Forwarded from مجله موازی
📚 پیشنهاد چند کتاب علم و دین برای نمایشگاه کتاب
🔍 پایان عصر اکتشاف
✍️ راسل استانارد | ترجمه امیرمسعود جهانبین
🧠 اراده آزاد و چالشهای علمی و فلسفی معاصر
✍️ روزبه زارع و همکاران
🌌 فیزیک خداباوری
✍️ جفری کوپرسکی | ترجمه امیرمسعود جهانبین
🧬 معجزه سلول
✍️ مایکل دنتون | ترجمه اعظم خرام
🌍 سیارهی خداوند
✍️ اوون گینگریچ | ترجمه دکتر میثم توکلیبینا
#معرفی_کتاب
➖➖➖➖
🆔 @mowazi_mag | مسیرهایموازیپیرامونما
وبسایت | اینستاگرام | پادکست
🔍 پایان عصر اکتشاف
✍️ راسل استانارد | ترجمه امیرمسعود جهانبین
این کتاب برای مخاطبانی مناسب است که به فلسفه علم، مرزهای دانش بشری و رابطه میان علم و سایر حوزههای معرفت علاقهمند هستند. استانارد خوانندگان را به تأملی عمیق درباره ماهیت دانش، محدودیتهای روش علمی و معنای جستجوی بشر برای درک جهان دعوت میکند. پذیرش محدودیتهای دانش علمی، به معنای کنار گذاشتن علم نیست، بلکه درکی واقعبینانهتر از آنچه علم میتواند به ما بگوید و آنچه ممکن است فراتر از دسترس ما باشد. فصلی از پادکست رادیو موازی بر اساس این کتاب تهیه شده که میتوانید آن را از لینک دریافت کنید.🎧 فصلی از رادیو موازی هم بر اساس این کتاب ساخته شده که میتوانید از اینجا گوش کنید.
🧠 اراده آزاد و چالشهای علمی و فلسفی معاصر
✍️ روزبه زارع و همکاران
کتاب “اراده آزاد و چالشهای علمی و فلسفی معاصر” اثر مشترک روزبه زارع، جمال کدخداپور، نیما نریمانی و نیلوفر شاهیننیا، به یکی از پیچیدهترین و حلنشدهترین مسائل فلسفی میپردازد. نویسندگان با رویکردی جامع، چالشهای پیش روی مفهوم اراده آزاد را در بستر علمی و فلسفی معاصر بررسی میکنند و نشان میدهند چگونه این مفهوم با مقبولات تفکر بشر در چالش است، اما همزمان نمیتوان آن را از زیست عقلانی و عملی انسان جدا کرد.
این کتاب برای دانشجویان و علاقهمندان به فلسفه ذهن، فلسفه علم، علوم شناختی و مباحث میانرشتهای مناسب است. خوانندگان با مطالعه شش فصل کتاب، با مباحثی چون جبر فلسفی، برهان پیامد، برهان شانس، چالشهای علمگرایانه، علیت ذهنی و بستار فیزیکی، و مفهوم کنشگری آشنا میشوند. نویسندگان با زبانی دقیق اما قابل فهم، تلاش کردهاند مسیری روشن برای درک این مفهوم پیچیده و چالشهای آن در دنیای معاصر ترسیم کنند.
🌌 فیزیک خداباوری
✍️ جفری کوپرسکی | ترجمه امیرمسعود جهانبین
این کتاب برای مخاطبانی مناسب است که به رابطه میان علم و دین، فلسفه فیزیک و مباحث میانرشتهای علاقهمند هستند. کوپرسکی استدلال میکند که قلمرو بحثهای علم و دین نه در حوزه علم محض و نه در حوزه دین محض، بلکه در عرصه فلسفه علم قرار دارد. او با بررسی هفت موضوع کلیدی، از مقدمات رابطه علم و دین گرفته تا مباحث پیچیدهتر مانند فروکاهش و پیدایش، تلاش میکند ابزارهای فلسفه علم را برای پژوهشگران دین، الهیات و فلسفه دین معرفی کند.
🧬 معجزه سلول
✍️ مایکل دنتون | ترجمه اعظم خرام
این کتاب برای علاقهمندان به زیستشناسی سلولی، بیوشیمی، فلسفه زیستشناسی و مباحث مرتبط با طراحی هوشمند مناسب است. دنتون که خود آگنوستیک (لاادری) است، با رویکردی علمی استدلال میکند که تناسب دقیق طبیعت برای حیات سلولی نشاندهنده نوعی طراحی است. کتاب در هشت فصل، از معرفی سلول شگفتانگیز تا بررسی اتمهای برگزیده، مارپیچ دوتایی DNA، تأمین انرژی سلول، نقش فلزات در زیستشناسی و در نهایت طرح اصلی آغازین حیات را بررسی میکند.
