مادامی که خودشون رو نسبت به روایتهای متفاوت گشوده نکنن،
خیل عظیمی از مردمشون با برچسب "مرتجع" و "بنیادگرا" قضاوت میشن، انسانزدایی میشن و مردمزدایی...
خیل عظیمی از مردمشون با برچسب "مرتجع" و "بنیادگرا" قضاوت میشن، انسانزدایی میشن و مردمزدایی...
یادداشتهای مُعَوَّجْ
مادامی که خودشون رو نسبت به روایتهای متفاوت گشوده نکنن،
"واقعیت" توده بیشکلیست که هرکسی اونو به "صورت"ی ورز میده.
این انقلابیگری نیست! عین محافظهکاریه! این حرکتی علیه وضع موجود نیست! عین استمرار دائمی وضع موجوده...
چرا دوستان چپم مسئله ایران رو مستقل از مناسبات و سرمایهداری جهانی میفهمن؟ چرا متوجه نیستند دستور نهایی سیاسیشون همون دستور از پیش موجود امپریالیسم بوده؟ چرا به نسبت ایدهها و خواستهشون با سرمایهداری جهانی نگاه نمیکنن؟
این مسئله بینهایت ناراحتم میکنه... انگار سوژهها هم مثل کالا مشابه شکلی از تمرکزگرایی، اول در کشورهای توسعه یافته تولید و بعد با تاخیر نسبتا زیادی به کشورهای جهان سوم توزیع و سرریز میشه...
چرا دوستان چپم مسئله ایران رو مستقل از مناسبات و سرمایهداری جهانی میفهمن؟ چرا متوجه نیستند دستور نهایی سیاسیشون همون دستور از پیش موجود امپریالیسم بوده؟ چرا به نسبت ایدهها و خواستهشون با سرمایهداری جهانی نگاه نمیکنن؟
این مسئله بینهایت ناراحتم میکنه... انگار سوژهها هم مثل کالا مشابه شکلی از تمرکزگرایی، اول در کشورهای توسعه یافته تولید و بعد با تاخیر نسبتا زیادی به کشورهای جهان سوم توزیع و سرریز میشه...
Forwarded from 𝐋𝐚𝐩𝐮𝐭𝐚 // اتاق شمارهٔ ۶
چرا نباید اخبار روزمره رو دنبال کنیم؟
١- بسیاری از اخبار روزمره تولید میشن که کانال خبری کارش نخوابه و بتونه با تداوم ارائهٔ خبر، و ساخت زنجیرهای از اخبار، مخاطب رو حفظ کنن. نه این که لزوماً دروغ باشن، اما به نحو خاصی منتشر میشن که درگیری روانی غیرضروری و در جهت منافع کانال خبری ایجاد کنن. پس رسالت کانالهای خبری صرفاً اطلاعرسانی صادقانه نیست.
٢- بسیاری از اخبار روزمره جنگ روانی، اطلاعات سوخته، اطلاعات نادرست، و دروغهای هدفمندی هستن که توسط قدرتها تولید شدن تا روی سیستمهای تصمیمسازی و تصمیمگیری طرف مقابل تأثیر بذارن و روایتهای دروغشون رو به خورد مشاوران و تحلیلگران ردهبالای دشمن بدن.
٣- بسیاری از اخبار روزمره تولید میشن که تفکر خاصی رو در ذهن مردم بکارن و از این طریق به دولت یا جناح سیاسی خاصی فشار بیارن تا رفتار خاصی از خودش نشون بده. در مثال ایران، همواره اخبار روزمره بخشی از تاکتیک غرب برای ایجاد فشار و داشتن چماق بر سر مذاکرهکننده ایرانی بوده.
۴- اخبار روزمره ذهن رو در معرض بمباران خبری قرار داده و اون رو فرسوده و شرطی میکنه و در شرایط اضطرار دائم قرار میده. چنین ذهنی توانایی تحلیل خودش رو از دست میده و فقط به اخباری که به جهت نیل به اهداف خاصی «طراحی» شدن واکنش نشون میده جای این که تحلیلگر و پرسشگر باشه.
