Forwarded from موسسه مطالعاتی تحریریه
چه اقداماتی در فضای مجازی در زمان جنگ جرم است؟
رئیس پلیس فتا فراجا:
🔹انتشار روایت های جعلی و تحریف شده درباره حملات، تعداد شهدا و مجروحان، محل حادثه و غیره، استفاده از تصاویر و ویدیو های تحریف شده،انتشار اخبار دروغ با هدف بزرگنمایی حملات رژیم صهیونیستی، پخش فیلم نامرتبط با عنوان اخبار جنگ، بازنشر اخبار دروغین خارجی، انتشار اطلاعیه های کذب مرتبط با نهادهای خاص مثل هلال احمر مبنی بر جمع آوری آذوقه و مایحتاج زندگی، انتشار لینک های آلوده جرم است و با این افراد برخورد میشود.
@tahririeh
رئیس پلیس فتا فراجا:
🔹انتشار روایت های جعلی و تحریف شده درباره حملات، تعداد شهدا و مجروحان، محل حادثه و غیره، استفاده از تصاویر و ویدیو های تحریف شده،انتشار اخبار دروغ با هدف بزرگنمایی حملات رژیم صهیونیستی، پخش فیلم نامرتبط با عنوان اخبار جنگ، بازنشر اخبار دروغین خارجی، انتشار اطلاعیه های کذب مرتبط با نهادهای خاص مثل هلال احمر مبنی بر جمع آوری آذوقه و مایحتاج زندگی، انتشار لینک های آلوده جرم است و با این افراد برخورد میشود.
@tahririeh
Forwarded from فکتپرس
- اگر در محل یا مجتمع مسکونی، پیرمرد یا پیرزنی هست که نگرانه، شما براش خرید کنید، نان و میوه و سایر مایحتاجش رو تهیه کنید.
- اگر باک ماشینتون نصفه است برای پر کردنش صف پمپبنزین رو طولانیتر نکنید.
- در آپارتمان و پارکینگ رو آهسته ببندید. بچهها به صداهای بلند حساس شدند.
- مایحتاجتون رو متعادل تامین کنید. زیاد خرید نکنید. همه چیز هست؛ مردم رو بابت مایحتاجشون نگران نکنید.
- خبرهای مجازی غیر مستند رو فوروارد نکنید. اگر کسی در گروهها منفیبافی میکنه بهش تذکر بدید.
- بهطور متناوب از خویشان و دوستان به شکل تلفنی و مجازی احوالپرسی کنید و باهاشون مهربانتر باشید.
فکتپرس را دنبال کنید :
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Delphi🏛️
به دنبال دشمن در داخل مرزهایمان نباشیم!
دشمن خارج از مرزهایمان منتظر ایستاده است...
«ج.ا» چیست و کیست؟ شخص رهبر؟ قوای سهگانه؟ بدنه اجرایی؟ اقتصاد افسار گسیخته؟ مامورین گشت ارشاد؟ ارزشی و نیروهای نظامی و انتظامی؟ قشر عظیم و قابل توجهی از مردم(یا بنا به تعبیراتی "مزدور") که چهل سال در راهپیمایی شرکت کردهاند؟ ١۴ میلیون رایدهنده "طالبانی"؟ یا تمامیشان؟؟
چیست این موجود که لاجرم باید مقصر همه چیز، همه مشکلات ضریب خورده باشد؟ نه حتی عامل جزئیترین شکوفایی کشور...
به راستی چه چیزی در ذهن برخی دوستانم باعث برچسبگزاری «شر مطلق» علیهش میشود؟
تابهحال به چراییِ ضرورتِ منطقیِ این پیشداوریهای ناواجب و روانیشان فکر کردهاند؟!
از مفیدترین آموزههای هگل برای ما مفهوم انداموارگی در جامعه(که با تعالیم اسپنسر کاملا متفاوت است! خلط نشود) و درک چیستیِ «انتزاع ناروا» بود؛ انتزاعی که به کرات در زندگی پیشاجنگیمان با آن مواجه میشدیم. در جنگ ولی تجربه قسمی اتحاد در کنار حفظ تکثر فکری و سلیقهای را داشتیم. موضوع بحث اما قبل از جنگ است! یک انتزاع... یک برچسب... یک کیسه بوکس موهومی به نام «ج.ا» برای خالی کردنِ تمامیِ بغضها و کینههای خصوصی و عمومیمان...
سادهلوحی است که با دیدن برخی تیرگی و چروکیها در گوشه و کنار یک قلب، طوری در اذهانمان آن قلب را از بدن و جامعه تجرید کنیم که گویی این قلب هیچ پیوند ارگانیک با مابقی اجزای جامعه نداشته و ندارد! گویی این به اصطلاح "چروکیها" به سایر اجزا مرتبط نبوده و ریشه در آنها ندارد بلکه ذاتی خودش است، خودی که از قضا نامتعین است...
