یادداشت‌های مُعَوَّجْ
63 subscribers
73 photos
20 videos
8 files
98 links
جایی برای بالا بردن سطح کرنش و اعوجاج ذهنی
Download Telegram
یادداشت‌های مُعَوَّجْ
اگر شری وجود نداشت، خیری وجود نمی‌داشت. اگر سافلی وجود نداشت، متعالی هم وجود نمی‌داشت. و در نهایت اگر نیستی وجود نداشت، هستی هم وجود نمی‌داشت؛ این "نیستی" نه یک عدمیت محض که فاقد هرگونه حیثیت وجودی باشد بلکه در نسبتش با "هستی" بازتعریف می‌شود. سفالت و شرارت هم به همین منوال؛ چونان تاریکی که با هر فاصله‌گیری هستی‌شناختی‌اش از نورالانوار، تاریک‌تر می‌شود...
ابتنای خیر به شر در جملات ابتدایی، ابتنایی معرفت‌شناسانه‌ست نه هستی‌شناسانه! به این معنی که اگر معرفت به شر ممکن نبود، امکان شناخت خیر را نیز نداشتیم. در شق دوم همین بند ولی از قلمرو معرفت‌شناسی اخلاق/هستی به هستی‌شناسی معرفت گذر می‌کنیم و جسورانه از قسمی وحدت تشکیکی بین این کثرات دفاع می‌کنیم: آیا می‌شود در این مقام بین خیر و هستی محض انفکاکی متصور شد؟
زیباپرست، قدرت‌پرست، اخلاق‌پرست و عاشق‌پرست همگی خداپرستن اگر بدانند...
جدال گفتمان‌ها در این دنیا چیزی از جنس بازی الاکلنگه که در اون فقط ارباب‌ها عوض میشن نه هیچ چیز دیگر...

چیزی به نام گفتمان رهایی‌بخش نداریم...
چیزی به نام آزادی نداریم...
چیزی به نام برابری ناب نداریم...
منحنی تاریخ نه اکیدا صعودی بلکه یه منحنی متناوبه...
و همینم تاریخ رو غم‌انگیز و سرنوشت انسان‌ها رو ترحم برانگیز می‌کنه...
بارها و بارها تکرار میشه در اشکال جدیدتر...
Bedshaped
Keane
🎧 Track: Bedshaped
🎙️ Artist: Keane
📂 Genre: #Alternative_Rock
📅 Released: 2004
📄 Lyrics

🕯️ Shared by: #Mohammadhosein
@anzmusics
یادداشت‌های مُعَوَّجْ
Keane – Bedshaped
یه مدت فعالیتی تو تلگرام ندارم.
با این موسیقی زیبا تنهاتون میذارم.
شیخ شطّاح
این‌همه قطعیت درباره‌ی گزاره‌هایی مثل "با همه‌چیز می‌شه شوخی کرد و چیزی مقدّس نیست" و تقدیس آزادی مطلق بیان دقیقاً از کجا اومده؟
من به فروید هیچ ارادتی ندارم ولی دست‌کم یه حرفش رو پذیرفتم: بیمار روانی کسی است که ناخودآگاهش بزرگ و خودآگاهش کوچک باشد...
ما دوستانی رو داریم که مدام حرف از تقدس‌زدایی میزنند ولی هیچ متوجه نیستند خودشون هم تا چه میزان چیزهایی رو مقدس می‌شمارند بدون آن‌که حتی فلسفه‌ش رو بدونند... به زندانیان دیوانه‌ای می‌مانند که زنجیرهای ناواجب فکری‌شون که با آن بسته شده‌اند نمی‌بینند و توامان توهم آزادی می‌کنند...

