فی‌البداهه.
129 subscribers
375 photos
9 videos
202 links
@Disjointedpieces همسایه امام‌رضاشون؛ -
https://t.me/HarfChatBot?start=669ddea2b498
Download Telegram
سری برون کن از آن خاک و حالِ ما بنگر
که از فراقِ تو یک چشم، خون و دیگری آب‌ست..
می‌نویسم و پاک می‌کنم. کار هرروزه‌م شده. دیروز بهم گفت چرا انقدر درگیری با خودت؟ گفتم نمی‌دونم. میای حرف بزنیم؟ دیروز چشمم افتاد به عکس‌ت. نمی‌دونم از بین این‌همه ریخت‌وپاش از کجا پیداش شد. دست خودم نبود که، خیره شدم به چشم‌هات. مامان می‌گه مغزتو انقدر پرحرف بار نیار. مگه می‌شه؟ خیلی وقته حرف نزدم. ببین اونجارو. همون دفتره‌س! همونی که داخلش دونه‌دونه نامه‌هام رو می‌نوشتم برات که بخونی. نخوندی که. موند رو دستم. گذاشتمش رو طاقچه بلکه از نبودن‌ها دل بکنی و سراغی ازش بگیری. اما زهی‌خیالِ باطل. بی‌حواس شدم. مسئله‌هارو حل می‌کنم و به جواب نمی‌رسم. به جواب که می‌رسم پیدا نمی‌شن. دوباره حل می‌کنم. خسته‌م. بیا چای بریزم برات، اینجوری وایسادی حس می‌کنم منتظری رو برگردونم تا بری. می‌شه نری؟ این‌بار بمون. خسته‌ای؟ چشم‌هات مثل قبل نیست. ناراحتی. بازم کار منه؟ نمی‌دونم. دست خودم نیست. بی‌حواس شدم. اینو یادته؟ حتماً یادته. اصلاً پادکست‌ها برای اینن که همیشه موندگار باشن. مگه غیر اینه؟ خودت گفتی. چرا نمی‌شینی؟ خیلی حرف دارم‌ها. می‌خوام از لاکِ بی‌حرفی‌هام درام. مگه اینطوری دوست نداشتی؟ دیشب انقدر ساکت بودم که زد رو شونه‌مو گفت بیا بیرون. اما بیرون‌اومدنی نبودم. حرفی نداشتم باهاش. اما با تو دارم. می‌مونی دیگه؟ بمون. خستگی‌هات رو اینجا بریز بیرون. موندگار نیستی؟ باشه. این‌بار هم نمون. من هنوز صبر می‌کنم. شاید برگشتی، نه؟
گاهی بیا به دیدنِ من، محضِ سر زدن
اصلاً بیا به باغ، به قصدِ تبر زدن..
ولی واقعاً پسرا خیلی عجیبن. فکر کن با ریحانه‌های خلقت مشکل داشته باشی بعد کشته مرده‌ی دختربچه‌ای باشی که وقتی بزرگ می‌شه یکی از همون ریحانه‌های خلقت می‌شه. حتی خودشونم قبول دارن دختر یکی از بهترین خلقت‌های خدایه و تا وقتی دختردار نشدن، انگار کلاً بابا نشدن.
صاحب‌الزمان‌عج:
أكثِروا الدُّعاءَ بِتَعجيلِ الفَرَجِ فَإنَّ ذلِكَ فَرَجُكُم.
براى تعجيل در فرج بسيار دعا كنيد،
که خود گشایش و نجاتِ شماست..
- کمال‌الدین | ص ۴۸۵ -
بلد نیستم اصفهانی تایپ کنم. ولی حاج‌خانمه با لهجه‌ی آدم‌کشش پرسید: بیریم سِقاخونه اسمال‌طلا؟ همون‌جا نزدیک بود برم صورت‌شو بگیرم یه ماچ گنده کنم بگم ای قربون این لهجه‌ت. تو حرف بزن اصن جون بخواه.
من تصمیممو گرفتم. می‌رم یه شهر دیگه زندگی می‌کنم که وقتی اومدم مشهد با پتو بیام حرم اون گوشه‌ی همیشگی گوهرشادم بخوابم💆🏻‍♀
خراب‌تر ز دلِ من، غمِ تو جای نيافت.
وقتی که صحبت از حسن‌ع باشد چه‌زیباست
پس عسکری با مجتبی فرقی ندارد..
می‌شه برای خواهرم خیلی دعا کنید؟:)
صلواتی حمد شفایی چیزی.. دمتون گرم💚
عجب نباشد اگر قم شده دری ز بهشت
بهشت بوده چو در انحصارِ فاطمه‌ها..
حواست به منم باشه..