امروز ما شخصى را كه حتى شايد لياقت نداشته باشد ،تا مقام خداى بالا ميبريم تا انجا كه حتى در خلوت خود اجازه نقد كردن ان شخص را به خود نميدهيم .

يا از روى تعصب خرافاتى را پذيرا شديم كه با عقل انسانى به هيچ عنوان سازگارى ندارد .
وناخواسته اسير استبداد دين يا مذهبى شده ايم وبدون انكه از بيرون به ان نگاه كنيم كور كورانه ان را دنبال ميكنيم .

يك مثال كوتاه بزنم در ايام رمضان وشب قدر انان كه به مسجد ميروند وتازى نامه بر سر ميگذارند ايا تا به حال ان را خوانده اند يا از محتواى ان اگاه هستند ؟
جواب !به هيچ عنوان ،حتى به زبان مادرى ما نيست ودركش براى ما سخت است ولى از ان روى كه فكر ميكنيم كتابى است مقدس واز پشت ابرها امده است ان را پذيرا ميشويم بدون انكه بدانيم چيست .

ازاد انديشى وازاد منشى و تغير در رفتار شخصى وافكار خود اولين گام براى ما ايرانيان خواهد بود .

تا از اسارت افكار خويش ازاد نشويد وهرگونه تعصبى را كنار نگذاريم نميتوانيم گامى براى ازادى برداريم .

تعصب روى شخص وتعصب دينى ومذهبى دو مقوله اى است كه ما را از هدف اصلى كه رهايى خويش و ملت ايران وسرزمين ايران است باز ميدارد .

تعصب در روند كار سياسى فقط بايد بر روى سرزمين وخاك وتماميت ارضى باشد ولاغير .

ای آزادی
اگر روزی به سرزمین من رسیدی
در قالب پیرمردی سیاه پوش با ریش سپید و عبای سیاه
با لهجه ای غریب و فرهنگی عرب و چشمهایی سرد و ترسناک نیا
برای مان از مرگ نگو
به گورستان نرو
گورستان پایان است
نباید آغاز باشد .
این بار توی دهان هیچ کس نزن
وعده ی تو خالی نده
نفت را بر سر سفره ها نیار
نان مان را بر سر سفره هایمان باقی بگذار .
از آب و برق مجانی نگو از تلاش انسانی بگو
از سازندگی و آبادانی بگو
از تعهد کور نگو
از تخصص و دانش و شور بگو .

آی آزادی !
اگر روزی به سرزمین من رسیدی
با شادی بیا
با چادر سیاه و تحجر و ریش نیا
با مارش نظامی و جنگ نیا
با آواز و موسیقی و رنگ بیا
با تفنگهای بزرگ در دست کودکان کوچک نیا
با گل و ه و کتاب بیا
از تقوا و جنگ و شهادت نگو
از انسانیت و صلح و شهامت بگو .
برایمان از زندگی بگو
از پنجره های باز بگو
دلهای ما را با نسیم آشتی بده
با دوستی و عشق آشنایمان کن
به ما شان انسان بودن را بیاموز
به ما بیاموز که چگونه زندگی کنیم
چگونه مردن را به وقت خود خواهیم آموخت
به ما شان انسان بودن را بیاموز .

آی آزادی ...
اگر به سر زمین من رسیدی
بر قلبهای عاشق ما قدم بگذار
مهرت را در دلهای ما بیفکن تا آزادگی در درون ما بجوشد
و تو را با هیچ چیز دیگری تاخت نزنیم
با هر نفس یادمان بماند که تو از نفس عزیز تری
بدانیم که آزادی یک نعمت نیست
یک مسئولیت است .
به ما بیاموز که داشتن و نگهداشتن تو سخت است
ما را با خودت آشنا کن ما از تو چیز زیادی نمی دانیم
ما فقط نامت را زمزمه کرده ایم
ما به وسعت یک تاریخ از تو محروم مانده ایم
ای نادیده ترین !
اگر آمدی با نشانی بیا که تو را بشناسیم .

