فی‌البداهه.
129 subscribers
373 photos
9 videos
201 links
@Disjointedpieces همسایه امام‌رضاشون؛ -
https://t.me/HarfChatBot?start=669ddea2b498
Download Telegram
Forwarded from اهمیت ندارم.
اگر ممکنه برای ننه‌جون ما یه فاتحه لطف کنید بفرستید. ممنون.
Forwarded from ندانستم
اگر یک روز کسی از من بپرسد بزرگترین اشتباه زندگی‌ات چه بود می‌گویم: "اینکه فکر می‌کردم می‌توانم تو را نگه دارم." و اگر بپرسد بزرگترین درستِ زندگی‌ات چه بود باز هم می‌گویم: "اینکه فکر می‌کردم می‌توانم تو را نگه دارم." چون همین فکر محال بود که تمام عمرم را به یک معجزه تبدیل کرد. من در تو لنگر انداختم، با تمام زنجیرهایی که داشتم، با تمام وزنه‌هایی که در سینه‌ام بود لنگر انداختم اما تو شن‌های روان بودی. هر بار که فکر می‌کردم آرام گرفته‌ای و کشتی‌ام را نگه داشته‌ای دوباره زیر پایم خالی می‌شد و من دوباره به عمق می‌افتادم. اما هر بار خوشحال‌تر از قبل، چون می‌دانستم دوباره تو مرا بالا می‌کشی./ شش مواجهه با سوگ
می‌خواستم زودتر از امروز این کتاب رو بهتون پیشنهاد بدم که تو همچین‌روزی، به صفحات آخرش برسید. اما مشغله‌ها باعث تأخیرش شد. با این‌حال کمتر از ۱۰۰ صفحه‌ست و تو یک‌روز کامل خونده می‌شه. کتاب میر و علمدار نوشته خانم شکوریان‌فرد از زبان حضرت ام‌البنین، درباره عاشورا و دست‌کم‌گرفتن غدیر هست که به‌صورت نامه برای حضرت ابوالفضل نوشته شده. خیلی روان و زیبا، همراه با سوزشی از طرف یک مادر که تو رو خط به خط با واقعه اون زمان همراه می‌کنه و فراتر از چیزی که فکرش رو بکنید، توی دلتون جا می‌گیره. تیکه‌هایی از کتاب رو من اینجا گذاشتم. می‌تونید بخونید و بیشتر با نوشتارش ارتباط بگیرید. اگه دسترسی ندارید به نسخه چاپیش، می‌تونید از طریق طاقچه بخونیدش. قیمت مناسبی داره و تو اشتراک بی‌نهایت هم هست.
#معرفی‌کتاب
این یاد شدن‌ها، همون‌هاییه که می‌خوابی و تورو می‌بره تو صحن کربلا. خدا کم نکنه این رزق‌هارو وسط ناامیدی‌ت آدمی‌زاد.
Forwarded from سقای غریب (؛سیدهآدِم)
برا بابام یا ام البنین میگید؟:)
این وحشتناک است که شاهد باشی چطور احساساتی چنین عظیم و بی‌انتها و غنی و شگفت، آن‌قدر در ما بماند تا احمقانه و بی‌روح و عادی شود و کاستی بگیرد تا آن‌جا که به واژه ترجمه شود و بی‌رنگ‌وبو روی کاغذ پرتاب شود.
- ۲۱۱
مادرها به‌خاطر فرزندشان کارهایی می‌کنند که تنها خدا قدر آن کارها را می‌داند، تنها خدا به آن اعمال لبخند می‌زند. تنها خدا می‌داند که چه در دل و ذهن مادر می‌گذرد که باعث می‌شود یک مادر از همه راحتی و علائقش بگذرد فقط برای آن‌که فرزندش، زندگی را خوش بگذراند. / میر و علمدار
هرچه به آب و آتش می‌زدم نمی‌رسیدم به آن آدمی که به زندگی سنجاقم زده بود. نه دلم می‌خواست زمان برگردد عقب و از جایی شروع شود که گذرم به او نیفتد؛ نه رمقی مانده بود برای ادامه‌دادن در این جبر پر پیچ‌وخم روزگار.
- ۷۰
Forwarded from ندانستم
بالاخره باید گاهی این چند قطره درون لیوان را هم دید و به این فکر کرد که بخشی از لیوان پر است. قدرت خیال، همین دل‌خوش کنک ساده و همین گریزهای کوچک خوشبختی ما را به مسیر برمی‌گرداند. واقعیت همان همیشگی‌ست، همان خط صاف تکراری که مسیر برگشت ندارد و نمی‌توان تغییرش داد اما خیال آن اتاقی‌ست که به سلیقه خودت اجزایش را می‌چینی‌.
موجودی حسابم و چیزایی که می‌خوام، دیگه زیادی باهم همخونی ندارن و این‌وسط منم و یه دریا خواسته و پوزخندِ پول‌های نداشته.
نماهنگ|قمر سیما
کربلایی حسین ستوده
برنامه از امشب تا ۴۰ روز دیگه که ولادتشه، زندگی‌کردن با این نماهنگه.❤️‍🩹
- گوشه‌ی قلب‌تون ازش نگهداری کنید.