یادداشت‌های مُعَوَّجْ
63 subscribers
73 photos
20 videos
8 files
98 links
جایی برای بالا بردن سطح کرنش و اعوجاج ذهنی
Download Telegram
اسرائیل، مظهرِ توحشِ غربی

روزگاری که «احمد فردید» غرب را به شرار «بولهبی» تشبیه می کرد و از سیمای پنهانِ فرعونیش خبر می داد، به «غرب ستیزی» متهم شد. کسی او را جدی نگرفت. این تمدن در حالی که از بهشت موهوم سخن می گوید، قلمرو دوزخ را می گستراند. کسی به اندازۀ نیکولو ماکیاولی، آن هم به صورت صاف و صریح پشت پردۀ سیاست در دوران جدید را برملا نمی کند: «بگذار زبانت از رحم و شفقت سخن گوید، اما دلت از بدی و شرارت لبریز باشد». تمدن غربی در ساحتِ کلام، آزادی، کرامت انسانی و حقوق بشر را نمایندگی می کند و در عمل، شرارت و تجاوز و کشتار به نمایش می گذارد. اسرائیل، مظهر و تجسمِ عینی توحشِ غرب در عمل است. وقتی صدراعظم آلمان می گوید: «اسرائیل کارهای کثیف را برای همۀ ما در ایران انجام می‌دهد»، بیانگرِ سیمای متعارض توحش غربی در عرصۀ سخن و عمل می باشد، اما چه کنیم که بسیاری از ما هنوز هم ساده لوح و خوش باورند.
https://t.me/khoraniheibat
انسان هیچ‌وقت از سلطه آزاد نمیشه فقط انتخاب می‌کنه تحت سلطه چی باشه.
کلام ارسطو هم‌چنان صادقه که: انسان موجودی مقلد است.
رابطه اخلاق با زیبایی حقیقتا رابطه جالبیه.
مواجهه انتقادی با حاکمیت خوبه ولی بهتر اینه که آدم با خودش و عقایدشم منتقدانه مواجه بشه نه منفعلانه...
دنبال چراییِ "ضرورت"ها در هر جهت باشید نه تبیین چیستی‌شون...
اگر فلسفه رو آب سردی در برابر هر کنش رادیکالی نمی‌بینید، هم‌چنان خوب درکش نکردید.
یادداشت‌های مُعَوَّجْ
اگر فلسفه رو آب سردی در برابر هر کنش رادیکالی نمی‌بینید، هم‌چنان خوب درکش نکردید.
این همون معنایی از فلسفه‌س که سقراط مرادش بود با زیر رگبار سوالات بردن مخاطبانش...
این‌که برای چی میجنگی خیلی مهمه و این‌که آیا واقعا چیزی که براش می‌جنگی «حقیقت» عه؟ چرا؟!
یادداشت‌های مُعَوَّجْ
این همون معنایی از فلسفه‌س که سقراط مرادش بود با زیر رگبار سوالات بردن مخاطبانش... این‌که برای چی میجنگی خیلی مهمه و این‌که آیا واقعا چیزی که براش می‌جنگی «حقیقت» عه؟ چرا؟!
تغییرات اگر در ساحت فردی باشه مانعی نداره.
شخص در تصمیم‌گیری آزاده و به خودش مربوطه که چه چیزی رو انتخاب کنه.
ولی اگر در ساحت جامعه باشه، باید ضرورت این "تغییرات" رو اثبات کنه نه بی‌دلیل به هر تغییری مطلوبیت بده!
با اختلاف چنل‌های پروکسی از هرچی چنل با مطالب فلسفیه بهتره
بعد از جنگ هشت ساله با توجه به اینکه اولویت سیاستگذاری الیگارشی حاکم به سمت توسعه سرمایه‌گذاری خارجی رفت؛ احتیاج به پایین آوردن گارد امنیتی در برابر غرب بود. از همین‌رو علوم انسانی در جهت پایین آوردن گارد امنیتی به نظریه‌پردازی دست زد. بصورتی‌که اولویت علوم انسانی ایران از مطالعات استعماری به سمت مکتب کپنهاگ و امنیتی‌زدایی رفت.

مکتب کپنهاگ و اندیشمندان آن همچون مک‌سویینی و باری‌بوزان برخلاف نگاههای امنیتی دوران جنگ سرد و نیز نظریه واقعگرایی مورگنتا، امنیت را امری بیناذهنی و مشارکتی میبیند. علاوه بر این نظریه کپنهاگ با قالبی هویتی، ریشه تنازع در محیط بین‌الملل را امر هویت میداند. این به معنی تبدیل منازعات جغرافیایی به امور فرهنگی است. حال در این قالب سازه‌انگاری، نظریه قدرت نرم و نظام امنیت دسته‌جمعی نیز جایگزین قدرت سخت و موازنه‌های راهبردی میشود.

بکارگیری این نظریه اروپامحور در محیط پرتنازع خاورمیانه که عمده تعارضات بازی حاصلجمع صفر است؛ منجر به از دست رفتن توازن امنیتی میگردد. وضعیتی که در ۱۲ روز جنگ ایران و اسراییل شاهد بودیم؛ نتیجه سه دهه امنیتی‌زدایی از دهه ۱۳۷۰ تاکنون میباشد.

@Seidnima70
باید ذهن‌هارو جوری تعلیم داد و سرگرم کرد که در بحبوحه درگیری‌ها میان افراد، "قضاوت"‌ها مدام به حالت تعلیق در بیاد.
این‌ حرکت بیش از این‌که بیرونی باشه و نیروی محرکه خارجی بطلبه درونیه و به خود فرد بستگی داره.