هان آی آزادی
اگر به سرزمین ما آمدی با آگاهی بیا
تا بر دروازه های این شهر تو را با شمشیر گردن نزنیم
تا در حافظه ی کند تاریخ نگذاریم که تو را از ما بدزدند
تا تو را با بی بند و باری و هیچ بدل دیگری اشتباه نگیریم
آخر می دانی
بهای قدمهای تو بر این خاک
خون های خوب ترین فرزندان این سرزمین بوده است
بهای تو سنگین ترین بهای دنیاست
پس این بار با آگاهی بیا با آگاهی با آگاهی

پاینده ایران و ایرانی
تا ابد #جاویدشاه
#پرواز_آریامهر_بازگشت_رضاشاه_دوم
#PahlaviRepresentsIranians
همایون محمد رضا شاه پهلوی شاهنشاه آریامهر :
" روزی که پدرم از ایران میرفت به من گفت مردم ناسپاس هستند اما تو به عنوان پادشاه ایران باید در مقابل تاریخ پاسخگو باشی , پس به گونه ایی عمل کن تا مردم به نیکی از تو یاد کنند و من فکر میکنم با گذشت زمان همه چیز روشن خواهد شد . "

پاینده ایران و ایرانی
تا ابد #جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پرواز_آریامهر_بازگشت_رضاشاه_دوم
#PahlaviRepresentsIranians
هنگام که خمینی گجستک پس از ۱۵ سال با هواپیمای ویژه به ایران باز می‌گشت، در پاسخ این پرسش که چه احساسی دارد گفت: «هیچ!» .
.
رضاشاه بزرگ که پس از طی راه پر مشقت خوزستان و دفع فتنه خزعل با درشکه از راه‌های خاک‌آلود عراق پس از چند هفته به میهن باز می‌گشت، می‌گوید: «جبال برف‌آلود ایران مدتی بود که نمایش داشت و افق بی‌تغییر عراق را چون دیواری جلیل و مزین به آسمان مربوط میساخت. اما درشکه در رسانیدن ما به خاک وطن، مثل این بود که تعللی دارد یا شدت شوق، حرکت او را در چشم من کُند و تعلل‌آمیز جلوه‌گر می‌ساخت.

عاقبت به خاک ایران رسیدیم. چنان شور و سروری در من ایجاد گردید که بی‌اختیار از درشکه فرود آمده بر خاک افتادم و بر زمین بوسه دادم. در هیچ واقعه این قدر رقت نکرده بودم. خاک این سرزمین مقدس، گویی توتیایی بود که چشمِ انتظار کشیده‌ی ما را روشنی بخشید..از حُب وطن راسخ‌تر هیچ ریشه محبتی در قلب انسان فرو نرفته است.
.
خدا عمر بدهد که این وطن جذاب و عزیز را به قدری آباد کنم که حتا خائنان راحت‌طلب سست‌عنصر عیاش [کنایه به احمد شاه است] هم آن را ترک نگویند و خارجه را بر آن ترجیح ندهند .

پاینده ایران
#رضاشاه_روحت_شاد
🔴 هم میهنان گرامی
میتوانند گفتگو کامل شهریار ایران رضا شاه دوم پهلوی سوم رضا پهلوی با اندیشکده هادسن را در کانال رسمی یوتیوب ایشان تماشا نمایند .

خاستگاه این ویدیو :
https://youtu.be/R2N5ybsZKJo

پان وشته : گفتگو به زبان انگلیسی است .

پاینده ایران و ایرانی
تا ابد #جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پرواز_آریامهر_بازگشت_رضاشاه_دوم
ایران پرستان در خارج از ایران دست از کارزارهای خود در راستای براندازی رژیم ننگین جمهوری ضحاک اشغالگر و اسلام اهریمنی بر نخواهند داشت.
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پیام ایران مادر شهبانوی دلها فرح پهلوی به ملت بزرگ و آزادیخواه ایران و در خواست ایشان از نظامیان رژیم جمهوری اشغالگر اسلامی در پیوستن به صف مردم

پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
دهشمندی
«فرهنگ دهش و دستگیری از نیازمندان راستین در نگاه نیاکان ما» دربخش نخست داستان فریدون که استاد سخن، درباره بر تخت نشستن و آغاز پادشاهی فریدون دادگر، به ما می گوید، در کنار اینهمه شکوه و روشنی و جشن و شادکامی، داستان زیبای دیگری هم به کوتاهی و تنها در چند رج، گفته شده است. داستان بخشش و دهش فرانک، این بزرگ بانوی مهربان به نیازمندان. ما پیش از این در بخشهای نخستین داستان ضحاک، با فرانک آشنا شده ایم. می دانیم که او مادر رنجدیده، بردبار، هوشیار و خردمند فریدون است. ما داستان رنجهای زندگی او را در غم از دست دادن یار و همسرش و کوشش بی امان او را برای پاسداری از جان فرزندش خوانده ایم. اکنون این بانوی تنها، این مادر دردکشیده، در گوشه ای از فلات گسترده ایران، دور از فرزند و ناآگاه و بیخبر از او، روزها و شبهای بلندی چشم به راهست که ناگهان پیک خجسته ای پیام پیروزی و بر تخت نشستن فریدون را به او می دهد. این زن پارسای یزدان پرست،

