یادداشت‌های مُعَوَّجْ
63 subscribers
73 photos
20 videos
8 files
98 links
جایی برای بالا بردن سطح کرنش و اعوجاج ذهنی
Download Telegram
دنیای مدرن دنیای خنده‌داری‌ه. حکمت دیگه نه سقراط‌ها رو فدا می‌کنه، نه بو‌علی‌ها رو تبعید و نه اسپینوزاها رو تکفیر...
حکمت در این دنیا یعنی چیزی که از نظر اکثریت دانایی باشه همان‌طور که هنر یعنی چیزی که از نظر اکثریت زیبایی...
سیاست یعنی چیزی که از نظر اکثریت صحیح؟

در این دنیا فقط باید خندیدن یاد گرفت...
حوصله ندارم دیگه با فلسفه کسی رو نقد کنم.
هر ارجاعی بهش بدم بیشتر خنده‌دارش می‌کنم.
هممون خفه‌ بودن هوای ناامید کننده "تنوع" رو خیلی خوب حس می‌کنیم. تعدد و تخیل "تنوع"، این ناامیدی رو به حد غایی‌ش می‌رسونه...
و انتخاب اخلاق در این صورت هست که واجد معنا میشه! انتخاب اخلاق در این معنا تحت‌تاثیر سنگینی دلیل یا نتیجه جدوجهد‌های عقلی نیست!
انتخاب اخلاق در این معنا سرفصل جدید کتاب زندگی هم نیست!
بل‌که بازنویسی کل اون و بازتعریف تمام ارزش‌ها...

توانایی احراز اعتبار زیباشناختی زندگی اخلاقی رو کاملا دارم ولی بدفهمیه اگه فکر کنید زیبایی‌ قوام دهنده اخلاقه! اخلاق از زیبایی فراتر می‌رود! اخلاق انتخاب "خود" است از میان انبوهی از تعلقات و انفعالات...
فوکو خیلی خوب ایده انقلاب 57 رو درک کرد.
در دوران تجددگرایی پدیده‌ای نو بر علیه سیر تطور تاریخی غرب به وقوع پیوست، پدیده‌ای که به هیچ روی با معادلات چپی و راستی قابل ارزیابی نبود! یک شیفت پارادایمی!
مگسک آن روی مدرنیته و فرهنگش بود، روی سیطره انسان مدرن غربی بر جهان! به این معنا ایدئولوژیک بود.
رمانتیک بود؛ یعنی برآمده از آمال و احساسات یک ملت...
یادداشت‌های مُعَوَّجْ
ولی این ایده غلط بود به همون دلایلی که امثال عبدالکریم سروش به ما یاد دادن. هنوز مغز‌مون با چرخ‌دنده‌های زنگ زده مدرنیسم حرکت می‌کنه...
غرب، مرکزیت عالم!
احتمالا پیش از این با وجه تسمیه «خاورمیانه» آشنا بودید ولی غرب تنها جغرافیاش رو جهانی و تحمیل نکرد! چیزی که بیشتر غافل میشیم، جهانی شدن و تحمیل تاریخ غرب هست.
ما تجربیات تاریخی غرب رو نداشتیم...
مارتین لوتر و رفرمیسم دینی نداشتیم...
گالیله نداشتیم...
کانت نداشتیم...
تجربهٔ جزم‌اندیشی داشتیم(در برخی نحله‌های فکری) ولی هرگز نمی‌شه به نحو تطبیقی با جزم‌اندیشی کلیسایی در پنج قرن ابتدایی و انتهایی قرون وسطی اروپا یکی گرفتش!
غرب تاریخش رو به جهان تحمیل کرد! سنت و مدرنیته یک ثنویت کاملا غربیه! و پیروی کورکورانه از ارزش‌های فرهنگ مدرنیته هم چیزی جز اسارت و انفعال محض نیست...
توجه داشته باشید که من فرهنگ مدرنیته رو به تمامی نفی نکردم! مثلا بازنگری به جایگاه زن در جامعه از ویژگی‌های مثبت مدرنیته بود که بایستی اون رو در ابعاد صحیحش از غرب استخراج کرد و موارد دیگر...
اما اگر این‌ گزاره که « تاریخ یک جامعه بخش عمده‌ای از هویت اجتماعی افراد آن جامعه را تشکیل می‌دهد. » به عنوان یک اصل موضوع بپذیریم، در این صورت من منطقا جواز این رو پیدا می‌کنم کسایی که پیشاپیش ارزش‌های فرهنگ مدرنیته رو اساس هویتشون تعریف کردن، «از خود بیگانه» خطاب کنم.
یادداشت‌های مُعَوَّجْ
از تاریخ، فلسفه و مفاهیم غربی بیاموزیم ولی در زمین این مفاهیم بازی نکنیم... گاهی وقت‌ها یک انسان به ظاهر آزاد اما در باطن تا مغز استخون اسیر میشه...
وایتهد میگه کل فلسفه غرب یه پانوشت از فلسفه افلاطونه.
مطمئنا اگه ما هم در بازخوانی از فلاسفه خودمون انقدر کاهلی نمی‌کردیم، فلسفه‌مون به این انزوا نمی‌افتاد...
یادداشت‌های مُعَوَّجْ
Mohammad Esfahani @RozMusic.com – Shekayate Hejran
گم‌گشته دیار محبت کجا رود؟؟؟🗣
نام حبیب هست و، نشان حبیب نیست...

عاااااااااشق منممم! که یار به حالم نظر نکرد...
ای خواجه درد هست ولیکن، طبیب نیست...
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM