یادداشت‌های مُعَوَّجْ
63 subscribers
73 photos
20 videos
8 files
98 links
جایی برای بالا بردن سطح کرنش و اعوجاج ذهنی
Download Telegram
🟣 تازه‌های فرهنگ (۸)- ژاژ

🔴 دکتر محمدزمان زمانی جمشیدی یکی از انگشت‌شمار دوستانی‌ست که هم در منطق جدید، قدم استوار کرده است و هم در فلسفه‌ی قاره‌ای معاصر صاحب‌نظر محسوب می‌شود. علاوه بر دانش گسترده، دکتر زمانی در عِداد فرهیختگانی‌ست که هنوز پروای ایران دارند؛ اهمیت این نکته از آن جهت است که در زمانه‌ی ما کثیری از اصحاب علوم انسانی چنان به لیبرالیسم، مارکسیسم، اسلام‌گرایی، قوم‌گرایی و... دل سپرده‌اند که از دغدغه‌های ملی و میهنی، یکسره تهی گشته‌اند! دکتر زمانی، که در معرفی فلسفه‌ی قاره‌ای صاحب چندین تألیف و ترجمه است، صفحه‌ی ژاژ را به منظور نقد مشهورات فرهنگی راه‌اندازی کرده.

🟡 فناوری‌های نوین ارتباطی، بلندگویی در اختیار بسیاری از مردم گذاشته است تا به تولید محتوا بپردازند؛ این پدیده چونان شمشیری دو دَم، در کنار خیرات و برکاتی که بر وجودش مترتب می‌شود، آفات و اِشکالات خاص خود را نیز به همراه آورده است. در این راستا به نقل یادداشت اخیر دکتر زمانی درباب مزه‌پرانی زینب موسوی می‌پردازم:

🧵 در باب سیده زینب موسوی، آن چیز سیاه دراز، و شاهنامه فردوسی

🪡پدیده‌ای مانند زینب موسوی فرآورده سالیان سال فعالیت مستمر کارخانه "کله‌پوک‌سازی" نئولیبرالی این مملکت است. مسخ انسان‌ها و حساسیت‌زدایی از آنها و "تفکرستیزی" و "عناد با هر امر جدی"، برنامه‌ای است در راستای ساخت ماشین‌های لذت و مصرف از طریق "افسون‌زدایی" هر امر خطیر و حیاتی و مقدسی در این دیار. طرحی اهریمنی در سطح جهانی و بل کهکشانی.

🔎 از قضا آنچه می‌بینیم بار دیگر نسخه دیگری از "پدرستیزی" و "پدرکشی" است که این بار پدر زبان فارسی را نشانه گرفته است. مرادم این نیست که به توهم توطئه دامن بزنم. کسی و کسانی که این کار را می‌کنند "خود نمی‌دانند چه می‌کنند" و در جهت کدام برنامه شبه‌استعماری و نئولیبرالی حرکت می‌کنند برای هضم و جذب و ادغام کامل این سرزمین در غرب.

🔍 و نکته آخر اینکه: اپوزیسیون کنونی جمهوری اسلامی دیگر نه‌تنها از اسلام و تشیع و شیعه سیاسی و اسلام انقلابی گذر کرده بلکه پروژه عبور از "ایران" را نیز کلید زده است. برای کنشگران "زن، زندگی، آزادی" حتی مفهوم "ایران" هم مفهومی زائد است که باید کنار نهاده شود.
https://t.me/zhazh_khaei