ادامه 👇
پس از نیایش و سپاس آفریدگار، نخست دست به نیکوکاری و بخشش می برد تا شادی دیریاب خود را با مردمان نیازمند، بخش کند. ولی فرانک به چه کسانی بخشش و دهش می کند؟ آیا اینکار او گونه ای از گداپروری نیست؟ می دانیم که در نگاه نیاکان ما، تنبلی و بیکارگی، بسیار نکوهش شده است و بسیار بیشتر از آن دریوزگی و گدایی و ریزه خواری سفره دیگران. پس این چگونه دهش و بخششی است که بارها و بارها در شاهنامه می خوانیم و اکنون هم می بینیم که فرانک خردمند به آن دست یازیده است؟ (وز آن پس هر آن کس که بودش نیاز / همی داشت روز بد خویش راز / نهانش نوا کرد و کس را نگفت / همان راز او داشت اندر نهفت) . پس این دهش، تنها به نیازمندان آبرومند و شرافتمندی، پیشکش می شود که هرگز نیاز و تنگدستی خود را به دیگران نمی نمایانند و سرافرازی و ارزشهای انسانی خود را، در تنگنای زندگی، به بهای گدایی و دریوزگی نمی فروشند. تنها چنین کسانی، شایسته و بایسته پیشکش کردن دهش و بخشش هستند. این فرهنگ نیاکانی ما ایرانیان است. ما در روزهای تنگدستی و سختی روزگار، خوار نمی شویم و خود را به پای لطف و کرم کسی نمی اندازیم. همچنان که در زمان دارندگی و فراخ دستی، خویشان و همسایگان نیازمند و تنگدستان آبرودار خاموش و ارجمندی که شاید آنها را نشناسیم را هم، فراموش نخواهیم کرد. و باز نکته درخشان دیگری که در اینجا باید بر آن پافشاری کرد، شیوه بخشش و دستگیری از نیازمندان است. (نهانش نوا کرد و کس را نگفت / همان راز او داشت اندر نهفت) . ما حق نداریم به بهانه کمک به کسی، راز تنگدستی او را در چشم دیگران، آشکار کنیم. ما اجازه نداریم از نیاز مردم برای خودمان، کاسبی مذهبی و سازمانهای خیریه ای رانتی بی حساب و کتاب فراقانونی و بوق و کرنای تبلیغاتی بسازیم. ما اجازه نداریم از بیچارگی درماندگان برای پیشبرد اهداف سیاسی احزاب و اثبات تئوری های ایدئولوژیکی خود، بهره ببریم. ما اجازه نداریم برای نشان دادن افه روشنفکر مردمی بودنمان، عکس کودکان کار، روستاییان پابرهنه، زنان تن فروش، مردان خوارشده و معتاد، .... و هزاران تصویری که بی اجازه از مردمان درمانده و خسته ای گرفته شده که به حقوق شهروندی خود هم آگاه نیستند را برای بالا رفتن شمار لایک پستهایمان، به شیوه ای ابزاری، بکار بگیریم و برای نشان دادن اوج همدردی خود، چند تا آه و آخ هم پای پستمان بگذاریم‌. ما باید ارزشهای اخلاقی را، یکبار دیگر و اینبار نه از دهان پرهیاهوی سیاست بازان و ایدئولوژی پردازان، که از وجدان انسانی و فرهنگ نیاکانی خود بیاموزیم. ما نه در تنگدستی، به خواری گردن می نهیم و نه در فراخ دستی به بهانه کمک و دستگیری، نیازمندان را خوار می کنیم. ما راز تنگدستی و گنج آبروی مردم را دکان تبلیغ مذهبی و نان بازیهای سیاسی و پل ویزای کشورهای اروپایی نمی کنیم. ما اینبار فرهنگ پهلوانی را از فرانک می آموزیم و دهش را بی خواهش، پیشکش نیازمندان خاموش می کنیم.

پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#بگوبرگردشاه 👑
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پیش برنامه فاکس نیوز از گفتگو این شبکه خبری با شهریار ایران رضا شاه دوم پهلوی سوم رضا پهلوی
" فشارهای حداکثری می تواند به فروپاشی رژیم جمهوری اسلامی منجر شود”

پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#بگوبرگردشاه 👑
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
گفتگوی ایران مادر شهبانو فرح پهلوی
به مناسبت ۲۶ دی‌ماه روزی که ایران پدر همایون محمد رضا شاه پهلوی شاهنشاه آریامهر از ایران خارج شدند .
روزی که براستی ایران و ایرانی گری از آن پهنه کهن نیز رخت بر بست !

پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#بگوبرگردشاه 👑
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
شانزدهمین زادروز شاهدخت فرح پهلوی سومین فرزند شهریار ایران رضا شاه دوم ، پهلوی سوم ، رضا پهلوی خجسته و شاد باد .
برای شاهدخت عزیزمان آرزوی شادزیستی و بهروزی داریم .

#رنسانس_ایرانی 🌱
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
براستی که پیوند #شاه و ملت ناگسستنی است و ریشه در درازنای تاریخ ایرانشهر دارد .

در دیده ما شاه بود سایه یزدان / تا کور شود دیده بیگانه پرستان

پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#بگوبرگردشاه 👑
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
آخرین فرمان شاهنشاه خطاب به ارتشتاران
۲۶ دی ۱۳۵۷

#اتحاد_ملی_ایران
🌐 خبرهای بیشتر را از اینجا دنبال کنید👇👇
@Mellig
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به‌مناسبت چهل و یکمین سال‌روز آخرین خروج محمدرضا شاه پهلوی و شهبانو از ایران
‏کشیده ای بس محکم از طرف شهریار ایران زمین به ضحاک زمانه خامنه ای گجستک
‏پاینده ایران 💎
‏⁧ #جاویدشاه🔥
خامنه‌ای! ناایرانی و ضدایرانی تویی که دلیرترین و پاک‌ترین فرزندان ایران را در زمین و آسمان می‌کشی.

@OfficialRezaPahlavi
چرا نامی از دانشمندان ایران باستان وجود ندارد
===========================

تازیان با حمله و پیروزی خود به ایران تمام کتابخانه ها و کتابهای ایران باستان را سوزاندند.

1- "در تاریخ ابن خلدون "العلوم العقلیه و اصنافها" می خوانیم :
وقتی کشور ایران فتح شد ، کتب بسیاری در آن سرزمین به دست تازیان افتاد ، سعد بن ابی وقاص به عمربن خطاب در خصوص آن کتب نامه نوشت و در ترجمه کردن آنها برای مسلمانان رخصت خواست . عمر بدو نوشت که آن کتابها را در آب افکنند ، چه اگر آنچه در آنها است ، راهنمایی است ، خدا ما را به رهنماتر از آن هدایت کرده است و اگر گمراهی است ، خدا ما را از شر آن محفوظ داشته . بنابراین آن کتابها را در آب یا در آتش افکندند ، و علوم ایرانیان که در آن کتب مدون بود ، از میان رفت و به دست ما نرسید . . . "

2- "ابوالفرج بن العبری" در "مختصرالدول" و "عبدالطیف بغدادی" در کتاب "الافاده والاعتبار" و" قفطی " در" تاریخ الحکماه" در شرح حال "یحیی نحوی" و "حاج خلیفه" در "کشف الطیون" و دکتر "صفا" در " تاریخ علوم عقلی" از سوختن کتب کتابخانه عظیم اسکندریه و گندی شاهپور و خوارزم توسط عرب سخن رانده اند .

ادامه 👇
3- "ابوریحان بیرونی" در "الآثارالباقیه" نوشته است :
چون "قتیبه بن مسلم" دوباره خوارزم ( از نواحی سرزمین ایران ) را پس از مرتد شدن اهالی فتح کرد ، "اسکجموک" را بر ایشان والی گردانید و قتیبه هر کس که خط خوارزمی می دانست و از اخبار و اوضاع ایشان آگاه بود و از علوم ایشان مطلع ، به کلی فانی و معدوم الاثر کرد و ایشان را در اقطار ارض منقرض ساخت و لذا اخبار و اوضاع ایشان به درجه ای مخفی و مستور مانده است که به هیچ وجه وسیله ای برای شناخت حقایق امور در آن بلاد بعد از ظهور اسلام در دست نیست .
. . . و چون قتیبه بن مسلم نویسندگان ایشان ( خوارزمیان ) را هلاک کرد و هربدان ایشان را بکشت و کتب و نوشته های آنانرا بسوخت ، اهل خوارزم اُمی ( بی سواد ) ماندند و در اموری که محتاج الیه ایشان بود فقط به محفوظات خود اتکا کردند ، و چون مدت متمادی گردید و روزگار دراز بر ایشان بگذشت امور جزیی مورد اختلاف را فراموش کردند و فقط مطالب کلی مورد اتفاق در حافظه آنان باقیماند .