پیشنهادم قطعاً زندگی در جهانی ایزوله نیست. بههرحال مطلع بودن از وقایع مهم جهانی که درش زندگی میکنیم امر مطلوبیه. مسئله نوع خاصی از مصرف خبره که در تمام جهان و بهخصوص ایران رواج داره. اخبار برای ما چیزی شبیه به ماده مخدر شده و در طول روز شاید دهها بار انرژیمون رو بالا و پایین میکنه. این نوع مصرف خبر، چیزی به فهم ما از جهان واقعی اضافه نمیکنه، بلکه فقط ما رو در زمین درهمبرهمی مملو از جنگهای روانی، جنگهای روایتی، دروغهای هدفمند، و تحریفهای جناحی سردرگم کرده و روانمون رو به گروگان میگیره. خبر لزوماً به واقعیت تعهد نداره و اهداف دیگهای رو دنبال میکنه. حس و حال روزتون رو به این چیزها قفل نکنید.
١- بسیاری از اخبار روزمره تولید میشن که کانال خبری کارش نخوابه و بتونه با تداوم ارائهٔ خبر، و ساخت زنجیرهای از اخبار، مخاطب رو حفظ کنن. نه این که لزوماً دروغ باشن، اما به نحو خاصی منتشر میشن که درگیری روانی غیرضروری و در جهت منافع کانال خبری ایجاد کنن. پس رسالت کانالهای خبری صرفاً اطلاعرسانی صادقانه نیست.
٢- بسیاری از اخبار روزمره جنگ روانی، اطلاعات سوخته، اطلاعات نادرست، و دروغهای هدفمندی هستن که توسط قدرتها تولید شدن تا روی سیستمهای تصمیمسازی و تصمیمگیری طرف مقابل تأثیر بذارن و روایتهای دروغشون رو به خورد مشاوران و تحلیلگران ردهبالای دشمن بدن.
٣- بسیاری از اخبار روزمره تولید میشن که تفکر خاصی رو در ذهن مردم بکارن و از این طریق به دولت یا جناح سیاسی خاصی فشار بیارن تا رفتار خاصی از خودش نشون بده. در مثال ایران، همواره اخبار روزمره بخشی از تاکتیک غرب برای ایجاد فشار و داشتن چماق بر سر مذاکرهکننده ایرانی بوده.
۴- اخبار روزمره ذهن رو در معرض بمباران خبری قرار داده و اون رو فرسوده و شرطی میکنه و در شرایط اضطرار دائم قرار میده. چنین ذهنی توانایی تحلیل خودش رو از دست میده و فقط به اخباری که به جهت نیل به اهداف خاصی «طراحی» شدن واکنش نشون میده جای این که تحلیلگر و پرسشگر باشه.
پیشنهادم قطعاً زندگی در جهانی ایزوله نیست. بههرحال مطلع بودن از وقایع مهم جهانی که درش زندگی میکنیم امر مطلوبیه. مسئله نوع خاصی از مصرف خبره که در تمام جهان و بهخصوص ایران رواج داره. اخبار برای ما چیزی شبیه به ماده مخدر شده و در طول روز شاید دهها بار انرژیمون رو بالا و پایین میکنه. این نوع مصرف خبر، چیزی به فهم ما از جهان واقعی اضافه نمیکنه، بلکه فقط ما رو در زمین درهمبرهمی مملو از جنگهای روانی، جنگهای روایتی، دروغهای هدفمند، و تحریفهای جناحی سردرگم کرده و روانمون رو به گروگان میگیره. خبر لزوماً به واقعیت تعهد نداره و اهداف دیگهای رو دنبال میکنه. حس و حال روزتون رو به این چیزها قفل نکنید.
من کسیام که احتمالا در ذهن میلاد "بسیجی" معرفی میشم.
قطعا مخالف سرسخت مواضعشم.
علاقهای ندارم که خودم رو بیطرف نشون بدم، بیطرفی برای من معنایی نداره.
ولی صرفنظر از نگاه سیاسیمون، با این پیامش بدون اینکه بخوام نتیجهگیریای ازش کنم همدلم.
قطعا مخالف سرسخت مواضعشم.
علاقهای ندارم که خودم رو بیطرف نشون بدم، بیطرفی برای من معنایی نداره.
ولی صرفنظر از نگاه سیاسیمون، با این پیامش بدون اینکه بخوام نتیجهگیریای ازش کنم همدلم.