آیا «ج.ا» یک موجودیت فاقد پشتوانه مردمی است؟ جزئی بیگانه و منفک از مردم است؟ لویی شانزدهمی است در برابر آزادیخواهان؟؟ خوب نگاه کنید که چطور مخالفانش که غالبا داعیه روشنفکری دارند هویت خودباختهشان را در تقابل کامل با این مفهومِ [همچنان] مبهم تعریف میکنند! پنداری این موجود نامتعین از رحم دینی، فکری، تاریخی و ملی جامعه "خودشان" برنیامده و این "دیگرانِ"(؟) مخالف، عضوی از آن جامعه نیستند...
دوستانِ من، مادامیکه شما توان تعین دادن به این ماهیتِ منتزع و مطلقا "تاریکِ"(؟) «ج.ا» را نداشته باشید، جنگ خیالیتان، یعنی جنگ "مردم"(؟) با "حاکمیت"(؟) ظرفیت تحقق در عالم حقایق نمییابد! بلکه در عالم انتزاع... شاید هم به عمد میخواهید این مفهوم مبهم باقی بماند؛ چراکه وقتی مرزهای دایرهوار ایده ج.ا به جماعت کثیری از مردم حصر و تعین پیدا کند، مشخص میشود که این جنگ از ابتدا هم نه جنگ مردم با حاکمیت، بلکه جنگ مردم با مردم است...
دشمن خارج از مرزهایمان منتظر ایستاده است...
«ج.ا» چیست و کیست؟ شخص رهبر؟ قوای سهگانه؟ بدنه اجرایی؟ اقتصاد افسار گسیخته؟ مامورین گشت ارشاد؟ ارزشی و نیروهای نظامی و انتظامی؟ قشر عظیم و قابل توجهی از مردم(یا بنا به تعبیراتی "مزدور") که چهل سال در راهپیمایی شرکت کردهاند؟ ١۴ میلیون رایدهنده "طالبانی"؟ یا تمامیشان؟؟
چیست این موجود که لاجرم باید مقصر همه چیز، همه مشکلات ضریب خورده باشد؟ نه حتی عامل جزئیترین شکوفایی کشور...
به راستی چه چیزی در ذهن برخی دوستانم باعث برچسبگزاری «شر مطلق» علیهش میشود؟
تابهحال به چراییِ ضرورتِ منطقیِ این پیشداوریهای ناواجب و روانیشان فکر کردهاند؟!
از مفیدترین آموزههای هگل برای ما مفهوم انداموارگی در جامعه(که با تعالیم اسپنسر کاملا متفاوت است! خلط نشود) و درک چیستیِ «انتزاع ناروا» بود؛ انتزاعی که به کرات در زندگی پیشاجنگیمان با آن مواجه میشدیم. در جنگ ولی تجربه قسمی اتحاد در کنار حفظ تکثر فکری و سلیقهای را داشتیم. موضوع بحث اما قبل از جنگ است! یک انتزاع... یک برچسب... یک کیسه بوکس موهومی به نام «ج.ا» برای خالی کردنِ تمامیِ بغضها و کینههای خصوصی و عمومیمان...
سادهلوحی است که با دیدن برخی تیرگی و چروکیها در گوشه و کنار یک قلب، طوری در اذهانمان آن قلب را از بدن و جامعه تجرید کنیم که گویی این قلب هیچ پیوند ارگانیک با مابقی اجزای جامعه نداشته و ندارد! گویی این به اصطلاح "چروکیها" به سایر اجزا مرتبط نبوده و ریشه در آنها ندارد بلکه ذاتی خودش است، خودی که از قضا نامتعین است...
آیا «ج.ا» یک موجودیت فاقد پشتوانه مردمی است؟ جزئی بیگانه و منفک از مردم است؟ لویی شانزدهمی است در برابر آزادیخواهان؟؟ خوب نگاه کنید که چطور مخالفانش که غالبا داعیه روشنفکری دارند هویت خودباختهشان را در تقابل کامل با این مفهومِ [همچنان] مبهم تعریف میکنند! پنداری این موجود نامتعین از رحم دینی، فکری، تاریخی و ملی جامعه "خودشان" برنیامده و این "دیگرانِ"(؟) مخالف، عضوی از آن جامعه نیستند...
