فی‌البداهه.
129 subscribers
375 photos
9 videos
202 links
@Disjointedpieces همسایه امام‌رضاشون؛ -
https://t.me/HarfChatBot?start=669ddea2b498
Download Telegram
گاهی بیا به دیدنِ من، محضِ سر زدن
اصلاً بیا به باغ، به قصدِ تبر زدن..
ولی واقعاً پسرا خیلی عجیبن. فکر کن با ریحانه‌های خلقت مشکل داشته باشی بعد کشته مرده‌ی دختربچه‌ای باشی که وقتی بزرگ می‌شه یکی از همون ریحانه‌های خلقت می‌شه. حتی خودشونم قبول دارن دختر یکی از بهترین خلقت‌های خدایه و تا وقتی دختردار نشدن، انگار کلاً بابا نشدن.
صاحب‌الزمان‌عج:
أكثِروا الدُّعاءَ بِتَعجيلِ الفَرَجِ فَإنَّ ذلِكَ فَرَجُكُم.
براى تعجيل در فرج بسيار دعا كنيد،
که خود گشایش و نجاتِ شماست..
- کمال‌الدین | ص ۴۸۵ -
بلد نیستم اصفهانی تایپ کنم. ولی حاج‌خانمه با لهجه‌ی آدم‌کشش پرسید: بیریم سِقاخونه اسمال‌طلا؟ همون‌جا نزدیک بود برم صورت‌شو بگیرم یه ماچ گنده کنم بگم ای قربون این لهجه‌ت. تو حرف بزن اصن جون بخواه.
من تصمیممو گرفتم. می‌رم یه شهر دیگه زندگی می‌کنم که وقتی اومدم مشهد با پتو بیام حرم اون گوشه‌ی همیشگی گوهرشادم بخوابم💆🏻‍♀
خراب‌تر ز دلِ من، غمِ تو جای نيافت.
وقتی که صحبت از حسن‌ع باشد چه‌زیباست
پس عسکری با مجتبی فرقی ندارد..
می‌شه برای خواهرم خیلی دعا کنید؟:)
صلواتی حمد شفایی چیزی.. دمتون گرم💚
عجب نباشد اگر قم شده دری ز بهشت
بهشت بوده چو در انحصارِ فاطمه‌ها..
حواست به منم باشه..
همراهِ همدلِ من!
در زندگی لحظه‌های سخت وجود دارد؛ لحظه‌های بسیار سخت و طاقت‌سوزی، که عبور از درون این لحظه‌ها بدون ضربه‌زدن به حرمت و قداستِ زندگی مشترک، به‌نظر امری ناممکن می‌رسد. ما کوشیده‌اییم -خداراشکر- که از قلب این لحظه‌ها، بارها و بارها بگذريم و چیزی را که به معنای حیات ماست و رؤیای ما، به مخاطره نیندازیم.
ما، به‌دلیل بافت پیچیده‌ی زندگی‌مان، هزاربار مجبور شدیم کوچه‌ای تنگ و طولانی و زرورقی را بپیماییم.
-بی‌آنکه تن‌مان دیوار این کوچه را بشکافد، یا حتی لمس کند. ما، در این کوچه‌ی بسیار آشنا، حتی بارها، مجبور به دویدن شدیم، و چه‌خوب و ماهرانه دویدیم.-
انگار کن که بر پل صراط..
- نادر ابراهیمی -
‏ما یادمان که نیست، ولی راستی حسین‌ع-
با دردِ غربتِ تو کجا آشنا شدیم؟