اشتباه است اگر فکر میکنید در فلسفه جدید قارهای با چیز بدیعی مواجه هستیم...
نسبیت همان نسبیت پروتاگوراسی و سوفسطایی است که از خاکستر برون آمده، به ردای «معاصر» ملبس و غالب میشود...
نسبیت همان نسبیت پروتاگوراسی و سوفسطایی است که از خاکستر برون آمده، به ردای «معاصر» ملبس و غالب میشود...
یادداشتهای مُعَوَّجْ
اشتباه است اگر فکر میکنید در فلسفه جدید قارهای با چیز بدیعی مواجه هستیم... نسبیت همان نسبیت پروتاگوراسی و سوفسطایی است که از خاکستر برون آمده، به ردای «معاصر» ملبس و غالب میشود...
فلاسفه جدید قارهای چه کسانی هستند؟
در واقع این «جزماندیشی منفی» را امثال
هایدگر با پدیدارشناسی
گادامر با هرمنوتیک
دریدا با گرامر
لکان با روانشناسی
دلوز با مفهوم "ریزوم"(rhizome)
فوکو با تاریخ
و لیوتار و بودریار با جامعهشناسی
سعی کردند به ما بقبولانند...
در واقع این «جزماندیشی منفی» را امثال
هایدگر با پدیدارشناسی
گادامر با هرمنوتیک
دریدا با گرامر
لکان با روانشناسی
دلوز با مفهوم "ریزوم"(rhizome)
فوکو با تاریخ
و لیوتار و بودریار با جامعهشناسی
سعی کردند به ما بقبولانند...
یا در فلاسفه تحلیلی، ویتگنشتاین با زبانشناسی
و در اهالی علم، بور با فیزیک کوانتوم(یکی از تفاسیرش نه اینکه با روششناسی علمی تایید شده باشه)
و در اهالی علم، بور با فیزیک کوانتوم(یکی از تفاسیرش نه اینکه با روششناسی علمی تایید شده باشه)
من برای تمام این بزرگواران احترامی بیاندازه قائلم(علی الخصوص ویتگنشتاین) ولی اغلب در این باغ وحش مجازی مشاهده میکنم که مزین شدن متون به اسامی این عزیزان بیشتر از خود "فلسفه" و روحیه حقیقتطلبی، به فلسفه اعتبار میدهد... فلسفه این است؟؟
فلسفه در نظرشان به سرگرمیای بزک کرده چونان نوجوانی که پرسیده باشد: نظرتان درباره این تابلوی مقدس(که منظور جنابشان دلوز باشد) چیست؟ یا نظرتان درباره این زباله کشکول نویس(ملاصدرا)؟
پاسخها پیشاپیش در سوالهایشان نفهتهست... ای کاش بدانند با امعان نظرشان، بیش از آنکه فلسفه را متعالی کنند، زیر سم تعصباتشان له میشود...
فلسفه در نظرشان به سرگرمیای بزک کرده چونان نوجوانی که پرسیده باشد: نظرتان درباره این تابلوی مقدس(که منظور جنابشان دلوز باشد) چیست؟ یا نظرتان درباره این زباله کشکول نویس(ملاصدرا)؟
پاسخها پیشاپیش در سوالهایشان نفهتهست... ای کاش بدانند با امعان نظرشان، بیش از آنکه فلسفه را متعالی کنند، زیر سم تعصباتشان له میشود...
یادداشتهای مُعَوَّجْ
فلاسفه جدید قارهای چه کسانی هستند؟ در واقع این «جزماندیشی منفی» را امثال هایدگر با پدیدارشناسی گادامر با هرمنوتیک دریدا با گرامر لکان با روانشناسی دلوز با مفهوم "ریزوم"(rhizome) فوکو با تاریخ و لیوتار و بودریار با جامعهشناسی سعی کردند به ما بقبولانند...
دوستان عزیزم گاهی سعی میکنن با سواستفاده از ترکیب «فلسفه پستمدرن» به رویکرد این متفکران اعتبار بدن. این در حالی هست که همچین تفکیکی اصلا در فلسفه به شکل معناداری و طوریکه به اجماع رسیده شده باشه، صورت نگرفته!(حتی اگر صورت هم میگرفت، چگونه و با چه منطقی ارزش میآفرید؟) تفکیک هنر مدرن و پستمدرن اما تفکیکی پذیرفته شدهس.
