دهشمندی
«فرهنگ دهش و دستگیری از نیازمندان راستین در نگاه نیاکان ما» دربخش نخست داستان فریدون که استاد سخن، درباره بر تخت نشستن و آغاز پادشاهی فریدون دادگر، به ما می گوید، در کنار اینهمه شکوه و روشنی و جشن و شادکامی، داستان زیبای دیگری هم به کوتاهی و تنها در چند رج، گفته شده است. داستان بخشش و دهش فرانک، این بزرگ بانوی مهربان به نیازمندان. ما پیش از این در بخشهای نخستین داستان ضحاک، با فرانک آشنا شده ایم. می دانیم که او مادر رنجدیده، بردبار، هوشیار و خردمند فریدون است. ما داستان رنجهای زندگی او را در غم از دست دادن یار و همسرش و کوشش بی امان او را برای پاسداری از جان فرزندش خوانده ایم. اکنون این بانوی تنها، این مادر دردکشیده، در گوشه ای از فلات گسترده ایران، دور از فرزند و ناآگاه و بیخبر از او، روزها و شبهای بلندی چشم به راهست که ناگهان پیک خجسته ای پیام پیروزی و بر تخت نشستن فریدون را به او می دهد. این زن پارسای یزدان پرست،
ادامه 👇
«فرهنگ دهش و دستگیری از نیازمندان راستین در نگاه نیاکان ما» دربخش نخست داستان فریدون که استاد سخن، درباره بر تخت نشستن و آغاز پادشاهی فریدون دادگر، به ما می گوید، در کنار اینهمه شکوه و روشنی و جشن و شادکامی، داستان زیبای دیگری هم به کوتاهی و تنها در چند رج، گفته شده است. داستان بخشش و دهش فرانک، این بزرگ بانوی مهربان به نیازمندان. ما پیش از این در بخشهای نخستین داستان ضحاک، با فرانک آشنا شده ایم. می دانیم که او مادر رنجدیده، بردبار، هوشیار و خردمند فریدون است. ما داستان رنجهای زندگی او را در غم از دست دادن یار و همسرش و کوشش بی امان او را برای پاسداری از جان فرزندش خوانده ایم. اکنون این بانوی تنها، این مادر دردکشیده، در گوشه ای از فلات گسترده ایران، دور از فرزند و ناآگاه و بیخبر از او، روزها و شبهای بلندی چشم به راهست که ناگهان پیک خجسته ای پیام پیروزی و بر تخت نشستن فریدون را به او می دهد. این زن پارسای یزدان پرست،
ادامه 👇
پس از نیایش و سپاس آفریدگار، نخست دست به نیکوکاری و بخشش می برد تا شادی دیریاب خود را با مردمان نیازمند، بخش کند. ولی فرانک به چه کسانی بخشش و دهش می کند؟ آیا اینکار او گونه ای از گداپروری نیست؟ می دانیم که در نگاه نیاکان ما، تنبلی و بیکارگی، بسیار نکوهش شده است و بسیار بیشتر از آن دریوزگی و گدایی و ریزه خواری سفره دیگران. پس این چگونه دهش و بخششی است که بارها و بارها در شاهنامه می خوانیم و اکنون هم می بینیم که فرانک خردمند به آن دست یازیده است؟ (وز آن پس هر آن کس که بودش نیاز / همی داشت روز بد خویش راز / نهانش نوا کرد و کس را نگفت / همان راز او داشت اندر نهفت) . پس این دهش، تنها به نیازمندان آبرومند و شرافتمندی، پیشکش می شود که هرگز نیاز و تنگدستی خود را به دیگران نمی نمایانند و سرافرازی و ارزشهای انسانی خود را، در تنگنای زندگی، به بهای گدایی و دریوزگی نمی فروشند. تنها چنین کسانی، شایسته و بایسته پیشکش کردن دهش و بخشش هستند. این فرهنگ نیاکانی ما ایرانیان است. ما در روزهای تنگدستی و سختی روزگار، خوار نمی شویم و خود را به پای لطف و کرم کسی نمی اندازیم. همچنان که در زمان دارندگی و فراخ دستی، خویشان و همسایگان نیازمند و تنگدستان آبرودار خاموش و ارجمندی که شاید آنها را نشناسیم را هم، فراموش نخواهیم کرد. و باز نکته درخشان دیگری که در اینجا باید بر آن پافشاری کرد، شیوه بخشش و دستگیری از نیازمندان است. (نهانش نوا کرد و کس را نگفت / همان راز او داشت اندر نهفت) . ما حق نداریم به بهانه کمک به کسی، راز تنگدستی او را در چشم دیگران، آشکار کنیم. ما اجازه نداریم از نیاز مردم برای خودمان، کاسبی مذهبی و سازمانهای خیریه ای رانتی بی حساب و کتاب فراقانونی و بوق و کرنای تبلیغاتی بسازیم. ما اجازه نداریم از بیچارگی درماندگان برای پیشبرد اهداف سیاسی احزاب و اثبات تئوری های ایدئولوژیکی خود، بهره ببریم. ما اجازه نداریم برای نشان دادن افه روشنفکر مردمی بودنمان، عکس کودکان کار، روستاییان پابرهنه، زنان تن فروش، مردان خوارشده و معتاد، .... و هزاران تصویری که بی اجازه از مردمان درمانده و خسته ای گرفته شده که به حقوق شهروندی خود هم آگاه نیستند را برای بالا رفتن شمار لایک پستهایمان، به شیوه ای ابزاری، بکار بگیریم و برای نشان دادن اوج همدردی خود، چند تا آه و آخ هم پای پستمان بگذاریم. ما باید ارزشهای اخلاقی را، یکبار دیگر و اینبار نه از دهان پرهیاهوی سیاست بازان و ایدئولوژی پردازان، که از وجدان انسانی و فرهنگ نیاکانی خود بیاموزیم. ما نه در تنگدستی، به خواری گردن می نهیم و نه در فراخ دستی به بهانه کمک و دستگیری، نیازمندان را خوار می کنیم. ما راز تنگدستی و گنج آبروی مردم را دکان تبلیغ مذهبی و نان بازیهای سیاسی و پل ویزای کشورهای اروپایی نمی کنیم. ما اینبار فرهنگ پهلوانی را از فرانک می آموزیم و دهش را بی خواهش، پیشکش نیازمندان خاموش می کنیم.
