داریوش بزرگ از شاهان دودمان هخامنشی، زاده ۵۴۹ قبل از میلاد، در ۵۲۲ پیش از میلاد پادشاه شد و مدت سلطنتش ۳۶ سال بوده است، وی پسر ویشتاسپ ، ویشتاسپ پسر آرشام ، آرشام پسر آریامن، و آریامن فرزند چیش پش بوده است ، بنا بر این با کوروش کبیر عمو زاده میشده است. آریا من و آرشام اجداد داریوش شاهان قسمتی از خاک پارس در جنوب ایران بوده اند.
داریوش از بزرگ ترین پادشاهان تاریخ ۲۷۰۰ ساله پادشاهی ایران است. وی برای اداره امور شاهنشاهی پهناور هخامنشی و وصول مالیات ها تشکیلات صحیح و مرتبی ایجاد کرد که تا ان زمان بی سابقه بود. راه های شوسه مهم و فراوانی بساخت، چاپار سریع السیر ضرب سکه ای به نام داریک احداث کاخ های مجلل در تخت جمشید، شوش و همدان از کار های برجسته این شهریار سیاست مدار است. (سامی،۱۳۹۲:ص۲۶۴، جلد دوم)
بخشی از سخنان داریوش بزرگ هخامنشی :
- اهورامزدا این مردم را بپاید از سپاه دشمن، از گرسنگی و از دروغ؛ بر این مردم، سپاه دشمن، قحطی و دروغ، چیره نشود…
(کتیبه DPd، بند ۳ – لوکوک، ۱۳۸۹: ص ۲۷۲)
ادامه 👇
داریوش از بزرگ ترین پادشاهان تاریخ ۲۷۰۰ ساله پادشاهی ایران است. وی برای اداره امور شاهنشاهی پهناور هخامنشی و وصول مالیات ها تشکیلات صحیح و مرتبی ایجاد کرد که تا ان زمان بی سابقه بود. راه های شوسه مهم و فراوانی بساخت، چاپار سریع السیر ضرب سکه ای به نام داریک احداث کاخ های مجلل در تخت جمشید، شوش و همدان از کار های برجسته این شهریار سیاست مدار است. (سامی،۱۳۹۲:ص۲۶۴، جلد دوم)
بخشی از سخنان داریوش بزرگ هخامنشی :
- اهورامزدا این مردم را بپاید از سپاه دشمن، از گرسنگی و از دروغ؛ بر این مردم، سپاه دشمن، قحطی و دروغ، چیره نشود…
(کتیبه DPd، بند ۳ – لوکوک، ۱۳۸۹: ص ۲۷۲)
ادامه 👇
در کشوری که در چنگال ملایان کاسبان اسلام اهریمنی گرفتار آمده است و بدست ننگین این انیرانیان اداره می شود !
کشوری با دیرینه ای کهن که هیچگونه سنخیتی با آخوند و اسلام اهریمنی اش ندارد !
دردناک است !
که تنها در درازنای چهاردهه به سمت و سوی دهشتناکی رفته که در مکان گفتگو رسانه ای رئیس گجستک حکومت آن کشور اشغال شده که برای فریب و خودستایی به #سیستان_و_بلوچستان رفته نه برای درد مردم ودرست پشت سرش دخترکی با پای برهنه و بدون کفش در آن سرما و گل و لای راه می رود !
به راستی که میهن عزیزمان به اشغال در آمده است و این دردی است که درمانش تنها در همت و خواست من و ماست .
ملایان انیرانی ایرانشهر عزیزمان را به نابودی و فقر و فلاکت کشانده اند و سکوت بزرگترین خیانت است به میهن .
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#بگوبرگردشاه 👑
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
کشوری با دیرینه ای کهن که هیچگونه سنخیتی با آخوند و اسلام اهریمنی اش ندارد !
دردناک است !
که تنها در درازنای چهاردهه به سمت و سوی دهشتناکی رفته که در مکان گفتگو رسانه ای رئیس گجستک حکومت آن کشور اشغال شده که برای فریب و خودستایی به #سیستان_و_بلوچستان رفته نه برای درد مردم ودرست پشت سرش دخترکی با پای برهنه و بدون کفش در آن سرما و گل و لای راه می رود !
به راستی که میهن عزیزمان به اشغال در آمده است و این دردی است که درمانش تنها در همت و خواست من و ماست .
ملایان انیرانی ایرانشهر عزیزمان را به نابودی و فقر و فلاکت کشانده اند و سکوت بزرگترین خیانت است به میهن .
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#بگوبرگردشاه 👑
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
Forwarded from Kayhan.London.Channel کیهان لندن
📑شاهزاده رضا پهلوی: رژیم ایران اصلاحپذیر نیست؛ ریشه را از ته بِکنید تا بیثباتی و دشمنی و تروریسم و تهدیدات اتمی پایان یابد
rebrand.ly/xf9ydr
@kayhanlondonchannel
rebrand.ly/xf9ydr
@kayhanlondonchannel
Telegraph
شاهزاده رضا پهلوی: رژیم ایران اصلاحپذیر نیست؛ ریشه را از ته بِکنید تا بیثباتی و دشمنی و تروریسم و تهدیدات اتمی پایان یابد
-مردم ایران قادرند، رژیم را تغییر دهند اما به کمک خارجی نیازدارند. آمریکا نباید با رژیم مذاکره کند، رژیم، اصلاحناپذیر است. -اولین کاری که یک حکومت مسئول در ایران انجام خواهد داد، دست کشیدن از هر نوع خصومت و جنگی است. چنین حکومتی به تروریسم پایان خواهد داد…
Forwarded from Reza Pahlavi | رضا پهلوی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
خلاصهای از گفتگویم با شبکه خبری فاکسبیزنس: مردم ایران، قدرت به زیر کشیدن جمهوری اسلامی را دارند اما در عین حال نیازمند حمایت جهانیاند
@OfficialRezaPahlavi
@OfficialRezaPahlavi
Forwarded from Reza Pahlavi | رضا پهلوی
🔹 جهان به جای اصرار بر تکرار دیالوگهای پیشین و انتظار نتایج متفاوت داشتن از مذاکره با رژیم، که بیش از چهل سال است به جایی نرسیده، باید به صدای مردمی که علیه رژیم به خیابانها آمدهاند گوش کند و به آنها که بخشی از راهحلاند، کمک کند.
🔹 رژیم دست به هر کاری میزند تا قدرت خود را حفظ کند. غنیسازی اورانیوم برای اهداف هستهای، حمایت از گروههای شبهنظامی تروریستی در سراسر منطقه و تلاش برای بیثباتسازی آن، همه برای حفظ قدرت است. اما اگر ریشه را از ته بکنید، اوضاع تغییر قابل توجهی میکند. وقتی منبع اصلی گروههای نیابتی را قطع کنید، آنها نابود خواهند شد.
🔹 در نقطهی مقابل آنچه رژیم در همه این سالها از طریق نیروهای نیابتیاش انجام داده، اولین کاری که یک حکومت مسوول در ایران انجام خواهد داد، دست کشیدن از هر نوع خصومت و جنگی است. چنین حکومتی به تروریسم پایان خواهد داد و تهدید مربوط به گسترش سلاح هستهای را متوقف خواهد کرد. چنین تغییری، جواب خواهد داد.
🔹 در زمان پایان فروپاشی هر سیستم تمامیتخواهی، شما یک لحظهی حیاتی جدا شدن نیروهای نظامی از رژیم را میبینید. این اتفاق در اتحاد جماهیر شوروی افتاد، زمانی که "ارتش سرخ" سد راه بوریس یلتسین نشد و او در مقابل دوما، بر بالای تانک رفت و برای مردم سخنرانی کرد. ما چیزی شبیه آن را در چکسلواکی هم دیدیم؛ وقتی که ارتش در کنار مردم ایستاد.
🔹 من همیشه گفتهام که ما به عنوان یک ملت فقط میتوانیم به خودمان متکی باشیم؛ اما حمایت جهانی، هزینههای انسانی و جانی را برای ما مردم ایران بسیار کاهش خواهد داد. حمایت جهانی در اصل کار ما تغییری ایجاد نخواهد کرد، اما مرگ و رنج کمتر این مردم در گرو ایستادن جامعه جهانی در سوی درست تاریخ است.