برای بهتر رسوندن منظورم مثلثی رو در ذهنتون ترسیم کنید. اسم یک راس این مثلث رو خدا بذارید، راس دیگر طبیعت و راس آخر سوژه. در فلسفه به هرکدوم ازین رئوس و نسبتشون به طرق مختلقی پرداخته میشه. در واقع در منحنی تاریخ فلسفه، متفکران ابتدا به یکی ازین رئوس معطوف میشدند و بعد مابقی رئوس رو تحت لوای اون راس متمرکز بازتعریف میکردند؛ مثلا در دوران باستان، طبیعت و نظمش در نگاه یونانیها غلبه پیدا میکنه و سر همین عمده مسائلشون کیهانشناسی هست. محرک لایتحرک ارسطو بیشتر به یک خدای دئیستیک شبیه است تا دینی! در دوره میانی ولی خدا محوریت پیدا میکنه و به تبعش الهیات. در نهایت در دوران مدرن، سوژگی دکارتی-کانتی و به تبعش انسان ارزش آفرین و اومانیسم...
پس با این مقدمات میشه فلسفه رو با لحاظ تاریخش به سه قسم تقسیم کرد:
باستان
میانی
مدرن
پس با این مقدمات میشه فلسفه رو با لحاظ تاریخش به سه قسم تقسیم کرد:
باستان
میانی
مدرن
حال برای این گروه از متفکرین به دلیل ساختارشکنی و نسبیگرایی افراطیشون، لفظ «پست مدرن» رو با تسامح حمل میکنن و نه اینکه فصل جدیدی رو در مثلث فلسفهمون آغاز کرده باشند!
مثلا در نگاه این اندیشمندان، سوژه آگاه و "هستنده" دکارت به یک «میدان استعلایی»(نه سوژه استعلایی) بدل میشه یا در افراطیترینشون که لکان باشه اساس "خود" زیرسوال میره. ایشون با این استدلال که کودک تا قبل از فهم زبان، هیچ درکی از "خود"ش نداره، موجودیت با ثباتی به نام "خود" رو منکر میشه.
اما حرف این است که در این نگاه هم باز سوژه، محور است! منتها به جای سوژه "متافیزیکی" دکارت یا سوژه "استعلایی" کانت، سوژه جدید جایگزین و مسبب تعریف شدنش در ذیل فلسفه مدرن میشود...
مثلا در نگاه این اندیشمندان، سوژه آگاه و "هستنده" دکارت به یک «میدان استعلایی»(نه سوژه استعلایی) بدل میشه یا در افراطیترینشون که لکان باشه اساس "خود" زیرسوال میره. ایشون با این استدلال که کودک تا قبل از فهم زبان، هیچ درکی از "خود"ش نداره، موجودیت با ثباتی به نام "خود" رو منکر میشه.
اما حرف این است که در این نگاه هم باز سوژه، محور است! منتها به جای سوژه "متافیزیکی" دکارت یا سوژه "استعلایی" کانت، سوژه جدید جایگزین و مسبب تعریف شدنش در ذیل فلسفه مدرن میشود...
یادداشتهای مُعَوَّجْ
دوستان عزیزم گاهی سعی میکنن با سواستفاده از ترکیب «فلسفه پستمدرن» به رویکرد این متفکران اعتبار بدن. این در حالی هست که همچین تفکیکی اصلا در فلسفه به شکل معناداری و طوریکه به اجماع رسیده شده باشه، صورت نگرفته!(حتی اگر صورت هم میگرفت، چگونه و با چه منطقی…
من هیچوقت ضرورت نگاه خطی به تاریخ فلسفه رو درک نکردم.
یادداشتهای مُعَوَّجْ
از تاریخ، فلسفه و مفاهیم غربی بیاموزیم ولی در زمین این مفاهیم بازی نکنیم... گاهی وقتها یک انسان به ظاهر آزاد اما در باطن تا مغز استخون اسیر میشه...
در قدیم گمان میکردیم که انسان غربی به دنبال سلطه بر کشورمان است اما حال نیک میفهمیم از ابتدا هم این کشورها نبودند که مستعمره غربیها میشدند، بلکه اذهان...
این عکس رو یکی از دوستانم(علیرضا) برای من ارسال کرد.
چیزی که ترجیح میدهم اسمش رو تقارن پارادایمیک غزالی و هیوم بذارم.