Forwarded from فرنگ نوشت
🔻 یادداشت روزنامهنگار ضدجنگ استرالیایی
به جنگافروزان ایرانیتبار خارجنشین بگو خفه شوند. به هواداران تحریم در جامعه تبعیدی کوبا بگو خفه شوند. از آنها نترس
خیلی حالبههمزن است که این حرومزادهها در صفحه من ظاهر میشوند و میگویند: ببخشید، شما اهل آن کشور نیستید، بنابراین حق مخالفت با بمباران آن را ندارید!
چطور است که شما خفه بشید؟ من قصد دارم مخالف شرورترین و منحطترین راهبردهای ساختار قدرت غربی باشم که زیر سایهاش زندگی میکنم. اگر خوشت نمیآید، به درک
اگر از یک مداخله نظامی فاجعهبار دیگر ایالات متحده برای سرنگونی یک دولت دیگر در خاورمیانه حمایت میکنی، پس تو یک آدم پست و بیارزشی. بدون توجه به اینکه خانوادهات از کدام کشور آمده، تو یک آدم پست و بیارزشی.
اگر از فروپاشی زیرساختهای کوبا و مردن مردم حمایت میکنی، پس تو یک آدم پست و بیارزشی. بدون توجه به اینکه خانوادهات از کدام کشور آمده، تو یک آدم پست و بیارزشی.
اجازه ندید این دیوانهها شما را بترسانند. ما حق داریم با این اقدامات مخالفت کنیم. حق تو برای مخالفت با سوءاستفادههای هولناک حاکمان ما، صرفاً به این دلیل که یک کوبایی در میامی به تو میگوید ساکت باش از بین نمیرود. تو مجبور نیستی مخالفت با یک جنگ با پیامدهای بالقوه جهانی را متوقف کنی، فقط به این دلیل که یک سلطنتطلب بیعقل که از روی مبلش در لندن توییت میکند فقط کسانی که از ایران میآیند اجازه ابراز نظر در این مورد را دارند!
به آنها بگو خفه شوید. آنها میخواهند تو را ساکت کنند، پس به آنها بگو خودتان ساکت بشید.
در دام موقعیت دروغین لیبرالنمایان نیفت. آنها در تلاش برای پیشبرد یک دستورکار عمیقاً شرورانه هستند که از سوی هیولاهای متعفن در قدرتمندترین دولت جهان حمایت میشود. به آنها بگو خفه شوند، و سپس حتی بلندتر و تهاجمیتر از قبل، به سوءاستفادههای امپراتوری غرب اعتراض کن.
فاجعه حمایت از مداخلهگرایی نظامی دولت ایالات متحده برای سرنگونی دولتها، صرفاً به این دلیل که خانوادهات از کشور هدف میآید کم نمیشود. اگر از این دستورکارها حمایت میکنی، تو یک آدم پست و بیارزشی و باید خفهشی.
@Farang_nevesht
به جنگافروزان ایرانیتبار خارجنشین بگو خفه شوند. به هواداران تحریم در جامعه تبعیدی کوبا بگو خفه شوند. از آنها نترس
خیلی حالبههمزن است که این حرومزادهها در صفحه من ظاهر میشوند و میگویند: ببخشید، شما اهل آن کشور نیستید، بنابراین حق مخالفت با بمباران آن را ندارید!
چطور است که شما خفه بشید؟ من قصد دارم مخالف شرورترین و منحطترین راهبردهای ساختار قدرت غربی باشم که زیر سایهاش زندگی میکنم. اگر خوشت نمیآید، به درک
اگر از یک مداخله نظامی فاجعهبار دیگر ایالات متحده برای سرنگونی یک دولت دیگر در خاورمیانه حمایت میکنی، پس تو یک آدم پست و بیارزشی. بدون توجه به اینکه خانوادهات از کدام کشور آمده، تو یک آدم پست و بیارزشی.
اگر از فروپاشی زیرساختهای کوبا و مردن مردم حمایت میکنی، پس تو یک آدم پست و بیارزشی. بدون توجه به اینکه خانوادهات از کدام کشور آمده، تو یک آدم پست و بیارزشی.
اجازه ندید این دیوانهها شما را بترسانند. ما حق داریم با این اقدامات مخالفت کنیم. حق تو برای مخالفت با سوءاستفادههای هولناک حاکمان ما، صرفاً به این دلیل که یک کوبایی در میامی به تو میگوید ساکت باش از بین نمیرود. تو مجبور نیستی مخالفت با یک جنگ با پیامدهای بالقوه جهانی را متوقف کنی، فقط به این دلیل که یک سلطنتطلب بیعقل که از روی مبلش در لندن توییت میکند فقط کسانی که از ایران میآیند اجازه ابراز نظر در این مورد را دارند!