🔹 رژیم دست به هر کاری میزند تا قدرت خود را حفظ کند. غنیسازی اورانیوم برای اهداف هستهای، حمایت از گروههای شبهنظامی تروریستی در سراسر منطقه و تلاش برای بیثباتسازی آن، همه برای حفظ قدرت است. اما اگر ریشه را از ته بکنید، اوضاع تغییر قابل توجهی میکند. وقتی منبع اصلی گروههای نیابتی را قطع کنید، آنها نابود خواهند شد.
🔹 در نقطهی مقابل آنچه رژیم در همه این سالها از طریق نیروهای نیابتیاش انجام داده، اولین کاری که یک حکومت مسوول در ایران انجام خواهد داد، دست کشیدن از هر نوع خصومت و جنگی است. چنین حکومتی به تروریسم پایان خواهد داد و تهدید مربوط به گسترش سلاح هستهای را متوقف خواهد کرد. چنین تغییری، جواب خواهد داد.
🔹 در زمان پایان فروپاشی هر سیستم تمامیتخواهی، شما یک لحظهی حیاتی جدا شدن نیروهای نظامی از رژیم را میبینید. این اتفاق در اتحاد جماهیر شوروی افتاد، زمانی که "ارتش سرخ" سد راه بوریس یلتسین نشد و او در مقابل دوما، بر بالای تانک رفت و برای مردم سخنرانی کرد. ما چیزی شبیه آن را در چکسلواکی هم دیدیم؛ وقتی که ارتش در کنار مردم ایستاد.
🔹 من همیشه گفتهام که ما به عنوان یک ملت فقط میتوانیم به خودمان متکی باشیم؛ اما حمایت جهانی، هزینههای انسانی و جانی را برای ما مردم ایران بسیار کاهش خواهد داد. حمایت جهانی در اصل کار ما تغییری ایجاد نخواهد کرد، اما مرگ و رنج کمتر این مردم در گرو ایستادن جامعه جهانی در سوی درست تاریخ است.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ایرانیان میهن پرست #برانداز ساکن #وین #اتریش روز شنبه ۱۸ ژانویه در یک گردهمایی اعتراضی روبروی سفارت #روسیه نیز حضور پیدا کردند و شعارهایی اعتراضی سردادند .
" سفارت #روسیه لانه جاسوسیه "
" سفارت #انگلیس پشت آخوند ابلیس "
هم میهنان برون مرز هم پا و هم پیمان با مبارزان درون مرز میبایست در ادامه اعتراضات به جنایت های رژیم جمهوری اشغالگر اسلامی و همازوری و اتحاد در براندازی آن رژیم اشغالگر بیش از پیش کنشگر باشند و تا سرنگونی ضحاک دست از اعتراض و مبارزه نکشند.
پژواک صدای قیام سراسری ایرانگرایان در خط ابتدایی پیکار وظیفه میهنی هم میهنان برون مرز است .
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#بگوبرگردشاه 👑
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
" سفارت #روسیه لانه جاسوسیه "
" سفارت #انگلیس پشت آخوند ابلیس "
هم میهنان برون مرز هم پا و هم پیمان با مبارزان درون مرز میبایست در ادامه اعتراضات به جنایت های رژیم جمهوری اشغالگر اسلامی و همازوری و اتحاد در براندازی آن رژیم اشغالگر بیش از پیش کنشگر باشند و تا سرنگونی ضحاک دست از اعتراض و مبارزه نکشند.
پژواک صدای قیام سراسری ایرانگرایان در خط ابتدایی پیکار وظیفه میهنی هم میهنان برون مرز است .
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#بگوبرگردشاه 👑
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بخش دوم از گفتگوی شهریار ایرانزمین رضا شاه دوم پهلوی سوم با شبکه فاکس بیزنس بهمراه برگردان فارسی
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#بگوبرگردشاه 👑
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#بگوبرگردشاه 👑
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
میهن پرستان #برانداز در یک گردهمایی اعتراضی در #وین #اتریش در پدافند از قیام سراسری ایرانگرایان مبارز درون مرز روبروی سفارت اشغال شده میهن عزیزمان ایران و سفارت #روسیه و #انگلیس گرد هم آمدند .
شنبه ۱۸ ژانویه
تداوم اعتراضات در برون مرز و پژواک صدای رستاخیز ملت ایران و شرکت جستن در این گردهمای ها یک وظیفه میهنی است .
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#بگوبرگردشاه 👑
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
شنبه ۱۸ ژانویه
تداوم اعتراضات در برون مرز و پژواک صدای رستاخیز ملت ایران و شرکت جستن در این گردهمای ها یک وظیفه میهنی است .
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#بگوبرگردشاه 👑
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
۲۶ دی ماه، روز رفتن شاه از ایران
* درود باز هم درودِ بسیار بر همه ی هم اندیشانِ گرامی!
سپاس از شما برای پایداری در راهی که در پیش گرفته اید و سپاسِ بیشتر برای پشتیبانی از هم میهنانِ گرفتار آمده در چنگالِ خونینِ جمهوری اسلامی!
* در تاریخِ همروزگار ( یا معاصرِ) ما، ۲۶ دی ماه یکی از روزهای برجسته ی کشورمان بوده است. در سالشمارِ ایران، پیش از گرفتار آمدن، در دستِ جمهوری اسلامی، این روز، روزِ پدر نامیده می شد.
* هرچه پژوهش کردم، انگیزه ی اینکه چرا این روز را روزِ پدر برگزیده بودند، چیزی دستگیرم نشد! از اینکه این روز، روز پدر بوده باشد یا نه، برای من روزی است که ایران و ایرانی به راستی بی پدر شد.
+ بیست و ششمِ دی ماه روزی است که شاه از ایران رفت.
+ بیست و ششم دی ماه روزِ بی پدر شدن ما است.
+ بیست و ششم دی ماه روزی است که ما به پدرِ خود پشت کردیم و با چشمانی اشکبار از سرزمینی که به آن اِشگ (عشق) می ورزید، بیرونش کردیم.
+ بیست و ششم دی ماه روزی است که در آن روز پشت یا نسلِ ما بدترین سرنوشت را برای خود و برای آیندگان کشور برگزید.
+ بیست و ششم دی ماه سرآغازِ سرافکندگی و سرشکستگی مردمِ ایران است، به دست جمهوری اسلامی.
+ بیست و ششم دی ماه روزی سیاه در تاریخ ایران نوشته خواهد شد زیرا ما فرزندانِ نمک نشناس، بَد سِگال (یا ناخلفی) از آب درآمده و با پدر و شاهِ خود بدترین رفتار را کردیم، آنهم پدر و پادشاهی که جز، آینده ای بهتر برای مردم، جز پیشرفت کشور و جز سربلندیِ ملت چیز دیگری نمی خواست.
* این نخستین بار نیست و واپسین بار هم نخواهد بود که من با آوایی بلند می گویم، اگر من زنِ ایرانی می توانم با آزادی و بی هیچ هراسی، در اینجا و آنجا سخنِ دلم را بگویم، به خوبی آگاهم که این را وامدار یا مدیون دو پادشاهِ پهلوی هستم. هر پرنده ای برای پرواز در آسمان نیاز به دو بال دارد. از یادمان نرود که آن پدر و پسر، آن دو پادشاه دور اندیش و خردمند، پدر با برداشتن چادر از سرِ ما زنان و پسر با دادنِ حق رای به ما، دوبالِ آزادی را بر شانه هایمان رویاندند که بتوانیم در آسمانِ کشورمان به پرواز درآمده، بال به بالِ مردان، در راه پیشبرد کشور و رسیدن به آرمان های شایسته و بایسته، به بلندترین تارک یا قلهٌ آرزوهایمان دست یابیم.
* سخنانِ امروزم را با رفتن شاه از ایران آغازیم. آنچه را هم که پس از این خواهم گفت از زندگیِ آن پادشاهِ گرانمایه خواهد بود.
من با بی هراسی (یا با جرآتِ) هر چه بیشتر می گویم که محمدرضا شاه پهلوی یکی از پادشاهانِ ایران دوستی بود که همانند او، در تاریخِ کشورمان کم است. اگر به تاریخ سد (۱۰۰) ساله ی گذشته ی ایران نگاهی بیندازیم، خواهیم دید که محمدرضا شاه پهلوی سه بار همسر برگزیده بود.
