Forwarded from قابِ خاکستری (Mehdi)
کمانی که آرشهای ایران، کاظمی و تهرانی مقدم و حاجیزاده ساختند نگذاشت مثل جنگ با صدام تنها و غریب و بیدفاع بمانیم.
اگرچه تن وطن زخمی است اما دستان بازی برای پاسخ به متجاوز داریم.
اگرچه تن وطن زخمی است اما دستان بازی برای پاسخ به متجاوز داریم.
Forwarded from Middle East Spectator — MES
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Me tonight fr
چطور میشه کسی سنگ کشور رو به سینه بزنه و در شرایط حساس و امنیتی کنونی بین خودشو نیروهای نظامی کشورش انفکاکی ببینه؟؟
الان فقط و فقط باید همهجوره پشت نیروهای نظامی کشور بود و بهشون روحیه داد.
Forwarded from تاریخ پهلوی
دیدین مردم اسرائیل چجوری فیلم نگرفتن و سانسور کردن ؟؟
شماهم یکم ازشون یاد بگیرید
اونی که فیلم میگیره انگار جنازه برای عزیزاش آماده میکنه
شماهم یکم ازشون یاد بگیرید
اونی که فیلم میگیره انگار جنازه برای عزیزاش آماده میکنه
Forwarded from کاوشهای فلسفی
🟢 درباب این شاهبیت حرف بسیار است اما چند نکته:
۱. کثیری از عقلا میپذیرند که نظام سیاسی کنونی دچار آفات و کاستیهای فراوانیست؛ نیز میپذیرند که جنگ موجب مصائب و شدائد بسیاری برای ایران و ایرانی خواهد شد اما در وضعیتی که قصاب غزه از زمین و آسمان به کوبیدن شهرهای ایران مشغول است، کدام دیوانهای مردم را به قیام علیه حکومت تشویق میکند؟!
۲. آیا چنین دعوتی همان دعوت مشهور بیبی نیست که علناً از لیبیایی کردن ایران سخن گفته است؟!
۳. چطور داعی ما سالها از رهگذر تدریس در دانشگاه، چاق و فربه شده و بهناگاه هوس کرده تا لباس سفید بپوشد و پرچم صلح برافرازد؟! اگر او با سازوکار حکومت فعلی مخالف بود، اساساً چرا سالیان طولانی از خیرات و برکات آن بهرهمند شد؟!
۴. رژیم اسرائیل شمشیر را برای ملت ایران از رو بسته، خرد و کلان، زن و مرد، بزرگ و کوچک را طعمهی آتش کرده و زیرساختهای کشور را بهطور مستقیم مورد حمله قرار داده است؛ آنهم در شرایطی که همپیمان بوفالوسوار و هفتتیرکشاش دم از مذاکره میزد!
۵. با فرو افتادن رژیم کنونی، هرچقدر منفور و بدسابقه، کدام نیروی صالحِ میهنپرست زمام امور کشور را بهدست خواهد گرفت؟! نیروهای سیاسی حاضر در قمپوزیسیون ایران بهقدری بدنام و بیآبرو هستند که گوی سبقت را از رژیم کنونی ربودهاند! آری، اگر مردی چون نادرشاه کبیر در میانهی میدان بود، من زودتر از فرصتطلبان مزخرفگویی چون کینآیین بر حکومت فعلی اعتراض میکردم.
۶. روزی که فیشتهی بزرگ از کرسی استادی خویش در دانشگاه بالا رفت و فتوای جهاد علیه ناپلئون صادر کرد، روزی خجسته بود! نه بهخاطر آنکه آلمانیها بر فرانسویها برتری داشتند بل بدان دلیل که فیشته، فرزند راستین ملت خود بود. استاد کینآیین فرزند راستین ملت خود نیست!