به آنها بگو خفه شوید. آنها میخواهند تو را ساکت کنند، پس به آنها بگو خودتان ساکت بشید.
در دام موقعیت دروغین لیبرالنمایان نیفت. آنها در تلاش برای پیشبرد یک دستورکار عمیقاً شرورانه هستند که از سوی هیولاهای متعفن در قدرتمندترین دولت جهان حمایت میشود. به آنها بگو خفه شوند، و سپس حتی بلندتر و تهاجمیتر از قبل، به سوءاستفادههای امپراتوری غرب اعتراض کن.
فاجعه حمایت از مداخلهگرایی نظامی دولت ایالات متحده برای سرنگونی دولتها، صرفاً به این دلیل که خانوادهات از کشور هدف میآید کم نمیشود. اگر از این دستورکارها حمایت میکنی، تو یک آدم پست و بیارزشی و باید خفهشی.
@Farang_nevesht
www.caitlinjohnst.one
Tell Iranian And Cuban Diaspora Warmongers To Shut The Fuck Up
Reading by Tim Foley:
یادداشتهای مُعَوَّجْ
Forwarded from ناآزادیستان (یحتمل) اشپربر: «خداوند مجازات کند سرسپردهای را که به جای رفتن به کلیسا وارد حزبی انقلابی میشود تا از آن یک کلیسا بسازد.» آلبر کامو، از «یادداشتها»، جلد دوم، دفتر ششم، ص۵٨۴(طبق کتابخوان مجازی فیدیبو)
Forwarded from ناآزادیستان (یحتمل)
(...) «اگر مال ما رویاست پس کی بنای خود را برپا خواهید کرد و با عقل خودتان، بیمسیح، نظام عادلانه را برای خودتان خواهید ساخت؟»
(...) به راستی خیال رویاگونه در آنها بیش از ماست. آنان امیدوارند نظمی عادلانه برای خود بسازند. اما با انکار مسیح کارشان به غرق کردن زمین در خون خواهد انجامید، چون خون خون را طلب کند، و هرکه شمشیر گیرد به شمشیر هلاکت گردد.
فئودور داستایفسکی، از «برادران کارامازوف»، فصل سوم، ص ١٠٢٠(طبق کتابخوان مجازی طاقچه)
(...) «اگر مال ما رویاست پس کی بنای خود را برپا خواهید کرد و با عقل خودتان، بیمسیح، نظام عادلانه را برای خودتان خواهید ساخت؟»
(...) به راستی خیال رویاگونه در آنها بیش از ماست. آنان امیدوارند نظمی عادلانه برای خود بسازند. اما با انکار مسیح کارشان به غرق کردن زمین در خون خواهد انجامید، چون خون خون را طلب کند، و هرکه شمشیر گیرد به شمشیر هلاکت گردد.
فئودور داستایفسکی، از «برادران کارامازوف»، فصل سوم، ص ١٠٢٠(طبق کتابخوان مجازی طاقچه)
Forwarded from یادداشتهای دفتر سیاه (Babak Mina)
[علم سیاست مدرن در یک کلام یعنی شناختِ بدترینِ شرایط و تأمل بر چگونگی امتناع از آن]
«حفاظت کردن بنابراین به معنای پاسداری از افراد در برابر مرگ خشونتبار و جلوگیری از آن است که یک جامعه با زور تحت سلطه جامعهای بیگانه قرار گیرد. به طور کلی، این خشونت در نتیجه یک درگیری پدید میآید. از این رو سیاست تنها زمانی بهطور مؤثر به هدف خود دست مییابد که تدابیر لازم را برای پیشگیری از منازعات داخلی اتخاذ کند و، در صورت وقوع جنگ، بتواند از آن پیروزمندانه یا در شرافتمندانهترین شرایط ممکن بیرون آید. از اینجا اصل بنیادین سیاست برمیآید: «سیاست باید بتواند بدترین حالت را در نظر بگیرد و توانایی جلوگیری از وقوع آن را برای خود فراهم سازد.» به بیان کوتاه، سیاست باید همواره هوشیار باشد. بنابراین، به هیچوجه سخن از در پیش گرفتن «سیاستِ بدترین» نیست؛ بلکه دقیقاً برعکس است. بدترین سیاست آن است که هرگز جز بهترین حالت، برای مثال صلحی آرمانی یا برابریای کامل، را در نظر نگیرد و بر همان اساس عمل کند؛ زیرا در این صورت، سیاستمدار بسیار زود درگیر همان پیچیدگیهایی خواهد شد که کورکورانه آنها را نادیده گرفته است.»