ولی وارون آنچه که بدخواهانِ او گفته اند، این زناشویی ها از سرِ کام و ریژ یا هوی و هوس نبوده است. به گفته ی خودشان، ارتجاع سرخ و سیاه دشمنی های بسیاری به او روا داشتند و داستان زندگی ایشان داستانی است پُر آب به چشم.
تو این را دروغ و فسانه مدان
به رنگِ فسون و بهانه مدان
+ نخستین همسر، ایشان دوشیزه فوزیه شاهزاده ای مسری بود. آن زناشویی هنگامی انجام گرفت که رضاشاه بزرگ هنوز بر تخت شاهی نشسته بود. جفتِ نوجوانِ آن روز دارای فرزندِ دختری شدند به نام شهناز که خداوند تندرستش بدارد. ولی سرانجامِ این پیوند که بیشتر پیوندی سیاسی بود، به جدایی انجامید.
+ همسر دوم پادشاه ایران ملکه ثریا بود. پدرِ دوشیزه ثریا از ایل بختیاری و مادرش آلمانی بود. او از شنیدنِ اینکه برای همسریِ با محمدرضاشاه پهلوی برگزیده شده، چندان خشنود نبود و در پی گفتگویی با پدرش پذیرفت که با شاه دیداری داشته باشد. ولی یادآور شده بود که اگر نخواست به همسری پادشاه درآید، زیر هیچ فشار و زوری به این کار تن دَر نخواهد داد! روز دیدار برگزیده شد. در همان دَمِ نخست، اَخگرِ اِشگی (عشقی) ناگفتنی میان آن دو جوان زبانه کشید که هرگز خاموش نگردید.
امیدِ این جفتِ شاهانه، به ویژه محمدرضاشاه پهلوی آن بود که فرزندی پسر داشته باشند تا جانشینی برای تاج و تخت به ملت ایران ارمغان دارند. ولی دریغ و افسوس که سرنوشتِ دیگری چشم به راهِ آنان و چشم به راهِ کشور ما بود.
+ پس از چندی روشن شد که شوربختانه ملکه ثریا نازا است و با همه ی کوشش ها و درمان هایی که انجام شد ایشان نتوانستند که نتوانستند، فرزندی داشته باشند. و این غم بر دلِ همه سنگینی می کرد.
* درود باز هم درودِ بسیار بر همه ی هم اندیشانِ گرامی!
سپاس از شما برای پایداری در راهی که در پیش گرفته اید و سپاسِ بیشتر برای پشتیبانی از هم میهنانِ گرفتار آمده در چنگالِ خونینِ جمهوری اسلامی!
* در تاریخِ همروزگار ( یا معاصرِ) ما، ۲۶ دی ماه یکی از روزهای برجسته ی کشورمان بوده است. در سالشمارِ ایران، پیش از گرفتار آمدن، در دستِ جمهوری اسلامی، این روز، روزِ پدر نامیده می شد.
* هرچه پژوهش کردم، انگیزه ی اینکه چرا این روز را روزِ پدر برگزیده بودند، چیزی دستگیرم نشد! از اینکه این روز، روز پدر بوده باشد یا نه، برای من روزی است که ایران و ایرانی به راستی بی پدر شد.
+ بیست و ششمِ دی ماه روزی است که شاه از ایران رفت.
+ بیست و ششم دی ماه روزِ بی پدر شدن ما است.
+ بیست و ششم دی ماه روزی است که ما به پدرِ خود پشت کردیم و با چشمانی اشکبار از سرزمینی که به آن اِشگ (عشق) می ورزید، بیرونش کردیم.
+ بیست و ششم دی ماه روزی است که در آن روز پشت یا نسلِ ما بدترین سرنوشت را برای خود و برای آیندگان کشور برگزید.
+ بیست و ششم دی ماه سرآغازِ سرافکندگی و سرشکستگی مردمِ ایران است، به دست جمهوری اسلامی.
+ بیست و ششم دی ماه روزی سیاه در تاریخ ایران نوشته خواهد شد زیرا ما فرزندانِ نمک نشناس، بَد سِگال (یا ناخلفی) از آب درآمده و با پدر و شاهِ خود بدترین رفتار را کردیم، آنهم پدر و پادشاهی که جز، آینده ای بهتر برای مردم، جز پیشرفت کشور و جز سربلندیِ ملت چیز دیگری نمی خواست.
* این نخستین بار نیست و واپسین بار هم نخواهد بود که من با آوایی بلند می گویم، اگر من زنِ ایرانی می توانم با آزادی و بی هیچ هراسی، در اینجا و آنجا سخنِ دلم را بگویم، به خوبی آگاهم که این را وامدار یا مدیون دو پادشاهِ پهلوی هستم. هر پرنده ای برای پرواز در آسمان نیاز به دو بال دارد. از یادمان نرود که آن پدر و پسر، آن دو پادشاه دور اندیش و خردمند، پدر با برداشتن چادر از سرِ ما زنان و پسر با دادنِ حق رای به ما، دوبالِ آزادی را بر شانه هایمان رویاندند که بتوانیم در آسمانِ کشورمان به پرواز درآمده، بال به بالِ مردان، در راه پیشبرد کشور و رسیدن به آرمان های شایسته و بایسته، به بلندترین تارک یا قلهٌ آرزوهایمان دست یابیم.
* سخنانِ امروزم را با رفتن شاه از ایران آغازیم. آنچه را هم که پس از این خواهم گفت از زندگیِ آن پادشاهِ گرانمایه خواهد بود.
من با بی هراسی (یا با جرآتِ) هر چه بیشتر می گویم که محمدرضا شاه پهلوی یکی از پادشاهانِ ایران دوستی بود که همانند او، در تاریخِ کشورمان کم است. اگر به تاریخ سد (۱۰۰) ساله ی گذشته ی ایران نگاهی بیندازیم، خواهیم دید که محمدرضا شاه پهلوی سه بار همسر برگزیده بود.
ولی وارون آنچه که بدخواهانِ او گفته اند، این زناشویی ها از سرِ کام و ریژ یا هوی و هوس نبوده است. به گفته ی خودشان، ارتجاع سرخ و سیاه دشمنی های بسیاری به او روا داشتند و داستان زندگی ایشان داستانی است پُر آب به چشم.
تو این را دروغ و فسانه مدان
به رنگِ فسون و بهانه مدان
+ نخستین همسر، ایشان دوشیزه فوزیه شاهزاده ای مسری بود. آن زناشویی هنگامی انجام گرفت که رضاشاه بزرگ هنوز بر تخت شاهی نشسته بود. جفتِ نوجوانِ آن روز دارای فرزندِ دختری شدند به نام شهناز که خداوند تندرستش بدارد. ولی سرانجامِ این پیوند که بیشتر پیوندی سیاسی بود، به جدایی انجامید.
+ همسر دوم پادشاه ایران ملکه ثریا بود. پدرِ دوشیزه ثریا از ایل بختیاری و مادرش آلمانی بود. او از شنیدنِ اینکه برای همسریِ با محمدرضاشاه پهلوی برگزیده شده، چندان خشنود نبود و در پی گفتگویی با پدرش پذیرفت که با شاه دیداری داشته باشد. ولی یادآور شده بود که اگر نخواست به همسری پادشاه درآید، زیر هیچ فشار و زوری به این کار تن دَر نخواهد داد! روز دیدار برگزیده شد. در همان دَمِ نخست، اَخگرِ اِشگی (عشقی) ناگفتنی میان آن دو جوان زبانه کشید که هرگز خاموش نگردید.
امیدِ این جفتِ شاهانه، به ویژه محمدرضاشاه پهلوی آن بود که فرزندی پسر داشته باشند تا جانشینی برای تاج و تخت به ملت ایران ارمغان دارند. ولی دریغ و افسوس که سرنوشتِ دیگری چشم به راهِ آنان و چشم به راهِ کشور ما بود.
+ پس از چندی روشن شد که شوربختانه ملکه ثریا نازا است و با همه ی کوشش ها و درمان هایی که انجام شد ایشان نتوانستند که نتوانستند، فرزندی داشته باشند. و این غم بر دلِ همه سنگینی می کرد.
