به مناسبت 25 اردیبهشت سالروز بزرگداشت حکیم پارسي گوي در این جستار چند خطي در باب افتتاح و بازسازي مقبره این بزرگ مردِ اهلِ خرد توسط پدر نوین ایران رضاشاه کبیر به رشتۀ تحریر درآمدهاست امید که مقبول افتد.
در 28اِمرداد سال 1313رضاشاه بزرگ شخصاًدر مراسم بزرگداشت هزارۀ حکیم توس شرکت و آرامگاه آن گنج خفته در دل خاک اهورایي ایران را افتتاح کرد(قدر زَر زَرگر شناسد).
این آرامگاه با الهام از معماري مقبرۀ پدرِ ایران زمین کوروش کبیر ساخته و پرداخته شد.
بناي مذکور از سه بخش شکل گرفته که نخستین بخش آن میانيترین بخش آن است و از سنگ قبری از جنس مرمر تشکیل شدهاست با ابعادي به قاعدۀ 0.5×1.5×1 و در مرکز بناقرار گرفته است،بخش دوم شامل تالاري مربع شکل است که از سنگ مرمر ساخته شده و داخل آن با کاشي تزئین گشته است و چهار ستون بلند با دوسر ستون بزرگ در چهارگوشۀ این تالار موجود ميباشد و تصویر مردي بالدار در بالاي ضلع جنوبي بناي اصلي ایجاد گشته است که ویژگیهایي پرسپولیس را بیشتر به یاد ميآورد.
و سومین بخش محوطۀ پلکاني پوشیده از سنگ مرمر است که اتاق روي آن قرار گرفته است و تعداد زیادی از اشعارِ این حکیم پارسي گوي روی دیوار آن حک شده است که حسین حجار باشی زنجانی سنگتراشيِ سنگهاي بنا و قبر را انجام داده است و سنگ نوشتههاي آرامگاه را که به خط نستعلیق و از اشعارِ حکیم حماسي سراي توس میباشد نیز اثري از طاهرزاده است .
دولت اعلیحضرت رضا شاه بزرگ تازه هفت سال بود که پا گرفته بود فلذاصدقه سر حکومت پلشت قجري بودجهاي برای این کار نداشت چراکه دولت تازه پاگرفته پهلوي درآن سالهاي نخست فاقدهرگونه درآمدي بود از آنرو که نفت از دوره قاجار پیش فروش گردیده وباقیمت نازلی واگذار شده بود که درآمدایران ازنفت بسیاراندک بود وحکومت قجر عیاش تقریباًویرانهاي رابه رضاشاه بزرگ تحویل داده بود،مالیات نیزرقم چشمگیري نميشدچراکه ایران"قجر زده"درفقر کامل بسرميبرد وتجارتي نیزبلطف بیکفایتي شاهان عیاش قاجار نبود که مالیاتش را از مردم بگیرد.
و نه صادراتي داشتیم و نه تولیدي(چیزي شبیه اکنون ایران)پس رضاشاه بزرگ براي تامین بودجه دست به ابتکاري زد و آن انتشار بلیط بخت آزمایي بود بر این بلیط تصویري از آرامگاه فردوسي و شعري از این گنجینه ادب پارسي نقش بسته بود که از درآمد آن بودجه تامین شد
آري!
رضاشاه بزرگ اینگونه ایران روبه زوال بازمانده ازعهد قجر راتحویل گرفت وباعزمي راسخ وتکیه برقواي میهن پرستي ایران راوارد دنیاي مدرن نمود که این روایت یکي از هزاران خدمات رضاشاه به ایران و فرهنگ ایراني است.
بر روان پاک پدر ایران نوین رضا شاه بزرگ درود می فرستیم .
پاینده ایران 💎
#رضاشاه_روحت_شاد 🌹
#جاویدشاه 🔥
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
در 28اِمرداد سال 1313رضاشاه بزرگ شخصاًدر مراسم بزرگداشت هزارۀ حکیم توس شرکت و آرامگاه آن گنج خفته در دل خاک اهورایي ایران را افتتاح کرد(قدر زَر زَرگر شناسد).
این آرامگاه با الهام از معماري مقبرۀ پدرِ ایران زمین کوروش کبیر ساخته و پرداخته شد.
بناي مذکور از سه بخش شکل گرفته که نخستین بخش آن میانيترین بخش آن است و از سنگ قبری از جنس مرمر تشکیل شدهاست با ابعادي به قاعدۀ 0.5×1.5×1 و در مرکز بناقرار گرفته است،بخش دوم شامل تالاري مربع شکل است که از سنگ مرمر ساخته شده و داخل آن با کاشي تزئین گشته است و چهار ستون بلند با دوسر ستون بزرگ در چهارگوشۀ این تالار موجود ميباشد و تصویر مردي بالدار در بالاي ضلع جنوبي بناي اصلي ایجاد گشته است که ویژگیهایي پرسپولیس را بیشتر به یاد ميآورد.
و سومین بخش محوطۀ پلکاني پوشیده از سنگ مرمر است که اتاق روي آن قرار گرفته است و تعداد زیادی از اشعارِ این حکیم پارسي گوي روی دیوار آن حک شده است که حسین حجار باشی زنجانی سنگتراشيِ سنگهاي بنا و قبر را انجام داده است و سنگ نوشتههاي آرامگاه را که به خط نستعلیق و از اشعارِ حکیم حماسي سراي توس میباشد نیز اثري از طاهرزاده است .
دولت اعلیحضرت رضا شاه بزرگ تازه هفت سال بود که پا گرفته بود فلذاصدقه سر حکومت پلشت قجري بودجهاي برای این کار نداشت چراکه دولت تازه پاگرفته پهلوي درآن سالهاي نخست فاقدهرگونه درآمدي بود از آنرو که نفت از دوره قاجار پیش فروش گردیده وباقیمت نازلی واگذار شده بود که درآمدایران ازنفت بسیاراندک بود وحکومت قجر عیاش تقریباًویرانهاي رابه رضاشاه بزرگ تحویل داده بود،مالیات نیزرقم چشمگیري نميشدچراکه ایران"قجر زده"درفقر کامل بسرميبرد وتجارتي نیزبلطف بیکفایتي شاهان عیاش قاجار نبود که مالیاتش را از مردم بگیرد.
و نه صادراتي داشتیم و نه تولیدي(چیزي شبیه اکنون ایران)پس رضاشاه بزرگ براي تامین بودجه دست به ابتکاري زد و آن انتشار بلیط بخت آزمایي بود بر این بلیط تصویري از آرامگاه فردوسي و شعري از این گنجینه ادب پارسي نقش بسته بود که از درآمد آن بودجه تامین شد
آري!
رضاشاه بزرگ اینگونه ایران روبه زوال بازمانده ازعهد قجر راتحویل گرفت وباعزمي راسخ وتکیه برقواي میهن پرستي ایران راوارد دنیاي مدرن نمود که این روایت یکي از هزاران خدمات رضاشاه به ایران و فرهنگ ایراني است.
بر روان پاک پدر ایران نوین رضا شاه بزرگ درود می فرستیم .