ژولین فرویند، «جامعهشناسی تضاد»
روشنفکر و فعال سیاسی ایرانی درست عکس این بودهاند: تولید دانش بیخیالی و نوشتن انشاء درباره خوبیهای دموکراسی و آزادی و توسعه و عدالت اجتماعی و غیره.
«حفاظت کردن بنابراین به معنای پاسداری از افراد در برابر مرگ خشونتبار و جلوگیری از آن است که یک جامعه با زور تحت سلطه جامعهای بیگانه قرار گیرد. به طور کلی، این خشونت در نتیجه یک درگیری پدید میآید. از این رو سیاست تنها زمانی بهطور مؤثر به هدف خود دست مییابد که تدابیر لازم را برای پیشگیری از منازعات داخلی اتخاذ کند و، در صورت وقوع جنگ، بتواند از آن پیروزمندانه یا در شرافتمندانهترین شرایط ممکن بیرون آید. از اینجا اصل بنیادین سیاست برمیآید: «سیاست باید بتواند بدترین حالت را در نظر بگیرد و توانایی جلوگیری از وقوع آن را برای خود فراهم سازد.» به بیان کوتاه، سیاست باید همواره هوشیار باشد. بنابراین، به هیچوجه سخن از در پیش گرفتن «سیاستِ بدترین» نیست؛ بلکه دقیقاً برعکس است. بدترین سیاست آن است که هرگز جز بهترین حالت، برای مثال صلحی آرمانی یا برابریای کامل، را در نظر نگیرد و بر همان اساس عمل کند؛ زیرا در این صورت، سیاستمدار بسیار زود درگیر همان پیچیدگیهایی خواهد شد که کورکورانه آنها را نادیده گرفته است.»
ژولین فرویند، «جامعهشناسی تضاد»
روشنفکر و فعال سیاسی ایرانی درست عکس این بودهاند: تولید دانش بیخیالی و نوشتن انشاء درباره خوبیهای دموکراسی و آزادی و توسعه و عدالت اجتماعی و غیره.
یادداشتهای دفتر سیاه
[علم سیاست مدرن در یک کلام یعنی شناختِ بدترینِ شرایط و تأمل بر چگونگی امتناع از آن] «حفاظت کردن بنابراین به معنای پاسداری از افراد در برابر مرگ خشونتبار و جلوگیری از آن است که یک جامعه با زور تحت سلطه جامعهای بیگانه قرار گیرد. به طور کلی، این خشونت در…
چپ ایرانی آرمانش رو در مشروطه نیافت، در ۵٧ نیافت، در اصلاحات نیافت، و در پسا جمهوری اسلامی هم نخواهد یافت. جمهوری خواهی آرمانی اینها بیشتر شبیه یه آزمایشگاه تاریخیه.
زمانی که فردی با دوربینی یک درخت میبینه، آیا میتونه مفهوم "درخت" رو جدای از زمینهش - که مراتع اطرافش باشه - درک کنه؟ جدای از دوربینی که باهاش "درخت" رو میبینه؟ جدای از خاطراتی که باهاش "درخت" رو میفهمه ؟ یا جدای از زبانی که باهاش واژه "درخت" رو میشنوه؟؟
پدیدارشناسی هم به نحو دیگری با نظام بازنموده ضدیت داره. پدیدارشناس فهم مفاهیم رو به جای توضیح در یک نظام دال و مدلولی یا علت و معلولی، به "قصدیت" ارجاع میده، "قصدیت"ی که نه به سوژه تقلیل پیدا میکنه نه ابژه، بلکه در شکلی از درهمتنیدگی این دو باهم مفهوم [مثلا درخت] "تقویم"(نه به معنای آفریدن) پیدا میکنه.