اِشگ (عشقِ) به ملکه ثریا چنان در دل شاه جای گرفته بود که به هر دری زد تا از همسرش جدا نشود. یکی از راهِ چاره ها این بود که ملکه ثریا بپذیرد که شاه زنی را صیغه کند تا کشور دارای جانشین یا ولیعهدی شود، و ملکه ثریا همچنان جایگاه خود را به نامِ ملکهٌ ایران نگه بدارد ولی ایشان آن پیشنهاد را نپذیرفتند. از اینرو هر دو با دلی اندوهگین برآن شدند که از هم جدا شده تا شاه بتواند همسری دیگر برگزیند و خویشکاری خویش را به سرزمینش انجام دهد.در آن زمان من سالهای پایان دبیرستان را می گذراندم و به خوبی به یاد دارم روزی که این خبر پخش شد، گویی که ابرِ غم بر آسمانِ کشور سایه گسترد. یکی از دوستانم بخشِ بسیار کوتاهی از دفترِ یادمان ها یا خاطرات ملکه ثریا را برایم فرستاده است. ایشان در آن دفتر نوشته اند:« وجود و هستیِ محمدرضاشاه و ایران به گونه ای با هم تنیده شده بود که جداییشان از هم نتایجِ مصیبت باری داشت. مردمِ ایران هیچوقت نفهمیدند محمدرضا عاشق ایران بود. خیلی از او خواستم بیا از ایران برویم، هر بار او می گفت: « من خارج از ایران و دور از ایران، می میرم!»
در جایی خواندم که در روزهای پایانیِ زندگیِ شاه، هنگامی که بیماری بر جانش چنگ انداخته و زاد و رود و هست و بودش را به چالش کشیده بود، از سوی ملکه ثریا پیامی برایشان رسید که درخواستِ دیدارِ با ایشان را کرده بود.
پاسخ شاه این بود: « این روزها درد و ناتوانیِ بسیار دارم چند روزی دیگر که بهتر شدم بی گفتگو از شما خواهم خواست که همدیگر را ببینیم. ولی هرگز این دیدار انجام نگرفت! زیرا که او جوشید و خروشید و سرانجام روی در پرده ی مرگ پوشید.
+ تاریخِ کشورها را که برمی رسیم، به چند پادشاه برمی خوریم که این چنین در اندیشه ی کشورش و آینده ی آن باشد. در تاریخ سد ساله ی انگلستان می خوانیم که وارون پادشاهِ ما « جورج ششم» برای زناشویی با بانویی امریکایی به نام والیس سیمپسون، بی آنکه به هیچ چیزی جز اِشگِ (عشقِ) خود بیندیشد، از پادشاهیِ انگلستان کناره گیری کرد.
+ چندی پس از جداییِ شاه و ملکه ثریا همه گواه جشن زناشویی پادشاهمان با دوشیزه فرح دیبا بودیم. خوشبختانه پس از چند ماه هم شاهزاده رضا (کورش) پهلوی، نوزادی تندرست و زیبا چشم به جهان گشود و کشور را از شادی به لرزه درآورد.
+ که امروز همه ی ما آرزو می کنیم، مادر و پسر زندگی درازی داشته باشند.
+ که امروز چشمِ امیدِ ما، برای آزاد کردنِ کشور از چنگالِ اهریمنیِ جمهوری اسلامی به شاهزاده رضا (کورش) پهلوی است.
محمدرضاشاه پهلوی کشورش ایران و سرنوشت ملتش را برتر از هر چیزی می دانست.
جاوید شاه
پاینده ایران
۳بار
(ژاله دفتریان)
در جایی خواندم که در روزهای پایانیِ زندگیِ شاه، هنگامی که بیماری بر جانش چنگ انداخته و زاد و رود و هست و بودش را به چالش کشیده بود، از سوی ملکه ثریا پیامی برایشان رسید که درخواستِ دیدارِ با ایشان را کرده بود.
پاسخ شاه این بود: « این روزها درد و ناتوانیِ بسیار دارم چند روزی دیگر که بهتر شدم بی گفتگو از شما خواهم خواست که همدیگر را ببینیم. ولی هرگز این دیدار انجام نگرفت! زیرا که او جوشید و خروشید و سرانجام روی در پرده ی مرگ پوشید.
+ تاریخِ کشورها را که برمی رسیم، به چند پادشاه برمی خوریم که این چنین در اندیشه ی کشورش و آینده ی آن باشد. در تاریخ سد ساله ی انگلستان می خوانیم که وارون پادشاهِ ما « جورج ششم» برای زناشویی با بانویی امریکایی به نام والیس سیمپسون، بی آنکه به هیچ چیزی جز اِشگِ (عشقِ) خود بیندیشد، از پادشاهیِ انگلستان کناره گیری کرد.
+ چندی پس از جداییِ شاه و ملکه ثریا همه گواه جشن زناشویی پادشاهمان با دوشیزه فرح دیبا بودیم. خوشبختانه پس از چند ماه هم شاهزاده رضا (کورش) پهلوی، نوزادی تندرست و زیبا چشم به جهان گشود و کشور را از شادی به لرزه درآورد.
+ که امروز همه ی ما آرزو می کنیم، مادر و پسر زندگی درازی داشته باشند.
+ که امروز چشمِ امیدِ ما، برای آزاد کردنِ کشور از چنگالِ اهریمنیِ جمهوری اسلامی به شاهزاده رضا (کورش) پهلوی است.
محمدرضاشاه پهلوی کشورش ایران و سرنوشت ملتش را برتر از هر چیزی می دانست.
جاوید شاه
پاینده ایران
۳بار
(ژاله دفتریان)
Forwarded from USAbehFarsi
تحریم حسن شاهوارپور، فرمانده لشگر ولی عصر سپاه پاسداران خوزستان، در پی بررسی شواهدی انجام شد که معترضان از سرکوب اعتراضهای مردمی در ایران به دست حکومت برای وزارت خارجه آمریکا فرستادند. مایک پامپئو وزیر خارجه آمریکا در ماه نوامبر از معترضان ایرانی دعوت کرد که ویدیوها، عکس ها، و اطلاعات خود را پیرامون سرکوب اعتراضها توسط رژیم برای وزارت خارجه بفرستند تا این سرکوب ها علنی، و مسئولان آن به پاسخگویی وادار شوند. همچنان می توانید این نوع شواهد و اطلاعات را به این نشانی برای وزارت امور خارجه آمریکا بفرستید: RFJ_Farsi_Bot@
Forwarded from حزب پانایرانیست ≠
[ماجرای سقاخانه شیخ هادی]
٢٧ سرطان [تیر] ۱٣۰٣
ظهر رئیس نظمیه آمد منزل، در دفتر من، عرایضی داشت که می بایست فوراً به عرض برسد. توضیحات او را یادداشت کردم و تلفنی با حضور خود او به عرض حضرت اشرف(۱) که در آن موقع در سعدآباد تشریف داشتند رسانیدم. مطالب معروضه رئیس نظمیه بدین شرح بود: "امروز یک ساعت قبل از این، دو نفر امریکایی که یکی از آنها کنسول دولت امریکاست، رفته بودند از سقاخانه چهارراه شیخ هادی عکس بردارند، مردم مانع شده و به اسم این که زهر در آب سقاخانه ریخته اند کتک مفصلی به آنها زده اند. هر دو نفر مجروح و مشرف به موت هستند و عجالتاً در مریضخانه نظمیه با کمال جدیت مشغول معالجه آنها می باشند. طبیب سفارت امریکا هم در معالجات شرکت دارد و چند نفر نظامی هم که به کمک پلیسها رفته بودند شدیداً مجروح شده اند و فعلاً در حال نزع به سر می برند".
وقتی به عرض رسید فرمودند: سعی کنند مسبب را پیدا کنند. وقتی حضرت اشرف از حضور رئیس نظمیه در آنجا آگاه شدند مستقیماً با او به گفتگو پرداختند و اوامری صادر کردند و بلافاصله تشریف آوردند به شهر و در وزارت جنگ شروع به رسیدگی کردند. بعد از رسیدگی معلوم شد دستی در این کار برای خرابی مداخله داشته و عده ای از وعاظ هم به این آتش دامن می زده اند تا دولت در مقابل سفارت امریکا در زحمت بیفتد. به همین جهت حکومت نظامی اعلام و سرتیپ مرتضی خان به حکومت نظامی منصوب شد. عده ای از وعاظ و روضه خوانها و بسیاری از رجال دستگیر و زندانی شدند.
چند روزی بود که سقاخانه چهارراه شیخ هادی معجزه می کرد و کور و شلها را که دخیل بسته بودند شفا می داد. جالب آنکه بیشتر شفا یافته ها بیمارانی بودند که از منزل نصرت الدوله(٢) برای طلب شفا به سقاخانه هدایت شده و دخیل بسته بودند. حادثه سقاخانه و معجزات آن مقارن با تقدیم لایحه نفت شمال به مجلس بود که در این موقع چند ماده از آن هم از تصویب گذشته بود. به موجب این لایحه امتیاز نفت شمال به امریکاییها داده شده بود.
این پیشامدها را محمدحسن میرزا ولیعهد(٣) و نصرت الدوله با کمک وکلای اقلیت(۴) موجب شده بودند و منظورشان ساقط کردن دولت بود. حضرت اشرف بی اندازه ناراحت بودند. شب را در هوای گرم در وزارت جنگ سرگرم کار بودند. فراموش نمی کنم روز بعد از وزارت جنگ تلفن کردند به منزل و کتاب قانون حکومت نظامی را می خواستند، ظاهراً برای این که در برقراری حکومت نظامی رعایت جهات قانونی بشود. کتاب قانون را که از منزل بردم، دیدم حضرت اشرف با چکمه رفته اند داخل حوض تا پاها که در چکمه گرم شده بود خنک شود. مدتی داخل پاشویه حوض ایستاده بودند که من رسیدم. فرمودند: یک چاقو بیاور. در حالی که نمی دانستم چه مقصودی دارند این طرف و آن طرف رفتم و چاقو تهیه کردم. وقتی مجدداً شرفیاب شدم دستور فرمودند ساقه چکمه را با چاقو از بالا تا پایین پاره کردم تا بتوانند پا را از داخل چکمه بیرون بیاورند و کفش راحت بپوشند. آن روز تا یک بعد از ظهر با اغلب وزرا و سرتیپ مرتضی خان در مذاکره بودند، تا حکومت نظامی اعلام شد. آن روز ناهار را در شهر ماندند.
٢٨ سرطان [تیر] ۱٣۰٣
امروز تمام وقت گرفتار اصلاح اوضاع بودند و تمام مدت در وزارت جنگ بودند.
٢٩ سرطان [تیر]
امروز هم همین طور گرفتار بودند.
٩ میزان[مهر] ۱٣۰٣
...
حضرت اشرف فرمودند به سرتیپ مرتضی خان حاکم نظامی بگویم حکم دادگاه را در مورد قاتل ماژور ایمبری فردا اجرا کنند.
ماژور ایمبری قنسول امریکا بود که در اثنای عکسبرداری از سقاخانه چهارراه آقاشیخ هادی، مردم او را مضروب و مجروح کرده بودند. پلیس او را برای معالجه به بیمارستان نظمیه منتقل ساخت. جوان سیدی که معمم و عمامه سبز بر سر داشت، به ترتیبی که معلوم نیست خود را بالای سر بیمار رسانیده و با آجری که زیر عبا پنهان داشته بود به سر ایمبری می کوبد و او را به هلاکت می رساند. بلافاصله سید را دستگیر و محاکمه کردند. او به جنایت خود اعتراف کرد. دادگاه حکم اعدام او را صادر کرد. حکم اعدام صبح پنج شنبه ۱۰ میزان اجرا می شود.
...
بیست سال با رضاشاه، خاطرات سلیمان بهبودی
_ توضیحات:
۱. رضاخان سردارسپه که در آن زمان به پادشاهی نرسیده بود و وزیر جنگ و نخست وزیر بود.
٢. از سران و ملاکان بزرگ دوره قاجار و وابسته به سفارت انگلیس
٣. ولیعهد قاجار
۴. افرادی مانند حسن مدرس و محمد مصدق و ...
@paniranist_org
٢٧ سرطان [تیر] ۱٣۰٣
ظهر رئیس نظمیه آمد منزل، در دفتر من، عرایضی داشت که می بایست فوراً به عرض برسد. توضیحات او را یادداشت کردم و تلفنی با حضور خود او به عرض حضرت اشرف(۱) که در آن موقع در سعدآباد تشریف داشتند رسانیدم. مطالب معروضه رئیس نظمیه بدین شرح بود: "امروز یک ساعت قبل از این، دو نفر امریکایی که یکی از آنها کنسول دولت امریکاست، رفته بودند از سقاخانه چهارراه شیخ هادی عکس بردارند، مردم مانع شده و به اسم این که زهر در آب سقاخانه ریخته اند کتک مفصلی به آنها زده اند. هر دو نفر مجروح و مشرف به موت هستند و عجالتاً در مریضخانه نظمیه با کمال جدیت مشغول معالجه آنها می باشند. طبیب سفارت امریکا هم در معالجات شرکت دارد و چند نفر نظامی هم که به کمک پلیسها رفته بودند شدیداً مجروح شده اند و فعلاً در حال نزع به سر می برند".
وقتی به عرض رسید فرمودند: سعی کنند مسبب را پیدا کنند. وقتی حضرت اشرف از حضور رئیس نظمیه در آنجا آگاه شدند مستقیماً با او به گفتگو پرداختند و اوامری صادر کردند و بلافاصله تشریف آوردند به شهر و در وزارت جنگ شروع به رسیدگی کردند. بعد از رسیدگی معلوم شد دستی در این کار برای خرابی مداخله داشته و عده ای از وعاظ هم به این آتش دامن می زده اند تا دولت در مقابل سفارت امریکا در زحمت بیفتد. به همین جهت حکومت نظامی اعلام و سرتیپ مرتضی خان به حکومت نظامی منصوب شد. عده ای از وعاظ و روضه خوانها و بسیاری از رجال دستگیر و زندانی شدند.
چند روزی بود که سقاخانه چهارراه شیخ هادی معجزه می کرد و کور و شلها را که دخیل بسته بودند شفا می داد. جالب آنکه بیشتر شفا یافته ها بیمارانی بودند که از منزل نصرت الدوله(٢) برای طلب شفا به سقاخانه هدایت شده و دخیل بسته بودند. حادثه سقاخانه و معجزات آن مقارن با تقدیم لایحه نفت شمال به مجلس بود که در این موقع چند ماده از آن هم از تصویب گذشته بود. به موجب این لایحه امتیاز نفت شمال به امریکاییها داده شده بود.
این پیشامدها را محمدحسن میرزا ولیعهد(٣) و نصرت الدوله با کمک وکلای اقلیت(۴) موجب شده بودند و منظورشان ساقط کردن دولت بود. حضرت اشرف بی اندازه ناراحت بودند. شب را در هوای گرم در وزارت جنگ سرگرم کار بودند. فراموش نمی کنم روز بعد از وزارت جنگ تلفن کردند به منزل و کتاب قانون حکومت نظامی را می خواستند، ظاهراً برای این که در برقراری حکومت نظامی رعایت جهات قانونی بشود. کتاب قانون را که از منزل بردم، دیدم حضرت اشرف با چکمه رفته اند داخل حوض تا پاها که در چکمه گرم شده بود خنک شود. مدتی داخل پاشویه حوض ایستاده بودند که من رسیدم. فرمودند: یک چاقو بیاور. در حالی که نمی دانستم چه مقصودی دارند این طرف و آن طرف رفتم و چاقو تهیه کردم. وقتی مجدداً شرفیاب شدم دستور فرمودند ساقه چکمه را با چاقو از بالا تا پایین پاره کردم تا بتوانند پا را از داخل چکمه بیرون بیاورند و کفش راحت بپوشند. آن روز تا یک بعد از ظهر با اغلب وزرا و سرتیپ مرتضی خان در مذاکره بودند، تا حکومت نظامی اعلام شد. آن روز ناهار را در شهر ماندند.
٢٨ سرطان [تیر] ۱٣۰٣
امروز تمام وقت گرفتار اصلاح اوضاع بودند و تمام مدت در وزارت جنگ بودند.
٢٩ سرطان [تیر]
امروز هم همین طور گرفتار بودند.
