Forwarded from NOŪS (Hamede Roshanie Rad)
«از زرنگی خدا بود که هنگامی که خواست نویسنده شود یونانی آموخت، و البته این زبان را چندان نیک هم نیاموخت*»
نیچه. فراسوی نیک و بد. پاره ۱۳۲
(اشاره نیچه به متن یونانی انجیل است که از نظر ادبی آن را اغلب متنی ضعیف ارزیابی میکرد)
____
#پارودی
با گذشت چند قرن زیرکی خدا به حدی رسید که چون خواست از نو نویسندگی آغازد، عربی آموخت، اما اینبار حقاً آن را نیک آموخت.
.
نیچه. فراسوی نیک و بد. پاره ۱۳۲
(اشاره نیچه به متن یونانی انجیل است که از نظر ادبی آن را اغلب متنی ضعیف ارزیابی میکرد)
____
#پارودی
با گذشت چند قرن زیرکی خدا به حدی رسید که چون خواست از نو نویسندگی آغازد، عربی آموخت، اما اینبار حقاً آن را نیک آموخت.
.
NOŪS
«از زرنگی خدا بود که هنگامی که خواست نویسنده شود یونانی آموخت، و البته این زبان را چندان نیک هم نیاموخت*» نیچه. فراسوی نیک و بد. پاره ۱۳۲ (اشاره نیچه به متن یونانی انجیل است که از نظر ادبی آن را اغلب متنی ضعیف ارزیابی میکرد) ____ #پارودی با گذشت چند…
راسل در کتاب «چرا مسیحی نیستم؟» استدلالات جالبی میکنه!
ایشون میگه حتی اگر دنیای دیگری وجود داشته باشد و خدا منو بابت اعتقادم بازخواست کنه، بهش میگم به اندازه کافی دلیل برای ایمان آوردن ندیدم...
خیلی حرف جالبیه! یک باور موجه لااقل برای خودش...
شما هم به اندازه کافی درگیر پژوهش های دینی و یا فلسفه دینی شدید که صلاحیت قضاوت داشته باشید؟ و بتونید حقانیت دین رو زیر سوال ببرید؟؟
ایشون میگه حتی اگر دنیای دیگری وجود داشته باشد و خدا منو بابت اعتقادم بازخواست کنه، بهش میگم به اندازه کافی دلیل برای ایمان آوردن ندیدم...
خیلی حرف جالبیه! یک باور موجه لااقل برای خودش...
شما هم به اندازه کافی درگیر پژوهش های دینی و یا فلسفه دینی شدید که صلاحیت قضاوت داشته باشید؟ و بتونید حقانیت دین رو زیر سوال ببرید؟؟
NOŪS
«از زرنگی خدا بود که هنگامی که خواست نویسنده شود یونانی آموخت، و البته این زبان را چندان نیک هم نیاموخت*» نیچه. فراسوی نیک و بد. پاره ۱۳۲ (اشاره نیچه به متن یونانی انجیل است که از نظر ادبی آن را اغلب متنی ضعیف ارزیابی میکرد) ____ #پارودی با گذشت چند…
آقای روشنی راد با اینکه در عقاید سیاسیشون زیاد باهاشون همنوایی ندارم ولی به جرئت میتونم بگم یکی از باسوادترین افرادی هست که تو تلگرام دیدم.
یادداشتهای مُعَوَّجْ
☄
دگراس تایسون فیزیکدان و یکی از مشهورترین ملحدین عصر حاضر در یکی از سخنرانیهایش میگوید و در واقع اعتراف میکند که:
نه قبل از دوران طلایی اسلامی و نه بعد از آن هیچ دوره و تمدنی را نداریم که بهتر و برتر از آن دوره باشد...
نه قبل از دوران طلایی اسلامی و نه بعد از آن هیچ دوره و تمدنی را نداریم که بهتر و برتر از آن دوره باشد...
گویم سخن را بازگوووو مردی کرم ز آغاز گو
هین بیملولی شرح کن من سخت کند و کودنم💔😢
گوید که آن گوش گرااااااان بهتر ز هوش دیگران
صد فضل دارد این بر آن کان جا هوا این جا منم...
هین بیملولی شرح کن من سخت کند و کودنم💔😢
گوید که آن گوش گرااااااان بهتر ز هوش دیگران
صد فضل دارد این بر آن کان جا هوا این جا منم...
یادداشتهای مُعَوَّجْ
گویم سخن را بازگوووو مردی کرم ز آغاز گو هین بیملولی شرح کن من سخت کند و کودنم💔😢 گوید که آن گوش گرااااااان بهتر ز هوش دیگران صد فضل دارد این بر آن کان جا هوا این جا منم...
اون اوایل که میشنیدمش بغض میکردم.