۷. اگر او برای ایرانیان قصیدهای سروده، من نیز بهعنوان کوچکترین فرزند این ملت به خود اجازه میدهم در زمانیکه صدای انفجارها به گوش میرسد قصیدهای بسرایم:
۸. ملت شریف ایران همچون نیاکان پرافتخار خویش دلیر باشید! مرگ به آنی درمیرسد لیک ننگ تا ابد میماند! امروز دشمن سفاک و هتاک، نه تنها آب و خاک ما را ملوث ساخته، ذهن و ضمیر ما را نیز با دروغپراکنی دائمی خود پلید و پلشت کرده است! ملت شریف ایران، امروز چونان سربازی باشید در رکاب هوخشترهی بزرگ پشت دیوارهای نینوا؛ امروز چونان نیزهداری باشید در سپاه داریوش کبیر در دشت ماراتون؛ امروز چونان سواری تیزچنگ باشید در رکاب اِراناسپهبد سورن در میدان حران؛ امروز چونان اسواران زریننیزه پشت دیوارهای قسطنطنیه بدرخشید؛ امروز چون بابک خرمی، نستوه و استوار باشید؛ امروز چونان نادرشاه کبیر، کاری کنید کارستان! امروز چون گردآفرید بر پشت اسب، چون آرتمیس بر امواج دریا، چون کیسیا برابر تازش تازیان و چون مریم بختیاری مقابل تزار روس، رزمنده و رزمآور باشید! امروز از بد روزگار نادر و آرتمیس در میان ما نیستند؛ پس باید تکتک بهسان ایشان شویم! باید تکتک چون مازیار پسر قارن باشیم! باید تکتک همچون سلطان جلالالدین چشم در چشم خصم چنگیزی بدوزیم! ملت شریف ایران، نظام مستقر را هیچگاه بهخاطر زشتکاریهایاش نبخشید اما بیزاری برحق خود از حکومت را بهانهای برای همراهی و همدستی با دشمن جرار غدار قرار ندهید چه این ننگیست که پیش از هرکس خود تاوان آن را خواهید پرداخت. ملت شریف ایران بر مزخرفگویانی که جنگناکرده پرچم صلح برافراشتهاند، پشت کنید تا در گذشتهی تاریخ فراموش شوند! ملت شریف ایران دزدان و هیزان و ریاکاران را فراموش نکنید اما نیروهای جانبرکف نظامی کشور را چون دفاع مقدس، فرزندان خود بدانید؛ ملت شریف ایران روزگار آزادی، آبادی، شکوه و شوکت میهنمان تنها زمانی خواهد رسید که شما دشمن متجاوز و جنایتکار را بر جای خود بنشانید وانگاه هرکه را خواستید در دادگاهی ملی و میهنی به محاکمه بکشید. تنها وقتی که خویش را از جهانخواران خارجی خلاصی بخشیدید خواهید توانست خود را از استبداد برهانید و عدالت اجتماعی را استوار سازید. تغییر حکومت حق شماست اما خیانت به کشور، حق هیچکس نیست حتی حق داعی نیمهدیوانهای که اسامی همکیشان بیبی را خوب از بر کرده است!
https://t.me/Philosophical_Researches/
۱. کثیری از عقلا میپذیرند که نظام سیاسی کنونی دچار آفات و کاستیهای فراوانیست؛ نیز میپذیرند که جنگ موجب مصائب و شدائد بسیاری برای ایران و ایرانی خواهد شد اما در وضعیتی که قصاب غزه از زمین و آسمان به کوبیدن شهرهای ایران مشغول است، کدام دیوانهای مردم را به قیام علیه حکومت تشویق میکند؟!
۲. آیا چنین دعوتی همان دعوت مشهور بیبی نیست که علناً از لیبیایی کردن ایران سخن گفته است؟!
۳. چطور داعی ما سالها از رهگذر تدریس در دانشگاه، چاق و فربه شده و بهناگاه هوس کرده تا لباس سفید بپوشد و پرچم صلح برافرازد؟! اگر او با سازوکار حکومت فعلی مخالف بود، اساساً چرا سالیان طولانی از خیرات و برکات آن بهرهمند شد؟!
۴. رژیم اسرائیل شمشیر را برای ملت ایران از رو بسته، خرد و کلان، زن و مرد، بزرگ و کوچک را طعمهی آتش کرده و زیرساختهای کشور را بهطور مستقیم مورد حمله قرار داده است؛ آنهم در شرایطی که همپیمان بوفالوسوار و هفتتیرکشاش دم از مذاکره میزد!
۵. با فرو افتادن رژیم کنونی، هرچقدر منفور و بدسابقه، کدام نیروی صالحِ میهنپرست زمام امور کشور را بهدست خواهد گرفت؟! نیروهای سیاسی حاضر در قمپوزیسیون ایران بهقدری بدنام و بیآبرو هستند که گوی سبقت را از رژیم کنونی ربودهاند! آری، اگر مردی چون نادرشاه کبیر در میانهی میدان بود، من زودتر از فرصتطلبان مزخرفگویی چون کینآیین بر حکومت فعلی اعتراض میکردم.
۶. روزی که فیشتهی بزرگ از کرسی استادی خویش در دانشگاه بالا رفت و فتوای جهاد علیه ناپلئون صادر کرد، روزی خجسته بود! نه بهخاطر آنکه آلمانیها بر فرانسویها برتری داشتند بل بدان دلیل که فیشته، فرزند راستین ملت خود بود. استاد کینآیین فرزند راستین ملت خود نیست!
۷. اگر او برای ایرانیان قصیدهای سروده، من نیز بهعنوان کوچکترین فرزند این ملت به خود اجازه میدهم در زمانیکه صدای انفجارها به گوش میرسد قصیدهای بسرایم:
۸. ملت شریف ایران همچون نیاکان پرافتخار خویش دلیر باشید! مرگ به آنی درمیرسد لیک ننگ تا ابد میماند! امروز دشمن سفاک و هتاک، نه تنها آب و خاک ما را ملوث ساخته، ذهن و ضمیر ما را نیز با دروغپراکنی دائمی خود پلید و پلشت کرده است! ملت شریف ایران، امروز چونان سربازی باشید در رکاب هوخشترهی بزرگ پشت دیوارهای نینوا؛ امروز چونان نیزهداری باشید در سپاه داریوش کبیر در دشت ماراتون؛ امروز چونان سواری تیزچنگ باشید در رکاب اِراناسپهبد سورن در میدان حران؛ امروز چونان اسواران زریننیزه پشت دیوارهای قسطنطنیه بدرخشید؛ امروز چون بابک خرمی، نستوه و استوار باشید؛ امروز چونان نادرشاه کبیر، کاری کنید کارستان! امروز چون گردآفرید بر پشت اسب، چون آرتمیس بر امواج دریا، چون کیسیا برابر تازش تازیان و چون مریم بختیاری مقابل تزار روس، رزمنده و رزمآور باشید! امروز از بد روزگار نادر و آرتمیس در میان ما نیستند؛ پس باید تکتک بهسان ایشان شویم! باید تکتک چون مازیار پسر قارن باشیم! باید تکتک همچون سلطان جلالالدین چشم در چشم خصم چنگیزی بدوزیم! ملت شریف ایران، نظام مستقر را هیچگاه بهخاطر زشتکاریهایاش نبخشید اما بیزاری برحق خود از حکومت را بهانهای برای همراهی و همدستی با دشمن جرار غدار قرار ندهید چه این ننگیست که پیش از هرکس خود تاوان آن را خواهید پرداخت. ملت شریف ایران بر مزخرفگویانی که جنگناکرده پرچم صلح برافراشتهاند، پشت کنید تا در گذشتهی تاریخ فراموش شوند! ملت شریف ایران دزدان و هیزان و ریاکاران را فراموش نکنید اما نیروهای جانبرکف نظامی کشور را چون دفاع مقدس، فرزندان خود بدانید؛ ملت شریف ایران روزگار آزادی، آبادی، شکوه و شوکت میهنمان تنها زمانی خواهد رسید که شما دشمن متجاوز و جنایتکار را بر جای خود بنشانید وانگاه هرکه را خواستید در دادگاهی ملی و میهنی به محاکمه بکشید. تنها وقتی که خویش را از جهانخواران خارجی خلاصی بخشیدید خواهید توانست خود را از استبداد برهانید و عدالت اجتماعی را استوار سازید. تغییر حکومت حق شماست اما خیانت به کشور، حق هیچکس نیست حتی حق داعی نیمهدیوانهای که اسامی همکیشان بیبی را خوب از بر کرده است!