https://t.me/Philosophical_Researches/
حمایت کنید.
یادداشت‌های مُعَوَّجْ
و همینم تاریخ رو غم‌انگیز و سرنوشت انسان‌ها رو ترحم برانگیز می‌کنه... بارها و بارها تکرار میشه در اشکال جدیدتر...
باور کنید منم دنبال تغییرم! خیلی...
ولی عقل ناقص من این تغییر رو در دنیا نمی‌فهمه... در ساختار نمی‌فهمه...
در چارچوب فکری چپ‌های ساختارگرا، برای من چیزی خارج از صفحه درون‌ماندگار جامعه درک نمیشه... چیزی خارجی که واجد معنای "اصلاح" باشه...
دنیا رنج‌هاش رو بازتولید می‌کنه...
خشونت‌هاش رو بازتولید می‌کنه...
ازین سیکل نمیشه فرار کرد...
و در آخر با هر گذار، هر تغییر، انسان مدرن مضطرب‌تر میشه... پوچ‌گراتر...
این محصول نهایی تغییراته...
و همین عاملی شد برای من تا از ایجاد تغییر در دنیا به ایجاد تغییر در انسان‌ها چرخش پارادایمیک کنم.
خط‌کشی با دقت نانوخوبی‌سنج به منظور تشخیص فعل اخلاقی برای فاعل اخلاقی.
هیچ‌کس مثل یه پلیس خوب از پلیس بد متنفر نیست...
مقاله خوبیه
خوانش کانتی از مارکس شاید راه‌حلی برای اقتصاد زواردررفته‌مون باشه
یادداشت‌های مُعَوَّجْ
یا رجوع به مفاهیم این بزرگواران هم نوعی بازتولید همان استعمار غربی است؟
من اینجا بارها به اشکال مختلفی نسبت به پذریش منفعلانه سنت معرفتی و اساس قرار دادن مفاهیم غربی هشدار می‌دادم و خواهم داد.
ولی این عرضم باعث نمیشه که از امکان امتزاج افق‌ها حرف نزنم.
اصالت دادن به یک فلسفه در نسبتش با تاریخ و هویت خودش یه حرفه و بکارگیری اون با پذیرش محدودیت‌های تطبیقی‌ش در سنت فکری خودمون حرف دیگر...
قرار هم نیست به التقاط منتج شه؛ کمااین‌که در دوران طلایی اسلام امتزاج عقل یونانی با وحی نه تنها به التقاط نینجامید بلکه عامل خلق مفاهیمی جدید و رویکردی نو در فلسفه دوره میانی شد.
یادداشت‌های مُعَوَّجْ
مقاله خوبیه خوانش کانتی از مارکس شاید راه‌حلی برای اقتصاد زواردررفته‌مون باشه
خوانش کانتی از مارکس به ما این امکان رو میده به ماتریالیسم دیالکتیکش به عنوان یک قاعده جزمی متافیزیکی تشکیک وارد کنیم و به تبعش به حرکت پیوسته تاریخی و نفی تمامیت دین.
انقلاب رو به اصلاحات در جهت عدالت اجتماعی و نزدیک شدن به جامعه بی‌طبقه ترجمه کنیم و...
نگاهی که عمده متفکرین کشورهای شمال غربی اروپا به مارکس دارند مشابه همینه.
Forwarded from شهر فلسفه ایران (شهر فلسفه)
📓 الاغ طلایی داستان جوانی است که در جامعۀ رم وارد اجتماع می‌شود و می‌خواهد از جایی شروع کند. اما چون جامعه خود فاسد شده و از درون دارد می‌پوسد و فکر و ذکر همه متوجه مادیت (زن، زمین، ماده، مادینگی و نرینگی) و غرایز حیوانی شده جوان هم به آن متمایل می‌شود و تا آنجا پیش می‌رود که کالبد انسانی را از دست می‌دهد و به الاغ تبدیل می‌شود اما شعور و قوۀ ادراکش محفوظ می‌ماند و در این مسخ و تبدیل کالبد به اوج حفیض می‌رسد و ژرفای تباهی و فساد خود و جامعۀ روم و اشرافیت آن را می‌بیند و با تمامی ذرات وجود حس می‌کند و آنگاه که به منتهای فساد و تباهی می‌رسد به خودش می‌آید و از این خویشتن خود زده می‌شود و با تمامی وجود می‌خواهد که کالبدی انسانی و رفتاری انسانی داشته باشد. آرزویش برآورده می‌شود و به یاری خدا به کالبد انسانی برمی‌گردد و از پس این زایش دوباره از مادیت (مادینگی و نرینگی) می‌بُرَد و به معنویت روی می‌آورد.
▪️آپولیوس نویسنده و فیلسوف اهل رم و ساکن آفریقا بود که در سدهٔ دوم میلادی می‌زیست. او از فلاسفهٔ افلاطونی بود و آثاری در شرح و بسط فلسفۀ افلاطون نوشته است.
#آپولیوس
#الاغ_طلایی
#افلاطون
www.philosophycity.ir