پاینده ایران 💎
#رضاشاه_روحت_شاد 🌹
#جاویدشاه 🔥
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
🔥فردوسی؛ مسلمان یا زرتشتی؟!🔥
🔹جهانبینی و کیش فردوسی پاکزاد از همان آغاز شاهنامه شکوهمند او آشکار می گردد؛ آنجا که می گوید:
《به نام خداوند جان و خرد
کزین برتر اندیشه برنگذرد》
🔸او در اینجا از خداوند موهومی که هر سوره تازینامه قرآن با آن آغاز گشته، سخن نمی گوید؛ بلکه با این چکامه (شعر)، راه خود را از آنان که باید، جدا می سازد. زیرا "خداوند جان و خرد" در واقع برگردانی است از واژه "اهورامزدا"؛ خداوندی که اشوزرتشت برای نخستین بار به جهانیان می شناساند (اهورا به چمار (معنی) "خداوند جان" و مزدا به چمار "خداوند خرد" است).
🔹نیز باور و آیین فردوسی حتی در آن روزگار هم تا اندازه ای شناخته شده بود؛ به گونه ای که مسلمانان نماز بر پیکر بی جان او را به چرایی گبر بودن (نامی که تازیان آن روزگار بر زرتشتیان نهاده بودند) روا نمی داشتند و پروانه (اجازه) خاکسپاری وی در گورستان مسلمانان را نمی دادند:
《چنين گويند كه چون فردوسي را وفات رسيد، او را، هم در باغ او دفن كردند و از وفات او همه مغموم و محزون شدند. اما شيخ بزرگوار ابوالقاسم كرگاني كه شيخ المشايخ آن روزگار بود به نماز جنازه حاضر نگشت و گفت: مردي حكيم و زاهد، ترك سيرت خود كرد و عمر در سخن بددينان و آتشپرستان و اسماء بلاطائل و افسانههاي باطل بگذرانيد؛ بر چنين كس نماز نكنيم.》
(مقدمه شاهنامه بايسنغري)
🔹همین داستان توسط عطار نیشابوری از زبان ابوالقاسم کرگانی، چنین نقل و قول شده:
《فردوسی بسي گفت
همه در مدح گبري ناكسي گفت
به مدح گبركان عمري به سر برد
چو وقت رفتن آمد بيخبر مرد
مرا در كار او برگ ريا نيست
نمازم بر چنين شاعر روا نيست》
(اسرارنامه)
🔸نیز در بنمایه (منبع) های دیگر می خوانیم:
《شيخ ابوالقاسم كرگاني فرمود كه: حكيم تمام عمر خود را صرف مدحت مجوسيه (آیین زرتشتی) نمود؛ من بر وي نماز نگذارم.》
(رضا قلي خان هدايت؛ رياض العارفين)
🔹《مذکری [واعظی] بود در طبران. تعصب كرد و گفت: من رها نكنم تا جنازه او در گورستان مسلمانان برند؛ كه او رافضي بود.》
(نظامي عروضي؛ چهار مقاله)
🔹در پایان نیز باید دانست که آن بخش از دیباچه شاهنامه که به ستایش پیامبر اسلام می پردازد، هم بر پایه گواه های (شواهد) یاد شده بالا و هم بر پایه شوند (دلیل) های بسیار، از آن فردوسی نیستند و از دسته سروده های افزوده شده بر شاهنامه اند.
🔸آن شوندها مانند:
1- وجود واژگان بسیار تازی (عربی)؛ در حالی که کوشش فردوسی در جای جای شاهنامه بر به کار بردن هر چه کمتر واژگان غیر پارسی است.
2- وجود ستایش خلفای راشدی؛ در حالی که آنها در بخش های دیگر شاهنامه منفور هستند.
3- وجود هجو علیه دشمنان علی ابن ابی طالب و نفرین کردن و بی پدر خواندن آنها؛ در حالی که یکی از ویژگی های شاهنامه نبودن هیچگونه هجو و توهین حتی علیه دشمنان مهم ترین شخصیت شاهنامه یعنی رستم است.
🔹همچنین دگرگونگی جهانبینی وی با اسلام در دیگر بخش های شاهنامه نیز آشکار می گردد؛ همانند آنجا که می سراید:
《ز یاقوت سرخ است چرخ کبود
نه از آب و باد و نه از گرد و دود》
🔸این سروده درست در ستیز و رد قرآن است که می گوید:
"پس از آن قصد آسمان كرد و آن دودي بود."
(قرآن؛ سوره فصلت، آیه 11)
🔹و بر عکس، این سروده فردوسی، درست بر پایه نسک (کتاب) پهلوی بندهش (یکی از نسک های کهن و استوره ای زرتشتیان و ایرانیان باستان) است که می گوید:
"چرخ يا گنبد آسمان، بسان خانهاي گوهرنشان نموده شده كه از ياقوت سفته درست گرديده است
پاینده ایران 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
🔹جهانبینی و کیش فردوسی پاکزاد از همان آغاز شاهنامه شکوهمند او آشکار می گردد؛ آنجا که می گوید:
《به نام خداوند جان و خرد
کزین برتر اندیشه برنگذرد》
🔸او در اینجا از خداوند موهومی که هر سوره تازینامه قرآن با آن آغاز گشته، سخن نمی گوید؛ بلکه با این چکامه (شعر)، راه خود را از آنان که باید، جدا می سازد. زیرا "خداوند جان و خرد" در واقع برگردانی است از واژه "اهورامزدا"؛ خداوندی که اشوزرتشت برای نخستین بار به جهانیان می شناساند (اهورا به چمار (معنی) "خداوند جان" و مزدا به چمار "خداوند خرد" است).
🔹نیز باور و آیین فردوسی حتی در آن روزگار هم تا اندازه ای شناخته شده بود؛ به گونه ای که مسلمانان نماز بر پیکر بی جان او را به چرایی گبر بودن (نامی که تازیان آن روزگار بر زرتشتیان نهاده بودند) روا نمی داشتند و پروانه (اجازه) خاکسپاری وی در گورستان مسلمانان را نمی دادند:
《چنين گويند كه چون فردوسي را وفات رسيد، او را، هم در باغ او دفن كردند و از وفات او همه مغموم و محزون شدند. اما شيخ بزرگوار ابوالقاسم كرگاني كه شيخ المشايخ آن روزگار بود به نماز جنازه حاضر نگشت و گفت: مردي حكيم و زاهد، ترك سيرت خود كرد و عمر در سخن بددينان و آتشپرستان و اسماء بلاطائل و افسانههاي باطل بگذرانيد؛ بر چنين كس نماز نكنيم.》
(مقدمه شاهنامه بايسنغري)
🔹همین داستان توسط عطار نیشابوری از زبان ابوالقاسم کرگانی، چنین نقل و قول شده:
《فردوسی بسي گفت
همه در مدح گبري ناكسي گفت
به مدح گبركان عمري به سر برد
چو وقت رفتن آمد بيخبر مرد
مرا در كار او برگ ريا نيست
نمازم بر چنين شاعر روا نيست》
(اسرارنامه)
🔸نیز در بنمایه (منبع) های دیگر می خوانیم:
《شيخ ابوالقاسم كرگاني فرمود كه: حكيم تمام عمر خود را صرف مدحت مجوسيه (آیین زرتشتی) نمود؛ من بر وي نماز نگذارم.》
(رضا قلي خان هدايت؛ رياض العارفين)
🔹《مذکری [واعظی] بود در طبران. تعصب كرد و گفت: من رها نكنم تا جنازه او در گورستان مسلمانان برند؛ كه او رافضي بود.》
(نظامي عروضي؛ چهار مقاله)
🔹در پایان نیز باید دانست که آن بخش از دیباچه شاهنامه که به ستایش پیامبر اسلام می پردازد، هم بر پایه گواه های (شواهد) یاد شده بالا و هم بر پایه شوند (دلیل) های بسیار، از آن فردوسی نیستند و از دسته سروده های افزوده شده بر شاهنامه اند.
