یادداشت‌های مُعَوَّجْ
63 subscribers
73 photos
20 videos
8 files
98 links
جایی برای بالا بردن سطح کرنش و اعوجاج ذهنی
Download Telegram
یادداشت‌های دفتر سیاه
چند باری در گفت‌وگوهای شخصی به آمار کشته شدن زنان در فرانسه بر اثر خشونت خانگی اشاره کردم و مخاطبم هر بار انگشت به دهان ماند. دیدم شاید بد نباشد یک بار متنی در این باره بنویسم. آمار را در اسلاید می‌بینید. از سال ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۹ به طور متوسط حدود ۱۵۰ زن در خانه…
در امتداد بحثم با عزیزی من باب اتهام زن ستیز بودن جوامع خاورميانه
هرچند من در اون بحث به مزیت‌های فرهنگ مدرنیته غربی اشاره کرده بودم(اینجا هم نظرم رو گفتم) ولی آمار زنان کشته‌ شده در فرانسه فعلی(پیشروترین کشور اروپایی؟) و آمار ضرب و شتم زنان انگلیسی که مشاهده می‌کنیم، نشون می‌ده این کشور‌ها تا چه میزان به فوندانسیون فکری‌شون هم وفادار نیستن و صرفا چهره زن در این جوامع ارزش تبلیغاتی پیدا کرده...
یادداشت‌های مُعَوَّجْ
وظیفه‌ای
وظیفه در ذهن نسل جدید همیشه در تقابل با حق فهمیده می‌شه، در تقابل با آزادی...
امروز اما تنها چیزی که نیاز داریم، فهم وظیفه به مثابه آزادیه! درک این نکته که به ازای هر حقی که از دیگری طلب می‌کنید، وظیفه‌ای هم دارید... این میزان از خودخواهی‌هامون اصلا قابل هضم نیست... این‌که شما به پیروی از امیالتون، نسبت به وظایفتون بی‌اعتنا باشید. این بردگی نفس چیزی نیست که بشه اسمش را آزادی گذاشت.. واقعا چه چیزی شما رو از امیالتون آزاد می‌کنه؟ چه چیزی از حیوان متمایزتون می‌کنه؟ چه چیزی جامعه رو از جنگل تفکیک می‌کنه؟؟

برای زیرسوال بردن خودخواهی در معنای رایجش، نیازی نیست وارد مفاهیم پیچیده پست مدرنیته شیم. فقط کافیه بگیم که اگر برای "انسانیت" ارزشی قائلیم، این تعالی‌مون رو باید خرج امر کلی کنیم، خرج "وظیفه"... تنها مفهوم "وظیفه" است که مانع از نگاه ابژه‌وارانهٔ سوژه‌های آگاه به يکديگر می‌شه. خیلی‌ها که هنوز در حال‌ و هوای مدرنیته اروپایی و اگومحوریش به سر می‌برند، ازین نکته غافل‌اند! شرط تحقق جامعه آزاد برای کانت، پدر مدرنیسم، همیشه متوقف بر همین امر بوده! یعنی متوقف بر پیروی سوژه‌های عاقل از قوانینی جهان‌شمول یا پیروی افراد از وظیفه و برای وظیفه.(فعل+نیت)
من خودم رو کانتی نمی‌دونم ولی عرضم اینه که خیلی از دوستانی که می‌شناسمشون و شما هم احتمالا بشناسیدشون با پناه بردن به این واژه خوش‌آوای "آزادی"، عینیت و معناداری این مفهوم رو در فلسفه نابود میکنن.
جامعه آزاد بدون سوژه‌های آزاد معنایی نداره.
حتی اقتصاد آزاد.
🟣 تازه‌های فرهنگ (۸)- ژاژ

🔴 دکتر محمدزمان زمانی جمشیدی یکی از انگشت‌شمار دوستانی‌ست که هم در منطق جدید، قدم استوار کرده است و هم در فلسفه‌ی قاره‌ای معاصر صاحب‌نظر محسوب می‌شود. علاوه بر دانش گسترده، دکتر زمانی در عِداد فرهیختگانی‌ست که هنوز پروای ایران دارند؛ اهمیت این نکته از آن جهت است که در زمانه‌ی ما کثیری از اصحاب علوم انسانی چنان به لیبرالیسم، مارکسیسم، اسلام‌گرایی، قوم‌گرایی و... دل سپرده‌اند که از دغدغه‌های ملی و میهنی، یکسره تهی گشته‌اند! دکتر زمانی، که در معرفی فلسفه‌ی قاره‌ای صاحب چندین تألیف و ترجمه است، صفحه‌ی ژاژ را به منظور نقد مشهورات فرهنگی راه‌اندازی کرده.

