هر موقع از یه سلبریتی یا روشنفکری شنیدید: «باید در کنار مردم ایستاد!» مطمئن باشید که گروههای خاصی از "مردم" رو خطاب میگیره و مابقی رو "نامردم"
"مردم" هیچوقت یه هویت از پیش مشخص، یک تصور ایستا عاری از تنوع سلایق مخصوصا در این عصر رسانه نبوده بلکه مملو از چندگانگیها و تکثره! هیچوقت به دوگانه مسخره «حکومتی» و «آزادیخواه» قابل تقلیل نیست...
منظورم از سویههای ایدئولوژیکی بعضیها و جهت دادن سیاسی به مطالبات دقیقا همینه!
"مردم" هیچوقت یه هویت از پیش مشخص، یک تصور ایستا عاری از تنوع سلایق مخصوصا در این عصر رسانه نبوده بلکه مملو از چندگانگیها و تکثره! هیچوقت به دوگانه مسخره «حکومتی» و «آزادیخواه» قابل تقلیل نیست...
منظورم از سویههای ایدئولوژیکی بعضیها و جهت دادن سیاسی به مطالبات دقیقا همینه!
یادداشتهای مُعَوَّجْ
وقتی تو این شرایط نمیتونی با نظرات و سلایق فکری متفاوت بخشی از معترضین کنار بیای و بهشون نسبت «سپاهی» میزنی، با متلهبتر شدنش دیگه چی میشی؟
شاید همین قاب نشون بده فاشیست کیه و در چه جهتی ایستاده و نیاز به توضیح اضافه من نباشه.
فراواقعیتها جوری اذهان رو مجنون کرده که یک دختر بچه نوجوون علنا جنگ رو راهحل میبینه! دختر بچهای که دستش تو جیب باباشه وضعیت اقتصادی جامعه رو بدتر از جنگ توصیف میکنه!!
پرسش یک
سه نفر با نامهای الف، ب و ج تصمیم میگیرند کامبیز را با چاقو ناکار کنند، اما قصدشان این نیست که کامبیز را به قتل برسانند. هر سه با چاقو ضرباتی به وی وارد میکنند اما شوربختانه این ضربات منجر به مرگ وی میشود.
در بررسیهای پزشکی قانونی مشخص میشود هیچ یک از این سه ضربه که الف و ب و ج وارد کردهاند به تنهایی باعث قتل نشدهاست، اما سه ضربه با یکدیگر منجر به قتل شدهاست! یعنی این سه به نیت خود عمل کردهاند و ضربهای نزدند که کامبیز به قتل برسد؛ اما در هر صورت کامبیز کشتهشدهاست. حال پرسش این است که: «قاتل کیست؟!».
سه نفر با نامهای الف، ب و ج تصمیم میگیرند کامبیز را با چاقو ناکار کنند، اما قصدشان این نیست که کامبیز را به قتل برسانند. هر سه با چاقو ضرباتی به وی وارد میکنند اما شوربختانه این ضربات منجر به مرگ وی میشود.
در بررسیهای پزشکی قانونی مشخص میشود هیچ یک از این سه ضربه که الف و ب و ج وارد کردهاند به تنهایی باعث قتل نشدهاست، اما سه ضربه با یکدیگر منجر به قتل شدهاست! یعنی این سه به نیت خود عمل کردهاند و ضربهای نزدند که کامبیز به قتل برسد؛ اما در هر صورت کامبیز کشتهشدهاست. حال پرسش این است که: «قاتل کیست؟!».
پرسش دشوارتر : پرسش ۲
در همان فرض قبلی بررسیهای پزشکی قانونی نشان میدهد هیچ یک از این سه ضربه که الف و ب و ج وارد کردهاند به تنهایی باعث قتل نشدهاست!
اما دو ضربه از این سه ضربه با یکدیگر منجر به قتل شده است. حال قاتل کیست؟
در همان فرض قبلی بررسیهای پزشکی قانونی نشان میدهد هیچ یک از این سه ضربه که الف و ب و ج وارد کردهاند به تنهایی باعث قتل نشدهاست!