https://t.me/Philosophical_Researches/
Forwarded from یادداشتهای دفتر سیاه (Babak Mina)
«ایرانگرایان» ضد ایران
پیشتر بارها درباره نوعی ملیگرایی متناقض که ماهیتاً مکانپریش است نوشتهام. این روزها شاید نتیجه نهایی چنین ایدئولوژی به ظاهر ملیگرایی را میبینیم. برای این نوع ملیگرایی ایران عبارت است از خیال محوی از دوران باستان و حکومت پهلوی، گویی ۱۴ قرن فرهنگ اسلامی کاملاً از این سرزمین بیگانه است. بیباوری به اسلام به عنوان یک دین یک چیز است، بیگانگی عمیق با تاریخ، فرهنگ و هویت ایران که آمیخته به اسلام هم هست، چیز دیگر. من سالها است بر روی این نکته تأکید میکنم دقیقاً به دلیل اینکه بیتعلقی به ایران ریشه در نوعی نفرت آشکار و پنهان از میراث طولانی پسااسلامی ایران دارد. میراثی که البته باید گفت در زمینهای اسلامی متولد شد و ضرورتاً عین اسلام نیست.
از سوی دیگر گرایش غالب این نوع ملیگرایی به یکی گرفتن خود با غرب و اروپا است. چندی پیش به طعنه نوشتم برخی ایرانیان خود را «نوردیکهای خاورمیانه» میبینند. این نگاه عمیقاً مخدوش به خود و گیجی در نفهمیدن موقعیت فرهنگی و سیاسی و ژئوپولیتیک خود تالیهای فاسد بسیار دارد. همانطور که اسلامگرایان تصور میکنند ایران از آنجا که بخشی از جهان اسلام است خود به خود با جهان عرب و سایر ملل مسلمان منافع و افق مشترک دارد، ملیگرایان آریایی نیز در توهمی مشابه تصور میکنند ایران بخشی از غرب سیاسی است. ایران کشوری مسلمان بوده و است اما بخشی از جهان عرب نیست، ایران کشوری است که دستکم در صد سال اخیر به نوعی تجدد دست یافته است اما بخشی از غرب سیاسی نیست. فهمیدن این دو حقیقت ساده چندان دشوار نیست، اگر با ایدئولوژیهای رنگارنگ از پیش مسموم نشده باشیم.
نمونه اعلای چنین مکانپریشی را در مواضع رضا پهلوی و هوادارانش میبینیم. همزمان که ایران ایران میکنند، خواهان بمباران ایران هستند. این تناقض عجیب، تنها ریشه در خیانتپیشگی و یا بلاهت شخص رضا پهلوی ندارد، اینها هست و چیزی بیشتر: گفتمان ملیگرایی ایرانی دستکم در نسخه باستانگرا – غربگرا عمیقاً از تجربه زیسته قرنها مردم ایران بیگانه است، برساختهای است جدید و بیگانه با حقیقت ایران.
پیشتر بارها درباره نوعی ملیگرایی متناقض که ماهیتاً مکانپریش است نوشتهام. این روزها شاید نتیجه نهایی چنین ایدئولوژی به ظاهر ملیگرایی را میبینیم. برای این نوع ملیگرایی ایران عبارت است از خیال محوی از دوران باستان و حکومت پهلوی، گویی ۱۴ قرن فرهنگ اسلامی کاملاً از این سرزمین بیگانه است. بیباوری به اسلام به عنوان یک دین یک چیز است، بیگانگی عمیق با تاریخ، فرهنگ و هویت ایران که آمیخته به اسلام هم هست، چیز دیگر. من سالها است بر روی این نکته تأکید میکنم دقیقاً به دلیل اینکه بیتعلقی به ایران ریشه در نوعی نفرت آشکار و پنهان از میراث طولانی پسااسلامی ایران دارد. میراثی که البته باید گفت در زمینهای اسلامی متولد شد و ضرورتاً عین اسلام نیست.
از سوی دیگر گرایش غالب این نوع ملیگرایی به یکی گرفتن خود با غرب و اروپا است. چندی پیش به طعنه نوشتم برخی ایرانیان خود را «نوردیکهای خاورمیانه» میبینند. این نگاه عمیقاً مخدوش به خود و گیجی در نفهمیدن موقعیت فرهنگی و سیاسی و ژئوپولیتیک خود تالیهای فاسد بسیار دارد. همانطور که اسلامگرایان تصور میکنند ایران از آنجا که بخشی از جهان اسلام است خود به خود با جهان عرب و سایر ملل مسلمان منافع و افق مشترک دارد، ملیگرایان آریایی نیز در توهمی مشابه تصور میکنند ایران بخشی از غرب سیاسی است. ایران کشوری مسلمان بوده و است اما بخشی از جهان عرب نیست، ایران کشوری است که دستکم در صد سال اخیر به نوعی تجدد دست یافته است اما بخشی از غرب سیاسی نیست. فهمیدن این دو حقیقت ساده چندان دشوار نیست، اگر با ایدئولوژیهای رنگارنگ از پیش مسموم نشده باشیم.
نمونه اعلای چنین مکانپریشی را در مواضع رضا پهلوی و هوادارانش میبینیم. همزمان که ایران ایران میکنند، خواهان بمباران ایران هستند. این تناقض عجیب، تنها ریشه در خیانتپیشگی و یا بلاهت شخص رضا پهلوی ندارد، اینها هست و چیزی بیشتر: گفتمان ملیگرایی ایرانی دستکم در نسخه باستانگرا – غربگرا عمیقاً از تجربه زیسته قرنها مردم ایران بیگانه است، برساختهای است جدید و بیگانه با حقیقت ایران.
Forwarded from 𝐋𝐚𝐩𝐮𝐭𝐚 // اتاق شمارهٔ ۶ (Milad)
بعد از این که نسبت خودم رو با اسرائیل به روشنی و صراحت اعلام کردم و در محکوم کردن اقداماتش از هر اما و اگری پرهیز کردم بین ١٠ تا ٢٠ نفر لفت دادن از کانال.
به نظرم شما هم همین کار رو بکنید و واکنش آدمای اطرافتون رو بسنجید. اونایی که واکنشی جز تأیید محکومیت اسرائیل داشتن حتی اگه شخص شما هم زیر یکی از موشکها بودین در بهترین حالت یک دقیقه تأسف میخورن و بعد شروع میکنن به توجیه و اما و اگر آوردن.
به نظرم شما هم همین کار رو بکنید و واکنش آدمای اطرافتون رو بسنجید. اونایی که واکنشی جز تأیید محکومیت اسرائیل داشتن حتی اگه شخص شما هم زیر یکی از موشکها بودین در بهترین حالت یک دقیقه تأسف میخورن و بعد شروع میکنن به توجیه و اما و اگر آوردن.
Forwarded from موسسه مطالعاتی تحریریه
چه اقداماتی در فضای مجازی در زمان جنگ جرم است؟
رئیس پلیس فتا فراجا:
🔹انتشار روایت های جعلی و تحریف شده درباره حملات، تعداد شهدا و مجروحان، محل حادثه و غیره، استفاده از تصاویر و ویدیو های تحریف شده،انتشار اخبار دروغ با هدف بزرگنمایی حملات رژیم صهیونیستی، پخش فیلم نامرتبط با عنوان اخبار جنگ، بازنشر اخبار دروغین خارجی، انتشار اطلاعیه های کذب مرتبط با نهادهای خاص مثل هلال احمر مبنی بر جمع آوری آذوقه و مایحتاج زندگی، انتشار لینک های آلوده جرم است و با این افراد برخورد میشود.
@tahririeh
رئیس پلیس فتا فراجا:
🔹انتشار روایت های جعلی و تحریف شده درباره حملات، تعداد شهدا و مجروحان، محل حادثه و غیره، استفاده از تصاویر و ویدیو های تحریف شده،انتشار اخبار دروغ با هدف بزرگنمایی حملات رژیم صهیونیستی، پخش فیلم نامرتبط با عنوان اخبار جنگ، بازنشر اخبار دروغین خارجی، انتشار اطلاعیه های کذب مرتبط با نهادهای خاص مثل هلال احمر مبنی بر جمع آوری آذوقه و مایحتاج زندگی، انتشار لینک های آلوده جرم است و با این افراد برخورد میشود.
@tahririeh
Forwarded from فکتپرس
- اگر در محل یا مجتمع مسکونی، پیرمرد یا پیرزنی هست که نگرانه، شما براش خرید کنید، نان و میوه و سایر مایحتاجش رو تهیه کنید.
- اگر باک ماشینتون نصفه است برای پر کردنش صف پمپبنزین رو طولانیتر نکنید.
- در آپارتمان و پارکینگ رو آهسته ببندید. بچهها به صداهای بلند حساس شدند.
- مایحتاجتون رو متعادل تامین کنید. زیاد خرید نکنید. همه چیز هست؛ مردم رو بابت مایحتاجشون نگران نکنید.
