3- "ابوریحان بیرونی" در "الآثارالباقیه" نوشته است :
چون "قتیبه بن مسلم" دوباره خوارزم ( از نواحی سرزمین ایران ) را پس از مرتد شدن اهالی فتح کرد ، "اسکجموک" را بر ایشان والی گردانید و قتیبه هر کس که خط خوارزمی می دانست و از اخبار و اوضاع ایشان آگاه بود و از علوم ایشان مطلع ، به کلی فانی و معدوم الاثر کرد و ایشان را در اقطار ارض منقرض ساخت و لذا اخبار و اوضاع ایشان به درجه ای مخفی و مستور مانده است که به هیچ وجه وسیله ای برای شناخت حقایق امور در آن بلاد بعد از ظهور اسلام در دست نیست .
. . . و چون قتیبه بن مسلم نویسندگان ایشان ( خوارزمیان ) را هلاک کرد و هربدان ایشان را بکشت و کتب و نوشته های آنانرا بسوخت ، اهل خوارزم اُمی ( بی سواد ) ماندند و در اموری که محتاج الیه ایشان بود فقط به محفوظات خود اتکا کردند ، و چون مدت متمادی گردید و روزگار دراز بر ایشان بگذشت امور جزیی مورد اختلاف را فراموش کردند و فقط مطالب کلی مورد اتفاق در حافظه آنان باقیماند .
4- دکتر معین" در کتاب "مزدیسنا و ادب فارسی" می آورد:
"اعراب شهرها را با خاک یکسان و آتشکده ها را با آتش سوخته و موبدان را از دم تیغ گذرانده و کتب فضلای اُمت اعم از آنچه در مطلق علوم نوشته شده بودند یا تاریخ و مسایل مذهبی ، همه را نابود کردند"
5- "دولتشاه سمرقندی" در "تذکره الشعرا" می نویسد:
امیر عبداله بن طاهر که به روزگار خلفای عباسی امیر خراسان بود . روزی در نیشابور نشسته بود ، شخصی کتابی آورد و به تحفه پیش او نهاد ، پرسید که این چه کتاب است ؟ گفت : این قصه "وامق و عذراست" خوب حکایتی است که حکما به نام شاه انوشیروان جمع کرده اند . امیر فرمود که ما مردم قرآن می خوانیم و بغیر از قرآن و حدیث پیغمبری چیزی نمی خوانیم ما را از این کتاب در کار نیست و این کتاب تالیف مغان است و پیش ما مردود است ، فرمود آنان را در آب انداختند و حکم کرد که در قلمرو من هر جا که کتابت عجم و مغان باشد ، جمله بسوزانند .
با وجود این اسامی چندین دانشمند ایرانی در تاریخ باقی مانده که به عبارت زیر میباشند:
1) اسکیلاس : دوره ی هخامنشی، « زمان حکومت داریوش _ از سال 446 تا 486 ق.م » _ دریانورد و کاشف و مهندس سازنده ی قنات.
2) ستاسپ : دوره ی هخامنشی، « زمان حکومت خشایارشا _ از سال 486 تا 521 ق.م » دریانورد و کاشف.
3) بویر اندا : دوره ی هخامنشی، « زمان خشایارشا » مهندس.
4) آرتاخه : دوره ی هخامنشی، « زمان خشایارشا » مهندس و سازنده ی کانال آتوس, (کانال سوئز)
5) استانس : دوره ی هخامنشی، شمیدان و استاد دموکریتوس.
6) برازه : دوره ی ساسانی، « زمان فرمانروایی اردشیر _ 226 تا 241 م » مهندس و احیا کننده ی شهر فیروزآباد ( در فارس ).
7) برانوش : دوره ی ساسانی، سازنده ی شادروان شوشتر.
8) فرغان : دوره ی ساسانی، سازنده ی طاق کسری.
9) جهن برزین : دوره ی ساسانی، سازنده ی تخت طاقدیس.
10) شیده : دوره ی ساسانی، سازنده ی کاخ خورنق.
11) سلمان فارسی
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#بگوبرگردشاه 👑
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
چون "قتیبه بن مسلم" دوباره خوارزم ( از نواحی سرزمین ایران ) را پس از مرتد شدن اهالی فتح کرد ، "اسکجموک" را بر ایشان والی گردانید و قتیبه هر کس که خط خوارزمی می دانست و از اخبار و اوضاع ایشان آگاه بود و از علوم ایشان مطلع ، به کلی فانی و معدوم الاثر کرد و ایشان را در اقطار ارض منقرض ساخت و لذا اخبار و اوضاع ایشان به درجه ای مخفی و مستور مانده است که به هیچ وجه وسیله ای برای شناخت حقایق امور در آن بلاد بعد از ظهور اسلام در دست نیست .
. . . و چون قتیبه بن مسلم نویسندگان ایشان ( خوارزمیان ) را هلاک کرد و هربدان ایشان را بکشت و کتب و نوشته های آنانرا بسوخت ، اهل خوارزم اُمی ( بی سواد ) ماندند و در اموری که محتاج الیه ایشان بود فقط به محفوظات خود اتکا کردند ، و چون مدت متمادی گردید و روزگار دراز بر ایشان بگذشت امور جزیی مورد اختلاف را فراموش کردند و فقط مطالب کلی مورد اتفاق در حافظه آنان باقیماند .
4- دکتر معین" در کتاب "مزدیسنا و ادب فارسی" می آورد:
"اعراب شهرها را با خاک یکسان و آتشکده ها را با آتش سوخته و موبدان را از دم تیغ گذرانده و کتب فضلای اُمت اعم از آنچه در مطلق علوم نوشته شده بودند یا تاریخ و مسایل مذهبی ، همه را نابود کردند"
5- "دولتشاه سمرقندی" در "تذکره الشعرا" می نویسد:
امیر عبداله بن طاهر که به روزگار خلفای عباسی امیر خراسان بود . روزی در نیشابور نشسته بود ، شخصی کتابی آورد و به تحفه پیش او نهاد ، پرسید که این چه کتاب است ؟ گفت : این قصه "وامق و عذراست" خوب حکایتی است که حکما به نام شاه انوشیروان جمع کرده اند . امیر فرمود که ما مردم قرآن می خوانیم و بغیر از قرآن و حدیث پیغمبری چیزی نمی خوانیم ما را از این کتاب در کار نیست و این کتاب تالیف مغان است و پیش ما مردود است ، فرمود آنان را در آب انداختند و حکم کرد که در قلمرو من هر جا که کتابت عجم و مغان باشد ، جمله بسوزانند .
با وجود این اسامی چندین دانشمند ایرانی در تاریخ باقی مانده که به عبارت زیر میباشند:
1) اسکیلاس : دوره ی هخامنشی، « زمان حکومت داریوش _ از سال 446 تا 486 ق.م » _ دریانورد و کاشف و مهندس سازنده ی قنات.
2) ستاسپ : دوره ی هخامنشی، « زمان حکومت خشایارشا _ از سال 486 تا 521 ق.م » دریانورد و کاشف.
3) بویر اندا : دوره ی هخامنشی، « زمان خشایارشا » مهندس.
4) آرتاخه : دوره ی هخامنشی، « زمان خشایارشا » مهندس و سازنده ی کانال آتوس, (کانال سوئز)
5) استانس : دوره ی هخامنشی، شمیدان و استاد دموکریتوس.
