میشه به مقدمات و مواد خام استدلالشون حمله کرد:
مثلا کانت تحتتاثیر هیوم با تعیین محدودیتهای فکر، مفهوم علیت رو یکی از صور ذهنی تعریف کرد(این جمله از هیوم مشهور هست که در طبیعت جز توالی و تعاقب "علت"ی نمیبیند) و ازین طریق بداهت مقدمه اول رو زیر سوال برد.
کانت از علل اربعه ارسطو، فقط علت غایی رو در حکمت عملیش پذیرفت.
مثلا کانت تحتتاثیر هیوم با تعیین محدودیتهای فکر، مفهوم علیت رو یکی از صور ذهنی تعریف کرد(این جمله از هیوم مشهور هست که در طبیعت جز توالی و تعاقب "علت"ی نمیبیند) و ازین طریق بداهت مقدمه اول رو زیر سوال برد.
کانت از علل اربعه ارسطو، فقط علت غایی رو در حکمت عملیش پذیرفت.
حتی اگر ما فرض بگیریم این شکل از استدلال هم صورت و هم ماده درستی داشته باشه، بازهم نمیشه از نتیجهش به جبرگرایی رسید!
میشه علت بودن انسان در طول اراده خدا باشه:
مثلا بگیم انسان علت افعالشه و خدا هم علت انسان ولی اختیار انسان در تصمیماتش، در عرض علیت خدا تعریف نشه!
این راهحل شاید یکم سخت باشه فهمش ولی کاملا جوابه.
در تاریخ فلسفه اسلامی، اولینبار ملاصدرا بود که این نظریه بدیع حد وسط امر بین الامرین(نه جبر و نه تفویض) رو مطرح کرد.
میشه علت بودن انسان در طول اراده خدا باشه:
مثلا بگیم انسان علت افعالشه و خدا هم علت انسان ولی اختیار انسان در تصمیماتش، در عرض علیت خدا تعریف نشه!
این راهحل شاید یکم سخت باشه فهمش ولی کاملا جوابه.
در تاریخ فلسفه اسلامی، اولینبار ملاصدرا بود که این نظریه بدیع حد وسط امر بین الامرین(نه جبر و نه تفویض) رو مطرح کرد.
اول باید نشون بدید که چطور از موجودی بیشعور، یک موجود ذیشعور به وجود میاد تا با این تناقض مواجه نشید!!
کومار
"شورش شهوت هرگز بر انقلاب شهادت پیروز نخواهد شد." این گزارهای است که احتمالا توسط حامیان حکومت بر روی دیواری از شهر نگاشته شده بود. فارغ از مفاهیم "شورش" و "انقلاب"، توجهمان میبایست به دوگانهی اصلی، دوگانهی "شهوت" و "شهادت" جلب شود. ازقضا این دوگانه دوگانهی دقیقیست. رخداد ژینا واجد شهوتِ زنانگی، زندگی و آزادی است. اصلا شهوت خود رانهی زندگیست:
یادداشتهای مُعَوَّجْ
Photo
برداشت شهید آوینی از متافیزیک غربی کاملا درست بوده!
البته اینکه ایشون اروس رو مظهر شهوت و آزادی میدونه هم اشتباهه!
حتی در یونان باستان اروس مظهر عشق روانیه تا شهوی و اون جوری که از سیاق متنش برمیاد، این لقب بیشتر برازنده آفرودیت هست...
پی نوشت: واقعا افسانه ها بازتابکننده وجهی از حقیقت هستند... آفرودیت همواره با کمربندش، مردان سست عنصر و ضعیف را فریب میدهد...
حتی در یونان باستان اروس مظهر عشق روانیه تا شهوی و اون جوری که از سیاق متنش برمیاد، این لقب بیشتر برازنده آفرودیت هست...
پی نوشت: واقعا افسانه ها بازتابکننده وجهی از حقیقت هستند... آفرودیت همواره با کمربندش، مردان سست عنصر و ضعیف را فریب میدهد...
Forwarded from Delphi🏛️
مفهوم شهادت رو نباید صرفا با خوانش دینیش درک کرد
شهادت یعنی فداکاری
و مرگ فداکاری یعنی مرگ ارزشهای اخلاقی...
مثل مرگ عشق حقیقی/اروسی در مقابل زندگی عشق شهوی/آفرودیتی
مرگ دیگر دوستی در مقابل زندگی خودخواهانه به معنای خاصش...
شهادت یعنی فداکاری
و مرگ فداکاری یعنی مرگ ارزشهای اخلاقی...
مثل مرگ عشق حقیقی/اروسی در مقابل زندگی عشق شهوی/آفرودیتی
مرگ دیگر دوستی در مقابل زندگی خودخواهانه به معنای خاصش...
دوزخ امّا سرد
و جالبتر اینه از طرف بخش بزرگی از مردم تشویق هم میشه این! چهقدر جهل آخه؟ چرا فکر میکنید چون از یه چیزی خوشتون نمیآد برخورد امنیتی باهاش درسته؟ اگر بین توبیخ گالیله در قرن ۱۷ میلادی و وینی در قرن ۲۱ تفاوتی ماهوی قائلید اصلاً سازوکار سیاست مدرن رو نفهمیدید.
چرا برخورد با یک کنش اجتماعی مثل بلایند دیت که کاملا به فرهنگ و هویت خانواده ایرانی تاثیر اخلاقی منفی میذاره رو به سلیقه شخصی و احساسات تقلیل میدن؟
مثال گالیله هم قیاس مع الفارق هست.
مثال گالیله هم قیاس مع الفارق هست.
