یادداشت‌های مُعَوَّجْ
63 subscribers
73 photos
20 videos
8 files
98 links
جایی برای بالا بردن سطح کرنش و اعوجاج ذهنی
Download Telegram
Forwarded from Delphi🏛️
مفهوم شهادت رو نباید صرفا با خوانش دینی‌‌ش درک کرد
شهادت یعنی فداکاری
و مرگ فداکاری یعنی مرگ ارزش‌های اخلاقی...
مثل مرگ عشق حقیقی/اروسی در مقابل زندگی عشق شهوی/آفرودیتی
مرگ دیگر دوستی در مقابل زندگی خودخواهانه به معنای خاصش...
و بعد مخالفینش رو متهم به جهل می‌کنه؟!
خوب یادمه ایشون چقدر به حق از تاثیر زبان نوشتاری در فرهنگ و هویت ایرانی حرف می‌زد...
اصلا باورم نمیشه که چیشد الان در مقام دفاع از همچین چیز ناصحیحی دیگران رو متهم می‌کنه...
یادداشت‌های مُعَوَّجْ
خوب یادمه ایشون چقدر به حق از تاثیر زبان نوشتاری در فرهنگ و هویت ایرانی حرف می‌زد... اصلا باورم نمیشه که چیشد الان در مقام دفاع از همچین چیز ناصحیحی دیگران رو متهم می‌کنه...
تحلیل من اینه که به آزادی اجتماعی(و نه آزادی فردی و آزادی بیان در ابعاد صحیحش) چونان حق انکارناپذیر هر فرد جامعه نگاه می‌کنه.
در این صورت ای کاش هرچه سریع‌تر وارد مباحث فلسفه حقوق و نقد‌ها و چالش‌های جدی مکتب حقوق طبیعی بشه...
من همیشه سعیم این بوده که "شخص"ی رو قضاوت نکنم.(متاسفانه تو زندگی واقعیم زیاد در رسیدن به این هدف موفق نبودم...) این چنل هم صرفا به این خاطر زدم که کنش‌های اشخاص رو نقد کنم نه خود فرد رو!
مشکلی با هیچ‌کس ندارم!
پیام‌های من رو با غضب نخونید! به عنوان دوستی بخونید که تلاش می‌کنه خطا‌های دوستانش رو اصلاح کنه❤️
یادداشت‌های مُعَوَّجْ pinned «من همیشه سعیم این بوده که "شخص"ی رو قضاوت نکنم.(متاسفانه تو زندگی واقعیم زیاد در رسیدن به این هدف موفق نبودم...) این چنل هم صرفا به این خاطر زدم که کنش‌های اشخاص رو نقد کنم نه خود فرد رو! مشکلی با هیچ‌کس ندارم! پیام‌های من رو با غضب نخونید! به عنوان دوستی…»
یادداشت‌های مُعَوَّجْ
من همیشه سعیم این بوده که "شخص"ی رو قضاوت نکنم.(متاسفانه تو زندگی واقعیم زیاد در رسیدن به این هدف موفق نبودم...) این چنل هم صرفا به این خاطر زدم که کنش‌های اشخاص رو نقد کنم نه خود فرد رو! مشکلی با هیچ‌کس ندارم! پیام‌های من رو با غضب نخونید! به عنوان دوستی…
متاسفانه در جامعه الان ما جا افتاده که اگر یکی کار کسی رو مورد انتقاد قرار بده، نقدش دلالت بر قضاوت خود "شخص" می‌کنه؛ مثلا وقتی زن/مرد متاهلی وارد رابطه با فرد دیگری میشه، اگر کسی این کارش نقد کنه به چشم قضاوت خودش می‌بینه.
معمولا جوابی که میدن اینه:
– به تو چه؟ حق نداری منو قضاوت کنی!

این خلط ناشی از یکی گرفتن فعل فاعل با خود فاعله! نقد هم به فعلش هست نه خودش!

ما هممون در یک جامعه زندگی می‌کنیم و تک تک پیام‌ها، الفاظ و به طور کلی افعالمون در شکل‌گیری ذهن نسل بعد و حتی خودمون تاثیر داره. چه بهتر که مراقب این افعال و پذیرای انتقاد و تفکر منتقدانه باشیم...
خیانت همینطوری عادی‌سازی می‌شه و طبعا لطماتش رو هم جامعه و هم افرادش می‌بینند.
کومار
شهوت به‌مثابه رانه‌ی زندگی
آنان گفتند: « جان نیز همان نفس است. »
آن‌گاه بال‌های جان‌شان شکست...
که واقعا این دوگانه از قضا درسته و به همین دلیل باید مخالفش بود...
Vergangenheit²
برای هشتم مارس، روز جهانی زن معتقدم اولین مرحله و بنیادِ سرکوب و ستیز با زن با گزارۀ «"زن" چنین است و چنان نیست» آغاز می‌گردد. اگر خوب دقت کنیم، از جمهوری اسلامی تا خودِ اروپا این گزارۀ کذایی را به دلخواه خود بازنویسی کرده‌اند و به وسیلۀ آن به شیوه‌های مختلف…
می‌خوام توجه شما رو به این متن به ظاهر زیبا و خاصه تبعاتش جلب کنم.