- خبرهای مجازی غیر مستند رو فوروارد نکنید. اگر کسی در گروهها منفیبافی میکنه بهش تذکر بدید.
- بهطور متناوب از خویشان و دوستان به شکل تلفنی و مجازی احوالپرسی کنید و باهاشون مهربانتر باشید.
فکتپرس را دنبال کنید :
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Delphi🏛️
به دنبال دشمن در داخل مرزهایمان نباشیم!
دشمن خارج از مرزهایمان منتظر ایستاده است...
«ج.ا» چیست و کیست؟ شخص رهبر؟ قوای سهگانه؟ بدنه اجرایی؟ اقتصاد افسار گسیخته؟ مامورین گشت ارشاد؟ ارزشی و نیروهای نظامی و انتظامی؟ قشر عظیم و قابل توجهی از مردم(یا بنا به تعبیراتی "مزدور") که چهل سال در راهپیمایی شرکت کردهاند؟ ١۴ میلیون رایدهنده "طالبانی"؟ یا تمامیشان؟؟
چیست این موجود که لاجرم باید مقصر همه چیز، همه مشکلات ضریب خورده باشد؟ نه حتی عامل جزئیترین شکوفایی کشور...
به راستی چه چیزی در ذهن برخی دوستانم باعث برچسبگزاری «شر مطلق» علیهش میشود؟
تابهحال به چراییِ ضرورتِ منطقیِ این پیشداوریهای ناواجب و روانیشان فکر کردهاند؟!
از مفیدترین آموزههای هگل برای ما مفهوم انداموارگی در جامعه(که با تعالیم اسپنسر کاملا متفاوت است! خلط نشود) و درک چیستیِ «انتزاع ناروا» بود؛ انتزاعی که به کرات در زندگی پیشاجنگیمان با آن مواجه میشدیم. در جنگ ولی تجربه قسمی اتحاد در کنار حفظ تکثر فکری و سلیقهای را داشتیم. موضوع بحث اما قبل از جنگ است! یک انتزاع... یک برچسب... یک کیسه بوکس موهومی به نام «ج.ا» برای خالی کردنِ تمامیِ بغضها و کینههای خصوصی و عمومیمان...
سادهلوحی است که با دیدن برخی تیرگی و چروکیها در گوشه و کنار یک قلب، طوری در اذهانمان آن قلب را از بدن و جامعه تجرید کنیم که گویی این قلب هیچ پیوند ارگانیک با مابقی اجزای جامعه نداشته و ندارد! گویی این به اصطلاح "چروکیها" به سایر اجزا مرتبط نبوده و ریشه در آنها ندارد بلکه ذاتی خودش است، خودی که از قضا نامتعین است...
آیا «ج.ا» یک موجودیت فاقد پشتوانه مردمی است؟ جزئی بیگانه و منفک از مردم است؟ لویی شانزدهمی است در برابر آزادیخواهان؟؟ خوب نگاه کنید که چطور مخالفانش که غالبا داعیه روشنفکری دارند هویت خودباختهشان را در تقابل کامل با این مفهومِ [همچنان] مبهم تعریف میکنند! پنداری این موجود نامتعین از رحم دینی، فکری، تاریخی و ملی جامعه "خودشان" برنیامده و این "دیگرانِ"(؟) مخالف، عضوی از آن جامعه نیستند...
دوستانِ من، مادامیکه شما توان تعین دادن به این ماهیتِ منتزع و مطلقا "تاریکِ"(؟) «ج.ا» را نداشته باشید، جنگ خیالیتان، یعنی جنگ "مردم"(؟) با "حاکمیت"(؟) ظرفیت تحقق در عالم حقایق نمییابد! بلکه در عالم انتزاع... شاید هم به عمد میخواهید این مفهوم مبهم باقی بماند؛ چراکه وقتی مرزهای دایرهوار ایده ج.ا به جماعت کثیری از مردم حصر و تعین پیدا کند، مشخص میشود که این جنگ از ابتدا هم نه جنگ مردم با حاکمیت، بلکه جنگ مردم با مردم است...
دشمن خارج از مرزهایمان منتظر ایستاده است...
«ج.ا» چیست و کیست؟ شخص رهبر؟ قوای سهگانه؟ بدنه اجرایی؟ اقتصاد افسار گسیخته؟ مامورین گشت ارشاد؟ ارزشی و نیروهای نظامی و انتظامی؟ قشر عظیم و قابل توجهی از مردم(یا بنا به تعبیراتی "مزدور") که چهل سال در راهپیمایی شرکت کردهاند؟ ١۴ میلیون رایدهنده "طالبانی"؟ یا تمامیشان؟؟
چیست این موجود که لاجرم باید مقصر همه چیز، همه مشکلات ضریب خورده باشد؟ نه حتی عامل جزئیترین شکوفایی کشور...
به راستی چه چیزی در ذهن برخی دوستانم باعث برچسبگزاری «شر مطلق» علیهش میشود؟
تابهحال به چراییِ ضرورتِ منطقیِ این پیشداوریهای ناواجب و روانیشان فکر کردهاند؟!
از مفیدترین آموزههای هگل برای ما مفهوم انداموارگی در جامعه(که با تعالیم اسپنسر کاملا متفاوت است! خلط نشود) و درک چیستیِ «انتزاع ناروا» بود؛ انتزاعی که به کرات در زندگی پیشاجنگیمان با آن مواجه میشدیم. در جنگ ولی تجربه قسمی اتحاد در کنار حفظ تکثر فکری و سلیقهای را داشتیم. موضوع بحث اما قبل از جنگ است! یک انتزاع... یک برچسب... یک کیسه بوکس موهومی به نام «ج.ا» برای خالی کردنِ تمامیِ بغضها و کینههای خصوصی و عمومیمان...
سادهلوحی است که با دیدن برخی تیرگی و چروکیها در گوشه و کنار یک قلب، طوری در اذهانمان آن قلب را از بدن و جامعه تجرید کنیم که گویی این قلب هیچ پیوند ارگانیک با مابقی اجزای جامعه نداشته و ندارد! گویی این به اصطلاح "چروکیها" به سایر اجزا مرتبط نبوده و ریشه در آنها ندارد بلکه ذاتی خودش است، خودی که از قضا نامتعین است...
آیا «ج.ا» یک موجودیت فاقد پشتوانه مردمی است؟ جزئی بیگانه و منفک از مردم است؟ لویی شانزدهمی است در برابر آزادیخواهان؟؟ خوب نگاه کنید که چطور مخالفانش که غالبا داعیه روشنفکری دارند هویت خودباختهشان را در تقابل کامل با این مفهومِ [همچنان] مبهم تعریف میکنند! پنداری این موجود نامتعین از رحم دینی، فکری، تاریخی و ملی جامعه "خودشان" برنیامده و این "دیگرانِ"(؟) مخالف، عضوی از آن جامعه نیستند...
دوستانِ من، مادامیکه شما توان تعین دادن به این ماهیتِ منتزع و مطلقا "تاریکِ"(؟) «ج.ا» را نداشته باشید، جنگ خیالیتان، یعنی جنگ "مردم"(؟) با "حاکمیت"(؟) ظرفیت تحقق در عالم حقایق نمییابد! بلکه در عالم انتزاع... شاید هم به عمد میخواهید این مفهوم مبهم باقی بماند؛ چراکه وقتی مرزهای دایرهوار ایده ج.ا به جماعت کثیری از مردم حصر و تعین پیدا کند، مشخص میشود که این جنگ از ابتدا هم نه جنگ مردم با حاکمیت، بلکه جنگ مردم با مردم است...
Forwarded from Dashti Abbas
در فرانسه و ایتالیا، حزب کمونیست در همین جهت تحول میپذیرد. غالب رأیدهندگان به این احزاب، دیگر فرارسیدن یک دموکراسی تودهای را آرزو نمیکنند. اینان در نظام چندحزبی غربی ادغام شدهاند و بههیچوجه نمیخواهند آن را از میان بردارند. در سطح اعضای حزب، تحول پیشرفت کمتری دارد ولی چند سال است که این تحول دارد سریعتر میشود. بسیاری از اعضای حزب به آزادیهای اجتماعی، به تنوع عقاید و در یک کلام به دموکراسی آزادمنش دلبستگی دارند و در پی یافتن راهی به سوی سوسیالیسم چندحزبی هستند که سرمایهداری را از بین ببرد، بیآنکه آزادمنشی سیاسی را درهم بکوبد و اینان دریافتهاند که دیگر انقلاب در کشورهای پرتوسعه ممکن نیست. ولی هنوز این مطلب را آشکارا اقرار نمیکنند و در میان خود جرات ندارند آن را به زبان آورند؛ ولی تغییر عمقی آنان امری واقعی است. مثل همیشه، تحول لغت و اصول موضوعه از تحول واقعیتها و خلقیات عقب میماند. این احزاب میخواهند مدتها پس از آنکه دیگر انقلابی نیستند، باز هم انقلابی جلوه کنند. در فرانسه و ایتالیای امروز، مخالفت حزب کمونیست، به ظاهر مخالفتی با رژیم دموکراسی آزادمنش است و در واقع ماهیت این مخالفت بیش از پیش به صورت مخالفت در رژیم درمیآید.