🟡 فناوری‌های نوین ارتباطی، بلندگویی در اختیار بسیاری از مردم گذاشته است تا به تولید محتوا بپردازند؛ این پدیده چونان شمشیری دو دَم، در کنار خیرات و برکاتی که بر وجودش مترتب می‌شود، آفات و اِشکالات خاص خود را نیز به همراه آورده است. در این راستا به نقل یادداشت اخیر دکتر زمانی درباب مزه‌پرانی زینب موسوی می‌پردازم:

🧵 در باب سیده زینب موسوی، آن چیز سیاه دراز، و شاهنامه فردوسی

🪡پدیده‌ای مانند زینب موسوی فرآورده سالیان سال فعالیت مستمر کارخانه "کله‌پوک‌سازی" نئولیبرالی این مملکت است. مسخ انسان‌ها و حساسیت‌زدایی از آنها و "تفکرستیزی" و "عناد با هر امر جدی"، برنامه‌ای است در راستای ساخت ماشین‌های لذت و مصرف از طریق "افسون‌زدایی" هر امر خطیر و حیاتی و مقدسی در این دیار. طرحی اهریمنی در سطح جهانی و بل کهکشانی.

🔎 از قضا آنچه می‌بینیم بار دیگر نسخه دیگری از "پدرستیزی" و "پدرکشی" است که این بار پدر زبان فارسی را نشانه گرفته است. مرادم این نیست که به توهم توطئه دامن بزنم. کسی و کسانی که این کار را می‌کنند "خود نمی‌دانند چه می‌کنند" و در جهت کدام برنامه شبه‌استعماری و نئولیبرالی حرکت می‌کنند برای هضم و جذب و ادغام کامل این سرزمین در غرب.

🔍 و نکته آخر اینکه: اپوزیسیون کنونی جمهوری اسلامی دیگر نه‌تنها از اسلام و تشیع و شیعه سیاسی و اسلام انقلابی گذر کرده بلکه پروژه عبور از "ایران" را نیز کلید زده است. برای کنشگران "زن، زندگی، آزادی" حتی مفهوم "ایران" هم مفهومی زائد است که باید کنار نهاده شود.
https://t.me/zhazh_khaei

https://t.me/Philosophical_Researches/
حمایت کنید.
یادداشت‌های مُعَوَّجْ
و همینم تاریخ رو غم‌انگیز و سرنوشت انسان‌ها رو ترحم برانگیز می‌کنه... بارها و بارها تکرار میشه در اشکال جدیدتر...
باور کنید منم دنبال تغییرم! خیلی...
ولی عقل ناقص من این تغییر رو در دنیا نمی‌فهمه... در ساختار نمی‌فهمه...
در چارچوب فکری چپ‌های ساختارگرا، برای من چیزی خارج از صفحه درون‌ماندگار جامعه درک نمیشه... چیزی خارجی که واجد معنای "اصلاح" باشه...
دنیا رنج‌هاش رو بازتولید می‌کنه...
خشونت‌هاش رو بازتولید می‌کنه...
ازین سیکل نمیشه فرار کرد...
و در آخر با هر گذار، هر تغییر، انسان مدرن مضطرب‌تر میشه... پوچ‌گراتر...
این محصول نهایی تغییراته...
و همین عاملی شد برای من تا از ایجاد تغییر در دنیا به ایجاد تغییر در انسان‌ها چرخش پارادایمیک کنم.
خط‌کشی با دقت نانوخوبی‌سنج به منظور تشخیص فعل اخلاقی برای فاعل اخلاقی.
هیچ‌کس مثل یه پلیس خوب از پلیس بد متنفر نیست...
مقاله خوبیه
خوانش کانتی از مارکس شاید راه‌حلی برای اقتصاد زواردررفته‌مون باشه