اما دو ضربه از این سه ضربه با یکدیگر منجر به قتل شده است. حال قاتل کیست؟
پرسش بسیار دشوارتر: پرسش ۳
مقصر این رشد افسار گسیخته دلار چیست یا کیست؟ ممکن است بگویید «دولت» یا «حاکمیت». این حرف به چه معناست؟ دولت در اینجا یعنی چه کسی؟ یعنی همه حقوقبگیران دولتی؟ رییس جمهور؟ وزیر اقتصاد؟ بانکها؟ بانک مرکزی؟ حاکمیت هم مبهم است! حاکمیت یعنی چه؟ حاکمیت یعنی شخص رهبری؟ یا مجلس خبرگان رهبری؟ یا شورای نگهبان؟ یا کل نهادهای مالی حاکمیت؟ نظامیها چه؟ آنها هم تقصیر دارند ؟ حاکمیت یعنی کل دولت و نظام مدیریتی کشور؟
حال به فرض بپذیریم که دولت یا حاکمیت مقصر است. پرسش بعدی این است افرادی که این دولت یا حاکمیت را انتخاب کردند چه؟ آنها هم مقصرند؟ افرادی که دولتهای پیشین را انتخاب کرده بودند چه؟ بالاخره این تورم زمینههایی دارد که در دولتهای قبلی بوده! افرادی که از حاکمیت دفاع کردهاند در گذشته چه؟ اصلا آن افرادی که ابتدا انقلاب کردهاند چه؟ آنها هم مقصرند؟ آنها که رای ندادند چه؟ آنها که رای دادند چه؟ نظرتان در باب آمریکا و اسراییل چیست؟ آنها مقصر این وضعیت نیستند ؟ بالاخره تحریمها نقش عمده دارد. روس و چین چه؟ یقه چه کسی را باید گرفت و با چه ملاکی ؟ و چه کسی اصلا باید یقه بگیرد؟
مقصر این رشد افسار گسیخته دلار چیست یا کیست؟ ممکن است بگویید «دولت» یا «حاکمیت». این حرف به چه معناست؟ دولت در اینجا یعنی چه کسی؟ یعنی همه حقوقبگیران دولتی؟ رییس جمهور؟ وزیر اقتصاد؟ بانکها؟ بانک مرکزی؟ حاکمیت هم مبهم است! حاکمیت یعنی چه؟ حاکمیت یعنی شخص رهبری؟ یا مجلس خبرگان رهبری؟ یا شورای نگهبان؟ یا کل نهادهای مالی حاکمیت؟ نظامیها چه؟ آنها هم تقصیر دارند ؟ حاکمیت یعنی کل دولت و نظام مدیریتی کشور؟
حال به فرض بپذیریم که دولت یا حاکمیت مقصر است. پرسش بعدی این است افرادی که این دولت یا حاکمیت را انتخاب کردند چه؟ آنها هم مقصرند؟ افرادی که دولتهای پیشین را انتخاب کرده بودند چه؟ بالاخره این تورم زمینههایی دارد که در دولتهای قبلی بوده! افرادی که از حاکمیت دفاع کردهاند در گذشته چه؟ اصلا آن افرادی که ابتدا انقلاب کردهاند چه؟ آنها هم مقصرند؟ آنها که رای ندادند چه؟ آنها که رای دادند چه؟ نظرتان در باب آمریکا و اسراییل چیست؟ آنها مقصر این وضعیت نیستند ؟ بالاخره تحریمها نقش عمده دارد. روس و چین چه؟ یقه چه کسی را باید گرفت و با چه ملاکی ؟ و چه کسی اصلا باید یقه بگیرد؟
یادداشتهای مُعَوَّجْ
پرسش بسیار دشوارتر: پرسش ۳ مقصر این رشد افسار گسیخته دلار چیست یا کیست؟ ممکن است بگویید «دولت» یا «حاکمیت». این حرف به چه معناست؟ دولت در اینجا یعنی چه کسی؟ یعنی همه حقوقبگیران دولتی؟ رییس جمهور؟ وزیر اقتصاد؟ بانکها؟ بانک مرکزی؟ حاکمیت هم مبهم است! حاکمیت…
این سوالات در نفی اعتراضات نیست! صرفا در نفی نگاه سادهانگارانه در تحلیل مسائل اجتماعیه...