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#بگوبرگردشاه 👑
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#بگوبرگردشاه 👑
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پیش برنامه فاکس نیوز از گفتگو این شبکه خبری با شهریار ایران رضا شاه دوم پهلوی سوم رضا پهلوی
" فشارهای حداکثری می تواند به فروپاشی رژیم جمهوری اسلامی منجر شود”
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#بگوبرگردشاه 👑
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
" فشارهای حداکثری می تواند به فروپاشی رژیم جمهوری اسلامی منجر شود”
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#بگوبرگردشاه 👑
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
گفتگوی ایران مادر شهبانو فرح پهلوی
به مناسبت ۲۶ دیماه روزی که ایران پدر همایون محمد رضا شاه پهلوی شاهنشاه آریامهر از ایران خارج شدند .
روزی که براستی ایران و ایرانی گری از آن پهنه کهن نیز رخت بر بست !
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#بگوبرگردشاه 👑
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
به مناسبت ۲۶ دیماه روزی که ایران پدر همایون محمد رضا شاه پهلوی شاهنشاه آریامهر از ایران خارج شدند .
روزی که براستی ایران و ایرانی گری از آن پهنه کهن نیز رخت بر بست !
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#بگوبرگردشاه 👑
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
شانزدهمین زادروز شاهدخت فرح پهلوی سومین فرزند شهریار ایران رضا شاه دوم ، پهلوی سوم ، رضا پهلوی خجسته و شاد باد .
برای شاهدخت عزیزمان آرزوی شادزیستی و بهروزی داریم .
#رنسانس_ایرانی 🌱
برای شاهدخت عزیزمان آرزوی شادزیستی و بهروزی داریم .
#رنسانس_ایرانی 🌱
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
براستی که پیوند #شاه و ملت ناگسستنی است و ریشه در درازنای تاریخ ایرانشهر دارد .
در دیده ما شاه بود سایه یزدان / تا کور شود دیده بیگانه پرستان
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#بگوبرگردشاه 👑
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
در دیده ما شاه بود سایه یزدان / تا کور شود دیده بیگانه پرستان
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#بگوبرگردشاه 👑
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
Forwarded from ملی گرایان مردم گرا
آخرین فرمان شاهنشاه خطاب به ارتشتاران
۲۶ دی ۱۳۵۷
#اتحاد_ملی_ایران
🌐 خبرهای بیشتر را از اینجا دنبال کنید👇👇
@Mellig
۲۶ دی ۱۳۵۷
#اتحاد_ملی_ایران
🌐 خبرهای بیشتر را از اینجا دنبال کنید👇👇
@Mellig
Forwarded from Farah Pahlavi - فرح پهلوی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بهمناسبت چهل و یکمین سالروز آخرین خروج محمدرضا شاه پهلوی و شهبانو از ایران
کشیده ای بس محکم از طرف شهریار ایران زمین به ضحاک زمانه خامنه ای گجستک
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
Forwarded from Reza Pahlavi | رضا پهلوی
خامنهای! ناایرانی و ضدایرانی تویی که دلیرترین و پاکترین فرزندان ایران را در زمین و آسمان میکشی.
@OfficialRezaPahlavi
@OfficialRezaPahlavi
چرا نامی از دانشمندان ایران باستان وجود ندارد
===========================
تازیان با حمله و پیروزی خود به ایران تمام کتابخانه ها و کتابهای ایران باستان را سوزاندند.
1- "در تاریخ ابن خلدون "العلوم العقلیه و اصنافها" می خوانیم :
وقتی کشور ایران فتح شد ، کتب بسیاری در آن سرزمین به دست تازیان افتاد ، سعد بن ابی وقاص به عمربن خطاب در خصوص آن کتب نامه نوشت و در ترجمه کردن آنها برای مسلمانان رخصت خواست . عمر بدو نوشت که آن کتابها را در آب افکنند ، چه اگر آنچه در آنها است ، راهنمایی است ، خدا ما را به رهنماتر از آن هدایت کرده است و اگر گمراهی است ، خدا ما را از شر آن محفوظ داشته . بنابراین آن کتابها را در آب یا در آتش افکندند ، و علوم ایرانیان که در آن کتب مدون بود ، از میان رفت و به دست ما نرسید . . . "
2- "ابوالفرج بن العبری" در "مختصرالدول" و "عبدالطیف بغدادی" در کتاب "الافاده والاعتبار" و" قفطی " در" تاریخ الحکماه" در شرح حال "یحیی نحوی" و "حاج خلیفه" در "کشف الطیون" و دکتر "صفا" در " تاریخ علوم عقلی" از سوختن کتب کتابخانه عظیم اسکندریه و گندی شاهپور و خوارزم توسط عرب سخن رانده اند .
ادامه 👇
===========================
تازیان با حمله و پیروزی خود به ایران تمام کتابخانه ها و کتابهای ایران باستان را سوزاندند.
1- "در تاریخ ابن خلدون "العلوم العقلیه و اصنافها" می خوانیم :
وقتی کشور ایران فتح شد ، کتب بسیاری در آن سرزمین به دست تازیان افتاد ، سعد بن ابی وقاص به عمربن خطاب در خصوص آن کتب نامه نوشت و در ترجمه کردن آنها برای مسلمانان رخصت خواست . عمر بدو نوشت که آن کتابها را در آب افکنند ، چه اگر آنچه در آنها است ، راهنمایی است ، خدا ما را به رهنماتر از آن هدایت کرده است و اگر گمراهی است ، خدا ما را از شر آن محفوظ داشته . بنابراین آن کتابها را در آب یا در آتش افکندند ، و علوم ایرانیان که در آن کتب مدون بود ، از میان رفت و به دست ما نرسید . . . "
2- "ابوالفرج بن العبری" در "مختصرالدول" و "عبدالطیف بغدادی" در کتاب "الافاده والاعتبار" و" قفطی " در" تاریخ الحکماه" در شرح حال "یحیی نحوی" و "حاج خلیفه" در "کشف الطیون" و دکتر "صفا" در " تاریخ علوم عقلی" از سوختن کتب کتابخانه عظیم اسکندریه و گندی شاهپور و خوارزم توسط عرب سخن رانده اند .
ادامه 👇
3- "ابوریحان بیرونی" در "الآثارالباقیه" نوشته است :
چون "قتیبه بن مسلم" دوباره خوارزم ( از نواحی سرزمین ایران ) را پس از مرتد شدن اهالی فتح کرد ، "اسکجموک" را بر ایشان والی گردانید و قتیبه هر کس که خط خوارزمی می دانست و از اخبار و اوضاع ایشان آگاه بود و از علوم ایشان مطلع ، به کلی فانی و معدوم الاثر کرد و ایشان را در اقطار ارض منقرض ساخت و لذا اخبار و اوضاع ایشان به درجه ای مخفی و مستور مانده است که به هیچ وجه وسیله ای برای شناخت حقایق امور در آن بلاد بعد از ظهور اسلام در دست نیست .
. . . و چون قتیبه بن مسلم نویسندگان ایشان ( خوارزمیان ) را هلاک کرد و هربدان ایشان را بکشت و کتب و نوشته های آنانرا بسوخت ، اهل خوارزم اُمی ( بی سواد ) ماندند و در اموری که محتاج الیه ایشان بود فقط به محفوظات خود اتکا کردند ، و چون مدت متمادی گردید و روزگار دراز بر ایشان بگذشت امور جزیی مورد اختلاف را فراموش کردند و فقط مطالب کلی مورد اتفاق در حافظه آنان باقیماند .
4- دکتر معین" در کتاب "مزدیسنا و ادب فارسی" می آورد:
"اعراب شهرها را با خاک یکسان و آتشکده ها را با آتش سوخته و موبدان را از دم تیغ گذرانده و کتب فضلای اُمت اعم از آنچه در مطلق علوم نوشته شده بودند یا تاریخ و مسایل مذهبی ، همه را نابود کردند"
5- "دولتشاه سمرقندی" در "تذکره الشعرا" می نویسد:
امیر عبداله بن طاهر که به روزگار خلفای عباسی امیر خراسان بود . روزی در نیشابور نشسته بود ، شخصی کتابی آورد و به تحفه پیش او نهاد ، پرسید که این چه کتاب است ؟ گفت : این قصه "وامق و عذراست" خوب حکایتی است که حکما به نام شاه انوشیروان جمع کرده اند . امیر فرمود که ما مردم قرآن می خوانیم و بغیر از قرآن و حدیث پیغمبری چیزی نمی خوانیم ما را از این کتاب در کار نیست و این کتاب تالیف مغان است و پیش ما مردود است ، فرمود آنان را در آب انداختند و حکم کرد که در قلمرو من هر جا که کتابت عجم و مغان باشد ، جمله بسوزانند .