موریس دوورژه
اصول علم سیاست
موریس دوورژه
اصول علم سیاست
Dashti Abbas
در فرانسه و ایتالیا، حزب کمونیست در همین جهت تحول میپذیرد. غالب رأیدهندگان به این احزاب، دیگر فرارسیدن یک دموکراسی تودهای را آرزو نمیکنند. اینان در نظام چندحزبی غربی ادغام شدهاند و بههیچوجه نمیخواهند آن را از میان بردارند. در سطح اعضای حزب، تحول پیشرفت…
در کل الان جریانات چپ به سمت قرائت و شکل و شمایلی کانتی از مارکس در حال دگرگونیاند تا هگلی به جز معدود افرادی مثل ژیژک که همچنان خشونت و روحیه انقلابیشون رو حفظ کردن.
نکته دیگر اینکه جنگ فلسطین و اسرائیل یا ایران و اسرائیل رو نباید با دوگانه چپ و راست فهمش کرد! چپ و راست ثنویتی کاملا غربی و بیگانهس در نسبتش با تحولات منطقهای.
این جنگها رو در حالت کلیتر به تعبیر ساموئل هانتینگتون باید به عنوان جنگ تمدنها دید! جنگ تمدن غرب با تمدن ایرانی-اسلامی...
این جنگها رو در حالت کلیتر به تعبیر ساموئل هانتینگتون باید به عنوان جنگ تمدنها دید! جنگ تمدن غرب با تمدن ایرانی-اسلامی...
Forwarded from بیژن عبدالکریمی
اسرائیل، مظهرِ توحشِ غربی
روزگاری که «احمد فردید» غرب را به شرار «بولهبی» تشبیه می کرد و از سیمای پنهانِ فرعونیش خبر می داد، به «غرب ستیزی» متهم شد. کسی او را جدی نگرفت. این تمدن در حالی که از بهشت موهوم سخن می گوید، قلمرو دوزخ را می گستراند. کسی به اندازۀ نیکولو ماکیاولی، آن هم به صورت صاف و صریح پشت پردۀ سیاست در دوران جدید را برملا نمی کند: «بگذار زبانت از رحم و شفقت سخن گوید، اما دلت از بدی و شرارت لبریز باشد». تمدن غربی در ساحتِ کلام، آزادی، کرامت انسانی و حقوق بشر را نمایندگی می کند و در عمل، شرارت و تجاوز و کشتار به نمایش می گذارد. اسرائیل، مظهر و تجسمِ عینی توحشِ غرب در عمل است. وقتی صدراعظم آلمان می گوید: «اسرائیل کارهای کثیف را برای همۀ ما در ایران انجام میدهد»، بیانگرِ سیمای متعارض توحش غربی در عرصۀ سخن و عمل می باشد، اما چه کنیم که بسیاری از ما هنوز هم ساده لوح و خوش باورند.
https://t.me/khoraniheibat
Telegram
هیبت رستمی
تنها به نیروی پُرسایی است که می توان به درکی از صیرورت و شدن نایل شد. پرسش زهدانِ تولد مجدد و نوزایش ماست.
ارتباط https://t.me/r_heibat
ارتباط https://t.me/r_heibat
انسان هیچوقت از سلطه آزاد نمیشه فقط انتخاب میکنه تحت سلطه چی باشه.
کلام ارسطو همچنان صادقه که: انسان موجودی مقلد است.
کلام ارسطو همچنان صادقه که: انسان موجودی مقلد است.