٩ میزان[مهر] ۱٣۰٣
...
حضرت اشرف فرمودند به سرتیپ مرتضی خان حاکم نظامی بگویم حکم دادگاه را در مورد قاتل ماژور ایمبری فردا اجرا کنند.
ماژور ایمبری قنسول امریکا بود که در اثنای عکسبرداری از سقاخانه چهارراه آقاشیخ هادی، مردم او را مضروب و مجروح کرده بودند. پلیس او را برای معالجه به بیمارستان نظمیه منتقل ساخت. جوان سیدی که معمم و عمامه سبز بر سر داشت، به ترتیبی که معلوم نیست خود را بالای سر بیمار رسانیده و با آجری که زیر عبا پنهان داشته بود به سر ایمبری می کوبد و او را به هلاکت می رساند. بلافاصله سید را دستگیر و محاکمه کردند. او به جنایت خود اعتراف کرد. دادگاه حکم اعدام او را صادر کرد. حکم اعدام صبح پنج شنبه ۱۰ میزان اجرا می شود.
...
بیست سال با رضاشاه، خاطرات سلیمان بهبودی
_ توضیحات:
۱. رضاخان سردارسپه که در آن زمان به پادشاهی نرسیده بود و وزیر جنگ و نخست وزیر بود.
٢. از سران و ملاکان بزرگ دوره قاجار و وابسته به سفارت انگلیس
٣. ولیعهد قاجار
۴. افرادی مانند حسن مدرس و محمد مصدق و ...
@paniranist_org
روز نخست بهمن ماه
زاد روز فردوسی بزرگ و حماسه سرای تاریخ ایرانزمین را به همه ایرانشهریان نژاده و فرزندان فردوسی در سرتاسر این عرصه پهناور شاد باش میگوییم..
امروز را زادروز حکیم توس، #فردوسی بزرگ دانسته اند.
اول بهمن ماه روزی بود که فرزندی از ایران زمین در دیار خراسان و در روستای پاژ قدم به عرصه گیتی نهاد تا کاری کند کارستان، داستان او از زمانی آغاز شد که پاژ لبخند زد و ایران شکفت.
او افق نگاهش را به دوردست کشاند و شکوفایی فرهنگ و زبان پارسی را نشانه گرفت.
آن روز که اول بهمن سیصد و نوزده و درست در آغازین روزهای زمستان بود، بهار را نوید داد و روزها و سالهایی که ایران بدان افتخار خواهد کرد.
آن روز درخت تنومند زبان پارسی به شکوفه نشست، برگ و بار داد و در روزگاری که
" شاهنامه " پدید آمد، زبان پارسی به قامت ایستاد.
در روزگاری که می رفت تاریخ ایران موزه نشین شود، دفتر تاریخ ایران و ایرانی را گشود تا نشانی از " بودن " و " ماندن " ما را گواه باشد.
بسی رنج بردم در این سال سی
عجم زنده کردم بدین پارسی
راهش پر رهرو باد .
#رنسانس_ایرانی 🌱
زاد روز فردوسی بزرگ و حماسه سرای تاریخ ایرانزمین را به همه ایرانشهریان نژاده و فرزندان فردوسی در سرتاسر این عرصه پهناور شاد باش میگوییم..
امروز را زادروز حکیم توس، #فردوسی بزرگ دانسته اند.
اول بهمن ماه روزی بود که فرزندی از ایران زمین در دیار خراسان و در روستای پاژ قدم به عرصه گیتی نهاد تا کاری کند کارستان، داستان او از زمانی آغاز شد که پاژ لبخند زد و ایران شکفت.
او افق نگاهش را به دوردست کشاند و شکوفایی فرهنگ و زبان پارسی را نشانه گرفت.
آن روز که اول بهمن سیصد و نوزده و درست در آغازین روزهای زمستان بود، بهار را نوید داد و روزها و سالهایی که ایران بدان افتخار خواهد کرد.
آن روز درخت تنومند زبان پارسی به شکوفه نشست، برگ و بار داد و در روزگاری که
" شاهنامه " پدید آمد، زبان پارسی به قامت ایستاد.
در روزگاری که می رفت تاریخ ایران موزه نشین شود، دفتر تاریخ ایران و ایرانی را گشود تا نشانی از " بودن " و " ماندن " ما را گواه باشد.
بسی رنج بردم در این سال سی
عجم زنده کردم بدین پارسی
راهش پر رهرو باد .
#رنسانس_ایرانی 🌱
یکم فوریه
مصر يک ساتراپی و مصریان اتباع ایران باستان
به نوشته مورخان عهد باستان و محاسبات تقويمي قرن بيستم، در فوریه سال 523 پيش از ميلاد (به قولي؛ يک و يا دو روز بعد از جشن شده) برجستگان مصر ـ کشوری که صدها سال استقلال كامل داشت ـ پذيرفتند كه از آن پس اتباع و سرزمين شان يك ساتراپي (ايالت) ايران باشد.
دور اول حكومت ايران بر مصر (زمان هخامنشيان) 121 سال طول كشيد. پس از اين مدت هم تا ساليان دراز، يهوديان مصري خودرا از اتباع ايران معرفي مي كردند.
ارتش ايران در سال 618 میلادی (زمان پادشاهي خسروپرويز) نیز شمال مصر را فتح كرد و در اسكندريه مستقر شد. خسروپرویز از سال 590 میلادی تا آخرین ماه سال 627 بر ایران پادشاهی کرد.
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#رنسانس_ایرانی 🌱
مصر يک ساتراپی و مصریان اتباع ایران باستان
به نوشته مورخان عهد باستان و محاسبات تقويمي قرن بيستم، در فوریه سال 523 پيش از ميلاد (به قولي؛ يک و يا دو روز بعد از جشن شده) برجستگان مصر ـ کشوری که صدها سال استقلال كامل داشت ـ پذيرفتند كه از آن پس اتباع و سرزمين شان يك ساتراپي (ايالت) ايران باشد.
دور اول حكومت ايران بر مصر (زمان هخامنشيان) 121 سال طول كشيد. پس از اين مدت هم تا ساليان دراز، يهوديان مصري خودرا از اتباع ايران معرفي مي كردند.
ارتش ايران در سال 618 میلادی (زمان پادشاهي خسروپرويز) نیز شمال مصر را فتح كرد و در اسكندريه مستقر شد. خسروپرویز از سال 590 میلادی تا آخرین ماه سال 627 بر ایران پادشاهی کرد.
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#رنسانس_ایرانی 🌱
ما ایرانیان نژاده میبایست زبان پارسی که ریشه در تاریخ و فرهنگ ایرانشهری دارد را پاس بداریم .
پارسی گویی و پاسداشت زبان پارسی که امروزه هزاران هزار تن در جهان به آن سخن میگویند، اندیشه نوینی نیست و به سدههای پیشتر باز میگردد. بهترین نمونه برای زدودن واژههای بیگانه از زبان پارسی شاهنامه فردوسی بزرگ است که شاید هم بزرگترین تلاش در این زمینه باشد.
در زیر شمار اندک از واژههای بیگانه و برابر پارسی آنها برای آشنایی هم میهنان آمده است به امید آنکه بتوانیم روزی پارسی سخن بگوییم و پارسی بنویسم.
به جای کاذب بگوییم دروغین
به جای شایان ذکر بگوییم گفتنی است
به جای یک وعده بگوییم شماری
به جای لغتنامه بگوییم واژه نامه
به جای مستحضر بگوییم آگاه
به جای تاحالا بگوییم تاکنون
به جای در رابطه با بگوییم درباره
به جای قابلیت بگوییم توانایی
به جای وضوح بگوییم روشنی
به جای قابل ذکر بگوییم گفتنی
به جای نظر به اینکه بگوییم از آنجا که
به جای محسوس بگوییم چشمگیر
به جای سخیف بگوییم سبک
به جای قضاییه بگوییم دادگستری
به جای مقننه بگوییم آیین گذاری
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#رنسانس_ایرانی 🌱
پارسی گویی و پاسداشت زبان پارسی که امروزه هزاران هزار تن در جهان به آن سخن میگویند، اندیشه نوینی نیست و به سدههای پیشتر باز میگردد. بهترین نمونه برای زدودن واژههای بیگانه از زبان پارسی شاهنامه فردوسی بزرگ است که شاید هم بزرگترین تلاش در این زمینه باشد.