با وجود این اسامی چندین دانشمند ایرانی در تاریخ باقی مانده که به عبارت زیر میباشند:
1) اسکیلاس : دوره ی هخامنشی، « زمان حکومت داریوش _ از سال 446 تا 486 ق.م » _ دریانورد و کاشف و مهندس سازنده ی قنات.
2) ستاسپ : دوره ی هخامنشی، « زمان حکومت خشایارشا _ از سال 486 تا 521 ق.م » دریانورد و کاشف.
3) بویر اندا : دوره ی هخامنشی، « زمان خشایارشا » مهندس.
4) آرتاخه : دوره ی هخامنشی، « زمان خشایارشا » مهندس و سازنده ی کانال آتوس, (کانال سوئز)
5) استانس : دوره ی هخامنشی، شمیدان و استاد دموکریتوس.
6) برازه : دوره ی ساسانی، « زمان فرمانروایی اردشیر _ 226 تا 241 م » مهندس و احیا کننده ی شهر فیروزآباد ( در فارس ).
7) برانوش : دوره ی ساسانی، سازنده ی شادروان شوشتر.
8) فرغان : دوره ی ساسانی، سازنده ی طاق کسری.
9) جهن برزین : دوره ی ساسانی، سازنده ی تخت طاقدیس.
10) شیده : دوره ی ساسانی، سازنده ی کاخ خورنق.
11) سلمان فارسی
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#بگوبرگردشاه 👑
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
چون "قتیبه بن مسلم" دوباره خوارزم ( از نواحی سرزمین ایران ) را پس از مرتد شدن اهالی فتح کرد ، "اسکجموک" را بر ایشان والی گردانید و قتیبه هر کس که خط خوارزمی می دانست و از اخبار و اوضاع ایشان آگاه بود و از علوم ایشان مطلع ، به کلی فانی و معدوم الاثر کرد و ایشان را در اقطار ارض منقرض ساخت و لذا اخبار و اوضاع ایشان به درجه ای مخفی و مستور مانده است که به هیچ وجه وسیله ای برای شناخت حقایق امور در آن بلاد بعد از ظهور اسلام در دست نیست .
. . . و چون قتیبه بن مسلم نویسندگان ایشان ( خوارزمیان ) را هلاک کرد و هربدان ایشان را بکشت و کتب و نوشته های آنانرا بسوخت ، اهل خوارزم اُمی ( بی سواد ) ماندند و در اموری که محتاج الیه ایشان بود فقط به محفوظات خود اتکا کردند ، و چون مدت متمادی گردید و روزگار دراز بر ایشان بگذشت امور جزیی مورد اختلاف را فراموش کردند و فقط مطالب کلی مورد اتفاق در حافظه آنان باقیماند .
4- دکتر معین" در کتاب "مزدیسنا و ادب فارسی" می آورد:
"اعراب شهرها را با خاک یکسان و آتشکده ها را با آتش سوخته و موبدان را از دم تیغ گذرانده و کتب فضلای اُمت اعم از آنچه در مطلق علوم نوشته شده بودند یا تاریخ و مسایل مذهبی ، همه را نابود کردند"
5- "دولتشاه سمرقندی" در "تذکره الشعرا" می نویسد:
امیر عبداله بن طاهر که به روزگار خلفای عباسی امیر خراسان بود . روزی در نیشابور نشسته بود ، شخصی کتابی آورد و به تحفه پیش او نهاد ، پرسید که این چه کتاب است ؟ گفت : این قصه "وامق و عذراست" خوب حکایتی است که حکما به نام شاه انوشیروان جمع کرده اند . امیر فرمود که ما مردم قرآن می خوانیم و بغیر از قرآن و حدیث پیغمبری چیزی نمی خوانیم ما را از این کتاب در کار نیست و این کتاب تالیف مغان است و پیش ما مردود است ، فرمود آنان را در آب انداختند و حکم کرد که در قلمرو من هر جا که کتابت عجم و مغان باشد ، جمله بسوزانند .
با وجود این اسامی چندین دانشمند ایرانی در تاریخ باقی مانده که به عبارت زیر میباشند:
1) اسکیلاس : دوره ی هخامنشی، « زمان حکومت داریوش _ از سال 446 تا 486 ق.م » _ دریانورد و کاشف و مهندس سازنده ی قنات.
2) ستاسپ : دوره ی هخامنشی، « زمان حکومت خشایارشا _ از سال 486 تا 521 ق.م » دریانورد و کاشف.
3) بویر اندا : دوره ی هخامنشی، « زمان خشایارشا » مهندس.
4) آرتاخه : دوره ی هخامنشی، « زمان خشایارشا » مهندس و سازنده ی کانال آتوس, (کانال سوئز)
5) استانس : دوره ی هخامنشی، شمیدان و استاد دموکریتوس.