سوای این، دوستانمون حتی متوجه نیستند ما این قبیل لاطائلات رو به خاطر مقدس شمردن شاهنامه یا باد شدن رگ غیرت ملت‌پرستی‌مون محکوم نمی‌کنیم! محکومیت ما به دلیل ترویج بلاهت و خردباختگی در سطح جامعه است وگرنه مشخص بود قصد اون خانم چیزی جز شوخی سخیف و صرفا جذب مخاطب نیست...
این مسئله مرز دقیقی بین حقیقت‌طلبان و فریب‌کاران کشید و متوجه شدیم چرا طرفداران آزادی بی‌حدوحصر بیان با بلندگو دادن به هر اراجیفی، دشمنان اصلی خرد و حقیقت محسوب می‌شوند...
یادداشت‌های مُعَوَّجْ
جدال گفتمان‌ها در این دنیا چیزی از جنس بازی الاکلنگه که در اون فقط ارباب‌ها عوض میشن نه هیچ چیز دیگر... چیزی به نام گفتمان رهایی‌بخش نداریم... چیزی به نام آزادی نداریم... چیزی به نام برابری ناب نداریم...
اصلا پیچیدگی‌های گفتمان‌های اجتماعی درک نمی‌کنند...
نمی‌فهمند رابطه برخی گفتمان‌ها الاکلنگی و تزاحم آن‌ها ذاتی‌ست... نمی‌فهمند شنیده شدن این قبیل خزعبلات وزنه سودجویی اجتماعی و فقر فکری مردم رو سنگین‌تر می‌کند...
مسخره‌س واقعا
زوال عقل نئولیبرال‌ها جاییه که این حق رو بعد از گسستش از آسمان در لیبرالیسم کلاسیک به یکباره به شکل دیگری به آسمان الصاق می‌کنند! انسان در قاموس این نوع نگاه در برابر هیچ کدوم از اراجیفش در سطح جامعه مسئول نیست... وظیفه‌ای در قبال جامعه برای تشویش اذهان عمومی، دروغ و شایعه‌پراکنی، سوداگری و فریب‌کاری عهده‌دار نمیشه...
همین رویکرد و ولنگاری اجتماعی در سطح گسترده، ما رو وادار به اذعان به این حقیقت تلخ می‌کنه مبنی بر این‌که اگر در جوامع شرایط برای گروه‌های سیاسی خطرناک - چه جریان‌های راست افراطی و چه گروهک‌های آنارشیستی - مهیا نبود(یا به تعبیر بهتر اگر جامعه لیبرال نبود)، ما شاهد این قبیل خشونت‌های اجتماعی و ترویج و گسترسش نمی‌بودیم...
Forwarded from یادداشت‌های دفتر سیاه (Babak Mina)
چند باری در گفت‌وگوهای شخصی به آمار کشته شدن زنان در فرانسه بر اثر خشونت خانگی اشاره کردم و مخاطبم هر بار انگشت به دهان ماند. دیدم شاید بد نباشد یک بار متنی در این باره بنویسم. آمار را در اسلاید می‌بینید. از سال ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۹ به طور متوسط حدود ۱۵۰ زن در خانه توسط شوهر یا شریکش کشته شده است. در چند سال اخیر آمار کمی کاهش پیدا کرده است. تازه این آمار زنان کشته شده است. روشن است که آمار زنان آسیب‌دیده در اثر خشونت خانگی بسی بیش از این است.

این را چرا می‌گذارم؟ برای اینکه بگویم مردم ایران در همه زمینه‌ها حق دارند برای زندگی بهتر مبارزه کنند و باید بکنند. هیچ بحثی در انبوه مشکلاتی که در ایران وجود دارد نیست. اما باید مواظب توهمات تبلیغاتی بود. تصویر کاملی که رسانه‌ها از جوامع غربی می‌دهند کاملاً باسمه‌ای و کاذب است. جوامع غربی هم پر از مشکل و بحران هستند. این فقط یک نمونه بود. می‌توان درباره بسیاری از مسائل و بحران‌های حاد اقتصادی و اجتماعی در فرانسه ساعت‌ها سخن گفت. مثلاً درباره بحران عظیم کشاورزی در این کشور. بر اساس آخرین آماری که بر روی اینترنت موجود است در ۲۰۱۶ بیش از ۵۰۰ کشاورز به زندگی خود پایان داده‌اند. کشاورزی در فرانسه حقیقتاً رو به نابودی است و بسیاری از مناطق روستایی در حال زوالی غم‌انگیز. این وضعیت در بسیاری دیگر از کشورهای اروپایی هم هست. همچنین در بسیاری از بخش‌های صنعتی که عمده کارخانه‌ها دورسپاری شده‌اند. «راست افرطی» و «ترامپیسم» از درون چنین مصیبت‌هایی بیرون می‌آید.