خوب یادمه ایشون چقدر به حق از تاثیر زبان نوشتاری در فرهنگ و هویت ایرانی حرف میزد...
اصلا باورم نمیشه که چیشد الان در مقام دفاع از همچین چیز ناصحیحی دیگران رو متهم میکنه...
اصلا باورم نمیشه که چیشد الان در مقام دفاع از همچین چیز ناصحیحی دیگران رو متهم میکنه...
یادداشتهای مُعَوَّجْ
خوب یادمه ایشون چقدر به حق از تاثیر زبان نوشتاری در فرهنگ و هویت ایرانی حرف میزد... اصلا باورم نمیشه که چیشد الان در مقام دفاع از همچین چیز ناصحیحی دیگران رو متهم میکنه...
تحلیل من اینه که به آزادی اجتماعی(و نه آزادی فردی و آزادی بیان در ابعاد صحیحش) چونان حق انکارناپذیر هر فرد جامعه نگاه میکنه.
در این صورت ای کاش هرچه سریعتر وارد مباحث فلسفه حقوق و نقدها و چالشهای جدی مکتب حقوق طبیعی بشه...
در این صورت ای کاش هرچه سریعتر وارد مباحث فلسفه حقوق و نقدها و چالشهای جدی مکتب حقوق طبیعی بشه...
یادداشتهای مُعَوَّجْ
تعلیق این اراده آزاد و استناد فعل انسان به طبیعت منجر به شکلگیری تعارضی هم میشه! فرآیند طبیعی قیاس منطقی نیست که بشه «آگاهی» و «اندیشه» انسان رو به اون نسبت داد! طبیعت خودش نهایتا با گذر از دروازهای به نام «ذهن» درک میشه. اگر این موضوع رو بالعکس فهمید،…
دقیقا بهخاطر همین موضوع هست که هگل میگه:
« اسپینوزا جهان رو نفی کرد! »
هگل اسپینوزا رو کاملا در قامت یک ایدئالیست میدید.
« اسپینوزا جهان رو نفی کرد! »
هگل اسپینوزا رو کاملا در قامت یک ایدئالیست میدید.
من همیشه سعیم این بوده که "شخص"ی رو قضاوت نکنم.(متاسفانه تو زندگی واقعیم زیاد در رسیدن به این هدف موفق نبودم...) این چنل هم صرفا به این خاطر زدم که کنشهای اشخاص رو نقد کنم نه خود فرد رو!
مشکلی با هیچکس ندارم!
پیامهای من رو با غضب نخونید! به عنوان دوستی بخونید که تلاش میکنه خطاهای دوستانش رو اصلاح کنه❤️
مشکلی با هیچکس ندارم!
پیامهای من رو با غضب نخونید! به عنوان دوستی بخونید که تلاش میکنه خطاهای دوستانش رو اصلاح کنه❤️
یادداشتهای مُعَوَّجْ pinned «من همیشه سعیم این بوده که "شخص"ی رو قضاوت نکنم.(متاسفانه تو زندگی واقعیم زیاد در رسیدن به این هدف موفق نبودم...) این چنل هم صرفا به این خاطر زدم که کنشهای اشخاص رو نقد کنم نه خود فرد رو! مشکلی با هیچکس ندارم! پیامهای من رو با غضب نخونید! به عنوان دوستی…»
یادداشتهای مُعَوَّجْ
من همیشه سعیم این بوده که "شخص"ی رو قضاوت نکنم.(متاسفانه تو زندگی واقعیم زیاد در رسیدن به این هدف موفق نبودم...) این چنل هم صرفا به این خاطر زدم که کنشهای اشخاص رو نقد کنم نه خود فرد رو! مشکلی با هیچکس ندارم! پیامهای من رو با غضب نخونید! به عنوان دوستی…
متاسفانه در جامعه الان ما جا افتاده که اگر یکی کار کسی رو مورد انتقاد قرار بده، نقدش دلالت بر قضاوت خود "شخص" میکنه؛ مثلا وقتی زن/مرد متاهلی وارد رابطه با فرد دیگری میشه، اگر کسی این کارش نقد کنه به چشم قضاوت خودش میبینه.
معمولا جوابی که میدن اینه:
– به تو چه؟ حق نداری منو قضاوت کنی!
این خلط ناشی از یکی گرفتن فعل فاعل با خود فاعله! نقد هم به فعلش هست نه خودش!
ما هممون در یک جامعه زندگی میکنیم و تک تک پیامها، الفاظ و به طور کلی افعالمون در شکلگیری ذهن نسل بعد و حتی خودمون تاثیر داره. چه بهتر که مراقب این افعال و پذیرای انتقاد و تفکر منتقدانه باشیم...
معمولا جوابی که میدن اینه:
– به تو چه؟ حق نداری منو قضاوت کنی!
این خلط ناشی از یکی گرفتن فعل فاعل با خود فاعله! نقد هم به فعلش هست نه خودش!
ما هممون در یک جامعه زندگی میکنیم و تک تک پیامها، الفاظ و به طور کلی افعالمون در شکلگیری ذهن نسل بعد و حتی خودمون تاثیر داره. چه بهتر که مراقب این افعال و پذیرای انتقاد و تفکر منتقدانه باشیم...
خیانت همینطوری عادیسازی میشه و طبعا لطماتش رو هم جامعه و هم افرادش میبینند.
کومار
شهوت بهمثابه رانهی زندگی
آنان گفتند: « جان نیز همان نفس است. »
آنگاه بالهای جانشان شکست...
آنگاه بالهای جانشان شکست...