6) برازه : دوره ی ساسانی، « زمان فرمانروایی اردشیر _ 226 تا 241 م » مهندس و احیا کننده ی شهر فیروزآباد ( در فارس ).
7) برانوش : دوره ی ساسانی، سازنده ی شادروان شوشتر.
8) فرغان : دوره ی ساسانی، سازنده ی طاق کسری.
9) جهن برزین : دوره ی ساسانی، سازنده ی تخت طاقدیس.
10) شیده : دوره ی ساسانی، سازنده ی کاخ خورنق.
11) سلمان فارسی
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#بگوبرگردشاه 👑
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
بهمنگان
————
«جشن» واژهای ایرانی است از ریشهی «یَز-»، به معنیِ «پرستیدن، ستودن و نیایش کردن». جشن در آغاز به معنای «انجام آیینهای دینی» بوده، ولی اندک اندک گسترش معنایی پیدا کرده و به بزم و مهمانی و سور و سرور هم گفته شده است؛ چرا که در فرهنگ ایران، انجام آیین دینی و نیایش و ستایشِ ایزد همان جشن و بزم و شادی و شادخواری بوده و شگفت این که «جشن» با واژههای «یزد» و «ایزد» هم همریشه است و به دیگر سخن، جشن و ایزد هر دو از یک ریشهاند. چنین، در فرهنگ زندگیسِتای ایران باستان جشن کاری اهورایی و روشی برای مبارزه با اهریمن بوده و در برابر، سوگ و غم کنشی اهریمنی و سخت نکوهیده بوده است.
یکی از جشنهای باستانی ایران «جشن بهمنگان» است که در روز بهمن از ماه بهمن، دوم بهمنماه به گاهشماری یزدگردی، بیستوششم دیماه به گاهشماری امروزی، برگزار میشود.
«بهمنگان» جشنی در گرامیداشت و بزرگداشت «بهمن» یا «اندیشهی نیک» است. بهمن در زبان اوستایی «وُهومَنَه» و در زبان پارسیگ یا پهلوی «وَهْمَن» است که در پارسی امروز «بهمن» شده است. بهمن یکی از فرشتگان درگاه اهورا مزدا و نمایندهی نیکنهادی و نیکمنشی است.
ادامه 👇
————
«جشن» واژهای ایرانی است از ریشهی «یَز-»، به معنیِ «پرستیدن، ستودن و نیایش کردن». جشن در آغاز به معنای «انجام آیینهای دینی» بوده، ولی اندک اندک گسترش معنایی پیدا کرده و به بزم و مهمانی و سور و سرور هم گفته شده است؛ چرا که در فرهنگ ایران، انجام آیین دینی و نیایش و ستایشِ ایزد همان جشن و بزم و شادی و شادخواری بوده و شگفت این که «جشن» با واژههای «یزد» و «ایزد» هم همریشه است و به دیگر سخن، جشن و ایزد هر دو از یک ریشهاند. چنین، در فرهنگ زندگیسِتای ایران باستان جشن کاری اهورایی و روشی برای مبارزه با اهریمن بوده و در برابر، سوگ و غم کنشی اهریمنی و سخت نکوهیده بوده است.
یکی از جشنهای باستانی ایران «جشن بهمنگان» است که در روز بهمن از ماه بهمن، دوم بهمنماه به گاهشماری یزدگردی، بیستوششم دیماه به گاهشماری امروزی، برگزار میشود.
«بهمنگان» جشنی در گرامیداشت و بزرگداشت «بهمن» یا «اندیشهی نیک» است. بهمن در زبان اوستایی «وُهومَنَه» و در زبان پارسیگ یا پهلوی «وَهْمَن» است که در پارسی امروز «بهمن» شده است. بهمن یکی از فرشتگان درگاه اهورا مزدا و نمایندهی نیکنهادی و نیکمنشی است.
ادامه 👇
در سرتاسر اوستا از بهمن، چنان دیگر فرشتگان یا اَمشاسپندان، بسیار یاد شده است. رویهمرفته، امشاسپندان دارای دو وظیفهی مادی و مینویاند.
در نقش مینوی، بهمن نمایانگر خرد
در فرهنگ زندگیسِتای ایران باستان جشن کاری اهورایی و روشی برای مبارزه با اهریمن بوده و در برابر، سوگ و غم کنشی اهریمنی و سخت نکوهیده بوده است
پاک و والای اهورایی است و نیز نماد خردِ کل و تدبیر و بینشِ نیک و نخستین آفریدهی اهورا مزدا است که جهانیان را خرد و بینش بخشد و راهنمایی کند. در نقش زمینی و مادیاش نیز سرپرستی مردم و گلهها و چهارپایان و ستوران با اوست. زینرو، از آن جا که بهمن نگاهبان جانوران در جهان مادی است، ایرانیان باستان به پاس این فرشته در این روز جانوری را نمیکشتند و در جشن بهمنگان از خوردن خوراکیهای گوشتی خودداری میکردند و به هنگام جشن بهمنگان، شوربایی هفت دانه به نام «دانگی» میپختند که همانگونه که از نامش برمیآید هر ایرانی بخشی یا دانگی از کار پختن این شوربا را بر دوش میگرفت.
گفتنی است که پرندهی ویژهی بهمن «خروس» است؛ چرا که خروس بامدادان با بانگ خود مردمان را به سحرخیزی و کار و کوشش میخواند. رنگِ ویژهی بهمنگان نیز «سپید» و از این رو گل آن نیز «یاسمنِ سپید» است.
دانشمند نامدار ایرانی، ابوریحان بیرونی، در کتاب «آثار الباقیه»، در بخش نهم «دربارهی اعیادی که در ماههای پارسیان است»، دربارهی «بهمنگان» مینویسد: «روزِ دوم آن روزِ بهمن عید است که برای توافقِ دو نام آن را بهمنجنه (بهمنگان) نامیدهاند و بهمن نامِ فرشتهی موکل بر بهائم (حیوانات) است که بشر به آنها برای آبادانی زمین و رفع حوائج نیازمندند. مردم فارس در دیگهایی از جمیع دانههای خوردنی غذایی میپزند و آن را با شیر خالص میخورند و میگویند که حافظه را این غذا
بهمن، در نقش مینوی، نمایانگر خرد پاک و والای اهورایی است و نیز نماد خردِ کل و تدبیر و بینشِ نیک و نخستین آفریدهی اهورا مزدا است که جهانیان را خرد و بینش بخشد و راهنمایی کند. در نقش زمینی و مادیاش نیز سرپرستی مردم و گلهها و چهارپایان و ستوران با اوست
زیاد میکند و این روز را در چیدن گیاهها و کنار رودخانهها و جویها، و روغن گرفتن و تهیه بخور و سوزاندنیها، خاصیتی مخصوص بدین روز است و بر این گماناند که جاماسپ، وزیر گشتاسپ، این کارها را در این روز انجام میداد و سود این اشیاء در این روز بیشتر از دیگر روزها است» (صفحهی ۳۵۰، ترجمهی اکبر داناسرشت).
بیرونی در کتابی دیگر «التفهیم» دربارهی بهمنگان یا بهمنجه، به پارسی، خود، چنین نوشته است: «بهمنجه بهمنروز است از بهمنماه. ایرانیان در این روز «بهمن» سپید به شیر خالص پاک خورند و گویند حفظ فزاید مردم را و فرامُشتی (فراموشی) ببرد. و اما به خراسان مهمانی کنند بر دیگی، که اندرو از هر دانهی خوردنی کنند ... و آنچه اندر آن وقت بدان بقعت یافته شود از ترّه و نبات» (صفحهی ۲۵۷).
