یادداشت‌های مُعَوَّجْ
88 subscribers
102 photos
34 videos
8 files
143 links
جایی برای بالا بردن سطح کرنش و اعوجاج ذهنی
Download Telegram
کارناوال وحشت‌آزادی!

وقایع اخیر به شکل عریان‌تری تفاوت یک "یورش" جانبدارانه با "مقاومت"ی مدافعانه رو محرز کرد‌نکرد! جشنواره‌‌ای از ارعاب‌اتحاد، خون‌آزادی و قساوت‌برابری... بدن‌های مثله شده‌نشده! تکه تکه شده‌نشده! لِه شده‌نشده! نسوخته! ساختمان‌های تخریب شده‌نشده... انگار که از یک جنگ شهری‌اعتراض مردمی برگشته باشیم... برای تفسیر نشانه‌های به جا مانده، هیچ نیازی به وساطت رسانه نداریم‌‌داریم. کلمه "یورش‌مقاومت" کاملا برازنده توصیف این رخداده... 

از این‌جا به بعدش رو خودتون جملاتم رو در یک منفی ضرب کنید
همون‌طور که قبلا گفته بودم، «ج.ا» برای فاشیست‌ها و ایدئولوگ‌ها هیچ دلالت معنایی مشخصی ‌نداره! به همین دلیل فاشیست ناچاره هرچیزی که براش به نحوی این مفهوم مبهم رو تداعی می‌کنه، تخریب کنه‌؛ از اماکن مذهبی گرفته تا درمانگاه‌ها، بازار، ماشین‌های آتش‌نشانی، آمبولانس و حتی خود مردم! ایدئولوگ‌ ناگریزه برای "تولید" و بازنمایی جدال خیالی «مستبد» و «آزادی‌خواه» دست به خشونت و تخریب بزنه! مجبوره با تعذیب‌ بدن‌ها، مفاهیم "عدالت" و "آزادی‌" رو جاری و هویت‌هایی که در این مفاهیم برساخته متجسد می‌شن رو "تولید" کنه! همچنین ازین رهگذر، "دیگری‌"های "شرور" و "مزدور" رو هم...

این آیین خونین و دهشت‌آور دوسر برد بود:
از یک طرف گروه‌های مردمی فریب‌‌خورده‌ای که به دیدن خون عادت کردن یاد می‌گیرن که تنها با ریختن خون‌ می‌تونن انتقام بگیرن! و از طرف دیگه، پیام تحکم‌آمیزی بود به مخالفینی که هنوز به زیر چتر فکری و هویتی‌شون پناه نبردن...
در این چارچوب این بدن‌ها نبودن که قضاوت‌ میشدن! ولی روح‌... "روح‌" نه در نظام بازنمایانه و معنای الهیاتی‌ش! "روح‌ِ" پیشاپیش قضاوت شده و فطرتا شیطانی‌ که توسط دادگاه ذهنی و مقدسِ ایدئولوگ، "تولید" و در بدن‌ "دیگری" حبس می‌شه... روحی که در صورت کوچک‌ترین ابراز وجود و مخالفتی، محکوم به کتک خوردن و زنده زنده جزغاله شدن میشه...
کارناوال وحشت!²

در ادامه مطالبی که عرض شد، میشه حدس زد تحرکات صورت گرفته به خلاف روایت‌های مرسوم کاملا سازمان‌یافته و هنجارمند بود. سامانه پیچیده و منظمی از نیروها که با هدف القا و استخراج اجباری یک "واقعیتِ" کلانِ سیاسی به هم پیوسته [بودن] تا بدن‌ها و امیال رو کانالیزه و محاصره سیاسی کنن! سامانه‌ای که در آن کارخانه «تولید واقعیت»، فاشیسم اسرائیلی، ناسیونالیسم باستان‌گرا و سایر ایدئولوگ‌ها و حتی بنیادگراها(مجاهدین خلق، جیش‌العدل، پژاک، کومله و...) تنها با هدف نابودی دشمن مشترک و اصل فایده‌‌مندی در هم‌جواری یکدیگه کار می‌کردن. تضاد این نیروها ثانویه‌س و مثل نسبت شاخه‌های یک درخت به ریشه درخت با وجود افتراق‌های ظاهری شاخه‌ها، به منطق درخت‌وار، انتزاعی و زالو صفت "سرمایه" تکیه داشتن(خود سرمایه‌دارها هم همواره در رقابت و نبردن و فقط در صورت وجود منافعی مشترک باهم متحد میشن)؛
بنابراین اشتباهه که فکر کنید ما با یک مشت متوحش بربر آشفته و بی‌‌مرکز طرف بودیم! این‌ها مستقیم یا غیرمستقیم، خودآگاه یا ناخودآگاه، سگ‌های دست آموز و منضبط اسرائیل و سرمایه‌داری بودن که اربابانشون به دلیل فقدان نیرو‌های مادی کافی برای رسیدن به اهداف، نیاز داشتن با "یورش"، کشته‌گیری از مردم و بازتولید حداکثری فراواقعیت‌های رسانه‌ای مظلوم‌نمایانه، یارگیری کنن...

