاوتیه...
نیازی به اثبات بهترین خانه برای زندگی نیست زمانیکه آن خانه، خانهٔ خودمان نباشد...