در فرهنگهای پارسی نیز از جشن بهمنگان با نام بهمنجه بسیار یاد شده است. اسدی توسی در «لغت فرس» که از کهنترین واژهنامههای زبان پارسی است، دربارهی بهمنگان نوشته است: «بهمنجنه جشنی است که دوم روز از بهمن ماه کنند و از طعامها سازند و بهمن (نام گلی است که در ماه بهمن باز شود) سرخ و زرد بر سر کاسهها نهند و ماهی و تره و ماست آرند.»
منوچهری، سخنسرای نامی ایران، دربارهی جشن بهمنگان گوید:
اورمزد و بهمن و بهمنجنه فرخ بُوَد | فرخت باد اورمزد و بهمن و بهمنجنه
او در جایی دیگر سروده است:
رسم بهمن گیر و تازه کن بهمنجنه | ای درخت ملک، بارت عزّ و بیداری تنه
برگرفته از س.ج
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#رنسانس_ایرانی 🌱
در نقش مینوی، بهمن نمایانگر خرد
در فرهنگ زندگیسِتای ایران باستان جشن کاری اهورایی و روشی برای مبارزه با اهریمن بوده و در برابر، سوگ و غم کنشی اهریمنی و سخت نکوهیده بوده است
پاک و والای اهورایی است و نیز نماد خردِ کل و تدبیر و بینشِ نیک و نخستین آفریدهی اهورا مزدا است که جهانیان را خرد و بینش بخشد و راهنمایی کند. در نقش زمینی و مادیاش نیز سرپرستی مردم و گلهها و چهارپایان و ستوران با اوست. زینرو، از آن جا که بهمن نگاهبان جانوران در جهان مادی است، ایرانیان باستان به پاس این فرشته در این روز جانوری را نمیکشتند و در جشن بهمنگان از خوردن خوراکیهای گوشتی خودداری میکردند و به هنگام جشن بهمنگان، شوربایی هفت دانه به نام «دانگی» میپختند که همانگونه که از نامش برمیآید هر ایرانی بخشی یا دانگی از کار پختن این شوربا را بر دوش میگرفت.
گفتنی است که پرندهی ویژهی بهمن «خروس» است؛ چرا که خروس بامدادان با بانگ خود مردمان را به سحرخیزی و کار و کوشش میخواند. رنگِ ویژهی بهمنگان نیز «سپید» و از این رو گل آن نیز «یاسمنِ سپید» است.
دانشمند نامدار ایرانی، ابوریحان بیرونی، در کتاب «آثار الباقیه»، در بخش نهم «دربارهی اعیادی که در ماههای پارسیان است»، دربارهی «بهمنگان» مینویسد: «روزِ دوم آن روزِ بهمن عید است که برای توافقِ دو نام آن را بهمنجنه (بهمنگان) نامیدهاند و بهمن نامِ فرشتهی موکل بر بهائم (حیوانات) است که بشر به آنها برای آبادانی زمین و رفع حوائج نیازمندند. مردم فارس در دیگهایی از جمیع دانههای خوردنی غذایی میپزند و آن را با شیر خالص میخورند و میگویند که حافظه را این غذا
بهمن، در نقش مینوی، نمایانگر خرد پاک و والای اهورایی است و نیز نماد خردِ کل و تدبیر و بینشِ نیک و نخستین آفریدهی اهورا مزدا است که جهانیان را خرد و بینش بخشد و راهنمایی کند. در نقش زمینی و مادیاش نیز سرپرستی مردم و گلهها و چهارپایان و ستوران با اوست
زیاد میکند و این روز را در چیدن گیاهها و کنار رودخانهها و جویها، و روغن گرفتن و تهیه بخور و سوزاندنیها، خاصیتی مخصوص بدین روز است و بر این گماناند که جاماسپ، وزیر گشتاسپ، این کارها را در این روز انجام میداد و سود این اشیاء در این روز بیشتر از دیگر روزها است» (صفحهی ۳۵۰، ترجمهی اکبر داناسرشت).
بیرونی در کتابی دیگر «التفهیم» دربارهی بهمنگان یا بهمنجه، به پارسی، خود، چنین نوشته است: «بهمنجه بهمنروز است از بهمنماه. ایرانیان در این روز «بهمن» سپید به شیر خالص پاک خورند و گویند حفظ فزاید مردم را و فرامُشتی (فراموشی) ببرد. و اما به خراسان مهمانی کنند بر دیگی، که اندرو از هر دانهی خوردنی کنند ... و آنچه اندر آن وقت بدان بقعت یافته شود از ترّه و نبات» (صفحهی ۲۵۷).
در فرهنگهای پارسی نیز از جشن بهمنگان با نام بهمنجه بسیار یاد شده است. اسدی توسی در «لغت فرس» که از کهنترین واژهنامههای زبان پارسی است، دربارهی بهمنگان نوشته است: «بهمنجنه جشنی است که دوم روز از بهمن ماه کنند و از طعامها سازند و بهمن (نام گلی است که در ماه بهمن باز شود) سرخ و زرد بر سر کاسهها نهند و ماهی و تره و ماست آرند.»
منوچهری، سخنسرای نامی ایران، دربارهی جشن بهمنگان گوید:
اورمزد و بهمن و بهمنجنه فرخ بُوَد | فرخت باد اورمزد و بهمن و بهمنجنه
او در جایی دیگر سروده است:
رسم بهمن گیر و تازه کن بهمنجنه | ای درخت ملک، بارت عزّ و بیداری تنه
برگرفته از س.ج
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#رنسانس_ایرانی 🌱
شنبه ای دیگر، در یک تجمع اعتراضی بر ضد رژیم جمهوری ضحاک اشغالگر و اسلام اهریمنی.
پژواک فریاد ملت بزرگ ایران باشیم.
استراسبورگ - فرانسه 18 ژانویه 2020
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
پژواک فریاد ملت بزرگ ایران باشیم.
استراسبورگ - فرانسه 18 ژانویه 2020
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
گردهمای ایرانگرایان و میهن دوستان در #وین #اتریش در پدافند از خیزش سراسری در درون مرز
شنبه ۱۸ ژانویه
این گردهمای ابتدا از روبروی سفارت اشغال شده میهن مان در وین آغاز و سپس در یک راه پیمایی معترضان به سمت سفارت روسیه و بعد سفارت انگلیس و در انتها روبروی شبکه تلویزیونی ORF پایان پذیرفت .
حضور در این گردهمای های اعتراضی یک وظیفه میهنی است .
پاینده ایران 💎
تا ابد #جاویدشاه 🔥
شنبه ۱۸ ژانویه
این گردهمای ابتدا از روبروی سفارت اشغال شده میهن مان در وین آغاز و سپس در یک راه پیمایی معترضان به سمت سفارت روسیه و بعد سفارت انگلیس و در انتها روبروی شبکه تلویزیونی ORF پایان پذیرفت .
حضور در این گردهمای های اعتراضی یک وظیفه میهنی است .
پاینده ایران 💎
تا ابد #جاویدشاه 🔥
#شاهنامه نشان دهنده هویت ایرانیان است و آشنایی با نامهای اساطیری در این اثر بی همتا ی فردوسی توسی میتواند برای ایرانیان بسیار سودمند باشد.