6) برازه : دوره ی ساسانی، « زمان فرمانروایی اردشیر _ 226 تا 241 م » مهندس و احیا کننده ی شهر فیروزآباد ( در فارس ).
7) برانوش : دوره ی ساسانی، سازنده ی شادروان شوشتر.
8) فرغان : دوره ی ساسانی، سازنده ی طاق کسری.
9) جهن برزین : دوره ی ساسانی، سازنده ی تخت طاقدیس.
10) شیده : دوره ی ساسانی، سازنده ی کاخ خورنق.
11) سلمان فارسی
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#بگوبرگردشاه 👑
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
بهمنگان
————
«جشن» واژهای ایرانی است از ریشهی «یَز-»، به معنیِ «پرستیدن، ستودن و نیایش کردن». جشن در آغاز به معنای «انجام آیینهای دینی» بوده، ولی اندک اندک گسترش معنایی پیدا کرده و به بزم و مهمانی و سور و سرور هم گفته شده است؛ چرا که در فرهنگ ایران، انجام آیین دینی و نیایش و ستایشِ ایزد همان جشن و بزم و شادی و شادخواری بوده و شگفت این که «جشن» با واژههای «یزد» و «ایزد» هم همریشه است و به دیگر سخن، جشن و ایزد هر دو از یک ریشهاند. چنین، در فرهنگ زندگیسِتای ایران باستان جشن کاری اهورایی و روشی برای مبارزه با اهریمن بوده و در برابر، سوگ و غم کنشی اهریمنی و سخت نکوهیده بوده است.
یکی از جشنهای باستانی ایران «جشن بهمنگان» است که در روز بهمن از ماه بهمن، دوم بهمنماه به گاهشماری یزدگردی، بیستوششم دیماه به گاهشماری امروزی، برگزار میشود.
«بهمنگان» جشنی در گرامیداشت و بزرگداشت «بهمن» یا «اندیشهی نیک» است. بهمن در زبان اوستایی «وُهومَنَه» و در زبان پارسیگ یا پهلوی «وَهْمَن» است که در پارسی امروز «بهمن» شده است. بهمن یکی از فرشتگان درگاه اهورا مزدا و نمایندهی نیکنهادی و نیکمنشی است.
ادامه 👇
————
«جشن» واژهای ایرانی است از ریشهی «یَز-»، به معنیِ «پرستیدن، ستودن و نیایش کردن». جشن در آغاز به معنای «انجام آیینهای دینی» بوده، ولی اندک اندک گسترش معنایی پیدا کرده و به بزم و مهمانی و سور و سرور هم گفته شده است؛ چرا که در فرهنگ ایران، انجام آیین دینی و نیایش و ستایشِ ایزد همان جشن و بزم و شادی و شادخواری بوده و شگفت این که «جشن» با واژههای «یزد» و «ایزد» هم همریشه است و به دیگر سخن، جشن و ایزد هر دو از یک ریشهاند. چنین، در فرهنگ زندگیسِتای ایران باستان جشن کاری اهورایی و روشی برای مبارزه با اهریمن بوده و در برابر، سوگ و غم کنشی اهریمنی و سخت نکوهیده بوده است.
یکی از جشنهای باستانی ایران «جشن بهمنگان» است که در روز بهمن از ماه بهمن، دوم بهمنماه به گاهشماری یزدگردی، بیستوششم دیماه به گاهشماری امروزی، برگزار میشود.
«بهمنگان» جشنی در گرامیداشت و بزرگداشت «بهمن» یا «اندیشهی نیک» است. بهمن در زبان اوستایی «وُهومَنَه» و در زبان پارسیگ یا پهلوی «وَهْمَن» است که در پارسی امروز «بهمن» شده است. بهمن یکی از فرشتگان درگاه اهورا مزدا و نمایندهی نیکنهادی و نیکمنشی است.
ادامه 👇
در سرتاسر اوستا از بهمن، چنان دیگر فرشتگان یا اَمشاسپندان، بسیار یاد شده است. رویهمرفته، امشاسپندان دارای دو وظیفهی مادی و مینویاند.
در نقش مینوی، بهمن نمایانگر خرد
در فرهنگ زندگیسِتای ایران باستان جشن کاری اهورایی و روشی برای مبارزه با اهریمن بوده و در برابر، سوگ و غم کنشی اهریمنی و سخت نکوهیده بوده است
پاک و والای اهورایی است و نیز نماد خردِ کل و تدبیر و بینشِ نیک و نخستین آفریدهی اهورا مزدا است که جهانیان را خرد و بینش بخشد و راهنمایی کند. در نقش زمینی و مادیاش نیز سرپرستی مردم و گلهها و چهارپایان و ستوران با اوست. زینرو، از آن جا که بهمن نگاهبان جانوران در جهان مادی است، ایرانیان باستان به پاس این فرشته در این روز جانوری را نمیکشتند و در جشن بهمنگان از خوردن خوراکیهای گوشتی خودداری میکردند و به هنگام جشن بهمنگان، شوربایی هفت دانه به نام «دانگی» میپختند که همانگونه که از نامش برمیآید هر ایرانی بخشی یا دانگی از کار پختن این شوربا را بر دوش میگرفت.