و اینکه نشون میده چطور کسانی میخوان با یه جواب ساده که بیشتر به تئوریهای توطئه شباهت داره جهتدهی سیاسی به مطالبات بدن(مصادرهشون کنن)...
و اینکه نشون میده چطور کسانی میخوان با یه جواب ساده که بیشتر به تئوریهای توطئه شباهت داره جهتدهی سیاسی به مطالبات بدن(مصادرهشون کنن)...
انقدر دنبال علت فضایی نگردید! تروخدا نگردید! مشکلات جوری نیست که با یه دکمه بشه درستشون کرد...
یادداشتهای مُعَوَّجْ
باور کنید منم دنبال تغییرم! خیلی... ولی عقل ناقص من این تغییر رو در دنیا نمیفهمه... در ساختار نمیفهمه... در چارچوب فکری چپهای ساختارگرا، برای من چیزی خارج از صفحه درونماندگار جامعه درک نمیشه... چیزی خارجی که واجد معنای "اصلاح" باشه... دنیا رنجهاش رو…
نه تنها هیچ ساختار کامل و بینقصی در دنیا وجود نداره بلکه هیچ دو ساختاری هم به جهت تکین بودنشون نمیشه مقایسهای ساده با نگاهی ارزششناختی کرد.
Forwarded from یادداشتهای مُعَوَّجْ
و همین عاملی شد برای من تا از ایجاد تغییر در دنیا به ایجاد تغییر در انسانها چرخش پارادایمیک کنم.
یادداشتهای مُعَوَّجْ
دین بیبدن دین انسان مدرن غربی است... دین هگلیه که به یک لحظه دیالکتیکی فروکاسته شده! دین کییرکگاردیه که به رابطهای شخصی با خدا بسنده کرده! دین داستایفسکیه در بحبوحه درگیری خداباوران و خداناباوران روسی... دین عارف بادیهنشینیه که از زمین مادی جامعه کنده…
اگزیستانسیالیسم هرچند هنوز هم برام جذابه ولی احساس میکنم رفته رفته درحال گسست ازشم.
یادداشتهای مُعَوَّجْ
اگزیستانسیالیسم هرچند هنوز هم برام جذابه ولی احساس میکنم رفته رفته درحال گسست ازشم.
من مسیر تفکراتم رو یجورایی مدیون کییرکگارد میدونم.
زمانی که تا لبه پرتگاه ایمان رفتم؛ پرتگاهی غرق در مه که هیچ معلوم نبود تهش به چی ختم میشه...
جرئت پریدن نداشتم ولی میتونستم "پریدن" رو توصیف کنم! همونطور که یوهانس دو سیلنتیو حرکت نامتناهی ابراهیم رو توصیف میکرد یا کلیماکوس جهش ایمانی رو...
زمانی که تا لبه پرتگاه ایمان رفتم؛ پرتگاهی غرق در مه که هیچ معلوم نبود تهش به چی ختم میشه...
جرئت پریدن نداشتم ولی میتونستم "پریدن" رو توصیف کنم! همونطور که یوهانس دو سیلنتیو حرکت نامتناهی ابراهیم رو توصیف میکرد یا کلیماکوس جهش ایمانی رو...
Forwarded from یادداشتهای مُعَوَّجْ (...)
جامعه آرمانی من جامعه انسانهای ساکته...
نذارید صداهاتون توسط نهادهای مقدر داخلی و خارجی مصادره بشه!
نذارید بدنهاتون توسط دولتها اسیر بشه!
نذارید بدنهاتون توسط دولتها اسیر بشه!
از این منطق تحمیلی،
از این دوگانه کذب و برساخته سیاسی «یا ارزشی یا براندازی» عبور کنید!
از این دوگانه کذب و برساخته سیاسی «یا ارزشی یا براندازی» عبور کنید!