نیک است ایرانشهریان بر فرزندان خود نامهای نژاده ایرانی بر گزینند .
آبتین: نام پدر فریدون
ایرج: نام پسر کوچک فریدون پادشاه ایران
بیژن: پسر گیو. از سرداران ایرانی
تهمتن: رستم
جمشید: پسر طهمورث، از پادشاهان نامی شاهنامه
دستان زند: زال
زواره: نام برادر رستم
تهمینه: دختر شاه سمنگان که با رستم ازدواج کرد
جریره: دختر پیران که با سیاوش ازدواج کرد
رودابه: دختر مهراب و سیندخت که با زال ازدواج کرد
سودابه: دختر شاه هاماوران. همسر کیکاووس
سیندخت: همسر مهراب. مادر رودابه
فریگیس: همسر سیاوش
شهرناز: دختر جمشید
فرانک: نام مادر فریدون
گردآفرید: دختر گژدهم و بانوی پهلوان ایرانی
ماه آفرید: همسر ایرج
منیژه: دختر افراسیاب، همسر بیژن
ارنواز: دختر جمشید
پوران دخت: پادشاه ایران
شیرین: از همسران خسروپرویز
زرسپ: پسر منوچهر و پسر طوس
ادامه 👇
نیک است ایرانشهریان بر فرزندان خود نامهای نژاده ایرانی بر گزینند .
آبتین: نام پدر فریدون
ایرج: نام پسر کوچک فریدون پادشاه ایران
بیژن: پسر گیو. از سرداران ایرانی
تهمتن: رستم
جمشید: پسر طهمورث، از پادشاهان نامی شاهنامه
دستان زند: زال
زواره: نام برادر رستم
تهمینه: دختر شاه سمنگان که با رستم ازدواج کرد
جریره: دختر پیران که با سیاوش ازدواج کرد
رودابه: دختر مهراب و سیندخت که با زال ازدواج کرد
سودابه: دختر شاه هاماوران. همسر کیکاووس
سیندخت: همسر مهراب. مادر رودابه
فریگیس: همسر سیاوش
شهرناز: دختر جمشید
فرانک: نام مادر فریدون
گردآفرید: دختر گژدهم و بانوی پهلوان ایرانی
ماه آفرید: همسر ایرج
منیژه: دختر افراسیاب، همسر بیژن
ارنواز: دختر جمشید
پوران دخت: پادشاه ایران
شیرین: از همسران خسروپرویز
زرسپ: پسر منوچهر و پسر طوس
ادامه 👇
سام نریمان: پدر زال و پسر نریمان
سهراب: نام پسر رستم و تهمینه
سیامک: پسر کیومرث که در جنگ با اهریمن کشته شد
سیاوخش، سیاوش: نام پسر کیکاووس
طوس، توس: از سرداران ایران، پسر نوذر
طهمورث: پسر هوشنگ
آزرمیدخت: پادشاه ایران
آرزو: دختر ماهیار، همسر بهرام گور
روشنک: دختر دارا، همسر اسکندر
فرانک: مادر فریدون / دختر برزین
گردیه: خواهر بهرام چوبین
ناهید: همسر داراب، مادر اسکندر، دختر فیلقوس
منیژه: دختر افراسیاب، همسر بیژن
اسفندیار: پهلوان بزرگ ایران
فریدون: پادشاه بزرگ ایران، پسر آبتین و فرانک
فرامرز: نام پسر رستم
فریبرز: برادر سیاوش، پسر کاووس
کاوه: آهنگری که بر ضحاک قیام کرد
کیخسرو: شاهنشاه ایران، پسر فرنگیس و سیاوش
کیقباد: یازدهمین پادشاه ایران
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#بگوبرگردشاه 👑
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
سهراب: نام پسر رستم و تهمینه
سیامک: پسر کیومرث که در جنگ با اهریمن کشته شد
سیاوخش، سیاوش: نام پسر کیکاووس
طوس، توس: از سرداران ایران، پسر نوذر
طهمورث: پسر هوشنگ
آزرمیدخت: پادشاه ایران
آرزو: دختر ماهیار، همسر بهرام گور
روشنک: دختر دارا، همسر اسکندر
فرانک: مادر فریدون / دختر برزین
گردیه: خواهر بهرام چوبین
ناهید: همسر داراب، مادر اسکندر، دختر فیلقوس
منیژه: دختر افراسیاب، همسر بیژن
اسفندیار: پهلوان بزرگ ایران
فریدون: پادشاه بزرگ ایران، پسر آبتین و فرانک
فرامرز: نام پسر رستم
فریبرز: برادر سیاوش، پسر کاووس
کاوه: آهنگری که بر ضحاک قیام کرد
کیخسرو: شاهنشاه ایران، پسر فرنگیس و سیاوش
کیقباد: یازدهمین پادشاه ایران
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#بگوبرگردشاه 👑
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
- قانون من، آنها [= آشوب گران] از آن میترسـند به گونهای که توانا، ناتوان را دیگر نمیزند… دیگر با او بدرفتاری نمیکند.
(کتیبه DSe، بند ۴ – لوکوک، ۱۳۸۹: ص ۲۷۹)
- خواست من آن نیست که ناتوان به خاطر توانا به بیداد تن دهد…
(کتیبه DNb، بند ۲ – لوکوک، ۱۳۸۹: ص ۲۶۵)
- ای مرد جوان… حتی به آنچه دشمن به تو می گوید گوش فرا ده [تا بتوانی سخن درست را تشخیص دهی]…
(کتیبه DNb، بند ۱۱ – لوکوک، ۱۳۸۹: صص ۲۶۷-۲۶۸)
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#بگوبرگردشاه 👑
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
(کتیبه DSe، بند ۴ – لوکوک، ۱۳۸۹: ص ۲۷۹)
- خواست من آن نیست که ناتوان به خاطر توانا به بیداد تن دهد…
(کتیبه DNb، بند ۲ – لوکوک، ۱۳۸۹: ص ۲۶۵)
- ای مرد جوان… حتی به آنچه دشمن به تو می گوید گوش فرا ده [تا بتوانی سخن درست را تشخیص دهی]…
(کتیبه DNb، بند ۱۱ – لوکوک، ۱۳۸۹: صص ۲۶۷-۲۶۸)
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#بگوبرگردشاه 👑
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
داریوش بزرگ از شاهان دودمان هخامنشی، زاده ۵۴۹ قبل از میلاد، در ۵۲۲ پیش از میلاد پادشاه شد و مدت سلطنتش ۳۶ سال بوده است، وی پسر ویشتاسپ ، ویشتاسپ پسر آرشام ، آرشام پسر آریامن، و آریامن فرزند چیش پش بوده است ، بنا بر این با کوروش کبیر عمو زاده میشده است. آریا من و آرشام اجداد داریوش شاهان قسمتی از خاک پارس در جنوب ایران بوده اند.