گفتنی است که پرندهی ویژهی بهمن «خروس» است؛ چرا که خروس بامدادان با بانگ خود مردمان را به سحرخیزی و کار و کوشش میخواند. رنگِ ویژهی بهمنگان نیز «سپید» و از این رو گل آن نیز «یاسمنِ سپید» است.
دانشمند نامدار ایرانی، ابوریحان بیرونی، در کتاب «آثار الباقیه»، در بخش نهم «دربارهی اعیادی که در ماههای پارسیان است»، دربارهی «بهمنگان» مینویسد: «روزِ دوم آن روزِ بهمن عید است که برای توافقِ دو نام آن را بهمنجنه (بهمنگان) نامیدهاند و بهمن نامِ فرشتهی موکل بر بهائم (حیوانات) است که بشر به آنها برای آبادانی زمین و رفع حوائج نیازمندند. مردم فارس در دیگهایی از جمیع دانههای خوردنی غذایی میپزند و آن را با شیر خالص میخورند و میگویند که حافظه را این غذا
بهمن، در نقش مینوی، نمایانگر خرد پاک و والای اهورایی است و نیز نماد خردِ کل و تدبیر و بینشِ نیک و نخستین آفریدهی اهورا مزدا است که جهانیان را خرد و بینش بخشد و راهنمایی کند. در نقش زمینی و مادیاش نیز سرپرستی مردم و گلهها و چهارپایان و ستوران با اوست
زیاد میکند و این روز را در چیدن گیاهها و کنار رودخانهها و جویها، و روغن گرفتن و تهیه بخور و سوزاندنیها، خاصیتی مخصوص بدین روز است و بر این گماناند که جاماسپ، وزیر گشتاسپ، این کارها را در این روز انجام میداد و سود این اشیاء در این روز بیشتر از دیگر روزها است» (صفحهی ۳۵۰، ترجمهی اکبر داناسرشت).
بیرونی در کتابی دیگر «التفهیم» دربارهی بهمنگان یا بهمنجه، به پارسی، خود، چنین نوشته است: «بهمنجه بهمنروز است از بهمنماه. ایرانیان در این روز «بهمن» سپید به شیر خالص پاک خورند و گویند حفظ فزاید مردم را و فرامُشتی (فراموشی) ببرد. و اما به خراسان مهمانی کنند بر دیگی، که اندرو از هر دانهی خوردنی کنند ... و آنچه اندر آن وقت بدان بقعت یافته شود از ترّه و نبات» (صفحهی ۲۵۷).
در فرهنگهای پارسی نیز از جشن بهمنگان با نام بهمنجه بسیار یاد شده است. اسدی توسی در «لغت فرس» که از کهنترین واژهنامههای زبان پارسی است، دربارهی بهمنگان نوشته است: «بهمنجنه جشنی است که دوم روز از بهمن ماه کنند و از طعامها سازند و بهمن (نام گلی است که در ماه بهمن باز شود) سرخ و زرد بر سر کاسهها نهند و ماهی و تره و ماست آرند.»
منوچهری، سخنسرای نامی ایران، دربارهی جشن بهمنگان گوید:
اورمزد و بهمن و بهمنجنه فرخ بُوَد | فرخت باد اورمزد و بهمن و بهمنجنه
او در جایی دیگر سروده است:
رسم بهمن گیر و تازه کن بهمنجنه | ای درخت ملک، بارت عزّ و بیداری تنه
برگرفته از س.ج
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#رنسانس_ایرانی 🌱
در نقش مینوی، بهمن نمایانگر خرد
در فرهنگ زندگیسِتای ایران باستان جشن کاری اهورایی و روشی برای مبارزه با اهریمن بوده و در برابر، سوگ و غم کنشی اهریمنی و سخت نکوهیده بوده است
پاک و والای اهورایی است و نیز نماد خردِ کل و تدبیر و بینشِ نیک و نخستین آفریدهی اهورا مزدا است که جهانیان را خرد و بینش بخشد و راهنمایی کند. در نقش زمینی و مادیاش نیز سرپرستی مردم و گلهها و چهارپایان و ستوران با اوست. زینرو، از آن جا که بهمن نگاهبان جانوران در جهان مادی است، ایرانیان باستان به پاس این فرشته در این روز جانوری را نمیکشتند و در جشن بهمنگان از خوردن خوراکیهای گوشتی خودداری میکردند و به هنگام جشن بهمنگان، شوربایی هفت دانه به نام «دانگی» میپختند که همانگونه که از نامش برمیآید هر ایرانی بخشی یا دانگی از کار پختن این شوربا را بر دوش میگرفت.