دوستانِ من، مادامیکه شما توان تعین دادن به این ماهیتِ منتزع و مطلقا "تاریکِ"(؟) «ج.ا» را نداشته باشید، جنگ خیالیتان، یعنی جنگ "مردم"(؟) با "حاکمیت"(؟) ظرفیت تحقق در عالم حقایق نمییابد! بلکه در عالم انتزاع... شاید هم به عمد میخواهید این مفهوم مبهم باقی بماند؛ چراکه وقتی مرزهای دایرهوار ایده ج.ا به جماعت کثیری از مردم حصر و تعین پیدا کند، مشخص میشود که این جنگ از ابتدا هم نه جنگ مردم با حاکمیت، بلکه جنگ مردم با مردم است...
Forwarded from Dashti Abbas
در فرانسه و ایتالیا، حزب کمونیست در همین جهت تحول میپذیرد. غالب رأیدهندگان به این احزاب، دیگر فرارسیدن یک دموکراسی تودهای را آرزو نمیکنند. اینان در نظام چندحزبی غربی ادغام شدهاند و بههیچوجه نمیخواهند آن را از میان بردارند. در سطح اعضای حزب، تحول پیشرفت کمتری دارد ولی چند سال است که این تحول دارد سریعتر میشود. بسیاری از اعضای حزب به آزادیهای اجتماعی، به تنوع عقاید و در یک کلام به دموکراسی آزادمنش دلبستگی دارند و در پی یافتن راهی به سوی سوسیالیسم چندحزبی هستند که سرمایهداری را از بین ببرد، بیآنکه آزادمنشی سیاسی را درهم بکوبد و اینان دریافتهاند که دیگر انقلاب در کشورهای پرتوسعه ممکن نیست. ولی هنوز این مطلب را آشکارا اقرار نمیکنند و در میان خود جرات ندارند آن را به زبان آورند؛ ولی تغییر عمقی آنان امری واقعی است. مثل همیشه، تحول لغت و اصول موضوعه از تحول واقعیتها و خلقیات عقب میماند. این احزاب میخواهند مدتها پس از آنکه دیگر انقلابی نیستند، باز هم انقلابی جلوه کنند. در فرانسه و ایتالیای امروز، مخالفت حزب کمونیست، به ظاهر مخالفتی با رژیم دموکراسی آزادمنش است و در واقع ماهیت این مخالفت بیش از پیش به صورت مخالفت در رژیم درمیآید.
موریس دوورژه
اصول علم سیاست
موریس دوورژه
اصول علم سیاست
Dashti Abbas
در فرانسه و ایتالیا، حزب کمونیست در همین جهت تحول میپذیرد. غالب رأیدهندگان به این احزاب، دیگر فرارسیدن یک دموکراسی تودهای را آرزو نمیکنند. اینان در نظام چندحزبی غربی ادغام شدهاند و بههیچوجه نمیخواهند آن را از میان بردارند. در سطح اعضای حزب، تحول پیشرفت…
در کل الان جریانات چپ به سمت قرائت و شکل و شمایلی کانتی از مارکس در حال دگرگونیاند تا هگلی به جز معدود افرادی مثل ژیژک که همچنان خشونت و روحیه انقلابیشون رو حفظ کردن.
نکته دیگر اینکه جنگ فلسطین و اسرائیل یا ایران و اسرائیل رو نباید با دوگانه چپ و راست فهمش کرد! چپ و راست ثنویتی کاملا غربی و بیگانهس در نسبتش با تحولات منطقهای.
این جنگها رو در حالت کلیتر به تعبیر ساموئل هانتینگتون باید به عنوان جنگ تمدنها دید! جنگ تمدن غرب با تمدن ایرانی-اسلامی...
این جنگها رو در حالت کلیتر به تعبیر ساموئل هانتینگتون باید به عنوان جنگ تمدنها دید! جنگ تمدن غرب با تمدن ایرانی-اسلامی...
Forwarded from بیژن عبدالکریمی
اسرائیل، مظهرِ توحشِ غربی
روزگاری که «احمد فردید» غرب را به شرار «بولهبی» تشبیه می کرد و از سیمای پنهانِ فرعونیش خبر می داد، به «غرب ستیزی» متهم شد. کسی او را جدی نگرفت. این تمدن در حالی که از بهشت موهوم سخن می گوید، قلمرو دوزخ را می گستراند. کسی به اندازۀ نیکولو ماکیاولی، آن هم به صورت صاف و صریح پشت پردۀ سیاست در دوران جدید را برملا نمی کند: «بگذار زبانت از رحم و شفقت سخن گوید، اما دلت از بدی و شرارت لبریز باشد». تمدن غربی در ساحتِ کلام، آزادی، کرامت انسانی و حقوق بشر را نمایندگی می کند و در عمل، شرارت و تجاوز و کشتار به نمایش می گذارد. اسرائیل، مظهر و تجسمِ عینی توحشِ غرب در عمل است. وقتی صدراعظم آلمان می گوید: «اسرائیل کارهای کثیف را برای همۀ ما در ایران انجام میدهد»، بیانگرِ سیمای متعارض توحش غربی در عرصۀ سخن و عمل می باشد، اما چه کنیم که بسیاری از ما هنوز هم ساده لوح و خوش باورند.
https://t.me/khoraniheibat
Telegram
هیبت رستمی
تنها به نیروی پُرسایی است که می توان به درکی از صیرورت و شدن نایل شد. پرسش زهدانِ تولد مجدد و نوزایش ماست.