🔸آن شوندها مانند:
1- وجود واژگان بسیار تازی (عربی)؛ در حالی که کوشش فردوسی در جای جای شاهنامه بر به کار بردن هر چه کمتر واژگان غیر پارسی است.
2- وجود ستایش خلفای راشدی؛ در حالی که آنها در بخش های دیگر شاهنامه منفور هستند.
3- وجود هجو علیه دشمنان علی ابن ابی طالب و نفرین کردن و بی پدر خواندن آنها؛ در حالی که یکی از ویژگی های شاهنامه نبودن هیچگونه هجو و توهین حتی علیه دشمنان مهم ترین شخصیت شاهنامه یعنی رستم است.
🔹همچنین دگرگونگی جهانبینی وی با اسلام در دیگر بخش های شاهنامه نیز آشکار می گردد؛ همانند آنجا که می سراید:
《ز یاقوت سرخ است چرخ کبود
نه از آب و باد و نه از گرد و دود》
🔸این سروده درست در ستیز و رد قرآن است که می گوید:
"پس از آن قصد آسمان كرد و آن دودي بود."
(قرآن؛ سوره فصلت، آیه 11)
🔹و بر عکس، این سروده فردوسی، درست بر پایه نسک (کتاب) پهلوی بندهش (یکی از نسک های کهن و استوره ای زرتشتیان و ایرانیان باستان) است که می گوید:
"چرخ يا گنبد آسمان، بسان خانهاي گوهرنشان نموده شده كه از ياقوت سفته درست گرديده است
پاینده ایران 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
🔹سدشاه عباسى بلندترين ونازكترين سد جهان .
کمتر کسی پیدا می شود که از جاذبه های تاریخی یزد شنیده باشد و نام طاق شاه عباسی به گوشش نخورده باشد. بنایی که شاید دیدنی ترین اثر تاریخی طبس به شمار بیاید و یکی از جاذبه های فراموش نشدنی استان یزد که چندین لقب تکرار نشدنی را همراه خود دارد.
طاق شاه عباسی پر رکوردترین بنای تاریخی ایران است! سدی با ۶۰متر ارتفاع که نه تنها لقب قدیمیترین و بزرگ ترین سد قوسی جهان را با خود یدک می کشد، بلکه به مدت ۵۵۰ سال هم به عنوان بلندترین سد در جهان شناخته می شد. اما سد شاه عباسی یک لقب دیگر هم دارد که هنوز هیچ سدی موفق به تصاحب آن نشده است: نازکترین سد جهان که به خاطر عرض تاج یک متری اش به این نام شناخته می شود.
برای دیدن طاق شاه عباسی که به سد شاه عباسی هم معروف است، باید به روستای ۷۰۰ ساله خرو و در فاصله ۲۷ کیلومتری شهر طبس سفر کنید. جایی در نزدیکی چشمه آب گرم مرتضی علی.
بالاتر از این چشمه، دره تنگی وجود دارد که در آن طاق شاه عباسی بنا شده است. قدمت این طاق را به دوره صفویه نسبت می دهند و معتقدند که سنگ نگارههای بزکوهی که بر آن حک شده اند، نمادی از درخواست فراوانی آب، زایندگی و فراوانی نعمت است. عده ای هم این بزها را نمادی از فرشتگانی می دانند که برای نگهبانی آب، افزایش و فراوانی نعمت بر دیوارههای طاق دعا می کنند.
🔹تفرجگاه «مرتضی علی»
اگر گذارتان به طبس و روستای خرو افتاد، بعد از تماشای این سد جالب و شگفت انگیز حتما سری هم به چشمه دیدنی مرتضی علی بزنید که برگ های جدیدی برای غافلگیری شما رو خواهد کرد!
این چشمه در آن واحد دو بخش سرد و گرم دارد که به موازات یکدیگر جریان پیدا می کنند. به این معنی که یک سمت چشمه سرد و سمت دیگر آن گرم است و شما با قدم زدن در آن می توانید یک پای خود را در آب سرد چشمه فرو کنید و پای دیگرتان را در آب گرم آن!
دلیل این اتفاق آن است که آب گرم چشمه از دیواره سمت راست به داخل رودخانه می ریزد و همین، اختلاف دمایی را در چشمه ایجاد می کند که گاهی به ۱۰درجه هم می رسد! غلظت بیشتر آب گرم و تفاوت ساختاری آن با آب سرد جاری در کف رودخانه باعث میشود که این آب ها تا مسافت حدود سیصد متری بستر رودخانه هم پیش بروند در حالی که به طور کامل با هم مخلوط نشده اند و در بستر رودخانه قابل تفکیک هستند! به این ترتیب می بینید که در یک طرف رودخانه آب سرد و در طرف دیگر آب گرم جریان دارد.
برای رسیدن به آبگرم مرتضی علی باید از شهر طبس بگذرید و بعد، حدود پنج کیلومتر را با پای پیاده طی کنید که بیشتر این مسیر از داخل آب می گذرد. در طول راه، دیوارههای بلند دره مانندی در دو طرف همراهی تان می کنند که روی آنها حفرههای کوچک و بزرگ با نظم خاصی قرار گرفته اند. بعضی از این حفره ها، چشمه های جوشان آب هستند که بزرگترین شان به حمام مرتضی علی معروف شده است.
کویری با دو چشمه سرد و گرم! این شاید بهترین تعبیری باشد که بتوان درباره تفرجگاه «مرتضی علی» گفت. منطقه ای در دل طبس همیشه گرم، که زیباترین منظره و متنوع ترین طبیعت را مقابل چشمان شما می آورد.
غلظت بیشتر آب گرم و تفاوت ساختاری آن با آب سرد جاری در کف رودخانه باعث میشود که این آب ها تا مسافت حدود سیصد متری بستر رودخانه هم پیش بروند در حالی که به طور کامل با هم مخلوط نشده اند و در بستر رودخانه قابل تفکیک هستند!
چشمه آبگرم مرتضی علی را باید در روستای «خرو» از توابع شهرستان طبس ببینید. منطقه ای که با وجود دسترسی نه چندان آسانش، هر سال میزبان حدود ششصد هزار گردشگری می شود که به یزد سفر کرده اند.
برای رسیدن به آبگرم مرتضی علی باید از شهر طبس بگذرید و بعد، حدود پنج کیلومتر را با پای پیاده طی کنید که بیشتر این مسیر از داخل آب می گذرد! در طول راه، دیوارههای بلند دره مانندی در دو طرف همراهی تان می کنند که روی آنها حفرههای کوچک و بزرگ با نظم خاصی قرار گرفته اند. بعضی از این حفره ها، چشمه های جوشان آب هستند که بزرگترین شان به حمام مرتضی علی معروف شده است. حمامی برای چند دقیقه آب تنی مسافران!
اگر گذارتان به چشمه آبگرم مرتضی علی افتاد و توانستید دل از حمام معدنی آن بکنید، کمی بالاتر دره محصور و تنگی را می بینید به نام دره سد نهرین که شاید تماشای آن یکی از دیدنی ترین تجربه های سفرتان باشد.
خیلی ها معتقدند این دره باریک، شباهت زیادی با تنگه واشی تهران دارد. اگر باز هم مسیر را ادامه دهید، به طاق یا سد شاه عباسی خواهید رسید که از آثار تاریخی دوران صفویه محسوب میشود.