داریوش از بزرگ ترین پادشاهان تاریخ ۲۷۰۰ ساله پادشاهی ایران است. وی برای اداره امور شاهنشاهی پهناور هخامنشی و وصول مالیات ها تشکیلات صحیح و مرتبی ایجاد کرد که تا ان زمان بی سابقه بود. راه های شوسه مهم و فراوانی بساخت، چاپار سریع السیر ضرب سکه ای به نام داریک احداث کاخ های مجلل در تخت جمشید، شوش و همدان از کار های برجسته این شهریار سیاست مدار است. (سامی،۱۳۹۲:ص۲۶۴، جلد دوم)
بخشی از سخنان داریوش بزرگ هخامنشی :
- اهورامزدا این مردم را بپاید از سپاه دشمن، از گرسنگی و از دروغ؛ بر این مردم، سپاه دشمن، قحطی و دروغ، چیره نشود…
(کتیبه DPd، بند ۳ – لوکوک، ۱۳۸۹: ص ۲۷۲)
ادامه 👇
داریوش از بزرگ ترین پادشاهان تاریخ ۲۷۰۰ ساله پادشاهی ایران است. وی برای اداره امور شاهنشاهی پهناور هخامنشی و وصول مالیات ها تشکیلات صحیح و مرتبی ایجاد کرد که تا ان زمان بی سابقه بود. راه های شوسه مهم و فراوانی بساخت، چاپار سریع السیر ضرب سکه ای به نام داریک احداث کاخ های مجلل در تخت جمشید، شوش و همدان از کار های برجسته این شهریار سیاست مدار است. (سامی،۱۳۹۲:ص۲۶۴، جلد دوم)
بخشی از سخنان داریوش بزرگ هخامنشی :
- اهورامزدا این مردم را بپاید از سپاه دشمن، از گرسنگی و از دروغ؛ بر این مردم، سپاه دشمن، قحطی و دروغ، چیره نشود…
(کتیبه DPd، بند ۳ – لوکوک، ۱۳۸۹: ص ۲۷۲)
ادامه 👇
در کشوری که در چنگال ملایان کاسبان اسلام اهریمنی گرفتار آمده است و بدست ننگین این انیرانیان اداره می شود !
کشوری با دیرینه ای کهن که هیچگونه سنخیتی با آخوند و اسلام اهریمنی اش ندارد !
دردناک است !
که تنها در درازنای چهاردهه به سمت و سوی دهشتناکی رفته که در مکان گفتگو رسانه ای رئیس گجستک حکومت آن کشور اشغال شده که برای فریب و خودستایی به #سیستان_و_بلوچستان رفته نه برای درد مردم ودرست پشت سرش دخترکی با پای برهنه و بدون کفش در آن سرما و گل و لای راه می رود !
به راستی که میهن عزیزمان به اشغال در آمده است و این دردی است که درمانش تنها در همت و خواست من و ماست .
ملایان انیرانی ایرانشهر عزیزمان را به نابودی و فقر و فلاکت کشانده اند و سکوت بزرگترین خیانت است به میهن .
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#بگوبرگردشاه 👑
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
کشوری با دیرینه ای کهن که هیچگونه سنخیتی با آخوند و اسلام اهریمنی اش ندارد !
دردناک است !
که تنها در درازنای چهاردهه به سمت و سوی دهشتناکی رفته که در مکان گفتگو رسانه ای رئیس گجستک حکومت آن کشور اشغال شده که برای فریب و خودستایی به #سیستان_و_بلوچستان رفته نه برای درد مردم ودرست پشت سرش دخترکی با پای برهنه و بدون کفش در آن سرما و گل و لای راه می رود !
به راستی که میهن عزیزمان به اشغال در آمده است و این دردی است که درمانش تنها در همت و خواست من و ماست .
ملایان انیرانی ایرانشهر عزیزمان را به نابودی و فقر و فلاکت کشانده اند و سکوت بزرگترین خیانت است به میهن .
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#بگوبرگردشاه 👑
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
Forwarded from Kayhan.London.Channel کیهان لندن
📑شاهزاده رضا پهلوی: رژیم ایران اصلاحپذیر نیست؛ ریشه را از ته بِکنید تا بیثباتی و دشمنی و تروریسم و تهدیدات اتمی پایان یابد
rebrand.ly/xf9ydr
@kayhanlondonchannel
rebrand.ly/xf9ydr
@kayhanlondonchannel
Telegraph
شاهزاده رضا پهلوی: رژیم ایران اصلاحپذیر نیست؛ ریشه را از ته بِکنید تا بیثباتی و دشمنی و تروریسم و تهدیدات اتمی پایان یابد
-مردم ایران قادرند، رژیم را تغییر دهند اما به کمک خارجی نیازدارند. آمریکا نباید با رژیم مذاکره کند، رژیم، اصلاحناپذیر است. -اولین کاری که یک حکومت مسئول در ایران انجام خواهد داد، دست کشیدن از هر نوع خصومت و جنگی است. چنین حکومتی به تروریسم پایان خواهد داد…
Forwarded from Reza Pahlavi | رضا پهلوی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
خلاصهای از گفتگویم با شبکه خبری فاکسبیزنس: مردم ایران، قدرت به زیر کشیدن جمهوری اسلامی را دارند اما در عین حال نیازمند حمایت جهانیاند
@OfficialRezaPahlavi
@OfficialRezaPahlavi
Forwarded from Reza Pahlavi | رضا پهلوی
🔹 جهان به جای اصرار بر تکرار دیالوگهای پیشین و انتظار نتایج متفاوت داشتن از مذاکره با رژیم، که بیش از چهل سال است به جایی نرسیده، باید به صدای مردمی که علیه رژیم به خیابانها آمدهاند گوش کند و به آنها که بخشی از راهحلاند، کمک کند.
🔹 رژیم دست به هر کاری میزند تا قدرت خود را حفظ کند. غنیسازی اورانیوم برای اهداف هستهای، حمایت از گروههای شبهنظامی تروریستی در سراسر منطقه و تلاش برای بیثباتسازی آن، همه برای حفظ قدرت است. اما اگر ریشه را از ته بکنید، اوضاع تغییر قابل توجهی میکند. وقتی منبع اصلی گروههای نیابتی را قطع کنید، آنها نابود خواهند شد.
🔹 در نقطهی مقابل آنچه رژیم در همه این سالها از طریق نیروهای نیابتیاش انجام داده، اولین کاری که یک حکومت مسوول در ایران انجام خواهد داد، دست کشیدن از هر نوع خصومت و جنگی است. چنین حکومتی به تروریسم پایان خواهد داد و تهدید مربوط به گسترش سلاح هستهای را متوقف خواهد کرد. چنین تغییری، جواب خواهد داد.
🔹 در زمان پایان فروپاشی هر سیستم تمامیتخواهی، شما یک لحظهی حیاتی جدا شدن نیروهای نظامی از رژیم را میبینید. این اتفاق در اتحاد جماهیر شوروی افتاد، زمانی که "ارتش سرخ" سد راه بوریس یلتسین نشد و او در مقابل دوما، بر بالای تانک رفت و برای مردم سخنرانی کرد. ما چیزی شبیه آن را در چکسلواکی هم دیدیم؛ وقتی که ارتش در کنار مردم ایستاد.
🔹 من همیشه گفتهام که ما به عنوان یک ملت فقط میتوانیم به خودمان متکی باشیم؛ اما حمایت جهانی، هزینههای انسانی و جانی را برای ما مردم ایران بسیار کاهش خواهد داد. حمایت جهانی در اصل کار ما تغییری ایجاد نخواهد کرد، اما مرگ و رنج کمتر این مردم در گرو ایستادن جامعه جهانی در سوی درست تاریخ است.