ارتباط https://t.me/r_heibat
ارتباط https://t.me/r_heibat
انسان هیچوقت از سلطه آزاد نمیشه فقط انتخاب میکنه تحت سلطه چی باشه.
کلام ارسطو همچنان صادقه که: انسان موجودی مقلد است.
کلام ارسطو همچنان صادقه که: انسان موجودی مقلد است.
یادداشتهای مُعَوَّجْ
و بعد این زیبایی توقعاتشون رو مدام و به صورت فزایندهای از شخص "زیبا" بالا میبره و با مشاهده نقصان از تصورات ساختگیشون ناامید میشن.
حکم ذوقی روی قضاوتهای ارزشی اثر میذاره و قضاوتهای ارزشی روی حکم ذوقی.
Forwarded from کفرناحوم-
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
POV:among the atheists
مواجهه انتقادی با حاکمیت خوبه ولی بهتر اینه که آدم با خودش و عقایدشم منتقدانه مواجه بشه نه منفعلانه...
یادداشتهای مُعَوَّجْ
"De omnibus dubitandum" «در همه چیز باید شک کرد» بزرگترین اشتباه انقلاب فرانسه این بود که به کسانی این اصل فلسفی را یاد داد که جرئت شک کردن نداشتند! قدرت شک کردن هم نداشتند و بیآنکه بر این "شک" فائق شوند، تسلیم میشدند؛ یعنی تسلیم در پذیرش این نتیجه که…
قدرت شک رو در دو جهت ایجاب و سلب عقایدتون داشته باشید.
در یک جهت هیچ شما رو آزاد نمیکنه...
در یک جهت هیچ شما رو آزاد نمیکنه...
اگر فلسفه رو آب سردی در برابر هر کنش رادیکالی نمیبینید، همچنان خوب درکش نکردید.
یادداشتهای مُعَوَّجْ
اگر فلسفه رو آب سردی در برابر هر کنش رادیکالی نمیبینید، همچنان خوب درکش نکردید.
این همون معنایی از فلسفهس که سقراط مرادش بود با زیر رگبار سوالات بردن مخاطبانش...
اینکه برای چی میجنگی خیلی مهمه و اینکه آیا واقعا چیزی که براش میجنگی «حقیقت» عه؟ چرا؟!
اینکه برای چی میجنگی خیلی مهمه و اینکه آیا واقعا چیزی که براش میجنگی «حقیقت» عه؟ چرا؟!
یادداشتهای مُعَوَّجْ
این همون معنایی از فلسفهس که سقراط مرادش بود با زیر رگبار سوالات بردن مخاطبانش... اینکه برای چی میجنگی خیلی مهمه و اینکه آیا واقعا چیزی که براش میجنگی «حقیقت» عه؟ چرا؟!
تغییرات اگر در ساحت فردی باشه مانعی نداره.
شخص در تصمیمگیری آزاده و به خودش مربوطه که چه چیزی رو انتخاب کنه.
ولی اگر در ساحت جامعه باشه، باید ضرورت این "تغییرات" رو اثبات کنه نه بیدلیل به هر تغییری مطلوبیت بده!
شخص در تصمیمگیری آزاده و به خودش مربوطه که چه چیزی رو انتخاب کنه.
ولی اگر در ساحت جامعه باشه، باید ضرورت این "تغییرات" رو اثبات کنه نه بیدلیل به هر تغییری مطلوبیت بده!
یادداشتهای مُعَوَّجْ
ادمین باید بپذیره این مشکل اتفاقا یکی از نتایج همین «آزادی بیحد و حصر اجتماعی» هست نه فرهنگ مردسالار و این قبیل مفاهیم مبهم! ترکیب «آزادی اجتماعی» و نه «فردی» رو به عمد به کار بردم چرا که فعالیتهای مردان و زنان در ساحت جامعه(مثلا پوشش اونها از خیابون گرفته…
و باز هم میگم قلمروی آزادی فردی و اجتماعی برای من چیزی متفاوت با تفکیک میل است.