سنگ نگاره های این طاق را که نگاه کنید، نقش بزکوهی، نماد درخواست فراوانی آب، زایندگی و فراوانی نعمت را می بینید که بر گوشه گوشه آن ترسیم شده اند.اینها نمادی از فرشتگانی هستند که برای نگهبانی آب، افزایش و فراوانی نعمت بر دیواره های طاق حک شده اند.
🔹یک بستر، دو رودخانه
کمتر کسی پیدا می شود که از جاذبه های تاریخی یزد شنیده باشد و نام طاق شاه عباسی به گوشش نخورده باشد. بنایی که شاید دیدنی ترین اثر تاریخی طبس به شمار بیاید و یکی از جاذبه های فراموش نشدنی استان یزد که چندین لقب تکرار نشدنی را همراه خود دارد.
طاق شاه عباسی پر رکوردترین بنای تاریخی ایران است! سدی با ۶۰متر ارتفاع که نه تنها لقب قدیمیترین و بزرگ ترین سد قوسی جهان را با خود یدک می کشد، بلکه به مدت ۵۵۰ سال هم به عنوان بلندترین سد در جهان شناخته می شد. اما سد شاه عباسی یک لقب دیگر هم دارد که هنوز هیچ سدی موفق به تصاحب آن نشده است: نازکترین سد جهان که به خاطر عرض تاج یک متری اش به این نام شناخته می شود.
برای دیدن طاق شاه عباسی که به سد شاه عباسی هم معروف است، باید به روستای ۷۰۰ ساله خرو و در فاصله ۲۷ کیلومتری شهر طبس سفر کنید. جایی در نزدیکی چشمه آب گرم مرتضی علی.
بالاتر از این چشمه، دره تنگی وجود دارد که در آن طاق شاه عباسی بنا شده است. قدمت این طاق را به دوره صفویه نسبت می دهند و معتقدند که سنگ نگارههای بزکوهی که بر آن حک شده اند، نمادی از درخواست فراوانی آب، زایندگی و فراوانی نعمت است. عده ای هم این بزها را نمادی از فرشتگانی می دانند که برای نگهبانی آب، افزایش و فراوانی نعمت بر دیوارههای طاق دعا می کنند.
🔹تفرجگاه «مرتضی علی»
اگر گذارتان به طبس و روستای خرو افتاد، بعد از تماشای این سد جالب و شگفت انگیز حتما سری هم به چشمه دیدنی مرتضی علی بزنید که برگ های جدیدی برای غافلگیری شما رو خواهد کرد!
این چشمه در آن واحد دو بخش سرد و گرم دارد که به موازات یکدیگر جریان پیدا می کنند. به این معنی که یک سمت چشمه سرد و سمت دیگر آن گرم است و شما با قدم زدن در آن می توانید یک پای خود را در آب سرد چشمه فرو کنید و پای دیگرتان را در آب گرم آن!
دلیل این اتفاق آن است که آب گرم چشمه از دیواره سمت راست به داخل رودخانه می ریزد و همین، اختلاف دمایی را در چشمه ایجاد می کند که گاهی به ۱۰درجه هم می رسد! غلظت بیشتر آب گرم و تفاوت ساختاری آن با آب سرد جاری در کف رودخانه باعث میشود که این آب ها تا مسافت حدود سیصد متری بستر رودخانه هم پیش بروند در حالی که به طور کامل با هم مخلوط نشده اند و در بستر رودخانه قابل تفکیک هستند! به این ترتیب می بینید که در یک طرف رودخانه آب سرد و در طرف دیگر آب گرم جریان دارد.
برای رسیدن به آبگرم مرتضی علی باید از شهر طبس بگذرید و بعد، حدود پنج کیلومتر را با پای پیاده طی کنید که بیشتر این مسیر از داخل آب می گذرد. در طول راه، دیوارههای بلند دره مانندی در دو طرف همراهی تان می کنند که روی آنها حفرههای کوچک و بزرگ با نظم خاصی قرار گرفته اند. بعضی از این حفره ها، چشمه های جوشان آب هستند که بزرگترین شان به حمام مرتضی علی معروف شده است.
کویری با دو چشمه سرد و گرم! این شاید بهترین تعبیری باشد که بتوان درباره تفرجگاه «مرتضی علی» گفت. منطقه ای در دل طبس همیشه گرم، که زیباترین منظره و متنوع ترین طبیعت را مقابل چشمان شما می آورد.
غلظت بیشتر آب گرم و تفاوت ساختاری آن با آب سرد جاری در کف رودخانه باعث میشود که این آب ها تا مسافت حدود سیصد متری بستر رودخانه هم پیش بروند در حالی که به طور کامل با هم مخلوط نشده اند و در بستر رودخانه قابل تفکیک هستند!
چشمه آبگرم مرتضی علی را باید در روستای «خرو» از توابع شهرستان طبس ببینید. منطقه ای که با وجود دسترسی نه چندان آسانش، هر سال میزبان حدود ششصد هزار گردشگری می شود که به یزد سفر کرده اند.
برای رسیدن به آبگرم مرتضی علی باید از شهر طبس بگذرید و بعد، حدود پنج کیلومتر را با پای پیاده طی کنید که بیشتر این مسیر از داخل آب می گذرد! در طول راه، دیوارههای بلند دره مانندی در دو طرف همراهی تان می کنند که روی آنها حفرههای کوچک و بزرگ با نظم خاصی قرار گرفته اند. بعضی از این حفره ها، چشمه های جوشان آب هستند که بزرگترین شان به حمام مرتضی علی معروف شده است. حمامی برای چند دقیقه آب تنی مسافران!
اگر گذارتان به چشمه آبگرم مرتضی علی افتاد و توانستید دل از حمام معدنی آن بکنید، کمی بالاتر دره محصور و تنگی را می بینید به نام دره سد نهرین که شاید تماشای آن یکی از دیدنی ترین تجربه های سفرتان باشد.
خیلی ها معتقدند این دره باریک، شباهت زیادی با تنگه واشی تهران دارد. اگر باز هم مسیر را ادامه دهید، به طاق یا سد شاه عباسی خواهید رسید که از آثار تاریخی دوران صفویه محسوب میشود.
سنگ نگاره های این طاق را که نگاه کنید، نقش بزکوهی، نماد درخواست فراوانی آب، زایندگی و فراوانی نعمت را می بینید که بر گوشه گوشه آن ترسیم شده اند.اینها نمادی از فرشتگانی هستند که برای نگهبانی آب، افزایش و فراوانی نعمت بر دیواره های طاق حک شده اند.
🔹یک بستر، دو رودخانه
آب گرم چشمه از دیواره سمت راست به داخل رودخانه می ریزد و همین، اختلاف دمایی را در چشمه ایجاد می کند که گاهی به ۱۰درجه هم می رسد! غلظت بیشتر آب گرم و تفاوت ساختاری آن با آب سرد جاری در کف رودخانه باعث میشود که این آب ها تا مسافت حدود سیصد متری بستر رودخانه هم پیش بروند در حالی که به طور کامل با هم مخلوط نشده اند و در بستر رودخانه قابل تفکیک هستند! به این ترتیب می بینید که در یک طرف رودخانه آب سرد و در طرف دیگر آب گرم جریان دارد و شما می توانید یک پایتان را در طرف گرم رودخانه فرو کنید و پای دیگرتان را در طرف سرد رودخانه! پدیده نادری که شاید در هیچ نقطه دیگر کشور فرصت تجربه آن را نداشته باشید!
📌نوشتارها و جستارهای بیشتر در تارنمای رسمی جنبش :
https://iircf.com
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران🔥
#جاویدشاه💎
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
📌نوشتارها و جستارهای بیشتر در تارنمای رسمی جنبش :
https://iircf.com
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران🔥
#جاویدشاه💎
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
ImgBB
Iranian-Renaissance
Image Iranian-Renaissance hosted in ImgBB
یک قرن بعد از استعمار بومیان کنگو و کشتار ۱۰میلیون نفر از آنان توسط استعمارگران بلژیکی به نحوهی نشستن یک آخوند و یک استعمارگر بنگرید؛ علاوه بر یادآوریِ دوران بردهداری و ارباب و رعیتی اینگونه نشستن و سخن گفتن با مردم نشانه نوعی طلبکار بودن و از جایگاه قدر قدرتی است آخوندها و استعمارگران بلژیکی از خیلی جهات به هم شبیهاند علاوه بر شباهت ظاهری در عملکرد، نحوهی اسارت،مجازات،کشتار و استثمار مانند سیبی هستند که از وسط دو نیم شده باشند. شاید لئوپولد دوم پادشاه وقت بلژیک فقط یک عمامه از آخوند بهشتی کم دارد شاید هم بهشتی یک عمامه بیشتر!
همانگونه که آیت الله خمینی بنیانگذار حکومت اسلامی با وعده برقراری دموکراسی و آزادی پا به ایران گذاشت لئوپولد دوم که کشف کرده بود کنگو دارای ذخایر عظیم مواد معدنی ازجمله الماس میباشد با شعار برابری و پایان دادن به بردگی و ساختن فرهنگ انسانی در 1885 چنگال بر منابع این کشور انداخت برخلاف شعارهای لئوپولد دوم، بلژیکیها بلافاصله پس از استقرار و کشف ذخایر الماس و مواد معدنی در کنگو، زن و فرزندان بومیان را گروگان و مردان را به کار اجباری درمعادن وادار کردند. خمینی هم در بدو ورود افسران ارتش،صاحب منصبان حکومت قبل، مخالفان و بعد مردم عادی را اعدام و زندانی کرد .
درهمان زمان اختراع و افزایش روز افزون خودرو در اروپا، بازار کائوچو را پُررونق نموده بود. کمپانیهای اروپایی از شیرابه کائوچو نوعی لاستیک طبیعی تهیه میکردند که درساخت تایر خودروها کاربرد داشت. این ماده اولیه در کنگو فراوان بود. هر بردهای میبایست روزانه مقدار مشخص شدهای شیرابه کائوچو تهیه و به استعمارگران تحویل دهد در غیر این صورت بلژیکیها جهت مجازات دهکدهها را میسوزاندند، دست و پاهای زنان و فرزندان بردهها را قطع و در صورت تکرار کمکاری، اعضای خانواده برده را با شمشیر درجهت طولی به دونیم تقسیم میکردند! قطع دست امروزه در ایران یک مجازات است .
تشابهات وضعیت فعلی ایران ما با کنگوی صدسال پیش فقط در قطع دست، اعدام و به گروگان گرفتن افراد خلاصه نمیشود. یکی دیگر از این تشابهات شلاق زدن است که معمولا توسط بردههای اجیر شده کنگویی با دریافت مزدی ناچیز صورت میگرفت امری که ماموران سپاه،بسیج و نیروی انتظامی امروزه انجام میدهند.
پایتخت های اروپایی تا همین سال ۱۹۵۸میلادی نمایشگاه باغ وحش انسانی برگزار میکردند و ما هم در قرن حاضر مراسم اعدام! اگر بلژیکیها کودکان خود را برای دیدن یک کودک سیاهپوست کنگویی همراه میبردند ایرانیها کودکان خود را برای مرگ دردناک یک هموطن با طناب دار به مراسم اعدام میبرند.
اروپاییان که اینچنین میلیونها نفر را کشتند و استعمار کردند چه انگلیس، اسپانیا بلژیک یا فرانسه به یک باره آنچنان مهد تمدن و آزادی شدند که خمینی را یک دهه بعد به عنوان یک آزادیخواه و مترقی پناه و به ملت ایران تحمیل کردند. حاصل اما چه شد؟ برای نمونه براساس آمار نهادهای حقوق بشری از ابتدای انقلاب تا به امروز بجز مرگ صدها هزار نفر در جنگ یا تصادفات جادهای تاکنون بالغ بر ۶۷۰۰۰نفر در ایران اعدام شدهاند چه سیاسی چه به صورت دعاوی کیفری که نام قصاص بر آن نهادهاند. شباهت خونخواری اروپاییان که علاوه بر صدها سال استعمار در قرن بیستم هم با برپا کردن دو جنگ جهانی میلیونها نفر را نابود و آواره کردند با آخوندهای حاکم بر ایران انکارناپذیر است. آخوندها هم با برپا کردن جنگ هشت ساله،کشتن هزاران نفر و آواره کردن میلیونها ایرانی در سراسر دنیا وفاداری خود به اصول اجداد اروپاییشان را به وضوح ثابت کردند.
📌نوشتارها و جستارهای بیشتر در تارنمای رسمی جنبش :
https://iircf.com
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران🔥
#جاویدشاه💎
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
همانگونه که آیت الله خمینی بنیانگذار حکومت اسلامی با وعده برقراری دموکراسی و آزادی پا به ایران گذاشت لئوپولد دوم که کشف کرده بود کنگو دارای ذخایر عظیم مواد معدنی ازجمله الماس میباشد با شعار برابری و پایان دادن به بردگی و ساختن فرهنگ انسانی در 1885 چنگال بر منابع این کشور انداخت برخلاف شعارهای لئوپولد دوم، بلژیکیها بلافاصله پس از استقرار و کشف ذخایر الماس و مواد معدنی در کنگو، زن و فرزندان بومیان را گروگان و مردان را به کار اجباری درمعادن وادار کردند. خمینی هم در بدو ورود افسران ارتش،صاحب منصبان حکومت قبل، مخالفان و بعد مردم عادی را اعدام و زندانی کرد .
درهمان زمان اختراع و افزایش روز افزون خودرو در اروپا، بازار کائوچو را پُررونق نموده بود. کمپانیهای اروپایی از شیرابه کائوچو نوعی لاستیک طبیعی تهیه میکردند که درساخت تایر خودروها کاربرد داشت. این ماده اولیه در کنگو فراوان بود. هر بردهای میبایست روزانه مقدار مشخص شدهای شیرابه کائوچو تهیه و به استعمارگران تحویل دهد در غیر این صورت بلژیکیها جهت مجازات دهکدهها را میسوزاندند، دست و پاهای زنان و فرزندان بردهها را قطع و در صورت تکرار کمکاری، اعضای خانواده برده را با شمشیر درجهت طولی به دونیم تقسیم میکردند! قطع دست امروزه در ایران یک مجازات است .
تشابهات وضعیت فعلی ایران ما با کنگوی صدسال پیش فقط در قطع دست، اعدام و به گروگان گرفتن افراد خلاصه نمیشود. یکی دیگر از این تشابهات شلاق زدن است که معمولا توسط بردههای اجیر شده کنگویی با دریافت مزدی ناچیز صورت میگرفت امری که ماموران سپاه،بسیج و نیروی انتظامی امروزه انجام میدهند.
پایتخت های اروپایی تا همین سال ۱۹۵۸میلادی نمایشگاه باغ وحش انسانی برگزار میکردند و ما هم در قرن حاضر مراسم اعدام! اگر بلژیکیها کودکان خود را برای دیدن یک کودک سیاهپوست کنگویی همراه میبردند ایرانیها کودکان خود را برای مرگ دردناک یک هموطن با طناب دار به مراسم اعدام میبرند.