🔹 رژیم دست به هر کاری میزند تا قدرت خود را حفظ کند. غنیسازی اورانیوم برای اهداف هستهای، حمایت از گروههای شبهنظامی تروریستی در سراسر منطقه و تلاش برای بیثباتسازی آن، همه برای حفظ قدرت است. اما اگر ریشه را از ته بکنید، اوضاع تغییر قابل توجهی میکند. وقتی منبع اصلی گروههای نیابتی را قطع کنید، آنها نابود خواهند شد.
🔹 در نقطهی مقابل آنچه رژیم در همه این سالها از طریق نیروهای نیابتیاش انجام داده، اولین کاری که یک حکومت مسوول در ایران انجام خواهد داد، دست کشیدن از هر نوع خصومت و جنگی است. چنین حکومتی به تروریسم پایان خواهد داد و تهدید مربوط به گسترش سلاح هستهای را متوقف خواهد کرد. چنین تغییری، جواب خواهد داد.
🔹 در زمان پایان فروپاشی هر سیستم تمامیتخواهی، شما یک لحظهی حیاتی جدا شدن نیروهای نظامی از رژیم را میبینید. این اتفاق در اتحاد جماهیر شوروی افتاد، زمانی که "ارتش سرخ" سد راه بوریس یلتسین نشد و او در مقابل دوما، بر بالای تانک رفت و برای مردم سخنرانی کرد. ما چیزی شبیه آن را در چکسلواکی هم دیدیم؛ وقتی که ارتش در کنار مردم ایستاد.
🔹 من همیشه گفتهام که ما به عنوان یک ملت فقط میتوانیم به خودمان متکی باشیم؛ اما حمایت جهانی، هزینههای انسانی و جانی را برای ما مردم ایران بسیار کاهش خواهد داد. حمایت جهانی در اصل کار ما تغییری ایجاد نخواهد کرد، اما مرگ و رنج کمتر این مردم در گرو ایستادن جامعه جهانی در سوی درست تاریخ است.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ایرانیان میهن پرست #برانداز ساکن #وین #اتریش روز شنبه ۱۸ ژانویه در یک گردهمایی اعتراضی روبروی سفارت #روسیه نیز حضور پیدا کردند و شعارهایی اعتراضی سردادند .
" سفارت #روسیه لانه جاسوسیه "
" سفارت #انگلیس پشت آخوند ابلیس "
هم میهنان برون مرز هم پا و هم پیمان با مبارزان درون مرز میبایست در ادامه اعتراضات به جنایت های رژیم جمهوری اشغالگر اسلامی و همازوری و اتحاد در براندازی آن رژیم اشغالگر بیش از پیش کنشگر باشند و تا سرنگونی ضحاک دست از اعتراض و مبارزه نکشند.
پژواک صدای قیام سراسری ایرانگرایان در خط ابتدایی پیکار وظیفه میهنی هم میهنان برون مرز است .
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#بگوبرگردشاه 👑
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
" سفارت #روسیه لانه جاسوسیه "
" سفارت #انگلیس پشت آخوند ابلیس "
هم میهنان برون مرز هم پا و هم پیمان با مبارزان درون مرز میبایست در ادامه اعتراضات به جنایت های رژیم جمهوری اشغالگر اسلامی و همازوری و اتحاد در براندازی آن رژیم اشغالگر بیش از پیش کنشگر باشند و تا سرنگونی ضحاک دست از اعتراض و مبارزه نکشند.
پژواک صدای قیام سراسری ایرانگرایان در خط ابتدایی پیکار وظیفه میهنی هم میهنان برون مرز است .
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#بگوبرگردشاه 👑
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بخش دوم از گفتگوی شهریار ایرانزمین رضا شاه دوم پهلوی سوم با شبکه فاکس بیزنس بهمراه برگردان فارسی
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#بگوبرگردشاه 👑
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#بگوبرگردشاه 👑
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
میهن پرستان #برانداز در یک گردهمایی اعتراضی در #وین #اتریش در پدافند از قیام سراسری ایرانگرایان مبارز درون مرز روبروی سفارت اشغال شده میهن عزیزمان ایران و سفارت #روسیه و #انگلیس گرد هم آمدند .
شنبه ۱۸ ژانویه
تداوم اعتراضات در برون مرز و پژواک صدای رستاخیز ملت ایران و شرکت جستن در این گردهمای ها یک وظیفه میهنی است .
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#بگوبرگردشاه 👑
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
شنبه ۱۸ ژانویه
تداوم اعتراضات در برون مرز و پژواک صدای رستاخیز ملت ایران و شرکت جستن در این گردهمای ها یک وظیفه میهنی است .
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#بگوبرگردشاه 👑
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
۲۶ دی ماه، روز رفتن شاه از ایران
* درود باز هم درودِ بسیار بر همه ی هم اندیشانِ گرامی!
سپاس از شما برای پایداری در راهی که در پیش گرفته اید و سپاسِ بیشتر برای پشتیبانی از هم میهنانِ گرفتار آمده در چنگالِ خونینِ جمهوری اسلامی!
* در تاریخِ همروزگار ( یا معاصرِ) ما، ۲۶ دی ماه یکی از روزهای برجسته ی کشورمان بوده است. در سالشمارِ ایران، پیش از گرفتار آمدن، در دستِ جمهوری اسلامی، این روز، روزِ پدر نامیده می شد.
* هرچه پژوهش کردم، انگیزه ی اینکه چرا این روز را روزِ پدر برگزیده بودند، چیزی دستگیرم نشد! از اینکه این روز، روز پدر بوده باشد یا نه، برای من روزی است که ایران و ایرانی به راستی بی پدر شد.
+ بیست و ششمِ دی ماه روزی است که شاه از ایران رفت.
+ بیست و ششم دی ماه روزِ بی پدر شدن ما است.
+ بیست و ششم دی ماه روزی است که ما به پدرِ خود پشت کردیم و با چشمانی اشکبار از سرزمینی که به آن اِشگ (عشق) می ورزید، بیرونش کردیم.
+ بیست و ششم دی ماه روزی است که در آن روز پشت یا نسلِ ما بدترین سرنوشت را برای خود و برای آیندگان کشور برگزید.
+ بیست و ششم دی ماه سرآغازِ سرافکندگی و سرشکستگی مردمِ ایران است، به دست جمهوری اسلامی.
+ بیست و ششم دی ماه روزی سیاه در تاریخ ایران نوشته خواهد شد زیرا ما فرزندانِ نمک نشناس، بَد سِگال (یا ناخلفی) از آب درآمده و با پدر و شاهِ خود بدترین رفتار را کردیم، آنهم پدر و پادشاهی که جز، آینده ای بهتر برای مردم، جز پیشرفت کشور و جز سربلندیِ ملت چیز دیگری نمی خواست.
* این نخستین بار نیست و واپسین بار هم نخواهد بود که من با آوایی بلند می گویم، اگر من زنِ ایرانی می توانم با آزادی و بی هیچ هراسی، در اینجا و آنجا سخنِ دلم را بگویم، به خوبی آگاهم که این را وامدار یا مدیون دو پادشاهِ پهلوی هستم. هر پرنده ای برای پرواز در آسمان نیاز به دو بال دارد. از یادمان نرود که آن پدر و پسر، آن دو پادشاه دور اندیش و خردمند، پدر با برداشتن چادر از سرِ ما زنان و پسر با دادنِ حق رای به ما، دوبالِ آزادی را بر شانه هایمان رویاندند که بتوانیم در آسمانِ کشورمان به پرواز درآمده، بال به بالِ مردان، در راه پیشبرد کشور و رسیدن به آرمان های شایسته و بایسته، به بلندترین تارک یا قلهٌ آرزوهایمان دست یابیم.