سخن این نیست که چون بقیه مشکل دارند مشکلات ما چیزی نیست. به هیچ وجه. هر کسی و هر ملتی زندگی خود را می‌زید. سخن این است که رسانه‌ها و تصویر تبلیغاتی از «جوامع پیشرفته» اعتماد به نفس ما را نشانه رفته‌اند. بدون اعتماد به نفس نمی‌توانیم تغییری ایجاد کنیم.
یادداشت‌های دفتر سیاه
چند باری در گفت‌وگوهای شخصی به آمار کشته شدن زنان در فرانسه بر اثر خشونت خانگی اشاره کردم و مخاطبم هر بار انگشت به دهان ماند. دیدم شاید بد نباشد یک بار متنی در این باره بنویسم. آمار را در اسلاید می‌بینید. از سال ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۹ به طور متوسط حدود ۱۵۰ زن در خانه…
در امتداد بحثم با عزیزی من باب اتهام زن ستیز بودن جوامع خاورميانه
هرچند من در اون بحث به مزیت‌های فرهنگ مدرنیته غربی اشاره کرده بودم(اینجا هم نظرم رو گفتم) ولی آمار زنان کشته‌ شده در فرانسه فعلی(پیشروترین کشور اروپایی؟) و آمار ضرب و شتم زنان انگلیسی که مشاهده می‌کنیم، نشون می‌ده این کشور‌ها تا چه میزان به فوندانسیون فکری‌شون هم وفادار نیستن و صرفا چهره زن در این جوامع ارزش تبلیغاتی پیدا کرده...
یادداشت‌های مُعَوَّجْ
وظیفه‌ای
وظیفه در ذهن نسل جدید همیشه در تقابل با حق فهمیده می‌شه، در تقابل با آزادی...
امروز اما تنها چیزی که نیاز داریم، فهم وظیفه به مثابه آزادیه! درک این نکته که به ازای هر حقی که از دیگری طلب می‌کنید، وظیفه‌ای هم دارید... این میزان از خودخواهی‌هامون اصلا قابل هضم نیست... این‌که شما به پیروی از امیالتون، نسبت به وظایفتون بی‌اعتنا باشید. این بردگی نفس چیزی نیست که بشه اسمش را آزادی گذاشت.. واقعا چه چیزی شما رو از امیالتون آزاد می‌کنه؟ چه چیزی از حیوان متمایزتون می‌کنه؟ چه چیزی جامعه رو از جنگل تفکیک می‌کنه؟؟

برای زیرسوال بردن خودخواهی در معنای رایجش، نیازی نیست وارد مفاهیم پیچیده پست مدرنیته شیم. فقط کافیه بگیم که اگر برای "انسانیت" ارزشی قائلیم، این تعالی‌مون رو باید خرج امر کلی کنیم، خرج "وظیفه"... تنها مفهوم "وظیفه" است که مانع از نگاه ابژه‌وارانهٔ سوژه‌های آگاه به يکديگر می‌شه. خیلی‌ها که هنوز در حال‌ و هوای مدرنیته اروپایی و اگومحوریش به سر می‌برند، ازین نکته غافل‌اند! شرط تحقق جامعه آزاد برای کانت، پدر مدرنیسم، همیشه متوقف بر همین امر بوده! یعنی متوقف بر پیروی سوژه‌های عاقل از قوانینی جهان‌شمول یا پیروی افراد از وظیفه و برای وظیفه.(فعل+نیت)
من خودم رو کانتی نمی‌دونم ولی عرضم اینه که خیلی از دوستانی که می‌شناسمشون و شما هم احتمالا بشناسیدشون با پناه بردن به این واژه خوش‌آوای "آزادی"، عینیت و معناداری این مفهوم رو در فلسفه نابود میکنن.
جامعه آزاد بدون سوژه‌های آزاد معنایی نداره.
حتی اقتصاد آزاد.
🟣 تازه‌های فرهنگ (۸)- ژاژ