در زیر شمار اندک از واژههای بیگانه و برابر پارسی آنها برای آشنایی هم میهنان آمده است به امید آنکه بتوانیم روزی پارسی سخن بگوییم و پارسی بنویسم.
به جای کاذب بگوییم دروغین
به جای شایان ذکر بگوییم گفتنی است
به جای یک وعده بگوییم شماری
به جای لغتنامه بگوییم واژه نامه
به جای مستحضر بگوییم آگاه
به جای تاحالا بگوییم تاکنون
به جای در رابطه با بگوییم درباره
به جای قابلیت بگوییم توانایی
به جای وضوح بگوییم روشنی
به جای قابل ذکر بگوییم گفتنی
به جای نظر به اینکه بگوییم از آنجا که
به جای محسوس بگوییم چشمگیر
به جای سخیف بگوییم سبک
به جای قضاییه بگوییم دادگستری
به جای مقننه بگوییم آیین گذاری
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#رنسانس_ایرانی 🌱
نیکی وبدی در #شاهنامه
نباشد همی نیک و بد پایدار
همان به که نیکی بود یادگار
دراز است دست فلک بر بدی
همه نیکویی کن اگر بخردی
چو نیکی کنی، نیکی آید برت
بدی را بدی باشد اندرخورت
چو نیکی نمایدت کیهانخدای
تو با هر کسی نیز، نیکی نمای
مکن بد، که بینی به فرجام بد
ز بد گردد اندر جهان، نام بد
به نیکی بباید تن آراستن
که نیکی نشاید ز کس خواستن
وگر بد کنی، جز بدی ندروی
شبی در جهان شادمان نغنوی
🖋 فردوسی بزرگ.
پاینده ایران 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
نباشد همی نیک و بد پایدار
همان به که نیکی بود یادگار
دراز است دست فلک بر بدی
همه نیکویی کن اگر بخردی
چو نیکی کنی، نیکی آید برت
بدی را بدی باشد اندرخورت
چو نیکی نمایدت کیهانخدای
تو با هر کسی نیز، نیکی نمای
مکن بد، که بینی به فرجام بد
ز بد گردد اندر جهان، نام بد
به نیکی بباید تن آراستن
که نیکی نشاید ز کس خواستن
وگر بد کنی، جز بدی ندروی
شبی در جهان شادمان نغنوی
🖋 فردوسی بزرگ.
پاینده ایران 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
در #شاهنامه فردوسی توسی بزرگ ابیات دلکشی وجود دارد که به نگر میرسد فردوسی پیرامون زادروز خودش سخن میراند :
چو آدینه هرمزد بهمن بود
برین کار فرّخ نشیمن بود!
🔹
می لعل پیش آورم، هاشمی
زبیشی که خُنبَش نگیرد کمی
🔹
چو شست و سه شد سال و شد گوش کر
ز گیتی چرا جویم آیین و فر؟
پاینده ایران 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
چو آدینه هرمزد بهمن بود
برین کار فرّخ نشیمن بود!
🔹
می لعل پیش آورم، هاشمی
زبیشی که خُنبَش نگیرد کمی
🔹
چو شست و سه شد سال و شد گوش کر
ز گیتی چرا جویم آیین و فر؟
پاینده ایران 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
Forwarded from Farah Pahlavi - فرح پهلوی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پیامی به مردم و نظامیان ایران
اول بهمن
رسم بهمن گیر و از نو تازه کن بهمنجنه
جشن بهمنگان - اندیشه نیک و روز حمایت و نگاهبانی از حیوانات
از جشنهای ایرانشهری که در رنسانس می باید زنده شوند، یکی از کم شناخته شده ترین آنها، جشنِ روز بهمن (دومین روز ماه) در ماه بهمن می باشد. بهمن، اولین امشاسپندِ ایرانیان، یادآور اندیشه نیک برای آنها می باشد. اگردر این جشنِ ایرانشهر، کودکی از مادربزرگش یا همسایه ای از همسایه ای بپرسد که اندیشه نیک در این جشن بهمنگان، در دنیای من، به چه شکلی خود را می تواند نشان دهد؟ آن مادربزرگ یا همسایه پاسخ می دهد که در این دنیای تو، با نیکو کاری و نیک اندیشی نسبت به حیوانات است که تو می توانی بهمنگان را زنده کنی.
در دوران بنی عباس، این جشن ایرانشهری هنوز بسیار متداول بوده و ایرانیان آن را به عنوان بهمنجنه جشن می گرفتند. اما پس از حمله مغول و به زانو در آمدن ایرانیان برای بار دیگر، این جشن، در میان عامه ایرانیان به فراموشی می رود و فقط در اندکی از زرتشتیان ایرانی زنده می ماند.
ادامه 👇
#رنسانس_ایرانی
رسم بهمن گیر و از نو تازه کن بهمنجنه
جشن بهمنگان - اندیشه نیک و روز حمایت و نگاهبانی از حیوانات
از جشنهای ایرانشهری که در رنسانس می باید زنده شوند، یکی از کم شناخته شده ترین آنها، جشنِ روز بهمن (دومین روز ماه) در ماه بهمن می باشد. بهمن، اولین امشاسپندِ ایرانیان، یادآور اندیشه نیک برای آنها می باشد. اگردر این جشنِ ایرانشهر، کودکی از مادربزرگش یا همسایه ای از همسایه ای بپرسد که اندیشه نیک در این جشن بهمنگان، در دنیای من، به چه شکلی خود را می تواند نشان دهد؟ آن مادربزرگ یا همسایه پاسخ می دهد که در این دنیای تو، با نیکو کاری و نیک اندیشی نسبت به حیوانات است که تو می توانی بهمنگان را زنده کنی.
در دوران بنی عباس، این جشن ایرانشهری هنوز بسیار متداول بوده و ایرانیان آن را به عنوان بهمنجنه جشن می گرفتند. اما پس از حمله مغول و به زانو در آمدن ایرانیان برای بار دیگر، این جشن، در میان عامه ایرانیان به فراموشی می رود و فقط در اندکی از زرتشتیان ایرانی زنده می ماند.
ادامه 👇
#رنسانس_ایرانی
در روستاها و شهرهای ایرانشهر، این جشن از صبح زود با به کوه و دشت رفتن جوانان شروع می شود. در کوهستان، جوانان موظفند که گل ها، برگها یا دانه هایی از گیاهان طبیعی ای که دارای مصرف دارویی دارند را جمع آوری کنند. گیاهان دارویی جمع شده در بهمنگان، مورد استفاده مادرو مادربزرگان در طول سال می شوند. از مهمترین گیاهانی که در این روزِ زمستانی در کوه و دشت های ایران شکوفا می شود، گل بهمن می باشد که به دو رنگِ سوری و سپید، زمستانِ ایران زمین را رنگارنگ می کند.
صبحانه در این روز، با شیر تازه ای شروع می شود که در آن برگ های سرخ و سپید بهمن خرد شده و به جوش آمده. پس از آن، دیگِ بهمنگان، پر شده از هرگونه حبوب و سبزی و گوشت که در این هنگام موجود است بپاست. مانند شیرِ صبحانه، آش بهمنگان نیز با برگهای سرخ و سپید گل بهمن پخته می شود. ایرانیان باور دارند که این گیاه دارای خواص دارویی است و به تقویت حافظه بسیار کمک می کند. در قدیم، گلِ بهمن را به صورت تازه در غذاها می ریختند، خشک شدۀ آن را دم کرده و می نوشیدند، یا به صورت گرد بر روی غذا می ریختند یا با گرد نبات آمیخته و می خوردند.
فرخش باد و خداوندش فرخده کناد
عید فرخنده و بهمنجنه و بهمن ماه
(فرخی)
در ایرانشهر، هر کدام از امشاسپند ها، یادآورِ ارزشهای جامعه می باشند. بهمنگان، یادآور اندیشه نیک می باشد. در دنیای امروزی، ارزش های نیک در کشورهای پیشرفته، نشان بزرگی و مدنیت ملت ها به شمار می آید. بهمن، در اوستا، وُهومن خوانده می شود به معنای اندیشه نیک یا نیک منشی. ایرانیان باوردارند که در نیک اندیشیدن و اخلاق نیک می باشد که یک انسان به خرد و دانایی می رسد. در دنیای مادی و زمینی، این امشاسپندِ ایران زمین، یادآور نیک اندیشیدن و نگاهبانی از چهارپایان می باشد.