* سخنانِ امروزم را با رفتن شاه از ایران آغازیم. آنچه را هم که پس از این خواهم گفت از زندگیِ آن پادشاهِ گرانمایه خواهد بود.
من با بی هراسی (یا با جرآتِ) هر چه بیشتر می گویم که محمدرضا شاه پهلوی یکی از پادشاهانِ ایران دوستی بود که همانند او، در تاریخِ کشورمان کم است. اگر به تاریخ سد (۱۰۰) ساله ی گذشته ی ایران نگاهی بیندازیم، خواهیم دید که محمدرضا شاه پهلوی سه بار همسر برگزیده بود.
ولی وارون آنچه که بدخواهانِ او گفته اند، این زناشویی ها از سرِ کام و ریژ یا هوی و هوس نبوده است. به گفته ی خودشان، ارتجاع سرخ و سیاه دشمنی های بسیاری به او روا داشتند و داستان زندگی ایشان داستانی است پُر آب به چشم.
تو این را دروغ و فسانه مدان
به رنگِ فسون و بهانه مدان
+ نخستین همسر، ایشان دوشیزه فوزیه شاهزاده ای مسری بود. آن زناشویی هنگامی انجام گرفت که رضاشاه بزرگ هنوز بر تخت شاهی نشسته بود. جفتِ نوجوانِ آن روز دارای فرزندِ دختری شدند به نام شهناز که خداوند تندرستش بدارد. ولی سرانجامِ این پیوند که بیشتر پیوندی سیاسی بود، به جدایی انجامید.
+ همسر دوم پادشاه ایران ملکه ثریا بود. پدرِ دوشیزه ثریا از ایل بختیاری و مادرش آلمانی بود. او از شنیدنِ اینکه برای همسریِ با محمدرضاشاه پهلوی برگزیده شده، چندان خشنود نبود و در پی گفتگویی با پدرش پذیرفت که با شاه دیداری داشته باشد. ولی یادآور شده بود که اگر نخواست به همسری پادشاه درآید، زیر هیچ فشار و زوری به این کار تن دَر نخواهد داد! روز دیدار برگزیده شد. در همان دَمِ نخست، اَخگرِ اِشگی (عشقی) ناگفتنی میان آن دو جوان زبانه کشید که هرگز خاموش نگردید.
امیدِ این جفتِ شاهانه، به ویژه محمدرضاشاه پهلوی آن بود که فرزندی پسر داشته باشند تا جانشینی برای تاج و تخت به ملت ایران ارمغان دارند. ولی دریغ و افسوس که سرنوشتِ دیگری چشم به راهِ آنان و چشم به راهِ کشور ما بود.
+ پس از چندی روشن شد که شوربختانه ملکه ثریا نازا است و با همه ی کوشش ها و درمان هایی که انجام شد ایشان نتوانستند که نتوانستند، فرزندی داشته باشند. و این غم بر دلِ همه سنگینی می کرد.
* درود باز هم درودِ بسیار بر همه ی هم اندیشانِ گرامی!
سپاس از شما برای پایداری در راهی که در پیش گرفته اید و سپاسِ بیشتر برای پشتیبانی از هم میهنانِ گرفتار آمده در چنگالِ خونینِ جمهوری اسلامی!
* در تاریخِ همروزگار ( یا معاصرِ) ما، ۲۶ دی ماه یکی از روزهای برجسته ی کشورمان بوده است. در سالشمارِ ایران، پیش از گرفتار آمدن، در دستِ جمهوری اسلامی، این روز، روزِ پدر نامیده می شد.
* هرچه پژوهش کردم، انگیزه ی اینکه چرا این روز را روزِ پدر برگزیده بودند، چیزی دستگیرم نشد! از اینکه این روز، روز پدر بوده باشد یا نه، برای من روزی است که ایران و ایرانی به راستی بی پدر شد.
+ بیست و ششمِ دی ماه روزی است که شاه از ایران رفت.
+ بیست و ششم دی ماه روزِ بی پدر شدن ما است.
+ بیست و ششم دی ماه روزی است که ما به پدرِ خود پشت کردیم و با چشمانی اشکبار از سرزمینی که به آن اِشگ (عشق) می ورزید، بیرونش کردیم.
+ بیست و ششم دی ماه روزی است که در آن روز پشت یا نسلِ ما بدترین سرنوشت را برای خود و برای آیندگان کشور برگزید.
+ بیست و ششم دی ماه سرآغازِ سرافکندگی و سرشکستگی مردمِ ایران است، به دست جمهوری اسلامی.
+ بیست و ششم دی ماه روزی سیاه در تاریخ ایران نوشته خواهد شد زیرا ما فرزندانِ نمک نشناس، بَد سِگال (یا ناخلفی) از آب درآمده و با پدر و شاهِ خود بدترین رفتار را کردیم، آنهم پدر و پادشاهی که جز، آینده ای بهتر برای مردم، جز پیشرفت کشور و جز سربلندیِ ملت چیز دیگری نمی خواست.
* این نخستین بار نیست و واپسین بار هم نخواهد بود که من با آوایی بلند می گویم، اگر من زنِ ایرانی می توانم با آزادی و بی هیچ هراسی، در اینجا و آنجا سخنِ دلم را بگویم، به خوبی آگاهم که این را وامدار یا مدیون دو پادشاهِ پهلوی هستم. هر پرنده ای برای پرواز در آسمان نیاز به دو بال دارد. از یادمان نرود که آن پدر و پسر، آن دو پادشاه دور اندیش و خردمند، پدر با برداشتن چادر از سرِ ما زنان و پسر با دادنِ حق رای به ما، دوبالِ آزادی را بر شانه هایمان رویاندند که بتوانیم در آسمانِ کشورمان به پرواز درآمده، بال به بالِ مردان، در راه پیشبرد کشور و رسیدن به آرمان های شایسته و بایسته، به بلندترین تارک یا قلهٌ آرزوهایمان دست یابیم.
* سخنانِ امروزم را با رفتن شاه از ایران آغازیم. آنچه را هم که پس از این خواهم گفت از زندگیِ آن پادشاهِ گرانمایه خواهد بود.
من با بی هراسی (یا با جرآتِ) هر چه بیشتر می گویم که محمدرضا شاه پهلوی یکی از پادشاهانِ ایران دوستی بود که همانند او، در تاریخِ کشورمان کم است. اگر به تاریخ سد (۱۰۰) ساله ی گذشته ی ایران نگاهی بیندازیم، خواهیم دید که محمدرضا شاه پهلوی سه بار همسر برگزیده بود.
ولی وارون آنچه که بدخواهانِ او گفته اند، این زناشویی ها از سرِ کام و ریژ یا هوی و هوس نبوده است. به گفته ی خودشان، ارتجاع سرخ و سیاه دشمنی های بسیاری به او روا داشتند و داستان زندگی ایشان داستانی است پُر آب به چشم.