گفتنی است که پرندهی ویژهی بهمن «خروس» است؛ چرا که خروس بامدادان با بانگ خود مردمان را به سحرخیزی و کار و کوشش میخواند. رنگِ ویژهی بهمنگان نیز «سپید» و از این رو گل آن نیز «یاسمنِ سپید» است.
دانشمند نامدار ایرانی، ابوریحان بیرونی، در کتاب «آثار الباقیه»، در بخش نهم «دربارهی اعیادی که در ماههای پارسیان است»، دربارهی «بهمنگان» مینویسد: «روزِ دوم آن روزِ بهمن عید است که برای توافقِ دو نام آن را بهمنجنه (بهمنگان) نامیدهاند و بهمن نامِ فرشتهی موکل بر بهائم (حیوانات) است که بشر به آنها برای آبادانی زمین و رفع حوائج نیازمندند. مردم فارس در دیگهایی از جمیع دانههای خوردنی غذایی میپزند و آن را با شیر خالص میخورند و میگویند که حافظه را این غذا
بهمن، در نقش مینوی، نمایانگر خرد پاک و والای اهورایی است و نیز نماد خردِ کل و تدبیر و بینشِ نیک و نخستین آفریدهی اهورا مزدا است که جهانیان را خرد و بینش بخشد و راهنمایی کند. در نقش زمینی و مادیاش نیز سرپرستی مردم و گلهها و چهارپایان و ستوران با اوست
زیاد میکند و این روز را در چیدن گیاهها و کنار رودخانهها و جویها، و روغن گرفتن و تهیه بخور و سوزاندنیها، خاصیتی مخصوص بدین روز است و بر این گماناند که جاماسپ، وزیر گشتاسپ، این کارها را در این روز انجام میداد و سود این اشیاء در این روز بیشتر از دیگر روزها است» (صفحهی ۳۵۰، ترجمهی اکبر داناسرشت).
بیرونی در کتابی دیگر «التفهیم» دربارهی بهمنگان یا بهمنجه، به پارسی، خود، چنین نوشته است: «بهمنجه بهمنروز است از بهمنماه. ایرانیان در این روز «بهمن» سپید به شیر خالص پاک خورند و گویند حفظ فزاید مردم را و فرامُشتی (فراموشی) ببرد. و اما به خراسان مهمانی کنند بر دیگی، که اندرو از هر دانهی خوردنی کنند ... و آنچه اندر آن وقت بدان بقعت یافته شود از ترّه و نبات» (صفحهی ۲۵۷).
در فرهنگهای پارسی نیز از جشن بهمنگان با نام بهمنجه بسیار یاد شده است. اسدی توسی در «لغت فرس» که از کهنترین واژهنامههای زبان پارسی است، دربارهی بهمنگان نوشته است: «بهمنجنه جشنی است که دوم روز از بهمن ماه کنند و از طعامها سازند و بهمن (نام گلی است که در ماه بهمن باز شود) سرخ و زرد بر سر کاسهها نهند و ماهی و تره و ماست آرند.»
منوچهری، سخنسرای نامی ایران، دربارهی جشن بهمنگان گوید:
اورمزد و بهمن و بهمنجنه فرخ بُوَد | فرخت باد اورمزد و بهمن و بهمنجنه
او در جایی دیگر سروده است:
رسم بهمن گیر و تازه کن بهمنجنه | ای درخت ملک، بارت عزّ و بیداری تنه
برگرفته از س.ج
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#رنسانس_ایرانی 🌱
شنبه ای دیگر، در یک تجمع اعتراضی بر ضد رژیم جمهوری ضحاک اشغالگر و اسلام اهریمنی.
پژواک فریاد ملت بزرگ ایران باشیم.
استراسبورگ - فرانسه 18 ژانویه 2020
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
پژواک فریاد ملت بزرگ ایران باشیم.
استراسبورگ - فرانسه 18 ژانویه 2020
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
گردهمای ایرانگرایان و میهن دوستان در #وین #اتریش در پدافند از خیزش سراسری در درون مرز
شنبه ۱۸ ژانویه
این گردهمای ابتدا از روبروی سفارت اشغال شده میهن مان در وین آغاز و سپس در یک راه پیمایی معترضان به سمت سفارت روسیه و بعد سفارت انگلیس و در انتها روبروی شبکه تلویزیونی ORF پایان پذیرفت .
حضور در این گردهمای های اعتراضی یک وظیفه میهنی است .
پاینده ایران 💎
تا ابد #جاویدشاه 🔥
شنبه ۱۸ ژانویه
این گردهمای ابتدا از روبروی سفارت اشغال شده میهن مان در وین آغاز و سپس در یک راه پیمایی معترضان به سمت سفارت روسیه و بعد سفارت انگلیس و در انتها روبروی شبکه تلویزیونی ORF پایان پذیرفت .
حضور در این گردهمای های اعتراضی یک وظیفه میهنی است .
پاینده ایران 💎
تا ابد #جاویدشاه 🔥
#شاهنامه نشان دهنده هویت ایرانیان است و آشنایی با نامهای اساطیری در این اثر بی همتا ی فردوسی توسی میتواند برای ایرانیان بسیار سودمند باشد.