چیزی که ترجیح میدهم اسمش رو تقارن پارادایمیک غزالی و هیوم بذارم.
یادداشتهای مُعَوَّجْ
این عکس رو یکی از دوستانم(علیرضا) برای من ارسال کرد. چیزی که ترجیح میدهم اسمش رو تقارن پارادایمیک غزالی و هیوم بذارم.
هم مایه افتخار هست هم مایه عذاب روحی...
مایه عذاب روحی ازین جهت که حتی منی که با فلسفه اسلامی به مقدار اندکی آشنا هستم ازین موضوع اطلاع نداشتم و وقتی مسئله برایم دردناکتر شد که متوجه شدم نویسنده این کتاب خودش غربی است!
مایه عذاب روحی ازین جهت که حتی منی که با فلسفه اسلامی به مقدار اندکی آشنا هستم ازین موضوع اطلاع نداشتم و وقتی مسئله برایم دردناکتر شد که متوجه شدم نویسنده این کتاب خودش غربی است!
ما اصلا با سنت فکریمون تحتتأثیر اسارت ذهنی و تعلقات احساسی نسبت به غرب آشنا نیستیم و نمیخواهیم بشیم!
و همواره خودمون رو با مفاهیم تقلیل یافته غربی در نسبتش با شرق تعریف میکنیم...
آزاد نبوده و نیستیم مادامی که با گشودگی و بیهیچ حب و بغضی وارد فلسفه نشیم...
و همواره خودمون رو با مفاهیم تقلیل یافته غربی در نسبتش با شرق تعریف میکنیم...
آزاد نبوده و نیستیم مادامی که با گشودگی و بیهیچ حب و بغضی وارد فلسفه نشیم...
اگر بتوان در مورد فیلسوفی چنین گفت که «او مفهومی نیافریده، او مفاهیم خودش را نیافریده!»، آن فیلسوف دیگر چه ارج و ارزشی خواهد داشت؟
فلسفه چیست؟ ژیل دلوز، فلیکس گتاری
یادداشتهای مُعَوَّجْ pinned «ما اصلا با سنت فکریمون تحتتأثیر اسارت ذهنی و تعلقات احساسی نسبت به غرب آشنا نیستیم و نمیخواهیم بشیم! و همواره خودمون رو با مفاهیم تقلیل یافته غربی در نسبتش با شرق تعریف میکنیم... آزاد نبوده و نیستیم مادامی که با گشودگی و بیهیچ حب و بغضی وارد فلسفه نشیم...»
احمقهایی که از یونانیمآبی و وارداتی بودن فلسفه اسلامی حرف میزنن، نه فلسفه یونان باستان رو خوب فهمیدن و نه فلسفه اسلامی.
Forwarded from مجله موازی
📚 پیشنهاد چند کتاب علم و دین برای نمایشگاه کتاب
🔍 پایان عصر اکتشاف
✍️ راسل استانارد | ترجمه امیرمسعود جهانبین
🧠 اراده آزاد و چالشهای علمی و فلسفی معاصر
✍️ روزبه زارع و همکاران
🌌 فیزیک خداباوری
✍️ جفری کوپرسکی | ترجمه امیرمسعود جهانبین
🧬 معجزه سلول
✍️ مایکل دنتون | ترجمه اعظم خرام
🌍 سیارهی خداوند
✍️ اوون گینگریچ | ترجمه دکتر میثم توکلیبینا
#معرفی_کتاب
➖➖➖➖
🆔 @mowazi_mag | مسیرهایموازیپیرامونما
وبسایت | اینستاگرام | پادکست
🔍 پایان عصر اکتشاف
✍️ راسل استانارد | ترجمه امیرمسعود جهانبین
این کتاب برای مخاطبانی مناسب است که به فلسفه علم، مرزهای دانش بشری و رابطه میان علم و سایر حوزههای معرفت علاقهمند هستند. استانارد خوانندگان را به تأملی عمیق درباره ماهیت دانش، محدودیتهای روش علمی و معنای جستجوی بشر برای درک جهان دعوت میکند. پذیرش محدودیتهای دانش علمی، به معنای کنار گذاشتن علم نیست، بلکه درکی واقعبینانهتر از آنچه علم میتواند به ما بگوید و آنچه ممکن است فراتر از دسترس ما باشد. فصلی از پادکست رادیو موازی بر اساس این کتاب تهیه شده که میتوانید آن را از لینک دریافت کنید.🎧 فصلی از رادیو موازی هم بر اساس این کتاب ساخته شده که میتوانید از اینجا گوش کنید.