تو این را دروغ و فسانه مدان
به رنگِ فسون و بهانه مدان
+ نخستین همسر، ایشان دوشیزه فوزیه شاهزاده ای مسری بود. آن زناشویی هنگامی انجام گرفت که رضاشاه بزرگ هنوز بر تخت شاهی نشسته بود. جفتِ نوجوانِ آن روز دارای فرزندِ دختری شدند به نام شهناز که خداوند تندرستش بدارد. ولی سرانجامِ این پیوند که بیشتر پیوندی سیاسی بود، به جدایی انجامید.
+ همسر دوم پادشاه ایران ملکه ثریا بود. پدرِ دوشیزه ثریا از ایل بختیاری و مادرش آلمانی بود. او از شنیدنِ اینکه برای همسریِ با محمدرضاشاه پهلوی برگزیده شده، چندان خشنود نبود و در پی گفتگویی با پدرش پذیرفت که با شاه دیداری داشته باشد. ولی یادآور شده بود که اگر نخواست به همسری پادشاه درآید، زیر هیچ فشار و زوری به این کار تن دَر نخواهد داد! روز دیدار برگزیده شد. در همان دَمِ نخست، اَخگرِ اِشگی (عشقی) ناگفتنی میان آن دو جوان زبانه کشید که هرگز خاموش نگردید.
امیدِ این جفتِ شاهانه، به ویژه محمدرضاشاه پهلوی آن بود که فرزندی پسر داشته باشند تا جانشینی برای تاج و تخت به ملت ایران ارمغان دارند. ولی دریغ و افسوس که سرنوشتِ دیگری چشم به راهِ آنان و چشم به راهِ کشور ما بود.
+ پس از چندی روشن شد که شوربختانه ملکه ثریا نازا است و با همه ی کوشش ها و درمان هایی که انجام شد ایشان نتوانستند که نتوانستند، فرزندی داشته باشند. و این غم بر دلِ همه سنگینی می کرد.
اِشگ (عشقِ) به ملکه ثریا چنان در دل شاه جای گرفته بود که به هر دری زد تا از همسرش جدا نشود. یکی از راهِ چاره ها این بود که ملکه ثریا بپذیرد که شاه زنی را صیغه کند تا کشور دارای جانشین یا ولیعهدی شود، و ملکه ثریا همچنان جایگاه خود را به نامِ ملکهٌ ایران نگه بدارد ولی ایشان آن پیشنهاد را نپذیرفتند. از اینرو هر دو با دلی اندوهگین برآن شدند که از هم جدا شده تا شاه بتواند همسری دیگر برگزیند و خویشکاری خویش را به سرزمینش انجام دهد.در آن زمان من سالهای پایان دبیرستان را می گذراندم و به خوبی به یاد دارم روزی که این خبر پخش شد، گویی که ابرِ غم بر آسمانِ کشور سایه گسترد. یکی از دوستانم بخشِ بسیار کوتاهی از دفترِ یادمان ها یا خاطرات ملکه ثریا را برایم فرستاده است. ایشان در آن دفتر نوشته اند:« وجود و هستیِ محمدرضاشاه و ایران به گونه ای با هم تنیده شده بود که جداییشان از هم نتایجِ مصیبت باری داشت. مردمِ ایران هیچوقت نفهمیدند محمدرضا عاشق ایران بود. خیلی از او خواستم بیا از ایران برویم، هر بار او می گفت: « من خارج از ایران و دور از ایران، می میرم!»
در جایی خواندم که در روزهای پایانیِ زندگیِ شاه، هنگامی که بیماری بر جانش چنگ انداخته و زاد و رود و هست و بودش را به چالش کشیده بود، از سوی ملکه ثریا پیامی برایشان رسید که درخواستِ دیدارِ با ایشان را کرده بود.
پاسخ شاه این بود: « این روزها درد و ناتوانیِ بسیار دارم چند روزی دیگر که بهتر شدم بی گفتگو از شما خواهم خواست که همدیگر را ببینیم. ولی هرگز این دیدار انجام نگرفت! زیرا که او جوشید و خروشید و سرانجام روی در پرده ی مرگ پوشید.
+ تاریخِ کشورها را که برمی رسیم، به چند پادشاه برمی خوریم که این چنین در اندیشه ی کشورش و آینده ی آن باشد. در تاریخ سد ساله ی انگلستان می خوانیم که وارون پادشاهِ ما « جورج ششم» برای زناشویی با بانویی امریکایی به نام والیس سیمپسون، بی آنکه به هیچ چیزی جز اِشگِ (عشقِ) خود بیندیشد، از پادشاهیِ انگلستان کناره گیری کرد.
+ چندی پس از جداییِ شاه و ملکه ثریا همه گواه جشن زناشویی پادشاهمان با دوشیزه فرح دیبا بودیم. خوشبختانه پس از چند ماه هم شاهزاده رضا (کورش) پهلوی، نوزادی تندرست و زیبا چشم به جهان گشود و کشور را از شادی به لرزه درآورد.
+ که امروز همه ی ما آرزو می کنیم، مادر و پسر زندگی درازی داشته باشند.
+ که امروز چشمِ امیدِ ما، برای آزاد کردنِ کشور از چنگالِ اهریمنیِ جمهوری اسلامی به شاهزاده رضا (کورش) پهلوی است.
محمدرضاشاه پهلوی کشورش ایران و سرنوشت ملتش را برتر از هر چیزی می دانست.
جاوید شاه
پاینده ایران
۳بار
(ژاله دفتریان)
در جایی خواندم که در روزهای پایانیِ زندگیِ شاه، هنگامی که بیماری بر جانش چنگ انداخته و زاد و رود و هست و بودش را به چالش کشیده بود، از سوی ملکه ثریا پیامی برایشان رسید که درخواستِ دیدارِ با ایشان را کرده بود.
پاسخ شاه این بود: « این روزها درد و ناتوانیِ بسیار دارم چند روزی دیگر که بهتر شدم بی گفتگو از شما خواهم خواست که همدیگر را ببینیم. ولی هرگز این دیدار انجام نگرفت! زیرا که او جوشید و خروشید و سرانجام روی در پرده ی مرگ پوشید.
+ تاریخِ کشورها را که برمی رسیم، به چند پادشاه برمی خوریم که این چنین در اندیشه ی کشورش و آینده ی آن باشد. در تاریخ سد ساله ی انگلستان می خوانیم که وارون پادشاهِ ما « جورج ششم» برای زناشویی با بانویی امریکایی به نام والیس سیمپسون، بی آنکه به هیچ چیزی جز اِشگِ (عشقِ) خود بیندیشد، از پادشاهیِ انگلستان کناره گیری کرد.
+ چندی پس از جداییِ شاه و ملکه ثریا همه گواه جشن زناشویی پادشاهمان با دوشیزه فرح دیبا بودیم. خوشبختانه پس از چند ماه هم شاهزاده رضا (کورش) پهلوی، نوزادی تندرست و زیبا چشم به جهان گشود و کشور را از شادی به لرزه درآورد.
+ که امروز همه ی ما آرزو می کنیم، مادر و پسر زندگی درازی داشته باشند.
+ که امروز چشمِ امیدِ ما، برای آزاد کردنِ کشور از چنگالِ اهریمنیِ جمهوری اسلامی به شاهزاده رضا (کورش) پهلوی است.
محمدرضاشاه پهلوی کشورش ایران و سرنوشت ملتش را برتر از هر چیزی می دانست.
جاوید شاه
پاینده ایران
۳بار
(ژاله دفتریان)