پدیدارشناسی هم به نحو دیگری با نظام بازنموده ضدیت داره. پدیدارشناس فهم مفاهیم رو به جای توضیح در یک نظام دال و مدلولی یا علت و معلولی، به "قصدیت" ارجاع میده، "قصدیت"ی که نه به سوژه تقلیل پیدا میکنه نه ابژه، بلکه در شکلی از درهمتنیدگی این دو باهم مفهوم [مثلا درخت] "تقویم"(نه به معنای آفریدن) پیدا میکنه.
واقعا حیرت میکنم که چطور میشه دو نفر در یک دانشگاه دو نحو روایت کاملا متفاوت از یک واقعه داشته باشن... چطور میشه فهم من دانشجو از یک "واقعیت" با دانشجوی دیگری در یک موقعیت انضمامی مشخص(بدون واسطه رسانه) کاملا متضاد باشه؟! چه چیزی باعث میشه که مفهوم "خشونت" برای من به یک چیز خاص دلالت کنه و برای طرف دیگر به چیزی مخالف؟... گاهی شده حتی طرف مقابلم رو به این خاطر به کور بودن متهم کنم...
فراتر از رسانه و جنگ روایتها چیزی وجود داره(بخونید ایدئولوژی) که مانع از فهم مشترک ما میشه! و شاید یگانه راهحل تخریب این دیوار بینالاذهانی، یک جراحی دردناک باشه... یک وقفه مضطربانه... راهحل تعلیق پیشفرضهاست! راهحل گشودگی نسبت به پنجره چشمان دیگریست؛ پنجرهای که ریخت منظره روبهروش، ربطی معرفتشناسانه و هستیشناسانه به "قصدیت" داره...
فراتر از رسانه و جنگ روایتها چیزی وجود داره(بخونید ایدئولوژی) که مانع از فهم مشترک ما میشه! و شاید یگانه راهحل تخریب این دیوار بینالاذهانی، یک جراحی دردناک باشه... یک وقفه مضطربانه... راهحل تعلیق پیشفرضهاست! راهحل گشودگی نسبت به پنجره چشمان دیگریست؛ پنجرهای که ریخت منظره روبهروش، ربطی معرفتشناسانه و هستیشناسانه به "قصدیت" داره...
Wittgenstein in Exile
نحوهٔ صحیح برخورد با فواحش ولایی:
ای کاش این تعلیق و وقفه حیاتی دو طرفه میبود...
یادداشتهای مُعَوَّجْ
زمان شکستن این اتمسفر مصنوعی فرارسیده... نه گویی به این دیکتاتوری جوی که خواهان سرکوب هر لبخندی به زندگی است... هیچ درگیری فیزیکی و لفظیای نیاز نیست! هیچ واکنش منفعلانه به دریدگیها و هتاکیهایشان لازم نیست! یگانه راه برای آشکارگی ذات فاشیستیک و مردمستز…
نذارید مکانهای دانشگاه رو تصاحب کنن! خودتون رو در دانشگاهها حاضر کنید بدون هیچ واکنش منفعلانه و درگیریای. باید بفهمن کسانی که باهاشون میجنگن، شبهنظامیان وحشیای نیستن که در خیالاتشون ترسیم میکردن! فقط مردمی متفاوت...
یادداشتهای مُعَوَّجْ
نذارید مکانهای دانشگاه رو تصاحب کنن! خودتون رو در دانشگاهها حاضر کنید بدون هیچ واکنش منفعلانه و درگیریای. باید بفهمن کسانی که باهاشون میجنگن، شبهنظامیان وحشیای نیستن که در خیالاتشون ترسیم میکردن! فقط مردمی متفاوت...
فقط به این شکل میشه به چرخه خشونت پایان داد وگرنه سوگ اونها نه برای ادای احترام و یا با هدف تسلی روان، که آگاهانه یا ناآگاهانه، برای استمرار و تشدید خشونت به منظور رسیدن به هدف سیاسی تزریقیشان است...
Wittgenstein in Exile
نحوهٔ صحیح برخورد با فواحش ولایی:
برای سلطنتطلب همچین برخوردی مصداق "خشونت" نیست!
Ut.learning
Video
ولی همچین برخوردی مصداق "خشونت" و از اونم بدتر ضربوشتم(؟)!
Forwarded from حیات باطنی
خطرناکترین نوع نابینایی این است که فکر کنی نگاه تو، تنها واقعیت ممکن است.
فردریش نیچه
@PhilosophicalPractice
فردریش نیچه
@PhilosophicalPractice