🌍 سیارهی خداوند
✍️ اوون گینگریچ | ترجمه دکتر میثم توکلیبینا
این کتاب برای مخاطبانی مناسب است که به تاریخ علم، فلسفه علم و رابطه میان علم و باورهای دینی علاقهمند هستند و به خصوص برای شروع مطالعه در این حوزههای میانرشتهای گزینهای بسیار مناسب است. گینگریچ که خود یک مسیحی متعهد است، با بررسی همپوشانی دستگاههای مرجعیت مختلف در طول تاریخ علم، نشان میدهد که علم هرگز کاملاً عاری از نظرات شخصی و اعتقادات نبوده است. او در نهایت استدلال میکند که ثابتهای فیزیکی به گونهای تنظیم شدهاند که حیات هوشمند در جهان به وجود آید. فصلی از رادیو موازی نیز به این کتاب اختصاص پیدا کرده که میتوانید از این لینک آن را بشنوید.🎧 رادیو موازی فصلی هم به این کتاب اختصاص داده که میتوانید از اینجا بشنوید.
#معرفی_کتاب
➖➖➖➖
🆔 @mowazi_mag | مسیرهایموازیپیرامونما
وبسایت | اینستاگرام | پادکست
از مشاهدات جدیدم پیرامون آدما، به این کشف تازه و جالب رسیدم که مردم هرکدوم با عینکهایی به دیگران نگاه میکنن.
بلکه ظاهر آدما در نسبتش با اون عینک هست که این زیبایی رو به شخص تزریق میکنه...
و بعد این زیبایی توقعاتشون رو مدام و به صورت فزایندهای از شخص "زیبا" بالا میبره و با مشاهده نقصان از تصورات ساختگیشون ناامید میشن.
یادداشتهای مُعَوَّجْ
Video
به نظرم این ویدئو ارزش چندین بار دیدن رو داره.
ما با سرمایهداریای طرفیم که داره در سطحی فراملی بازیگری میکنه و با سرمایهداریای که نقش نهاد ملی رو مدام تضعیف میکنه.
ما با سرمایهداریای طرفیم که داره در سطحی فراملی بازیگری میکنه و با سرمایهداریای که نقش نهاد ملی رو مدام تضعیف میکنه.
این باعث میشه دوستان غنینژادیمون که مدام از اقتصاد آزاد در کنار حفظ ارزشهای ملی در ایران حرف میزنن، خندهدار بشن. سرمایهداری جهانی در تقابل کامل با ایران به عنوان یک کشور خوداِتکا(و نه حتی خودکفا!) تعریف میشه.
سرمایهداری با اعمال قدرت و القای محصولات فرهنگی چند جهته خودش دو چیز رو تخریب میکنه:
گفتمانهای رقیبش
فرهنگهای محلی
سرمایهداری با اعمال قدرت و القای محصولات فرهنگی چند جهته خودش دو چیز رو تخریب میکنه:
گفتمانهای رقیبش
فرهنگهای محلی
ساده لوحیه اگر فکر کنید افراد در جامعه آزاد فرضیمون واقعا آزادن! سرمایهداری ذائقه مردم رو کنترل میکنه و واقعیت امر هم همینه؛ مردم در انتخاب کنشهاشون در بستر اجتماع آزادی چندانی ندارن...
پشت این ترکیب کیوت «آزادی اجتماعی» کارزاری خونین از گفتمانها به نفع سرمایهدارها راه افتاده...
پشت این ترکیب کیوت «آزادی اجتماعی» کارزاری خونین از گفتمانها به نفع سرمایهدارها راه افتاده...
فکت تلخی که باید درباره طرفداران افراطی بازار آزاد بگم و قطعا خوششون نخواهد آمد اینه که این عزیزان آیرونیکوار با مارکسیستها تلاقی فکری دارن! منتها اینها باواسطه سرمایه و مارکسیستها بدون وساطتش...
اینها هواخواه گذار نرم و اونها هواخواه عمل انقلابی...
اینها هواخواه گذار نرم و اونها هواخواه عمل انقلابی...
اصالت دادن به اقتصاد و سود و زیان مفاهیم رو از معناش تهی میکنه؛ خواه لیبرالیسم باشه خواه مارکسیسم...
مفاهیمی مثل محبت، عشق و خانواده...
و عامل اصلی سیطره نهیلیسم در عصر مدرن هم همینه!
مفاهیمی مثل محبت، عشق و خانواده...
و عامل اصلی سیطره نهیلیسم در عصر مدرن هم همینه!
یکبار برای همیشه میگم:
من خودم رو اصلا با مختصات سیاسی مدرن(چپ و راست) تعریف نمیکنم و کاملا علیهش هستم!