به گزاره ترکیبی « "زن" چنین است و چنان نیست. » نگاه کنید: این گزاره شامل یک گزاره ایجابی و یک گزاره سلبی است. منفیت در گزاره دوم یک منفیت هگلی‌ست؛ یعنی گزاره سلبی‌ای که نتیجه‌ش ایجاب به "چیز" دیگری باشه مثل این که بگیم: « زن این "چیز" نیست، پس آن "چیز" است. ». ایشون باتوجه به کلیت متنش این گزاره ترکیبی رو نفی کرده و نهایتا یک تعریف کاملا سلبی(نه به معنای هگلی) از زن ارائه می‌کنه.
مشابه این تعریف رو ژولیا کریستوا، فمنیست پساساختارگرای فرانسوی از زن کرد... در نظر ایشون زن یک مفهوم "نه" گو هست؛ "نه" به هرگونه تعین برای زن. شاید خیلی‌ها از ظاهر این تعریف این‌طور نتجیه بگیرن که واو! این یعنی آزادی بی‌حد و حصر زنان در جامعه! اما واقعیت امر دقیقا برعکس این ماجراست.

در واقع ایرادی که فمنیست‌های متاخرتر ازش می‌گیرن اینه که در صورت پذیرشش، صحبت از حقوق و مفهومی به نام "زن" عبث میشه و همچنین تلاش برای احقاق این حقوق، بیهوده و پوچ...
« فمینیسم واقعی نفی مردانگی نیست، بل‌که کشف و احترام به زنانگی است. »

هر شخصی اگر منصفانه در ذهنش کندوکاو کنه متوجه میشه که حتی تصور شبح‌وار مفاهیم «زن» و «مرد» در ذهن ما متمایز صورت می‌گیرند. توجه به این «صور جزئی» متمایز خواسته یا ناخواسته ما رو به دو مفهوم کلی متمایز سوق میده. تاکید من بر «صورت جزئی» هست ازین جهت که این مفاهیم و صور مدام در حال توسعه‌‌‌اند...
این توسعه در تصور هر مفهومی صادقه، به همین خاطره که ابن سینا تعریف کامل از اشیا رو ناممکن می‌بینه. معمولا ایرادی که برخی فمنیست‌های لیبرال از این تفکیک می‌گیرند، تعمیم‌های ناروا و همگن‌سازی جامعه است ولی در جواب باید گفت همون‌طور که اشاره شد، این مفاهیم کلی ازون جهت که کلی‌اند ناکامل هم هستند و بنابراین در اینجا هیچ تقلیل‌گرایی‌ای صورت نگرفته و فقط به تفاوت این دو مفهوم تاکید شده.

باید توجه داشت که نباید به این تفاوت‌ها به نحو ارزش‌شناختی نگاه کرد‌؛ نه زن بودن زن باعث برتری این جنسیت نسبت به مرد میشه و نه برعکس. از میان انبوهی از جریان‌های فمنیستی، فقط فمنیست‌های تفاوت‌گرا به این مسئله به نحو معتدل‌تری اهمیت دادند.

با تفکیک زن و مرد، حقوق آن‌ها هم بازتعریف میشن و در این بازتعریف بایستی به دلیل تفاوت این دو جنسیت به برابری کیفی حقوق اهمیت داد تا کمّی!

برابری کمّی حقوق زن و مرد به اون صورت که فمنیست‌های لیبرال دنبالشن، ظلم در حق هم زن و هم مرد هست؛ چطور ممکنه حق زنی که توانایی حمل یک نوزاد در مدت زمان نه ماه داره با یک مرد با خصوصیات فیزیولوژیکی کاملا متفاوت، کَمّاً برابر باشه؟؟!
اساس فلسفه نادرست بودن سربازی برای خانم‌ها هم دقیقا همینه!
Forwarded from KiMiYa
یک نقل قول زیبا از رابرت فروست درباره شباهت میان تجربه زیبایی‌شناختی و تجربه دینی:

"یک شعر از سرخوشی آغاز می‌شود، اما در لحظه‌ای از اشراق به پایان می‌رسد. همان‌گونه که در تجربه دینی، شما چیزی بیش از خودتان را درمی‌یابید، در تجربه زیبایی‌شناختی نیز ناگهان حس می‌کنید که فراتر از خویش ایستاده‌اید."
از اول هم قرار نبود چنل همش انتقاد باشه.
𝐋𝐚𝐩𝐮𝐭𝐚 // اتاق شمارهٔ ۶
پیغام‌گیر: سلام. در مورد پست آخرت (درباره والدین) میخواستم بگم این روایت(که پدر و مادر وظیفشونه هر لطفی) الان چند سالیه باب شده چون در حقیقت در پاسخ به یه روایت قدیمی تر به وجود اومده. واقعیت امر اینه که ایرانیها رابطه به شدت تاکسیک و سمی ای با فرزندان و والدینشون…
هیچ ذهنی به زلالی آب نیست!

همه ما با پیش‌فرض‌هامون تجربه تفکرمون رو آغاز می‌کنیم.(این شامل من هم میشه) تنها مزیت ما انسان‌ها برای ایجاد و ارتقای منظومه فکریمون گفت‌وگو هست. چالش، انتقاد، مجادله و در نهایت امتزاج فکری. متاسفانه قاطبه نسل جدید تلگرامی از این مزیت تهی هستند... سنت‌شکنی براشون به دلیل فشار اقتصادی و القائات روانی تابو شده. هر چیزی رو می‌شکونن اِلا این بت ذهنیشون که سنت‌شکنی باشه. با این نسل نمیشه نه دیالکتیک و نه گفت‌وگو داشت.
این نسل به فرهنگ و هویت خودش بدبینه.
به تاریخ خودش بدبینه.(حتی افراد به اصطلاح ملی‌گراشون)
مواجهه این نسل با فرهنگ مدرنیته غرب بی‌اندازه منفعلانه‌س.
یگانه رانه این نسل حتی شهوت زندگی هم نیست، بل‌که خشم القائی...
چرا باید خانواده دوستی در سنت فکری‌مون رو انقدر منفی تفسیر کرد؟ چرا وابستگی و علاقه خانوادگی انقدر براشون منفوره؟؟