یادداشت‌های مُعَوَّجْ
63 subscribers
73 photos
20 videos
8 files
98 links
جایی برای بالا بردن سطح کرنش و اعوجاج ذهنی
Download Telegram
این باعث میشه دوستان غنی‌نژادیمون که مدام از اقتصاد آزاد در کنار حفظ ارزش‌های ملی در ایران حرف می‌زنن، خنده‌دار بشن. سرمایه‌داری جهانی در تقابل کامل با ایران به عنوان یک کشور خوداِتکا(و نه حتی خودکفا!) تعریف میشه.
سرمایه‌داری با اعمال قدرت و القای محصولات فرهنگی چند جهته خودش دو چیز رو تخریب می‌کنه:
گفتمان‌های رقیبش
فرهنگ‌های محلی
ساده لوحیه اگر فکر کنید افراد در جامعه آزاد فرضیمون واقعا آزادن! سرمایه‌داری ذائقه مردم رو کنترل می‌کنه و واقعیت امر هم همینه؛ مردم در انتخاب کنش‌هاشون در بستر اجتماع آزادی چندانی ندارن...
پشت این ترکیب کیوت «آزادی اجتماعی» کارزاری خونین از گفتمان‌ها به نفع سرمایه‌دارها راه افتاده...
فکت تلخی که باید درباره طرفداران افراطی بازار آزاد بگم و قطعا خوششون نخواهد آمد اینه که این عزیزان آیرونیک‌وار با مارکسیست‌ها تلاقی فکری دارن! منتها این‌ها باواسطه سرمایه و مارکسیست‌ها بدون وساطتش...
این‌ها هواخواه گذار نرم و اون‌ها هواخواه عمل انقلابی...
اصالت دادن به اقتصاد و سود و زیان مفاهیم رو از معناش تهی می‌کنه؛ خواه لیبرالیسم باشه خواه مارکسیسم...
مفاهیمی مثل محبت، عشق و خانواده...
و عامل اصلی سیطره نهیلیسم در عصر مدرن هم همینه!
یک‌بار برای همیشه می‌گم:
من خودم رو اصلا با مختصات سیاسی مدرن(چپ و راست) تعریف نمی‌کنم و کاملا علیه‌ش هستم!
برای من استفاده از تاکتیک‌ها و ابزارهای مدرن چپ‌ها(انقلاب و گفتمان‌سازی و...) فقط علیه خود مدرنیته و ارزش‌هاش توجیه پذیره نه مثل مارکسیست‌ها در خدمتش!
یادداشت‌های مُعَوَّجْ
شاید خیلی‌هاتون فکر می‌کردید راست محافظه‌کارم ولی من مدرنیته‌ستیزم و طرفدار شیفت پارادایمی.
بسیار جالب!
چرا فکر می‌کنن هرکی با عقلانیت مدرن در جامعه‌شناسی مخالفت کنه، ارتجاعیه؟!
این در خصوص نازی‌ها! درباره کمونیست‌ها هم استفاده حداکثری از اردوگاه به اندازه کافی شناخته‌ شده هست که لازم به یادآوری نباشه...
در واقع کمونیست‌ها سعی می‌کردن سلسله مراتب دیوان سالاری رو حذف کنن و برای این‌کار مجبور شدن اقتدار سیاسی و دیکتاتوری جهت نظارت ایجاد کنن...
لیبرال‌دموکرات‌ها هم باید بیان نسل‌کشی اسرائیل رو ماله‌کشی کنن که با وجود ساختار «دموکراتیک»‌ش همچین حجمی از قساوت و کشتار راه انداخته...
تجربه نشون داده نگاه فرمالیستی صرف به جامعه، ضرورتا نتایج خوبی رو عایدمون نمی‌کنه...
مدرنیته و تک تک ارزش‌هاش در حال مرگه و کسی که اینو نفهمیده، ارتجاعی و نفهم واقعیه...
باید ازین پارادایم نحس گذر کرد...
چیزی نزدیک به یک قرن و اندی از مرگ خدای نیچه می‌گذره و امروز شاهد مرگ ابر انسان نیچه‌ایم...
من خودم رو در تاریخ جهان در یک نقطه عطف تاریخی می‌بینم ولی نه در تاریخ ایران.
یادداشت‌های مُعَوَّجْ
من خودم رو در تاریخ جهان در یک نقطه عطف تاریخی می‌بینم ولی نه در تاریخ ایران.
نقطه عطفی که سرنوشتش به جنگ فلسطین و اسرائیل گره خورده...
شکست اسرائیل معادل است با شکست هژمونی متافیزیک غربی...
یادداشت‌های مُعَوَّجْ
متافیزیک غربی.
این رو هم به عنوان حسن ختام بگم که منظورم از متافیزیک غربی، جهانی‌بینی‌ نیچه‌ای هست.
بعد از نیچه، هایدگر در فلسفه غرب نیچه رو از یک هنرمند فیلسوف صرف، به متافیزیکینی قهار تبدیل کرد...
شکست اسرائیل معادل است با پایان جهان نیچه‌ای...
با همه پنهانیش هست در اعیان عیان

با همه بی‌رنگیش در همه زو رنگ و پوست...

حکیم سبزواری
چیست این "وجود" که در عین ناپیدایی‌ش، خودپیداترین مفهوم است؟
یاد هایدگر افتادم چرا؟
یادداشت‌های مُعَوَّجْ
با همه پنهانیش هست در اعیان عیان با همه بی‌رنگیش در همه زو رنگ و پوست... حکیم سبزواری
تصور کنید که قوام وجودتون به همین هوایی وابسته‌س که نه دیده میشه و هیچ حضورش هم حس نمی‌کنید...
این مثالم هم وجه تشابه داره و هم وجه افتراق، شما به تشابهاتش توجه کنید.
آفتاب آمد دلیل آفتاب...
به خاطر داشته باشید حقیقت همواره دشمن آزادی‌ست...