برای من استفاده از تاکتیکها و ابزارهای مدرن چپها(انقلاب و گفتمانسازی و...) فقط علیه خود مدرنیته و ارزشهاش توجیه پذیره نه مثل مارکسیستها در خدمتش!
من خودم رو اصلا با مختصات سیاسی مدرن(چپ و راست) تعریف نمیکنم و کاملا علیهش هستم!
برای من استفاده از تاکتیکها و ابزارهای مدرن چپها(انقلاب و گفتمانسازی و...) فقط علیه خود مدرنیته و ارزشهاش توجیه پذیره نه مثل مارکسیستها در خدمتش!
یادداشتهای مُعَوَّجْ
یکبار برای همیشه میگم: من خودم رو اصلا با مختصات سیاسی مدرن(چپ و راست) تعریف نمیکنم و کاملا علیهش هستم! برای من استفاده از تاکتیکها و ابزارهای مدرن چپها(انقلاب و گفتمانسازی و...) فقط علیه خود مدرنیته و ارزشهاش توجیه پذیره نه مثل مارکسیستها در خدمتش!
شاید خیلیهاتون فکر میکردید راست محافظهکارم ولی من مدرنیتهستیزم و طرفدار شیفت پارادایمی.
یادداشتهای مُعَوَّجْ
شاید خیلیهاتون فکر میکردید راست محافظهکارم ولی من مدرنیتهستیزم و طرفدار شیفت پارادایمی.
بسیار جالب!
چرا فکر میکنن هرکی با عقلانیت مدرن در جامعهشناسی مخالفت کنه، ارتجاعیه؟!
این در خصوص نازیها! درباره کمونیستها هم استفاده حداکثری از اردوگاه به اندازه کافی شناخته شده هست که لازم به یادآوری نباشه...
در واقع کمونیستها سعی میکردن سلسله مراتب دیوان سالاری رو حذف کنن و برای اینکار مجبور شدن اقتدار سیاسی و دیکتاتوری جهت نظارت ایجاد کنن...
چرا فکر میکنن هرکی با عقلانیت مدرن در جامعهشناسی مخالفت کنه، ارتجاعیه؟!
این در خصوص نازیها! درباره کمونیستها هم استفاده حداکثری از اردوگاه به اندازه کافی شناخته شده هست که لازم به یادآوری نباشه...
در واقع کمونیستها سعی میکردن سلسله مراتب دیوان سالاری رو حذف کنن و برای اینکار مجبور شدن اقتدار سیاسی و دیکتاتوری جهت نظارت ایجاد کنن...
لیبرالدموکراتها هم باید بیان نسلکشی اسرائیل رو مالهکشی کنن که با وجود ساختار «دموکراتیک»ش همچین حجمی از قساوت و کشتار راه انداخته...
تجربه نشون داده نگاه فرمالیستی صرف به جامعه، ضرورتا نتایج خوبی رو عایدمون نمیکنه...
مدرنیته و تک تک ارزشهاش در حال مرگه و کسی که اینو نفهمیده، ارتجاعی و نفهم واقعیه...
مدرنیته و تک تک ارزشهاش در حال مرگه و کسی که اینو نفهمیده، ارتجاعی و نفهم واقعیه...
یادداشتهای مُعَوَّجْ
به عنوان آخرین نقدم از آقای مرتضی و رجایی میپرسم که پاسخ این عزیزان به چرایی ضرورت نگاه ارزششناختی به فرهنگ مدرنیته چیست؟ در فلسفه جدید غرب که خود چیستی "ارزش" زیر سواله چرا باید تنها افق دید ما مدرنیته و ارزشهاش باشه؟؟ مدرنیتهای که بارها معناباختگیش…
از تمام حرفهام و مقدمات میخواستم به این نتیجه برسم که:
لیبرالیسم، کمونیسم، نازیسم و فاشیسم تمامی هیولاهایی در اَشکال مختلفن.
لیبرالیسم، کمونیسم، نازیسم و فاشیسم تمامی هیولاهایی در اَشکال مختلفن.
چیزی نزدیک به یک قرن و اندی از مرگ خدای نیچه میگذره و امروز شاهد مرگ ابر انسان نیچهایم...
من خودم رو در تاریخ جهان در یک نقطه عطف تاریخی میبینم ولی نه در تاریخ ایران.
یادداشتهای مُعَوَّجْ
من خودم رو در تاریخ جهان در یک نقطه عطف تاریخی میبینم ولی نه در تاریخ ایران.
نقطه عطفی که سرنوشتش به جنگ فلسطین و اسرائیل گره خورده...
شکست اسرائیل معادل است با شکست هژمونی متافیزیک غربی...
شکست اسرائیل معادل است با شکست هژمونی متافیزیک غربی...