🧠 اراده آزاد و چالشهای علمی و فلسفی معاصر
✍️ روزبه زارع و همکاران
کتاب “اراده آزاد و چالشهای علمی و فلسفی معاصر” اثر مشترک روزبه زارع، جمال کدخداپور، نیما نریمانی و نیلوفر شاهیننیا، به یکی از پیچیدهترین و حلنشدهترین مسائل فلسفی میپردازد. نویسندگان با رویکردی جامع، چالشهای پیش روی مفهوم اراده آزاد را در بستر علمی و فلسفی معاصر بررسی میکنند و نشان میدهند چگونه این مفهوم با مقبولات تفکر بشر در چالش است، اما همزمان نمیتوان آن را از زیست عقلانی و عملی انسان جدا کرد.
این کتاب برای دانشجویان و علاقهمندان به فلسفه ذهن، فلسفه علم، علوم شناختی و مباحث میانرشتهای مناسب است. خوانندگان با مطالعه شش فصل کتاب، با مباحثی چون جبر فلسفی، برهان پیامد، برهان شانس، چالشهای علمگرایانه، علیت ذهنی و بستار فیزیکی، و مفهوم کنشگری آشنا میشوند. نویسندگان با زبانی دقیق اما قابل فهم، تلاش کردهاند مسیری روشن برای درک این مفهوم پیچیده و چالشهای آن در دنیای معاصر ترسیم کنند.
🌌 فیزیک خداباوری
✍️ جفری کوپرسکی | ترجمه امیرمسعود جهانبین
این کتاب برای مخاطبانی مناسب است که به رابطه میان علم و دین، فلسفه فیزیک و مباحث میانرشتهای علاقهمند هستند. کوپرسکی استدلال میکند که قلمرو بحثهای علم و دین نه در حوزه علم محض و نه در حوزه دین محض، بلکه در عرصه فلسفه علم قرار دارد. او با بررسی هفت موضوع کلیدی، از مقدمات رابطه علم و دین گرفته تا مباحث پیچیدهتر مانند فروکاهش و پیدایش، تلاش میکند ابزارهای فلسفه علم را برای پژوهشگران دین، الهیات و فلسفه دین معرفی کند.
🧬 معجزه سلول
✍️ مایکل دنتون | ترجمه اعظم خرام
این کتاب برای علاقهمندان به زیستشناسی سلولی، بیوشیمی، فلسفه زیستشناسی و مباحث مرتبط با طراحی هوشمند مناسب است. دنتون که خود آگنوستیک (لاادری) است، با رویکردی علمی استدلال میکند که تناسب دقیق طبیعت برای حیات سلولی نشاندهنده نوعی طراحی است. کتاب در هشت فصل، از معرفی سلول شگفتانگیز تا بررسی اتمهای برگزیده، مارپیچ دوتایی DNA، تأمین انرژی سلول، نقش فلزات در زیستشناسی و در نهایت طرح اصلی آغازین حیات را بررسی میکند.
🌍 سیارهی خداوند
✍️ اوون گینگریچ | ترجمه دکتر میثم توکلیبینا
این کتاب برای مخاطبانی مناسب است که به تاریخ علم، فلسفه علم و رابطه میان علم و باورهای دینی علاقهمند هستند و به خصوص برای شروع مطالعه در این حوزههای میانرشتهای گزینهای بسیار مناسب است. گینگریچ که خود یک مسیحی متعهد است، با بررسی همپوشانی دستگاههای مرجعیت مختلف در طول تاریخ علم، نشان میدهد که علم هرگز کاملاً عاری از نظرات شخصی و اعتقادات نبوده است. او در نهایت استدلال میکند که ثابتهای فیزیکی به گونهای تنظیم شدهاند که حیات هوشمند در جهان به وجود آید. فصلی از رادیو موازی نیز به این کتاب اختصاص پیدا کرده که میتوانید از این لینک آن را بشنوید.🎧 رادیو موازی فصلی هم به این کتاب اختصاص داده که میتوانید از اینجا بشنوید.
#معرفی_کتاب
➖➖➖➖
🆔 @mowazi_mag | مسیرهایموازیپیرامونما
وبسایت | اینستاگرام | پادکست