اما حالا که این ایدئولوژی‌ها و کلان‌روایت‌های عظیم نظری‌ وابسته به گفتمان غرب‌ و قربانی‌هاش - که به نحو عملی ملازمت درون‌ماندگار خودشون رو با خشونت و تئوری‌های توطئه بی‌مبنا به شکل افسار گسیخته‌تری نشون دادن - مهار شدن، ناچارن به منظور بازیابی خودشون بار دیگه و به همون صورت خدعه‌آمیز و خودْمتناقض سابق، به پشتِ سنگرهای روانی و مستحکم خبرگزاری‌‌ها، روشنفکر‌ها، سلبریتی‌ها و هشتگ‌های «نه به خشونت و اعدام» موقتا عقب‌نشینی کرده تا عرض اندام و شبی خونی مجدد در آینده نزدیک...
بابت لحن تندم عذر میخوام.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
همه از اتفاقات افتاده متاثر‌اند ولی یه عده این وسط نباید فریاد‌های دردشون شنیده بشه! نباید صدای زجه‌هاشون پخش بشه! انگار که نه از جنس مردم باشن و نه اسمی داشته باشن یا حتی خانواده‌ای...
خودتون رو سوم شخص ببینید که بفهمید دارید به چه آدمخوار‌هایی تبدیل میشید...
تا کی می‌خواید اجازه بدید بدن‌هاتون از هزاران کیلومتر‌ اون‌طرف‌تر مثل اسباب بازی کنترل بشه؟ تا کی‌ می‌خواید بذارید از مطالباتتون سواستفاده بشه؟؟
شما نمیخواید از "چرا"یی ساییده شدن دندون‌هاتون به همدیگه - که از قضا کنترلی هم بهش ندارید - منصفانه سوال بپرسید(ما بارها باهم کف خیابون نتایج ویران‌گرش رو دیدیم)؛ دقیقا به این خاطر که می‌ترسید متعلق خشمتون در هاله‌ای از ابهام گم، و متعاقبا موجودیت منجمد و منقادتون محو بشه...
از یه جایی به بعد دیگه نمیشه از کسانی که تا پیش از این التهابات مغز سیاست‌زده‌ای داشتن توقع داشت با تماشای این میزان از خشونت و تماشای جنگی آشکارا علیه بخش قابل‌توجهی از مردم، تغییر کنن... اگر قرار بود تغییری صورت بگیره قبل‌تر صورت می‌گرفت...