امروز، در خشونت و آلودگی و زمستان جمهوری اسلامی، برگ و آش و ارزشهای بهمنگان دیده نمی شود. هوا و خاک ما از بی ارزشی های ما آلوده شده است. سینماهای ما سوخته اند، آواز ما خاموش است، صورت های ما اسیدپاشی شده و بهمن های ما در کوهستانهای ما نمی رویند. در این میان، سگ ها و اسب ها و آهو های ایران زمین نیز مانند ارزشهای ما فراموش شده اند. دریاچه های ما برای پرندگانمان خشک شده است و تنها عکس هایی از یوزپلنگهای ما بر روی پیراهن های ما باقیست. اما همچنان که پشت هر زمستان سیاهی در ایران زمین، نوروز ایرانیان می باشد، در دل هر زمستان سیاه و سردی، دانه ها و ریشه های زنده و مفیدی نهفته است. جشن بهمنگان فراموش نشده است، بلکه گیاهی است که دانه هایش سر تا سر کوهستانهای ما پخش شده است و حتا در این زمستانِ آلوده، آماده رویش می باشد. رویشی که می تواند آلودگی ایران زمین را بگیرد.
بهمنجنه است خیز و می آرای چراغ دی
تا برچینم گوهر شادی ز گنج می
(مختاری)
چند سال پیش، انجمن حمایت از حیوانات در ایران پیشنهاد کرد که جشن بهمنگان به عنوان روز حمایت از حیوانات برگزار شود. این پیشنهاد، توجه بسیاری از ایرانین را جلب کرد و چندی از انجمن ها و فعالین اجتماعی و محیط زیست، سعی بر زنده کردن این جشن در راستای حمایت از حیوانات را کرده اند. دکتر شاهین سپنتا، دبیر سابق انجمن حمایت از حیوانات اصفهان، می گوید که در این چند سال، فعالین مدنی و محیط زیست، در پارک های عمومی، فضاهای سبز و جایگاه هایی که مردم حضور دارند، چهره به چهره با مردم درِ گفتگو را باز کرده اند تا آنها را با ویژه گی های فرهنگی و تاریخی بهمنگان آشنا کنند و در باب رسیدن و نگاهبانی از محیط زیست و حیوانات صحبت کنند. همانند دانه هایی از درختی پیر در زمستانی سیاه، این فعالین اجتماعی، در پارک ها و اماکن عمومی، دانه هایی می باشند که هر کدام از آنها روزی ریشه ای خواهند زد و درخت هایی خواهند شد تنومند و پربار.
در نظامی که جان انسان ها ارزشی ندارد و شادزیستی آنها حرام است، حیوانات ایران زمین نجس خوانده می شوند و حتا کمک رسانی به سگ های ما مورد مجازات قرار می گیرد. در چنین شرایطی، جشن بهمنگان، نشانی است از ارزشهای ما، از ایرانشهر ما و از رنسانس ما. در این زمستان سیاه، حمایت از حیوانات ایران زمین، نشان اعتراض ما نسبت به آزاررساندن به حیوانات زیبای آن سرزمین می باشد. حیواناتی که در فرهنگ ایرانشهر هر کدام جان دارند و جان شیرین خوش اند.
ادامه 👇
صبحانه در این روز، با شیر تازه ای شروع می شود که در آن برگ های سرخ و سپید بهمن خرد شده و به جوش آمده. پس از آن، دیگِ بهمنگان، پر شده از هرگونه حبوب و سبزی و گوشت که در این هنگام موجود است بپاست. مانند شیرِ صبحانه، آش بهمنگان نیز با برگهای سرخ و سپید گل بهمن پخته می شود. ایرانیان باور دارند که این گیاه دارای خواص دارویی است و به تقویت حافظه بسیار کمک می کند. در قدیم، گلِ بهمن را به صورت تازه در غذاها می ریختند، خشک شدۀ آن را دم کرده و می نوشیدند، یا به صورت گرد بر روی غذا می ریختند یا با گرد نبات آمیخته و می خوردند.
فرخش باد و خداوندش فرخده کناد
عید فرخنده و بهمنجنه و بهمن ماه
(فرخی)
در ایرانشهر، هر کدام از امشاسپند ها، یادآورِ ارزشهای جامعه می باشند. بهمنگان، یادآور اندیشه نیک می باشد. در دنیای امروزی، ارزش های نیک در کشورهای پیشرفته، نشان بزرگی و مدنیت ملت ها به شمار می آید. بهمن، در اوستا، وُهومن خوانده می شود به معنای اندیشه نیک یا نیک منشی. ایرانیان باوردارند که در نیک اندیشیدن و اخلاق نیک می باشد که یک انسان به خرد و دانایی می رسد. در دنیای مادی و زمینی، این امشاسپندِ ایران زمین، یادآور نیک اندیشیدن و نگاهبانی از چهارپایان می باشد.
امروز، در خشونت و آلودگی و زمستان جمهوری اسلامی، برگ و آش و ارزشهای بهمنگان دیده نمی شود. هوا و خاک ما از بی ارزشی های ما آلوده شده است. سینماهای ما سوخته اند، آواز ما خاموش است، صورت های ما اسیدپاشی شده و بهمن های ما در کوهستانهای ما نمی رویند. در این میان، سگ ها و اسب ها و آهو های ایران زمین نیز مانند ارزشهای ما فراموش شده اند. دریاچه های ما برای پرندگانمان خشک شده است و تنها عکس هایی از یوزپلنگهای ما بر روی پیراهن های ما باقیست. اما همچنان که پشت هر زمستان سیاهی در ایران زمین، نوروز ایرانیان می باشد، در دل هر زمستان سیاه و سردی، دانه ها و ریشه های زنده و مفیدی نهفته است. جشن بهمنگان فراموش نشده است، بلکه گیاهی است که دانه هایش سر تا سر کوهستانهای ما پخش شده است و حتا در این زمستانِ آلوده، آماده رویش می باشد. رویشی که می تواند آلودگی ایران زمین را بگیرد.
بهمنجنه است خیز و می آرای چراغ دی
تا برچینم گوهر شادی ز گنج می
(مختاری)
چند سال پیش، انجمن حمایت از حیوانات در ایران پیشنهاد کرد که جشن بهمنگان به عنوان روز حمایت از حیوانات برگزار شود. این پیشنهاد، توجه بسیاری از ایرانین را جلب کرد و چندی از انجمن ها و فعالین اجتماعی و محیط زیست، سعی بر زنده کردن این جشن در راستای حمایت از حیوانات را کرده اند. دکتر شاهین سپنتا، دبیر سابق انجمن حمایت از حیوانات اصفهان، می گوید که در این چند سال، فعالین مدنی و محیط زیست، در پارک های عمومی، فضاهای سبز و جایگاه هایی که مردم حضور دارند، چهره به چهره با مردم درِ گفتگو را باز کرده اند تا آنها را با ویژه گی های فرهنگی و تاریخی بهمنگان آشنا کنند و در باب رسیدن و نگاهبانی از محیط زیست و حیوانات صحبت کنند. همانند دانه هایی از درختی پیر در زمستانی سیاه، این فعالین اجتماعی، در پارک ها و اماکن عمومی، دانه هایی می باشند که هر کدام از آنها روزی ریشه ای خواهند زد و درخت هایی خواهند شد تنومند و پربار.
در نظامی که جان انسان ها ارزشی ندارد و شادزیستی آنها حرام است، حیوانات ایران زمین نجس خوانده می شوند و حتا کمک رسانی به سگ های ما مورد مجازات قرار می گیرد. در چنین شرایطی، جشن بهمنگان، نشانی است از ارزشهای ما، از ایرانشهر ما و از رنسانس ما. در این زمستان سیاه، حمایت از حیوانات ایران زمین، نشان اعتراض ما نسبت به آزاررساندن به حیوانات زیبای آن سرزمین می باشد. حیواناتی که در فرهنگ ایرانشهر هر کدام جان دارند و جان شیرین خوش اند.
ادامه 👇