🔴 دکتر محمدزمان زمانی جمشیدی یکی از انگشت‌شمار دوستانی‌ست که هم در منطق جدید، قدم استوار کرده است و هم در فلسفه‌ی قاره‌ای معاصر صاحب‌نظر محسوب می‌شود. علاوه بر دانش گسترده، دکتر زمانی در عِداد فرهیختگانی‌ست که هنوز پروای ایران دارند؛ اهمیت این نکته از آن جهت است که در زمانه‌ی ما کثیری از اصحاب علوم انسانی چنان به لیبرالیسم، مارکسیسم، اسلام‌گرایی، قوم‌گرایی و... دل سپرده‌اند که از دغدغه‌های ملی و میهنی، یکسره تهی گشته‌اند! دکتر زمانی، که در معرفی فلسفه‌ی قاره‌ای صاحب چندین تألیف و ترجمه است، صفحه‌ی ژاژ را به منظور نقد مشهورات فرهنگی راه‌اندازی کرده.

🟡 فناوری‌های نوین ارتباطی، بلندگویی در اختیار بسیاری از مردم گذاشته است تا به تولید محتوا بپردازند؛ این پدیده چونان شمشیری دو دَم، در کنار خیرات و برکاتی که بر وجودش مترتب می‌شود، آفات و اِشکالات خاص خود را نیز به همراه آورده است. در این راستا به نقل یادداشت اخیر دکتر زمانی درباب مزه‌پرانی زینب موسوی می‌پردازم:

🧵 در باب سیده زینب موسوی، آن چیز سیاه دراز، و شاهنامه فردوسی

🪡پدیده‌ای مانند زینب موسوی فرآورده سالیان سال فعالیت مستمر کارخانه "کله‌پوک‌سازی" نئولیبرالی این مملکت است. مسخ انسان‌ها و حساسیت‌زدایی از آنها و "تفکرستیزی" و "عناد با هر امر جدی"، برنامه‌ای است در راستای ساخت ماشین‌های لذت و مصرف از طریق "افسون‌زدایی" هر امر خطیر و حیاتی و مقدسی در این دیار. طرحی اهریمنی در سطح جهانی و بل کهکشانی.

🔎 از قضا آنچه می‌بینیم بار دیگر نسخه دیگری از "پدرستیزی" و "پدرکشی" است که این بار پدر زبان فارسی را نشانه گرفته است. مرادم این نیست که به توهم توطئه دامن بزنم. کسی و کسانی که این کار را می‌کنند "خود نمی‌دانند چه می‌کنند" و در جهت کدام برنامه شبه‌استعماری و نئولیبرالی حرکت می‌کنند برای هضم و جذب و ادغام کامل این سرزمین در غرب.

🔍 و نکته آخر اینکه: اپوزیسیون کنونی جمهوری اسلامی دیگر نه‌تنها از اسلام و تشیع و شیعه سیاسی و اسلام انقلابی گذر کرده بلکه پروژه عبور از "ایران" را نیز کلید زده است. برای کنشگران "زن، زندگی، آزادی" حتی مفهوم "ایران" هم مفهومی زائد است که باید کنار نهاده شود.
https://t.me/zhazh_khaei

https://t.me/Philosophical_Researches/
حمایت کنید.