اروپاییان که اینچنین میلیونها نفر را کشتند و استعمار کردند چه انگلیس، اسپانیا بلژیک یا فرانسه به یک باره آنچنان مهد تمدن و آزادی شدند که خمینی را یک دهه بعد به عنوان یک آزادیخواه و مترقی پناه و به ملت ایران تحمیل کردند. حاصل اما چه شد؟ برای نمونه براساس آمار نهادهای حقوق بشری از ابتدای انقلاب تا به امروز بجز مرگ صدها هزار نفر در جنگ یا تصادفات جادهای تاکنون بالغ بر ۶۷۰۰۰نفر در ایران اعدام شدهاند چه سیاسی چه به صورت دعاوی کیفری که نام قصاص بر آن نهادهاند. شباهت خونخواری اروپاییان که علاوه بر صدها سال استعمار در قرن بیستم هم با برپا کردن دو جنگ جهانی میلیونها نفر را نابود و آواره کردند با آخوندهای حاکم بر ایران انکارناپذیر است. آخوندها هم با برپا کردن جنگ هشت ساله،کشتن هزاران نفر و آواره کردن میلیونها ایرانی در سراسر دنیا وفاداری خود به اصول اجداد اروپاییشان را به وضوح ثابت کردند.
📌نوشتارها و جستارهای بیشتر در تارنمای رسمی جنبش :
https://iircf.com
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران🔥
#جاویدشاه💎
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
🔹هنر و پیشه ایرانی - ملکیدوزی؛ کوک بر پایافزاری کهن
پیدایش و ساخت پایافزار «گیوه»، راه به استورههای تاریخی میبَرد. میگویند زمانی که گیو، پهلوان بزرگ ایران، آهنگ یافتن فرنگیس و کیخسرو را داشت و میدانست سالهای بسیار باید در سرزمین تورانیان به جستوجو بپردازد، نیازمند پایافزاری استوار بود که در راهنوردیهای فراوان، دوام بیاورد.
پس گیوه را ساخت و با پوشیدن آن، هفت سال به جستوجو پرداخت تا سرانجام توانست گمشدههای خود را بیابد! گیوه چنین پیشینهای در یاد و حافظه مردم دارد.
در میان گیوههایی که در جایجای ایران بافته میشد، «مَلِکی» چهبسا زیباتر و بادوامتر بود و «ملکیدوزی» پُرپیشینهتر. هنوز هم نیمجانی از این صنعت دستی هنرورزانه به جای است و استادان سالخودهای را میتوان دید که پیشبند بستهاند و بر کرسیهای کارگاه کوچک خود نشستهاند و بردبارانه ملکی میدوزند، بی آنکه چندان امیدی داشته باشند که هنر آنان به نسلهای پس از خود برسد و پایدار بماند.
ملکی پایافزاری سنتی و دستساز است. به سخن دیگر، گونهای از گیوه است که کفِ تخت آن با ریسمانهای پنبهای بافته و فشرده، آج خورده است. به آن ریسمانها «پرک» میگویند. ملکی بسیار گرانبهاست؛ از آنرو که در ساخت آن باریکبینی، بردباری و زیبایی بسیار به کار میرود تا پایافزاری مناسب ساخته شود.
برای ساخت ملکی، به چرمسازی، بافندگی و تختکشی نیاز هست. تخت، کف ملکی یا گیوه است که از چرم به دست میآید و خود از هنرهای دستی درازدامن است.
ملکی دوزی از صنایع دستی پُرآوازهی شهرستانهای آباده، جهرم، کازرون و استهبان، در استان فارس، است. ملکیهایی که در آنجا بافته میشود، دو بخش دارد: یکی کف، یا تختِ ملکی است که به آن «شیوه» میگویند و دیگری سطح آن که «رووار» نامیده میشود. رووار از نخ کتانی (پنبهای) یا ابریشمی استوار، در دو گونه بافته میشود؛ یکی ریزبافت است و دیگری درشتبافت. کف ملکی از لاستیک و چرم است.
همهی کارهایی که برای ساخت گیوهی ملکی باید انجام داد، با دست است. مواد آن نیز نخهای کتانی و ابریشمی است و چرم. ابزاری که استادان ملکیدوز به کار میبرند، گوناگون است. اما مهمترین آنها را این گونه میتوان برشمرد: برای بریدن چرم از قیچیهای درشت و برای سورخ کردن و آماده ساختن آن برای سوزن نخ، درفش را به کار میگیرند؛ کاردی که به آن «شفره» میگویند و نوکتیز نیست؛ «مصقل» که به کمک آن قیچی و شفره را تیز و بُرنده میکنند؛ میخ که جلو و پشت ملکی کوبیده میشود تا استواری بیشتری داشته باشد؛ سوزن و ابزارهای دیگری همچون «مشته» که ابزاری است هاون مانند برای کوبیدن و نرم کردن چرم.
برای ساخت و آماده کردن ملکی، چهار مرحلهی اصلی باید انجام گیرد. نخست ریسمان تابی است که در آن پنبه را به نخ تبدیل میکنند. دوم رووار است که در آن رویه با سوزن بافته میشود؛ گام سوم شیوهکشی است که در آن کف ملکی تولید میشود و در پایان، کار دوختن رووار (سطح) به شیوه (کف) ملکی انجام میگیرد.
پیش از آنکه لاستیک شناخته شود و از آن در کار ملکیدوزی بهره ببرند، کف ملکیها را از لتههای به هم فشرده میساختند. لته همان پارچهی کهنه است. در هر تخت، چیزی میان 90 تا 140 تکه پارچهی فشرده شده به کار میرفت. این پارچهها را میکوبیدند تا به یک لایه تبدیل شود.
حتا پس از بهکارگیری لاستیک، باز استادان ملکیدوزی بودند که چرم را خود میساختند. آنها برای فراهم آوردن چرم مورد نیازشان، پوست گاو را با آب آهک موزدایی میکردند؛ پس از شستوشو، در آفتاب خشک میکردند و روی آن پیه میمالیدند تا پیه درون پوست رخنه کند و بدین گونه چرم برای ملکیدوزی فراهم شود.
پیدایش و ساخت پایافزار «گیوه»، راه به استورههای تاریخی میبَرد. میگویند زمانی که گیو، پهلوان بزرگ ایران، آهنگ یافتن فرنگیس و کیخسرو را داشت و میدانست سالهای بسیار باید در سرزمین تورانیان به جستوجو بپردازد، نیازمند پایافزاری استوار بود که در راهنوردیهای فراوان، دوام بیاورد.
پس گیوه را ساخت و با پوشیدن آن، هفت سال به جستوجو پرداخت تا سرانجام توانست گمشدههای خود را بیابد! گیوه چنین پیشینهای در یاد و حافظه مردم دارد.
در میان گیوههایی که در جایجای ایران بافته میشد، «مَلِکی» چهبسا زیباتر و بادوامتر بود و «ملکیدوزی» پُرپیشینهتر. هنوز هم نیمجانی از این صنعت دستی هنرورزانه به جای است و استادان سالخودهای را میتوان دید که پیشبند بستهاند و بر کرسیهای کارگاه کوچک خود نشستهاند و بردبارانه ملکی میدوزند، بی آنکه چندان امیدی داشته باشند که هنر آنان به نسلهای پس از خود برسد و پایدار بماند.