نیک است ایرانشهریان بر فرزندان خود نامهای نژاده ایرانی بر گزینند .
آبتین: نام پدر فریدون
ایرج: نام پسر کوچک فریدون پادشاه ایران
بیژن: پسر گیو. از سرداران ایرانی
تهمتن: رستم
جمشید: پسر طهمورث، از پادشاهان نامی شاهنامه
دستان زند: زال
زواره: نام برادر رستم
تهمینه: دختر شاه سمنگان که با رستم ازدواج کرد
جریره: دختر پیران که با سیاوش ازدواج کرد
رودابه: دختر مهراب و سیندخت که با زال ازدواج کرد
سودابه: دختر شاه هاماوران. همسر کیکاووس
سیندخت: همسر مهراب. مادر رودابه
فریگیس: همسر سیاوش
شهرناز: دختر جمشید
فرانک: نام مادر فریدون
گردآفرید: دختر گژدهم و بانوی پهلوان ایرانی
ماه آفرید: همسر ایرج
منیژه: دختر افراسیاب، همسر بیژن
ارنواز: دختر جمشید
پوران دخت: پادشاه ایران
شیرین: از همسران خسروپرویز
زرسپ: پسر منوچهر و پسر طوس
ادامه 👇
نیک است ایرانشهریان بر فرزندان خود نامهای نژاده ایرانی بر گزینند .
آبتین: نام پدر فریدون
ایرج: نام پسر کوچک فریدون پادشاه ایران
بیژن: پسر گیو. از سرداران ایرانی
تهمتن: رستم
جمشید: پسر طهمورث، از پادشاهان نامی شاهنامه
دستان زند: زال
زواره: نام برادر رستم
تهمینه: دختر شاه سمنگان که با رستم ازدواج کرد
جریره: دختر پیران که با سیاوش ازدواج کرد
رودابه: دختر مهراب و سیندخت که با زال ازدواج کرد
سودابه: دختر شاه هاماوران. همسر کیکاووس
سیندخت: همسر مهراب. مادر رودابه
فریگیس: همسر سیاوش
شهرناز: دختر جمشید
فرانک: نام مادر فریدون
گردآفرید: دختر گژدهم و بانوی پهلوان ایرانی
ماه آفرید: همسر ایرج
منیژه: دختر افراسیاب، همسر بیژن
ارنواز: دختر جمشید
پوران دخت: پادشاه ایران
شیرین: از همسران خسروپرویز
زرسپ: پسر منوچهر و پسر طوس
ادامه 👇
سام نریمان: پدر زال و پسر نریمان
سهراب: نام پسر رستم و تهمینه
سیامک: پسر کیومرث که در جنگ با اهریمن کشته شد
سیاوخش، سیاوش: نام پسر کیکاووس
طوس، توس: از سرداران ایران، پسر نوذر
طهمورث: پسر هوشنگ
آزرمیدخت: پادشاه ایران
آرزو: دختر ماهیار، همسر بهرام گور
روشنک: دختر دارا، همسر اسکندر
فرانک: مادر فریدون / دختر برزین
گردیه: خواهر بهرام چوبین
ناهید: همسر داراب، مادر اسکندر، دختر فیلقوس
منیژه: دختر افراسیاب، همسر بیژن
اسفندیار: پهلوان بزرگ ایران
فریدون: پادشاه بزرگ ایران، پسر آبتین و فرانک
فرامرز: نام پسر رستم
فریبرز: برادر سیاوش، پسر کاووس
کاوه: آهنگری که بر ضحاک قیام کرد
کیخسرو: شاهنشاه ایران، پسر فرنگیس و سیاوش
کیقباد: یازدهمین پادشاه ایران
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#بگوبرگردشاه 👑
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
سهراب: نام پسر رستم و تهمینه
سیامک: پسر کیومرث که در جنگ با اهریمن کشته شد
سیاوخش، سیاوش: نام پسر کیکاووس
طوس، توس: از سرداران ایران، پسر نوذر
طهمورث: پسر هوشنگ
آزرمیدخت: پادشاه ایران
آرزو: دختر ماهیار، همسر بهرام گور
روشنک: دختر دارا، همسر اسکندر
فرانک: مادر فریدون / دختر برزین
گردیه: خواهر بهرام چوبین
ناهید: همسر داراب، مادر اسکندر، دختر فیلقوس
منیژه: دختر افراسیاب، همسر بیژن
اسفندیار: پهلوان بزرگ ایران
فریدون: پادشاه بزرگ ایران، پسر آبتین و فرانک
فرامرز: نام پسر رستم
فریبرز: برادر سیاوش، پسر کاووس
کاوه: آهنگری که بر ضحاک قیام کرد
کیخسرو: شاهنشاه ایران، پسر فرنگیس و سیاوش
کیقباد: یازدهمین پادشاه ایران
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#بگوبرگردشاه 👑
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