4- دکتر معین" در کتاب "مزدیسنا و ادب فارسی" می آورد:
"اعراب شهرها را با خاک یکسان و آتشکده ها را با آتش سوخته و موبدان را از دم تیغ گذرانده و کتب فضلای اُمت اعم از آنچه در مطلق علوم نوشته شده بودند یا تاریخ و مسایل مذهبی ، همه را نابود کردند"

5- "دولتشاه سمرقندی" در "تذکره الشعرا" می نویسد:
امیر عبداله بن طاهر که به روزگار خلفای عباسی امیر خراسان بود . روزی در نیشابور نشسته بود ، شخصی کتابی آورد و به تحفه پیش او نهاد ، پرسید که این چه کتاب است ؟ گفت : این قصه "وامق و عذراست" خوب حکایتی است که حکما به نام شاه انوشیروان جمع کرده اند . امیر فرمود که ما مردم قرآن می خوانیم و بغیر از قرآن و حدیث پیغمبری چیزی نمی خوانیم ما را از این کتاب در کار نیست و این کتاب تالیف مغان است و پیش ما مردود است ، فرمود آنان را در آب انداختند و حکم کرد که در قلمرو من هر جا که کتابت عجم و مغان باشد ، جمله بسوزانند .

با وجود این اسامی چندین دانشمند ایرانی در تاریخ باقی مانده که به عبارت زیر میباشند:

1) اسکیلاس : دوره ی هخامنشی، « زمان حکومت داریوش _ از سال 446 تا 486 ق.م » _ دریانورد و کاشف و مهندس سازنده ی قنات.
2) ستاسپ : دوره ی هخامنشی، « زمان حکومت خشایارشا _ از سال 486 تا 521 ق.م » دریانورد و کاشف.
3) بویر اندا : دوره ی هخامنشی، « زمان خشایارشا » مهندس.
4) آرتاخه : دوره ی هخامنشی، « زمان خشایارشا » مهندس و سازنده ی کانال آتوس, (کانال سوئز)
5) استانس : دوره ی هخامنشی، شمیدان و استاد دموکریتوس.
6) برازه : دوره ی ساسانی، « زمان فرمانروایی اردشیر _ 226 تا 241 م » مهندس و احیا کننده ی شهر فیروزآباد ( در فارس ).
7) برانوش : دوره ی ساسانی، سازنده ی شادروان شوشتر.
8) فرغان : دوره ی ساسانی، سازنده ی طاق کسری.
9) جهن برزین : دوره ی ساسانی، سازنده ی تخت طاقدیس.
10) شیده : دوره ی ساسانی، سازنده ی کاخ خورنق.
11) سلمان فارسی

پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#بگوبرگردشاه 👑
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
بهمنگان
————
«جشن» واژه‌ای ایرانی است از ریشه‌ی «یَز-»، به معنیِ «پرستیدن، ستودن و نیایش کردن». جشن در آغاز به معنای «انجام آیینهای دینی» بوده، ولی اندک اندک گسترش معنایی پیدا کرده و به بزم و مهمانی و سور و سرور هم گفته شده است؛ چرا که در فرهنگ ایران، انجام آیین دینی و نیایش و ستایشِ ایزد همان جشن و بزم و شادی و شادخواری بوده و شگفت این که «جشن» با واژه‌های «یزد» و «ایزد» هم هم‌ریشه است و به دیگر سخن، جشن و ایزد هر دو از یک ریشه‌اند. چنین، در فرهنگ زندگی‌سِتای ایران باستان جشن کاری اهورایی و روشی برای مبارزه با اهریمن بوده و در برابر، سوگ و غم کنشی اهریمنی و سخت نکوهیده بوده است.

یکی از جشنهای باستانی ایران «جشن بهمنگان» است که در روز بهمن از ماه بهمن، دوم بهمن‌ماه به گاهشماری یزدگردی، بیست‌وششم دی‌ماه به گاهشماری امروزی، برگزار می‌شود.

«بهمنگان» جشنی در گرامیداشت و بزرگداشت «بهمن» یا «اندیشه‌ی نیک» است. بهمن در زبان اوستایی «وُهومَنَه» و در زبان پارسیگ یا پهلوی «وَهْمَن» است که در پارسی امروز «بهمن» شده است. بهمن یکی از فرشتگان درگاه اهورا مزدا و نماینده‌ی نیک‌نهادی و نیک‌منشی است.

ادامه 👇