ملکی پایافزاری سنتی و دستساز است. به سخن دیگر، گونهای از گیوه است که کفِ تخت آن با ریسمانهای پنبهای بافته و فشرده، آج خورده است. به آن ریسمانها «پرک» میگویند. ملکی بسیار گرانبهاست؛ از آنرو که در ساخت آن باریکبینی، بردباری و زیبایی بسیار به کار میرود تا پایافزاری مناسب ساخته شود.
برای ساخت ملکی، به چرمسازی، بافندگی و تختکشی نیاز هست. تخت، کف ملکی یا گیوه است که از چرم به دست میآید و خود از هنرهای دستی درازدامن است.
ملکی دوزی از صنایع دستی پُرآوازهی شهرستانهای آباده، جهرم، کازرون و استهبان، در استان فارس، است. ملکیهایی که در آنجا بافته میشود، دو بخش دارد: یکی کف، یا تختِ ملکی است که به آن «شیوه» میگویند و دیگری سطح آن که «رووار» نامیده میشود. رووار از نخ کتانی (پنبهای) یا ابریشمی استوار، در دو گونه بافته میشود؛ یکی ریزبافت است و دیگری درشتبافت. کف ملکی از لاستیک و چرم است.
همهی کارهایی که برای ساخت گیوهی ملکی باید انجام داد، با دست است. مواد آن نیز نخهای کتانی و ابریشمی است و چرم. ابزاری که استادان ملکیدوز به کار میبرند، گوناگون است. اما مهمترین آنها را این گونه میتوان برشمرد: برای بریدن چرم از قیچیهای درشت و برای سورخ کردن و آماده ساختن آن برای سوزن نخ، درفش را به کار میگیرند؛ کاردی که به آن «شفره» میگویند و نوکتیز نیست؛ «مصقل» که به کمک آن قیچی و شفره را تیز و بُرنده میکنند؛ میخ که جلو و پشت ملکی کوبیده میشود تا استواری بیشتری داشته باشد؛ سوزن و ابزارهای دیگری همچون «مشته» که ابزاری است هاون مانند برای کوبیدن و نرم کردن چرم.
برای ساخت و آماده کردن ملکی، چهار مرحلهی اصلی باید انجام گیرد. نخست ریسمان تابی است که در آن پنبه را به نخ تبدیل میکنند. دوم رووار است که در آن رویه با سوزن بافته میشود؛ گام سوم شیوهکشی است که در آن کف ملکی تولید میشود و در پایان، کار دوختن رووار (سطح) به شیوه (کف) ملکی انجام میگیرد.
پیش از آنکه لاستیک شناخته شود و از آن در کار ملکیدوزی بهره ببرند، کف ملکیها را از لتههای به هم فشرده میساختند. لته همان پارچهی کهنه است. در هر تخت، چیزی میان 90 تا 140 تکه پارچهی فشرده شده به کار میرفت. این پارچهها را میکوبیدند تا به یک لایه تبدیل شود.
حتا پس از بهکارگیری لاستیک، باز استادان ملکیدوزی بودند که چرم را خود میساختند. آنها برای فراهم آوردن چرم مورد نیازشان، پوست گاو را با آب آهک موزدایی میکردند؛ پس از شستوشو، در آفتاب خشک میکردند و روی آن پیه میمالیدند تا پیه درون پوست رخنه کند و بدین گونه چرم برای ملکیدوزی فراهم شود.
پس از آنکه ملکی بافته شد، دورتادور چرم ملکی را کتیرا یا سریشمی که در آب تبدیل به مایع شده، میمالند. زمانی که برای ساخت یک جفت ملکی صرف میشود، سه روز است. در دو گونه هم بافته میشود: یک گونه بافت شهری است، که زیباتر است و دیگری بافت بیابانی که بیشتر به استواری (استحکام) آن توجه میشود تا زیبایی.
ملکی در سنجش با دیگر گیوهها، این تفاوت را دارد که رویهی آن بلندتر است و در پشت ملکی یک قطعه چرم دوخته شده است. ملکیهای بافتهشده برای مردان سفید رنگ است و رنگهای دیگر را چندان مناسب مردها نمیدانند. اما ملکی زنان رنگین و نقشدار است. لنگههای چپوراست آن هم تفاوتی نداشت.
ملکی، در تابستان پایافزاری استوار و بادوام است اما برای زمستان و یخبندان چندان مناسب نیست. امروزه ملکیدوزی رونق و اهمیت روزگاران پیش را ندارد. نه تنها بدان سبب که انگیزهای برای یاد گرفتن این صنعت دستی نیست بلکه از آنرو که تولید کفشهای کارخانهای و ارزنبها، جایی برای رقابت گیوههای ملکی با آن کفشها، نگذاشته است. اندک کارگاههای ملکیدوزی آباده، جهرم، استهبان و کازرون همانهایی هستند که استادان آن اکنون سالخورده شدهاند و با رنج بسیار کوشش میکنند این هنر دستی در یادها بماند.
📌نوشتارها و جستارهای بیشتر در تارنمای رسمی جنبش :
https://iircf.com
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران🔥
#جاویدشاه💎
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
ملکی در سنجش با دیگر گیوهها، این تفاوت را دارد که رویهی آن بلندتر است و در پشت ملکی یک قطعه چرم دوخته شده است. ملکیهای بافتهشده برای مردان سفید رنگ است و رنگهای دیگر را چندان مناسب مردها نمیدانند. اما ملکی زنان رنگین و نقشدار است. لنگههای چپوراست آن هم تفاوتی نداشت.
ملکی، در تابستان پایافزاری استوار و بادوام است اما برای زمستان و یخبندان چندان مناسب نیست. امروزه ملکیدوزی رونق و اهمیت روزگاران پیش را ندارد. نه تنها بدان سبب که انگیزهای برای یاد گرفتن این صنعت دستی نیست بلکه از آنرو که تولید کفشهای کارخانهای و ارزنبها، جایی برای رقابت گیوههای ملکی با آن کفشها، نگذاشته است. اندک کارگاههای ملکیدوزی آباده، جهرم، استهبان و کازرون همانهایی هستند که استادان آن اکنون سالخورده شدهاند و با رنج بسیار کوشش میکنند این هنر دستی در یادها بماند.
📌نوشتارها و جستارهای بیشتر در تارنمای رسمی جنبش :
https://iircf.com
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران🔥
#جاویدشاه💎
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
ImgBB
Iranian-Renaissance
Image Iranian-Renaissance hosted in ImgBB
جاوید باد ارتش شاهنشاهی ایران زمین
هم میهنان به این اکانت رسمی ارتش بروید و در این پویش اینستاگرامی شرکت کنید. پست ارتش را بصورت مستقیم در استوری خود بگذارید.
پاینده ایران 🔥
#جاویدشاه 💎
.
#Repost @i.r.iran.army
• • • • • •
با توجه به میلی بود رسانه ملی و کم اهمیت بودن جان ارتشی ها این پویش رو برای حمایت از ارتشیان دلاور راه انداختیم تا مسولین و مقامات، سلبریتی های این کشور بدانند ارتش از گوشت خون این ملت است!
هموطنان حتما در این پویش شرکت کنید!
#ارتش_امید_ملت
برای حمایت از ما مارا دنبال کنید!