از ٨٨ تا به الان دیگه اردوگاه‌ها و جبهه‌ها کاملا داره متعین میشه... ما امروز میبینیم جوری خون چشمان کسانی رو مملو و نفرت عقلشون رو زایل کرده که هم‌چنان این نمایش آشکار تعذیب و جنگ مردم با مردم رو جنگی علیه حاکمیت تفسیر می‌کنن... کسانی که(بالاخص چپ‌نماهای ایرانی) در چنان خشمی در غلطیدن که آخر سر با همون نیرویی هم‌دست شدن که ظاهرا داشتن نفی‌ش می‌کردن...
کی فکرش رو می‌کرد روزی برسه که یه چپ ایرانی به فراخوان رضا پهلوی لبیک بگه و اسرائیلی که صریحا اعتراف کرد دوشادوشون می‌جنگیده...
سیاست دقیقا به اندازه همین پست طنزه
یادداشت‌های مُعَوَّجْ
سیاست دقیقا به اندازه همین پست طنزه
طنزتر از این، سلطنت‌طلبایی‌اند که برای حمله ترامپ به ایران دست به دعا شدن
اگه کسی فکر کرده میتونه با عکس و فیلم یا حتی انتقال تجارب شخصی از مشاهده مستقیم و... وحشیانه بودن اتفاقات رخ داده رو به دوست مخالفش "اثبات" کنه، اشتباه می‌کنه... ارجاع رسانه‌ای زمانی که دشمنت ارباب رسانه باشه لاجرم به شکست منتهی میشه...
فقط از تحلیل گفتمان نظری میشه تناقضات رو در عمل نشون داد، فقط با سوال نه با ادعا! دعاوی کار رسانه‌ست.
شما وقتی کامنت‌ها و اظهارنظرهای جبهه مقابل رو میخونی(البته تا از پیش التهابات، تو خود التهابات که مشخصه)، انگار در حال خوندن مرامنامه نازی‌ها هستی...
Forwarded from Amir
خداوکیلی درست میگی
ولی بزار روشنت کنم گل پسر که دیگه اینجا برای ما فاز برتراند راسل نگیری
شما اون موقعی که میتونستی بحث منطقی کنی ریدی
الان تنها زبان ما با شما زبان زوره
بالاخره این ماجرا یه روزی به نتیجه میرسه
و یه جوری امثال شمارو در دادگاه های صحرایی به صلابه بکشیم
که تا ۱۰۰۰ سال آینده کسی جرئت نکنه حرف از مذهب در این جغرافیا بزنه
یادداشت‌های مُعَوَّجْ
خداوکیلی درست میگی ولی بزار روشنت کنم گل پسر که دیگه اینجا برای ما فاز برتراند راسل نگیری شما اون موقعی که میتونستی بحث منطقی کنی ریدی الان تنها زبان ما با شما زبان زوره بالاخره این ماجرا یه روزی به نتیجه میرسه و یه جوری امثال شمارو در دادگاه های صحرایی…
برای نمونه، این جوابی بود که به من در کامنت سکشن یکی از چنل‌های دانشگاهمون قبل از شدت‌گیری حوادث داده شد، درحالی که من فقط چندتا سوال پرسیده بودم و هیچ موضع سیاسی‌ای اتخاذ نکردم... مشخصه همچین ذهنیتی به چه چیزی منتج میشه...
𝐋𝐚𝐩𝐮𝐭𝐚 // اتاق شمارهٔ ۶
حقیقتش وقتی این همه فیلم و عکس از «تخریب اموال عمومی»‌ منتشر می‌شد، همیشه می‌دونستم که بیشترش کار مردم نیست و اگه هم هست شامل بانک، مراکز دولتی، و خودروهای سرکوب میشه و نه خودروهای شخصی یا مغازه و خونه مردم. اما یک شک نیم درصدی هم گوشه ذهنم بود که شاید هم…
میشه فهمید ترس دوستان مخالفم بیش از جمهوری اسلامی، از سوالاته! یا به بیان بهتر، از امکان یک روایت متفاوت خلاف جریان اکثریت رسانه...
برا همین به منظور حفظ دوگانگی کاذبش، خودش رو موظف میبینه که «یقین تولید کنه»! حتی اگر شده با مغالطات و تعمیم‌های گلوله برفی، قواعد منطقی قربانی بشن، باید این یقین تولید بشه!
مسیر انحراف میل در طول تاریخ هیچوقت یک مسیر دفعی نبوده که یکهو به فاشیسم و نازیسم منتهی بشه!
من خوب می‌دونم ریشه منحرف شدن امیال بخشی از مردم چیه. و به خلاف اپوزیسیون، از مردم‌کشی ارتزاق نمی‌شم... از جسد بی‌جانشون برای اهداف سیاسیم سواستفاده نمی‌کنم... ولی متاسفانه کلماتم انقدری قدرت ندارن که دوستانم رو از صف اول پیاده نظام‌های اسرائیل خارج کنم...
امروز صف‌بندی و جبهه‌ها مثل روز روشنه و مشخصه چه نیرو‌هایی می‌خوان از جهان کوچک و فنس‌های ذهنی بخشی از مردم، به عنوان سپر انسانی، بهره‌کشی سیاسی کنن...
خشم و ناامیدی عناصری‌اند که میتونن به وسیله‌ش گروه‌ها رو به انقیاد خودشون در بیارن...
𝐋𝐚𝐩𝐮𝐭𝐚 // اتاق شمارهٔ ۶
چشم. ما همه سرباز توییم خمینی گوش به فرمان توییم خمینی.
ما مثلا همین‌جا میتونیم تناقض امیا رو ببینیم(کار به ویدئو تقطیع شده و موضوع بحثش که چیز دیگری بود ندارم)
ایشون قبلش تلویحا مخاطب‌ها رو به آشوب دعوت می‌کنه و بعد در مقام موکل آشوب‌گرا، کثافات انباشته شده در خیابون‌ها رو پاک‌سازی(البته اگه بخوایم منصف باشیم الان نسبت به ١۴٠١ خیلی بهتر شده)... چه چیزی باعث این بی‌ثباتی فکری شده؟ مشخصا به خاطر کراهت میلاد از "خشونت" نیست، صرفا به این خاطر که مجاورت مفهومی این رخداد با خشونت، قسمی بی‌قاعدگی و «فقدان امنیت» رو متبادر می‌کنه...
اصلا مدعی نیستم همچین میلی آگاهانه بوده.
ازتون می‌خوام اصلا حرفای منو به حساب قضاوت سوژه‌ها نذارید.
اول از همه باید بگم بی‌طرفی اگر به معنای عدم سوگیری باشه، برای من مفهوم چرندیه و دوم این‌که بیشتر هدفم ازین حرف‌ها، کالبدشناسی سیاسی بدن‌هاست.
برای من چه لفظ انسان خوب در برابر بد و چه انسان سالم در برابر مریض در این چارچوب بی‌معنیه.