کاش کودن باشم و کودن بمونم...
کاش کودن باشم و کودن بمونم...
یادداشتهای مُعَوَّجْ
هر عارضهای که تسکین پیدا کند، عارضهای دیگر به وخامت میگراید. ساموئل بکت متوهمانهترین جامعه آرمانی سوسیالیستی رو تصور کنید. رفاه و آسایش مطلق برای همه مردم! وَه! تصور همچین جامعهای براتون خستهکننده نیست؟ فقط این پرسش برای از بین بردن تمام عظمت آرمانشهر…
آونگ زندگی مدام از رنج به سمت ملال و از ملال به سمت رنج در نوسانه...
این دنیا بازیچهای بیش نیست و تلاش برای لذت بردن ازش جز به ملال و رنج چیزی به وجود ما علاوه نمیکنه...
این دنیا بازیچهای بیش نیست و تلاش برای لذت بردن ازش جز به ملال و رنج چیزی به وجود ما علاوه نمیکنه...
یادداشتهای مُعَوَّجْ
اخلاق انتخاب "خود" است از میان انبوهی از تعلقات و انفعالات...
مطمئنا اگر هرکس منصفانه درونش رو بکاوه، با چیزی جز یک خروار تعلقات و انفعالات مواجه نمیشه...
بازهم میگم شما میتونید انتخاب کنید... میتونید انتخاب کنید بین یک هیچِ متعفن و مشمئزکننده یا "خود"ی ضابطهمند و آشکار...
بازهم میگم شما میتونید انتخاب کنید... میتونید انتخاب کنید بین یک هیچِ متعفن و مشمئزکننده یا "خود"ی ضابطهمند و آشکار...
انتخاب اخلاق، گزینش آزادی از میان ضرورته...
چینش انسانیت از میان حیوانیت...
چینش انسانیت از میان حیوانیت...
یادداشتهای مُعَوَّجْ
یک هیچِ متعفن و مشمئزکننده
البته این جذابیتهای خاص خودش هم داره.
گذاشتن نقابی فاخرتر از فاخرترین آثار هنری روی چهره و اختفای ذات پوچ برای رسیدن به تمایلاتتون، شاید دیگران رو فریب بده ولی "خود"تون رو هم فریب و به تبعش قربانی میکنه.
گذاشتن نقابی فاخرتر از فاخرترین آثار هنری روی چهره و اختفای ذات پوچ برای رسیدن به تمایلاتتون، شاید دیگران رو فریب بده ولی "خود"تون رو هم فریب و به تبعش قربانی میکنه.
یادداشتهای مُعَوَّجْ
مطمئنا اگر هرکس منصفانه درونش رو بکاوه، با چیزی جز یک خروار تعلقات و انفعالات مواجه نمیشه... بازهم میگم شما میتونید انتخاب کنید... میتونید انتخاب کنید بین یک هیچِ متعفن و مشمئزکننده یا "خود"ی ضابطهمند و آشکار...
شاید بهتر میبود ژیژک به جای ترکیب «از خودبیگانگی مثبت»، «انتخاب خود» رو استعمال میکرد؛ ابتدائا "خود"ی تعریف نمیشه که بخواد گندیده باشه! پوچ بودن و این بی"خود"یه که گندیدهس.
یادداشتهای مُعَوَّجْ
آونگ زندگی مدام از رنج به سمت ملال و از ملال به سمت رنج در نوسانه... این دنیا بازیچهای بیش نیست و تلاش برای لذت بردن ازش جز به ملال و رنج چیزی به وجود ما علاوه نمیکنه...
نگاه بدبینانه شوپنهاور، نیچه و کامو به من این امکان رو داد که علیه خوشبینی سادهلوحانه مارکسیستها تمام قد بایستم.
یادداشتهای مُعَوَّجْ
نگاه بدبینانه شوپنهاور، نیچه و کامو به من این امکان رو داد که علیه خوشبینی سادهلوحانه مارکسیستها تمام قد بایستم.
مکتب فرانکفورت و نئومارکسیستها به جای توجیه پیشبینیهای شکست خورده مارکس بایستی دنبال راهحل برای این دنیای معناباخته مدرن بگردن.
باید به جای نقد مداوم سرمایهداری(که کیسه بوکس دیگری هم ندارن) تمام همتشون رو سر پاسخ به پرسش اساسی کامو بذارن: چرا نباید خودکشی کرد؟
میخ تابوت رو جوری بر اندیشه فسیل شده مارکس بزنید که نسل جدید ما توهم نکنن بدون وجود معنا و خدا میتونن تجربه زندگی لذتبخشی داشته باشن و از این "بازی" لذت دنیا ظفرمند بیرون بیان...