#ارتش_فدای_ملت
#اگر_ارتش_نبود_ایران_هم_نبود
#من_ارتش_را_دوست_دارم
#من_یک_ارتشی_ام
#من_ارتشی_ام
⚊⚊⚊⚊⚊⚊
#ارتش #ارتش_ایران #ارتشی #امنیت #نزاجا #نیروی_زمینی #نیروی_زمینی_ارتش #ایران
#army #commando #airborne #soldier #FORCE #marine #military #war #airforce
⚊⚊⚊⚊⚊⚊
هم میهنان به این اکانت رسمی ارتش بروید و در این پویش اینستاگرامی شرکت کنید. پست ارتش را بصورت مستقیم در استوری خود بگذارید.
پاینده ایران 🔥
#جاویدشاه 💎
.
#Repost @i.r.iran.army
• • • • • •
با توجه به میلی بود رسانه ملی و کم اهمیت بودن جان ارتشی ها این پویش رو برای حمایت از ارتشیان دلاور راه انداختیم تا مسولین و مقامات، سلبریتی های این کشور بدانند ارتش از گوشت خون این ملت است!
هموطنان حتما در این پویش شرکت کنید!
#ارتش_امید_ملت
برای حمایت از ما مارا دنبال کنید!
#ارتش_فدای_ملت
#اگر_ارتش_نبود_ایران_هم_نبود
#من_ارتش_را_دوست_دارم
#من_یک_ارتشی_ام
#من_ارتشی_ام
⚊⚊⚊⚊⚊⚊
#ارتش #ارتش_ایران #ارتشی #امنیت #نزاجا #نیروی_زمینی #نیروی_زمینی_ارتش #ایران
#army #commando #airborne #soldier #FORCE #marine #military #war #airforce
⚊⚊⚊⚊⚊⚊
🔹چرا می گوییم فردوسی بزرگ
چون او ۹۰۰ سال پیش حال و روز کنونی ما را به زیبایی و به روشنی پیش بینی کرده بود .
اما پرسش اینجاست دلیل این همه هوش و ذکاوت و آینده نگری انسانهای بزرگی همچون فردوسی توسی و چهره های فرهیخته بسیاری دگر که در درازنای تاریخ کهن ما کم هم نیستند چیست !
آیا حس میهن پرستی و ملیگرایی چنین توانایی را در اختیار شان گذاشته بود .
جالب اینجاست که پیش بینی هایی اینچنین در نوشته ها و گفتمان های تاریخی کهن ما بسیار دیده می شود که بدون استثنا بوسیله چهره ها و اشخاص میهن پرست نبشته و یا گفته شده اند.
🔹فردوسی بزرگ در کتاب فاخر شاهنامه چنین گفت :
◾ز ایران و از ترک و از تازیان / نژادی پدید آید اندر میان
◾نه دهقان نه ترک و نه تازی بود / سخن ها به کردار بازی بود
◾همه گنج ها زیر دامان نهند / بکوشند و کوشش به دشمن دهند
◾به گیتی کسی را نماند وفا / روان و زبان ها شود پر جفا
◾بریزند خون از پی خواسته / شود روزگار بد آراسته
◾زیان کسان از پی سود خویش / بجویند و دین اند ر آرند پیش
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
چون او ۹۰۰ سال پیش حال و روز کنونی ما را به زیبایی و به روشنی پیش بینی کرده بود .
اما پرسش اینجاست دلیل این همه هوش و ذکاوت و آینده نگری انسانهای بزرگی همچون فردوسی توسی و چهره های فرهیخته بسیاری دگر که در درازنای تاریخ کهن ما کم هم نیستند چیست !
آیا حس میهن پرستی و ملیگرایی چنین توانایی را در اختیار شان گذاشته بود .
جالب اینجاست که پیش بینی هایی اینچنین در نوشته ها و گفتمان های تاریخی کهن ما بسیار دیده می شود که بدون استثنا بوسیله چهره ها و اشخاص میهن پرست نبشته و یا گفته شده اند.
🔹فردوسی بزرگ در کتاب فاخر شاهنامه چنین گفت :
◾ز ایران و از ترک و از تازیان / نژادی پدید آید اندر میان
◾نه دهقان نه ترک و نه تازی بود / سخن ها به کردار بازی بود
◾همه گنج ها زیر دامان نهند / بکوشند و کوشش به دشمن دهند
◾به گیتی کسی را نماند وفا / روان و زبان ها شود پر جفا
◾بریزند خون از پی خواسته / شود روزگار بد آراسته
◾زیان کسان از پی سود خویش / بجویند و دین اند ر آرند پیش
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
در چنین روزی قهرمان بزرگ ایران زمین بهمن جازویه سردار بزرگ ایرانی، یکی از بزرگترین قاتلین ایران زمین را به هلاکت میرساند.
این روز خجسته را به تمام ایرانگرایان راستین شاد باش میگویم.
شاد باشید و با شادی به نبرد با تحجر برویم
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران🔥
#جاویدشاه💎
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
این روز خجسته را به تمام ایرانگرایان راستین شاد باش میگویم.
شاد باشید و با شادی به نبرد با تحجر برویم
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران🔥
#جاویدشاه💎
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
Forwarded from Rastakhiz simorgh رستاخیز سیمرغ (S Gh)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ارتش در یک پست رسمی از ملت ایران خواست که از #ارتش_حمایت_ملی کنند
آغاز رویارویی رسمی ارتش در برابر مزدوران و نیروهای اشغالگر ایران
#من_یک_ارتشی_هستم
#ارتش_فدای_ملت
#اگر_ارتش_نبود_ایران_نبود
#ارتش_رسانه_ندارد
#جاوید_ارتش_ملی_ایران
https://www.instagram.com/p/CANy5-DHPyA/?igshid=m6co7bxclop5
آغاز رویارویی رسمی ارتش در برابر مزدوران و نیروهای اشغالگر ایران
#من_یک_ارتشی_هستم
#ارتش_فدای_ملت
#اگر_ارتش_نبود_ایران_نبود
#ارتش_رسانه_ندارد
#جاوید_ارتش_ملی_ایران
https://www.instagram.com/p/CANy5-DHPyA/?igshid=m6co7bxclop5
Forwarded from Rastakhiz simorgh رستاخیز سیمرغ (مهران کمال پور)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#به_کمپین_حمایت_از_ارتش_بپیوندید
⭕️پخش کردن این پیام یک #وظیفه_ملی ست🎯
ارتش در یک پست رسمی از ملت ایران خواست که از #ارتش_حمایت_ملی کنند
آغاز رویارویی رسمی ارتش در برابر مزدوران و نیروهای اشغالگر ایران
#من_یک_ارتشی_هستم
#ارتش_فدای_ملت
#اگر_ارتش_نبود_ایران_نبود
#ارتش_رسانه_ندارد
#جاوید_ارتش_ملی_ایران
#بازی_دارت🎯
#سیمرغ_طلایی
ویدیوهای خود را برای تلگرام ما ارسال نمائید....
@Rastakhiz30morgh
@MehranKamalpour
⭕️پخش کردن این پیام یک #وظیفه_ملی ست🎯
ارتش در یک پست رسمی از ملت ایران خواست که از #ارتش_حمایت_ملی کنند
آغاز رویارویی رسمی ارتش در برابر مزدوران و نیروهای اشغالگر ایران
#من_یک_ارتشی_هستم
#ارتش_فدای_ملت
#اگر_ارتش_نبود_ایران_نبود
#ارتش_رسانه_ندارد
#جاوید_ارتش_ملی_ایران
#بازی_دارت🎯
#سیمرغ_طلایی
ویدیوهای خود را برای تلگرام ما ارسال نمائید....
@Rastakhiz30morgh
@MehranKamalpour